ادامه کتاب: آیا ظهور نزدیک است؟

ایجاد قابلیّتی که بتوان در آن قوانین پروردگار عالم را ظهور داد:

اصلی ترین شرط ظهور امام زمان علیه السلام، ایجاد قابلیّتی است که بتوان در آن قوانین پروردگار عالم را ظهور داد مثلاً حضرت ابا عبد الله علیه السلام، قیس بن مسهّر صیداوی ومسلم بن عقیل را بعنوان نمایندگان خود به کوفه فرستاد تا قابلیّت ایجاد امر خداوندی را ایجاد نمایند ولی چون این قابلیّت نبود از حضور در آن سفر، منصرف شد وتا قابلیّت برای خاتم الاوصیاء وخاتم الاولیاء حضرت حجّة الله الاعظم وجود نداشته باشد ظهور ممکن نیست.

استاد علیرضا جاویدی:

وفای به عهدی که در عالم ذرّ با حضرت ولیّ عصر علیه السلام بسته شده است:

به فرموده حضرت ولیّ عصر علیه السلام در نامه ای به یکی از دوستانشان که اگر شیعیان ما به عهدی که با ما (در عالم ذرّ) بسته بودند وفا می کردند (امامشان را به دست فراموشی نمی سپردند وهمیشه به یاد او بودند ودستوراتش را سرلوحه زندگی خود قرار می دادند) خداوند متعال آنها را از نعمت دیدار همیشگی (ظهور) محروم نمی کرد.

بنابراین از کلمات گهربار حضرتش استفاده می شود که اگر همه مردم لا اقل ملّت ایران ویا شیعیانشان، عاشق ودلباخته حضرتش می بودند خدای متعال بر ما منّت می گذاشت ووجود نازنینش را می فرستاد. به اُمید آن روز.

حجّة الاسلام سیّد محمّد مهدی آل مجتبی (میهن خواه):

دوران امامت یا دوران بزرگتری امام عصر علیه السلام:

(وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَْرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ) (سوره قصص آیه 5). یعنی: (وما اراده کرده ایم که بر مستضعفین در روی زمین، منّت گذارده وآنها را پیشوایان خلق ووارثین بر روی زمین قرار دهیم).

در قاموس تبیین وروشنگرایی مطلب جای آن دارد که در ابتدای کلام خود موضوع مطرح وروشن گردد. به بیان دیگر بهتر است نخست موجود را تشریع نمود وتجزیه ساخت وشناخت وآنگاه شرایط وعلل وجود موجود را روشن ساخت.

جای آن دارد که در وهله اوّل خود ظهور را بشناسیم وابعاد آن را ترسیم کنیم وآنگاه با توجّه به تعریف ظهور شرایط را تعیین سازیم.

ظهور چیست؟ آیا ظهور به منزله ایجاد دوران امامت امام عصر علیه السلام است ویا به عنوان فصل بزرگتری امام معصوم بر جامعه ودنیا است ویا .....

اگر ظهور را در عناوین فوق الذّکر خلاصه کنیم آنگاه تجلّی این معانی را در قبل از دوران ظهور نفی کرده ایم چرا که ساحت مقدّس امام عصر علیه السلام، چه قبل وچه بعد از ظهور بنابر علل روشنی که نیاز به ذکر آنها نیست هم امام امّت هستند وهم بزرگتر دنیا...؛ لهذا نمی توان ظهور را تنها به منزله تجلّی این عناوین دانست اگر چه این عناوین نیز جزیی از ظهور هستند اما تمام ظهور این نیست. برای اینکه بدانیم ظهور چیست لازم است در ابتدا سه مقدّمه را بررّسی کنیم.

مقدّمه اوّل: وجه غیبت وغربت امام عصر علیه السلام:

مقدّمه اوّل؛ وجه غیبت وغربت امام عصر علیه السلام: در زمانی که دستیابی به امام عصر علیه السلام ممکن نیست دو وجه مطرح است، وجه اوّل غیبت حضرت است ووجه ثانی غُربت امام زمان علیه السلام.

یک معنای غیبت این است که حضرت حقّ، سیزده معصوم برای عوام وخواص قرار داد ومعصوم چهاردهم را فقط در اختیار خواص قرار داد.

معنای دوّم غیبت حجابی است که بر روی چشمهایی کشیده می شود که لیاقت دیدن خوبیها را ندارند اما غیبت متأسّفانه یک معنای دیگر هم دارد وآن غربت امام عصر علیه السلام است.

غربت در اصطلاح به معنای دوری وبُعد مسافت ودر عُرف به معنای ناخشنودی ونارضایتی وعدم قرابت است. گاهی از اوقات، غربت در مکان است یعنی مورد پسند امام نیست وامام در آن مکان غریب است وگاهی از اوقات، غربت در زمان است یعنی زمانی در خور شأن بقیّة الله نیست وزمان، زمانِ تنهایی است وگاهی از اوقات، غربت در ارتباط با حضرت ودوستی ومرافقت ایشان است یعنی کسی پیدا نشود حضرتش را به عنوان دوست تلقّی کند واگر هم اظهار لطفی به حضرت می شود به خاطر برآورده شدن حاجتی یا رسیدن به یک خیر مادّی و... است. در عصر ما ساحت قدسی بقیّة الله الاعظم ارواحنا فداه از همه حیث غریب است هم از لحاظ مکان وهم از لحاظ زمان وهم از لحاظ دوستدار ومرید.

سنگین ترین روضه ای است که می توان برای امام زمان علیه السلام بیان نمود:

در روایت شریف از امام صادق علیه السلام وقتی صحبت از علّت غیبت به میان می آید حضرت امام صادق علیه السلام با دست مبارکش به شکم خود اشاره می فرماید که اگر مهدی ما غایب نمی شد دشمنان شکمش را می دریدند. این کلام نورانی سنگین ترین روضه ای است که می توان بیان نمود. چگونه می توان باور کرد که حضرت بقیة الله الاعظم حتى یاری جهت دفاع از خود وحفاظت ومراقبت ندارد وچون یاری در بر ندارد باید مظلومانه در غربت وتنهایی بماند.

عوامل غربت به طور اجمال وخلاصه بدین شرح است:

غربت امام عصر علیه السلام بوسیله خواصّ سوء (دوستانِ ناآگاه وعالمانِ بی عملِ ساهی):

1 _ اوّلین عامل غربت امام عصر علیه السلام، خواص سوء هستند یا به بیان دیگر دوستانِ ناآگاه که به آنها می توان عنوان عالمین بی عمل ساهی نام نهاد. این دسته از سر جهل مرکّب با آنکه می دانند ابتدایی ترین وظیفه مسلمانی هر مسلمان که شهادت به رسالت وولایت داده، دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام است به همه موضوعات دیگر می پردازند ودر قبال همه موضوعات پوچ وبی فایده، ارزش قائلند غیر از موضوع شکستن حصر غیبت امام معصوم، به عبارت دیگر برای این دسته وجماعت، غربت امام زمان علیه السلام در درجه اهمیّت نیست بلکه اگر خیلی زحمت بکشند آن را در درجه مُهمّیّت قرار می دهند، خلاصه کلام اینکه کسانی که خود مدّعی دفاع از ولایتند راه را برای ضربه زدن به ولایت از سر مسامحه وعدم توجّه ویا عدم ترجیح اهمّ به مهمّ ویا از سر جهل وبی خردی وبی شعوری باز کرده اند.

غربت امام زمان علیه السلام بوسیله مردمی که موالات بدون برائت دارند:

2 _ عامل دوّم غربت امام عصر علیه السلام مردمی هستند که در قلب آنها موالات بدون برائت وجود دارد یعنی در عین اینکه اهل بیت علیهم السلام را دوست دارند اما نسبت به دشمنان اهل بیت علیهم السلام (نظیر شیطان وجمیع اعوان وانصارش مثل کفّار ومنافقین) بُغضی ندارند واعمالی که به نشانه دشمنی آنها با دشمنان اهل بیت علیهم السلام باشد انجام نمی دهند.

غربت امام زمان علیه السلام بوسیله جوّ غیر امام زمانی ایجاد شده در جامعه:

3 _ سوّمین عامل غربت، جوّ غیر امام زمانی است که ایجاد شده است! دشمن ما در رابطه با تسلّط بر جامعه سایه ای را بر سر جامعه گسترانیده است که این سقف وسایه بوسیله ستونهایی برپا شده است. یکی از ستونها اقتصاد جامعه است، یکی ازستونها فرهنگ جامعه است، یکی از این ستونها سیاست جامعه است، یکی از ستونها...

وقتی ستون اقتصاد جامعه از همه نظر وابسته به دشمن امام عصر علیه السلام باشد یعنی تمامی معادلات ومعاملات اقتصادی نشأت گرفته از دشمن باشد (مثل ربای در جامعه، مثل معاملات نامشروع قانونی، مثل عدم پرداخت زکات وخمس ومثل...). بدیهی است که جوّ مستقرّ بر این ستون بر خلاف میل امام عصر علیه السلام درست می شود.

وقتی ستون فرهنگ جامعه برای خشنودی دشمنان امام عصر علیه السلام برپاست (مثل سینمایی که در رابطه با جلب نظر کفّار، خودکشی می کند مثل رواج موسیقی مطرب وحرام به اسم فرهنگ، مثل نشستهای کذایی به اسم فرهنگ، مثل...). معلوم است جایی برای خشنودی امام عصر علیه السلام نیست.

وقتی ستون سیاست، متکّی بر حیله ونیرنگ است معلوم است که جایی برای سیاست گذاری امام عصر علیه السلام نیست.

وقتی سقف (جوّ جامعه) بر امثال این ستونها برپا می گردد بدیهی است که این جامعه، رنگ وبوی غیر امام زمانی می گیرد وبرای هر چه تلاش می کند غیر از خشنودی امام عصر علیه السلام.

غربت امام عصر علیه السلام بوسیله عدم تبلیغات برای شناساندن آن حضرت وشیوع تبلیغات وتهمتهای ناروا علیه امام زمان علیه السلام ومبلّغان ایشان.

4 _ عامل بعدی غربت امام عصر علیه السلام عدم تبلیغاتی است که باید برای شناساندن حضرت انجام می شد. متأسّفانه این تبلیغات انجام نشده است ودشمن، تبلیغات علیه حضرت کرد. در عصر معاصر ما، گروههای زیادی (گروههای راستین راه ودرست کردار) دست بلند کردند وبلند شدند (که گروههای زیادی هم بودند وچون متّهم به حرکت سیاسی اند لذا نامی از آنها برده نمی شود) امّا در موقع حرکت، سریع تهمت وبرچسب خوردند یا زمینه طوری فراهم شد که مردم از اطرافشان پراکنده شدند.

چرا باید هر کسی که امام زمانی باشد به نظر ما فرد مجرمی تلقّی شود:

چرا باید هر کسی که امام زمانی باشد به نظر ما فرد مجرمی تلقّی شود؟! چرا باید کسی که بگوید من آرزوی دیدن امام عصر علیه السلام را دارم محجوب شود وذهنیّت مردم نسبت به او تخریب شود؟! تا حالا تبلیغاتی بود که علیه امام زمان علیه السلام صورت می گرفت ومتأسّفانه تبلیغات له ایشان به صورت دقیق ومنسجم وپیگیر صورت نمی گرفت.

رابطه خوب بچّه های جبهه با اهل بیت علیهم السلام در زمان جنگ:

تنها در زمان جنگ بود که در محورهای مختلف، بچّه ها خالصانه، رابطه خوبی با ساحت قدس اهل بیت علیهم السلام برپا کرده بودند وخود را حول محور عشق به اهل بیت علیهم السلام قرار داده بودند. الان در بعضی مجالس روضه اگر خیلی همّت کنند در ابتدای مجلس نام مبارک آن حضرت را می برند وشکایت از ناراحتیهای خود وآخر مجلس، کاسه گدایی برای گرفتن حاجات والتماس به امام عصر علیه السلام.

غربت امام علیه السلام بوسیله دور بودن امکانات لازم از دسترس دوستداران حضرت:

5 _ عامل پنجم غربت امام عصر علیه السلام امکاناتی است که از دسترس دوستداران دوراست.

غربت امام علیه السلام بوسیله دشمنان امام زمان علیه السلام که دقیق، خوب وبد را می شناسند.

6 _ عامل ششم خود دشمنان هستند، دشمنان ما دشمنانی هستند که دقیق، خوب وبد رامی شناسند.

دشمنی که دشمنیش ظاهر است مثل آمریکای جنایتکار:

ما سه نوع دشمن داریم: یک نوع دشمن ما دشمنی است که دشمنیش ظاهر است. این نوع دشمن مثل سگهایی می مانند که معلوم هستند، نمونه بارز امثال این دشمنان، آمریکای جنایتکار است که اگر بخواهد مقابله سیاسی ویا هر نوع مقابله دیگر کند مقابله اش علنی است. دشمنی این دشمن، علنی است ومی توان به راحتى مواظب او بود ودر مقابل اعمالش، سدّ ایجاد نمود.

دشمنان فرهنگی امام علیه السلام وشیعیان یعنی یهودیان صهیونیست ومنافقین داخلی

نوع دوّم دشمن، دشمنهای فرهنگی هستند که یهودیان صهیونیست ومنافقین داخلی هستند. یهود صهیونیست، دشمن فرهنگی است. بنای خود از مقابله را، بر جنگ وتهاجم فرهنگی می گذارد بطور مثال شبکه های تلویزیونی تمام دنیا را در اختیار می گیرد. (البتّه لازم به ذکر است شبکه تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران مستثنى است) هنگام نماز اوّل وقت، فیلم جالبی می گذارد که همه را از فریضه وفیض معنوی نگه دارد ویا بنای تبلیغاتی خود را حول محور مادّیّات وپوچی ووابستگی به غیر خدا قرار می دهد، خلاصه رشته هدایت سینما، تأتر، مطبوعات و... در دنیا در دست صهیونیستهاست.

خطرناکترین دشمنان امام زمان علیه السلام وشیعیان:

نوع سوّم دشمن، آن است که در تصمیم گیریها دخالت می کند. اگر یک ماشین را در نظر بگیرید یک نفر دشمن می آید در ماشین وعلناً بر ضدّ راننده ماشین فعّالیّت می کند یا نفر دیگری علیه راننده تبلیغ می کند ونفر سوّم می آید ودر پیش راننده می نشیند وطرح دوستی با وی می ریزد که بتواند در فرصت بدست آمده، سکّان هدایت وسیله را از دست راننده درآورد. این دشمن خطرناکترین نوع دشمن است واین کار عادّی نیست وحرکت شیطانی است.

خود شیطان هنگامی که قصد اغوای حضرت آدم وهمسرش را داشت ودر تصمیم آنها رخنه کرد در ابتدای امر، خود را دلسوز آنها نشان داد. همین حرکت را الآن در میان کشورهای دنیا، کشور انگلستان به عهده دارد. سیاست این کشور مبتنی بر این است که مهره های تصمیم گیری هر جامعه را شناسائی ودر کنار آن مهره ها، نفوذی های خود را جای دهد وسعی خود را معطوفِ گرفتن قوای تصمیم گیری هر جامعه می کند.

برنامه های 400 ساله انگلستان برای بوجود آوردن آشوب وبلوا در دنیا:

نکته جالب در مورد کشور انگلستان اینکه برنامه ریزی بشر عادّی تا زمانی است که اُمید زندگی دارد، نهایت اُمیدی که هر بشر به زندگی دارد صد سال است، مطمئنّاً برنامه ریزیهای 400 ساله از دایره فکری انسان خارج است ولی ما می بینیم که برنامه انگلیس برنامه 400 ساله است. بعید نیست که شخصی دیگر (شاید وقریب به یقین خود شیطان رجیم) پُشت چهره تصمیم گیری انگلستان باشد. جای تعجّب نیست که بدانیم در عرض این 400 سال هرچه آشوب وبلوا در دنیا برپا شده زیر سر انگلستان است.

مقدّمه دوّم: دوران طرح اسلام ودوران حکومت اسلام:

مقدّمه دوم؛ اسلام عزیز مبتنی بر دو بخش است:

بخش اوّل دوران طرح اسلام است. ما در این دوران که قریب به 1400 واندی سال طول کشیده است جزء به جزء احکام وشرایط اسلام با توجّه به شرایط مختلف زمانی ومکانی مطرح شده است.

بخش دوّم اسلام، دوران حکومت اسلام است که این دوران با حکومت امام عصر علیه السلام آغاز وبا رجعت ائمّه معصومین علیهم السلام استمرار می یابد.

مقدّمه سوّم: بخشهای حکومت اسلامی:

مقدّمه سوّم، حکومت اسلامی دو بخش است:

بخش اوّل حکومت، تحکیم احکام است توسط حکیم ویا امام معصوم وبخش دیگر که اجرای احکام است توسّط حُکّام (یا خواصّ امام عصر علیه السلام).

در یک حکومت، لازم است که بخش دوّم (حُکّام یا خواصّ) نسبت به بخش اوّل (حُکما یا اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام) ایمان مطلق داشته باشند. زمینه این ایمان را مجالست ومصاحبت مکفی در همه جوانب بخش دوّم از قبل با بخش اوّل را تشکیل می دهد.

در واقع کسانی که مجری احکام امام هستند ویا کسانی که می خواهند باشند حتماً باید محضر امام معصوم را به قدر کافی درک نموده باشند که البتّه این مقوله با موضوع زیارت فرق می کند، زیارت تنها رؤیت وحظّ بصری است در حالی که درک محضر یعنی استفاده از علم امام معصوم وسپس پذیرش سیره امام معصوم به عنوان کاملترین سیره وآنگاه تطبیق فعلیّت مکانی وزمانی با نظر امام معصوم علیه السلام.

چنین اشخاصی لیاقت مجری بودن احکام امام را دارند وتا این چنین افرادی با این خصوصیّت آماده نشده باشند ظهور صورت نمی گیرد. در واقع ظهور امام عصر علیه السلام بخش دوّم اسلام است. اسلام در دوران اولی خود را به طور کلان ووسیع ومفصّل عرضه نموده است. زمان بخش حکومت اسلام که با حکومت امام عصر علیه السلام آغاز می شود فرا رسیده است. در واقع حکومت امام عصر علیه السلام حکومت خدا بر زمین است یعنی جلوه لاحُکم الاّ لله.

نکته قابل توجّه اینکه بزرگتری امام عصر علیه السلام هم بر عوام است وهم بر خواص لیکن حکومت فقط بر خواصّ ممکن است وبر عوام ممکن نیست. در واقع بزرگتری، نظارت وسرپرستی است امّا وقتی بحث حکومت می شود بحث راهبری وهدایت می شود. در جنبه بزرگتری اگر کسی خواستار هدایت نبود مشکل حادّی ایجاد نمی شود امّا در حکومت، همه باید هدایت شوند وهمه باید این را برای خودشان بپذیرند که غیر از هدایت شدن توسّط امام معصوم چاره دیگری ندارند.

شرایط ظهور امام زمان علیه السلام:

اگر ظهور را بخش دوّم اسلام یعنی دوران حکومت اسلام بگیریم وبنای حکومت را نیز مبتنی بر هدایت همگان بسوی حقّ بدانیم آنگاه شرایط ظهور به شرح زیر است:

شکستن حصار غیبت وغربت امام عصر علیه السلام:

1 _ شکستن حصار غیبت وغربت امام عصر علیه السلام یعنی مقابله ونابود کردن تمامی عواملی که اسباب غربت وغیبت امام عصر علیه السلام شده است.

