بازخوانی جریان پیامک سردار سلیمانی به "پترائوس،همزم ان " با استعفای وی

روزنامه انگلیسی گاردین گزارشی را در این زمینه منتشر کرده که فارغ از برخی خلاف گویی های آن جالب توجه است.

این روزنامه با تمرکز بر سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس می نویسد: ژنرال پترائوس مدیرکنونی(حالا دیگه سابق) سازمان سیا علاقه دارد داستانی را از زمانی بازگو کند که یک ژنرال 4 ستاره در عراق بود. اوایل سال 2008 زمانی که مجادله بین گروه شبه نظامی شیعه از یک طرف و ارتش آمریکا و عراق از طرف دیگر شعله ور بود، به پترائوس یک تلفن داده شد که در آن یک اسم ام اس از سردار ایرانی بود، آن سردار ایرانی از آن به بعد تبدیل به الهه انتقام شد.

این مسیج از فرمانده سپاه قدس، قاسم سلیمانی آمده بود، و توسط یکی از رهبران عراقی منتقل شده بود، در آن پیغام نوشته شده بود؛ «ژنرال پترائوس! شما باید مرا بشناسی، من قاسم سلیمانی هستم، کسی که سیاست های ایران را در عراق، لبنان، غزه و افغانستان تدوین می کند و صد البته سفیر ایران در بغداد نیز عضو سپاه قدس است و کسی که جایگزین او می شود نیز عضو سپاه قدس است.»

گاردین می نویسد: پترائوس بشدت نیاز داشت که به او گوشزد شود، بسیاری از نظامیان آمریکا که با عراقی های شیعه کار می کنند، توسط قاسم سلیمانی و افراد وابسته به سپاه قدس به تحلیل برده می شوند، آنچنان که تلاش های دیپلماسی آمریکا در سایر نقاط خاورمیانه به تحلیل برده می شود، خصوصا در لبنان. پترائوس سال گذشته به ارگان تحقیقاتی مربوط به جنگ گفت که مشکلی که سلیمانی برای او درست کرده بوده است، چه بوده است.
روزنامه انگلیسی اضافه می کند: قدرت و وجهه قاسم سلیمانی به عنوان کسی که قدرتمندترین بازیگر عرصه منطقه است، در سه سال گذشته کاهش نیافته است و در برخی از مولفه ها، افزایش نیز یافته است. قدرت ارتباط های سلیمانی طی هفته ها مصاحبه با مقامات عراقی مشخص شده است، برخی از مقامات عراقی او را ستایش می کنند. به گزارش روزنامه مذکور، «وظیفه سپاه قدس حفاظت از انقلاب و صدور آن به کشورهای اسلامی است. جوامع شیعه نشان داده اند که بسیار مستعد انقلاب هستند و با سپاه قدس همراهی خواهند داشت. البته سپاه قدس متحدان سنی نیز دارد، مانند حماس و غزه».

گاردین نوشت: 8 سال گذشته ما شاهد جنگ بین متحدین و نمایندگان سپاه قدس با ارتش آمریکا بوده ایم که نتیجه آن را اکنون می بینم، چرا که ارتش آمریکا درحال ترک عراق است.

گاردین آنگاه از قول صالح المطلک (از عناصر بعثی و مستخدم سازمان سیا که با استخبارات سعودی نیز همکاری می کند)، نوشت «سلیمانی قدرتش را مستقیماً از [آیت الله] سیدعلی خامنه ای می گیرد. تمام مقامات مهم عراقی سلیمانی را به شکل یک فرشته می بینند و با او رایزنی دارند»

گزارش گاردین حاکی است: یکی از نمایندگان مجلس عراق که از دستیاران ارشد نوری المالکی است، درباره سلیمانی می گوید «او فقط یکبار در این هشت ساله به عراق آمده است، او فردی است که آرام سخن می گوید و منطقی و بسیار مودب است، وقتی با او حرف می زنید، بسیار ساده برخورد می کند. تا زمانی که پشتوانه او را نشناسید، نمی دانید چه قدرتی دارد، هیچ کسی نمی تواند با او بجنگد».
روزنامه انگلیسی معتقد است: سلیمانی اصلا یک مرد جنگی به نظر نمی رسد، با موهای جوگندمی، لاغر و با لبخندی ملیح! کسانی که او را در سال 2006 و هنگام مسافرتش به بغداد به صورت مخفیانه دیده اند، می گویند او بدون هیچ محافظی تنها به همراه دو نفری که او را دعوت کرده بودند، به همه جا می رفته است. آمریکایی ها تا زمانی که او به ایران بازمی گردد، از حضور او در عراق خبردار نمی شوند. یکی از مقامات بلندپایه رسمی آمریکا می گوید: «او مانند قیصر سوزو هراس انگیز است، او همه جا هست و هیچ جا نیست»(!) یک نماینده شیعه و رده بالای مجلس عراق می گوید «او موفق شده است که با تمام گروه های شیعه عراقی در همه سطوح رابطه برقرار کند. در نشست سال گذشته دمشق که براساس آن نشست، دولت کنونی عراق شکل گرفت، او در میان رهبران ترکیه و سوریه و عراق و حزب الله حضور داشت و همه را مجاب کرد که نوری المالکی را برای بار دوم برگزینند.» حتی رئیس جمهور عراق، جلال طالبانی او را به صورت مرتب ملاقات می کند.

گاردین این را هم متذکر شد که «حتی کسانی که سلیمانی را دوست ندارند، او را فردی با هوش می دانند. بسیاری از مقامات آمریکا که این چند ساله را صرف متوقف کردن کار افراد وفادار به سلیمانی کرده اند، می گویند مایل هستند او را ببینند و معتقدند که مبهوت کارهای او شده اند.

به نوشته کیهان ، یکی از مقامات بلند پایه ارتش آمریکا دراین باره می گوید: من خیلی ساده از او خواهم پرسید که از ما چه می خواهد؟




:: برچسب‌ها: آمریکا, سردار سلیمانی

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۳٠
حوادث‌ شش ماه پایانی منتهی به ظهور بر طبق‌ تقویم‌ سال‌ ظهور(7)

جریانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ شعبان



  در این‌ ماه‌، روحیة‌ آمادگی‌ آمیخته‌ به‌ ترس‌ و هراسی‌ در جهان‌ اسلام‌ نمایان‌ می‌شود که‌ ناشی‌ از بروز آن‌ دسته‌ از جریانات‌ سیاسی‌ است‌ که‌ در یک‌ عرصه‌ با هم‌ به‌ تاخت‌ و تاز مشغولند که‌ از ماه‌ رجب‌ به‌ مرور رو در روی‌ هم‌ قرار گرفته‌اند.

 


  به‌ طور کلی‌ دو جریان‌ در این‌ ایام‌ در حال‌ شکل‌ گرفتن‌ است‌: جریان‌ یاوران‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) (یمانی‌ از یمن‌ و سید خراسانی‌ از ایران‌) و جریان‌ سفیانی‌ که‌ بر رقبای‌ خویش‌ «اصهب‌» و «ابقع‌» فایق‌ آمده‌ و پس‌ از این‌ پیروزی‌ با رومیان‌ و یهودیان‌ (غرب‌) هم‌ پیمان‌ گشته‌ است‌.


  در ماه‌ شعبان‌ جریانات‌ از هم‌ جدا شده‌ و مردم‌ هم‌ از کنار یکدیگر پراکنده‌ می‌شوند و به‌ همین‌ علت‌ است‌ که‌ در احادیث‌ نشانه‌ها و حوادث‌ دوران‌ ظهور، خاورمیانه‌ همانند میدان‌ مبارزه‌ و جنگ‌های‌ متعدد و با کشته‌های‌ بسیار ترسیم‌ شده‌ است‌. ساکنان‌ این‌ منطقه‌ هم‌ که‌ مسلمانان‌ هستند در شرایط‌ گرفتاری‌ و سختی‌ و ناراحتی‌ به‌ سر می‌برند که‌ نتیجه‌ عدم‌ ثبات‌ سیاسی‌ کشورهای‌ منطقه‌ است‌ و به‌ زودی‌ هم‌ آتش‌ جنگ‌ جهانی‌ بزرگی‌ برافروخته‌ خواهد شد.


  ابوبصیر نقل‌ می‌کند که‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) درباره‌ ماه‌ رجب‌ پرسیدم‌. حضرت‌ فرمودند:
 «پیش‌ از اسلام‌ (دوران‌ جاهلیت‌) آن‌ را ـ یعنی‌ ماه‌ رجب‌ را ـ بزرگ‌ می‌شمردند و در آن‌ جنگ‌ نمی‌کردند (نام‌ آن‌ را ماه‌ خالی‌ از ندای‌ جنگ‌ نهاده‌ بودند).»
  ابو بصیر می‌گوید:
 « پرسیدم‌ شعبان‌؟»
 ـ« امور در آن‌ از هم‌ جدا می‌شود؛»
 ـ «(ماه‌) رمضان‌ چطور؟»
 ـ« ماه‌ خداوند تبارک‌ و تعالی‌ است‌ که‌ در آن‌ به‌ نام‌ صاحب‌ شما، حضرت‌ مهدی‌(ع‌)، و پدرش‌ ندا در دهند.»
 ـ «شوال‌؟»
 ـ« در آن‌ مردم‌ پراکنده‌ شوند.»
 ـ« ذی‌القعده‌؟»
 ـ «در آن‌ می‌نشینند؛»
 ـ «ذی‌حجة‌؟»
 ـ« آن‌ ماه‌ خون‌ است‌؛»
 ـ «پس‌ محرم‌ (چطور خواهد بود؟)»
 ـ «در آن‌ حلال‌ را حرام‌ کرده‌ و حرام‌ را حلال‌ می‌گردانند. »
 ـ« صفر و ربیع‌(الاول‌ و الثانی‌)؟ »
 ـ «در آن‌ ننگی‌ (مرگ‌) زشت‌ (وحشتناک‌) و امری‌ عظیم‌ خواهد بود. »
 ـ «جمادی‌ (الاول‌ و الثانی‌)؟ »
 ـ« از ابتدا تا انتهایش‌ فتح‌ و پیروزی‌ است‌. 1»


  ابو حمزه‌ ثمالی‌ از قول‌ امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ کرده‌ که‌ فرمودند:
 «وقتی‌ شنیدید که‌ مردم‌ شام‌ دچار اختلاف‌ شده‌اند، از آنجا فرار کنید که‌ فتنه‌ و کشتار به‌ جانش‌ افتاده‌ است‌.»
  گفتم‌ به‌ کجا فرار کنیم‌؟ فرمودند:
 «مکه‌ بهترین‌ جایی‌ است‌ که‌ مردم‌ بدانجا بگریزند. 2»


  در روایتی‌ که‌ در روضة‌  الکافی‌ آمده‌ و این‌ رویدادها را توصیف‌ کرده‌ و مردم‌ را متوجه‌ وظایفشان‌ در آن‌ زمان‌ و شرایط‌ می‌کند آمده‌ است‌:
 «وقتی‌ ماه‌ رجب‌ شد با نام‌ خداوند متعال‌ روی‌ کنید و اگر دوست‌ داشتید که‌ تا شعبان‌ به‌ تأخیر بیندازید، ضرر نمی‌بینید و اگر دوست‌ داشتید که‌ در میان‌ اقوام‌ و خویشانتان‌ پناه‌ بگیرید (روزه‌ بگیرید) شاید برای‌ شما بهتر (محکم‌تر) باشد سفیانی‌ هم‌ به‌ عنوان‌ یک‌ نشانه‌ برای‌ شما کافی‌ است‌. 3»


  در این‌ حدیث‌ اجازه‌ داده‌ شده‌ است‌ که‌ شتاب‌ کردن‌ در مسافرت‌ تا پایان‌ ماه‌ رمضان‌ به‌ تأخیر انداخته‌ شود. و امام‌ باقر(ع‌) برای‌ راهنمایی‌ کردن‌ شیعیان‌ خویش‌ در قسمتی‌ از آن‌ حدیثی‌ طولانی‌ چنین‌ فرموده‌اند:
 «سفیانی‌ برای‌ شکنجه‌ کردن‌ دشمنان‌ شما کافیست‌ و او از جمله‌ نشانه‌هایی‌ برای‌ شماست‌ (برای‌ فهم‌ نزدیکی‌ ظهور). علی‌رغم‌ اینکه‌ این‌ فاسق‌ شورش‌ کرده‌ شما یک‌ یا دو ماه‌ پس‌ از خروج‌ او از جای‌ خود تکان‌ نخورید؛ ناراحتی‌ به‌ شما نخواهد رسید تا اینکه‌ جمع‌ زیادی‌ از غیر شما (غیر شیعیان‌) را بکشد (اشاره‌ به‌ معرکه‌ قرقیسیاست‌).»


  برخی‌ از اصحاب‌ گفتند: با عیال‌ (زن‌ و فرزند) خود در آن‌ زمان‌ چه‌ کنیم‌؟ فرمودند:
 «مردان‌ خویش‌ را از سفیانی‌ پنهان‌ کنید؛ چرا که‌ او کینه‌ و حرص‌ شیعیان‌ را به‌ دل‌ دارد ولی‌ زنان‌ ان‌شاءالله ناراحتی‌ به‌ آنها نخواهد رسید.»
  پرسیدند: «پس‌ مردان‌ به‌ کدام‌ سو خارج‌ شوند و از دست‌ او به‌ کجا فرار کنند؟» فرمودند:
 «در مدینه‌ چه‌ می‌توانید بکنید در حالی‌ که‌ سپاهیان‌ آن‌ فاسق‌ بدانجا روی‌ می‌کنند. ولی‌ شما به‌ مکه‌ بروید که‌ محل‌ اجتماع‌ شما آنجاست‌ و فتنة‌ او به‌ مدت‌ حمل‌ یک‌ زن‌ یعنی‌ 9 ماه‌ طول‌ می‌کشد و ان‌شاءالله بیش‌ از این‌ اجازه‌ نخواهد یافت‌. 4»

پی‌نوشت‌ها :

 1-  بحارالانوار، ج‌52، ص‌272؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌142؛ بیان‌الائمه‌(ع‌)، ج‌2، ص‌686.
 2-  بحارالانوار، ج‌52، ص‌271؛ السفیانی‌، فقیه‌، ص‌123.
 3-  بحارالانوار، ج‌52، ص‌302؛ السفیانی‌، ص‌122.
 4-  الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌203؛ السفیانی‌، ص‌122.




:: برچسب‌ها: ظهور امام زمان (عج), حوادث شش ماه مانده به ظهور

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٧
حوادث‌ شش ماه پایانی منتهی به ظهور بر طبق‌ تقویم‌ سال‌ ظهور(6)

جریانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ رمضان

 

در این‌ روزها امت‌ اسلامی‌ به‌ خاطر جنگ‌ها، فتنه‌ها و کشتارها ضعف‌ سیاسی‌ جدی‌ پیدا کرده‌ و قوای‌ بیگانه‌ (رومیان‌) هم‌ وارد منطقه‌ شده‌اند. نشانه‌هایی‌ در آسمان‌ پدیدار شده‌ است‌ که‌ امید را در دل‌ مؤمنین‌ شکوفا کرده‌ و از این‌ پس‌ جریان‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) اصلی‌ترین‌ اشتغال‌ ذهنی‌ مردم‌ سراسر زمین‌ می‌شود؛ چرا که‌ این‌ آیات‌ و دلایلی‌ که‌ در این‌ ماه‌ نمایان‌ می‌گردد به‌ حدی‌ است‌ که‌ بشریت‌ نمی‌تواند از آن‌ چشم‌پوشی‌ کند مانند:


1- خورشیدگرفتگی‌ و ماه‌گرفتگی‌ در زمان‌ غیر عادی‌

 


  یکی‌ از مظاهر قدرت‌ الهی‌ که‌ در قالب‌ سنن‌ معجزات‌ جلوه‌نمایی‌ کرده‌ و اشارة‌ مخصوصی‌ را برای‌ توجه‌ آن‌ دسته‌ از مؤمنان‌ که‌ مخلصانه‌ منتظر ظهور بوده‌اند به‌ ارمغان‌ می‌آورد، کسوف‌ خورشید در روز سیزدهم‌ یا چهاردهم‌ ماه‌ رمضان‌ و خسوف‌ ماه‌ در بیست‌ و پنجم‌ همان‌ ماه‌ است‌.


  علت‌ پدید آمدن‌ این‌ دو نشانه‌ پیش‌ از ظهور که‌ خلاف‌ روال‌ عادی‌ بوده‌ و از اول‌ خلقت‌ آدم‌ تا آن‌ زمان‌ نمونه‌اش‌ دیده‌ نشده‌، از این‌ قرار است‌:


  الف‌) رسوخ‌ و عمق‌ یافتن‌ نظریه‌ مهدویت‌ و اعتقاد به‌ حضرت‌ در میان‌ تمام‌ مسلمانان‌؛
  ب‌) متوجه‌ کردن‌ مؤمنان‌ مخلص‌ به‌ نزدیکی‌ ظهور.


  «ثعلبة‌ ازدی‌» از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ کرده‌ که‌ فرمودند:
 «دو نشانه‌ پیش‌ از ظهور قائم‌(ع‌) خواهد بود: خورشیدگرفتگی‌ در نیمه‌ ماه‌ رمضان‌ و ماه‌گرفتگی‌ در آخر آن‌.»
  به‌ حضرت‌ عرض‌ کردم‌:« یابن‌ رسول‌الله خورشید در انتهای‌ ماه‌ کسوف‌ می‌کند و ماه‌ در نیمة‌ آن‌ خسوف‌.»
  حضرت‌ فرمودند:
 «خودم‌ می‌دانم‌ چه‌ می‌گویم‌؛ این‌ دو نشانه‌ای‌ است‌ که‌ از زمان‌ فرود آمدن‌ آدم‌ (از بهشت‌ به‌ زمین‌) سابقه‌ نداشته‌ است‌. 5»


  «ورد بن‌ زید اسدی‌» برادر «کمیت‌» هم‌ از آن‌ حضرت‌(ع‌) نقل‌ کرده‌ که‌ فرمودند:
 «پیش‌ از این‌ امر (ظهور) ماه‌ گرفتگی‌ خواهد بود؛ که‌ پنج‌ روز مانده‌ (به‌ انتهای‌ ماه‌) و خورشید گرفتگی‌ در روز پانزدهم‌ که‌ هر دو در ماه‌ رمضان‌ خواهد بود و به‌ این‌ ترتیب‌ حساب‌ منجمان‌ به‌ هم‌ می‌ریزد.»


  ابوبصیر هم‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ می‌کند که‌ حضرت‌ فرمودند:
 «نشانة‌ قیام‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) کسوف‌ خورشید در بیست‌ و سوم‌ یا چهاردهم‌ ماه‌ رمضان‌ است‌. 6»


  خسوف‌ ماه‌ معمولاً به‌ جهت‌ قرار گرفتن‌ زمین‌ در میان‌ خورشید و ماه‌ رخ‌ می‌دهد که‌ زمان‌ آن‌ هم‌ در نیمة‌ ماه‌های‌ قمری‌ است‌. کسوف‌ خوشید هم‌ غالباً زمانی‌ مشاهده‌ می‌شود که‌ ماه‌ بین‌ زمین‌ و خورشید قرار گیرد و زمان‌ آن‌ هم‌ در آخر ماه‌های‌ قمری‌ است‌. چنین‌ حادثه‌ای‌ (که‌ دچار بدأ 7  هم‌ نخواهد شد) در زمانی‌ غیر از زمان‌ عادی‌ آن‌ ـ بنا برگفته‌ روایات‌ ـ با فرض‌ احتمالات‌ زیر ممکن‌ می‌شود:


  احتمال‌ اول‌:  این‌ قضیه‌ معجزه‌گونه‌ و از طریق‌ یکی‌ از اسباب‌ و علل‌ عادی‌ (وناشناخته‌) انجام‌ شود.
  البته‌ با اختلافی‌ ساده‌ و آن‌ هم‌ آگاهی‌ ما از زمان‌ وقوع‌ آن‌ است‌، که‌ البته‌ طریقه‌ حدوث‌ این‌ اعجاز یا کیفیت‌ شکل‌گیری‌ را نمی‌توانیم‌ تصور کنیم‌ و همین‌ قدر کافی‌ است‌ که‌ بدانیم‌ این‌ معجزه‌ انجام‌ می‌شود و آن‌ هم‌ معجزه‌ای‌ که‌ از زمان‌ هبوط‌ حضرت‌ آدم‌(ع‌) تا کنون‌ سابقه‌ نداشته‌ است‌ و لذا محاسبات‌ ستاره‌شناسان‌ را برهم‌ می‌زند.


  احتمال‌ دوم‌:  به‌ واسطة‌ ممانعت‌ جسمی‌ بزرگ‌ رخ‌ می‌دهد.
  ممکن‌ است‌ یکی‌ از اشیاء سرگردان‌ در فضا (بنا بر گفته‌ دانشمندان‌) به‌ منظومة‌ شمسی‌ نزدیک‌ شده‌ و با قرار گرفتن‌ در مقابل‌ خورشید مانع‌ رسیدن‌ آفتاب‌ به‌ زمین‌ شود و کسوف‌ پس‌ از ده‌ روز پیش‌ بیاید و همین‌ شی‌ء در اواخر ماه‌ هم‌ که‌ ماه‌ به‌ شکل‌ هلال‌ دیده‌ می‌شود در برابر آن‌ قرار گیرد و بر حسب‌ سرعت‌ و حجم‌ آن‌ شی‌ء خسوف‌ کلی‌ یا جزیی‌ رخ‌ دهد. از جمله‌ نشانه‌هایی‌ که‌ برای‌ ظهور ذکر شده‌ است‌ و بی‌ارتباط‌ با این‌ بخش‌ از مطالب‌ نیست‌ این‌ است‌ که‌ نور خورشید از زمان‌ طلوعش‌ تا 23 از روز ناپدید می‌شود که‌ این‌ به‌ جهت‌ آن‌ است‌ که‌ شی‌ء فضایی‌ بین‌ خورشید و زمین‌ قرار گرفته‌ و به‌ مدت‌ 23 از طول‌ روز مانع‌ رسیدن‌ آفتاب‌ 8  به‌ زمین‌ می‌شود که‌ بالطبع‌ با کسوفی‌ که‌ از یک‌ تا سه‌ ساعت‌ طول‌ می‌کشد، متفاوت‌ است‌.


