نکته روز.................
ما اسرائیل را شرّ مطلق می دانیم. بدتر از اسرائیل در جهان وجود ندارد . اگر اسرائیل با شیطان در گیر شود، در کنار شیطان خواهیم ایستاد. اگر اسرائیل با چپ درگیر شود، در کنار چپ خواهیم ایستاد. اگر اسرائیل با راست درگیر شود، در کنار راست خواهیم ایستاد. شعار «اسرائیل شرّ مطلق است» ،به این معناست
امام موسی صدر



:: برچسب‌ها:

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۱٠
امام زمان (علیه السلام) به چنین سردارانی افتخار میکند............
عنوان طرح: قهرمان ایرانی
توضیحات طرح: طرح گرافیکی از سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس

ژنرال بدون سایه

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، این روزها بیش از گذشته در معرض دید و مباحث رسانه های گروهی و افکار عمومی قرار گرفته است.از یک سو واشنگتن پست به او پرداخته و از سوی دیگر روزنامه گاردین خبر داده است که قاسم سلیمانی با ارسال نامه ای به فرمانده ارتش آمریکادر عراق نوشته: "شما باید بدانید که من، قاسم سلیمانی، هدایت سیاست ایران در زمینه عراق، لبنان، غزه و افغانستان را برعهده دارم."

سرلشگر قاسم سلیمانی بیشتر از آنکه در داخل ایران شناخته شده باشد، در میان کشورهای غربی و بخصوص دستگاه های امنیتی و نظامی آنها چهره ای سرشناس است.فرماندهی رازآلود و قدرتمند از سپاه پاسداران که در خارج از ایران او را قدرتمندترین مرد خاورمیانه، از افغانستان و پاکستان تا عراق و لبنان، می دانند.

روزنامه گاردین، چاپ انگلستان در یکی از شماره های اخیر خود به نقل از ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده ارشد ارتش آمریکا در عراق نوشت زمانی که قاسمی در بغداد به سر می برد، پیامی کتبی به دستگاه تلفن دفتر او ارسال شد.

در آن پیام نوشته شده بود: "ژنرال پترائوس، شما باید بدانید که من، قاسم سلیمانی، هدایت سیاست ایران در زمینه عراق، لبنان، غزه و افغانستان را برعهده دارم. سفیر ایران در بغداد هم عضو نیروی ویژه قدس است. فردی که جایگزین او خواهد شد نیز عضو نیروی قدس خواهد بود."

ژنرال دیوید پترائوس هم اکنون با پایان ماموریت در عراق، به ریاست CIA آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا که بزرگترین سازمان اطلاعاتی و امنیتی جهان به شمار می آید منصوب شده است.

روزنامه گاردین در گزارش ویژه خود می نویسد که سیاست مداران بزرگ و فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی خاورمیانه در کشورهای مختلف و بخصوص عراق از سرلشگر قاسم سلیمانی می ترسند، با شنیدن نام او دستپاچه می شوند و او را قوی ترین مرد منطقه می دانند که بدون در نظر گرفتن نظراتش هیچ کاری انجام نمی شود.

اعراب، عراقی ها و برخی تحلیلگران آمریکایی از سلیمانی با عنوان ژنرال بدون سایه نام می برند. مردی که توسط آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی در اواخر سال 1389 به درجه سرلشگری نائل شده ولی سال ها پیش از آن توسط او به عنوان فرمانده نیروی قدس سپاه قدس منصوب شده بود.

سایه ای از ترس، دلهره و احترام

اما سرلشگر قاسم سلیمانی کیست؟

گزارش های وزارت امور خارجه ایالات متحده او را متولد 1335 در قم، شهر مذهبی مرکز ایران می دانند اما منابع داخلی می گویند که سلیمانی متولد روستایی کوهستانی به نام رابرد از توابع شهرستان بافت در استان کرمان است.

علی آلفونه، محقق موسسه آمریکن اینترپرایز که به طور تخصصی درباره سپاه پاسداران تحقیق می کند، درباره سلیمانی می گوید: "روستای کوهستانی و دورافتادۀ رابُرد در استان کرمان ساختار قبیله ای دارد و بیشتر شبیه افغانستان است، و شاید همین ویژگی است که سلیمانی را برای فعالیت در جوامع قبیله ای مانند افغانستان و عراق آماده کرده است. به احتمال زیاد همین شناخت یگانۀ او یکی از دلایل اصلی انتخابش برای فرماندهی نیروی قدس نیز بوده است."