پیدا شدن خواصّی که از محضر مبارک امام عصر علیه السلام استفاده نموده اند:

2 _ پیدا شدن خواصّ که در بخش دوّم حکومت نقش مؤثّری داشته باشند یعنی کسانی که عمر خود را وقف استفاده از محضر مبارک امام عصر علیه السلام نموده وبه این فیض عُظمى دست یافته باشند. روایات مؤکّد، تعداد این دسته از خواص ّرا حد اقل 313 نفر عنوان کرده اند امّا این نیست که این عدد به 313 ختم شود بلکه امید است وشاید حرف دل باشد که این عدد به میلیون ومیلیارد بدل شود که هر چه تعداد خواصّ امام ویا کسانی که خشنودی امام را فراهم می سازند بیشتر وبیشتر شود خوشحالی ورضایت امام معصوم بیشتر می شود.

به امید آنکه باعنایت وتوجّهات خاصّ اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام با هم در راه رضایت وخشنودی اهل بیت علیهم السلام، هستی خود را فنا کنیم.

اضطرار واحساس نیاز شدید مردم:

3 _ شرط دیگری هم وجود دارد که بد نیست از این به بعد به عنوان اضطرار نام برد، بطور مثال کودکی در آستانه یک بیماری است، هر چه به او بگویند برای درمان به نزد طبیب برویم تا درمانت کند قبول نمی کند ودلیل می آورد (از سر بیخودی) که خودم می توانم خود را درمان کنم. وقتی بیماری او به اوج می رسد واین کودک بی خرد را به نهایت اضطرار می رساند آنگاه مجبور می شود که به دنبال طبیب برود وبرای آنکه طبیب درمان او را به عهده گیرد مجبور می شود که خود را با شرایط طبیب وفق دهد.

عامّه، دربِ خانه بقیة الله علیه السلام نمی روند مگر زمانی که (ما ملئت ظلماً وجوراً) (یعنی ظلم وجور) آنها را تحت فشار قرا دهد ومجبورشان کند وبه دربِ خانه امام عصر علیه السلام بروند. به بیان دیگر باید تحت شرایطی قرار گیرند تا بفهمند غیر از امام عصر علیه السلام، منجی دیگری ندارند وکس دیگری هر چند به نظر آنها ذی صلاح، لایق حکومت بر آنها نیست.

یادم است زمانی به بزرگواری گفتم شرط ظهور برای عامّه چیست؟ فرمود: دعای عهد را خوانده اید؟ گفتم: بله. فرمود: آخر دعای عهد که انسان بایست با دست راست سه مرتبه بر زانو بزند ومولایش را صدا زد را دقّت نموده اید؟ گفتم: بله. فرمود: هرگاه مردم آنقدر مضطرّ شدند که از شدّت اضطرار وشدّت تنگنا، دستها را بر روی پا زدند وظهور را طلب نمودند موقع فرج محمّد وآل محمّد علیهم السلام است.

چگونه برای ظهور امام زمان علیه السلام آمادگی پیدا کنیم؟

آیة الله صافی گلپایگانی:

بی اعتنائی به علائق دنیوی:

کسی که به تمام علائق دنیوی بی اعتناء باشد انشاء الله آمادگی پیدا می کند. والله العالم.

آیة الله خزعلی:

اطّلاع از حوادث منتظر وساختن خود:

باید به آن حوادث منتظر، وقوف بیشتر واطّلاع عمیق پیدا کنیم وخود را در تمام جهات بسازیم.

آیة الله نوری همدانی:

تسلّط بر هواهای نفسانی وفداکاری وگذشت فراوان:

با خود سازی وتزکیه نفس واجتناب از محرّمات وتلاش وکوشش جهت از بین بردن فساد وانجام امر به معروف ونهی از منکر وتوجّه به ذات اقدس آن حضرت می توانیم خود را برای ظهور ویاری آن حضرت آماده نمائیم که البتّه این، کار آسانی نیست بلکه نیاز به تسلّط بر هواهای نفسانی وفداکاری وگذشت فراوان دارد.

آیة الله سیّد محمّد شیرازی:

عمل به وظائف دینی وتقوا:

آمادگی عبارتست از: عمل به وظائف دینی وتقوا.

آیة الله سیّد صادق روحانی:

دعا کردن وخواستن از خدا:

ما مأمور هستیم برای تعجیل فرج آن حضرت دعا کنیم زیرا فراهم نمودن وسائل فرجش از قدرت همه جز خداوند خارج است وانجام آن به دعا کردن وخواستن از خداست.

آیة الله علوی گرگانی:

تقوی وتهذیب وتزکیه اعمال وافعال:

پاسخ این سؤال از قسمت دوّم جواب اوّل روشن می شود. (یعنی باید زمینه ظهور از نظر تقوى وتهذیب وتزکیه اعمال وافعال فراهم گردد تا با آمدن آن بزرگوار همه تحت فرمان صاحب الامر بوده ودر انتظار صدور فرمان باشیم).

آیة الله سیّد محسن خرّازی:

التزام عملی به دین وپذیرش مسئولیّتهای دینی.

وبه یاد آن حضرت بودن وبه یاد آوردن دیگران.

التزام عملی به دین وپذیرش مسئولیّتهای دینی وبه یاد آن حضرت بودن وبه یاد آوردن دیگران می تواند انسانها را آماده ظهور نماید.

نظر شما را به این روایت جلب می کنم:

کسی که دوست دارد از اصحاب (حضرت) قائم باشد باید منتظر آمدن او بوده واز محرّمات ومشتبهات پرهیز کند وخود را به اخلاقهای خوب با حفظ حالت انتظار بیاراید. اگر آن حضرت را درک نکرد وعمرش سر آمد وامام قائم بعد از او قیام کرد برای او مانند اجر کسانی است که آن حضرت را درک کردند.

پس در عمل به احکام وتحصیل اخلاق وانجام وظایف دینی، جدّیّت وکوشش کنید ودر حالت انتظار باشید. گوارا باد بر شما ای جماعت شیعه! که مورد رحمت الهی قرار گرفته اید. فجدّوا وانتظروا هنیئاً لکم أیّتها العصابة المرحومة.

آیة الله مکارم شیرازی:

خودسازی وآماده باش کامل فکری واخلاقی مادّی ومعنوی:

چگونگی انتظار، همواره متناسب با هدفی است که در انتظار آن هستیم. انتظار آمدن یک مسافر عادّی از سفر! انتظار بازگشت یک دوست بسیار عزیز! انتظار فرا رسیدن فصل چیدن میوه از درخت ودرو کردن محصول! انتظار فرا رسیدن فصل تحصیلی مدارس! و...

هر یک از این انتظارها آمیخته با یک نوع آمادگی است. در یکی، باید خانه را آماده کرده ووسایل پذیرائی فراهم ساخت در دیگری ابزار لازم وداس وکمباین و... در دیگری کتاب ودفتر وقلم ولباس مدرسه ومانند آن.

اکنون فکر کنید آنها که انتظار قیام یک مصلح بزرگ جهانی را می کشند در واقع انتظار انقلاب ودگرگونی وتحوّلی را دارند که وسیعترین واساسی ترین انقلاب های انسانی در طول تاریخ بشر است. انقلابی که بر خلاف انقلابهای اصلاحی پیشین جنبه منطقه ای نداشته ونه اختصاص به یک جنبه از جنبه های مختلف زندگی دارد بلکه علاوه بر اینکه عمومی وهمگانی است، تمام شئون وجوانب زندگی انسانها را شامل می شود. انقلابی است سیاسی وفرهنگی واقتصادی واخلاقی.

ارتشی که در انتظار جهاد آزادی بخش بسر می برد، حتماً به حالت آماده باش کامل در می آید! سلاحی که برای چنین میدان نبردی شایسته است بدست می آورد! سلاحهای موجود را اصلاح می کند! سنگرهای لازم را می سازد! آمادگی رزمی نفرات خود را بالا می برد! روحیّه افراد خود را تقویت می کند وشعله عشق وشوق برای چنان مبارزه ای را در دل فرد فرد سربازانش زنده نگه می دارد!

ارتشی که دارای چنین آمادگی نیست هرگز در انتظار بسر نمی برد واگر بگوید دروغ می گوید.

انتظار یک مصلح جهانی به معنی آماده باش کامل فکری واخلاقی ومادّی ومعنوی برای اصلاح همه جهان است! فکر کنید چنین آماده باشی چقدر سازنده است!! اصلاح تمام روی زمین وپایان دادن به همه مظالم ونابسامانیها شوخی نیست! کار ساده ای نمی تواند باشد! آماده باش برای چنین هدف بزرگی باید متناسب با آن باشد یعنی باید به وسعت وعمق آن باشد.

برای تحقّق بخشیدن به چنین انقلابی، مردانی بسیار بزرگ ومصمّم وبسیار نیرومند وشکست ناپذیر، فوق العاده پاک وبلند نظر، کاملاً آماده ودارای بینش عمیق لازم است وخودسازی برای چنین هدفی مستلزم بکار بستن عمیق ترین برنامه های اخلاقی وفکری واجتماعی است. این است معنی انتظار واقعی! آیا هیچکس می تواند بگوید چنین انتظاری سازنده نیست؟!

منتظران راستین در عین حال، وظیفه دارند تنها به خویش نپردازند بلکه مراقب حال یکدیگر باشند وعلاوه بر اصلاح خویش در اصلاح دیگران نیز بکوشند.

آیة الله گرامی:

انتظار فرج وحفظ اُمید خود ودیگران - عمل به وظائف دینی وعبادات:

در مردم شایع است، منبری ها هم می گویند، زیاد هم در مقالات نوشته شده که باید خود را آماده جنگیدن در رکاب امام زمان علیه السلام بکنیم یعنی سلحشوری ومانند اینها داشته باشیم وحتى می گویند که انتظار فرج هم به همین معناست.

در گذشته هم رسم بوده که بعضی ها اسب وشمشیر در خانه هایشان نگه می داشتند وجمعه ها سوار بر مرکب به بیرون شهر می رفتند واشعاری به انتظار می خواندند. این اعمال برای اینکه به یاد امام زمان باشند اشکالی ندارد ولی به معنی انتظار واقعی نیست.

در روایات هم بیشتر این را دارد که عبادت در سرّ با امام مستتر (یعنی امامی که غایب است) یعنی در زمان غیبت هم شما مشغول عبادت باشید. در بعضی روایات داریم که در خانه بنشینید وهمانجا به عبادت بپردازید. یک دسته از روایات هم شبیه به این روایت است در جلد 52 بحار آمده است که: عبادت با امام مستتر در سرّ، افضل است همانطوری که صدقه سرّ، افضل است.

در بعضی روایات این طور دارد که (أفضل أعمال أمّتی انتظار الفرج) که امام هشتم علیه السلام از پدرانش تا رسول الله صلى الله علیه وآله نقل کرده اند.

امام صادق علیه السلام باز می فرمایند: (انتظار الفرج بالصّبر) در یک روایتی که مرحوم مجلسی نقل کرده اند وسند روایت هم بد نیست از ابی بصیر از امام صادق علیه السلام نقل کرده که حضرت می فرمایند: سلمان وقتی وارد کوفه شد بلاهایی را که در زمان بنی امیّه در کوفه اتّفاق خواهد افتاد همه را گفت وبعد گفت: در خانه ها بنشینید تا طاهر بن طاهر همانی که فراری است از دست مردم، ظهور کند.

به هر حال آن چیزی که از روایات بیشتر به دست می آید وظیفه ما است که مأیوس نشویم. هر قدر جامعه فاسد وخراب شود وهر چقدر مشکلات مؤمنین زیاد شود نااُمید ومأیوس نشویم. بدانیم که بالأخره فرج خواهد رسید. یعنی اوّلین مسئله انتظار فرج، حفظ اُمید مردم است. حالا به هر مقداری که می توانند اصل دین وایمان وعبادت خود را حفظ کنند. این روایات بیشتر توجّه دارد به اُمید دادن که مبادا شیعه مأیوس شود. روایات (انتظار الفرج عباده) همین را می خواهند بگویند.

روایات زیاد است! مثلاً محمد بن فضیل می گوید از امام هشتم علیه السلام راجع به فرج پرسیدم. فرمودند: خود انتظار فرج هم فرج است، وبعد حضرت این آیه کریمه (فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ) (این آیه در سوره های اعراف: 71، ویونس: 20، 102 می باشد). را بر این مورد تطبیق کرد. در روایت  دیگر (وَارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکُمْ رَقِیبٌ) (سوره هود آیه 93)، یعنی: (شما انتظار بکشید من هم با شما در انتظار هستم)، را بر این مورد تطبیق کرد.

در روایت دیگری 

داریم کسی که منتظر فرج امام زمان علیه السلام است مثل کسی است که شمشیر کشیده است ودر جلوی پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله می جنگد. این ها بیشتر برای حفظ اُمید است که مبادا شیعه در برابر مشکلات مأیوس بشود ودست از عقیده خودش بردارد. همه این ها اُمید می دهد که مبادا اشخاص اُمید خود را از دست بدهند. اجمالاً معنای این روایات اوّلاً حفظ اُمید است ودیگر این که دین خودمان را حفظ کنیم تا فرج برسد. وظاهرش این است که چه بسا موفّق به کارهای اجتماعی نمی شوید ولی دین فردی خود را حفظ کنید. البتّه کارهای اجتماعی را نفی نمی کند ولی می خواهد بگوید مواظب قدرت خوتان باشید که چه مقدار قدرت دارید وبه اندازه قدرتتان کار کنید.

بنابراین آنچه که وظیفه ما است در درجه اوّل حفظ اُمید که هم خودمان اُمیدوار باشیم وهم به دیگران اُمید بدهیم ودر درجه بعد اینکه هر مقدار که می توانیم وظایف دینی واعمال عبادی خودمان را انجام بدهیم که لازمه آن اُمید است. بیشتر هم در این روایات، نظر به وظایف فردی است البتّه بدیهی است که اگر امکانات وظایف اجتماعی فراهم باشد انسان باید انجام بدهد.

در روایتی داریم که امام صادق علیه السلام می فرماید که: نزدیکترین زمانی که بنده به خدا نزدیک است وخدا از او راضی است زمانی است که حجّت الهی در میانشان ظاهر نباشد وجایش را هم ندانند ولی در عین حال می دانند که حجّت الهی هست. که اشاره است به امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) در چنین زمانی در هر صبح وشام، منتظرِ فرج باشید.

به هر حال این هم از روایات که بیشتر اصرار دارند بر حفظ اُمید وانجام وظایف به مقدار امکان. بیشتر هم اصرارش به وظایف فردی است انگار که کسی می خواهد بگوید وظایف اجتماعی را موفّق نمی شوید که انجام بدهید وبیخودی نیروهایتان را تلف نکنید. البتّه منظور از وظایف اجتماعی یک امر به معروف ونهی از منکر جزئی نیست بلکه منظور جنگیدن با دشمن ها وگرفتن حکومت ها است.

   ادامه دارد.......




:: برچسب‌ها:

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/٥/۱
ادامه کتاب : آیا ظهور نزدیک است؟

آیة الله شاه آبادی:

بلوغ اصحابه علیه السلام واستعداد عامّة النّاس:

1 - (بلوغ اصحابه علیه السّلام الى حدّ خاصّ).

(باید اصحاب ویاران حضرت به تعداد معیّن شده برسند).

2 - (استعداد عامّة النّاس لقبوله علیه السّلام).

(باید در میان توده مردم، زمینه قبول حکومت عدل او فراهم شده باشد).

آیة الله یثربی:

(امام جمعه کاشان).

پاسخ به سؤالات اعتقادی، آن هم در زمینه وجودی محیّر العقول وبزرگترین آیات الهی، آن هم بطور خلاصه کار سهلی نیست معذلک برای آنکه بدون جواب نماند در حدّ توان وفرصت به جواب مبادرت می نمایم واز ذات لایزال الهی واز وجود مبارک حضرت بقیّة الله ارواحنا له الفداه استمداد می نمایم.

حوادث نزدیک به ظهور:

شاید مراد از شرایط ظهور حوادثی باشد که نزدیک ظهور آن حضرت اتّفاق می افتد که به علائم ظهور نیز تعبیر شده است.

این شرایط وعلائم، به علائم حتمیّه وغیر حتمیّه تقسیم گردیده ونیز برخی از شرایط وعلائم، مربوط به عالم تکوین وبرخی مربوط به تحوّلات اجتماعی بشر می شود که بررسی مجموعه آنها فرصت زیادی می طلبد واز اختصار مطلوب خارج می گردد.

خلاصه اینکه: یکی از شرایط ظهور، امتحان مردم است تا سعید از شقی شناخته شود. دیگر از شرایط ظهور آن حضرت سلام الله علیه، پُر شدن جهان است از ظلم وبیدادگری که مضمون چندین روایت است. ودهها علائم دیگر: مانند: ظهور یمانی - ظهور سفیانی - ندای آسمانی - فرو رفتن زمین (خسف بیداء) - کشته شدن نفس زکیّه - قتل عام - طاعون (یا کشته شدن مردم بوسیله بمبهای میکروبی) - هجوم ملخ در وقت وبی وقت - در نهایت مبتلا شدن مردم به بلایا ومصیباتی چند، تا صابرین از غیر صابرین وسعداء از اشقیاء، تمیز داده شوند - پُرشدن عالم از جور وظلم وتعدّی.

حجّة الاسلام سیّد جعفر رفیعی:

(مؤلّف کتابهایی در مورد ملاقات علماء بزرگ با امام زمان علیه السلام).

آمادگی ورشد بشر برای پذیرش آن امام همام:

مهمترین شرایط ظهور، آمادگی ورشد بشر برای پذیرش آن امام همام است واین رشد وآمادگی با مطرح کردن نام ونقش واثر ودعوت نمودن بسوی مهدی امّت حاصل می شود. با معرفت وشناخت حضرتش، بشر در جهت متناسب با ظهور قرار می گیرد.

آیة الله سیّد مرتضی موسوی اصفهانی:

علامات حتمیّه وعلامات غیر حتمیّه:

ظهور امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) علاماتی دارد که بر دو قسم است: علامات حتمیّه وعلامات غیر حتمیّه.

امّا علامات حتمیّه به نحو اجمال از این قرار است:

اوّل: خروج دجّال. او ادّعای الوهیّت می کند وباعث خونریزی وفساد وفتنه در دنیا خواهد شد ودارای اندام وقیافه عجیب خواهد بود امّا او با امام زمان می جنگد وبه دست حضرت کشته می شود.

دوّم: صیحه وندای آسمانی است وآن صدائی است که بلند می شود وهمه اهل زمین آن را می شنوند که می گوید: (ای مردم! آگاه باشید که امام زمان مهدی علیه السلام که فرزند امام حسن عسکریعلیه السلام (وتا نسبت آن حضرت را به پیامبر صلى الله علیه وآله می رساند) که، او را یاری کنید واوست نجات دهنده انسانها از ظلم وستم). البتّه ندای دیگری قبل از ظهور حضرت خواهد بود که در شب بیست وسوّم رمضان خواهد بود.