  احتمال‌ سوم‌:  به‌ جهت‌ تغییرات‌ درونی‌ خود خورشید.
  تعبیر علمی‌ این‌ مطلب‌ از این‌ قرار است‌ که‌ ممکن‌ است‌ انفجارهای‌ عظیم‌ یا تغییرات‌ فیزیکی‌ خاصی‌ در خورشید پدید آید طوری‌ که‌ مدت‌ مشخصی‌ اشعه‌ خورشید به‌ اطراف‌ پراکنده‌ نگردد و یا اینکه‌ انفجارهای‌ پشت‌ سر هم‌ ماه‌ رمضان‌ در خورشید، کسوف‌ اواسط‌ ماه‌ را به‌ دنبال‌ داشته‌ باشد و در آخر ماه‌ که‌ از ماه‌ هلالی‌ بیش‌ پیدا نیست‌، خسوف‌ را؛ که‌ این‌ احتمال‌ نزدیک‌ترین‌ و جدی‌ترین‌ احتمالات‌ است‌ خصوصاً اگر این‌ دو را به‌ آیات‌ و نشانه‌هایی‌ که‌ از آسمان‌ است‌ و در بحث‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌ به‌ آنها پرداختیم‌، ضمیمه‌ کنیم‌، می‌توان‌ آنها را هم‌ با این‌ احتمال‌ توجیه‌ کرد: توقف‌ خورشید در زمان‌ سفیانی‌ ممکن‌ است‌ که‌ ناشی‌ از انفجاری‌ قوی‌ در خورشید باشد که‌ مانع‌ حرکت‌ کردن‌ خورشید شود یا حرکت‌ آرامی‌ که‌ مانند بازگشت‌ عمل‌ آن‌ برای‌ مدت‌ دو یا سه‌ ساعت‌ باشد یا ظاهر شدن‌ بدنی‌ نمایان‌ در قرص‌ خورشید (از جمله‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌) هم‌ ممکن‌ است‌ ناشی‌ از انفجاری‌ قوی‌ در خورشید باشد که‌ وقتی‌ در سطح‌ خورشید گسترش‌ یابد به‌ شکل‌ سینه‌ و صورت‌ انسان‌ به‌ نظر برسد. دانشمندان‌ متأخر به‌ حدوث‌ چنین‌ جریانی‌ در خورشید که‌ در حدیث‌ هم‌ می‌توان‌ تأکید بر چنین‌ مطلبی‌ را یافت‌ اشاره‌ کرده‌اند.

امیرالمؤمنین‌(ع‌) طی‌ حدیثی‌ طولانی‌ پس‌ از ذکر صیحه‌ و ندای‌ آسمانی‌ ماه‌ رمضان‌ (در بیست‌ و سوم‌ ماه‌) می‌فرمایند:
 «از فردای‌ آن‌، هنگام‌ ظهر خورشید رنگارنگ‌ و سپس‌ زرد شده‌ و در نهایت‌ سیاه‌ و تاریک‌ می‌شود. 9»
  تاریکی‌ خورشید خود دلیل‌ روشنی‌ است‌ برای‌ وقوع‌ خسوف‌ ماه‌ در روز (بیست‌ و پنجم‌ آن‌ ماه‌ رمضان‌)

  و شاید این‌ تفسیر بهترین‌ تفسیر علمی‌ و نزدیک‌ترین‌ احتمال‌ به‌ واقعیت‌ باشد که‌ احدی‌ پیش‌ از این‌ بدان‌ اشاره‌ نکرده‌ است‌ و پس‌ از تفکر جدی‌ و عمیق‌ در باب‌ نشانه‌های‌ ظهور و آیات‌ آسمانی‌ که‌ الزاماً نباید این‌ حوادث‌ معجزه‌ باشند، حاصل‌ شده‌ است‌.١٠

بخش دوم 2 در پایین همین صفحه


پی‌نوشت‌ها :
 
 5-  الارشاد، شیخ‌ مفید، ج‌2، ص‌374؛ الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌181، اعلام‌الوری‌، ص‌429؛ الغیبة‌ شیخ‌ طوسی‌، ص‌270، بشارة‌الاسلام‌، ص‌96؛ یوم‌الخلاص‌، ص‌516؛ تاریخ‌ مابعدالظهور، ص‌118.
 6-  الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌182؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌97؛ تاریخ‌ الغیبة‌الکبری‌، ص‌479؛ یوم‌الخلاص‌، ص‌517.
 7-  به‌ زودی‌ در همین‌ مجموعه‌ به‌ مسأله‌ بدأ خواهیم‌ پرداخت‌.
 8- الممهدون‌ للمهدی‌(ع‌)، ص‌37.
 9-  بحارالانوار، ج‌52، ص‌275؛ بشارة‌الاسلام‌، صص‌59 و 70.
 10- البته‌ باید توجه‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ خود مؤلّف‌ در نهایت‌ آن‌ را احتمال‌ می‌شمرد و هر چند هم‌ که‌ احتمال‌ قوی‌ باشد باز یقین‌آور نیست‌ بدین‌ معنا که‌ الزاماً نباید چنین‌ باشد و امکان‌ معجزه‌ بودن‌ این‌ جریانات‌ خالی‌ از وجه‌ نیست‌؛ چرا که‌ اگر بنا بود به‌ هر حال‌ این‌ مطالب‌ به‌ زودی‌ تفسیر علمی‌ آنها توسط‌ دانشمندان‌ آن‌ عصر بیان‌ شود که‌ دیگر تعبیر کردن‌ از آن‌ به‌ آیه‌ (قرآن‌ از معجزه‌ به‌ آیه‌ تعبیر یاد می‌کند) چندان‌ موجه‌ نمی‌باشد و مردم‌ با اتکاء به‌ گفته‌ دانشمندان‌ هیجان‌ خود را نسبت‌ به‌ این‌ جریان‌ از دست‌ داده‌ و مسلمانان‌ هم‌ به‌ عنوان‌ یک‌ حادثه‌ دهشتناک‌ نماز آیاتی‌ خوانده‌ و از آن‌ روی‌ می‌گردانند و این‌ با آنچه‌ در ابتدای‌ سخن‌ دربارة‌ دو دلیل‌ حدوث‌ این‌ دو حادثه‌ گفته‌ شد متناقض‌ است‌. به‌ طور خلاصه‌ باید گفت‌ اگر بنا بود که‌ این‌ جریان‌ فوراً تفسیر علمی‌ آن‌ بیان‌ شود نخواهد توانست‌ آیه‌ یا علامتی‌ برای‌ ظهور شمرده‌ شود یا حداقل‌ در احادیث‌ دیگر لازم‌ نبود این‌ همه‌ روی‌ آنها تکیه‌ شود و گذرا به‌ آن‌ اشاره‌ای‌ می‌کردند. والله اعلم‌ (مترجم‌).

 

۲- نداى آسمانى صیحه

 


این نشانه یکى از پنج مورد نشانه حتمى ظهور است.


«صیحه» به صدا و ندا اطلاق مى‏شود و در اینجا منظور ندایى است که شب بیست و سوم ماه رمضان که همان شب قدر است از آسمان شنیده مى‏شود. هر جمعیتى آن را به زبان خویش مى‏شنود و از آن حیران و سرگردان مى‏گردد؛ از شنیدن این ندا خوابیده بیدار مى‏شود؛ ایستاده مى‏نشیند؛ نشسته بر سر جاى خود میخکوب مى‏شود نوعروسان از شدت ترس از خلوتگاه‏هاى خویش بیرون مى‏آیند. این ندا از جبرئیل امین است، که به زبانى رسا چنین اعلام مى‏کند:
«صبح نزدیک شد1. بدانید که حق با مهدى(ع) و شیعیان اوست».


پس از آن در بعدازظهر (نزدیک مغرب) شیطان لعین در میان زمین و آسمان ندا مى‏دهد که: »آگاه باشید که حق با عثمان و شیعیان اوست«. ظاهراً مراد از «عثمان»، «عثمان بن عنبسه» یا همان سفیانى است.


ابوحمزه مى‏گوید:« از امام باقر(ع) پرسیدم: آیا شورش سفیانى از علایم حتمى ظهور است؟» حضرت فرمودند:« آرى ندا هم حتمى است...» از حضرت پرسیدم:« این ندا چگونه خواهد بود؟»

 فرمودند:«یک منادى اول روز ندا مى‏دهد که حق با آل على(ع) و شیعیان اوست و در انتهاى روز شیطان ندا مى‏دهد که حق با عثمان و شیعیان اوست و در این زمان یاوه‏گویان (باطل‏گرایان) دچار تردید مى‏شوند.2»

 


دلیل برخاستن این صداى آسمانى از این قرار است:
الف) توجه دادن مردم به نزدیکى ظهور؛
ب) به وجود آوردن آمادگى درونى در میان مؤمنان مخلص.


توجه به زمان وقوع این نشانه؛ یعنى با فضیلت‏ترین ماه و شب سال - که اقبال و رویکرد دینى مسلمانان به حد اعلاى خود مى‏رسد - اهمیت آن را ثابت مى‏کند.


ابوبصیر از امام باقر(ع) چنین روایت مى‏کند:
صیحه حتماً در ماه رمضان، خواهد بود؛ چرا که ماه رمضان ماه خداوند است و آن هم نداى جبرئیل است براى خلق.
سپس فرمودند:
منادى از آسمان به نام قائم(ع) ندا سر مى‏دهد و از مشرق تا مغرب صدایش را مى‏شنوند. از ترس آن صدا هیچ خوابیده‏اى نمى‏ماند؛ مگر اینکه بیدار مى‏شود و ایستادگان همگى مى‏نشینند و نشستگان هم بر دو پاى خویش برمى‏خیزند. خداوند بیامرزد هر که از این صدا عبرت بگیرد. صدا، صداى جبرئیل روح‏الامین است که در شب جمعه بیست و سوم ماه رمضان بر خواهد خاست. پس از آن شکایتى نداشته باشید و گوش فرا دهید و اطاعت کنید. در انتهاى روز صداى ابلیس ملعون (شنیده مى‏شود) که ندإ؛ مى‏دهد آگاه باشید که فلانى مظلومانه کشته شد تا مردم را به شک بیندازد و آنها را مبتلا به فتنه کند. چقدر شک‏کنندگان متحیر در آن روز زیادند که در آتش افکنده شده‏اند. وقتى صدا را در ماه رمضان شنیدید از آن شکایت نکنید که آن صداى جبرئیل است و نشانه آن این است که به نام قائم و پدرش(ع) ندا مى‏دهد. به طورى که حتى دوشیزگان در خلوتگاه‏هایشان در خانه آن را مى‏شنوند و پدر و برادر خویش را براى خروج (و قیام) تشویق مى‏کنند.


و فرمودند:
«به ناچار این دو صدا باید پیش از قیام قائم(ع) باشد: صدایى از آسمان که صداى جبرئیل است و به نام صاحب این امر و نام پدرش و صدایى که از زمین شنیده مى‏شود و آن صداى ابلیس است که به نام فلانى ندا مى‏دهد که مظلومانه کشته شد ولى با آن به دنبال فتنه است. پس شما نداى اول را اجابت و اطاعت کند و از دومى و از اینکه به فتنه‏اش افکنده شوید، بپرهیزید.»


سپس پس از بیان بخش زیادى از حدیث فرمودند:
«وقتى که بنى‏فلان در میان آنها اختلاف افتاد؛ در آن زمان چشم انتظار فرج باشید و فرج شما تنها در اختلاف بنى‏فلان است. پس وقتى دچار اختلاف شدند منتظر صیحه در ماه رمضان باشید و (پس از آن) قیام قائم(ع) که خداوند هر چه را بخواهد به انجام مى‏رساند.3»


عبداللَّه بن سنان مى‏گوید:« نزد امام صادق(ع) بودم که شنیدم مردى از دیار هَمدان به حضرت عرض کرد: عامه (اهل سنت) ما را سرزنش مى‏کنند و مى‏گویند شما گمان مى‏کنید که منادى از آسمان به نام صاحب این امر ندا درمى‏دهد. حضرت که تکیه داده بودند خشمگین شدند، جلوتر آمدند و نشستند. سپس فرمودند:
«آن را از من روایت نکنید و از پدرم روایت کنید که دیگر هیچ عیبى براى شما نخواهد داشت. شهادت مى‏دهم که از پدرم(ع) شنیدم که مى‏فرمودند: «واللَّه! این مطلب در قرآن به وضوح بیان شده است آنجا که مى‏گوید:
إن نَشاء نفنَزّفل عَلَیهفم مفنَ السَماءف آیةً فَظَلَّت أعناقفهم لَها خاضفعینَ.4
اگر بخواهیم از آسمان معجزه‏اى بر ایشان مى‏فرستیم که گردن‏هایشان را براى همیشه به زیر افکنند.»


آن روز در زمین احدى باقى نمى‏ماند که به عنوان خضوع گردنش را کج نکرده باشد. اهل زمین ایمان مى‏آورند، آن زمان که این صدا را از آسمان بشنوند که: «آگاه باشید حق در میان على‏بن ابى‏طالب(ع) و شیعیان اوست».


سپس فرمودند:
«فرداى آن روز شیطان در هوا بالا مى‏رود به طورى که از زمین متوارى گشته و دور مى‏شود و در پس آن ندا مى‏دهد که بدانید حق در عثمان بن عفان و پیروان اوست. او مظلومانه کشته شد (بیایید) و قصاص خونش را طلب کنید.»


حضرت ادامه دادند:
«خداوند آنها را که ایمان آورده‏اند؛ با اقرار (همیشه به یک شکل) پابرجا و ثابت قدم مى‏کند و این همان نداى اول است. آنها هم که در دل‏هایشان مرض است آن روز به شک مى‏افتند که این مرض واللَّه، عداوت اهل‏بیت(ع) است. بنابراین در آن زمان از ما بیزارى مى‏جویند در عین حال که به ما متمایل مى‏شوند؛ مى‏گویند آن صداى اول جادویى از سحرهاى اهل بیت(ع) بود» سپس امام صادق(ع) این آیه را تلاوت کردند که:
«وَ إن یَرَوا آیةً یفعرفضفوا وَ یَقولفوا سفحرٌ مفستَمَرٌ.5
اگر آنها معجزه‏اى را مشاهده کنند از آن روى گردانده، مى‏گویند این همان جادوى همیشگى (آنها) است.6»

زرارة بن اعین از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمودند:
«منادى از آسمان ندا مى‏دهد که: «فلانى فرمانرواست» و منادى (دیگرى) هم ندا مى‏دهد که: «همانا على و شیعیان او رستگارند«.»
پرسیدم: چه کسى پس از این با مهدى(ع) مى‏جنگد؟ فرمودند:
«مردى از بنى‏امیه که شیطان ندا مى‏دهد همانا فلانى و پیروان او رستگار مى‏شوند.»
گفتم: پس چه کسانى راستگو را از دروغگو تشخیص مى‏دهد؟ فرمودند:
«آنها که احادیث ما را روایت مى‏کنند و پیش از وقوع این اتفاقات مى‏گویند چنین مى‏شود و مى‏دانند که آنها راستگویند و حق دارند.7
این ندا مصداق این آیه است که:
أفَمَن یَهدى إلَى الحَقّ أحَقف أن یفتَّبَع أمَّن لا یَهفدّى إلاّ أن یفهدى فَما لَکفم کَیفَ تَحکفمونَ.8
آیا آنکه به سوى حقیقت هدایت مى‏کند شایسته‏تر است که تبعیت شود یا آنکه هدایت نمى‏پذیرد جز آنکه هدایت شود؛ شما را چه مى‏شود، چگونه قضاوت مى‏کنید؟

 


لذا این ندا و صیحه آسمانى (صداى جبرئیل) مانند پیشامد بزرگ غیر منتظره‏اى است که جنبه‏اى اعجازى دارد و در دل دشمنان خدا ترس و هراس مى‏افکند و بشارت بزرگى براى مؤمنان است که از نزدیکى ظهور حکایت مى‏کند و این مصداق آیه‏اى از قرآن کریم است که مى‏گوید:
افن نَشَاء نفنَزّفل عَلَیهفم مفن السَماء آیةً فَظَّلت اَعناقفهفم لَها خاضفعین.9
و آیه دیگرى که مى‏گوید:
وَ استَمع یَوم یفنادى المفنادى مفن مَکانف قَریبف یَومَ یَسمَعفونَ الصَّیَحَةَ بفالحَقّف ذلفکَ یَومف الخفروجف10.
و آن روزى که منادى از جایى نزدیک ندا مى‏دهد، گوش فرا ده. آنها زمانى که صیحه را به حق بشنوند آن روز زمان خروج است.»


وظایف مؤمنان در هنگام پیشامد این صیحه:


در احادیث اهل بیت(ع) در این زمینه چنین آمده است:


الف) پس از شکر و ستایش خداوند: به جا آوردن نماز صبح جمعه مورد بحثمان، به خانه‏هایتان بروید و درها را قفل کنید و دریچه‏ها و روزنه‏ها را ببندید و خودتان را در میان چیزى بپوشانید و گوش‏هایتان را بگیرید (در حدیث آمده است که از آثار این صیحه این است از شدت و قوت این صدا 70000 نفر کر و 70000 نفر لال مى‏شوند)، هرگاه صدا را شنیدید پس به سجده بیفتید و بگویید:
سبحان ربنّا القدّوس.
پروردگار مقدس ما منزه است
هر که چنین کند نجات مى‏یابد و هر که از این عمل روى گرداند هلاک مى‏شود.11
این از جمله مواردى است که هر کس خداوند متعال بر آن توفیقش داد تا نعمت درک آن عهد مبارک را با ظهور حضرت مهدى(ع) بیابد، واجب است بر آن شکرگزار باشد.

 

ب) انبار کردن غذاى یکسال خود و خانواده‏اش:

امام باقر(ع) فرمودند:
«نشانه حادثه‏ها در ماه رمضان، نشانه‏اى است در آسمان که مردم پس از آن دچار اختلاف مى‏شوند. هرگاه آن را درک کردى غذایت را بیشتر کن.12»


پس از شنیده شدن نداى آسمانى میان مردم اختلاف، جنگ و فتنه (نبرد قرقیسیا) پدید آمده و به دنبال آن قحطى و گرانى خوراکى‏ها پیش مى‏آید و از این رو ائمه(ع) به شیعیان مؤمن خویش و مسلمانان سفارش کرده‏اند که غذا و نیازمندیهاى خود و خانواده‏هایشان را براى مدت یک سال ذخیره کنند. شما را به خدا، ببینید چقدر این امامان بزرگوار(ع) تیزبین بوده‏اند و به چه میزان به شیعیان و دوستداران خویش محبت مى‏ورزیده‏اند. ما در طول سال‏هاى عمر خود چگونه به این محبت‏هاى ایشان جواب داده‏ایم و چقدر در صدد جبران محبت‏هایشان بوده‏ایم؟ آرى! هر کس که به آنها عشق ورزیده و با آنها ارتباط دارد؛ مى‏تواند به محبت ایشان نسبت به خود مباهات و افتخار کند.

 

۳ - بیعت کردن ۳۰۰۰۰ نفر از قبیله بنى‏کلب با سفیانى

 


سفیانى در ماه رجب شورش کرده و به مبارزات نظامى و سیاسى و جنگ‏هاى خویش جامه عمل مى‏پوشاند و محدوده نفوذ خویش را گسترش مى‏دهد و در این زمان دیگران هم به او پیوسته و مجموعه‏ها و قبایل غیر دینى به دنبال او راه مى‏افتند. پیامبراکرم(ص) در این رابطه فرمودند:
«سفیانى با 360 سوار شورش مى‏کند تا اینکه به دمشق مى‏رسد و در ماه رمضان هم 20000 نفر از قبیله بنى‏کَلَب با او بیعت مى‏کنند.13»


قبیله بنى‏کَلَب، عمو زادگان سفیانى؛ یعنى همان قبایل دروز14 مى‏باشند که در آینده او را همراهى مى‏کنند. این قبیله در عصر معاویه نصرانى بودند و معاویه از آنها با مادر یزید (علیهم‏اللعنة) قاتل سیدالشهدا(ع) ازدواج کرد. بنابراین، سفیانى از اولاد یزید بن معاویة بن ابى‏سفیان (علیهم‏اللعنة) مى‏باشد. پیروان این آیین در منطقه رمله (در بیابان برهوت شرقى فلسطین و غربى اردن و جنوب غربى سوریه دمشق) تا چند کیلومتر در اطراف آن سکنى گزیده‏اند.

پى‏نوشت‏ها :
1- بحارالانوار، ج52، ص274.
2- الارشاد شیخ مفید، ج2، ص371؛ الغیبة، شیخ طوسى، ص266؛ اعلام‏الورى، ص429.
3- الغیبة، نعمانى، ص170، بحارالانوار، ج52، ص231؛ النجم الثاقب، ج1، ص126، تاریخ مابعدالظهور، ص125.
4- سوره شعراء (26)، آیه4.
5- سوره قمر (54)، آیه2.
6-الغیبة، نعمانى، ص173، بحارالانوار، ج52، ص292.
7- الغیبة،نعمانى، ص176، بحارالانوار، ج52، ص295.
8- سوره یونس (10)، آیه35.
9- سوره شعراء (26)، آیه4.
10- سوره ق (50)، آیه42 و 41.
11- یوم‏الخلاص، ص1542.
12- یوم‏الخلاص، ص542.
13- یوم‏الخلاص، ص671، بیان‏الائمه، ج2، ص586.
14- طریقه دروزیه، طریقتى است دینى، فلسفى، اخلاقى و اجتماعى در سوریه و لبنان. این طایفه منسوبند به «دَرَزَىّ» که وى بعدها از اعتقاد خویش برگشت. عنوان اصلى این طریقت موحدون است که اساس عقیده‏شان بر حلول و تناسخ روح است. لغتنامه الرائد، ج1، ص787. [م.]




:: برچسب‌ها: ظهور امام زمان (عج), حوادث شش ماه مانده به ظهور

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٧
حوادث‌ شش ماه پایانی منتهی به ظهور بر طبق‌ تقویم‌ سال‌ ظهور(5)

جریانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ شوال

 


اتفاقاتى که پیش از این در جهان رخ داده بود، در این ماه هم ادامه مى‏یابد و به همراه حادثه‏هاى دیگرى که از این پس خواهند آمد، همه ساکنان زمین را متوجه پیروزیهاى مکرر و سریع سفیانى مى‏کند. آن‏طور که از روایات برمى‏آید برخى از حوادثى که در این ماه اتفاق مى‏افتد از این قرار است:


۱. جمعیتى در ماه شوال ظاهر مى‏شوند: سفیانى و پیروانش.  

2- در این ماه خیزشها آغاز مى‏شود (مردم از گرد یکدیگر متفرق مى‏شوند): انقلابیها، انقلاب مى‏کنند و شورشیان سر به شورش برمى‏دارند؛ بدبختیهاى مردم زیادترشده و از شرایط به‏وجود آمده خشمگین‏تر مى‏شوند؛ در اجتماع اتحاد میان مردم از بین مى‏رود.2

 


    3- در ماه شوال بلا مى‏آید: بلایى که مردم به جهت جنگها و فتنه‏ها بدانها مبتلا مى‏شوند.3و4


    4- در این ماه ویرانى و خالى شدن شهرها از سکنه‏شان دیده مى‏شود: به خاطر جنگها و فتنه در شهرها از مردها و جوانان خبرى نیست.5


    5- آتش جنگ برافروخته مى‏گردد.