روزنامه گاردین نیز در گزارش ویژه خود از سرلشگر سلیمانی به عنوان فردی نام برده که نفوذش به عنوان فرمانده فرمانده نیروی قدس سپاه در عراق به حدی است که در نظر بسیاری از عراقی‌ها، در واقع اوست که امور کشورشان را در دست دارد.

شروان الوائلی، وزیر مشاور در امور امنیت ملی عراق هم سال گذشته در مصاحبه با گاردین وقتی نام سلیمانی را شنید با دستپاچگی گفت: "منظورتان سید قاسم سلیمانی است؟"

عنوان "سید" در زبان عربی برای ابراز ‌‌‌نهایت و احترام به کار می‌رود.

موفق الرباعی، وزیر پیشین مشاور در امور امنیت ملی عراق نیز به تازگی گفته است: "بی‌چون و چرا سلیمانی قدرتمند‌ترین مرد در عراق است."

او تاکید دارد که بدون او هیچ چیز در عراق انجام شدنی نیست.

صالح المطلق، یکی از سه قائم مقام نخست وزیر عراق نیز معتقد است که "از آنجایی که قدرت سلیمانی به طور مستقیم از آیت الله خامنه‌ای ناشی می‌شود، او فرا‌تر از هر مقامی در جمهوری اسلامی قدرت دارد، از جمله احمدی‌نژاد."

گاردین تاکید می کند که در بغداد هیچ نام دیگری را نخواهید یافت که به این اندازه در میان دولتمردان عراقی احساس معذب بودن، عدم اطمینان و ترس ایجاد کند.

سپاهی برای آن سوی مرزها

سرلشکر قاسم سلیمانی از فرماندهان سپاه در جنگ هشت ساله ایران و عراق است که بالاترین منصبش در آن هنگام فرماندهی لشکر 41 ثارالله بود.

این فرمانده عالیرتبه سپاه پاسداران پس از پایان جنگ تحمیلی با حضور در پست های حساسی در سپاه به انجام وظیفه پرداخت تا اینکه در اواخر دهه 70 با حکم آیت الله خامنه ای به عنوان فرمانده سپاه قدس مشغول به کار شد.

نیروی قدس یا سپاه قدس، نیروی ویژه و زیرشاخه‌ای از نیروهای پنج‌گانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که مسئول فعالیت‌ها و عملیات ویژه نظامی در خارج از مرزهای ایران را بر عهده دارد. این نیرو در جریان جنگ ایران و عراق تاسیس شد و در ابتدا هدف آن تنها عملیات در خاک عراق بود. برخی تحلیل‌گران و منابع غربی مانند روزنامه لس آنجلس تایمز نیروی قدس را یکی از بهترین نیروهای ویژه در جهان می دانند.

این واحد ویژه سپاه با حمایت از احمدشاه مسعود در جنگ شوروی در افغانستان و بعدها در مقابله با طالبان دامنه فعالیتش را گسترش داد. همچنین گزارش‌هایی از نیروهای قدس مبنی بر حمایت از جنگجوهای اسلام‌گرای بوسنیایی در جنگ یوگوسلاوی در دست است.

مأموریت اصلی نیروی قدس، سازماندهی، پروراندن، تجهیز و سرمایه‌گذاری روی جنبش‌های انقلابی اسلامی است.

سرلشگر قاسم سلیمانی، بارها از جانب آمریکا متهم به دخالت در امور عراق شده‌است. روزنامه واشنگتن پست او را از مهمترین سیاست گذاران سیاست های خارجی ایران می‌داند.

منابع آمریکایی می گویند که فرمانده سپاه قدس، حتی توانسته چندین بار با گذر از دیوار امنیتی نیروهای ویژه آمریکایی و عراقی محافظ منطقه سبز بغداد، با سیاست مداران ارشد عراقی به گفت و گو بنشیند. آنها می گویند این نفوذ کلام سلیمانی بوده که باعث نخست وزیری نوری مالکی بر عراق شده است؛ نشانه ای از قدرت بی پایان او در کلان ترین معادلات سیاسی این کشور.

گاردین می نویسد که رئیس‌جمهور عراق جلال طالبانی که یک کرد است نیز به‌طور مرتب با این ژنرال ملاقات می‌کند که گاها این ملاقات در کنار مرز ایران و عراق که دو کشور را از همدیگر جدا می‌کند، صورت می‌گیرد.