سوّم: خروج سفیانی است که اسم او عثمان بن عنبسه خواهد بود واز اولاد یزید بن معاویه است که پنج شهر را تصرّف می کند که او هم به دست امام علیه السلام کشته می شود.

چهارم: فرو رفتن لشکر سفیانی است به زمین.

پنجم: کشته شدن نفس زکیّه است واو سیّدی است از آل محمّد که بین رکن ومقام در خانه خدا کشته می شود.

ششم: خروج سیّد حسنی است که مردم را دعوت می کند برای یاری امام زمان علیه السلام.

هفتم: ظاهر شدن کف دستی است که در آسمان پیدا می شود.

هشتم: گرفتن خورشید است در نیمه رمضان وگرفتن ماه در آخر ماه رمضان.

نهم: علاماتی است که در ماه رجب پیدا می شود.

دهم: اختلاف دولت بنی العبّاس وانقراض آنان، که این اتّفاق افتاده است.

البتّه علامتهای دیگری را هم ذکر کرده اند که اتّفاق افتادن آنها مسلّم نیست ولی آنچه هست بطور مسلّم اینکه فتنه، روی زمین را فرا می گیرد ومردم منتظر مصلح جهانی خواهند بود.

آیة الله محمّد جعفر خوشنویس:

فراگیری فساد اعتقادی وانحراف اخلاقی وظلم وستم سیاسی واقتصادی:

آنچه از آیات قرآن کریم واحادیث نبوی وروایات متواتر وصحیح اهل بیت علیهم السلام به دست می آید این است که هنگامی حضرت بقیّة الله الأعظم مهدی موعود (عجّل الله فرجه)، ظهور می فرمایند که فساد اعتقادی وانحراف اخلاقی وظلم وستم سیاسی واقتصادی تمامی جوامع بشری را فرا گیرد واکثر مردم حتى مسلمانان، بسیاری از ارزشهای معنوی والهی ودینی را به دست فراموشی بسپارند، ووضع عمومی جهان، چهره عبوس ومأیوس کننده ای بخود بگیرد، ومردم به انتظار یک معجزه برای نجات، وخلاصی از این احوال واوضاع شکننده بنشینند. پس از آنکه تمامی راه حل های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی را تجربه کرده، وبه نتیجه مطلوب نرسیده، وبه همه آنها بی اعتقاد شوند.

این مطلب بطور اجمال وتفصیل در متون دینی یاد شده وبه روشنی آمده است. مثلاً در بیانات حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام که در پاسخ صعصعة بن صوحان ایراد شده، فرمودند: زمانی (دَجّال) پیشاپیش قیام حضرت مهدی علیه السلام خروج می کند که مردم نماز بی روح خوانند وامانت را تضییع کنند ودروغگوئی را حلال بدانند وربا خواری کنند ورشوه بگیرند ودین را با دنیا مبادله نمایند ونابخردان وسبک مغزان را به مناصب برسانند واز هواها وتمایلات نفسانی تبعیّت کنند وخون ها را سبک بشمارند وبردباری وحلم موجب ناتوانی! وستم وظلم کردن، موجب مباهات شود! وأمراء وسردمداران، فاسد! ووزیران، ظالم وستمگر! وعریفان وکدخدایان، خائن! وقاریان، فاسق شوند، وشهادت بناحقّ رواج پیدا کند، وفسق وفجور، علنی! وبهتان زدن به این وآن وگناه ومعصیت وسرکشی وتمرّد، آشکار وشایع شود.

قرآن ها ومساجد زینت شوند (امّا از عمل به آنها واستفاده حقیقی از آنها خبری نباشد) ومناره های طولانی ساخته شود واشرار مورد احترام قرار گیرند وصفوف جماعات فشرده وپرجمعیّت شوند امّا دلها متفرّق وپراکنده باشند وآراء متشتّت وسخت مخالف همدیگر باشند وپیمانها به راحتى نقض شود، وزنان - بخاطر حرص بر مال دنیا - با شوهران خود در تجارت مشارکت کنند وندا وصدای فاسقان از همه صداها بلندتر باشد ومردم به آنها گوش شنوا بسپارند (که شاید منظور از آنها رسانه های گمراه کننده باشد) وپست ترین افراد (از نظر دین واخلاق وشخصیّت) رهبران مردم شوند، واز افراد فاسق - بخاطر ترس از آسیب وضرر آنها - احترام به عمل آید وسخن وادّعای دروغگویان، تصدیق شود وامانت ها به دست خائنین سپرده شود، وساز وآواز وخوانندگی خوانندگان زن رواج پیدا کند، وپسینیان از این امّت، پیشینیان را به باد انتقاد ولعنت گیرند ومرکب سواری زنان رایج شود وزنان خود را به شکل مردان، ومردان خویش را به سبک زنان درآورند واشخاص شهادت دهند در حالی که شاهد واقعه نبودند وبه حقّی که هرگز از آن اطّلاعی ندارند شهادت دهند ودنبال تفقّه وفقاهت برای اغراض غیر دینی (بلکه دنیایی یا شخصی) روند وعمل دنیا را بر عمل آخرت ترجیح دهند ومقدّم بدارند وبر دل گرگ صفت خود پوست میش بپوشانند (کنایه از نفاق ودوروئی است). دلهای آنها از مردار، بوگندتر، واز صبر زرد، تلختر باشد، در این حالت، وعده الهی یعنی ظهور منجی عالم، ونجات بخش بشر تحقّق پیدا می کند، یا اینکه نزدیک نزدیک شود.

این حدیث که در کتاب شریف کمال الدّین شیخ صدوق ج 2 ص 525 - 526 آمده است، یکی از بیانات متعدد حضرات أئمّه هُدی درباره اوضاع وأحوال پیش از ظهور حضرت بقیّة الله (عجّل الله فرجه) است. آن اوضاع واحوالی که قرآن کریم آن را در یک جمله خلاصه نموده است، آنجا که فرموده است: (ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ) (سوره روم آیه 41) وتفصیل آن در آیاتی که مربوط به قیام حضرت.

مهدی یا به آن تأویل شده است آمده. البتّه بسیاری از این پدیده ها وحوادث به شکل محلّی ومنطقه ای یا جهانی واقع شده است گرچه نمی دانیم گستردگی این مسائل وحوادث از نظر آیات وروایات دقیقاً در چه حدّی می باشد، وآیا این وقایع وپدیده ها به آن گستردگی در زمان فعلی تحقّق پیدا کرده است یاخیر؟!

آیة الله سیّد محمّد حسینی قزوینی:

آمادگی ومهیّا شدن مردم برای قبول ظهور:

آمادگی ومهیّا شدن مردم برای قبول ظهور وحکومت حقّه حضرت صاحب الزّمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف).

حجّة الاسلام محمّد حسن گنجی فرد:

(مؤلّف کتاب وقت معلوم).

توجّه واحساس نیاز به امام:

می دانیم که آخرین معصوم از خاندان پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله را چون مردم پذیرای ایشان نبودند واحتمال از بین رفتنشان بود خداوند از نظرها غائب نمود وتا وقتی همین حالت در جامعه دنیایی نسبت به ایشان باشد این وضع ممکن است ادامه یابد. در بسیاری از روایات همین مطلب را که ایشان بخاطر حفظ جان خود غائبند، تذکّر داده اند از جمله: (عن زرارة بن أعین قال: سمعتُ أبا عبد الله علیه السلام یقول: إنَّ لِلقائم غیبةٌ قبل أن یقومَ، قلتُ له: ولِمَ؟

قال: یخاف _ وأوْمأ بیده إلى بطنه _ ثمّ قال: یا زرارة وهو المنتظر).

(کمال الدّین وتمام النعمه ج 2 ص 342 حدیث 24).

پس در نتیجه گیری بطور خلاصه می توان چنین گفت که: همان عاملی که موجب ایجاد غیبت برای امام شد (تسلّط ظالمان به امام، بخاطر بی توجّهی مردم نسبت به ایشان)، رفع آن (توجّه واحساس نیاز به امام) در واقع شرط ظهور امام زمان علیه السلام است.

آیة الله عادل علوی:

مهمترین شرط، تهذیب نفس است:

در شب تاریک اگر چه منتظر طلوع خورشید هستیم ولی جهت روشن شدن اطراف خود نیاز به فانوس داریم. باید در دنیای ظالم زور ومظلوم کُشت ودر جهانی تاریک برای خود شمعی وفانوسی پیدا کنیم وبه استقبال طلوع فجر صادق حرکت کنیم ومهمترین شرط، تهذیب نفس است تا لیاقت ظهور حضرتش را پیدا کنیم.

حجّة الاسلام سیّد کاظم حسینی میانجی:

(امام جمعه خرّم آباد).

بوجود آمدن ارکان حکومت آن حضرت یعنی اصحاب سیصد وسیزده نفر:

شرط اوّل ظهور امام زمان علیه آلاف التحیّة والثّناء بوجود آمدن ارکان حکومت آن حضرت است از جمله سیصد وسیزده نفر از برگزیدگان ونخبگان زمانهای آینده که خدا عالم است که در اصلاب شامخه وارحام مطهّره استقرار یافته اند یا هنوز در صلبهای دور هستند. الله اعلم.

حجّة الاسلام صفایی بوشهری:

بسم الله الرّحمن الرّحیم وصلى الله علی محمّد وآله اجمعین سیّما بقیّة الله فی الارضین ودعا خیر برای جمیع شیعیان ومنتظران آن عصاره کمالات انبیاء وائمّه علیهم السلام وتجلّی انوار هدایت وصفات الهی که تمامی حضرات معصومین علیهم السلام مبشّر ظهور ومبیّن عظمت شان ایشان می باشند. چنانکه حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند: (لو أدرکته لخدمته أیّام حیاتی).

(بحارالانوار 52: 340؛ مکیال المکارم 1: 283).

(اگر حجّة بن الحسن را درک کنم هر آینه تمام عمرم خدمتگزار او خواهم بود).

از مجموع روایات بیانگر شرایط ظهور حضرت ولیّ عصر وبررّسی وتحقیق در شرایط محیطی واجتماعی بعثت انبیاء اینگونه برداشت می شود که ظهور آن منجی عالم بشریّت دارای دو گونه است:

علائم قبل از ظهور:

1 - قبل از ظهور ودر طول مدّت غیبت کبرى که بعضی از آنها عبارتند از: وقوع ظلم وستم در سطح گسترده جهانی - تحریف ادیان وبی تفاوتی وتعطیلی بسیاری از احکام اسلامی - مظلومیّت هر چه تمامتر شیعه ومحبّین اهل بیت علیهم السلام - ادبار وپشت کردن روشنفکران دینی وغیر دینی از مبانی دین - حضور هرچه تمامتر زنان در محیطهای غیر مناسب شأن آنان وترویج وشیوع مفاسد اخلاقی در جامعه جهانی - آمادگی اعتقادی - جهاد وسیع شیعیان برای استقرار حکومت دینی حضرت علیه السلام - تحقّق اراده الهی برای ظهور ایشان.

شرایط حین ظهور:

2 - شرایط حین ظهور امام که مهمترین آنها عبارتند از: خروج سفیانی - خروج دجّال - ندای آسمانی - کسوف خورشید در 25 ماه رمضان - خسوف خورشید در آخر ماه رمضان - قتل نفس زکیّه در مکّه - خروج سیّد حسنی از خراسان - نزول حضرت عیسى ودر کنار حضرت قرار گرفتن.

(برای تحقیق مراجعه شود به: الارشاد 2: 349؛ کشف الغمة 3: 461؛ اثبات الهداة 3: 450؛ مکیال المکارم 1: 134؛ بحار الأنوار 52: 274؛ کمال الدین 2: 524؛ نوادر الأخبار: 226؛ المحجّة البیضاء 1: 32).

حجّة الاسلام اسد الله محمّدی نیا:

مأیوس شدن دنیا از تمام سازمانها واحساس نیاز به یک منجی:

چون حضرت ولیّ عصر (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) برای اصلاح کلّ جهان است وحضرت حقّ تعالى اراده نموده به وسیله ایشان تمام کره زمین، پُر از قسط وعدل گردد باید کلّ کشورهای دنیا آمادگی ظهورش را داشته باشند وشرایط ظهور را باید خود مردم دنیا فراهم سازند وفراهم ساختن به آن است که مردم جهان متوجّه شوند برای از بین بردن ظلم وفساد وبی عدالتی در عالم از این سازمانهای بین المللی مانند سازمان ملل متّحد وامثال آن کاری ساخته نیست وآنچه برای این سازمانها در مرحله اوّل اهمیّت دارد منافع خودشان است.

وقتی این موضوع را اکثر مردم دنیا فهمیدند واز همه چیز قطع اُمید کردند ودانستند دنیا احتیاج به یک موسى وابراهیم بُت شکن دارد تا فراعنه ونمرودهای زمان را از میان بردارد ومردم را نجات دهد، آن وقت است که زمینه ظهور با تضرّع مردم به ساحت مقدّس حضرت حقّ فراهم می شود. همانطوری که در سطح کشور ایران تا اکثر مردم توی خیابان نریختند ومرگ بر شاه نگفتند واز صمیم دل، آه وناله ودعا نکردند ودر راه اسلام جان ندادند حضرت امام خمینی (رضوان الله علیه) نتوانست به ایران بیاید.

در مورد ظهور حضرت ولیّ عصر (سلام الله علیه) نیز باید چنین زمینه ای فراهم شود وآمادگی وفراهم ساختن به آن است که مردم، انزجار ونفرت خود را از سران فاسدشان اعلام کنند ودر این راه از شهادت نترسند زیرا اگر قرار بود از طریق اعجاز وبدون تلاش وجهاد وشهادت، مشکلات جهان حل گردد خداوند از طریق افرادی که بالاتر از امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) بودند مانند: رسول خدا صلى الله علیه وآله وحضرت علی علیه السلام قضایا را حلّ می نمود.

برای آنکه مردم آن عصر به وظیفه شان عمل نکردند اشخاصی مانند حضرت حجّت علیه السلام از نظرها پنهان شدند. علّت غیبت حضرت خود مردم جهان هستند. وقتی آنها آمادگی پیدا کردند خداوند قادر متعال آن عزیز را از پس پرده غیبت ظاهر می سازد.

گر گدا کاهل بود

  تقصیر صاحب خانه چیست؟

به عبارت دیگر امام زمان علیه السلام که غایب نیست بلکه آن ما هستیم که غایب می باشیم! اگر کسی در روز روشن خود را در اطاق تاریکی زندانی کرد آیا دلیل بر نبودن خورشید است؟! این ما هستیم که در اثر غفلت وگناه وپیروی از هوی وهوسها وبی توجّهی به معنویّات، دلهایمان تاریک گشته وچشم دلمان نمی تواند نور جمالش را مشاهده کند. لذا کسانی که دلهایشان تاریک نیست وشیطان، زمام امورشان را در دست ندارد نه تنها امام زمان علیه السلام را می بینند بلکه آن حضرت خود به سراغ آنها می رود.

حجّة الاسلام عبدالله صالحی:

باید از تمام وسائل ووسائط قطع اُمید گردد:

در روایات واحادیث معصومین علیهم السلام علائم وشرایط بسیاری برای زمان ظهور آن حضرت بیان گردیده است ومی توان از مجموع آنها استفاده کرد که ضمن تحقّق علائم باید از تمام وسائل ووسائط، قطع اُمید گردد وتنها اُمید جامعه را در وجود مبارک وحکومت آن حضرت دانست ودر همین راستا آمادگی هر نوع انجام وظیفه الهی وشرعی داشتن بدون گرایشهای توجیهی وسیاسی ونفسانی.

حجّة الاسلام شیخ الرّئیس کرمانی:

احساس شدید نیاز - آماده شدن یاوران - پدیدار شدن ظلم وجور فراگیر:

1 - احساس شدید نیاز به آن وجود مقدّس.

2 - آماده شدن عدّه ای خود ساخته ومزکّی که تحت عنوان سربازان آن حضرت در رده های مختلف که اطاعت اوامر آن حضرت نمایند.

3 - پدیدار شدن ظلم وجور فراگیر تا آنجا که فرموده: (ملئت ظلماً وجوراً).

حجّة الاسلام سیّد وهّاب ضیائی:

پر شدن ظلم وستم - نیاز به حضرت - کم شدن فقهاء عالیقدر واعلم:

(أشهد أنَّک الإمام المهدی قولاً وفعلاً وأنت الّذی تملأ الأرض قسطاً وعدلاً بعدما ملئت ظلماً وجوراً).

برای ظهور حضرت شرایط زیادی هست امّا ما به سه شرط آن اشاره می کنیم:

1 - ظلم وجور دنیا را پر کند وخرابی، مقدّمه آبادانی است ودنیای فعلی نزد علمای عرفان چنین است.

2 - اکثر به اتّفاق مردم باورشان بیاید که مدینه فاضله، تنها به ید مبارک با کفایت حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) امکان پذیر است بنابراین همه یکصدا ویکدل دست نیاز به درگاه خدای بی نیاز بردارند که (عجّل فی فرجه مولانا صاحب الزّمان).

3 - کم شدن فقهاء عالیقدر واعلم.

حجّة الاسلام سیّد جواد معلّم:

رو آوردن وگرایش مردم به حضرت ولیّ عصر علیه السلام:

1 - تمام دلیل هایی که برای اثبات اصل امامت - از نظر اسلام - آورده می شود مربوط است به امامی که قابل دسترسی است والّا اگر خدای تعالى امامی را قرار دهد بدون آنکه بتوان به او دسترسی پیدا کرد طبعاً از حکمت بدور خواهد بود واز خدای حکیم چنین چیزی صادر نمی شود لذا می بینیم اگر هم گاهی یک امام برای مدّتی از میان امّتش خارج می شد ویا احیاناً قابل دسترسی نبود حتماً برای خود جانشینی قرار می داد ولو در بخشی از مسئولیّتهای خودش.

با این مقدّمه بخوبی روشن می شود که ظهور امام، امری ضروری، عقلی ولازم است حال اگر هم این امر برای مدّتی تعطیل شده باشد طبعاً موانعی در کار بوده، چون هیچ وقت یک امر عقلی وثابت قابل تغییر نخواهد بود بنابراین باید به دنبال موانع ظهور برویم.

مانع ظهور حضرت ولیّ عصر علیه السلام با استفاده از احادیث اهل البیت علیهم السلام به این شرح می باشند:

الف - امتحان وآزمایش مردم.

ب - نبودن بیعت ظالمان به گردن حضرت.

ج - محافظت جان حضرت از دشمنان.

د - به دنیا آمدن افراد مؤمن از صلب پدران کافر.

هـ - گناه ومعصیت مردم.

و - جاری شدن سنّت الهی در حضرت یعنی سنّت الهی در گذشته این بوده که انبیاء را مدّتی از بین مردم خارج می کرده است که علّت عمده اش قدر نشناختن امّت آن پیامبر بوده بطوری که وجود آن پیامبر در بین امّتش بی فایده می شده است لذا مدّتی غیبت صورت می گرفت تا مردم پس از آنکه مضرّات مادّی ومعنوی دوری از پیامبر را دیدند به او روی بیاورند. بر همین اساس خدای تعالى حضرت ولیّ عصر علیه السلام را برای مدّت زمانی غائب فرموده است.