«سهل بن حوشب» از رسول اکرم(ص) نقل کرد که فرمودند:
« در ماه رمضان صداى (آسمانى) شنیده مى‏شود و در ماه شوال جنگ به پا مى‏گردد.6»


    ابن مسعود هم از آن حضرت روایت کرد که فرمودند:
« وقتى صیحه (آسمانى) در ماه رمضان واقع شد پس از آن در ماه شوال آتش جنگ برافروخته گشته و مردم براى تهیه غذا مهاجرت کرده و در ماه ذیقعده با هم مى‏جنگند.7»


    بیشتر روایات شریف ما از پدید آمدن معمعه‏اى در ماه شوال خبر مى‏دهند که «معمعه» در لغت به معناى نواخته شدن کوس جنگ و صداى ابطال در جنگ و کنایه است از وقوع جنگى ناگوار و تلخ. تأکید بر این مطلب را در این عبارت از حدیث مى‏توان یافت که قبایل غذاى مایحتاج خویش را از ترس مرگ و میر جنگها خریده و انبار مى‏کنند. این معمعه ماه شوال، على‏القاعده باید به معرکه «قرقیسیا» اشاره داشته باشد.


 
 معرکه قرقیسیا

 


    قرقیسیا شهرى در منطقه شمالى سوریه است که در میان فرات و سرچشمه نهرى که8 خابور در آن است قرار دارد. این شهر حدود 100 کیلومتر با مرزهاى عراق و 200 کیلومتر با مرزهاى ترکیه فاصله دارد و در نزدیکیهاى شهر «دیرالزور» است. در آینده نزدیک در آن گنجى از طلا، نقره یا مانند آنها (مثلاً نفت) کشف مى‏شود آن‏گونه که روایات بیان نموده‏اند:« آب فرات کوهى از طلا و نقره را نمایان مى‏کند که بر سر آن از هر نه نفر، هفت کشته مى‏شوند.»9 در این جنگ اقوام مختلفى شرکت دارند:


    1- ترکها: آنها که به جزیره10 نیرو پیاده کرده‏اند؛
    2- رومیان: یهودیان و دولتهاى غربى که وارد فلسطین شده‏اند؛
    3-سفیانى: که در این هنگام بر دیار شام مسلط شده است؛
    4- عبداللَّه: روایات به مطلب خاصى درباره او اشاره نمى‏کنند ظاهراً هم پیمان مغرب زمین است؛
    5- قیس: مرکز فرماندهى‏اش مصر است؛
    6- فرزند و نواده عباس: که از عراق مى‏آید.


    به دنبال این جنگ، خونریزى و کشتار شدیدى پیش مى‏آید که تا قبل از به پایان رسیدن آن در مدت کوتاهى 100000 نفر (و بنا بر روایتى 400000 نفر)11 کشته مى‏شوند. این مطلب مى‏تواند اشاره‏اى به استفاده از سلاحهاى کشتار جمعى (اتمى، هسته‏اى، بمبهاى شیمیایى و میکروبى و الکترونى کشنده در این جنگ باشد که بر حیوانات و گیاهان خوراکى هم اثر مى‏گذارند). این جریان یکى از میدانهاى جنگ جهانى بى‏مانند آخرالزمان است که قبل و بعد از آن مانند نداشته و نخواهد داشت که در انتهاى آن هم‏پیمانان سفیانى پیروز مى‏گردند.


    روایات شریف ما صراحتاً به این واقعه اشاره کرده‏اند:
    در روایتى، عمار یاسر این‏گونه نقل مى‏کند:
« غربیان به سوى مصر حرکت مى‏کنند و ورود ایشان بدانجا نشانه (آمدن) سفیانى است. پیش از آن شخصى که دعوت مى‏کند، قیام کرده و ترکها وارد حیره و رومیان وارد فلسطین مى‏شوند. عبداللَّه هم بر آنها سبقت مى‏گیرد تا این که دو لشکر در سر نهر در مقابل هم مى‏ایستند جنگ بزرگى درمى‏گیرد و صاحب‏المغرب (هم پیمان غربیان) هم حرکت مى‏کند. مردان را کشته و زنان را اسیر مى‏کند، سپس به سوى قیس برمى‏گردد تا اینکه سفیانى وارد حیره مى‏شود. یمانى هم شتافته و سفیانى هر چه را جمع کرده بودند درهم مى‏شکند و به سوى کوفه حرکت مى‏کند.12»


    جابر جعفى هم طى حدیثى طولانى از امام باقر(ع) چنین روایت کرده است:
 «از دین برگشتگانى از جانب ترکها حمله کرده و سپاهى از روم آنها را دنبال مى‏کند. برادران ترکها، پیاده کردن نیروهایشان را در جزیره ادامه مى‏دهند. رومیان از دین‏برگشته هم در رمله نیرو پیاده مى‏کنند. جابر! در آن سال در تمام زمین به واسطه غربیان اختلاف زیادى وجود دارد که اول مغرب زمین شام است. در این زمان سه پرچم (سپاه) در مقابل هم مى‏ایستند: سپاه اصهب، ابقع، سفیانى. در ابتدا سفیانى با ابقع مى‏جنگد و او و همراهانش را کشته و به دنبال آن اصهب را هلاک مى‏کند. پس از آن تا عراق جنگ و کشتار به پا مى‏کند و سپاهیانش را به قرقیسیا مى‏رساند و در آنجا هم به جنگیدن مى‏پردازد. در این جنگ 100000 نفر از جباران  و ستمگران کشته مى‏شوند. پس از آن سفیانى سپاهى را به سوى کوفه گسیل مى‏دارد.13»


    عبداللَّه بن ابى یعفور مى‏گوید که امام باقر(ع) به ما فرمودند:
 «براى بنى‏عباس و بنى مروان حتماً اتفاقى در قرقیسیا مى‏افتد که در آن جوان قوى و تنومند، پیر مى‏شود و خداوند از آنها پیروزى را برمى‏دارد و شکست مى‏خورند (پس از این جنگ) به پرندگان آسمان و درندگان زمین وحى مى‏کند که شکم خود را از گوشت تن جباران سیر کنید و پس از آن است که سفیانى شورش مى‏کند.14»


    حذیفة بن منصور هم از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمودند:
« خداوند سفره‏اى در قرقیسیا دارد که گاهى از آسمان ندا مى‏دهد و دیگران را آگاه مى‏کند که ‏اى پرندگان آسمان و درندگان زمین براى سیر کردن خود از گوشت بدن جباران بشتابید.15»


    محمدبن مسلم از امام باقر(ع) ضمن حدیثى بلند چنین نقل کرده است:
«  آیا نمى‏بینید که دشمنان شما در معاصى خداوند کشته مى‏شوند، بدون آن که شما حضور داشته باشید در حالى که شما با آرامش و امنیت در گوشه خانه‏هایتان نشسته‏اید، برخى از آنها برخى را بر روى زمین مى‏کشند؟ سفیانى عذاب مناسبى براى دشمنان شما و نشانه‏اى براى خودتان است. آن فاسق وقتى (در ماه رجب) سر به شورش برداشت شما اگر یک یا دو ماه (ماه رمضان) پس از شورش او از خود حرکتى نشان ندهید به مشکلى بر نخواهید خورد تا این که بسیارى از خلق منهاى شما (شیعیان) کشته شوند.16»


    به هر حال پس از معرکه قرقیسیا و کشتار و تضعیف و شکست بسیارى از آن قواى سیاسى و نظامى که ممکن بود پس از ظهور حضرت مهدى(ع) در مقابل ایشان جبهه‏گیرى کنند، تنها سفیانى است که پیروزمندانه باقى مانده و فخرفروشى مى‏کند.

 پى‏نوشتها :
 1-   منتخب الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص557؛ بیان‏الائمه(ع)، ج2، ص345.
 2-   بحارالانوار، ج52، ص272؛ بشارةالاسلام، ص142؛ یوم‏الخلاص، ص705.
 3-   شاید همان طور که مؤلف محترم اشاره کرده‏اند، ناشى از جنگها و فتنه‏هایى که مردم گرفتارش شده‏اند باشد و شاید هم بلایى غیر از اینها باشد و عذابى تازه بر سر مردم نازل شود.م
 4-   منتخب‏الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص557؛ بیان‏الائمه(ع)، ج2، ص345.
 5-   منتخب‏الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص557؛ بیان‏الائمه(ع)، ج2، ص345.
 6-   بشارةالاسلام، ص34؛ منتخب‏الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص532.
 7-  بیان‏الائمه(ع)، ج2، ص431؛ منتخب‏الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص280.
 8-   درخت به لسان سیاه.
 9-   السفیانى فقیه، ص31.
 10-   منطقه بین‏النهرین.
 11-   یوم‏الخلاص، ص698.
 12-   الغیبة، شیخ طوسى، ص279؛ بحارالانوار، ج52، ص208؛ بشارةالاسلام، ص177؛ السفیانى فقیه، ص128.
 13-   الغیبة، نعمانى، ص187؛ بشارةالاسلام، ص102؛ السفیانى، فقیه، ص108؛ یوم‏الخلاص، ص698؛ الممهدون للمهدى(ع)، ص112.
 14-   الغیبة، نعمانى، ص205؛ بحارالانوار، ج52، ص251؛ یوم‏الخلاص، ص690؛ السفیانى فقیه، ص127.
 15-   الغیبة، نعمانى، ص186؛ یوم‏الخلاص، ص699؛ الممهدون للمهدى(ع)، ص113؛ السفیانى فقیه، ص127.
 16-   الغیبة، نعمانى، ص203.




:: برچسب‌ها: ظهور امام زمان (عج), حوادث شش ماه مانده به ظهور

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٧
حوادث‌ شش ماه پایانی منتهی به ظهور بر طبق‌ تقویم‌ سال‌ ظهور(4)

جریانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ ذى‏الحجه


هرچه به زمان و مکان طلوع آن خورشید تابان نزدیک‏تر مى‏شویم احادیث و روایات تفصیل بیشترى مى‏یابند و مکانها و روزها و ساعتهاى بیشترى را پوشش مى‏دهند، از این رو مى‏توانیم محدوده زمانى پیش آمدن حوادث (مختلف) را بنا بر محتواى روایات مشخص کنیم.

بسیارى از روایات از ماه ذیحجه به عنوان ماه خون و خون‏ریزى یاد کرده‏اند. ابوبصیر ضمن حدیثى طولانى نقل مى‏کند که از امام صادق(ع) پرسیدم: ذیحجه چگونه ماهى است؟ فرمودند:
آن ماه خون (خونریزى) است1. حضرت رسول(ص) هم فرمودند:
در ماه ذیحجه حجاج غارت شده و خون به پامى‏شود2.

در این ماه حوادث مهمى آن‏گونه که روایات برشمرده‏اند رخ مى‏دهد که یکى از آنها در زمره علایم حتمى است. وقایع این ماه به قرار زیر است:

1 - کشتارگاه دوم عراق


در روز شادى و عید این ماه که همان روز عید قربان (دهم ذیحجه) است. سپاهیان پس از کشتارهاى وحشیانه‏اى که در بغداد طى 18 شب انجام مى‏دهند، سفیانى متوجه کوفه یا نجف شده و در آنجا هم کشتارى به راه مى‏اندازند که مثل و مانند ندارد.

سفیانى سپاهى 130 هزار نفرى را به سوى کوفه و نجف گسیل مى‏دارد که نیروهاى آن در روحا، فاروق و مقام حضرت عیسى(ع) و مریم(س) در قادسیه پیاده مى‏شوند. به عبارت دیگر این نیروها از جاده بابل به کوفه وارد مى‏شوند.

روحا منطقه‏اى است نزدیک فرات که برخى گفته‏اند منظور نهر عیسى(ع) است و فاروق محل جدا شدن جاده‏ها از همدیگر است (چهارراه) که یکى از این جاده‏ها به سمت قادسیه (دیوانیه) مى‏رود و دیگرى بابل و بغداد و جاده سوم هم به سوى ذى‏الکفل و کوفه و نجف مى‏رود و دیگر جاده‏ها هم از این جاده منشعب مى‏شود.

30 هزار نفر از سپاه سفیانى که قصد حمله به نجف دارند به سمت قبر حضرت هود(ع) در نخیله (فضاى روحانى و معنوى وادى‏السلام در نجف اشرف) حرکت کرده و روز عید قربان از مسیر بابل به کوفه مى‏رسند و سپس رو به نجف نموده و از این دو شهر 70 هزار دختر جوان را اسیر کرده و سوار بر وسایل نقلیه به سمت شویه که قبر کمیل‏بن زیاد و دیگر یاران حضرت على(ع) قرار دارد حرکت مى‏کنند. در این مکان گنبد و بارگاهى عظیم براى کمیل و محله‏ها و خانه‏هایى در اطراف آن بنا کرده‏اند. دختران و زنان اسیر شده را به همراه غنایم به دست آمده، در آنجا مى‏گذارند.

پس از آن که سپاه سفیانى در کوفه کشتار و اعدامهاى بسیار انجام داده و بسیارى را اسیر مى‏کند، یاوران خاندان رسول‏اللَّه(ص) و هر که را که گمان برند از این دسته است، مى‏کشند. سخنگوى این سپاه در شهر جار مى‏زند که هر کس سر یکى از شیعیان على را بیاورد هزار درهم جایزه مى‏گیرد. به دنبال آن همسایه به همسایه‏اش به دلیل اختلاف مذهبى (در درون اسلام) حمله مى‏کند و مى‏گوید این هم از آنهاست گردنش را مى‏زند و سرش را به فرماندهان سپاه سفیانى مى‏دهد و از آنها ده هزار درهم را مى‏گیرد.

نه تنها مقابله‏هاى کوچک و جنبشهاى ضعیف مردمى که در کوفه شکل مى‏گیرد، نمى‏توانند آنها را از شر سلطه سفیان خلاص کنند بلکه به خاطر ضعف و ناتوانى زیاد آنها، سفیانى این امکان را مى‏یابد که رهبر جنبش را در بین حیره و کوفه بکشد.

ظاهراً پس از ناتوانیهاى پدید آمده در جنبش وى، نیروهایش درهم شکسته و سفیانى قدرت مى‏یابد که او را بکشد. مضاف براینکه سفیانى 70 نفر از صالحان را (منظور عالمان بزرگوار دینى است) مى‏کشد. سر دسته آنها مردى با منزلت است که او را هم کشته و خاکسترش را در میان جلولاء و خانقین برباد مى‏دهد و این اعمال را زمانى مرتکب مى‏شود که قبل از آن 400 هزار نفر را در کوفه کشته است.

آنگونه که روایات بیان مى‏کنند جماعت یا حزبى غیر دینى متشکل از 100 هزار مشرک و منافق تحت فرمان سفیانى سر به شورش برداشته و در این مسیر گام مى‏نهند تا این‏که به دمشق مى‏رسند.

پس از کشتارهاى سپاه سفیانى در نجف و شهادت علما و صالحان و مؤمنان و خراب کردن مقبره شریف حضرت على(ع) و اسیر کردن زنان نجف و تاراج اموالشان، جنگ را تا منطقه اصطخر در ایران مى‏کشاند.

سید خراسانى هم قیام کرده و مؤمنان ایران را خبر کرده و از آنها براى نجات اهل عراق یارى مى‏طلبد. در پى آن سپاهى پر توان و مستعد جمع مى‏شوند که پیشاپیش آنها شعیب‏بن صالح حرکت مى‏کند. در دروازه اصطخر سپاه خراسانى (صاحبان پرچم سیاه) با سپاه سفیانى مقابله مى‏کند و جنگى عظیم رخ مى‏دهد. پرچمهاى سیاه پیروز گشته و سپاه سفیانى درهم مى‏شکند که این اولین شکست سفیانى پس از آن همه پیروزى‏هاى پى درپى و سریعش درگذشته است. سید یمنى هم از یمن قیام مى‏کند (نامش حسن یا حسین است) که خبر این حوادث به گوش او هم مى‏رسد و چنین اتفاقات ناراحت کننده‏اى او را بیمار مى‏کند، از این رو خود را به سرعت به کوفه مى‏رساند، به سپاهیان سید خراسانى برخورد مى‏کند و بر علیه سپاه سفیانى متحد شده و سلاح خویش را بر آنها نشانه مى‏روند و با حمله آنها را از نجف بیرون رانده و اسرا و هر آنچه را که سفیانى و لشکریانش به غنیمت برده بودند به صاحبانشان باز مى‏گردانند. پس از آن مردم به حضرت مهدى(ع) دل بسته و چشم انتظار دیدارش گشته و به جست‏وجویش مى‏پردازند.

روایات شریف ما حوادث کوفه و نجف را به روشنى و صراحت به تصویر مى‏کشند که به عنوان مثال به برخى از آنها اشاره‏اى خواهیم داشت:

اصبغ بن نباته از حضرت على(ع) نقل مى‏کنند که فرمودند:
130000 نفر را به سوى کوفه گسیل مى‏دارد که در روحا و فاروق پیاده مى‏شوند. 60000 نفر از آنها به راه مى‏افتند تا اینکه به محدوده نخیله که قبر حضرت هود(ع) در آنجاست در کوفه مى‏رسند. در روز عید به آنها یورش مى‏برند. فرمانرواى مردم، ستمگر دشمنى پیشه‏اى است که به کاهن و جادوگر مشهور است.
در بخش دیگرى از این حدیث آمده است:

70000 دختر جوانى را که روسرى و لباسشان (تا آن موقع) برداشته نشده اسیر کرده و آنها با وسایل نقلیه به طویله (غرى) مى‏برند. سپس 100000 منافق و مشرک از کوفه خارج مى‏شوند و بدون آن‏که نیروى قدرتمندى مانع حرکت آنها بشود، وارد دمشق مى‏شوند. پرچمهاى نامشخصى از زمین بلند مى‏شود که از جنس پنبه، کتان و ابریشم نیست و بر نوک نیزه (پرچم) عنوان «سید اکبر» حک شده است. (این سپاه) را مردى از آل محمد(ع) که از مشرق نمایان مى‏شود، رهبرى مى‏کند. عطر آن همانند بوى مشک خوشبو در مغرب شنیده مى‏شود و از یک ماه پیش از آن ترس (در میان غربیان) حاکم مى‏شود تا اینکه به خونخواهى پدران خویش وارد کوفه مى‏شوند در این زمان که آنها به این امر مشغولند، سپاهیان یمانى و خراسانى (به آنها) رو مى‏کنند که همانند اسبان مسابقه‏اى آشفته موى که گرد سفر بر تن نشسته، شمشیر از نیام بر کشیده و راست قامت و پولادین عزم و چونان تیر کمان هستند وقتى یکى از آنها به باطن مردى نگاه مى‏کند مى‏گوید از این پس، هیچ خیرى در مجلس ما نیست. بارالها حقیقتاً توبه کرده‏ایم. آنها همان «ابدالى» هستند که خداوند متعال در کتاب عزیزش آنها را (چنین) توصیف کرده است:
إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ 3
(حقیقتاً خداوند توبه کنندگان و طهارت جویان را دوست دارد)
همانندان آنها هم از آل محمد(ع) هستند4.

جابر جعفى هم در حدیثى طولانى از امام باقر(ع) نقل مى‏کند:
«سفیانى سپاهى را به کوفه اعزام مى‏کند که 70000 نفر هستند. آنها اهل کوفه را به مصایب کشتار، اعدام و اسارت مبتلا مى‏کنند. در این زمان است که پرچمهایى از ناحیه خراسان نمایان مى‏شوند که منازل را به‏سرعت سپرى مى‏کنند و در میان آنها یکى از اصحاب حضرت مهدى(ع) وجود دارد. پس از آن مردى از موالى ساکن کوفه به همراه جمعى از ضعیفان شورش مى‏کند که سپاه سفیانى او را در بین حیره و کوفه مى‏کشند5.»

امام صادق(ع) هم طى روایتى طولانى مى‏فرمایند:
«آن واقعه اتفاق نخواهد افتاد، تا این‏که یکى از شورشیان از نسل ابوسفیان سر به طغیان بردارد و به مدت باردارى یک زن؛ یعنى 9 ماه حکومت کند و چنین نخواهد شد تا این‏که یکى از فرزندان »شیخ« قیام کند و او را درون نجف پس از سیرش مى‏کشند. واللَّه گویى که نیزه‏ها و شمشیرها و کالاهاى همراه آنها (الآن در مقابلم هستند و) دارم به آنها نگاه مى‏کنم که در کنار دیوارى از دیوارهاى نجف در روز دوشنبه‏اى آنها را نهاده‏اند و روز چهارشنبه شهید مى‏شود6.»
اصبغ بن نباته در حدیث بلند دیگرى از امیرالمؤمنین(ع) روایت مى‏کند که فرمودند:

«... و حصار کشیدن در اطراف کوفه به وسیله نگهبانى و کندن خندق و از بین بردن سه گوش خانه در بن‏بستهاى کوفه و تعطیلى مساجد به مدت 40 شب و پیدا شدن هیکل و تکان خوردن سر پرچم در اطراف مسجد اکبر که قاتل و مقتول هر دو به آتش افکنده مى‏شوند و کشتار سریع و مرگ ناگهانى و کشته شدن نفس زکیه در پشت کوفه در میان 70 (نفر)7.»

از آن حضرت باز نقل شده که:
«70 نفر از صالحان (عالمان دینى) که سر دسته‏شان مرد با منزلتى است کشته خواهند شد که او را (سفیانى) مى‏کشد و خاکسترش را در میان جلولا و خانقین برباد مى‏سپرد و این پس از آن است که در کوفه 4000 نفر را کشته است8.»

 


از امام صادق(ع) هم چنین نقل شده است:
«گوییا (هم عصر) با سفیانى هستم که بارَش را در میدانهاى شما پهن کرده و سخنگوى او ندا در مى‏دهد که هرکس سر شیعه‏اى از شیعیان على را بیاورد، 5000 درهم (جایزه) مى‏گیرد. پس همسایه به همسایه‏اش حمله مى‏کند و مى‏گوید این از آنهاست. گردنش را مى‏زند و 1000 درهم (جایزه) را مى‏گیرد. فرمانروایى شما هم در آن زمان از آن حرامزادگان است. گوییا آن مرد آبله رو را مى‏بینم. پرسیدند او کیست؟ فرمودند: مردى که به عنوان یکى از شما و هم عقیده با شما (عرب و مسلمان) وارد صحنه مى‏شود. او شما را خوب مى‏شناسد ولى شما او را نمى‏شناسید پس شما را محاصره کرده و یک یک دستگیر مى‏کند و نابود مى‏سازد و او زنازاده‏اى بیش نیست9.»