"جنگ برای او تمامی ندارد"

پیش از این سایت مشرق از سایت های نزدیک به سپاه پاسداران درباره قاسم سلیمانی نوشته بود: "در سال 1379 بود که فرماندهی کل قوا ، حضرت آیت الله خامنه ای ، این بسیجی جان برکف ولایت را از کرمان به تهران فراخواند و او را به فرماندهی یکی از قوای پنجگانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، که در میان غربی ها از آن با نام «نیروی قدس» یاد می شود منصوب کرد. از آن زمان به بعد تا امروز ، سردار قاسم سلیمانی کمترین حضور را در عرصه رسانه های دیداری و شنیداری داشته است. گرچه مردم ایران و همرزمان او و هم ولایتی هایش همواره شاهد حضور او در عرصه حیات عادی در هیات ، مجالس عمومی و خصوصی خود هستند اما همین غیبت طولانی در جلوه گاه رسانه های عمومی ، او را برای غربی ها به شبحی مرموز تبدیل کرده است که سایه وار در کمین دشمنان نظام اسلامی می نشیند و ناگهان چون صاعقه بر سرشان فرود می آید."

شاید همین توانایی ها و نفوذ باشد که او را به چهره ای غیر محبوب در بین کشورهای غربی تبدیل کرده است.به نوشته گاردین قاسم سلیمانی در ایران زندگی می کند اما مقامات آمریکا او را به هدایت سرکوب مردم سوریه توسط حکومت بشار اسد متهم کرده اند؛اتهامی که تحریم های دولت فدرال علیه فرمانده سپاه قدس را به دنبال داشته است.

از فرمانده نیروی قدس سپاه کمتر تصویر یا گفته ای در محافل رسمی یا خبری وجود دارد. او پس از سال ها برای نخستین بار در سوم خرداد سال جاری با حضور در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی برای نمایندگان سخنرانی کرد.

سرلشگر سلیمانی در آن جلسه گفت: "آنچه امروز در مصر اتفاق افتاده و در لیبی، یمن و بحرین در حال رخ دادن است و یقینا در دیگر کشورهای عربی رخ خواهد داد، حرکت‌هایی اسلامی است و اینها همه متاثر از انقلاب اسلامی است و در انقلاب اسلامی الگوی مسلم و مجسم حقیقی که بر این حوادث تاثیر گذاشت، دفاع مقدس بوده است."

او با بیان اینکه به دلیل "حاکم شدن فکر امام در صحنه جنگ" امروز شاهد این حوادث بر صحنه کشورهای عربی هستیم به موقعیت آیت الله خامنه ای هم اشاره کرده و افزوده بود: "مقام معظم رهبری به عنوان امام‌شناس درجه یک هستند و بعید است هر کسی با هر نسبتی از شخص مقام معظم رهبری نسبت به امام نزدیک‌تر و پیروتر نسبت به مواضع و خطوط فکری امام باشند."

سایت مشرق در پایان معرفی سرلشگر قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه می نویسد: "این جنگاور تحت تعقیب شیطان بزرگ و نوچه هایش، برای فرزندان این آب و خاک ، همان «حاج قاسم» بسیجی آفتاب سوخته کرمانی است که چشم به آزادی قدس شریف دارد و اگر جنگ برای بسیاری از همرزمان او در سال 1367 به صورت پایان یافت، برای او آشکارا تا دو دهه بعد تداوم داشته است و او را باید بسیجی ای با 360 ماه سابقه حضور در منطقه عملیاتی دانست."

 




:: برچسب‌ها: سردار ایران, سپاه قدس

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۱٠
متن کامل و فایل صوتی سخنرانی سردار مشفق (اطلاعات)

بخش  اول سخنرانی سردار مشفق در خصوص جریانهای فاسد نظام:

اخیرا فایل صوتی سخنرانی سردار مشفق از مسئولین امنیتی کشور در فضای مجازی منتشر شده است. این سخنرانی در پاییز سال ۱۳۸۸ در مشهد مقدس و در جمع تعدادی از روحانیون و نخبگان ایراد شده است. در این سخنرانی به نقش برخی سران فتنه همچون موسوی خویینی ها ، مهدی هاشمی رفسنجانی ، بهزاد نبوی ، مصطفی تاج زاده و اشارات مبسوط ، شفاف و صریحی شده است .