ناگفته نماند که گاهی هم روی مصالحی معصومین علیهم السلام در احادیثی فرموده اند که: (علّت غیبت امری است که اجازه بیانش را نداریم). که با توجّه به موارد شش گانه ای که ذکر کردیم معلوم می شود که این نحوه پاسخ دادن برای افراد وزمانهای خاصّی بوده است.

حال با دقّت در این موانع شش گانه وبررّسی آنها در می یابیم که مهمترین مانع ظهور عدم رو آوردن مردم به حضرت ولیّ عصر علیه السلام می باشد. چون اجمالاً همین موضوع است که موانع دیگر را ایجاد می کند. وخلاصه آن که شرط اصلی ظهور آقا امام زمان علیه السلام رو آوردن وگرایش مردم به ایشان است.

آیة الله سیّد فخر الدّین امامی:

آمادگی مردم وگسترش فساد وتباهی وبه تنگ آمدن مردم:

شرط اصلی، آمادگی ذهنی روحی وفکری مردم است از یک طرف. وگسترش فساد وتباهی وبه تنگ آمدن مردم از آن، از طرف دیگر. باید مردم به صورت عمومی از دست ستم وتباهی به تنگ آمده باشند به همین دلیل آماده اعلام همکاری با قیام حضرت باشند تا همین که آن عزیز ظهور فرماید مشتاقانه به یاری او بشتابند.

آیة الله اصولی:

موارد بیان شده در مبانی دینی:

آنچه از مبانی دینی ومذهبی استفاده می شود.

حجّة الاسلام شیخ مرتضی قاسمی:

اراده الهی - آماده شدن زمینه - امتحان مردم - پر شدن ظلم وجور:

اوّلین شرط ظهور: اراده الهی است. خداوند متعال هر وقت مصلحت بداند آن بزرگوار را از پرده غیبت ظاهر می کند.

دوّمین شرط: زمینه باید آماده شود. مقتضی موجود ومانع مرتفع گردد.

سوّمین شرط: طبق روایات وارده این است که مردم دو دسته می شوند: (خوبانی که به منتهى درجه خوبی وسعادت برسند وبَدانی که به منتهى درجه بدی وشقاوت برسند).

چهارمین شرط: در اخبار زیادی رسیده که یملأ الله الأرض قسطاً ... الى آخر یعنی ظرف دنیا پر از ظلم وبیدادگری که بشود حضرت تشریف می آورند برای اصلاح ونشر عدل و...

حجّة الاسلام شیخ عبّاس استاد آقایی:

بالا بردن معرفت وشناخت مردم نسبت به رهبری انقلاب جهانی:

هر امری که از طرف پروردگار عالم می خواهد انجام پذیرد انسان احتیاج به شناخت ومعرفت آن دارد مخصوصاً امر ظهور آقا امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشریف) که یک امر کلّی است.

او می خواهد دنیایی را از هر جهت با پر محتواترین انقلاب دگرگون کند لذا زمینه سازی جهت فراهم آوردن شرایط ظهور آن حضرت دارای اهمیّت بسیار است. زیرا فردی می خواهد انقلابی را انجام دهد که اوّلاً احتیاج به شناخت خود آن فرد، لازم است تا مردم دنیا بفهمند آن کسی که می خواهد یک انقلاب جهانی انجام دهد کیست؟ ثانیاً بداند این انقلاب چه انقلابی است؟ آیا دموکراسی یا آزادی مطلق ویا ... می باشد؟

پس مردم باید علم وآگاهی پیدا کنند که این فردی که به نام امام علیه السلام می آید از طرف کیست وبرای کیست وانقلابش جهت چیست؟ واگر زمانی شد که واقعاً افرادِ حقّجوی عالَم را بتوانیم علم وآگاهی بدهیم وبگوییم ای اهل عالَم! شما هر گُم کرده ای که به دنبالش می گردید از این آقا شروع وبه همین آقا ختم می شود وبگونه ای باشد که مردم به طور کلّ بدانند که این آقا برای چه انقلاب می کند وهدفش از این انقلاب چیست وبدانند تمام علوم وسلاحهای پیشرفته امروزی در مقابل علم وقدرت وتوانایی او ذرّه ای به شمار نمی آید می توان شرایط ظهور آن حضرت را در حدّ بالایی ایجاد نمود.

در نتیجه اگر ما بخواهیم واقعاً شرایط ظهور آن امام را فراهم کنیم باید از هر جهت معرفت وشناخت مردم را نسبت به رهبری انقلاب وهمچنین محتوای انقلاب بالا ببریم. لذا وقتی مردم حقیقت را یافتند وبیدار شدند وفهمیدند که هر چه در عالم وجود بدان محتاج هستند، تمام بستگیش وحیات مادّی ومعنویش به وجود او بستگی دارد می توان شرایط ظهور آن حضرت را فراهم نمود.

حجّة الاسلام محمّد کاظم کاشانی:

آمادگی واراده مردم برای رسیدن به کمالات:

هدف امام عصر ارواحنا فداه از ظهور، رساندن بشریّت وانسانها به مقام خلیفة الهی وکمالات روحی است وآن حضرت همچون خداوند قصد ندارد مردم را به زور واجبار به کمالات روحی برساند بلکه می خواهد خود مردم با اختیار خود کمالات انسانی را انتخاب نمایند وبسوی آن حرکت کنند بنابراین شرط اوّل وبزرگترین شرط ظهور، آمادگی واراده مردم برای رسیدن به کمالات وداشتن یک زندگی خدا پسندانه است.

حجّة الاسلام علیرضا فلاحت منش:

آمادگی مردم برای قبول حکومت جهانی:

انتظار به مفهوم واقعی، برنامه فوق العاده سازنده در تمام زمینه هاست. امّا اینکه گفته می شود پس باید بکوشیم به فساد دامن بزنیم تا مصلح بیاید سخنی غیر صحیح است زیرا در این انقلاب، تماشاچی معنا ندارد وعاقلانه نیست که انسان به ظلم دامن زند تا خود مشمول تصفیه واقع شود علاوه بر آنچه برای تصریح ظهور مصلح، لازم است آمادگی است نه ظلم وفساد.

اگر مردم را آگاه سازیم که این همه جنایتها در اثر حکومتهای متعدّد ومختلف است مردم آماده برای حکومت جهانی می شوند که در این صورت شرط ظهور حاصل می شود.

استاد محمّد حسین عابدی:

مطالبی علمی ومعرفتی در مورد عظمت امام زمان علیه السلام:

قبل از بیان جواب این سؤال باید مقداری راجع به عظمت امام زمان علیه السلام وظهور ایشان، نکاتی را خدمتتان بیان نمایم:

در اینکه هر مخلوقی دارای یک هسته مرکزی هست شکّی نیست مثلاً کره زمین دارای هسته مرکزی است که منشأ جاذبیّت عمومی واستحکام کره خاکی را به عهده می گیرد. کره زمین خود در مدار مغناطیسی کره خورشید در حال حرکت است وکره خورشید مرکز دوران زمین می باشد. در مباحث شیمی دوران الکترونها بر هسته مرکزی است. در خود انسان هسته مرکزی قلب انسان می باشد.

اگر هسته مرکزی هستی از بین برود مدارک وفلک مربوط به آن نیز محو ومتلاشی می شود. مثلاً اگر خورشید تاریک شود مدارات مغناطیسی مربوط به آن نیز از بین رفته نتیجتاً کرات متحرّک در مدارات پخش ومتلاشی می شوند.

حال سؤال این است که هسته ومرکز نظام خلقت چه امری می تواند باشد. این هسته باید از حیث ظاهر وباطن امری عظیم باشد که بتواند ظهور قدرت خداوند را قابل باشد.

طبق منابع غنیّ شیعه اثنا عشری، ظهور قدرت خداوند من حیث جمیع صفات اوّلاً اخراً ظاهراً باطناً در نظام خلقت چه در ظاهر که دنیا باشد وچه در باطن که ملکوت باشد قلب مبارک حضرت حجّة بن الحسن العسکری علیه السلام هست.

از این قلب که کانون وهسته جهان خلقت می باشد به امّ الکتاب، لوح محفوظ، کتاب مبین، عرش اعظم، مَثَل اعلى، حجّة الله الاعظم، حجّة بالغه، امام مبین، آیة عُظمى، نباء عظیم، امام عبد الله یاد می شود.

اگر این کانون وهسته دنیا هجرت کند پایان جهان مادّه حساب می شود لذا خداوند خلیفه خود را از دیده ها پنهان داشته وآن را حفظ کرده است. چرا؟! چون قابلیّتی در زندگی کنونی در کره خاکی موجود نیست وممکن است حجّت خدا را از بین ببرند.

در بطن ظهور نوری هست که امری بواسطه آن نور ظهور وهویدا می گردد. اگر آن نور من حیث رتبه ودرجه، اوّلاً اخراً ظاهراً باطناً، کامل وجامع باشد ظهور جامع وکامل خواهد بود. حال در مسئله ظهور حضرت حجّة بن الحسن العسکری علیه السلام چون نور وجودی حضرت صاحب الامر علیه السلام نور الهی هست اوّلاً اخراً ظاهراً باطناً ظهور حضرت، جنبه کاملیّت وجامعیّت را دارا می باشد.

خداوند برای هدایت بشریّت ورساندن آنها به درجات والای انسانی، قوانینی را از طریق انبیاء به زمین فرستاد که تعداد انبیاء مرسل به صد وبیست چهار هزار نفر رسید که اوّل آنها آدم ابو البشر وآخر آنها خاتم انبیاء بود.

با وجود قوای نفسانی وقوای شیطانی، پیاده شدن این قوانین در مرحله عمل، مشکل حتى به مرحله ای رسید که امری محال شمرده می شد بطوری که تمام انبیاء مرسل واولیاء خداوند در طول تاریخ به تیغ جفا شهید شدند.

حال حافظین شریعت خاتم الانبیاء، که جامع تمام شریعتهای قبل از پیامبر صلى الله علیه وآله بوده چه کسانی هستند؟! چون منشاء شریعت از جانب پروردگار عالم بوده همچنین انتخاب فرستاده شدگان ضرورتاً حافظین وبیان کنندگان شریعت بعد از خاتم انبیاء، باید از طرف پروردگار عالم باشند.

از طرف دیگر آیا درست هست که شریعت وقوانینی که روی آن، خون هزاران انبیاء واولیاء ریخته شده است حافظین وبیان کننده این شریعت وقوانین الهی از جانب پروردگار عالم نباشند؟! در این مسئله تأمّل کنید.

طبق اسناد ومدارک موجود ودلایل عقلانی، حافظین وبیان کنندگان قرآن که جامع 120 کتاب آسمانی است در حضرت علیّ بن ابی طالب علیه السلام واولاد گرامیش خلاصه می گردند. لذا مذهب شیعه اثنا عشری دارای دوازده پیشوا هست که یازده پیشوا به ظلم ظالمین بطور مظلومانه شهید شده اند وآخرین پیشوای شیعیان هنوز زنده است ودر غیبت کبرى بسر می برد.

 
ادامه دارد....




:: برچسب‌ها: ادامه کتاب : آیا ظهور نزدیک است؟

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/٥/۱
کتاب آیا ظهور نزدیک است؟

مقدّمه

هدف از تهیّه این کتاب:

در تابستان سال 1377 تصمیم گرفتیم برای آگاه نمودن مردم نسبت به وظیفه خویش در مورد امام زمان علیه السلام وزنده نگاه داشتن نام آن حضرت، خدمت علماء وبزرگان وشخصیّتهای برجسته جهان تشیّع نامه ای فرستاده وسؤالاتی را در مورد حضرت بقیّة الله الاعظم ارواحنا فداه مطرح نموده وپاسخ آن بزرگواران را در قالب کتابی در اختیار علاقمندان وشیعیان حضرتش قرار دهیم وبا این کار، گامی هر چند کوچک در شناخت وشناساندن حضرت وتبلیغ آن وجود همام برداریم وره توشه ای برای آخرت خود کسب نمائیم.

سؤالات مطرح شده:

در این نامه، پنج سؤال اساسی ومهمّ در رابطه با امام زمان علیه السلام وظهور ایشان مطرح کردیم. سؤال اوّل در مورد (شرایط ظهور)؛ سؤال دوّم در رابطه با (چگونگی کسب آمادگی برای ظهور)؛ سؤال سوّم در مورد (شرایط جهان وجهانیان در قبل وبعد از ظهور)؛ سؤال چهارم در مورد (چگونگی آگاه کردن دیگران در مورد حضرت وظهور ایشان) وسؤال پنجم در مورد (احتمال ظهور در عصر کنونی) بود.

برای آنکه این مکاتبه تحت نظر مرکزی بوده وعنوانی به خود بگیرد تا علماء وبزرگان، بهتر با ما همکاری کنند، تصمیم گرفتیم که از عنوان مؤسسّه (مکتب اهل بیت استفاده کنیم که با کسب اجازه از مسئول این مؤسّسه، نامه ها را ممهور به مُهر مؤسّسه (مکتب اهل بیت علیهم السلام) نمودیم. در اینجا متن کامل نامه ذکرمی گردد:

(بسم الله الرّحمن الرّحیم)

(با عرض سلام محضر ...........................................

امیدواریم حال مبارکتان خوب ودر ظلّ عنایات امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) ودر پناه آن بزرگوار در تمامی احوالات موفّق وپیروزباشید.

با توجّه به تحقیقات وبررسی هایی که به عمل آورده ایم، دریافته ایم که حضرتعالى تاکنون کمک های شایانی به اسلام ومسلمین وجهان تشیّع نموده اید وبا توجّه به اینکه دانشمند وعالمی بسیار آگاه در مورد اسلام واهل بیت علیهم السلام ومخصوصاً امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) می باشید می توانید مساعدت وراهنمایی فراوانی به ما بنمایید.

لذا از محضر حضرتعالى استدعا داریم که جواب سؤالات زیر را بطور خلاصه وواضح وروشن، در چند خطّ مرقوم بفرمایید تا نظرات شما با نقطه نظرات دیگر علماء ودانشمندانی که در این باره با آنها نیز مکاتبه گردیده است، تحت عنوان کتاب یا جزوه ای در اختیار علاقمندان وشیفتگانِ حضرت مهدی علیه السلام ومنتظران آن حضرت قرار گیرد.

البتّه در رابطه با سؤالات زیر کتابهای متعدّدی به طبع رسیده است، ولی جواب دادن به این سؤالات توسّط علماء ودانشمندانی همچون حضرتعالى تأثیر خاصّ وفوق العاده ای در اذهان می گذارد.

امیدواریم با راهنمایی ما وافراد جویای حقّ وحقیقت وهمینطور آحاد واقشار مختلف جامعه، گامی مهمّ واساسی در جهت بالا بردن بینش فکری مردم در جهت آمادگی برای ظهور امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) بردارید ومظهر صفت هدایتگری خداوند متعال باشید.

سؤالات: 1 - شرایط ظهور آقا امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) چیست؟

2 - چگونه برای ظهور آن حضرت، آمادگی پیدا کنیم؟

3 - از لحاظ وضعیّت جهان وجهانیان (چه از نظر اقتصادی ومادّی وچه از نظر معنوی وحکومتی و...) چه فرقی ما بین قبل از ظهور امام زمان علیه السلام وبعد از ظهور ایشان وجود دارد؟

4 - چگونه می توان دیگران را نسبت به امام زمان علیه السلام وظهور ایشان آگاه کرد؟

5 - با توجّه به ظلم وستم وفساد وتباهی که هر روز در جهان بیشتر وبیشتر می شود وهمینطور با توجّه به رشد فکری جهانیان نسبت به اسلام واقعی وبا به وقوع پیوستن اکثر علامات غیر حتمیّه که در مورد ظهور امام زمان علیه السلام آمده است، آیا احتمال ظهور در عصر کنونی می رود یا خیر؟

(لطفاً اگر جریانی در این رابطه داشته اید یا می دانید، برایمان ذکر بفرمایید).

عنایت مراجع وعلماء وتشویق وترغیبهای آن بزرگوران:

الحمد لله بسیاری از مراجع وعلماء ودانشمندان عزیز، ما را مورد عنایت خویش قرار دادند وپاسخ این سؤالات را بعضاً خلاصه وبعضاً مشروح، بصورت کتبی یا شفاهی (انجام مصاحبه) بیان فرمودند که تمام آنها در این کتاب ذکرشده است (وبعضی مطالب نیز از بعضی از کُتُب علماء نقل گردیده است).

در حین کار در بعضی از موارد با تشویق ها وترغیبهای بسیار جالبی از طرف بعضی از مراجع وعلمای بزرگ روبرو شدیم که بشدّت باعث دلگرمی وتقویت روحیّه ما گردید وباعث می شد که کارمان را با وجود موانعی که بر سر راهمان پیش می آمد با قاطعیّت بیشتری دنبال کنیم وخدا را شکر می کردیم که سعادت چنین کاری را به ما عنایت فرموده است.

دلایل بعضی از علماء برای جواب ندادن:

بسیاری از علماء وشخصیّتها نیز به دلایل گوناگونی (همچون مشغله زیاد ونداشتن وقت مناسب، میسّر نبودن پاسخ دادن اختصاری به سوألها، تواضع ومطرح نکردن خود در جامعه، احتیاط در این موارد و....) یا ما را به کتابهایی در مورد امام زمان علیه السلام ارجاع دادند ویا درخواستمان را ردّ کردند.

بی توجّهی وبرخورد بد ونامناسب بعضی از علماء وتهمتهای ناروا:

بعضی ها هم ما را لایق جواب دادن ندانستند ومتأسّفانه بعضی ها هم نسبت به این موضوع بی توجّهی نشان دادند وحتى به ما گفتند: (صلاح نیست به مسائل مربوط به امام زمان علیه السلام وارد شوید!)، وبعضی ها هم صد متأسّفانه برخوردهای بسیار نامناسبی با ما داشتند، بطوری که انگار ما جنایت بزرگی مرتکب شده ایم وحتى شنیدیم که فردی در مورد دست اندرکاران این برنامه گفته بود که: (باید این افراد را - هر کسانی که باشند - مجازات نمود تا دیگر طرف این کارها! نروند!!) همچنین اشخاصی به یکی از علماء، نسبت به اینکه مبادا ما از اعضای انجمن حجّتیّه باشیم هشدار داده بودند و..... دهها تُهمت وسخن ناروا در مورد دست اندرکاران این طرح زده بودند، در حالی که آنها نه ما را می شناختند ونه کوچکترین تلاشی برای شناختن ما کرده بودند. تازه این در حالی بود که مطالب وسؤالات ما کوچکترین اشکالی نداشت. (حساب آنها را به خدا وامی گذاریم).

بوجود آمدن ضعف روحیّه وبدبینی در بعضی از همکاران:

در طیّ این مدّت، از یکی از دوستان بسیجی خود درخواست همکاری کردیم واو نیز موافقت نمود وبسیار خوشحال شد که می خواهد خدمت علماء وبزرگان برسد ودر مورد امام زمان علیه السلام از آنها کمک وراهنمایی بگیرد.