حضرت على(ع) هم فرمودند:
«وقتى سپاه سفیانى به سوى کوفه حرکت کند، به طلب اهل خراسان گسیل مى‏شوند که اهل خراسان هم به جست‏وجوى حضرت مهدى(ع) قیام کرده‏اند پس (سفیانى) و هاشمى (سید خراسانى) که پرچمهاى سیاه را حمل مى‏کنند با هم رو در رو مى‏شوند. پیشاپیش آنها شعیب بن صالح در حرکت است که در دروازه اصطخر به سفیانى برمى‏خورد در میان آنها جنگى شدید درمى‏گیرد و (صاحبان) پرچمهاى سیاه پیروز مى‏شوند و سپاه سفیانى متوارى مى‏شود. پس از آن است که مردم مشتاق و آرزومند حضرت مهدى(ع) مى‏شوند و به جستجویش مى‏پردازند10. »

2 - آشوبهاى منا

 


احادیث شریف ما از آشوبى که در میان حاجیان طى مراسم حج رخ خواهد داد خبر مى‏دهند که در واقع دنباله اختلافات اهالى حجاز بر سر پادشاهى آن دیار است.

امام صادق(ع) فرمودند:
«مردم با هم حج مى‏کنند و وقوف در عرفاتشان را هم با همدیگر و بدون امام انجام مى‏دهند. هنگامى که در منا هستند فتنه سختى برمى‏خیزد و همه قبایل برهم مى‏شورند. «جمره عقبه» از خون رنگین مى‏شود. مردم وحشت‏زده گشته و به کعبه پناهنده مى‏شوند11. »

از این حدیث مى‏توان فهمید که مردم در آن زمان چندان روابط صمیمانه‏اى با هم ندارند که بلافاصله پس از انجام مناسک حج و یا حتى پیش از اتمام آنها طى انجام «رمى جمرات در منا» که بخشى از مناسک حج است، دسته دسته شده و شورشها شکل مى‏گیرد. حاجیان غارت مى‏شوند و اموالشان به تاراج مى‏رود و خودشان هم کشته مى‏شوند و پرده‏هاى نوامیس مردم دریده مى‏شود.

سهل بن حوشب از رسول مکرم اسلام(ص) نقل کرده است که:
«در ماه رمضان صدایى خواهد بود و در ماه شوال درگیرى و در ذى‏قعده قبایل با هم به جنگ مى‏پردازند و نشانه آن تاراج (در) حج است. جنگى در منا به پا مى‏شود و کشتار زیادى طى آن رخ مى‏دهد و چنان خون به جریان مى‏افتد که به جزیره (جمره) مى‏رسد12. »

عبدالله بن سنان هم از امام صادق(ع) روایت کرده است:
«مردم چنان دچار مرگ و کشتار مى‏شوند که به حرم پناه مى‏برند پس (از آن) منادى راستگویى ندا در مى‏دهد که براى چه جنگ و کشتار به پا کرده‏اید؟ سرور شما فلانى است13. »



3 - کشته شدن صاحب نفس زکیه (از علایم حتمى ظهور)

 


پس از وقوع مجموعه همه حوادثى که تا به حال از آنها یاد کردیم شعاعهاى نورانى آن خورشید تابان بیش از پیش نمایان گشته و حضرت مهدى(ع) فرستاده‏اى از جانب خویش به مکه اعزام مى‏کنند که علاوه بر روشن شدن اوضاع و کسب خبر از آنها مقدمات آن انقلاب مبارک را فراهم کند. جوانمردى هاشمى (محمد بن الحسن که همان نفس زکیه است)، در بیست و پنجم ماه ذى‏الحجة پس از قیام خویش وارد مسجدالحرام شده و بین رکن و مقام ایستاده و نامه‏اى شفاهى از ناحیه حضرت را براى مردم مکه قرائت مى‏کند که در این نامه خبرى از توهین و بى‏احترامى و تهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مکه طلب یارى و نصرت مى‏کنند. بقایاى نظام منحوس حاکم در حجاز جرمى شنیع مرتکب شده و وى را در حالى که بین رکن و مقام ایستاده، شهید مى‏کنند که این جرم عاقبت آنها را مشخص مى‏کند و معلوم مى‏سازد که حضرت 15 روز بعد که بناست ظهور شریفشان رخ بدهد، باید با آنها چگونه رفتار بکنند.

چنین فاجعه دردناکى در مدینه بر سر پسر عموى نفس زکیه - که نام خودش محمد و نام خواهر (دوقلویش) فاطمه است - مى‏آید و هر دو را بر سر در مسجدالنبى(ص) اعدام مى‏کنند.

امام صادق(ع) فرمودند:
«کشته شدن نفس زکیه از علایم حتمى (ظهور) است14.»

«ابو بصیر هم از امام باقر(ع) ضمن حدیثى بلند روایت کرده است:
حضرت مهدى(ع) به یاران خویش مى‏فرمایند: اى قوم (همراهان) اهالى مکه مرا نمى‏خواهند ولى براى آن‏که حجت بر آنها تمام شود و خود هم به وظیفه‏ام عمل کرده باشم (یکى از شما را) به سوى آنها مى‏فرستم. سپس یکى از یارانشان را خوانده و به او مى‏فرمایند: به سوى اهل مکه برو و بگو: اى اهالى مکه من فرستاده فلانى (حضرت مهدى(ع)) هستم و او براى شما چنین پیغام فرستاده که ما خاندان رحمت و معدن رسالت و خلافتیم. ما نوادگان حضرت محمد(ص) و سلاله پیامبران هستیم به ما ظلم شده وآزار رسانده‏اند و ما را سرکوب کرده‏اند. حقمان را تا به امروز به زور از زمان رحلت پیامبر(ص) گرفته‏اند. از شما طلب یارى مى‏کنیم پس یاریمان کنید. وقتى این جوانمرد این پیام را رساند به سوى او مى‏آیند و مابین رکن و مقام او را که نفس زکیه است مى‏کشند (سر مى‏برند)15. »

امیرالمؤمنین على(ع) هم فرمودند:
«آیا شما را از انتهاى سلطنت «بنى‏فلان» باخبر کنم؟ کشتن نفس حرام! در روزى حرام در شهر حرام قسم به آنکه دانه را شکافت و آدمى را آفرید، پس از آن بیش از پانزده روز حکمرانى نخواهند کرد16. »

از امام صادق(ع) هم نقل شده که فرمودند:
«فاصله قیام حضرت مهدى(ع) و کشته شدن نفس زکیه تنها 15 شب است17. »

زرارة بن اعین هم از آن حضرت روایت کرده است که:
«حتماً جوانى در مدینه کشته خواهد شد. »
پرسیدم: «آیا سپاهیان سفیانى او را مى‏کشند؟» فرمودند:
«خیر، ولى او را سپاهیان »بنى‏فلان« مى‏کشند. قیام کرده و خارج مى‏شود تا این‏که به مدینه مى‏رسد؛ مردم بدون آن‏که بدانند چه مى‏گوید و چه مى‏خواهد، او رإ؛ مى‏کشند، و از آنجا که ناجوانمردانه و از روى ستم او را مى‏کشند خداوند متعال هم به آنها مهلت نخواهد داد. در این زمان چشم انتظار فرج باشید18. »

امام باقر(ع) هم فرمودند:
«در آن زمان نفس زکیه در مکه کشته مى‏شود و برادرش را در مدینه هلاک مى‏کنند19. »

آنکه در مدینه منوره به همراه خواهرش کشته و اعدام مى‏شود از عموزادگان نفس زکیه است. امام صادق(ع) فرمودند:
«مظلوم در یثرب (مدینه) و پسر عمویش در مکه کشته مى‏شوند20. »

باز هم تأکید مى‏کنیم که نفس زکیه‏اى که کشته شدنش از علایم حتمى ظهور است همان «محمدبن الحسن» است که 15 روز پیش از ظهور حضرت مابین رکن و مقام شربت شهادت را مى‏نوشد و در روایات با اسامى و القاب مختلفى نظیر: نفس زکیه21 (شخص بى‏گناه)، مستنصر (طلب کننده نصرت و یارى)22 مرد هاشمى و جوانى از آل محمد(ص)، حسنى23 یاد کرده‏اند.

پى‏نوشتها :
1 . بحارالانوار، ج52، ص272؛ بشارةالاسلام، ص142.
2 . منتخب‏الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص280.
3 . البقره، ص222.
4 . بحارالانوار، ج52، ص274؛ الزام‏الناصب، ج2، ص120؛ بشارةالاسلام، صص58 و 69.
5 . الغیبة نعمانى، ص187؛ بشارةالاسلام، ص102؛ یوم‏الخلاص، ص637.
6 . بشارةالاسلام، ص155.
7 . بحارالانوار، ج52، ص273؛ بشارةالاسلام، ص67؛ یوم‏الخلاص، ص635.
8 . بحارالانوار، ج52، ص220؛ یوم‏الخلاص، ص635.
9 . الغیبة شیخ طوسى، ص273؛ بشارةالاسلام، ص124؛ یوم‏الخلاص، ص703؛ بیان‏الائمه(ع)، ج2، ص612.
10. بشارةالاسلام، ص184؛ یوم‏الخلاص، ص651.
11. الممهدون للمهدى(ع)، ص60؛ یوم‏الخلاص، ص570.
12. منتخب‏الاثر، ص451؛ بشارةالاسلام، ص34؛ یوم‏الخلاص، ص532؛ بیان‏الائمه(ع)، ج1، ص433 و ج2، ص355.
13. الغیبة نعمانى، ص178.
14. الغیبة نعمانى، ص169؛ بشارةالاسلام، ص119؛ یوم‏الخلاص، ص667.
15. بحارالانوار، ج52، ص307؛ بشارةالاسلام، ص224؛ المهدى(ع) من‏المهد الى‏الظهور، ص368؛ یوم‏الخلاص، ص662؛ بیان‏الائمه(ع)، ج3، ص20.
16. الغیبة نعمانى، ص173؛ بحارالانوار، ج52، ص234؛ الممهدون للمهدى(ع)، ص61.
17. الارشاد شیخ مفید، ج2، 4ص37؛ الغیبة شیخ طوسى، ص271؛ کمال‏الدین و تمام‏النعة، ص649؛ اعلام الورى، ص427؛ بشارةالاسلام، ص128؛ المهدى(ع) من المهد الى الظهور، ص368.
18. بحارالانوار، ج52، ص147؛ بشارةالاسلام، ص117؛ یوم‏الخلاص، ص666.
19. بشارةالاسلام، ص177؛ یوم‏الخلاص، ص665.
20. بشارةالاسلام، ص187؛ یوم‏الخلاص، ص666.
21. طى داستان حضرت موسى در قرآن کریم (آیه 74 سوره کهف) هم آمده است: آیا نفس زکیه‏اى (یعنى مبرّا از گناه) را کشتى؟
22. فراموش نکنیم که او کلامش را با طلب یارى براى حضرت (آل محمد(ص)) و پیروانش آغاز مى‏کند.
23. جهت اثبات سیادت وى و اینکه از ناحیه امام مجتبى(ع) هستند.




:: برچسب‌ها: ظهور امام زمان (عج)

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٧
حوادث‌ شش ماه پایانی منتهی به ظهور بر طبق‌ تقویم‌ سال‌ ظهور(3)

جریانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ محرم

بخش دوم


در بخشهاى قبلى، حوادثى را که از ماه جمادى‏الثانى سال پیش از ظهور تا ماه ذیقعده همان سال پیش مى‏آید بررسى کردیم. در این قسمت به بررسى رویدادهایى مى‏پردازیم که در ماه محرم رخ مى‏دهند.



ب - فرو رفتن در بیابان (از علایم حتمى)

 


سفیانى که از ظهور حضرت مهدى(ع) خبردار شده است، سپاهى را به سوى حجاز گسیل مى‏دارد، آنها روز دوازدهم محرم به مدینه مى‏رسند. فرمانده این سپاه از قبیله «کَلَب» است که به او «خزیمه» مى‏گویند. چشم چپش نابیناست و روى مردمک چشمش پرده ضخیمى وجود دارد. در مدینه به خانه «ابى‏الحسن‏اموى» ساکن مى‏شود. سپاه اموى در مدینه سه روز مى‏مانند و آن شهر را غارت مى‏کنند و کشتارگاه‏هایى را برپا مى‏کنند و خون اهالى آنجا را بر زمین مى‏ریزند و مردان را کشته و زنان و دختران را اسیر مى‏کنند، منبر رسول‏اللَّه(ص) را خردکرده و قبر شریفشان را منهدم مى‏کنند. حیوانات و مرکبهاى آنها در مسجد مبارک پیامبر(ص) مدفوع مى‏کنند. پس از آن سپاه سفیانى از مدینه به قصد جنگیدن با تازه‏واردان مکه و [به گمان خود] به هم آوردن سر و ته جریان نوظهور حضرت مهدى(ع) خارج مى‏شود. به خاطر شدت و نحوه تخریب این سپاه احادیث ما آن را به سیل تشبیه کرده‏اند1. این سپاه در میانه راه به بیابان بیداء که بین مکه و مدینه واقع شده است مى‏رسند2. لشکریان شب پانزدهم محرم به این منطقه مى‏رسند و شب را در آنجا بیتوته مى‏کنند. خداوند متعال به جبرئیل(ع) فرمان داده و او هم فریادى از سر خشم و غضب بر آنها مى‏کشد که: «اى بیداء (بیابان)! این جمعیت ستمگر در خود فرو بر». زمین هم آنها را با تمام سلاح‏هایشان مى‏بلعد که تنها دو نفر که از قبیله جهینه هستند و ملقب به بشیر و نذیر مى‏شوند نجات مى‏یابند که بر صورت آنها چنان سیلى زده مى‏شود که چهره هر دو به عقب برمى‏گردد.


بشیر به دستور جبرئیل به خدمت حضرت مهدى(ع) رفته و خبر هلاکت لشکر سفیانى را به ایشان مى‏دهد و سپس به دست آن حضرت توبه مى‏کند و حضرت هم مرحمت کرده و او را به حالت اولش برمى‏گردانند.


نذیر هم براى انذار و برحذر داشتن سفیانى، به شام مى‏رود و او را هم از این جریان خبردار مى‏کند و خود مى‏میرد.


مکه پس از این جریان امنیت خویش را باز مى‏یابد و احدى از پادشاهان و فرمانروایان جرأت نمى‏کند که به قصد جنگیدن با این جمعیت تازه وارد مکه، بدانجا رو کند و هر کدام هم که راه افتاده بودند برمى‏گردند که مبادا آنها هم دچار چنین سرنوشتى بشوند.


امام(ع) هم که به مرتب کردن و آموزش سپاه ده هزار نفرى خویش در مکه مشغول بوده‏اند، آنها را حرکت داده و رو به مکه مى‏کنند تا اینکه به محلى که سپاه سفیانى فرو رفته بودند مى‏رسند و حضرت به یاوران خویش آن نقطه را نشان مى‏دهند.


سفیانى که بخشى از سپاهش در بیابان‏هاى حجاز فرو رفته‏اند و بخشى دیگر هم در عراق از سید خراسانى و یمنى شکست جدى خورده‏اند، سعى مى‏کند که در منطقه شام تا آنجا که مى‏تواند تجدید قوا کند تا این امکان را بیابد که بزرگ‏ترین صحنه جنگ باحضرت را پس از ظهورشان به تصویر بکشد و جنگ خونبارى را از دمشق تا قدس به پا کند.


احادیثى که به سرنوشت سپاه سیل‏آساى سفیانى پیش از رسیدن به مکه اشاره مى‏کنند از این قرار است:


امام صادق(ع) مى‏فرمایند:
«[ظهور] حضرت مهدى(ع) پنج نشانه [حتمى] دارد: سفیانى، یمانى، صیحه آسمانى، شهادت نفس زکیه و فرو رفتن در بیابان.3


و در جاى دیگرى آن حضرت این فرو رفتن در بیابان را صراحتاً از علایم حتمى ظهور برمى‏شمرند.4»


اصبغ بن نباته حضرت على(ع) روایت مى‏کند که فرمودند:
«.... و شورش سفیانى، پرچمى قرمز رنگ، فرمانده‏اش مردى از قبیله کلب است و 12000 نفر از سپاهیانش رو به مکه و مدینه مى‏کنند که فرمانده آنها مردى از بنى‏امیه است که به او خزیمه مى‏گویند که چشم چپش نابیناست و سفیدى ضخیمى روى مردمک چشمش را پوشانده است خود را شبیه مردان مى‏کند پرچم خویش را برنمى‏گرداند تا اینکه در مدینه در خانه شخصى به نام ابوالحسن اموى منزل کند. و گردانى را به دنبال مردى از خاندان پیامبر(ص) که شیعیان به دور او جمع شده‏اند مى‏فرستد؛ سپاهیان به فرماندهى مردى غطفانى رو به مکه مى‏کنند در میانه راه به بیابان سفیدى که مى‏رسند در کام زمین فرو مى‏روند و جز دو نفر که بناست نشانه [و عبرتى] براى دیگران باشند کسى باقى نمى‏ماند که آنها را هم خداوند صورتشان به پشت برگردانده است.5»


آرى به خوبى مى‏توان در آن روز تأویل این آیات را مشاهده کرد که:

وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّکَانٍ قَرِیبٍ

وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّى لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَکَانٍ بَعِیدٍ

وَقَدْ کَفَرُوا بِهِ مِن قَبْلُ وَیَقْذِفُونَ بِالْغَیْبِ مِن مَّکَانٍ بَعِیدٍ

وَحِیلَ بَیْنَهُمْ وَبَیْنَ مَا یَشْتَهُونَ کَمَا فُعِلَ بِأَشْیَاعِهِم مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ کَانُوا فِی شَکٍّ مُّرِیبٍ 6
اگر ببینى، آنگاه که سخت بترسند و رهاییشان نباشد و از مکانى نزدیک گرفتارشان سازند. گویند: اینک به رسول ایمان آوردیم. اما از آن جاى دور چسان به دست یابند؟ پیش از این به او کافر شده بودند و به گمان خویش به او تهمت میزدند. میان آنها و آن آرزو که دارند جدایى افتاد. همچنان که با دیگران که چنین مى‏اندیشیدند و سخت در تردید بودند، نیز چنین شد.7

 


و این آیه:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَکُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَکَانَ أَمْرُ اللّهِ مَفْعُولًا 8
اى کسانى که شماره کتاب داده شده، به کتابى که نازل کرده‏ایم و کتاب شما را نیز تصدیق مى‏کند ایمان بیاورید؛ پیش از آنکه نقش چهره‏هایى را محو کنیم و رویها را به قضا برگردانیم. یا همچنان که اصحاب سبت را لعنت کردیم شما را هم لعنت کنیم و فرمان خدا شدنى است.9


امام صادق(ع) در جاى دیگر فرمودند:
«سفیانى لشکرى را به مدینه گسیل مى‏دارد که آنجا را خراب و قبر مطهر [حضرت رسول(ص)] را منهدم مى‏کنند و استران و چهارپایان آنها در مسجدالنبى(ص) مدفوع خود را مى‏ریزند.10»


حدیفة بن یمان از وجود مقدس پیامبراکرم(ص) نقل مى‏کنند:
«...... سپاه دوم وارد مدینه مى‏شود و سه شبانه‏روز آنجا را تاراج مى‏کنند. سپس به قصد مکه از آن شهر خارج مى‏شوند تا اینکه به بیابان (بیداء) مى‏رسند. خداوند متعال جبرئیل را مى‏فرستد و به او مى‏گوید برو آنها را محو کن. او هم ضربه‏اى با پایش زده و خداوند متعال آنها را در زمین فرو مى‏برد جز دو نفر از آنها نجات نمى‏یابد که هر دو از قبیله جهینه هستند و براى همین گفته‏اند خبر یقینى و مسلم نزد جهینه‏اى‏هاست»
و سپس حضرت این آیه قرآن کریم: «وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّکَانٍ قَرِیبٍ» را تلاوت کردند11.