این مقام ارشد امنیتی همچنین به تحرکات مشکوک سید حسن مصطفوی و برخی افراد دیگر همچون محسن رضایی ، قالیباف ، علی لاریجانی و ... اشارات آشکاری می نماید . مشفق در قسمت دیگری از سخنانش نسبت به مساله ی اسفندیار رحیم مشایی نیز نکاتی را مطرح می کند . این مقام ارشد اطلاعاتی به صراحت اعلام می نماید که این مطالب را خدمت مقام معظم رهبری برده است و حضرت آقا دستور داده اند که باید مردم را نسبت به آنها آگاه نمایید .

مطالعه متن کامل این سخنرانی را با توجه به ارائه اطلاعات و کدهایی جالب از پشت صحنه فتنه به همه مخاطبین عزیز توصیه می کنم. با توجه به این که در سالگرد آغاز فتنه ۸۸ هستیم متن کامل سخنان وی  به همراه فایل صوتی آن در وبلاگ پایگاه مقاومت مجازی شهید محمد نوری منتشر می گردد:

حلقه های پشت پرده

{...} مجمع روحانیون مبارز ، حزب مشارکت ، حزب کارگزان سازندگی ، حزب همبستگی ، حزب مردمسالاری ، احزابی هستند که از بین ۲۶- ۲۷ حزب جریان اصلاحات ، پنهانی و بدون آنکه احزاب دیگر خبر داشته باشند در آن ۸ سال ، دولت خاتمی را اینها اداره می کردند . آن چیزی که در عرصه های مختلف سیاسی - اجتماعی - فرهنگی - سیاست خارجی - مذهبی و ... و آن هجمه هایی که در دولت خاتمی برعلیه انقلاب و دین مشاهده کردید محصول آن تفکراتی بود که در این گروه جی ۷ تصمیمگیری می شد .

بنده به عنوان ۱ مسئول امنیتی کشور عرض می کنم تمام آن اتفاقاتی که خاتمی می گفت هر ۹ روز ۱ بحرانی امنیتی برای من درست کردند از درون همین جلسات خودشان طراحی می شد و به اجرا در می آمد . موضوع آقای سعید اسلامی ، ترور حجاریان و اتفاقات دیگری ، که در ان دوران در کشور ایجاد می شد ، محصول همین جلسات بود .

در جلسات جی ۷ برای شوراها طراحی شد که در دولت اصولگرا بتوانند شوراها را سکویی برای انتخابات مجلس و سپس انتخابات ریاست جمهوری بسازنند . در انتخابات شوراها علیرغم تمام تلاشی که انجام دادند دچار ۱ شکست اساسی شدند . در سراسر کشور تلاش شدیدی انجام دادند اما نتوانستند کرسیهای قابل توجهی را در اختیار بگیرند . در اینجا بود که اتاق فکر جریان اصلاحات احساس شکست کرد اما تمام هم و غمش را برای این گذاشت که بتواند در انتخابات مجلس به پیروزی برسد . در آن انتخابات لیستی به نام یاران خاتمی دادند و از اسم میرحسین استفاده کردند .

ماجرای سایت نوسازی

همچنین در آستانه ی انتخابات مجلس نیز اتفاقی در کشور افتاد و در جریان کارهای تبلیغاتی نامزدها ، ۱ سایت تحت عنوان نوسازی با مدیریت یکی از بچه ها حزب اللهیها مطلبی نوشت با این مضمون که آقای سید حسن لپ گلیه ، بی ام سواره و مطالبی از این دست برعلیه سید حسن . این آقای نوبختی که مسئول این سایت بود تو زیرزمین منزلش و به اتفاق یک ۲ تا از جوونای هم سن و سال خودش ، که دیپلم هم به زور گرفتن ، نه دوران انقلاب ، امام (ره) و نه دفاع مقدس رو درک کردند ، تحت تاثیر جوسازی ، این اقدام رو انجام دادند . راجع به این موضوع آقای توسلی در مجمع تشخیص مصلحت سخنرانی کرد ، اشک ریخت ، سکته کرد و فوت نمود . این اتفاق ۱ پیراهن عثمان اساسی برای اطلاح طلبان به وجود آمد رسانه های دشمن ، چه از خارج و چه از داخل ، دست به دست هم دادند و ۱ فضای سنگین روانی را در جامعه دامن زدند که ملت چه نشسته اید که به بیت امام (ره) هجمه شد ، به آرمانهای امام (ره) اهانت شد و ... و تمام این بار روی دوش اصولگراها گذاشتند .