پس با ذوق وشوق فراوانی شروع به کار نمود. ولی پس از مدّتی بسیار کوتاه به علّت برخوردهای نامناسبی که دید، آنچنان ضعف روحیّه ای در او ایجاد شد که دیگر حاضر به ادامه همکاری نشد ومتأسّفانه نسبت به بعضی از علماء نیز بدبین گردید. وی گزارش کار خود را بصورت کتبی به ما ارائه داد که ماآن را با حذف بعضی از قسمتها (که شاید صلاح نباشد همه بدانند) در این قسمت می آوریم:

(بسمه تعالى. با یاری خدا وامام زمان علیه السلام کار رساندن سؤالات انجام شد. در طی این مدّت با اینجانب برخوردهای مختلفی شد که بعضی از برخوردها خوب وشایسته وبعضی هم پسندیده نبود (نه تنها از نظر بنده بلکه از نظر اخلاقی هم درست نبود). مسئول دفتر یکی از مراجع به نام .... از قبول آن خودداری کرد وگفت: (اصلاً به سؤالات اعتقادی پاسخ داده نمی شود) که به نظر بنده برای یک مرجع تقلید شیعه خیلی بد است که به چنین سؤالاتی پاسخ داده نشود. متأسّفانه اینگونه برخوردها این ذهنیّت را در مردم بوجود آورده است که تا اسم فلان آیت الله العُظمى برده می شود همه افکار، متمرکز احکام ورساله و... می گردد. حال آنکه آیا آیت ونشانه خدا در همین مسائل غسل ونماز وروزه و... خلاصه می شود؟! یقیناً خیر!

اگر اعتقادات مردم مخصوصاً جوانان ضعیف بشود، دیگر کسی سراغ رساله واحکام شرعی موجود در آن نمی رود. گذشته از آن با سُست شدن اعتقادات، فساد هم در جامعه بیشتر خواهد شد، همانگونه که دیده می شود.

ناگفته نماند که سؤالات ما در مورد امام زمان علیه السلام بود که توقّع می رفت حداقل کسانی که در سفره امام زمان علیه السلام نان می خورند به این سؤالات پاسخ دهند امّا متأسّفانه...

در مورد بسیاری از علمائی که به آنها مراجعه نمودم این مطالب صدق می کند. البتّه هنوز هم تا موقعی که بصورت کامل جواب سؤالات نیاید قضاوت قطعی نمی توان کرد که امیدوارم در پاسخ به سؤالات کم لطفی نشود. انشاء الله. بطور کلّی این کار حداقل برای بنده بسیار مفید بود تا بعضی از علمای شهر خودم را بهتر بشناسم).

قصد بیان مشروح تمام برخوردهای نامناسب وتوهین آمیز بعضی از علماء:

خلاصه ما که بیشتر متوجّه غُربت آقا امام زمان علیه السلام شده وفهمیده بودیم که بسیاری از کسانی که سربازان آن حضرت محسوب شده ونان ونمک آن حضرت را می خورند وطبعاً باید به فکر ایشان بوده ودر جهت تبلیغ ایشان کاری انجام دهند از آن حضرت روی گردان بوده وایشان را نمی خواهند، تصمیم گرفتیم با ذکر مشروح کاملی از برخوردهایی که با ما شده بود در بخش جداگانه ای از این کتاب تحت عنوان (جریانات واتّفاقات جمع آوری مطالب مربوط به امام زمان علیه السلام) تمامی مردم رإ؛ظظ نسب به این مسائل آگاه کرده ومتوجّه خیلی از واقعیّتهای پنهان بنمائیم.

پس مشروح تمام برخوردهای نامناسب وبعضاً توهین آمیزی که بعضی از علماء وشخصیّتها با ما داشتند را با ذکر اسامیشان گردآوری کرده ومی خواستیم در این کتاب بیاوریم وحتى آماده برخوردهای احتمالی وکشیده شدن به دادگاه نیز بوده ودفاعیّات ومستندات محکمه پسند کاملی را داشتیم وآمادگی خود را در این مورد نیز ذکر کرده بودیم.

حذف (جریانات واتّفاقات جمع آوری مطالب این کتاب):

بخاطر سفارش بعضی از علماء:

این بخش را به محضر چند تن از علماء وروحانیّون بزرگوار بردیم تا از نظرات وپیشنهادات آنها در تکمیل کردن این بخش استفاده کنیم. منتها عدّه ای از آن بزرگوران با مشاهده آن مطالب، ما را از چاپ آن نهی نمودند وذکر آنها را در کتاب باعث بدبینی مردم به قشر روحانیّت ودر نتیجه باعث تضعیف اعتقادات دانستند واصرار نمودند که آن مطالب حذف شود.

بعد از گفتگوها ومباحثات زیاد با این بزرگواران، قانع شدیم وبخاطر حفظ وحدت وبخاطر این که ما باعث بدبینی مردم نسبت به قشر روحانیّت وتضعیف آنها نشده باشیم، این بخش را حذف نمودیم. ولی در آینده اگر مفاسدی نداشت ولازم بود، آن جریانات را در کتابها یا مطبوعات ذکر خواهیم نمود. (یقین داریم که بعضی از علماء از ما گله خواهند کرد که چرا همین چند سطر را نیز نوشته ایم! ولی خدمت این عزیزان عرض می کنیم که با ذکر این مطالب به هیچ عنوان قصد تلافی کردن ویا بی احترامی به هیچ کس را نداشته ایم فقط خواسته ایم خوانندگان با گوشه ای از نمای دور واقعیّتها آشنا شده وبعضی از علماء وشخصیّتهای زمان خود را بهتر بشناسند واز غُربتِ امام زمان علیه السلام در بین شیعیان آگاه شوند).

انتظار برخوردهای متفاوت وحتى شاید بسیار نامناسب در مورد این کتاب:

ما انتظار برخوردهای متفاوت وحتى شاید بسیار نامناسبی در مورد این کتاب خواهیم داشت که انشاء الله اگر صلاح بود وموفّق شدیم مشروح آنها را در کتابی جداگانه وشاید در بعضی از مطبوعات کشور، درج نموده ودیگران را از آنها آگاه خواهیم کرد.

این هم درد دلی بود بسیار اندک از کسانی که در جمع آوری مطالب این کتاب زحمت کشیدند. وما بیشتر از این در این مورد، چیزی ذکر نمی کنیم مبادا که بیش از این مورد تُهمت وافتراء واقع گردیم ویا باعث بدبینی مردم نسبت به قشرروحانیّت شویم.

دلایل تقدّم وتأخّر پاسخهای مراجع وبزرگان در این کتاب:

در این کتاب ما سعی کرده ایم نامهایی که (به نظرمان) در نظر عموم معروف تر می باشند را مقدّم قرار دهیم وکسانی که به لقب آیة الله معروف هستند را (آیة الله) ذکر کنیم واز آوردن لقب (آیة الله العُظمى) بنابر دلایلی (که صلاح نیست ذکر شود) خودداری نموده ایم.

(البتّه شاید این موضوع را بطور کامل ودقیق رعایت نکرده باشیم ولی یقین داشتیم وداریم که در بین کسانی که جوابهای آن ها در این کتاب ذکر شده است این مسائل مطرح نیست وحتى بعضی از آنها اصرار داشتند که اسمی از آنها ذکر نشود تا گمنام باقی بمانند. منتها از تمام بزرگان وعزیزانی که نتوانسته ایم احترامات لازم را در مورد آنها رعایت کنیم عذرخواهی می نمائیم وامیدواریم این بی ادبی ما را مورد عفو وبخشش خویش قراردهند).

تشکّر از همه بزرگان وعلماء وامیدواری های ما:

در پایان از همه علما وبزرگانی که ما را در این امر یاری وتشویق نمودند تشکرّ وقدردانی می کنیم، اجر آنها با خود امام زمان علیه السلام.

امیدواریم با مطالعه وتفکّر وعمل بر روی راهنمایی های گرانقدر این عالمان ودانشمندان، شرایط را برای ظهور حضرت بقیّة الله الاعظم ارواحنا فداه آماده کرده واز هر لحاظ آمادگی یاری آن عزیز را پیدا کنیم وبا شوق درک محضر آن حضرت ودنیای بهشتی بعد از ظهور، مبلّغان خوبی برای حضرت ولیّ عصر علیه السلام بوده ودیگران را نسبت به آن امام عزیز آگاه نماییم ودر هر چه نزدیک تر کردن ظهور ایشان تلاش وکوشش نماییم.

بخش یک: شرایط ظهورآقا امام زمان (عجّل الله تعال فرجه الشّریف) چیست؟

آیة الله صافی گلپایگانی:

مراجعه به منتهى الآمال:

به کتاب شریف منتهی الآمال مرحوم محدّث قمی رضوان الله علیه، اواخر جلد دّوم مراجعه نمائید. والله العالم.

آیة الله خزعلی:

آماده شدن جهان وآماده شدن مردمان جهان:

آماده شدن جهان وآماده شدن مردمان جهان از نظر ابراز ورسانه ومردم از نظر یأس وسرخوردگی از حکومت ها وعطش شدید یک حکومت عادله.

آیة الله نوری همدانی:

آمادگی جهانی جهت پذیرش دعوت آن حضرت:

شرایط ظهور آن حضرت متعدّد است که از همه مهمتر آمادگی جهانی جهت پذیرش دعوت آن حضرت می باشد. هر گاه جامعه انسانی به مرحله ای رسید که از تمام مکاتب مادّی جهت اصلاح بشر، مأیوس شد وزمینه پذیرش دعوت مصلح الهی ایجاد گردید با اراده ومشیّت الهی، آن حضرت ظهور می کند.

آیة الله سیّد محمّد شیرازی:

آمادگی مردم واذن پروردگار عالم:

شرط ظهور آن حضرت، آمادگی مردم است واذن پروردگار عالم در ظهور ودر دعاهای وارده، ارشاد به آن شده است.

آیة الله سیّد صادق روحانی:

آنگاه که اصلاح به نقطه صفر برسد:

آنگاه که اصلاح به نقطه صفر برسد. نخستین نشانه ای که از نزدیک شدن ظهورِ امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) حکایت می کند فراگیر شدن وتوسعه ظلم وجور وفساد در سرتاسر جهان است به اصطلاح آنگاه که اصلاح به نقطه صفر برسد، حقّ وحقیقت طرفدار نداشته باشد. این موضوع از روایات اسلامی که تحت عنوان (کما ملئت ظلماً وجوراً) ذکر شده است معلوم می شود.

آیة الله علوی گرگانی:

مشیّت حضرت حقّ تعالى:

شرایط ظهور بر دو قِسم است: یک قِسم مربوط به حضرت حقّ تعالى است که به حسب مفاد بعضی از اخبار هر گاه که مشیّت حضرت حقّ به ظهور امام تعلّق گرفت شمشیر ذو الفقار به قدرت الهی به سخن می آید وحضرت را دستور به قیام می دهد وچه هنگام این واقعه عظیم، اتّفاق می افتد کسی نمی داند جز ذات باری تعالى.

اعمال مربوط به ملّت:

نوع دیگر مربوط به ملّت است که باید زمینه ظهور از نظر تقوی وتهذیب وتزکیه اعمال وافعال فراهم گردد تا با آمدن آن بزرگوار همه، تحت فرمان صاحب الامر بوده ودر انتظار صدور فرمان باشیم.

آیة الله سیّد محسن خرّازی:

وقتی برخوردهای نامناسب بشری از بین رفت:

اجمالاً می توانیم بگوییم آنچه موجب غیبت آن حضرت شد می باید ادامه نیابد تا آن حضرت ظاهر شود. می دانیم که حکمت خدا ولطف بی پایان او ایجاب کرده ومی کند که ولیّ او در میان مردم باشد امّا جامعه بشری با برخوردهای نامناسب خود که ما درست هم نمی دانیم آنها چه چیزی است موجب شد آن حضرت در پس ستّار غیبت قرار گیرد گر چه همه از فیض وجود او همانند خورشید پشت ابر برخوردارند.

وقتی برخوردهای نامناسب بشری از بین رفت آن حضرت ظهور خواهد فرمود. اگر بگوییم اعراض عمومی مردم نسبت به امام عصر علیه السلام که می خواهد تشکیل حکومت جهانی بدهد علّت غیبت است موقعی شرایط ظهور فراهم می آید که اقبال عمومی ودرک حکومت دینی درجامعه بشری بوجود آید.

آیة الله مکارم شیرازی:

آمادگی فکری وفرهنگی:

1 - آمادگی فکری وفرهنگی: یعنی سطح افکار مردم جهان آنچنان بالا رود که بدانند مثلاً مسأله (نژاد) یا (مناطق مختلف جغرافیائی) مسئله قابل توجّهی در زندگی بشر نیست، تفاوت رنگها وزبانها وسرزمین ها نمی توانند نوع بشر را از هم جدا سازند، تعصّبهای قبیله ای وگروهی باید برای همیشه بمیرد؛ فکر مسخره آمیز (نژاد برتر) را باید به دور افکند، مرزهای ساختگی با سیمهای خاردار ودیوارهائی همچون دیوار باستانی چین، نمی تواند انسانها را از هم دور سازد. بلکه همان گونه که نور آفتاب ونسیم های روح بخش، وابرهای باران زا وسایر مواهب ونیروهای جهان طبیعت به این مرزها ابداً توجّهی ندارند وهمه روی کره زمین را دور می زنند ودنیا را عملاً یک کشور می دانند، ما انسانها نیز به همین مرحله از رُشد فکری برسیم.

آمادگی های اجتماعی:

2 - آمادگی های اجتماعی: مردم جهان باید از ظلم وستم ونظامات موجود خسته شوند، وتلخی این زندگی مادّی ویک بُعدی را احساس کنند، وحتى از اینکه ادامه این راه یک بُعدی ممکن است در آینده، مشکلات کنونی را حل کند مأیوس گردند.

آمادگیهای تکنولوژی وارتباطی:

3 - آمادگیهای تکنولوژی وارتباطی: بر خلاف آنچه بعضی می پندارند که رسیدن به مرحله تکامل اجتماعی ورسیدن به جهانی آکنده از صلح وعدالت، حتماً همراه با نابودی تکنولوژی جدید امکان پذیر است، وجود این صنایع پیشرفته نه تنها مزاحم یک حکومت عادلانه جهانی نخواهد بود بلکه شاید بدون آن، وصول به چنین هدفی محال است.

برای ایجاد وسپس کنترل یک نظام جهانی یک سلسله وسایل مافوق مدرن لازم است که با آن بتوان جهان را در مدّت کوتاهی درنوردید وبه همه جا سرکشی کرد. از همه جا آگاه شد ودر صورت نیاز امکانات لازم را از یک سوی جهان به سوی دیگربرد، پیامها واطّلاعات وآگاهی های مورد نیاز را در کمترین مدّت به همه نقاط دنیا رسانید.

اگر زندگی صنعتی به وضع قدیم بازگردد، ومثلاً برای فرستادن یک پیام از یک سوی جهان به سوی دیگر، یکسال وقت لازم باشد چگونه می توان بر جهان حکومت کرد وعدالت را در همه جا گسترد؟!

اگر برای سرکوب کردن یک فرد یا یک گروه کوچک متجاوز - که مسلّماً حتى در چنان جهانی نیز امکان وجود دارد - مدّتها وقت برای مطلّع شدن حکومت وسپس مدّتها وقت برای فرستادن نیروی تأمین کننده عدالت لازم باشد، چگونه می توان حقّ وعدالت وصلح را در سراسر دنیا تأمین کرد؟!

آیة الله گرامی:

فساد شدید در آخر الزّمان:

یک سلسله علائمی در روایت آمده است که اینها درست است که علامت ظهورند ولی نمی شود علامت را با شرط از نظر مفهوم لغوی یکی دانست ولی بالأخره وقتی امام معصوم یا پیغمبر اکرم سلام الله علیهم اجمعین می فرماید اینها علامت ظهور است معنایش این است که ظهور، بعد از این است، شرط نیست.

شرط غیر از علامت است ولی همان خاصیّت را می دهد وخیلی چیزها در روایات آمده وجزو روایات معتبر روایتی است که در روضه کافی آمده وعلائم بسیار زیادی است ودر حدود چندین صفحه این روایت طول می کشد، در بحار هم همینطور علائمی ذکر شده است. یکی از علائمی که در روایت سلمان، مرحوم کلینی در کافی آورده اند این است که مردم دیگر امر به معروف ونهی از منکر نمی کنند بلکه بر عکس امر به منکر ونهی از معروف می کنند وبالاتر، منکر ومعروف را اصلاً نمی فهمند ومنکر معروف می شود ومعروف منکر.

علائم دیگر اینکه مثلاً زنها مصادر بعضی امور می شوند. بچّه ها، بالای منابر می روند. زن ها جلوه می کنند وبیرون می آیند وسوار مراکب می شوند که اشاره است به جلوه کردن زنها در سطح جامعه. زن ها به دنبال همجنس گرائی با زن ها می روند ومردها به دنبال همجنس گرائی با مردها. زنها به دنبال فحشاء می روند وشوهرانشان خبر دارند ولی نه تنها نهی از منکرشان نمی کنند بلکه آنها را تشویق هم می کنند واز همین راه، درآمد کسب می کنند که ظاهر روایت این است که بوفور این قضیّه پیش می آید.

علامت دیگر این است که افراد خیر ونیکان وپاکان، خانه نشین می شوند وافراد شرور ورذل، کارها را در دست می گیرند.

در روایت دیگری در روضه کافی هست که حضرت امیر علیه السلام، خطبه ای را در ذیقار که منطقه ای است بین کوفه وصفّین ایراد فرموده اند ودر آن خطبه یک سلسله علائمی را ذکر کرده اند راجع به آینده زمان که من اینجا قسمتهایی از آن را عرض می کنم. آمده است که: (بعد از من، زمانی می آید که هیچ چیزی پنهان تر از حقیقت وهیچ چیزی روشن تر از باطل نیست! هیچ چیزی بیشتر از دورغ بر خدا ورسول نیست! قرآن تحریف می شود ومعروف منکر می شود ومنکر معروف می شود! هدایت مثل یک فحشاء مورد انکار قرار می گیرد! کم فروشی جزء عادت آن زمان درمی آید! قرآن واهل قرآن در میان مردم هستند ولی با مردم نیستند! مردم متفرّق خواهند شد!

مسکرات، منکرات، رشوه، قتل، زیاد می شود! از حقیقت فقط اسمی می ماند! از قرآن فقط خطّ واعرابی می ماند! سلاطین عوض می شوند! رژیم ها تغییر پیدا می کنند ولی آرامشی نیست! مساجد در آن زمان از گمراهی پُر واز هدایت خالی است! حضورشان در مساجد، کُفر به خداست).

در یک روایتی در جلد 52 چاپ جدید بحار جابر، می گوید: با پیغمبر در (حجّة الوداع) بودم. وقتی حجّ تمام شد حضرت، حلقه درب خانه کعبه را گرفت وبا صدای بلند فریاد زدند: (أیّها النّاس) همه جمع شدند. بعد فرمودند: (بگویم که بعد از من چه خواهد شد؟). خود پیغمبر گریست. مردم هم گریستند.