جابربن یزید جعفى از امام باقر(ع) روایت کرده است:
«...... سفیانى سپاهى را به مدینه مى‏فرستد که حضرت مهدى(ع) [به ناچار] از آنجا دور شده و به مکه مى‏روند. به سپاهیان سفیانى خبر مى‏رسد که ایشان به مکه رفته‏اند. او هم سپاهى به دنبال ایشان مى‏فرستد آنها به آن حضرت نمى‏رسند تا اینکه ایشان همانند حضرت موسى(ع) ترسناک از تعقیب کنندگانشان وارد مکه مى‏شوند. فرمانده سپاه سفیانى وارد بیداء (بیابان) مى‏شوند. منادى هم از آسمان ندا مى‏دهد که اى بیداء! آنها را در کام گیر و بیابان هم آنها را در خود فرو مى‏برد.12»


آن حضرت در حدیث دیگرى فرمودند:
« سفیانى از نسل ابوسفیان بن حرب است. سپاهى را به سوى ایشان مى‏فرستد که در سرزمین بیداء در شبى مهتابى که قرص ماه کامل است، بیتوته مى‏کنند. چوپانى از آنجا عبور مى‏کند و با خود مى‏گوید: بیچاره مردم مکه که اینها چه بر سرشان خواهند آورد. مى‏رود و برمى‏گردد و آنها را نمى‏بیند مى‏گوید: سبحان‏اللَّه! یعنى در یک لحظه کوچ کردند [و از اینجا رفتند]؟ به منزلگاه آنها که مى‏رسد لباسى را مى‏بیند که بخشى از آن در زمین فرو رفته و بخشى دیگر آن بیرون است؛ سعى مى‏کند که آن را درآورد ولى نمى‏تواند پس مى‏فهمد که در زمین فرو رفته‏اند.13»


امیرالمؤمنین(ع) در این رابطه فرمودند:
«.... و امّا سپاه مدینه، وقتى به میانه راه در بیداء مى‏رسند جبرئیل فریاد عظیمى بر سر آنها مى‏زند. همگى از بین رفته و خداوند آنها را به کام زمین مى‏فرستد. باقیمانده سپاه دو نفرند: یکى بشیر و دیگرى نذیر. جبرئیل بر سر آنها هم داد مى‏کشد و خداوند چهره‏هایشان را به پشت سر برمى‏گرداند. نذیر به نزد سفیانى مى‏رود و او را از آنچه اتفاق افتاده باخبر مى‏کند.14»

مفضل بن عمر از امام صادق(ع) نقل کرده است که فرمودند:
«... سپس آنکه چهره‏اش وارونه شده و به پشت سرش چرخیده رو به سوى حضرت مهدى(ع) کرده و در مقابل ایشان مى‏ایستد و مى‏گوید: سرور من! من بشیرم. یکى از ملائکه خداوند مرا امر کرد که به شما بپیوندم و شما را به از بین رفتن سپاه سفیانى، بشارت دهم. حضرت مى‏گویند: قصه تو و برادرت چیست؟ آن مرد مى‏گوید: هر دو در سپاه سفیانى بودیم، از دمشق تا زوراء (بغداد) به هر جا رسیدیم آنجا را خراب و یکسان با خاک کردیم. کوفه و مدینه را هم خراب کردیم. منبر را شکستیم و چهارپایان در مسجدالنبى(ص) مدفوع خود را ریختند و سپس از آنجا خارج شدیم... مى‏خواستیم کعبه را هم خراب کرده و اهالى مکه را از بین ببریم. وقتى به بیداء رسیدیم، در آنجا منزل کردیم. یک نفر فریاد کشید: اى بیداء! این قوم ستمگر را فرو بر! به‏دنبال آن زمین شکافته شد و تمام سپاه را بلعید. غیر از من و برادرم، حتى یک افسار شتر هم [از آن سپاه و سپاهیان] روى زمین باقى نماند! سپس آن ملایکه به سراغ ما آمد و بر چهره‏هایمان زد و این‏طور شد که مى‏بینید. به برادرم گفت: واى بر تو اى نذیر! به سوى سفیانى ملعون در دمشق برو و او را با (اعلام) ظهور حضرت مهدى آل محمد(ص) انذار کن و به او بفهمان که سپاهش را خداوند در بیداء از بین برد. به من هم گفت: به مهدى(ع) در مکه بپیوند و او را به نابودى ستمگران بشارت ده. به دستش توبه کن که او قبول مى‏کند. حضرت هم دستش را به چهره‏اش مى‏کشد و آن را به حالت اولیه‏اش باز مى‏گرداند و (بشیر هم) با ایشان بیعت مى‏کند و همراهشان مى‏شود.15»


امام پنجم(ع) هم فرمودند:
« ایشان (از مکه) خارج مى‏شوند تا اینکه به بیداء مى‏رسند (حضرت مهدى(ع) رو به سپاهیان خویش کرده و) مى‏گویند: اینجا موقعیتى است که آن جمعیت را زمین بلعید و این همان آیه قرآن است که مى‏فرماید:
أَفَأَمِنَ الَّذِینَ مَکَرُواْ السَّیِّئَاتِ أَن یَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَشْعُرُونَ

أَوْ یَأْخُذَهُمْ فِی تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِینَ 16
آیا آنان که مرتکب بدیها مى‏شوند، مگر ایمنند از اینکه زمین به فرمان خدا آنها را فرو برد یا عذاب از جایى که نمى‏دانند بر سرشان فرود آید؟ یا به هنگام آمد و شد فروگیردشان، چنان که نتوانند بگریزند؟17»

 

 

پى‏نوشتها :
1 . بحارالانوار، ج52، ص223.
2 . 12 میلى کوه‏هاى منطقه ذات‏الجیش دشت پهنا در سفید رنگى نزدیک منطقه بدر کبرى است.
3 . الغیبة نعمانى، ص169؛ اعلام الورى، ص426؛ منتخب‏الاثر، ص458؛ بشارةالاسلام، ص119.
4 . الغیبة، نعمانى، ص172؛ منتخب‏الاثر، ص455؛ تاریخ الغیبةالکبرى، ص500.
5 . بحار الانوار، ج52، ص273؛ الزام الناصب، ج2، ص119؛ بشارةالاسلام، ص58؛ یوم‏الخلاص، ص677.
6 . سوره سبأ(34) آیه51-54.
7 . کشف‏الغمه، ج3، ص325؛ الزام‏الناصب، ص177ù28؛ مثیرالاحزان، ص298؛ بحارالانوار، ج52، ص342ù316؛ الحاوى للفتلاوى، ج2، ص160ù144؛ الملاحم والفتن، ص60، ینابیع‏المودة، ج3، ص228ù82؛ بشارةالاسلام، ص102.
8 . سوره نساء(4) آیه47.
9 . الغیبة، نعمانى، ص150؛ بحارالانوار، ج52، ص238؛ ینابیع‏المودة، ج3، ص76؛ بشارةالاسلام، ص102؛ الزام‏الناصب، ص175ù19.
10. الزام‏الناصب، ج2، ص166؛ یوم‏الخلاص، ص701.
11. بحارالانوار، ج52، ص187؛ منتخب‏الاثر، ص456؛ بشارةالاسلام، ص21؛ یوم‏الخلاص، ص673.
12. الغیبة نعمانى، ص188؛ بشارةالاسلام، ص102؛ تاریخ الغیبةالکبرى، ص521.
13. بشارةالاسلام، ص184؛ یوم‏الخلاص، ص692.
14. الزام‏الناصب، ج2، ص198؛ یوم‏الخلاص، ص679.
15. بشارةالاسلام، ص270؛ الزام‏الناصب، ج2، ص259؛ المهدى(ع) من‏المهد الى‏الظهور، ص364؛ یوم‏الخلاص، ص293.
16. سوره نحل، ص45ù46.
17. بحارالانوار، ج52، ص224؛ الزام‏الناصب، ج2، ص117؛ یوم‏الخلاص، ص307.




:: برچسب‌ها: ظهور امام زمان (عج), حوادث شش ماه مانده به ظهور

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٧
حوادث‌ شش ماه پایانی منتهی به ظهور بر طبق‌ تقویم‌ سال‌ ظهور(2)

جریانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ محرم

بخش اول

 


بالاخره با پیگیرى حوادث آخرین ماههاى غیبت حضرت مهدى(ع) به آخرین روزها رسیدیم و مى‏توانیم چشم‏انتظار آن وعده الهى باشیم که در قرآن به مؤمنان، (1)مستضعفان زمین(2) ، صالحان(3) و حتى وجود مبارک پیامبر اکرم(ص) داده شده و رسول اکرم(ص) (4) در روز غدیر حجةالوداع آن را که به صد و بیست هزار مسلمان حاضر در آن محل اعلام کردند(5) و امام باقر(ع) به عشق آن روز فرمودند:
« اگر آن عصر را درک کنم از جان خویش براى حضرت مهدى(ع) محافظت مى‏کنم (خودم رابراى او نگاه مى‏دارم.) (6)»

 آرى این همان روز است که آسمانیان پیش و بیش از زمینیان به انتظارش بوده و در انتظارش سوخته و ساخته‏اند؛ چرا که این روز سرآغاز فصل نوین و واقعى حیات زمین و زمان و بشریت است و روز رسیدن به همه خوبیها در سایه اسلام است.
 حوادث این ماه در دو بخش روز فجر مقدس و باقى این ماه قابل بررسى است:
 
 الف) فجر مقدس و صبح موعود

 


 آن گونه که از احادیث برمى‏آید به دنبال حوادثى که طى ماههاى پیش در جهان رخ داده، حدود هفت نفر از عالمان دینى و همراهان آنها (7) از نقاط مختلف عالم اسلام و بلاد اسلامى رو به سوى حجاز کرده و مخفیانه به دنبال حضرت مهدى(ع) مى‏گردند تا با ایشان بیعت کنند. در این اثنا هم حضرت حجت(ع) همانند حضرت موسى(ع) از ترس آنها که تعقیبش مى‏کردند رو به سوى مدینه کرد(8)؛ از مدینه خارج شده و رو به مکه مکرمه نموده و از دست سپاهیان سفیانى بدانجا پناهنده مى‏شوند و پس از ایشان هم سیصدوسیزده یار و یاور ایشان از نقاط مختلف جهان بى‏آن که با هم قرارى از قبل گذاشته باشند در مکه جمع مى‏شوند تا نهضت جهانى خویش را آغاز کنند.

 


 صبح شنبه‏اى که مصادف با عاشوراست حضرت پس از طلوع آفتاب، پشت مقام حضرت ابراهیم(ع) دو رکعت نماز به جا مى‏آورند، میان رکن و مقام ایستاده و اولین خطبه غرّاى خویش را به گوش جهانیان مى‏رسانند و پس از معرفى خویش مردم را به بیعت دعوت مى‏کنند و جبرئیل(ع) که در آن زمان به شکل پرنده‏اى سفید رنگ بر ناودان کعبه ایستاده، اولین کسى است که با ایشان بیعت مى‏کند و به دنبال آن هم سیصدوسیزده یاور شریف حضرت و باقى مؤمنان و صالحانى که به مکه آمده‏اند تا به یارى حضرت بپردازند و همگى آماده جهاد و شهادتند. اینها مجموعاً ده‏هزار نفر سپاهیان حضرت را تشکیل مى‏دهند و با حضرت پیمان مى‏بندند.


 یونس‏بن ظبیان نقل مى‏کند که امام صادق(ع) فرمودند:
 «شب جمعه، خداوند متعال مَلَکى را به آسمان دنیا مى‏فرستد. وقتى که فجر طلوع کرد، آن ملک بر عرش خدا که بالاى بیت المعمور قرار گرفته مى‏نشیند و براى هر کدام از پیامبر و حضرت على و امام حسن و امام حسین(ع) یک منبر نورانى مى‏گذارد و ایشان هم از آنها بالا مى‏روند و ملائکه و پیامبران و مؤمنان هم در مقابل ایشان جمع مى‏گردند و به دنبال آن درهاى آسمان گشوده مى‏شود و پس از زوال خورشید(9) پیامبر(ص) مى‏فرمایند:
بار پروردگارا! این وعده‏اى که در کتاب خویش دادى وگفتى:
 »خداوند به آن دسته از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‏اند وعده داده است که آنها را همانند پیشینیان ایشان حاکمان زمین و دین مرضى خویش کند.«
 اشاره به آیه نازل شده در روز غدیر: «الیوم اکملت لکم و رضیت لکم الاسلام دینا« 
 یعنى اسلام را مسلط و خوف آنها را به آرامش تبدیل کند.


 پس از ایشان ملائکه و پیامبران هم، چنان مى‏گویند. آن چهار نور مقدس به سجده مى‏افتند و حضرت (رسول(ص)) باز مى‏فرمایند: پروردگارا غضب نما که حریمت دریده شد و برگزیدگانت شهید و بندگان صالحت خوار گشتند. پس خداوند آنچه را که بخواهد مى‏کند که آن روز معلوم است.(10)»


 احادیثى را که اشاره به این حادثه بزرگ دارند مى‏توان در چند دسته خلاصه کرد:


 
 1- روز قیام و نقطه آغاز نهضت جهانى حضرت

 


 شنبه‏اى را که مصادف با عاشورا شده است برخى احادیث روز ظهور حضرت برشمرده‏اند:
 ابو بصیر از امام صادق(ع) روایت کرده است که فرمودند:
 «[حضرت مهدى(ع)] در روز عاشورا که روز شهادت سیدالشهدا(ع) است، قیام مى‏کنند. گوییا در آن شنبه‏اى که عاشورا در آن واقع شود، همراه او هستم. در حالى که بین رکن و مقام ایستاده جبرئیل در مقابل ایشان، براى بیعت ندا در دهد و شیعیان حضرت، زمین را با طى‏الارض زیر پا مى‏نهند و از اطراف و اکناف عالم (به سرعت) جمع شده و با ایشان بیعت مى‏کنند و خداوند هم به وسیله او جهان را مملو از عدالت مى‏کند آن گونه که آکنده از ظلم و جور گشته است.(11)»


 على‏بن مهزیار هم از امام پنجم(ع) نقل کرده است که:
 «گوییا با حضرت مهدى(ع) در روز شنبه‏اى که عاشورا است و بین رکن و مقام ایستاده هستم.(12) »


 2- جمع شدن یاران حضرت در مدتى کوتاه

 


 امام صادق(ع) در این رابطه به مفضل‏بن عمر، فرمودند:
 «ایشان به تنهایى ظهور مى‏کنند و به تنهایى به سوى کعبه رفته و وارد آن مى‏شوند و به تنهایى شب را سپرى مى‏کنند. پاسى از شب که گذشت و چشمها را خواب در ربود جبرئیل، میکائیل و دیگر ملائکه در حالى که به صف ایستاده‏اند، بر ایشان نازل شده و جبرئیل به حضرت عرضه مى‏دارد:
« سرور من گفته‏ات مقبول و امرت نافذ است. »

 


 حضرت هم دستشان را به چهره او کشیده و [این آیه را تلاوت] مى‏فرمایند:
 «حمد و سپاس از آن خداوندى است که وعده‏اش را در مورد ما محقق و ما را وارث زمین کرد که در هر کجاى بهشت که خواستیم مسکن گزینیم؛ آه که چه اجر عمل‏کنندگان، خوب [و زیبا] است.(13) »


سپس میان رکن و مقام ایستاده و فریاد کشیده و با صداى بلند مى‏فرمایند:
« اى جمعیت یاران و نزدیکان من و اى کسانى که خداوند آنها را براى یارى من از پیش از ظهورم بر پهنه گیتى ذخیره کرده بود! مطیعانه به سوى من آیید. »


 فریاد حضرت به گوش آنها مى‏رسد، در حالى که برخى از آنها در محراب و برخى هم در رختخواب و در شرق و غرب عالم پراکنده‏اند. همین یک فریاد را همگى مى‏شنوند و آن را اجابت مى‏کنند. به یک پلک بر هم زدن همه‏شان در مقابل آن حضرت بین رکن و مقام قرار مى‏گیرند. خداوند هم در پى آن به نور امر مى‏کند و آن هم ستونى از آسمان تا زمین کشیده مى‏گردد و هر مؤمنى بر سطح زمین است آن نور را طلبیده و نور هم به درون خانه‏اش مى‏تابد و نفوس مؤمنان از آن نور شادمان مى‏گردند، هر چند نمى‏دانند که حضرت مهدى(ع) ظهور کرده‏اند و این نور چیست. سپس آن سیصدوسیزده تن که به تعداد صحابه پیامبر اکرم(ص) در جنگ بدر مى‏باشند در حالى که در مقابل حضرت ایستاده‏اند، صبح خویش را آغاز مى‏کنند.(14) »

 باز در حدیث دیگرى از امام صادق(ع) چنین نقل شده است:
 « هنگامى که به حضرت مهدى(ع) اذن [ظهور] داده شود، خداوند متعال را به اسم اعظمش (نام عبرانى خداوند متعال) خوانده و سیصدوسیزده یار ایشان همانند جمع شدن ابرهاى پاییزى به گرد ایشان مى‏آیند که آن پیشقراولان یاران حضرتند که برخى از آنها شبانه از بستر خود جدا مى‏شوند تا صبح در مکه باشند و برخى از آنها در طول روز آشکارا بر اَبرها سوار مى‏شوند که حضرت نام آنها و پدران و نسب‏هایشان را مى‏دانند(15)و(16). »


 مفضل بن عمر که راوى این حدیث هم است، مى‏پرسد: کدام یک از این دو ایمان بالاترى دارند؟ حضرت پاسخ مى‏دهند:
« آنکه روز بر ابرها سیر مى‏کند و آنها ناپدید مى‏شوند و این آیه در شأن ایشان نازل شده است: «هر جا که باشید خدا همه‏تان را مى‏آورد و جمعتان مى‏کند.«


 ابو بصیر هم از ایشان چنین روایت مى‏کند که:
 «آنها سیصدوسیزده مرد به تعداد اهل بدر هستند که خداوند متعال همه آنها را در یک شب جمعه در مکه جمع مى‏کند و صبح همگى به نزد ایشان در مسجدالحرام مى‏آیند و احدى از آنها [از آمدن] تخلف نمى‏کند. در کوچه‏هاى مکه به راه مى‏افتند تا منزلى براى سکونت خویش بیابند. اهالى مکه از ورود این افراد ناشناس تعجب مى‏کنند؛ چرا که از ورود هیچ قافله‏اى جهت حج و عمره و یا تجارت خبرى نبوده، لذا بعضى از آنها به هم مى‏گویند: جمعیتى را امروز دیدیم که تا به حال آن را ندیده بودیم که [آن گونه از ظاهرشان پیداست] از یک شهر و بیابان [از یک نژاد و تیره و قبیله] نیستند نه شترى دارند و نه هیچ وسیله دیگرى. آنها که مشغول این صحبتها هستند و به درهاى [خانه‏هاى] خود نزدیک مى‏شوند مردى از قبیله بنى مخزوم، وارد مى‏شود از مردم عبور مى‏کند و به نزد رئیس آنها مى‏رود و مى‏گوید: دیشب خواب عجیبى دیدم که از آن مى‏ترسم و قلبم پریشان گشته است. رئیس به او مى‏گوید: خوابت را تعریف کن. مى‏گوید: ابرى از آتش را دیدم که از اعماق آسمان نمایان شد و مدام پایین مى‏آمد تا این که به کعبه رسید و دور آن چرخى زد. در آن ابر ملخهایى با بالهاى سبز رنگ بود و آن قدر که خدا خواست،به دور کعبه طواف مى‏کردند. سپس به شرق و غرب پریدند و به هیچ شهرى نمى‏رسیدند، مگر آن که آن را مى‏سوزاندند و از هیچ آبادى گذر نمى‏کردند، جز آن که آن را منهدم مى‏نمودند. از خواب پریده و بر خود لرزیدم. الآن هم پریشان و ترسانم. مردم (به او) مى‏گویند: ما آنها را دیده‏ایم و بیا به نزد فلان مرد ثقفى برویم، تا خوابت را تعبیر کند.(17) و(18)

 پس از آن که خواب را براى مرد ثقفى تعریف کرد، او هم مى‏گوید: [خواب] عجیبى دیده‏اى! دیشب لشکرى از لشکریان خداوند، وارد شهرتان شده است که شما را یاراى مقاومت در برابر آنها نیست. مى‏گویند: عجیب است؛ آنها را امروز دیده‏ایم و سپس آنچه را دیده‏اند به او گزارش مى‏کند و از نزد او مى‏روند. تصمیم مى‏گیرند که بر آنها یورش برند حال آن که خداوند دلهایشان را پر از ترس و هراس از ایشان گردانیده است. برخى به بقیه دستور مى‏دهند: در مورد آنها عجله نکنید. آنها که تا کنون مرتکب هیچ منکرى نشده‏اند و خلافى از آنها دیده نشده. شاید برخى از آنها، هم قبیله‏اى شما باشند؛ اگر چیزى از آنها دیدید بعد شما مى‏دانید و آنها. این جمعیتى که ما مى‏بینیم اهل عبادتند و چهره‏هاى خوب [و نورانى] دارند، مضاف بر این که آنها در حرم امن الهى هستند که تا وقتى کسى مرتکب خلافى نشده باشد، در امان است. آنها هم که عملى انجام نداده‏اند که بهانه جنگ با آنها را فراهم کرده باشد.

 


 سرپرست مردم که مردى از قبیله مخزوم است مى‏گوید: ما که مطمئن نیستیم این جمعیت پشتوانه‏اى [اعم از نیرو و امکانات] نداشته باشند. اگر [چنین ذخیره و عقبه‏اى داشته باشند و این مجموعه] به آنها ملحق شوند، حقیقت وجودى و عظمت نیرویشان مشخص مى‏شود [و خواب دوستمان تعبیر گشته و نمى‏توانیم بر آنها فایق آییم]. حال که از حیث نیرو و امکانات در سطح پایینى هستند و پیش از آن که نیروهاى کمکى به آنها ملحق شوند، حمله کنید. آنها به نزد شما در مکه آمده‏اند و به سَروَرى مى‏رسند و مطمئنم که خواب این رفیق شما درست است. [فعلاً هم] شهرتان را گواراى وجودشان قرار دهید [بگذارید در شهر باشند و هر چه مى‏خواهند بکنند] و بنشینید و نظرات و شرایط موجود را بررسى کنید.


 شخصى از میان آنها مى‏گوید: اگر نیروهاى کمکى آنها هم مثل خودشان باشند که ترس ندارند آنها که نه اسب و مرکبى دارند و نه سنگرى که بدان پناه برند به علاوه که آنها در اینجا غریبند اگر سپاه آنها بیایند، اول به آنها حمله مى‏کنید و [شکست دادن آنها] به راحتى نوشیدن آبى گواراست. تا پاسى از شب گذشته مشغول این صحبتها هستند و خداوند خواب را بر گوشها و چشمهایشان مسلط مى‏کند [لذا براى خوابیدن پراکنده مى‏شوند] و دیگر پس از آن تا فردا اجتماعى نخواهند داشت تا این که حضرت مهدى(ع) قیام کنند. [حضرت و یارانشان هم] چنان یکدیگر را ملاقات مى‏کنند که گویى از یک پدر و مادرند و صبح از هم جدا شده بودند و شب به هم رسیده‏اند.


 قابل ذکر است که دوازده تن از اصحاب در میان باقى یاران جایگاه ویژه و ممتازى دارند که آنها پیش از بقیه به حضرت مى‏پیوندند ولیکن در انتها همگى پروانه‏وار به گرداگرد آن شمع پر نور الهى جمع گشته و مى‏گردند تا به زودى جهان را از برکات وجودى خویش بهره‏مند سازند.

 

3- اولین خطبه حضرت مهدى(ع) پس از ظهور

 


 صبح شنبه عاشوراى موعود - که بناست حضرت ظهور کنند - وارد مسجدالحرام مى‏شوند و دو رکعت نماز رو به کعبه و پشت به مقام به جا مى‏آورند و پس از دعا به درگاه الهى به نزدیک کعبه رفته و با تکیه بر حجرالاسود رو به جهانیان کرده و اولین خطبه تاریخى خویش را چنین انشاء مى‏کنند:


 پس از حمد خداوند و سلام و صلوات بر آستان با عظمت پیامبر اکرم و خاندان بزرگوارشان سلام‏اللَّه علیهم اجمعین، ایشان چنین مى‏فرمایند:
 «اى مردم! ما براى خداوند [از شما] یارى مى‏طلبیم و کیست که ما را یارى کند؟ آرى ما خاندان پیامبرتان محمد مصطفى(ص) هستیم و سزاوارترین [و نزدیک‏ترین] مردم نسبت به خدا و ایشان. هر کس با من در رابطه با آدم محاجه کند من سزاوارترین [و نزدیک‏ترین] مردم نسبت به اویم و همین‏طور راجع به نوح و ابراهیم و محمد(ص) و دیگر پیامبران و کتاب خداوند که به هر کدام از دیگر مردم اولى هستم. مگر خداوند متعال در کتابش نفرموده است:


 به درستى که خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید خاندانى که برخى از آنها از بعضى دیگرند و خداوند شنوا و داناست.(19)
من بازمانده آدم و ذخیره نوح  وبرگزیده ابراهیم و عصاره وجود محمد(ص) هستم.
 ... هر کس درباره سنت رسول‏اللَّه(ص) با من محاجه کند، من سزاوارترین مردم نسبت به آن هستم.
 هر که امروز کلام مرا مى‏شنود، به خداوند متعال قسم مى‏دهم که به غایبان [این سخنان را] برساند، به حق خداوند متعال و رسول گرامى‏اش و حق خودم، از شما مى‏خواهم [به ما رو کنید] که من حق قرابت و خویشاوندى رسول‏اللَّه(ص) را بر گردن شما دارم که شما ما را یارى کنید و در مقابل آنها که به ما ظلم مى‏کنند، حمایت کنید که اهل باطل به ما دروغ بستند.
 ... از خدا بترسید و خدا را درباره ما در نظر داشته باشید ما را خوار نکنید و یاریمان کنید تا خداوند متعال شما را یارى کند.(20)»
 سپس حضرت دستهایشان را به آسمان بلند کرده و با دعا و تضرع این آیه را به درگاه الهى عرضه مى‏دارند:
« أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ
 کیست آن که وقتى شخص مضطر دعایش کند، او را پاسخ داده و بدى را از او برطرف کند؟(21) »

 
 4- انصار (یاوران) و بیعت ایشان با حضرت

 


 پس از آن که حضرت گفتار خویش را به پایان مى‏برند،[ پلیسها و شرطه‏هاى حرم] تلاش مى‏کنند که ایشان را همانند نفس زکیه به شهادت برسانند و یا حداقل اسیر کنند که اصحاب حضرت قدم پیش نهاده و شر آنها را از امام(ع) دفع مى‏کنند. جبرئیل هم پشت کعبه به عنوان اولین نفر با امام(ع) بیعت مى‏کند و پس از او سیصدوسیزده تن یار حضرت و دیگر یاوران با ایشان عهد و پیمان مى‏بندند.