ما مجبور شدیم آقای نوبختی را بازداشت کنیم و در بازجوییهایی ، که خود من انجام دادم ، به ایشان گفتم که شما با توجه به سن و سالت و سطح سوادت و با توجه به اینکه هیچکدام از شرایط حساس کشور رو درک نکردی ، چه جوری به این جمع بندی رسیدی که ۱ چنین اقداماتی را انجام بدهی ؟ ایشان جمع بندی اش این بود که ما به این نتیجه رسیدیم که سید حسن خیز برداشته است برای رهبری آینده ، از همین الآن خواستیم بزنیمش که دیگه برای بعد هوا و هوسی نکنه .

خوب به چه استدلالی تو به این نتیجه رسیدی ؟! بعد از بررسیها مشخص شد که این بچه ساده ، از چند ماه قبلش طی چند نوبت رفته خدمت تاج زاده ، و تاج زاده حرکتهای روانی سنگینی رو ایشون انجام داده و خوراک ذهنی رو تاج زاده برای این بنده خدا فراهم کرده و این ، برگفته از همون ذهنیت و تحلیل ضعیف این موضوع رو میاره روی سایت خودش قرار می ده . یعنی باز هم این اقدام از درون جریان اصلاحات شکل می گیره .

تاج زاده استاد جنگ روانی است و در حوزه ی جنگ روانی در مجموعه ی اصلاح طلبها ، تنها کسی که می تونه اقدامات روانی رو به صورت دقیق انجام بده ، چه سینه به سینه و چه به صورت عمومی در سطح جامعه ، همین تاج زاده است . این اقدامات ایشون باعث ۱ همچنین اقدام کثیفی شد که اصلاح طلبا بتونن با به دست گرفتن این پیراهن عثمان سوار افکار عمومی جامعه بشن تا بتونن برای انتخابات مجلس به پیروزی برسند .

نظام هم در سال ۸۰ برای اینها فرصت به وجود آورده بود ، در سراسر کشور ۱۸۰ نفر از اونها از فیلترهای نظارتی عبور کرده بودند و می توانستند در ۱ رقابت منطقی به مجلس راه پیدا کنند . علیرغم تمام اقداماتی ، که انجام دادند و من فقط به یکی ۲ مورد از آنها اشاره کردم ، ۱ حداقل ضعیف رو تو مجلس شکل دادند .

این اتاق فکر دچار شکست شد و بین احزاب اصلاح طلب درگیری ایجاد شد و هرکدام شکست رو بر گردن دیگری می انداختند . کار به جایی رسید که اصلاح طلبها گفتند این گروه جی ۷ دیگر صلاحیت پرچمداری اصلاحات رو نداره و باید فکر اساسی برای اون بکنیم و الا در انتخابات ریاست جمهوری قافیه رو خواهیم باخت .

مرد خاکستری اصلاحات:

در جلسات اساسی آنها ، آخرین جمع بندیشان به اینجا رسید که ما نیاز به ۱ پدر معنوی داریم . اصلاحات نیاز به ۱ پدر معنوی دارد . پس از بررسیها به این نتیجه رسیدند که موسوی خویینی ها مصداق خوبی برای این گزینه می باشد .

لذا مرکز تصمیمگیری اصلاحات برای انتخابات ریاست جمهوری دهم از گروهی جی ۷ به مجمع روحانیون منتقل شد . مجمع روحانیون مرکز راهبردسازی ، تولید فکر و اتخاذ استراتژیهای مهم اصلاحات شد و بقیه احزاب و جریانهای سیاسی باید تحت لوای موسوی خویینی ها به فعالیت خودشون ادامه می دادند .

خوب ، موسوی خویینی ها چه شخصیتی است ؟ در آن موقع خیلی از دوستان از این انتقال خوشحال شدند و می گفتند که الحمدالله مرکز فکر اصلاح طلبها به دست مجمع روحانیون افتاد ؛ چون مشارکتی ها و کارگزاران و ... آدمای رادیکال و تندی بودند اما مجمع روحانیون آدمای انقلابی هستند که با امام (ره) بودند و تو اینجا دیگر ما شاهد آن اقدامات ضدانقلابی و ضدامامی و رادیکالی نخواهیم بود .