سپس فرمود: (بعد از من، تیغ هست بدون برگ (تشبیهی کرده است به اینکه درختان تیغ می دهند وبرگ نمی دهند) سلطان جائر! ثروتمند بخیل! عالمی که رغبت به ثروت دارد (دنبال ظواهر است! انواع ماشین ها! انواع خانه ها!

)، فقیری که دروغ می گوید! پیرمردی که فاسق وفاجر است! بچّه هایی که وقیح هستند! زنهایی که خود را می آرایند).

بعد سلمان به حضرت عرض کرد: (یا رسول الله! کی اینطور می شود؟).

حضرت فرمود: (ای سلمان! وقتی که علماء کم ولی آوازه خوانها زیاد شوند! زکات ندهند! منکرات زیاد وعلنی شود! در مساجد صدا وتکبیر وشعار زیاد شود! دنیا را بالای سر قرار دهید! علم ودانش را زیر پا وگفتارتان دروغ شود! غیبت، میوه تان شود! (یعنی همانطوری که میوه می خورند با لذّت غیبت می کنند)، حرام را غنیمت شمارند! بزرگان به کوچکان رحم نمی کنند وکوچکان به بزرگان احترام نمی گذارند! در چنین شرایطی لعنت الهی بر اینها فرود می آید. میان شما دعوا ونزاع پیش می آید! دین فقط یک لفظی است در زبان! ووقتی چنین شرایطی پیش می آید منتظر بادهای سرخ، مسخ وبارش سنگ باشید).

عدّه ای از صحابه عرض کردند: (یا رسول الله! کِی چنین حوادثی پیش می آید؟)

حضرت فرمود: (آنگاه که نمازها را عقب می اندازند! اتباع شهوات می کنند! شرب قحوات می کنند! (که اشاره به مشروباتی است که فقط برای لذّت می باشد)، پدران ومادران یکدیگر را شتم می کنند! حرام را غنیمت می دانند! زکات را ضرر دانند! مرد، مطیع زنش می شود! مردم به همسایه شان جفا می کنند! قطع رحم می کنند! رحمت بزرگان از بین می رود! حیاء کوچکان کم می شود! ساختمانها را محکم می سازند! وبه بردگان وکنیزان ظلم می کنند! (که حالا مصداقش کارمندان وکارگران است).

با هوی وهوس، گواهی شهادت می دهند! حکّام وقضات، به ستم وجور حکم می کنند! شخص به پدر خودش دشنام می دهد وبه برادرش، حسد می ورزد! شرکا خیانت می کنند! وفا رسم می شود! زنا زیاد می شود! مردها لباس زن می پوشند وپرده حیاء از زنها دریده می شود! کبر در دلها ریشه می دواند همانطوریکه سم در بدن ریشه می گیرد! معروف کم می شود! جرم وجنایت پیدا وروشن وزیاد می شود! گناهان بزرگ سبک شمرده می شوند! مردم به دنبال مدّاحی روند وپول خرج می کنند تا دیگران از آنها تعریف بکنند! برای آوازه خوانی پول می دهند! به دنیا از آخرت مشغول وغافل می شوند! ورع وتقوی کم می شود وطمع زیاد می شود! هرج ومرج می شود! مؤمن، ذلیل می شود ومنافق ودورو، عزیز می شود! در مساجد اذان می گویند ولی دلها جایگاه ایمان نیست! قرآن را سبک می شمارند! مؤمن واقعاً ذلیل می شود! صورت، صورت انسان است ولی دل، دل شیطان است! کلام از عسل شیرین تر ولی دل از حنظل، تلختر است! گرگند ولی لباسی پوشیده اند! در هر روز آنها، خداوند می گوید: (مرا می خواهید گول بزنید؟ جرأت بر من پیدا می کنید؟ خیال می کنید ما شما را بیهوده آفریده ایم؟ به عزّت وجلالم قسم که اگر نبود بخاطر آن کسانی که در میان شما به اخلاص از من عبادت می کنند قطره ای باران به شما نمی دادم وبرگی از زمین نمی رویاندم).

سپس پیغمبر فرمود: (شگفت از گروهی که خدایشان پول است، آرزوهای دراز وعمرهای کوتاه دارند آن وقت طمع دارند که همنشین خدا شوند در حالی که جز با عمل وعقل به آن راه نخواهند رسید).

روایات خیلی زیاد است در این باب اگر من بخواهم وارد بشوم این دسته روایات که اشاره شد روایاتی است که علائم اخلاقی را می شمرد.

علائم برونی وعلائم تکوینی:

دسته زیادی از روایات علائم برونی را می گویند مثل: خروج سفیانی یا از بین رفتن بنی العبّاس یا بنا شدن شهری بین دجله وفرات که به آن زورا می گویند که اشاره است به همان بغداد که خیلی خوب آن را می سازند ولی معنویّت در آن نیست.

بعضی روایات، علامت تکوینی هستند نه برونی اجتماعی! مثل گرفته شدن خورشید یا طلوع خورشید از مغرب. اسبق بن نباته نقل می کند که حضرت امیرعلیه السلام می فرماید: (بپرسید از من قبل از اینکه مرا از دست بدهید.) بعد فرمودند: (وقتی فلک می چرخد (که اشاره ای است به گذر زمان) در آن موقع تأویل این آیه شریفه معلوم می شود که (ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَأَمْدَدْناکُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنِینَ وَجَعَلْناکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً).

وبعد می فرمایند: علائمی است برای آن موقع واوّلش این است که برای کوفه با (سوره اسراء آیه 6) یعنی: سپس شما را بر آنها چیره می کنیم وشما را بوسیله دارایی ها وفرزندانی کمک خواهیم کرد ونفرات شما را بیشتر از دشمن قرار می دهیم).

خندق ونگهبان ها، حصار می سازند ودیگر اینکه مساجد، چهل شب تعطیل می شوند. یک جسد باستانی کشف می شود که خیلی مهمّ است. پرچمها وعلامات جنگ به حرکت درمی آید که قاتل ومقتول هر دو در جهنّم هستند. (حالا این کدام جنگ است وکدام قاتل ومقتول است نمی دانیم!) نفس زکیّه در پشت کوفه کشته می شود. بین رکن ومقام کسی ذبح می شود. سفیانی با پرچمی قرمز که امیرش هم از بنی کلابه است با دوازده هزار نفر همراهش، متوجّه مکّه ومدینه می شود. وقتی دشمن به سرزمین بیابان سفید رسد خسف می شود وهمه شان از بین می روند. از کوفه، صد هزار نفر خروج می کنند تا به دمشق برسند.

در ماه رمضان از ناحیه مشرق فریادی بلند می شود که: (یا اهل الهدی! اجتمعوا) یعنی: ای اهل هدایت! همه جمع شوید. از طرف مغرب فریادی بلند می شود که: (یا اهل الباطل! اجتمعوا) یعنی: ای اهل باطل! همه جمع شوید.

به هر حال روایات زیاد است ومن هرچه می خواهم خلاصه کنم نمی توانم. شما را حواله می دهم به بحار! البتّه بعضی از این روایات از لحاظ سند درست نیست. اجمالاً روی این علائم ما تقریباً مطئمن هستیم.

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه قم: (مسئول واحد پاسخ به سؤالات: محمّد باقر شریعتی سبزواری):

تقاضای یک رهبری معصوم برای نجات جامعه بشری در عموم مردم دنیا:

اگر منظور از شرایط، علّت ظهور امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) باشد پاسخ این است که شرایط عمومی از نظر اجتماعی باید فراهم شود وتقاضای یک رهبری معصوم برای نجات جامعه بشری در عموم مردم دنیا فراهم شود وهمه دریابند که جز امام معصوم وانسان هدایت شده وکامل، کسی نمی تواند عدل کلّی را در جامعه پیاده کند وظلم را ریشه کن سازد. در این صورت وقتی ندای (ألا یا أهل العالم قد ظهر مهدی آل محمّد فاتّبعوه ...) از کنار خانه کعبه سر داده شد، مردم به فریادهای تبلیغاتی جهان خواران مستکبر پُشت کرده وبه این ندای دلنشین رو می کنند.

علائم ونشانه های حتمی وغیر حتمی ظهور:

واگر منظور از سؤال، شرایطی است که پیش از ظهور حضرت پیدا می شود به تعبیر ساده تر (نشانه های ظهور) در روایات به آن اشاره شده است. علایم ونشانه های ظهور حضرت بقیّة الله (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) بر دو نوع است: یک سلسله علائم قطعی است که می توان وقت ظهور را مشخّص کرد مانند قیام سفیانی از شامات، صیحه آسمانی در نیمه ماه مبارک رمضان، نهضت سیّد حسنی از خراسان وبعضی خروج دجّال را نیز از نشانه های قطعی تلقّی کرده اند. دوّم یک رشته علائم عمومی است که در روایات آمده است مانند: ساختن شهر تهران، پیدا شدن زنهای پوشیده برهنه، پیدایش هواپیمای بمب افکن وحمل آهن بر آهن وهرج ومرج فراگیر جهانی و...

در روایتی امام صادق علیه السلام بیش از یکصد مورد را بر شمرده وبه یکی از یارانش فرمود: (هر گاه دیدی حقّ بمیرد واهلش نابود شوند وظلم همه جا را فرا گیرد وقرآن فرسوده شود ودر معنای آن تغییر داده شود...).

آیة الله سیّد حسن ابطحی خراسانی:

آنچه ازروایات استفاده می شود ظهور حضرت ولیّ عصر علیه السلام دو شرط دارد:

روشن شدن افکار مردم دنیا:

(اوّل آنکه مردم دنیا از نظر افکار بقدری روشن شوند که جز حکومت جهانی عادلانه حضرت ولیّ عصر علیه السلام را نخواهند ووقتی آن حضرت ظاهر شد با آغوش باز از او استقبال کنند.

احساس ظلم وستم وبه تنگ آمدن از ناراحتى:

دوّم آنکه ظلم وستم را احساس کنند واز ناراحتى به تنگ آیند ووقتی آن حضرت قیام کرد به استقبالش بروند.

تا این دو شرط تحقّق پیدا نکند آن حضرت ظهور نخواهد کرد. ولذا اگر مردم ظلم را احساس بکنند ولی رشد فکری برای از بین بردن ظلم نداشته باشند مثلاً مانند زمان خلفاء عبّاسی که با تلقین فلسفه یونان، مردم را به جبر معتقد کرده بودند، ظلم را می دیدند ولی در اثر نداشتن رشد فکری ویونان زدگی می گفتند خدا برای قدرتمندان قدرت را مقدّر کرده وسرنوشت ما هم ضعف وبیچارگی بوده است.

ویا رشد فکری داشته باشند وظلم را احساس نکنند وارزش حکومت جهانی را درک ننمایند حضرت ولیّ عصر علیه السلام ظاهر نمی شود زیرا در این صورت مردم از آن حضرت ومکتب سازنده او استقبال نمی کنند وتا مردم استقبال نکنند امام عصر علیه السلام قیام نخواهد کرد چون اگر ظاهر شود یا باید همه را بکشد که آن حضرت برای قتل عام نیامده ویا باید به همان وضع با مردم بسازد که این هم خلاف مقصود از ظهور او است.

در اصول کافی از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود: (زمانی که قائم ما قیام می کند پروردگار به لطف خود، دست بر سر بندگان گذاشته وبه این وسیله آنها عقلشان را جمع می کنند ورشد فکری پیدا می نمایند ودر خود احساس احتیاج به ولیّ عصر علیه السلام می نمایند).

برداشت صحیح از روایاتی که عجله کردن در ظهور را نهی کرده اند:

در روایات زیادی وارد شده که باید برای فرج حضرت بقیّة الله ارواحنا فداه، زیاد دعا بکنیم واز طرفی در روایات دیگری نهی شده است که عجله کردن در درخواست ظهور، خلاف تسلیم است وصحیح نیست بنابراین جمع بین این دو دسته از روایات چگونه است؟

پاسخ ما: دعا برای تعجیل فرج، از محبّت وعشق وعلاقه به آن حضرت وروحیّه نوع دوستی وعلاقه به برقراری عدل وداد بر می خیزد وباید یک فرد مسلمان همیشه از این روحیّه برخوردار باشد.

اگر مسلمانی دعا برای حکومت واحد جهانی نکند ونجات مردم مستضعف جهان را از زیر ستم ابرقدرتها نخواسته باشد وخلاصه به فکر رفاه وآسایش همنوعان خود نباشد مسلمان نیست. زیرا پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله فرمود: (کسی که صبح از خواب برخیزد وهمّتش، رفاه وخدمت به مردم مسلمان نباشد مسلمان نیست).

بنابراین دعا برای تعجیل فرج علاوه بر روایاتی که این موضوع در آنها دستور داده شده یک عمل کاملاً انسانی ووجدانی است که باید همه افراد مسلمان به آن اهتمام کامل داشته باشند. واز طرفی نمی توان از این حقیقت صرف نظر کرد که روایات زیادی از ائمّه اطهار علیهم السلام نقل شده که خلاصه اش: هلاکت کسانی است که در امر ظهور عجله می کنند. در کتاب کافی از عبد الرّحمن بن کثیر نقل شده که گفت: (من خدمت امام صادق علیه السلام بودم که بر او شخصی به نام مهزم وارد شد وگفت: (قربانت گردم به من خبر بده از موضوعی که ما انتظارش را داریم! پس چه وقت خواهد بود؟!).

امام صادق علیه السلام فرمود: (ای مهزم! دروغ می گویند آنهایی که وقت تعیین می کنند وهلاک می شوند کسانی که در این موضوع عجله می کنند ولی آنهایی که تسلیمند نجات پیدا می کنند).

به مضمون این حدیث روایاتی در کتاب کافی ائمّه اطهار علیهم السلام مکرّر نقل شده که اگر کسی اهل تحقیق باشد به وضوح بدست می آورد که چون شیعیان در آن زمان در اثر فشار دستگاه بنی امیّه وبنی العبّاس وحکّام جور، جانشان به لب آمده بود وتنها مسئله اُمید بخشی که آنها انتظارش را داشتند حکومت حقّه اسلام بود واز طرفی هر روز یکی از بنی هاشم از جهل مردم سوء استفاده می کرد وادّعاء مهدویّت می نمود وخود را مهدی موعود معرّفی می کرد لذا ائمّه اطهار علیهم السلام که می دانستند هنوز زمان زیادی لازم است که آن وجود مقدّس متولّد شود وپس از غیبت صغرى وکبرى ظاهر گردد واین عجله سبب به دام افتادن آنها می شود ویا مبتلا به یأس ونااُمیدی در امر ظهور شده ویا خدای نکرده منکر وجود مقدّس آن حضرت می شوند.

ائمّه اطهار علیه السلام دستور فرموده وتوصیه کرده اند که به شما نیامده در امر ظهور عجله کنید ویا برایش وقت تعیین نمائید زیرا عجله کنندگان هلاک می شوند وخطرهای فوق، آنها را تهدید می کند بنابراین احادیث نهی از عجله بیشتر متوجّه کسانی بوده که در زمان ائمّه اطهارعلیه السلامزندگی می کرده اند. ولی پس از آن که آن حضرت متولّد شده ودر غیبت بسر می بَرد وصددرصد آماده ظهور است باز هم انسان با همه علاقه ای که به آن حضرت یا به حکومت واحد جهانی ویا رفع ظلم وجور باید داشته باشد درخواست ظهور، آن هم از خدای تعالى ویا انتظار شدید فرج را نمی توان نامش را عجله مذمومه گذاشت.

علاوه بر همه اینها معنی عجله درخواست چیزی است که هنوز وقتش نرسیده است. ولی اگر چیزی وقتش دیر هم شده وتنها علّت وصولش به انسان بی کفایتی وعدم لیاقت خود انسان است آیا باز هم درخواستش ویا ایجاد لیاقت در خود، نامش عجله است؟!

ممکن است کسی بگوید اساساً عجله کار صحیحی نیست زیرا همان گونه که در بالا گفتیم معنی عجله انجام ویا درخواست کاری است که هنوز وقتش نرسیده است وعلاوه طبق احادیثی، عجله از شیطان است که فرموده اند: (العجلة من الشّیطان).

در جواب می گوئیم: (درخواست ویا انجام کاری که هنوز وقتش نرسیده، از افراد بشر که نمی توانند مفاسدش را از بین ببرند صحیح نیست، ولی از خدا که قادر مطلق است ومی تواند مفاسدش را از بین ببرد درخواست چیزی که هنوز وقتش نرسیده مانعی ندارد بخصوص که قرآن وپیشوایان اسلام آن را تأیید کرده باشند. بنابراین اگر می گویند عجله از شیطان است منظور عجله ای است که بشر در کارهای خود می کند والّا درخواست عجله در کاری که به عهده خدا است مانعی ندارد واکثر دعاها بر همین منوال است.

یکی از وظائف انسان در زمان غیبت، درخواست ودعا از خدا برای هرچه زودتر وتعجیل فرج امام زمان علیه السلام است. لذا روایات متواتره ای در این زمینه وارد شده ودر دعاها مکرّر درخواست تعجیل در فرج آن حضرت ذکر شده است. وما هر زمان صلوات بر محمّد وآلش می فرستیم از خدای تعالى تقاضای فرج برای خاندان عصمت علیهم السلام می کنیم که مستحبّ است پس از صلوات بگوئیم: (وعجّل فرجهم).

حجّة الاسلام فرحزاد:

اذن خدا - پُر شدن ظلم وستم - آمادگی مردم:

الف - شرط مهمّ، اذن ومشیّت حق تعالى می باشد.

ب - جهان را جهل وظلم وستم فرامی گیرد که جنبه نوعی وعمومی دارد ومنافات با خوب بودن عدّه ای یا گوشه ای از جهان ظلم نباشد ندارد، چون طبق روایات زیاد خبر غیبی چنین است که وضع آن زمان (قرب ظهور) چنین است.

ت - آمادگی وپذیرش در مردم نسبت به حضرت وبه ستوه آمدن از وضع جهان وطالب مصلح کلّی که بتواند جهان را اداره کند.

حجّة الاسلام علیرضا نعمتی:

(مؤلّف کتاب راهی بسوی نور).

تقاضای مردم از پروردگار:

مهمترین شرایط برای ظهور امام عصر ارواحنا فداه، تقاضای مردم از پروردگار است که ظهور آن حضرت را بخواهند واگر چنین نکنند خداوند متعال به یکباره ودر زمانی کاملاً نامعلوم که احتمال دارد هر روز وهر ساعت باشد ظهور انجام خواهد داد وریشه همه تباهی ها را خواهد کَند.

با توجّه به آنکه اگر شیعیان، امام عصر ارواحنا فداه را پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام یاری می نمودند ظهور مقدّس آن حضرت انجام می شد. مهمترین شرط ظهور آن حضرت (البتّه شرطی که در مردم باید وجود داشته باشد) خواسته شیعیان وتقاضای آنان از پروردگار جهت ظهور وفرجِ آل محمّدعلیه السلاممی باشد به عبارت روشن تر اگر شیعیان همّتی کنند وهمانند یکپارچگی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی برای ظهور امام عصر ارواحنا فداه یکپارچه شوند ویک صدا ویک دل فرج آن حضرت را خواسته خود (چه در دعاهایشان، چه در مقالات روزنامه ای، چه در نشریات، چه در کنفرانسها، چه در سطح بین المللی وسیاسی و...). قرار دهند بی گمان وبطور قطعی موجب ظهور آن حضرت خواهند شد.