 امام صادق(ع) به مفضل به عمر فرمودند:
« اى مفضل! حضرت مهدى(ع) پشتش را به حرم مى‏کنند و دستش را که سفیدى خیره کننده‏اى دارد، جهت بیعت دراز مى‏کند و مى‏فرماید: این دست خدا و از سوى خدا و به فرمان خداست و سپس این آیه را تلاوت مى‏کنند:
 »آنها که با تو بیعت مى‏کنند در حقیقت با خدا بیعت کرده‏اند دست قدرت الهى مافوق قدرت آنهاست و هر که بیعتش را بشکند به ضرر خودش است».(22)


 اولین کسى که دستش را مى‏بوسد، جبرییل است و به دنبال او ملائکه و نجباى اجنه و سپس، برگزیدگان صبح در مکه و مردم مى‏گویند این مردى که اطراف کعبه است، کیست؟ و این جمعیتى که با او هستند کیانند و آن نشانه بى‏سابقه‏اى که دیشب دیدیم چه بود؟ که این جریان حول و حوش طلوع آفتاب اتفاق مى‏افتد.(23)»

 امام باقر(ع) هم مى‏فرمایند:
« گوییا با حضرت مهدى(ع) هستم؛ در روز عاشورایى که شنبه است. در حالى که بین رکن و مقام ایستاده است، جبرئیل ندا مى‏دهد: بیعت براى خداست (البیعة للَّه) پس خداوند [زمین] را همان گونه که پر از ظلم و جور شده است، مملو از عدالت مى‏کند.(24)»

 محمدبن مسلم هم از آن حضرت نقل کرده که فرمودند:
«  گویا جبرئیل به صورت پرنده‏اى سفید درآمده و اولین مخلوق خداوند است که با آن حضرت بیعت مى‏کند و پس از آن سیصدوسیزده نفر بیعت خواهند کرد. هر که در این مسیر امتحان خود را پس داده باشد، در آن ساعت مى‏آید که برخى در رختخواب‏شان ناپدید مى‏شود که حضرت على(ع) فرمودند: «ناپدید شدگان در رختخواب‏هایشان» و این گفته الهى است که:
 «در خیرات با هم مسابقه دهید که هر کجا باشید، خداوند همه شما را مى‏آورد.(25)»
منظور از خیرات در این آیه ولایت ما اهل بیت است.(26) »


 مفضل بن عمر هم از ایشان چنین روایت کرده است:
 «خداوند متعال جبرئیل(ع) را مى‏فرستد تا این که به نزد او بیاید بر حجر اسماعیل در نزدیک کعبه فرود آمده و به او مى‏گوید: به چه دعوت مى‏کنى؟ حضرت مهدى(ع) او را باخبر کرده و جبرئیل هم مى‏گوید: من اولین کسى هستم که با تو بیعت مى‏کنم دستت را دراز کن. پس دستش را بر دست حضرت [به نشان بیعت] مى‏کشد. سیصد و اندى مرد هم به نزد او مى‏آیند و با او بیعت مى‏کنند. او هم آنقدر در مکه مى‏ماند که ده‏هزار نفر اصحابش جمع شوند و پس از آن به سوى مدینه حرکت مى‏کند.(27) »

 و امام باقر(ع) بنا بر نقل جابر جعفى مى‏فرمایند:
« بین رکن و مقام سیصد و اندى به تعداد اهل بدر با حضرتش بیعت مى‏کنند و در میان آنها نجیبان مصرى و ابدال شامى و اخیار عراقى دیده مى‏شوند.(28) »

 مفاد این پیمان نامه و بیعت را حضرت على(ع) چنین بیان کرده‏اند:
 «از یارانش پیمان مى‏گیرد که: دزدى و زنا و فحاشى به هیچ مسلمانى نکنند، خون کسى را به ناحق نریزند و به حریم دیگران جفا و تجاوز نکنند و به خانه‏اى حمله نبرند و تنها به حق و به جا، افراد را بزنند، هیچ طلا و نقره و گندم یا جویى را [براى خویش] انبار نکنند، مال یتیم رانخورند و به آنچه نمى‏دانند شهادت ندهند و هیچ مسجدى را خراب نکنند آنچه را که مست کننده است، ننوشند؛ خز و ابریشم نپوشند و در مقابل طلا سر فرود نیاورند، راه را نبندند و ناامن نکنند، همجنس‏بازى نکنند، گندم و جو را انبار نکنند و به کم راضى و طرفدار پاکى و گریزان از نجاسات باشند و امر به معروف و نهى از منکر کنند و لباس‏هاى خشن بپوشند و خاک را متکاى خویش سازند و آن‏گونه که شایسته خداوند است در راهش جهاد کنند. آن حضرت خود هم متعهد مى‏شود که همانند آنها قدم برداشته و لباس بپوشد و سوار مرکب شود و آن گونه باشد که آنها مى‏خواهند و به کم راضى باشد و به کمک خداوند متعال جهان را همان طور که از جور پر شده است، از عدالت آکنده سازد، خداوند را آن‏گونه که شایسته است عبادت کند و هیچ حاجب و دربانى اختیار نکند(29) »

5- ندا و فریاد به نام حضرت مهدى(ع)


 پس از اتمام مراسم بیعت جبرئیل(ع) برخاسته و به نام حضرت در دنیا بانگ مى‏زند.
 ابان بن تغلب از امام صادق(ع)، روایت کرده است:
 «اولین کسى که با حضرت مهدى(ع) بیعت مى‏کند جبرئیل است. به صورت پرنده‏اى سفید رنگ فرود آمده و با ایشان بیعت مى‏کند. سپس یک پایش را روى کعبه، پاى دیگرش را روى بیت‏المقدس مى‏نهد و با صدایى گویا و فصیح ندا در مى‏دهد:
 فرمان خداوند رسید. درباره آن شتاب نکنید.(30)

 ذیل دو آیه:
 وَاسْتَمِعْ یَوْمَ یُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّکَانٍ قَرِیبٍ

یَوْمَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِکَ یَوْمُ الْخُرُوجِ (31)
( با دقت بشنو آن روزى که منادى از جایى نزدیک ندا در مى‏دهد

 آن روز که آن صداى به حق را بشنوید، همان روز خارج شدن است.) »
 امام صادق(ع) فرمودند:
« منادى به نام حضرت مهدى و پدرشان(ع) ندا در دهد و منظور از صیحه در این آیه، فریادى آسمانى است و آن، روز (زمان) خروج (و قیام) حضرت مهدى(ع) است.(32) »

 در ادامه حدیث یاد شده که سهل (شهر)بن‏حوشب از رسول‏اللَّه(ص) نقل کرده، آمده است:
 «در ماه رمضان، صدایى خواهد بود و در شوال، جنگ و در ذى‏الحجه، قبیله‏ها با هم مى‏جنگند و در ذى‏الحجه، حاجیان تاراج مى‏شوند و در محرم منادى از آسمان ندا در دهد: آگاه باشید که فلانى برگزیده خداوند در میان آفریدگانش است. سخنانش را بشنوید و اطاعت کنید.(33) »

 مفضل بن عمر هم از امام صادق(ع) در این رابطه، روایت کرده است:
 «در آن روز (عاشورا) وقتى خورشید طلوع کرد و نورافشانى نمود، کسى از قرص خورشید به زبان عربى فصیحى، خطاب به مردم و بر ایشان فریادى مى‏کشد که تمام آنها که در آسمانها و زمینها هستند، مى‏شنوند: «تمام مخلوقات! این مهدى آل محمد(ع) است» و او را به نام و کنیه جدش رسول‏اللَّه (ص) و نسبش مى‏خواند و گوش هر زنده‏اى این صدا را مى‏شنود. تمام مخلوقات در بیابان و شهرها و دریاها و خشکیها بدان روى مى‏کنند و با هم در این رابطه گفتگو مى‏کنند و از هم درباره آنچه شنیده‏اند مى‏پرسند.(34) »

 امام رضا(ع) هم در این رابطه فرمودند:
 «..... او همان کسى است که منادى از آسمان براى دعوت به او چنان ندایى در دهد که همه ساکنان زمین آن را بشنوند که آگاه باشید، حجت خداوند متعال پهلوى کعبه ظهور کرده است با او بیعت کنید که حق با او و در او (و در این تبعیت) است.(35) »

 لازم است این مطلب را متذکر شویم که از مجموعه احادیثى که تا کنون برشمردیم، چنین برمى‏آید که سه نداى آسمانى در مورد حضرت شنیده مى‏شود.

 


 نداى اول: در ماه رجب که خود، سه نداست.
 نداى دوم: در ماه رمضان (شب بیست‏وسوم - صیحه آسمانى).
 نداى سوم: در ماه محرم (روز عاشورا که روز قیام است).


 پس از این ندا و بیعتى که انجام مى‏شود، حضرت مهدى(ع) کاملاً بر مکه مسلط شده و در آنجا منتظر مى‏مانند تا سپاهیان ده هزار نفرى ایشان، همگى در اطراف شان جمع شوند. دراین مدت حضرت از فرصتهایى که به دست آورند و ارتباطاتى که با اقوام و ملل مختلف در مکه برقرار مى‏کنند، براى زمینه‏سازى نهضت جهانى خویش بهره مى‏برند، مضاف بر این که ایشان اصول و قوانین مربوطه به سپاه خویش را بر ایشان تبیین مى‏کنند و در مکه هم دست به برخى اقدامات مى‏زنند که به طور خلاصه از این قرارند:
 1-باز گرداندن محدوده مسجدالحرام به همان حدودى که حضرت ابراهیم(ع) براى آن تعیین کرده بود.
 2- باز گرداندن مقام حضرت ابراهیم(ع) به جاى اصلى و اولیه خویش

 

ادامه دارد

 

 پى‏نوشتها
 1- ر.ک: سوره نور (24)، آیه 55
2-ر.ک: سوره قصص (28)، آیات 6 - 5
3- ر.ک: سوره انبیاء (21)، آیه 105
4-  ر.ک: سوره توبه (9)، آیه 33
5- حضرت رسول(ص) ضمن خطبه آن روز عظیم فرمودند: «مردم! نور خداوند در وجود من و سپس در على و پس از او هم در نسل او و نهایتاً در قائم مهدى(ع) - که حق خداوند و همه حقوق ما را بازپس مى‏گیرد - نهاده شده است. »(الامام المهدى(ع) من المهد الى‏الظهور، ص57).
6-  الغیبة نعمانى، ص182؛ یوم‏الخلاص، ص267
7-الممهدون للمهدى(ع)، ص60
8-خائفاً یترقب، رک: سوره قصص (28)، آیه 18.
9- هنگام ظهر
10- الغیبة نعمانى، ص184؛ بحارالانوار، ج52، ص297.
11-  الارشاد، ج1، ص379، الغیبة نعمانى، ص189، اعلام الورى، ص430، منتخب‏الاثر، ص448، یوم‏الخلاص، ص317
12-الغیبة شیخ طوسى، ص274؛ تاریخ مابعدالظهور، ص222
13-سوره زمر (39)، آیه 74
14- الزام الناصب، ج2، ص256؛ بشارةالاسلام، ص268؛ یوم‏الخلاص، ص318
15-سوره بقره (2)، آیه 148
16- الغیبة نعمانى، ص213، بشارةالاسلام، ص203، یوم‏الخلاص، ص256
17-شدت محبت، صمیمیت و آشنایى یاران و حضرت را با هم، از این بخش از حدیث مى‏توان فهمید
18-بشارةالاسلام، ص210؛ یوم‏الخلاص، ص271؛ تاریخ مابعدالظهور، ص288
19- سوره آل‏عمران (3)، آیه 33
20- الغیبة نعمانى: 121؛ بحارالانوار: ، ح52، ص223؛ بشارةالاسلام: 102؛ منتخب‏الاثر:422؛قزوینى ،سید محمد کاظم ، المهدى(ع) من‏المهد الى‏الظهور: 412؛ تاریخ مابعدالظهور: 228؛ یوم‏الخلاص:303
21- سوره نمل (27)، آیه 62
22- سوره فتح (48)، آیه 10
23- بشارةالاسلام، ص268؛ الزام‏الناصب، ج2، ص257؛ یوم‏الخلاص، ص320
24- الغیبة نعمانى، ص214؛ منتخب‏الاثر، ص422؛ تاریخ ما بعدالظهور، ص265
25- سوره بقره (2)، آیه 148
26- الغیبة نعمانى، ص214؛ منتخب‏الاثر، ص422؛ تاریخ ما بعدالظهور، ص265
27- بشارةالاسلام، ص227؛ منتخب‏الاثر، ص468
28الغیبة شیخ طوسى، ص284؛ منتخب‏الاثر، ص268؛ بشارةالاسلام، ص204؛ تاریخ ما بعدالظهور، ص275

29منتخب‏الاثر، ص469؛ الزام‏الناصب، ج2، ص205؛ یوم‏الخلاص، ص292؛ تاریخ مابعدالظهور، ص244
30-بحارالانوار، ج52، ص283؛ بشارةالاسلام، ص259؛ یوم‏الخلاص، ص319؛ المهدى(ع) من المهد الى‏الظهور، ص340؛ السفیانى ، ص145
31- سوره ق (50)، آیه‏هاى 41-42
32- منتخب‏الاثر، ص447؛ یوم‏الخلاص، ص535
33-منتخب‏الاثر، ص451
34- بشارةالاسلام، ص269؛ یوم‏الخلاص، ص543؛ المهدى(ع) من‏المهد الى‏الظهور، ص341
35-  اعلام الورى، ص408، یوم‏الخلاص، ص545، بشارةالاسلام، ص161




:: برچسب‌ها: ظهور امام زمان (عج), حوادث شش ماه مانده به ظهور کبری

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٧
حوادث‌ شش ماه پایانی منتهی به ظهور بر طبق‌ تقویم‌ سال‌ ظهور

جریانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ ذى‏ القعده

 


    از جمله آثار و تبعات معرکه قرقیسیا کشتار تعداد زیادى است که حرث و نسل (کنایه از کار و زندگى) را بر باد مى‏دهد؛ چرا که از سویى حداقل 100000مرد کشته مى‏شوند و از سوى دیگر خوراک مردم اعم از گیاهى و حیوانى آلوده مى‏گردند که این امر به جهت استفاده از اسلحه‏هاى کشنده‏اى است که در این معرکه و جنگ به کار گرفته شده است.17 به دنبال آن خشکسالى و حرص ولع ناشى از آن براى یافتن خوراک رخ مى‏دهد. از این روست که مردم در این ایام و براى انبار کردن غذا جهت اطرافیان خویش به این سو و آن‏سو مى‏روند و این حرص و ولع مردم باعث مى‏شود که با هم بجنگند.

 


    پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
« وقتى صیحه در ماه رمضان شنیده شد، در ماه شوال جنگى برپا مى‏شود (معرکه قرقیسیا) قبایل به مسافرت کردن براى تهیه خوراکیها و جنگیدن (با همدیگر براى آن) در ماه ذیقعده مى‏پردازند. در ماه ذیحجه هم حجاج غارت مى‏شوند و خون به پا مى‏شود.18»


    عبارت تمیرالقبائل که در حدیث آمده است بدین معنى است که غذا را از شهرى به شهر دیگر منتقل کنند و به آن غذایى که منتقل مى‏شود «میره» مى‏گویند. پس معنى این بخش از حدیث این مى‏شود که قبایل از شهرى به شهر دیگر مى‏روند تا از آن براى خود غذا خریده و آن را براى مدت یک سال مصرف خود انبار کنند و از ترس بخل و قحطى و گرانى و آلودگى غذاها به جهت جنگها و کشتارها و اسلحه‏هاى کشتار جمعى، از آن محافظت مى‏کنند.


    محمد بن مسلم نقل کرد که از امام صادق(ع) شنیدم که مى‏فرمودند:
« پیش از (آمدن) قائم(ع) نشانه‏هایى از ناحیه خداوند متعال براى (امتحان کردن) آنها خواهد بود.»
    پرسیدم: «جانم به فدایتان آنها کدام نشانه‏ها هستند؟» فرمودند:« این آیه شریفه:
 وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ 19.
 (حتماً شما را (یعنى مؤمنان قبل از قیام حضرت مهدى(ع)) با چیزهایى از ترس و گرسنگى و کمبود و کاستى در اموال و بدنها و محصولات امتحان مى‏کنیم و (در این راستا) به صبرپیشگان بشارت بده (که سربلند خواهد بود)).20»


    قبایل در ماه ذیقعده به انبار کردن و در نتیجه نزاع و جنگ بر سر غذا مى‏پردازند و این جریان حتى تا ماههاى بعد ادامه مى‏یابد. چنان‏که در حدیث تأکید مى‏شود در ماه ذیحجه حجاج غارت مى‏شوند و به عبارت دیگر وسایل و اموال آنها را مى‏دزدند و به غنیمت مى‏گیرند.


«فیروز دیلمى» از رسول‏اللَّه(ص) نقل مى‏کند که طى حدیثى طولانى فرمودند:
« صداى (آسمانى) در ماه رمضان و جنگ در شوال واقع مى‏شود و قبایل در ماه ذیقعده به انبار کردن (غذاها) مى‏پردازند و به حجاج در ماه ذیحجه یورش مى‏برند و محرم، چه محرمى خواهد بود؟ ابتدایش بلا بر سر امتم مى‏آید و پایانش فرج و گشایش براى امتم حاصل مى‏شود. نجات یافتن مؤمن در آن بهتر از خزینه‏اى است که 100 هزار ظرفیت داشته باشد.21»


    معناى آن چنین مى‏شود: رفتن و جهاد کردن به همراه حضرت مهدى(ع) بهتر است از جمع کردن غذایى که 100 هزار نفر را کفاف دهد؛ چرا که این ذخیره‏سازى نفع و خیرى براى کسى ندارد و توفیق جهاد کردن به همراه امام معصوم(ع) و آن هم حضرت حجت(ع) در حقیقت تمام خیر دنیا و آخرت است.


    پیش از این دیدیم که ائمه معصومین(ع) به شیعیان و محبان و پیروان خویش مى‏آموختند که پس از شنیدن صیحه آسمانى در ماه رمضان تاآنجا که برایشان ممکن است غذا ذخیره کنند؛ یعنى در واقع پیش از آن که معرکه قرقیسیا و جنگها و فتنه‏هاى پس از آن پدید بیایند؛ شیعیان باید احتیاطاً طى این دو ماهى که وقت باقى است غذا ذخیره کنند که ممکن است پس از این جریان خوراکیها به واسطه جنگها و اسلحه‏ها و بمبهایى که به کار برده مى‏شود علاوه بر کمیاب و گران شدنشان، آلوده هم بشوند. در آن زمان آن دسته از شیعیان و پیروان معصومین(ع) که به تعالیم این بزرگواران عمل کنند؛ از این مصایب، خطرات و مشکلات در امان مانده، و شکرگزار درگاه الهى خواهند بود.

 

کشتارگاه اول عراق: بغداد

 


    پس از معرکه قرقیسیا، عدم ثبات سیاسى حکومت عراق، خودکامگى سفیانى را تشدید مى‏کند و او هم نیروها و تسلیحات نظامى خویش را وارد عراق کرده و از روز 21 یا 22 ذى‏القعده، دست به کشتارهاى وحشیانه در بغداد و سپس در کوفه (که روز عید قربان به آنجا مى‏رسد) و دیگر شهرهاى عراق مى‏زند و این رفتار غیر انسانى او تا وقتى که نیروهاى سید خراسانى و ایرانیان در مقابلش قد علم کنند و طعم شکست را به او بچشانند؛ ادامه خواهد داشت.


    امام صادق(ع) ضمن حدیثى طولانى فرمودند:
 «تمام عراق را هراس جدى دربر مى‏گیرد و قرار از این دیار رخت برمى‏بندد. پس از آن که سپاه سفیانى وارد بغداد مى‏شود سه روز همه چیز و همه کس را مباح اعلام مى‏کند و به سرعت بسیارى مى‏میرند. 60 هزار نفر (و بنا بر نقلى 70 هزار نفر) از اهالى آن شهر را مى‏کشند و اطراف آن (شهر) را خراب مى‏کند. 18 شب پس از این فعالیتها در آنجا مى‏ماند و اموال (مردم) را (در میان خویش) تقسیم مى‏کند در آن روز سالم‏ترین نقطه بغداد، کرخ است.22»


    ابن وهب مى‏گوید حضرت این شعر ابن ابى عقیب را نقل کردند که:
 «وینحر بالزوراء منهم لدى ثما نون ألفاً مثل ما تنحر البدن
80 هزار نفر از آنها همانند حیوان در بغداد سر بریده مى‏شوند.»
    تا آنجا که فرمودند:
 «در بغداد80000 نفر را مى‏کشد که 80 نفر از آنها از مردانى از تیره فلانى هستند که همگى براى فرمانروایى و خلافت شایسته‏اند.23»


    امیرالمؤمنین على(ع) هم طى حدیثى طولانى فرمودند:
« والى شهر زوراء (بغداد) و فرمانروا به همراه 5 هزار جلاد خارج مى‏شود و 70 هزار نفر را بر روى پل بغداد مى‏کشند طورى که مردم تا سه روز از خون و بوى تعفن این همه لاشه و جنازه نمى‏توانند به دجله نزدیک شوند.24»


    امام ششم(ع) فرمودند:
« مردم بزرگوارى از پیروان بنى‏العباس را بر روى پلى که از کرخ به بغداد مى‏آید مى‏سوزانند.25»


    سیدالشهداء امام حسین(ع) هم طى حدیثى طولانى فرمودند:
 «….. (سفیانى) سپاهیان 130 هزار نفرى خود را به بغداد گسیل مى‏دارد و در مدت سه روز روى پل بغداد 70 هزار نفر را کشته و به 12 هزار دختر جوان تجاوز مى‏کنند، طورى که از خون و لاشه متعفن اجساد آب دجله قرمزرنگ دیده مى‏شود.26»


    زوراء که همان بغداد است و توسط منصور دوانیقى بناى آن نهاده شد و پلى که در روایات ما زیاد از آن یاد شده است همان پلى است که از جانب کرخ در محله جعیفر به بغداد متصل مى‏شود در مقابل «مدینه الطب» که در آن سوى دجله واقع شده است و همان طور که در احادیث پیشین دیدیم سپاهیان سفیانى اعمال شنیع و وحشیانه خویش را بر روى آن انجام مى‏دهند و 70 هزار سرباز و غیر آنها را مى‏کشند و خون کشتگان به رود دجله جارى مى‏شود و از شدت تعفن مردم تا سه روز نمى‏توانند به آن نزدیک شوند و رنگ این رود هم به سرخى مى‏نماید.