همان موقع اولین هشدارها را خدمت برخی از دوستان و برخی از مسئولان اعلام کردیم که از این به بعد کشور درگیر یکسری اقدامات امنیتی خواهد شد ؛ به دلیل عقبه ای که ما از موسوی خویینی ها سراغ داشتیم .

موسوی خویینی ها در جریان انقلاب ، از ابتدا تاکنون ، تمام اقداماتش مشکوک می باشد . ایشان ، براساس اسناد و مدارکی که ما در اختیار داریم ، بی شک مرتبط با سرویسهای جاسوسی بیگانه می باشد . نقش موسوی خویینی ها در تسخیر لانه ی جاسوسی حایز اهمیت و بررسی می باشد .

وقتی به موسوی خویینی ها در جریان تسخیر لانه ی جاسوسی می گویند که چرا اینکار را کردید و آیا برای این اقدام با امام (ره) هماهنگ کردید ؟ موسوی خویینی ها پاسخ می دهد : خیر ؛ ما براساس بررسیهایی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که اگر با امام (ره) در میان بگذاریم ، ایشان براساس معذوریتهایی که دارد ، با این اقدام مخالفت خواهد کرد !

خیلی جالبه ، با علم به اینکه می دانند اگر به امام (ره) بگویند امام (ره) اجازه ی انجام آن را نمی دهند این کار را مرتکب می شوند و این تسخیر انجام می گیرد .

جالب اینجاست که امروز در دانشگاههای امنیتی آمریکا و غرب ، برای دانشجویان اینگونه تفسیر می کنند ، که یکی از شگردهای ما برای دولتهایی که برعلیه ما بر سر کار می آیند و برای اینکه مجددا دولتهای وابسته به خود را در آن کشور مستقر نماییم این است که به عوامل خود در آن کشور دستور می دهیم که به سفارتهای ما در آن کشور حمله بکنند و آن را تسخیر کنند ، ما سپس به بهانه ی اینکه سفارتخانه بخشی از خاک کشور ماست و اکنون مورد تجاوز قرار گرفته ، به آن کشور لشکرکشی می کنیم و با این کار ، آن نظام مورد نظر خود را در آن کشور مستقر خواهیم کرد .

این واقعه ی طبس و کودتای نوژه و ... در این سیر قرار می گیرند و نقش موسوی خویینی ها در ماجرا بسیار مساله است .

موسوی خویینی ها بدون هماهنگی با امام (ره) این کار انجام می دهد آن هم در شرایطی که کشور هنوز نظام به صورت کامل مستقر نشده ، نیروهای نظامی شکل رسمی به خود نگرفته و درگیر مسایل تسویه هستند و نیروهای مردمی دچار درگیریهای داخلی هستند . امام (ره) با مدیریت خودشان این ماجرا را جمع و جور کردند و اجازه ندادند دشمن به اهداف خودش برسد و بلافاصله اعلام کردند که ۱ انقلاب دوم شکل گرفته است و این حادثه را به سرعت در اختیار خودشان گرفتند .

جالب اینجاست که آرمین ، چند روز پیش گفت اگر امام (ره) در این ماجرا دخالت نمی کرد ما موضوع سفارت رو بهتر از این می توانستیم جمع بکنیم !؟! بهتر از این چه جوری می خواستید جمع کنید ؟!

ما که از پشت پرده خبر داریم و می دانیم که طراحی دشمن بود و در این ماجرا واسطه ها چه کردند . موسوی خویینی ها نزد یکی از مسئولان ، که بردیده های کاغذهای کشف در لانه ی جاسوسی را به هم می چسبانده ، می رود و می گوید : ۱ سندی راجه به شهید بهشتی می توانید پیدا کنید که ایشان با آمریکا ارتباط داشته ؟ آن مسئول می گوید : نه . بعد موسوی خویینی ها می گوید : آیا می توانید ۱ سند راجع به ارتباط بهشتی با آمریکا درست کنید و براش بسازید !!!

آقایان ! نقش موسوی خویینی ها بسیار عجیب و غریبه . بگذارید ۱ کلام از شهید بهشتی نقل کنم . ایشان می فرماید : موسوی خویینی ها افکار چپگرایانه دارد . منبرهای ایشان گروه فرقان را پروش می داد و پای منبر ایشان کسانی مثل اکبر گودرزی ( رییس گروه فرقان ) و محمد کشانی ( عامل ترور شهید مفتح ) می نشستند .