به عنوان نمونه، حضرت صادق علیه السلام در روایتی می فرمایند: چون عذاب بر بنی اسرائیل طولانی شد تا چهل روز در پیشگاه الهی ضجّه زده وگریه کردند سپس خدای تعالى به حضرت موسى وهارون وحی فرمود که بنی اسرائیل را از دست فرعون نجات دهند که در نتیجه (در اثر دعاهای آنان) از صد وهفتاد سالی که به فرج (حضرت موسى علیه السلام) مانده بود صرف نظر شد.

سپس حضرت صادق علیه السلام فرمودند: شما (شیعیان) هم همینطور. اگر چنین کنید (یکصدا ویکدل وبا تضرّع به پیشگاه پروردگار بطور عمومی همه با هم، فرج امام زمان علیه السلام را بخواهید) خداوند فرج ما را می رساند ولی اگر دست روی دست بگذارید واینگونه دعا نکنید وقتی کار به نهایت خود رسید (که خدای تعالى تأخیر بیشتر را جایز ندانست) فرج می رسد.

(بحار الانوار 52: 131؛ مکیال المکارم 1: 381).

علائم ظهور انجام شده وفقط پنج علامت حتمی باقی مانده:

که آنها هم مقارن وهمزمان با ظهور آن حضرت است:

تذکّر این نکته هم بد نیست که در بعضی از قضایا حضرت ولیّ عصر روحی فداه در عالم رؤیا فرموده اند: علائم ظهور انجام شده وفقط پنج علامت حتمی (که آنها مقارن وهمزمان با ظهور آن حضرت است) باقی مانده که چه بسا آنها هم در مدّت کوتاهی انجام می شود پس بر شما باد که برای فرج دعا کنید.

ناقل این قضیّه جناب آقای قاضی زاهدی در کتاب شیفتگان است. ج 1 ص 184 به نقل از حجّة الاسلام والمسلمین آقای ملبوبی وایشان از مرحوم آیت الله سیّد محمّد هاشمی گلپایگانی رحمه الله که این خواب را دیده اند نقل کرده است وخلاصه فرمایش حضرت ولیّ عصرروحی فداه که در بالا ترجمه شد به زبان عربی است که آن حضرت در جواب ایشان که پرسیده بود آیا وقت ظهور رسیده است یا نه، فرمودند: (لم تبقَ من العلامات إلاَّ المحتومات وربَّما أوقعت فی مدة قلیلة فعلیکم بدعاء الفرج).

بنابراین مهمترین شرط برای ظهور آن حضرت یکپارچگی در تقاضا برای ظهور وفرج است همانطوری که این یکپارچگی را در پیروزی انقلاب اسلامی می دیدیم وشاهد بودیم چگونه موجب پیروزی گردید. البتّه تأکید ما بر یکپارچگی همان نکته ای است که حضرت ولیّ عصر ارواحنا فداه در نامه معروف ومعتبر خود به شیخ مفید اعلى الله مقامه فرموده اند که: (ولو أنَّ أشیاعنا وفَّقهم الله لطاعته على اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لمَا تأخَّر عنهم الیمن بلقائنا..). یعنی اگر شیعیان ما که خداوند آنان را به اطاعت خویش موفّق بدارد در وفاداری به پیمانی که با ما بسته اند یکپارچه ویکدل شوند هرگز میمنت دیدار ما از آنان به تأخیر نمی افتد ویقیناً سعادت مشاهده ما را به سرعت بدست خواهند آورد..).

حجّة الاسلام سیّد علی رضوی:

اصلاح نفوس - توبه - ایجاد شناخت و...

الف - اصلاح نفوس.

ب - توبه وتقوا وایجاد شناخت در توده مردم وجوامع وطلب وانتظار.

حجّة الاسلام احمد قاضی زاهدی:

(مؤلّف کتاب شیفتگان حضرت مهدی علیه السلام).

نشانه ها وعلامات ظهور حضرتش را می توان بر سه قِسم تقسیم نمود:

علائم مخصوصه:

1 - علامات خاصّه وشرائط مخصوص برای خود آن سرور مثل بیرون آمدن شمشیر از غلاف وندا کردن شمشیر که: (ای ولیّ خدا! خارج شو ودست به قبضه من بر، که وقت آن رسیده که دشمنان خدا را بکُشی) وباز شدن پرچم ونظائر آن.

علائم حتمیّه:

2 - علامات حتمیّه ای است که تا ظاهر نشود حضرت مهدی ظهور ننماید همچون خروج سفیانی وصیحه آسمانی وخسف بیداء وقتل نفس زکیّه وخروج یمانی ونحو اینها.

علائم غیر حتمیّه:

3 - علامات غیر حتمیّه که وقوع آنها منوط به شرایطی است که بعضی از آنها تا این زمان واقع شده وبرخی دیگر ممکن است که نزدیک ظهور آن حضرت واقع شود. که علما در این باره کتابها نوشته وشرائط وعلامات ظهور حضرتش را به تفصیل نگاشته اند وما نیز در جلد اوّل (شیفتگان حضرت مهدی علیه السلام) به بعضی از آنها اشاره کرده ایم. طالبین می توانند مراجعه کنند چون اینجا بنا بر اختصار است. مسلّم است که حضرت برای از بین بردن ظلم واجرای سعادت می آید.

آیة الله سیّد محمّد مهدی مرتضوی لنگرودی:

اعتقاد وتوجّه جهانیان به مصلح کلّ:

یک شرط بیشتر نیست وآن اینکه اعتقاد جهانیان به یک مصلح کلّ وهادی سُبُل وتوجّه آنان به مصلح کلّ است وقطع اُمید از دیگران، هر چند آن مصلح را نشناسند ودر تطبیق اشتباه کنند! از باب مثال زیدیّه اعتقاد کنند که مصلح کلّ، زیدبن علی یعنی زید بن امام سجّاد علیه السلام است هر چند اشتباه است ویقین کنند غیر از او این نابسامانی ها را سامان نمی بخشد.

اگر در همه جهانیان این اعتقاد بود ظهور باهر النّور ولیّ زمان وقطب عالم امکان حضرت حجّة بن الحسن علیه السلام به وقوع خواهد پیوست. چنانچه در روایات آمده است که ظهور ولیّ عصر (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) وقتی است که داد وفریاد همه دسته ها وفرقه ها وعشیره ها وحزبها ومجتمع ها به (وا مصلحا!) بلند شود.

آیة الله خاتم یزدی:

از مجموعه اخبار واحادیث استفاده می شود وقتی آن حضرت ظهورمی کند که:

مأیوس شدن جهانیان از رسیدن صلح:

1 - همه تدابیر مدّعیان صلح بشری ناکام مانده واز به نتیجه کامل رسیدن طرح های اصلاحی خود مأیوس شوند.

آمادگی اصحاب امام زمان علیه السلام:

2 - افراد از نظر ایمان وعقل به تکامل لازم برسند تا از لحاظ یاری وهمکاری ونیز پذیرش خواستها وهدفهای متعال آن امام، ظرفیّت لازم را داشته باشند. امام باقر علیه السلام درباره آمادگی فکری وعقلانی یاران آن حضرت به هنگام ظهور فرمود: (وضع یده على رؤس العباد فجمع به عقولهم وأکمل أخلاقهم) (یعنی: آن حضرت، دستش را بر سرهای بندگان قرار می دهد پس عقول آنها واخلاق آنها کامل می شود).

(بحار الانوار ج 52 ص 336 ح 71 از خرایج وجرایح راوندی).

 
ادامه دارد.....




:: برچسب‌ها: کتاب آیا ظهور نزدیک است؟

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/٥/۱
بررسی اوضاع قبل از ظهور

رویش نیوز: در آستانه ولادت امام عصر ارواحنا له الفدا برای آشنایی بیشتر مخاطبین به مسائل مربوط به رخداد ظهور آن حضرت، مصاحبه ای را با حجه الاسلام امامی نژاد از فضلای حوزه و اساتید بنیاد مهدی موعود (عج) ترتیب دادیم:

حکمتهای غیبت امام عصر(عج)، تحولات منطقه و رابطه بیداری اسلامی با ظهور حضرت حجت(عج)، پنج علامت حتمیه ظهور در حدیث امام صادق (ع) ، شباهت ماجرای یوسف (ع) و حضرت مهدی(عج)، مراحل قیام حضرت و نقش اهل قم در قیام ایشان؛ مباحثی است که در قسمت اول مصاحبه رویش نیوز با ایشان مورد بحث و گفت و گو قرار گرفته است که در ذیل می آید:

_ما نسل سومی های انقلاب از کودکی مرتب این اصطلاح را می شنویم که ما الآن در "دوران آخرالزمان" به سر می بریم و  چه افراد متخصص و چه سایر افراد، علائمی را برای نزدیک بودن ظهور ذکر می کنند و یا بعضاً افرادی بودند که این علائم را بر شرایط موجود تطبیق داده اند.

اگر ممکن است یک توضیحی در مورد علائمی که در روایات به صورت موثق پیرامون آن ها صحبت شده است بفرمایید، و آیا می توان بین این علامتها و اتفاقاتی که امروز در جهان و در منطقه در حال وقوع است تطبیق هایی را انجام داد؟

امامی نژاد: ما وقتی می خواهیم راجع به علائم ظهور صحبت کنیم باید ابتدا درباره علل غیبت بحث کنیم و این دو بحث به هم گره خورده است. علل غیبت که به تعبیری به آن ها حکمت های غیبت می گویند چون علت اصلی غیبت امام زمان (ع) وقتی ایشان ظهور می کنند مشخص می شود.

آن حکمت هایی که برای غیبت ایشان مطرح شده است چیست؟ یکی حفظ جان امام از شر دشمنان است، دیگری تنبیه منافقان است که دیگر دستشان به امام نمی رسد که منافقانه ایشان را مسموم کنند و بعد زیر جنازه شان بروند و به سرشان هم بزنند و مثلاً بگویند وا اماما مثل مأمون. شما می دانید بعد از پیامبر (ص) تمامی امامان ما را جریان نفاق به شهادت رساند. پس دومین حکمت غیبت تنبیه منافقان است. یکی دیگر از حکمت های غیبت، امتحان شیعیان است؛ یعنی خداوند به واسطه طول غیبت امام زمان (ع) شیعیان را غربال می کند. به تعبیر روایت که امام صادق (ع) سه مرتبه فرمودند: «لتغربلن غربلة» ما داریم غربال می شویم و هرچه به طرف ظهور پیش می رویم به واسطه اینکه دینداری سخت تر می شود و مبانی فکری، عاطفی و رفتاری باید خیلی قوی تر باشد شیعیان ناب تر می شوند یا مثلاً از حکمت های دیگر غیبت جدایی حق از باطل است. ما هرچه به طرف ظهور پیش می رویم باطل پررنگ تر و بی مهاباتر حرف خودش را می زند و حق هم عمیق تر و دقیق تر حرف خودش را می گوید و به همین واسطه ما در روایات داریم که در آخرالزمان خداوند به واسطه اهل قم دین خودش را به گوش همه مردم جهان می رساند به صورتی که دیگر هیچ کس عذری ندارد که بگوید من نمی دانستم وبه این شکل اتمام حجت صورت می گیرد و این در زمان غیبت اتفاق می افتد.

 

_ در روایات صراحتاً اسم قم آمده است؟

امامی نژاد: بلهبه خصوص قم در روایات مطرح شده است. ببینید ما ناسیونالیست نیستیم، به خاطر اینکه اهل قم اعتقادشان به حضرات معصومین نه دچار غلو و پرگویی شده و نه دچار کج فهمی و کم گویی شده است.

بعضی از اهل تسنن و حتی عده ای از شیعیان راجع به ائمه کم گویی می کنند یعنی به حق مقام ائمه، قائل نیستند ولی استاندارد ما برای حق مقام ائمه، همان زیارت جامعه کبیره است. بعضی ها هم پرگویی می کنند مثلاً غلو می کنند و می گویند خدا در حضرت علی (ع) یا در ائمه حلول کرده است، یا این ها رازق هستند. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: صفات خدا را بر ما اطلاق نکنید چون ما واسطه فیض هستیم. «بیمنه رزق الوری» خدا به یمن این ها رزق می دهد.

خوب ببینید در آخرالزمان شیعیان خیلی دقیق تر و عمیق تر به مسئله امامت می پردازند و یکی دیگر از حکمت های غیبت این است. حتی ما در قرآن داریم «لو تزیلوا لعذبناهم» خدمت امام صادق (ع) عرض شد این به چه معنا است؟حضرت فرمودند: یعنی وقتی که نسل مؤمن از کافر زایل شد و جدا شد ما کافرین را عذاب می کنیم. شاید ما بگوییم چرا اهل بیت با بعضی از دشمنان خود مقابله نظامی نکردند؟ حکمتش همین است. چون در نسل آن ها افراد مؤمن بود. حتی داریم که امیرالمؤمنین (ع) و امام حسین (ع) در جنگ صفین یا در روز عاشورا بعضی ها را نمی کشتند. به ایشان گفته می شد چرا این افراد را نمی کشید؟ حضرت می فرمودند: من هرکس را می کشم تا هفت نسل او را می بینم؛ چون در نسل او افراد مؤمنی هستند او را نمی کشم. ولی در زمان ظهور حضرت مهدی (ع) مثل زمان نفرین حضرت نوح (ع) است که گفتند: «رب لا تذر علی الارض من الکافرین دیارا» چرا؟ «انک ان تذرهم یضلوا عبادک و لا یلدوا الا فاجرا او کفارا» یعنی این ها اصلاً در نسلشان جز فاجر و کافر نیست.

 

_ یعنی دیگر شرایط کاملاً ثابت شده است و کسی که می خواسته مؤمن شود شده است.

امامی نژاد: بلهبرای همین این آیه را هم بر زمان ظهور اطلاق می کنند که «یوم لا ینفع نفساً ایمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا» این آیه دارد گزارش می دهد که دیگر آنجا خط ها جدا شده است مثل روز عاشورا که خط ها جدا شده بود و دیگر به ندرت افراد خطشان را عوض می کردند مثل حر که در سپاه امام حسین (ع) می آید. روز ظهور هم همین طور است و دیگر مسیرها جدا شده و امتحان ها گرفته شده است و هر کسی در عقیده خودش رسوب کرده و به قول معروف جا افتاده است و موضعگیری ها مشخص شده است. ببینید این ها یک لیستی از حکمت های غیبت است که غیبت حضرت ولی عصر (عج) به خاطر این است که این موارد مشخص شود.

آخرین حکمتی که ما برای غیبت امام زمان (ع) می گوییم عوض شدن نگاه ها است. ببینید من به صورت خلاصه می گویم. البته راجع به همین بحث می شود یک ساعتی صحبت کرد. غیبت حضرت مهدی (ع) به ستر حضرت یوسف (ع) از کنعان و از برادران خودش تشبیه شده است. ما می توانیم به صورت تمثیلی و تشبیهی خیلی مطالب را از این استخراج کنیم. مثلاً حضرت یوسف (ع) تمام نگاه ها را به خودش عوض کرد. چگونه؟ با ستر و غیبت خودش. نگاه پدرش به یوسف (ع) نگاه یک وارث بود و فکر می کرد او در اشراق نبوت خودش نبوت می کند؛ ولی او باید از پدر غائب می شد تا به مصر برود و پایگاه تمدن بشری را عوض کند در صورتیکه حیطه نبوت حضرت یعقوب (ع) فقط کنعان بود. یعقوب (ع)  وقتی دید که پسرش عزیز مصر شده است به او گفت پس حکمت غیبت تو این بود. یا مثلاً نگاه برادران یوسف (ع) به او عوض شد، آن ها که خودشان را رقیب یوسف می دیدند ولی بعد که کرم، سخاوت، ایثار و بخشش حضرت یوسف (ع) را دیدند اصلاً گفتند ما بد کاری کردیم با تو رقابت کردیم. یا مثلاً نگاه آن هایی که آمدند و به چند درهم یوسف (ع) را از داخل چاه بیرون کشیدند و او را فروختند خیلی کم نگاهش می کردند. ولی یک روز خدا برای یوسف پیش آورد که تمام مصر را خرید و به آن ها گندم می داد و این ها خودشان را برده یوسف (ع) می دیدند یعنی همین برده به یک باره مولای همه مصری ها شد. ببینید نگاه ها چگونه عوض می شود. البته به صورت نامحسوس؛ ولی این اتفاقات در گذر زمان دارد می افتد یا مثلاً نگاه زلیخا که دچار عشق مجازی شده بود ولی یک دفعه گفت: «عاشقم بر آنکه یوسف آفرید» و نگاهش به یوسف دیگر آن نگاه عشق مجازی نبود یا نگاه عزیز مصر که یوسف را یک حکیم می دانست ولی متوجه شد که جوشش این حکمت او از توحید است و خودش هم موحد شد. همچنین نگاه همسلولی های یوسف (ع) که بعد سربازان ایشان شدند و این قدر رفتار یوسف (ع) زیبا بود که همسلولی های او در زندان، یار او شدند.

خوب ببینید غیبت حضرت مهدی (ع) به جریان حضرت یوسف (ع) تشبیه شده و این یک شاخص است. در جریان حضرت یوسف (ع) و غیبت ایشان عوض شدن نگاه ها نهفته است. در زمان غیبت امام مهدی (ع) هم خدا این فرصت را به انسان ها داده که نگاه هایشان عوض شود مثلاً الآن نگاه جامعه جهانی به "فقه اسلام" عوض شده است. البته همه می دانیم که چه قدر تبلیغات صورت می گیرد تا مسلمانان را در جهان به عنوان آدمهای تروریست و خشن معرفی کنند ولی فقه اسلام دارد حرف اسلام را می زند مثلاً حجاب، گوشت حلال، روزه، زکات. ببینید مردم جهان این ها را می فهمند که نظام  فقهی و حقوقی اسلام چقدر زیبا است.

یا یکی دیگر از مباحثی که اسلام دارد خود به خود به واسطه آن خودش را نشان می دهد جریان عاشورا است. جریان عاشورا پویا است و به موازات فقه و حقوق اسلام آن حالت حماسی و عزت طلبی اسلام را منتقل می کند.

شما ببینید، این بیداری اسلامی ریشه در همین عاشورا دارد البته وهابی ها خیلی برضد شیعه و بر ضد آموزه های ناب دین کار می کنند.

ولی واقعاً مسلمان ها تحت تأثیر عاشورا و فرهنگ حماسی و ظلم ستیزی هستند.

ببینید یکی از شعارهای عمر این است که شما حق ندارید برعلیه حاکم خودتان قیام کنید ولو اینکه ظالم و جائر باشد. خوب درمورد بیداری اسلامی مگر این ها سنی نیستند ولی دارند برخلاف حرف عمر عمل می کنند و در طول حرف امیرالمؤمنین (ع) و وصیت آخر ایشان عمل می کنند. امیرالمؤمنین (ع) به امام حسن (ع) و امام حسین (ع) می فرمایند: «کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا» مسلمانان منطقه دارند در این خط حرکت می کنند. انقلاب اسلامی ما هم در همین خط بود.