    امام صادق(ع) فرمودند:
« بیچاره بغداد از دست پرچمهاى زرد و مغرب و پرچم سفیانى.27»
    مفضل بن عمر مى‏گوید« از آن حضرت پرسیدم: بغداد در آن زمان چه وضعیتى خواهد داشت؟ حضرت پاسخ فرمودند:»
 «محل (نزول) عذاب و غضب الهى خواهد بود. (واى بر آنها) بیچاره آنها از دست پرچمهاى زرد و دیگر پرچمهایى که از دور و نزدیک به سوى آن مى‏آیند. واللَّه! انواع عذابهایى که بر اقوام سرکش از اول روزگار تا انتهایش نازل شده و عذابهایى که (تا آن زمان) هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده بر آنها فرود مى‏آید. توفانهایى ناشى از سیلهاى مختلفى آن را درمى‏نوردد و بیچاره است کسى که آنجا را منزل خود انتخاب کند. واللَّه گاهى بغداد چنان آباد مى‏شود که بیننده آن مى‏گوید دنیا فقط اینجاست و نه جاى دیگرى و دخترانش را حورالعین و فرزندانش را اولاد بهشتى تصور مى‏کند. گمان مى‏کند که خداوند تنها در آنجا رزق را تقسیم مى‏کند. دروغ بستن به خدا و صدور حکم ناحق و شهادت دروغ و نوشیدن شراب و زنا و حرام‏خوارى و خون‏ریزى در آن پدیدار مى‏شود. پس از آن خداوند متعال با فتنه‏ها و به دست این لشکریان آنها را خارج مى‏کند (آنجا را خالى از سکنه مى‏کند). به گونه‏اى که وقتى کسى از آنجا عبور مى‏کند جز دیوار (ویرانه) چیزى نمى‏بیند حتى مى‏گوید: این زمین، بغداد است. سپس جوانمردى خوش‏رو و از نسل امام حسن مجتبى(ع) از ناحیه دیلم (گیلان) و قزوین قیام مى‏کند. فریاد مى‏زند: اى خاندان پیامبر(ص) این مظلوم غمگین را اجابت کنید!28 گنجهاى طالقان به او پاسخ مى‏دهند. گنجهایى که از جنس طلا و نقره نیستند بلکه مردانى هستند به سختى آهن! گویا به آنها مى‏نگرم که بر یابوهاى ابلق29 سوارند و سلاحهاى کوتاهى در دست دارند. همانند گرگ (که بخواهد به گوسفندى حمله کند) مشتاق و تشنه جنگیدن هستند. فرمانده‏شان مردى از بنى‏تمیم است که به او شعیب بن صالح مى‏گویند. رو به سیدحسنى که الان با چهره درخشان چون ماهش در میان آنهاست کرده و پس از آن به ستمگران یورش مى‏برند تا این که به کوفه مى‏رسند.30»


    سپاه سفیانى پس از آن که این اعمال وحشیانه را انجام مى‏دهد؛ به سوى کوفه (نجف) حرکت مى‏کند و در آنجا هم‏چنان حادثه‏اى رخ مى‏دهد که عقلها را حیران مى‏کند و این کشتارها تا وقتى که ایرانیان به فرماندهى سید خراسانى وارد عراق شوند همواره ادامه خواهد داشت. به خدا پناه مى‏بریم از شر چنین فتنه‏هایى.

 

پی نوشت ها: 

17-   احتمالاً از گازهاى کشنده و سلاحهاى اتمى و بمبهاى هسته‏اى استفاده شده باشد.
 18-   بشارةالاسلام، ص34؛ منتخب‏الدثر، ص451؛ بیان الائمه(ع)، ج1، ص431 و ج2، ص354؛ یوم‏الخلاص، ص280.
 19-   سوره بقره(2)، آیه 155.
 20-   اعلام الورى، ص427.
 21-   بیان الائمه(ع)، ج1، ص432.
 22-   یوم‏الخلاص، ص703؛ اعلام الورى، ص429.
 23-   بشارةالاسلام، ص153؛ یوم‏الخلاص، ص657.
 24-   الزام الناصب، ج2، ص119؛ بشارةالاسلام، ص58.
 25-   الزام الناصب، ج2، ص149؛ یوم‏الخلاص، ص657.
 26-   یوم‏الخلاص، ص658؛ بیان الائمه(ع)، ج2، ص365.
 27-   بشارةالاسلام، ص143؛ یوم‏الخلاص، ص701.
 28-   عبارت ملهوف را که در حدیث به مظلوم غمگین ترجمه شده است، هم مى‏توان به خود سید حسنى مورد بحث در حدیث حمل کرد که منظور او این است که مردم دعوتش را اجابت کرده و او را که از این هم ظلم و فساد به ستوه آمده است، یارى کنند و هم مى‏توان گفت که منظورش حضرت مهدى(ع) است و سیدحسنى مردم را به عنوان نیروهاى زمینه‏ساز و آماده براى یارى حضرت، جمع کند؛ خصوصاً که با توجه به حوداث و وقایع ماههاى گذشته مطمئن شده‏اند، ظهور امام(ع) نزدیک است و هر چه سریع‏تر باید به یارى ایشان شتافت و ظاهراً این نظر قابل قبول‏تر به نظر مى‏رسد. واللَّه‏عالم. م
 29-«ابلق» در لغت به معناى سیاه و سفید است و ظاهراً عبارت یابوهاى ابلق عبارتى کنایى باشد راجع به وسایل نقلیه‏اى که این سپاه مورد استفاده قرار مى‏دهد. احتمالاً این جمعیت از رنگ و نقشهاى همسان براى طراحى بدنه، وسایل نقلیه ایشان استفاده کرده باشند همان طور که این روزها مى‏بینیم هر سپاهى، هم لباس مخصوص به خود را دارد و هم ماشینها و ادوات جنگى آنها با طرح و رنگ متحدالشکلى، منقش و رنگ‏آمیزى شده‏اند. م
 30-   بحارالانوار، ج53، ص14 و 15؛ بشارةالاسلام، ص143؛ یوم‏الخلاص، ص701.




:: برچسب‌ها: امام زمان(علیه السلام)

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٧
حوادث‌ شش ماه پایانی منتهی به ظهور بر طبق‌ تقویم‌ سال‌ ظهور

جریانات و اتفاقات ماه رجب :

در این‌ قسمت‌ به‌ اهم‌ حوادثی‌ که‌ در ماه‌ رجب‌ و در واقع‌ پنج‌ ماه‌ پیش‌ از ظهور حضرت‌ اتفاق‌ خواهد افتاد اشاره‌ خواهیم‌ کرد که‌ این‌ مطالب‌ را از روایاتی‌ که‌ در این‌باره‌ بوده‌اند استخراج‌ نموده‌ایم‌.



1 ـ باران‌ شدید و فراوان‌


در سالی‌ که‌ بناست‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) ظهور کنند قحطی‌ به‌ طور جدی‌ شیوع‌ یافته‌ و در بیستم‌ ماه‌ جمادی‌الاول‌ چنان‌ بارانی‌ می‌بارد که‌ از زمان‌ منزل‌ گرفتن‌ حضرت‌ آدم‌ در زمین‌ بی‌سابقه‌ است‌ که‌ این‌ باران‌ تا دهم‌ ماه‌ رجب‌ ادامه‌ می‌یابد. از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ که‌ فرمودند:

 


وقتی‌ قیام‌ قائم‌(ع‌) نزدیک‌ شود در ماه‌ جمادی‌الثانی‌ و ده‌ روز از رجب‌ بر مردم‌ بارانی‌ می‌بارد که‌ خلائق‌ همانند آن‌ را ندیده‌ باشند 1 .


و شیخ‌ مفید در الارشاد چنین‌ آورده‌ است‌ که‌:
سپس‌ به‌ بیست‌ و چهار باران‌ ختم‌ می‌شود که‌ زمین‌ را پس‌ از مرگش‌ زنده‌ می‌کند و برکاتش‌ نمایان‌ می‌شود. 2


همان‌گونه‌ که‌ از این‌ روایات‌ برمی‌آید از علایم‌ قریب‌الوقوع‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌(ع‌) نزول‌ باران‌های‌ شدید و آب‌های‌ فراوان‌ آسمانی‌ است‌ که‌ به‌ نوعی‌ برای‌ [ عصر ] ظهور زمینه‌ چینی‌ شود تا زمین‌ها برای‌ زراعت‌ و کشاورزی‌ پربار و بابرکت‌، پس‌ از این‌ حالت‌ فقر و خشکسالی‌ که‌ داشته‌اند آماده‌ شود.


بارش‌ باران‌ عادی‌ چیز عجیب‌ و خارق‌العاده‌ای‌ نیست‌ جز اینکه‌ مدت‌ یا میزان‌ آن‌ بارش‌ غریب‌ باشد که‌ بنابر روایات‌ موجود، تأکید بر این‌ باران‌ها به‌ جهت‌ بیان‌ و ابراز اعجازگونه‌ بودن‌ آنهاست‌. با توجه‌ به‌ آنچه‌ گفته‌ شد حقیقت‌ صحبت‌ امیرالمؤمنین‌(ع‌) را می‌فهمیم‌ که‌ فرمودند:
شدیداً از آنچه‌ میان‌ ماه‌ جمادی‌ و رجب‌ واقع‌ می‌شود در عجبم‌. 3


نظریات‌ مختلفی‌ درباره‌ مدت‌ این‌ باران‌ها بیان‌ شده‌ است‌. حجة‌الاسلام‌ علی‌ کورانی‌ در کتاب‌ خود می‌نویسند:
بعید نیست‌ که‌ این‌ بارانی‌ که‌ از جمادی‌ تا رجب‌ ادامه‌ دارد پس‌ از ظهور حضرت‌ نازل‌ شود؛ چرا که‌ تعدادی‌ از علایم‌ ظهور از باب‌ توسع‌ و گستردگی‌ محدوده‌ [عصر ظهور] به‌ این‌ عنوان‌ نامگذاری‌ شده‌ است‌ 4 .


لکن‌ نظر آیت‌الله‌ سید محمد صادق‌ صدر که‌ آن‌ را از نشانه‌های‌ ظهور برمی‌شمرند قابل‌ قبول‌تر به‌ نظر می‌رسد. ایشان‌ چنین‌ می‌گویند:
با توجه‌ به‌ فراوانی‌ آب‌ و باران‌ نازل‌ شده‌ بهتر است‌ آن‌ را پیش‌ از ظهور بدانیم‌؛ چرا که‌ اگر پس‌ از ظهور واقع‌ شود مانع‌ برخی‌ از فعالیت‌ها و وعده‌هایی‌ می‌گردد که‌ بناست‌ حضرت‌ آنها را انجام‌ دهند و بدان‌ها جامة‌ عمل‌ بپوشانند، پس‌ مقدم‌ دانستن‌ آن‌ بر ظهور هم‌ فایده‌های‌ متعارف‌ باران‌ را در بر خواهد داشت‌ و هم‌ با دیگر فواید اثری‌ دو چندان‌ می‌توان‌ برای‌ آن‌ تصور کرد. 5


البته‌ این‌ نکته‌ را هم‌ متذکر شویم‌ که‌ احادیث‌ و روایات‌ به‌ مکان‌ و کیفیت‌ بارش‌ این‌ باران‌ها اشاره‌ای‌ نکرده‌اند اما آنچه‌ مهم‌ است‌ این‌ است‌ که‌ این‌ باران‌ها را به‌ عنوان‌ نشانه‌ و علامتی‌ برای‌ نزدیک‌ شدن‌ زمان‌ ظهور در نظر بگیریم‌ حال‌ چه‌ نحوة‌ باریدن‌ آن‌ با بقیه‌ باران‌ها متفاوت‌ باشد، چه‌ مقدار و یا مکان‌ آن‌.
2 ـ شورش‌ سفیانی‌ (از علایم‌ حتمی‌ ظهور)


مردی‌ شورش‌ می‌کند که‌ به‌ او سفیانی‌ گفته‌ می‌شود (از تبار ابوسفیان‌ و از نسل‌ یزید بن‌ معاویه‌) در وادی‌ یابس‌ (تنگه‌ بی‌آب‌ و علف‌) که‌ در محدودة‌ شامات‌ ( می‌باشد نمایان‌ می‌گردد. او سمبل‌ و نمونه‌ آن‌ دسته‌ از حکام‌ و فرمانروایان‌ کشورهای‌ اسلامی‌ است‌ که‌ در عین‌ انحرافاتشان‌ با حق‌ سرف ستیز دارند که‌ بعد از وی‌ چنین‌ کسانی‌ دیده‌ نخواهند شد و پس‌ از او نسل‌ چنین‌ سردمدارانی‌ منقرض‌ خواهد شد. زمان‌ خروج‌ و شورش‌ او ـ طبق‌ روایات‌ معتبره‌ ـ 6 در ماه‌ رجب‌ است‌ و احتمالاً در دهه‌ آخر و روز جمعه‌ باشد که‌ میان‌ ظهور حضرت‌ در مکه‌ مکرمه‌ و شورش‌ سفیانی‌ تنها شش‌ ماه‌ فاصله‌ است‌.

 


امام‌ صادق‌(ع‌) می‌فرمایند:
سفیانی‌ از نشانه‌های‌ حتمی‌ است‌ و [ آغاز ] شورش‌ او در ماه‌ رجب‌ خواهد بود. بر نواحی‌ و شهرهای‌ پنجگانه‌، نه‌ ماه‌ حکومت‌ می‌کند و [ حکومتش‌ ] حتی‌ یک‌ روز هم‌ بیش‌ از 9 ماه‌ طول‌ نخواهد کشید. 7


امام‌ باقر(ع‌) می‌فرمایند:
سفیانی‌ و قائم‌(ع‌) هر دو در یک‌ سال‌ [ نمایان‌ می‌شوند ] هستند. 8


در حدیث‌ فرمودند:
خارج‌ شدن‌ سفیانی‌ و یمنی‌ و سید خراسانی‌ در یک‌ سال‌ و یک‌ ماه‌ و یک‌ روز است‌. به‌ همان‌ ترتیب‌ که‌ دانه‌های‌ تسبیح‌ به‌ دنبال‌ هم‌ می‌آیند، آنها هم‌ پشت‌ سر هم‌ و بلافاصله‌ نمایان‌ می‌شوند. 9


در این‌ حدیث‌ هم‌ چنین‌ بیان‌ کردند:
علی‌بن‌ابی‌طالب‌(ع‌) به‌ من‌ فرمودند: درگیری‌ دو سپاه‌ در شام‌ با یکی‌ از آیات‌ الهی‌ است‌.
از ایشان‌ پرسیدند: چه‌ آیه‌ای‌، یا امیرالمؤمنین‌؟
فرمودند: لرزشی‌ شدید در شام‌ به‌ وجود می‌آید (شاید اشاره‌ به‌ زمین‌ لرزه‌های‌ مورد بحثمان‌ باشد) و بیش‌ از صد هزار نفر کشته‌ می‌شوند که‌ این‌ جریان‌ را خداوند مایة‌ رحمت‌ و آرامش‌ مؤمنین‌ و عذاب‌ کافران‌ قرار می‌دهد.
وقتی‌ چنین‌ شد به‌ سوارانی‌ بنگرید که‌ مرکب‌های‌ (یابو) سیاه‌ و سفید و گوش‌ و دم‌ بریده‌ و پرچم‌های‌ زرد دارند.
هر که‌ را از مغرب‌ تا شام‌ که‌ در مسیرشان‌ باشد می‌کشند. این‌ جریان‌ در زمان‌ بی‌تابی‌ و اندوه‌ شدید و مرگ‌ سرخ‌ رخ‌ می‌دهد پس‌ از آن‌ منتظر فرو رفتن‌ قریه‌ و روستایی‌ در دمشق‌ باشید که‌ به‌ آن‌ مرمرسا 10 گفته‌ می‌شود، و سپس‌ پسر هند جگرخوار از وادی‌ یابس‌ (دره‌ بی‌آب‌ و علف‌) شورش‌ می‌کند تا اینکه‌ بر منبر دمشق‌ قرار بگیرد. وقتی‌ چنین‌ شد منتظر خروج‌ و قیام‌ مهدی‌(ع‌) باشید. 11


که‌ این‌ حدیث‌ آغاز حرکت‌ سفیانی‌ را به‌ خوبی‌ ترسیم‌ می‌کند.


شاید بهترین‌ تحلیل‌ و بیان‌ از فعالیت‌های‌ سفیانی‌ و مصیبت‌ها و سختی‌هایی‌ که‌ جامعه‌ اسلامی‌ را بدان‌ مبتلا می‌کند سیدجلیل‌القدر علامه‌ سید محمد صادق‌ صدر داشته‌ باشد که‌ صحبت‌های‌ ایشان‌ را با اندکی‌ دخل‌ و تصرف‌ در اینجا می‌آوریم‌:


دمشق‌ (شام‌) در آن‌ زمان‌ میدان‌ جنگ‌های‌ داخلی‌ و تنازعات‌ مسلحانه‌ میان‌ گروه‌های‌ سه‌گانه‌ (تحت‌ فرمان‌ ابقع‌، اصهب‌ و سفیانی‌... که‌ مانند مرکز ثقل‌ نیروهای‌ سیاسی‌ و نظامی‌ می‌شود) خواهد شد. هر سه‌ از صراط‌ مستقیم‌ حق‌ منحرف‌ گشته‌اند و هر کدام‌ تاج‌ و تخت‌ و حکومت‌ را برای‌ خود می‌طلبند ـ روایات‌ تفکرات‌ و عقاید آنها را برای‌ ما به‌ روشنی‌ بیان‌ کرده‌اند ـ ابقع‌ و سپاهیانش‌ با سفیانی‌ می‌جنگند که‌ منجر به‌ پیروزی‌ سفیانی‌ و کشته‌ شدن‌ ابقع‌ و یارانش‌ می‌شود.


در جنگ‌ سفیانی‌ با اصهب‌ هم‌ چنین‌ اتفاقی‌ تکرار می‌شود. و فاتح‌ نهایی‌ جنگ‌ها سفیانی‌ است‌. این‌ اتفاقات‌ مصداق‌ بارز این‌ آیه‌ است‌ که‌:
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ کَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ 12 .
احزاب‌ با هم‌ بر سر آنچه‌ در میانشان‌ بود اختلاف‌ کردند پس‌ وای‌ بر آنها [ از آنچه‌ ] در قیامت‌ [ بر سر آنها خواهد آمد ] .


مقر فرماندهی‌ سفیانی‌ در زمان‌ حکومتش‌ شام‌ خواهد بود و اهالی‌ آنجا از او پیروی‌ خواهند کرد (به‌ جز تعداد کمی‌) سفیانی‌ در این‌ زمان‌ بر مناطق‌ پنجگانة‌ دمشق‌، حمص‌، فلسطین‌ و اردن‌ و قنسرین‌ حکومت‌ می‌کند.


وقتی‌ که‌ تا این‌ حد مسیر را برای‌ خود هموار می‌بیند به‌ عراق‌ هم‌ طمع‌ می‌کند و به‌ این‌ فکر می‌افتد که‌ سپاهی‌ را به‌ آنجا گسیل‌ دارد. لذا با سپاهی‌ که‌ حداقل‌ هشتاد هزار نفر نیرو دارد و خود فرماندهی‌ آن‌ را برعهده‌ گرفته‌ به‌ آنجا می‌رود. در میان‌ راه‌ با سپاهی‌ که‌ فرمانروای‌ عراق‌ برای‌ دفع‌ و مقابله‌ با آنها گسیل‌ داشته‌ مواجه‌ می‌شود. این‌ دو سپاه‌ با هم‌ در منطقة‌ قرقیسیا (واقع‌ در سوریه‌ و در نزدیکی‌ عراق‌) مشغول‌ پیکار می‌شوند. ترک‌ها [ روس‌ها ] و رومیان‌ [ اروپاییان‌ و آمریکایی‌ها ] هم‌ به‌ آتش‌ جنگ‌ دامن‌ زده‌ و خود هم‌ در آن‌ شرکت‌ می‌کنند. جنگ‌ طولانی‌ و شدیدی‌ واقع‌ می‌شود و حدود 000/100 نفر از ستمکاران‌ و جباران‌ در آن‌ کشته‌ می‌شوند که‌ مقصود از ستمکاران‌ آن‌ دسته‌ از گنه‌پیشگان‌ منحرفی‌ است‌ که‌ در آن‌ زمان‌ هلاک‌ می‌گردند. به‌ این‌ جهت‌ منطقه‌ از شر عمده‌ این‌ سپاهیان‌ که‌ ممکن‌ بود پس‌ از ظهور حضرت‌ مهدی‌(ع‌) در مقابل‌ او جبهه‌ بگیرند خلاص‌ می‌شود.