یکی از متهمین در زندان ( فتنه ۸۸ ) می گوید : آن روز مطرح بود اگر انقلاب شود اکبر گودرزی و محمد کشانی ، بهشتی و باهنر و مفتح و مطهری را خواهند کشت ! چون موسوی خویینی ها این افراد در سخنرانی خود پرورش داده بود .

این نگاه موسوی خویینی ها به این شکل سوار موضوع ۱۳ آبان می شود . حالا بماند که چه اسراری را اینها از لانه ی جاسوسی بیرون بردند و بارها ایشان مورد سوال واقع شد و پاسخ نداد و امروز هم مرتب در حال فرار می باشد و پاسخ نمی دهد که آن اسناد چه شد و کجا رفت و به چه دلیل بیرون رفت ؟!؟

آن روز ۱ حادثه ی امنیتی در کشور رخ داد . حالا اگر جلوتر بیاییم در ماجرای ۱۸ تیر ۷۸ می بینیم که باز نقش موسوی خویینی ها را می بینیم و آن حادثه از روزنامه ی سلام ایشان رخ داد و باز هم ۱ اتفاق امینتی دیگر برای کشور ایجاد شد که همان روز نوعی براندازی در کشور به راه افتاد در دولت خاتمی و به پشتوانه ی دستگاههای رسمی کشور .

ابطحی در اعترافات خود می گوید : حادثه ی ۱۸ تیر سال ۷۸ محصول طراحیهای تاج زاده بود . که اون اتاق فکر ، ایشان بسیار موثر و اثرگذار بود .

جالب اینجاست وقتی جمعیت روز ۱۸ تیر به سمت بیت مقام معظم  رهبری راه افتادند ، وقتی سردار جعفری اعلام می کند که خیابان جمهوری به پایین خط قرمز ماست و اگر پاشون رو پایین بذارند دستور تیر می دهیم ، تاج زاده شخصا سوار موتور می شه و می آد جمعیت رو از خیابان جمهوری و نزدیک بیت رهبری جمع می کند و به سمت دیگری هدایت می کند تا مدریتشون از بین نرود و بتوانند این اقدام رو به سر منزل مقصود و به مراد مد نظرشون برسانند و در شرایط سخت در نطفه خفه نشود !

این فکر جریانی است که موسوی خویینی ها استارت اولیه اش رو زد .

این حادثه ای ، که در انتخابات ریاست جمهوری دهم پیش آمد ، باز هم نقش موسوی خویینی ها برجسته می باشد . تا زمانی که فکر در اتاق جی ۷ بود اینها آمال و آرزوشون این بود که به قدرت برگردند اما نه اینکه تکلیفشون رو با نظام روشن بکنند . اگر هم دوست داشتند ولی جرات بروزش رو نداشتند اما از زمانی که فکر منتقل شد به مجمع روحانیون ، در اولین جلسه موسوی خویینی ها گفت : برگشتن به قدرت شرط اول ماست . ما برگشت به قدرت رو باید سکویی بکنیم برای به زیر کشاندن نظام ! باید تکلیفمون رو برای اولین و آخرین بار با نظام روشن بکنیم !؟!ما این دفعه مانند دوره ی قبل نیست که بگذاریم آخر ۸ ال دولت خاتمی ، مجلس را به تحصن بکشانیم ، این بار از همان روز اول پاشنه ها رو می کشیم و تکلیفمون رو با نظام روشن می کنیم !؟!

ببینید پدر معنوی جریان اصلاحات چه نگاهی رو به افکار تزریق می کنه . از ۲ سال قبل از انتخابات این فکر مسموم در جریان اصلاحات پمپاژ شد .

موسوی خویینی ها در جلسات راهبردی می گوید : تجربیات ما و اصلاح طلبان زیاد شده است و ما باید بیاییم و توان بگذاریم و به هر قیمتی که شده ، ... را از تخت پایین بکشیم به معنی اینکه ایشان بفهمد که اینگونه نیست که این مملکت باشد و ایشان هم باشند و بخواهند مملکت را به هر سمتی که می خواهند بکشند !!! خاتمی و یارانش کلی تجربه کسب کرده اند .

اقدامات موسوی خویینی ها کاملا رادیکالی ، برعلیه نظام و برای به زیرکشاندن نظام می باشد.     

ادامه دارد...................




:: برچسب‌ها: فتنه و فرمانده هان آن, حلقه های پشت پرده, مرد خکستری اصلاحات

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۱٠