 

پس مشکل و قدم بعدی ما پس از "ارحل ارحلی" که در جهان عرب است "عجل عجل" است. ارحل ارحل را می گویند ولی عجل عجل را نمی گویند و ما باید این را جهت دهی کنیم. ما به عنوان مردمی که 33 سال قبل از این ها ارحل ارحل را به شاه گفتیم باید الآن فرهنگ مهدویت را تحویل جهان عرب دهیم.

 

_ تحلیل شما از بیداری اسلامی در چهارچوب بحث ظهور چیست؟

امامی نژاد:آیت الله مکارم شیرازی در جلد پنجم مجله انتظار یک مقاله ای دارند که می گویند همان طور که غیبت امام زمان (ع) یک غیبت صغری و کبری داشته است ظهور ایشان هم یک طلیعه این چنینی دارد که اسم این طلیعه ظهور را ظهور صغری می گذاریم و این واقعاً درست است و طلیعه آن همین احساس نیاز است. این همان است که اسم امام زمان (ع) بر سر زبان ها می افتد و موعودگرایی در آخرالزمان در بین جوامع خیلی افزایش پیدا می کند. چون ما داریم که «السلام علی موعود الامم» همه امت ها موعود دارند و همه امت ها دچار یک درد هستند و آن هم قطع از آسمان است. اینکه ما می گوییم «الهی عظم البلاء و برح الخفاء و انکشف الغطاء و انقطع الرجاء» واقعاً همه دچار «وانقطع الرجاء» شده اند و می فهمند که دموکراسی غربی که برمبنای قدرت و سرمایه داری است به بن بست می رسد و به سرانجام نمی رسد و  دیر یا زود این مشخص می شود.

ولی ببینید غربی ها مدام دارند با تهدید و تطمیع، با قدرت و ثروت دموکراسی ها را جهت دهی می کنند.

ما قبل از اینکه بیاییم این بیداری اسلامی را به صورت خیلی جزئی و مصداقی تطبیق دهیم باید به صورت اصولی تطبیق دهیم. مثلاً ما یک روایت داریم که «یخرج اناس من المشرق و یوطئون للمهدی سلطانه» از مشرق زمین یک سری افرادی خروج می کنند که زمینه ساز سلطنت حضرت مهدی (ع) هستند. حالا من می خواهم شما در این واژه یخرج دقت کنید، یخرج یعنی از کجا خروج می کنند؟ آیا از مرزها خروج می کنند یا از یک وضعیت خروج می کنند؟ مثل یخ که وقتی از حالت یخ بودن خود خارج می شود یک حالت دیگری پیدا می کند. این خروج یک خروج فکری، روحی یا فرهنگی است یا می توانیم بگوییم که از یوغ استعمار خارج می شوند که الآن این طور شده است یا اینکه یخرج به این معنی که از استبداد جهانی خروج می کنند.

 

_ همان نظم خود ساخته ای که می خواهند بر جهان حاکم کنند؟

امامی نژاد: بله همین به اصطلاح خودشان نظم نوینی که این ها به دنبال آن هستند.

حالا واژه یخرج را تا حدودی بررسی کردیم. خوب ما الآن واقعاً داریم می بینیم که «یخرج اناس من المشرق» ولی مشکل ما بعد از خروج مسلمان ها در سه چیز است. الحمدلله ما 33 سال از این حرکت جلو هستیم و ما زودتر خارج شدیم. مشکل بعدی که ما بعد از خروج داریم قیام است. امام خمینی (ره) برعلیه شاه خروج کرد ولی مرحله دوم انقلاب ما قیام بود.

 

 

_ یک فاصله پانزده ساله که از 15 خرداد سال 42 تا سال 57 مترتب شد؟

امامی نژاد: دقیقا.پس این مراحل عبارت است از خروج - قیام – حکومت. ببینید اولین سخنرانی های امام این است که برعلیه نفس اماره تان قیام کنید که این سفارش قرآن است. قرآن می فرماید: «قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی» و در روایت هم داریم که این «واحده» ولایت علی بن ابیطالب (ع) است. نبی مکرم اسلام (ص) می فرمایند: من به عنوان پیامبر آمده ام شما را موعظه کنم که ولایت پذیر باشید. برای ولایت پذیری و برای تشکیل حکومت نیاز به قیام است یعنی همان «لیقوم الناس بالقسط» آیا ما الآن در کشورمان حکومت اسلامی داریم یا نه؟

نسبی است و نمی توانیم بگوییم حکومت اسلامی داریم.یعنی به همان اندازه ای که قیام کردیم. به اندازه ای که دین را در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعیمان پیاده کردیم ما به حکومت اسلامی رسیدیم.

ببینید پس مشکل و قدم بعدی ما پس از "ارحل ارحلی" که در جهان عرب است "عجل عجل" است. ارحل ارحل را می گویند ولی عجل عجل را نمی گویند و ما باید این را جهت دهی کنیم. ما به عنوان مردمی که 33 سال قبل از این ها ارحل ارحل را به شاه گفتیم باید الآن فرهنگ مهدویت را تحویل جهان عرب دهیم. به قول پیغمبر (ص) که فرمودند: خواب دیدم یک دسته گوسفند سفید وارد یک دسته گوسفند سیاه شدند گفتند آقا معنای این چیست؟ حضرت فرمودند که: شما در صدر اسلام عجم را به اسلام دعوت کردید و در آخرالزمان عجم شما را به اسلام دعوت می کنند. ببینید ما باید این دعوت خودمان را داشته باشیم و این دعوت ما تنها و تنها با قوام بخشی به سیره عملیمان است نه اینکه ما در مقابل وهابی ها انفعالی ظاهر شویم. باید فعال و به صورت فرهنگ زا نقاط ضعف خودمان را بشناسیم تا بتوانیم به اصطلاح از رسوخ و بهانه گیری وهابیت در شیعه جلوگیری کنیم. الآن واقعاً وهابی ها در فکر شیعه رسوخ کرده اند مثلاً اگر من طلبه معنای شفاعت را به صورت صحیح برای جوانمان نگویم وهابی ها می گویند که شفاعت شرک است و جوان بین یک دوراهی قرار می گیرد ولی اگر ما درست از شفاعت سخن بگوییم وهابی ها نمی توانند این طور در شیعه نفوذ کنند. به قول آن شاعر که گفته بود «ای دل اگر که شافع محشر علی بود / آسوده باش و هرچه که خواهی گناه کن» بعد امیرالمؤمنین (ع) را خواب دیده بود که فرموده بودند این چه شعری بود که برای من گفتی! و این طور بگو «ای دل یقین که شافع محشر علی بود / از روی او حیا کن و کم تر گناه کن»

ما جامعه علوی هستیم و یک سرمایه عظیمی به نام ولایت داریم ولی ما چقدر توانستیم جامعه مان را با این سرمایه به قیام وا داریم. «لیقوم الناس بالقسط». علی علی می گوییم ولی چقدر به فکر همسایه مان هستیم، حالا همسایه مان هم نه! آیا به فکر این هستیم که خدایی ناکرده حق کسی در زندگیمان نیاید.

ببییند خدا به این حرکت برکت می دهد. امام خمینی (ره) چون خود ساخته بود توانست در یک نقش جهانی ظاهر شود و خدا هم برکت داد. به خاطر اینکه یکبار در نجف گفتند برای شما پنکه بیاوریم امام فرمودند: اگر همه طلبه ها پنکه دارند برای من هم پنکه بیاورید. ببینید ما نباید از کنار این «لیقوم الناس بالقسط» همین طوری و سریع رد شویم.

 

به صورت خیلی مشخصی هم در روایات داریم که اولین بیعت را اهل قم در کنار کوه سفیدی در قم با امام زمان (ع) دارند ولی به صورت مخفیانه است و کسی نمی داند. یعنی یک حرکت درون شیعی است

 

_ تا اینجا به دو به ارتباط بیداری اسلامی با ظهور و تا حدودی به تطبیق اتفاقات جهان امروز با علائم ظهور اشاره کردید.

فکر می کنم یکی از مستندات در بحث علائم ظهور همان حدیث امام صادق (ع) است که در آن چهار - پنج علامت را برای ظهور برمی شمردند که شاید بشود گفت این ها موثق ترین و جزء اصلی ترین علائم هستند. اولا در مورد این علائم یک توضیحی بفرمایید.

یکی هم اینکه بالاخره منطقه خاورمیانه یا همان جایی که خاستگاه تمدن ها و ظهور پیغمبران از حضرت آدم (ع) تا پیامبر خاتم بوده است، قرار است در حوالی قیام حضرت حجت (ع) چه اتفاقاتی برایش بیفتد؟ آیا در احادیث صحبتی در مورد سوریه، فلسطین و یا اسرائیل شده است؟ مثلاً آیا می توان با توجه به روایات موجود؛ در مورد سوریه و وضعیت آینده آن پیش بینی هایی کرد؟

امامی نژاد: ما یک بحثی به نام علائم ظهور داریم که به علائم حتمیه و غیرحتمیه تقسیم بندی می شود. من به صورت مشخص بگویم که علائم حتمیه پنج مورد است. حضرت صادق (ع) می فرمایند: «و من المحتومات خمس علامات» ظهور دارای پنج علامت است. دو مورد از این علائم مربوط به سفیانی است. یکی این است که سفیانی شخصی به نام "عثمان بن عنبسه" است که از سوریه و شام قیام می کند و هدفش تسخیر کوفه است. گویا در زمانی که سفیانی قیام می کند و با ظهور امام زمان (ع) هم مصادف می شود کوفه حرف اول و آخر را برای حکومت اسلامی در منطقه می زند و گویا کلید حکومت در کوفه است. در زمان امام حسین (ع) هم همین طور شد و ایشان هم از طرف کوفه حرکت می کردند و یزید هم به خاطر کوفه آمد و امام حسین (ع) را به شهادت رساند. پس کوفه در زمان امام حسین (ع) تعیین کننده بود و در زمان حضرت مهدی (ع) هم همین طور می شود.

دوم اینکه سفیانی به کوفه می آید و این قدر شیعه می کشد که در روایات داریم که زیر پای مردم خون جاری است. من باید این را هم تأکید کنم که اکثر قتل و غارت ها و وحشت ها مربوط به قبل از ظهور است و توسط دشمنان امام صورت می گیرد نه امام زمان (ع). امام می آیند که به این قتل و غارت ها پایان دهند. پس شیعه قبل از ظهور در اوج مظلومیت قرار می گیرد.

و دومین علامت حتمیه ظهور امام زمان (ع) فرو رفتن سپاه سفیانی در سرزمینی بین مکه و مدینه به نام بیداء است.

 

_ چقدر از این علائم ظهور تشبیه است و چقدر از آن باید عینا اتفاقاتی بیفتد؟ آیا مثلاً می توانیم کوفه را تشبیهی از خاورمیانه در نظر بگیریم؟

امامی نژاد: اجازه بدهید برای اینکه این سؤال شما را پاسخ دهم نحوه رخداد ظهور را خدمتتان بگویم و در دل آن به این سوال هم جواب دهم. ظهور پنج مرحله دارد که اولین آن قیام  است.

قیام حضرت مهدی (ع) از قم است و اصلاً روایت داریم که « اول من یقومون مع القائم اهل القم» به صورت خیلی مشخصی هم در روایات داریم که اولین بیعت را اهل قم در کنار کوه سفیدی در قم با امام زمان (ع) دارند ولی به صورت مخفیانه است و کسی نمی داند. یعنی یک حرکت درون شیعی است.

یکی دیگر از حرکت های امام زمان (ع) بعد از اینکه از قم با یارانشان قیام کردند ورود به مدینه است. وقتی وارد مدینه می شوند سپاه سفیانی مطلع می شود که یک حرکت شیعی در مدینه شکل گرفته و چند هزار نفر از سپاه خودش را برای دستگیری امام زمان (ع) می فرستد.

در این زمان امام عصر (ع) حرکت دوم خودشان را آغاز می کند و آن خروج است. خروج از مدینه به طرف مکه مثل امام حسین (ع) که از مدینه به طرف مکه خروج کردند برای اینکه بیعت یزید را نپذیرند. امام زمان (ع) هم برای اینکه بیعت سفیانی را نپذیرند از مدینه به سمت مکه خروج می کنند.

الآن من سومین علامت حتمیه ظهور را بگویم. پانزده روز قبل از اینکه امام زمان (ع) وارد مکه شوند شخصی به نام "نفس زکیه" که آدم خیلی پاک و منزهی است را به مکه می فرستند. او در روز 25 ذی الحجه در کنار خانه کعبه می گوید که مطلع باشید من پیک امام زمان (ع) هستم و ایشان پانزده روز دیگر در روز دهم محرم در مکه ظهور می کنند. در آن زمان جریانی در مکه حاکم است که این قدر با تشیع و  امام زمان (ع) مخالف است که با اینکه مکه و مسجدالحرام حرم امن الهی است با کمال جسارت سر نفس زکیه را بین رکن و مقام از بدن او جدا می کنند و این سومین علامت حتمیه ظهور است.

خوب البته امام زمان (ع) وارد مکه می شوند و قیام خودشان را آغاز می کنند. ما در روایات داریم بعد از اینکه 313 نفر دور حضرت مهدی (ع) جمع می شوند در حلقه بعد 70 هزار نفر و در مرحله بعد هم هزاران نفر ار اقصی نقاط دنیا به امام زمان (ع) می پیوندند و دعوت ایشان را لبیک می گویند.

امام زمان (ع) برای تشکیل حکومت از مکه به طرف کوفه حرکت می کنند. حرکت ایشان از قم شروع شد، بعد وارد وارد مدینه شدند، خروج هم از مدینه صورت گرفت و وارد مکه شدند و در مکه ظهور شد حالا می خواهند وارد چهارمین مرحله حرکت خودشان شوند.

 

_ جایی که قیام حضرت مهدی (ع) برای عوام و خواص رونمایی می شود همان مکه است؟

امامی نژاد: بلهمی توانیم بگوییم قیام حضرت برای خواص در قم است و به صورت عام برای همه مردم دنیا که با اعلام عمومی همراه است در مکه است.

بعد امام زمان (ع) وارد مرحله چهارم حرکت خودشان می شوند که برپایی و تشکیل حکومت در کوفه است. ما از امام صادق (ع) روایت داریم که محل حکومت حضرت مهدی (ع) مسجد کوفه است.

امام زمان (ع) سه مرتبه حاکم مکه را عوض می کنند ولی همین که از این شهر بیرون می آیند خبر می دهند که آقا! حاکم شما را کشتند. آن جریان وهابیت و ضد شیعه در مکه هنوز در مقابل امام زمان (ع) هست. بعد حضرت برمی گردند و با اولین کسانی که مبارزه می کنند علمای مکه هستند. علمای وهابی ها به امام زمان (ع) می گویند به همان جایی که بودی برگرد و با قرآن بر ایشان یورش می برند و حمله می کنند. و برای همین است که پیغمبر (ص) فرمودند: کار مهدی ما از من سخت تر است پرسیدند چرا؟ فرمودند: چون مشرکین مکه با بت برعلیه من مبارزه می کردند ولی اهل مکه با قرآن با مهدی ما مبارزه می کنند. در روایات داریم که حضرت مهدی (ع) وقتی قیام می کنند که وهابی ها قرآن را با رأی خودشان تفسیر می کنند ولی امام زمان (ع) این را برمی گردانند و معانی اصلی قرآن را به مردم یاد می دهند.

خوب ایشان وارد کوفه می شوند ولی در این مرحله حکومت امام زمان (ع) یک حکومت جهانی نیست و حکومت اسلامی است یعنی مسلمان ها می آیند اسلام را یاد می گیرند. بعد از اینکه مسلمان ها به اسلام ناب رسیدند حضرت حرکت پنجمشان که جهانی شدن است را آغاز می کنند.

مرحله پنجم با نزول حضرت عیسی (ع) مصادف می شود که حضرت عیسی (ع) در بیت المقدس پشت سر امام زمان (ع) نماز می خوانند. شما می دانید بیت المقدس یک شهر بین الادیانی است و این شهر از نظر مذهبی و دینی هم برای یهودی ها و مسیحی ها و هم برای مسلمان ها مرکزیت دارد. نزول حضرت عیسی (ع) و پشت سر امام زمان (ع) نماز خواندن توسط ایشان پیام های زیادی دارد؛ مثلاً یک پیام برای سنی ها دارد؛ که ببینید یک پیامبر اولوالعزم به یک امام اقتدا کرد و مقام امامت یعنی اینکه حضرت عیسی (ع) پشت سر حضرت مهدی (ع) نماز می خوانند.

برای مسیحیان هم این پیام را دارد که این فرد موعود شما است که نازل شده است نه برای اینکه امیر باشد. او نازل شده است که وزیر باشد و امیر همان مهدی مسلمان ها است. یک پیام هم برای یهودی ها دارد، خوب می دانید یهودی ها منتظر "ماشیح" هستند و این ها به خیال خودشان حضرت مسیح (ع) را به صلیب کشیدند. ولی به معجزه الهی این اتفاق نیفتاد و یهود هم متنبه می شوند که این مسیح همان مسیحی بود که ما می خواستیم او را بکشیم و البته به خیال خودشان کشتند.

حالا این مسیح همان مسیح موعود است که ادامه راهش با اسلام و قیام حضرت مهدی (ع) است. خوب ما از علائم حتمیه ظهور خروج سفیانی، فرو رفتن سپاه سفیانی در سرزمین بیداء که بین مکه و مدینه است و سوم قتل زکیه در کنار خانه کعبه را گفتیم.

 

من باید این را هم تأکید کنم که اکثر قتل و غارت ها و وحشت ها مربوط به قبل از ظهور است و توسط دشمنان امام صورت می گیرد نه امام زمان (ع). امام می آیند که به این قتل و غارت ها پایان دهند.

 

_ سرزمین بیداء بین مکه و مدینه است یا بین عربستان و سوریه؟

امامی نژاد: نه بین مکه و مدینه است. خروج امام زمان (ع) از مدینه است و سپاه سفیانی به دنبال حضرت است که در سرزمین بیداء فرو می رود. الآن سرزمین بیداء بین مکه و مدینه هست و مشهور است.

خدمتتان عرض کنم که چهارمین علامت ظهور قیام سید یمانی است. راجع به سید یمانی داریم که «رایته اهدی الرایة» از یمن قیام می کند و پرچمش به ما شیعه ها خیلی هدایت یافته تر و نزدیک تر است. بعضی ها می گویند یمانی شافعی است چون از بین اهل تسنن نزدیک ترین مذهب به شیعه مذهب شافعی است و ما الآن در یمن خیلی شافعی داریم. شافعی ها هستند که پرچمشان خیلی نزدیک به ما است. بعضی ها هم می گویند نه این سیدیمانی شیعه است.

پنجمین علامت ظهور هم این است که شب 23 ماه رمضان که به محرم ظهور منتهی می شود ندایی از آسمان به گوش می رسد که حضرت جبرئیل وعده ظهور امام زمان (ع) را به همه مردم دنیا می دهد و همه مردم دنیا هم به زبان خودشان متوجه این ندا می شوند. این ندای اسمانی ندایی است که مژده ظهور منجی عالم بشریت را به مردم جهان می دهد./

پایان قسمت اول




:: برچسب‌ها: بررسی اوضاع قبل از ظهور

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/٥/۱