در این‌ کشت‌ و کشتار بزرگ‌ هم‌ سفیانی‌ پیروز می‌شود و وارد عراق‌ می‌گردد. در آنجا در «ارض‌الجزیره‌» (بین‌النهرین‌ عراق‌) به‌ ناچار با یمنی‌ روبرو می‌شود که‌ بر او هم‌ فایق‌ آمده‌ و آنچه‌ را که‌ سپاهیان‌ یمنی‌ طی‌ جنگ‌های‌ خود در منطقه‌ به‌ دست‌ آورده‌ بودند تصاحب‌ می‌کند؛ سپس‌ راهی‌ کوفه‌ شده‌ و در آنجا دست‌ به‌ کشتار و اعدام‌ و اسیر کردن‌ مردم‌ می‌زند. یاوران‌ و یاریگران‌ خاندان‌ حضرت‌ محمد(ص‌) را به‌ همراه‌ یکی‌ از منسوبین‌ به‌ اهل‌ بیت‌(ع‌) شهید می‌کند. سپس‌ جارچی‌ او در کوفه‌ ندا می‌دهد که‌ هر کس‌ سر یکی‌ از شیعیان‌ علی‌(ع‌) را بیاورد هزار درهم‌ (مژدگانی‌) می‌گیرد. لذا همسایه‌ به‌ همسایه‌اش‌ به‌ این‌ بهانه‌ که‌ در اسلام‌ هم‌ مذهب‌ نیستند حمله‌ کرده‌ و می‌گوید: «این‌ هم‌ از آنهاست‌. گردنش‌ را می‌زند و سر او را به‌ حکومت‌ سفیانی‌ تحویل‌ داده‌ و از آنها هزار درهم‌ می‌گیرد.»


جنبش‌های‌ ضعیف‌ و سرپیچی‌های‌ کوچکی‌ که‌ در کوفه‌ توسط‌ اهالی‌ آن‌ رخ‌ می‌دهد نمی‌توانند این‌ شهر را از سیطرة‌ سپاه‌ سفیانی‌ خلاص‌ کنند بلکه‌ سفیانی‌ رهبر این‌ جنبش‌ را مابین‌ حیره‌ و کوفه‌ به‌ شهادت‌ می‌رساند و پس‌ از آن‌ هم‌ خون‌های‌ زیادی‌ بر زمین‌ ریخته‌ می‌شود.


با هموار گشتن‌ جریان‌ حکومت‌ وی‌ در عراق‌ به‌ لشکرکشی‌ به‌ ایران‌ هم‌ طمع‌ کرده‌ و راهی‌ آنجا می‌شود. حوالی‌ شیراز (باب‌ اصطخر) در کارزار و میدان‌ جنگی‌ با سید خراسانی‌ روبرو می‌شود.


سفیانی‌ در عین‌ حال‌ به‌ حکومت‌ بر دیار حجاز هم‌ طمع‌ کرده‌ و سپاهی‌ را به‌ فرماندهی‌ خزیمه‌ که‌ از بنی‌امیه‌ است‌ بدانجا اعزام‌ می‌کند (اکثر روایات‌ بر اینکه‌ خود سفیانی‌ در این‌ سپاه‌ نیست‌ تأکید می‌کنند). سپاه‌ با تمام‌ نیروها و امکاناتش‌ به‌ سمت‌ مدینه‌ حرکت‌ می‌کند و این‌ در حالی‌ است‌ که‌ در این‌ ایام‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) در آغازین‌ روزهای‌ ظهور خویش‌ در مکه‌ به‌ سر می‌برند و پیگیر اخبار سفیانی‌ هستند. سفیانی‌ سپاهی‌ مجهز را به‌ سمت‌ مکه‌ گسیل‌ می‌دارد تا به‌ قتل‌ و کشتار بی‌رحمانه‌ آن‌ حضرت‌ و سپاهیانشان‌ اقدام‌ کنند. آن‌گونه‌ که‌ از سیاق‌ روایات‌ برمی‌آید این‌ سپاه‌ همان‌ سپاهی‌ است‌ که‌ سه‌ روز به‌ غارت‌ و کشتار مردم‌ مدینه‌ و تخریب‌ مسجدالنبی‌(ص‌) مشغول‌ بوده‌ است‌.


از آنجا که‌ مکه‌ حرم‌ امن‌ الهی‌ است‌ و کسی‌ که‌ در آنجا ساکن‌ شده‌ است‌ نباید بر جان‌ خویش‌ خوفناک‌ باشد و با توجه‌ به‌ این‌ که‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) رهبری‌ است‌ که‌ برای‌ روز موعود و هدایت‌ بشریت‌ و جهانیان‌ ذخیره‌ شده‌، ضرورت‌ و مصلحت‌ هر دو اقتضا می‌کند که‌ این‌ سپاه‌ از بین‌ رفته‌ و قضای‌ الهی‌ بر آنها جاری‌ گردد. با معجزه‌ای‌ الهی‌ بیابان‌ این‌ سپاه‌ را می‌بلعد و جز دو نفر اثری‌ از بقیه‌ نمی‌ماند (این‌ دو نفر که‌ به‌ بشیر و نذیر ملقب‌ می‌شوند از قبیله‌ جفهَینه‌اند و به‌ همین‌ جهت‌ است‌ که‌ می‌گویند: «خبر یقینی‌ را از جفهَینه‌ بشنوید.» 13 این‌ دو نفر مردم‌ را از آنچه‌ بر سر رفقا و همراهانشان‌ آمده‌ خبر می‌کنند.

علی‌رغم‌ این‌ که‌ بنابر تقدیر الهی‌ بخشی‌ از سپاه‌ سفیانی‌ به‌ زمین‌ فرو می‌روند از آنجا که‌ سوریه‌، عراق‌، اردن‌، فلسطین‌ و منطقه‌ وسیعی‌ از شبه‌ جزیره‌ عربستان‌ تحت‌ سیطره‌ سفیانی‌ است‌، حکومتش‌ در منطقه‌ پابرجا می‌ماند.

 


مدتی‌ کوتاه‌ پس‌ از بلعیده‌ شدن‌ سپاه‌ در بیابان‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) حرکت‌ می‌کند و او را با سپاهش‌ به‌ عراق‌ بازمی‌گرداند. پس‌ از آن‌ با هم‌ درگیر شده‌ و حضرت‌ بر او فایق‌ آمده‌ و او را به‌ هلاکت‌ می‌رساند. که‌ این‌ جریان‌ در منطقه‌ رمله‌ اتفاق‌ می‌افتد. حضرت‌ بر تمام‌ منطقه‌ای‌ که‌ سفیانی‌ بر آن‌ حکومت‌ می‌کرد تسلط‌ می‌یابند و از این‌ به‌ بعد فرصت‌ مناسبی‌ برای‌ پیروزی‌ جهانی‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) فراهم‌ می‌شود. 14


در ادامه‌ بعضی‌ از احادیثی‌ را که‌ بر حرکت‌ سفیانی‌ تأکید دارند ـ به‌ قدری‌ که‌ با توجه‌ به‌ منابع‌ حدیثی‌ برای‌ ما مقدور است‌ ـ بیان‌ می‌کنیم‌.


حضرت‌ علی‌(ع‌) فرمودند:
فرزند هند جگرخوار از وادی‌ یابس‌ (دره‌ خشک‌ وبی‌آب‌ و علف‌) شورش‌ می‌کند. مردی‌ است‌ که‌ قامتش‌ متوسط‌، چهره‌اش‌ زشت‌ و کریه‌منظر است‌، چهارشانه‌ و درشت‌ هیکل‌ می‌باشد و در صورتش‌ آثار آبله‌ دیده‌ می‌شود. ظاهرش‌ یک‌ چشم‌ به‌ نظر می‌رسد نامش‌ عثمان‌ و فرزند عنبسه‌ است‌ و از فرزندان‌ ابی‌سفیان‌، وارد شام‌ شده‌ و منبر آن‌ را تصاحب‌ می‌کند. 15


امام‌ باقر(ع‌) در حدیثی‌ طولانی‌ فرمودند:
ناچار بنی‌ فلان‌ حکومت‌ را به‌ دست‌ خواهند گرفت‌ و پس‌ از آن‌ دچار اختلافات‌ شده‌ و حکومتشان‌ از هم‌ می‌پاشد و پراکنده‌ می‌شوند تا اینکه‌ سید خراسانی‌ از مشرق‌ و سفیانی‌ از مغرب‌ خروج‌ می‌کنند و هر کدام‌ از منطقة‌ خود به‌ سمت‌ کوفه‌ مانند اسبان‌ مسابقه‌ می‌شتابند تا اینکه‌ بنی‌فلان‌ به‌ دست‌ آنها هلاک‌ می‌شوند و از آنها حتی‌ یک‌ نفر باقی‌ نخواهد ماند. 16


جابر جعفی‌ از آن‌ حضرت‌ طی‌ حدیث‌ طولانی‌ دیگری‌ نقل‌ می‌کند که‌ فرمودند:


«.... و منادی‌ که‌ از آسمان‌ ندا می‌دهد 17 و صدایی‌ از ناحیه‌ دمشق‌ حکایت‌ از پیروزی‌ می‌کند [ سر و صداها خبر از اجتماعات‌ و برخوردهایی‌ است‌ که‌ در دمشق‌ رخ‌ می‌دهد و بیانیه‌هایی‌ که‌ پس‌ از این‌ جریانات‌ صادر می‌شود [ قریه‌ای‌ در شام‌ به‌ نام‌ جابیه‌ محو و ناپدید می‌شود 18 . بخشی‌ از سمت‌ راست‌ مسجد دمشق‌ فرو می‌ریزد (مسجد اموی‌) و شورشیان‌ مرتد از منطقه‌ ترک‌ها خروج‌ می‌کنند و فتنة‌ شام‌ هم‌ به‌ دنبال‌ آن‌ می‌آید. سر و کله‌ برادران‌ ترک‌ها هم‌ پیدا شده‌ و در جزیره‌ فرود می‌آیند و شورشیان‌ و از دین‌ برگشتگان‌ رومی‌ می‌آیند تا اینکه‌ در رمله‌ مستقر می‌شوند. جابر! در آن‌ سال‌ درگیری‌های‌ زیادی‌ در مغرب‌ زمین‌ رخ‌ خواهد داد. ابتدای‌ مغرب‌ زمین‌ که‌ شام‌ است‌ به‌ فرمان‌ سه‌ پرچم‌ [ سپاه‌ ] اصهب‌ و ابقع‌ و سفیانی‌ با هم‌ درگیر می‌شوند. که‌ سفیانی‌ با ابقع‌ روبرو شده‌ و با هم‌ می‌جنگند و نهایتاً سفیانی‌ او و لشکریانش‌ را می‌کشد. سپس‌ اصهب‌ را هم‌ به‌ هلاکت‌ می‌رساند. [ سفیانی‌ ] در این‌ زمان‌ تمام‌ همش‌ لشکرکشی‌ به‌ عراق‌ می‌شود که‌ سپاهیانش‌ در قرقیسیا درگیر شده‌ و [در این‌ جنگ]‌  100000 نفر از جباران‌ و ستمکاران‌ هلاک‌ می‌شوند. سفیانی‌ لشکری‌ هفتاد هزار نفری‌ را به‌ سمت‌ کوفه‌ گسیل‌ می‌دارد و آنها هم‌ به‌ قتل‌ و کشتار و اسیر کردن‌ مردم‌ کوفه‌ می‌پردازند در این‌ زمان‌ که‌ اینها به‌ چنین‌ اعمالی‌ مشغولند پرچم‌هایی‌ از سوی‌ خراسان‌ نمایان‌ می‌شود که‌ منازل‌ را به‌ سرعت‌ پشت‌ سر می‌گذارند و در میان‌ آنها عده‌ای‌ از یاوران‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) وجود دارند. یکی‌ از اهالی‌ کوفه‌ به‌ همراه‌ جمعیتی‌ ضعیف‌ قیام‌ می‌کند که‌ فرمانده‌ لشکر سفیانی‌، او را در بین‌ حیره‌ و کوفه‌ شهید می‌کند. سفیانی‌ جمعیتی‌ را به‌ سوی‌ مدینه‌ اعزام‌ می‌کند و حضرت‌ مهدی‌(ع‌) [ به‌ جهت‌ خلاصی‌ از شر آنها ] به‌ سمت‌ مکه‌ هجرت‌ می‌کند. خبر خروج‌ ایشان‌ به‌ فرمانده‌ سپاه‌ سفیانی‌ می‌رسد او هم‌ عده‌ای‌ را به‌ دنبال‌ ایشان‌ می‌فرستد که‌ نمی‌توانند به‌ آنها دست‌ یابند تا اینکه‌ حضرت‌ همانند موسی‌ بن‌ عمران‌ بیمناک‌ وارد مکه‌ می‌شود.»


حضرت‌ در ادامه‌ فرمودند:
«پس‌ از استقرار فرمانده‌ سپاه‌ سفیانی‌ در بیداء (صحرا) ندایی‌ از آسمان‌ می‌آید که‌: ای‌ صحرا این‌ قوم‌ را در کام‌ خود فرو بر! دشت‌ هم‌ آنها را می‌بلعد به‌ جز سه‌ نفر که‌ چهره‌ ایشان‌ به‌ پشتشان‌ برگشته‌ نجات‌ پیدا نمی‌کنند آنها از قبیلة‌ کلب‌ هستند و در مورد آنها این‌ آیه‌ نازل‌ شده‌ که‌:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَکُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا 19 .
ای‌ کسانی‌ که‌ به‌ شما کتاب‌ داده‌ شده‌ در عین‌ حال‌ که‌ آنچه‌ را که‌ در میان‌ شماست‌ تصدیق‌ می‌کنید به‌ چیزی‌ که‌ آن‌ را نازل‌ کردیم‌ ایمان‌ بیاورید قبل‌ از آنکه‌ چهره‌هایی‌ را محو کرده‌ و آنها را به‌ پشت‌ برگردانیم‌. 20»


امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:
«وقتی‌ سفیانی‌ بر مناطق‌ پنجگانه‌ مسلط‌ شد، نه‌ ماه‌ بشمرید که‌ به‌ زعم‌ هشام‌ آن‌ مناطق‌ پنجگانه‌ دمشق‌، فلسطین‌، اردن‌، حمص‌ و حلب‌ هستند. 21»


امیرالمؤمنین‌ (ع‌) فرمودند:
«.... سفیانی‌ خروج‌ می‌کند و به‌ اندازه‌ مدت‌ حمل‌ یک‌ زن‌ یعنی‌ نه‌ ماه‌ حکومت‌ می‌کند. از شام‌ قیام‌ می‌کند و اهل‌ شام‌ به‌ جز عدة‌ کمی‌ از ساکنان‌ آنجا که‌ اهل‌ حقند بقیه‌ مطیع‌ او می‌شوند با سپاهی‌ درنده‌ و خون‌آشام‌ به‌ مدینه‌ می‌آید تا اینکه‌ به‌ صحرای‌ مدینه‌ می‌رسد و خداوند آنها را در آن‌ فرو می‌برد. و این‌ است‌ معنای‌ این‌ آیه‌ که‌:
وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّکَانٍ قَرِیبٍ22 .
در هنگام‌ بیچارگی‌ اگر آنها را ببینی‌ بدون‌ هیچ‌ وقفه‌ای‌ازمکان‌نزدیکی‌دچار [ عذاب‌ ] می‌شوند. 23»


و امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:
«گویی‌ سفیانی‌ و یاران‌ او را می‌بینم‌ که‌ بساطش‌ را در محله‌های‌ شما در کوفه‌ پهن‌ کرده‌ و منادی‌ او ندا می‌دهد که‌ هر کس‌ سر شیعه‌ علی‌ را بیاورد هزار درهم‌ می‌گیرد. (به‌ دنبال‌ این‌ حرف‌) همسایه‌ به‌ همسایه‌اش‌ حمله‌ می‌کند و می‌گوید این‌ از آنهاست‌ و گردنش‌ را می‌زند و هزار درهم‌ می‌گیرد. و فرمانروایی‌ بر شما در آن‌ روز تنها از آن‌ زنازادگان‌ است‌. گویی‌ من‌ به‌ صاحب‌ برقع‌ (روبند) می‌نگرم‌. »

-راوی‌ پرسید: صاحب‌ برقع‌ کیست‌؟ فرمودند:
«مردی‌ که‌ خودتان‌ خواهید گفت‌ او روبند زده‌ است‌ به‌ سمت‌ شما می‌آید، شما را می‌شناسد و شما او را نخواهید شناخت‌ از تک‌تک‌ شما عیب‌جویی‌ خواهد کرد؛ چرا که‌ او زنازاده‌ای‌ بیش‌ نیست‌. 24»


پس‌ از تبیین‌ جنبش‌ سفیانی‌ با کمک‌ روایات‌ شریفه‌ و با توجه‌ به‌ کثرت‌ اشاره‌ و مطالب‌ راجع‌ به‌ آن‌ و اینکه‌ بعضی‌ از آیات‌ قرآن‌ کریم‌ در مورد این‌ جریان‌ است‌ تأکید می‌شود که‌: سفیانی‌ واضح‌ترین‌، محکم‌ترین‌ و قابل‌ اعتمادترین‌ نشانه‌ در روایات‌ است‌ که‌ نیرویش‌ تا پیش‌ از شنیدن‌ شدن‌ ندای‌ آسمانی‌ و فرو رفتن‌ در بیابان‌ کم‌ نمی‌شود و همان‌طور که‌ در آینده‌ نزدیک‌ خواهیم‌ دید برخی‌ دیگر از نشانه‌ها مختص‌ به‌ اوست‌ خصوصاً بلعیده‌ شدن‌ در زمین‌ که‌ مخصوص‌ سپاهیان‌ اوست‌. 25


قول‌ به‌ حتمی‌ بودن‌ سفیانی‌ در میان‌ نشانه‌ها مستدل‌ و مورد قبول‌ همه‌ است‌. شکی‌ نیست‌ که‌ نمایان‌ شدن‌ سفیانی‌ به‌ بروز خسف‌ و بلعیده‌ شدن‌ توسط‌ زمین‌ می‌انجامد که‌ روایات‌ صحیحه‌ را اگر به‌ روایات‌ خسف‌ و سفیانی‌ ضمیمه‌ کنیم‌ تواتر مطلب‌ را می‌رساند به‌ علاوه‌ که‌ بروز سفیانی‌ نمایان‌ شدن‌ اصهب‌ و ابقع‌ و جریان‌ قرقیسیا را به‌ دنبال‌ خواهد داشت‌ و همین‌طور فتنة‌ شام‌ و فتنه‌های‌ دیار عراق‌ و حتی‌ بخشی‌ از حوادث‌ مربوط‌ به‌ یمنی‌ و سید خراسانی‌ و دیگر نشانه‌ها هم‌ با سفیانی‌ در ارتباط‌ است‌ و از اینروست‌ که‌ تأکید می‌کنیم‌ که‌ سفیانی‌ از علایم‌ حتمی‌ است‌ که‌ البته‌ خداوند عالم‌ واقعی‌ به‌ اشیا و حوادث‌ است‌.


در پایان‌ می‌توان‌ حدیثی‌ را که‌ شیخ‌ طوسی‌ در امالی‌ و شیخ‌ صدوق‌ در معانی‌الاخبار آورده‌اند ذکر کرد. از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ که‌ فرمودند:


« ما و خاندان ابوسفیان دو خانواده‌ایم که به خاطر خدا دشمن هم شدیم. ما می‌گفتیم خداوند راست می‌گوید و آنها می‌گفتند: دروغ می‌گوید، ابوسفیان با پیامبر(ص) جنگید، معاویة بن ابی سفیان با علی(ع)، یزید بن معاویه با حسین بن علی(ع) و سفیانی هم با قائم(عج) می‌جنگد. »٢۶

  3 ـ قیام‌ یمانی‌ (از علایم‌ حتمی‌ ظهور)


احادیث‌ شریف‌ ما جنبش‌ یمانی‌ را به‌ عنوان‌ پرچم‌ هدایت‌ معرفی‌ می‌کنند که‌ همزمان‌ با شورش‌ سفیانی‌ در شام‌، او هم‌ در یمن‌ قیام‌ کرده‌ و مردم‌ را به‌ حق‌ و حقیقت‌ دعوت‌ می‌کند و اجابت‌ دعوتش‌ واجب‌ است‌. پس‌ از حرکت‌ به‌ سمت‌ عراق‌ و شام‌ و ملاقاتش‌ با سیّد خراسانی‌، در جنگ‌ با سفیانی‌ او را یاری‌ می‌رساند. یمانی‌ از فرزندان‌ زیدبن‌ علی‌بن‌الحسین‌(ع‌) است‌.

از امام‌ باقر(ع‌) روایت‌ شده‌ که‌ فرمودند:
«خروج‌ سفیانی‌ و یمانی‌ و سید خراسانی‌ در یک‌ سال‌ و یک‌ ماه‌ و یک‌ روز است‌ که‌ مانند دانه‌های‌ تسبیح‌ به‌ دنبال‌ هم‌ می‌آیند و جنگ‌ همه‌جانبه‌ای‌ رخ‌ می‌دهد. وای‌ بر کسی‌ که‌ در مقابل‌ آنها بایستد! در میان‌ این‌ پرچم‌ها هیچ‌ کدام‌ به‌ اندازه‌ پرچم‌ یمانی‌ بر حق‌ نیست‌؛ چرا که‌ شما را (به‌ تبعیت‌ از) امامتان‌ دعوت‌ می‌کند. پس‌ از قیام‌ یمانی‌ خرید و فروش‌ اسلحه‌ برای‌ مردم‌ و به‌ خصوص‌ مسلمانان‌ ممنوع‌ می‌شود و هرگاه‌ (یمانی‌) قیام‌ کرد به‌ سوی‌ او حرکت‌ کن‌ و بشتاب‌ که‌ آن‌ را پرچم‌ هدایت‌ خواهی‌ یافت‌. احدی‌ از مسلمانان‌ اجازه‌ ندارد با او مقابله‌ کند و هر کس‌ چنین‌ کند، جهنمی‌ است‌؛ چرا که‌ یمانی‌ به‌ حق‌ و صراط‌ مستقیم‌ دعوت‌ می‌کند. 1»

در آن‌ زمان‌ اوضاع‌ کلی‌ جهان‌، در یک‌ جنگ‌ بزرگ‌ فرهنگی‌ تمدن‌ها خلاصه‌ می‌شود که‌ میدان‌ این‌ جنگ‌ شام‌، فلسطین‌، عراق‌، ایران‌ و حجاز است‌. در این‌ معرکه‌ دو دسته‌ و دو سپاه‌ در برابر یکدیگر به‌ مبارزات‌ سیاسی‌ ـ نظامی‌ مشغولند و این‌ دو دسته‌ عبارتند از: یاوران‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) و زمینه‌سازان‌ قیام‌ ایشان‌ در یک‌ سوی‌ میدان‌ و حرکت‌ سفیانی‌ و یاری‌ رسانان‌ غربی‌ او و به‌ تعبیر روایات‌ رومیان‌ و یهودیان‌ در سوی‌ دیگر میدان‌. هدف‌ این‌ جنگ‌ بزرگ‌ تمدن‌ها و کانون‌ بحران‌های‌ سال‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌(ع‌) قدس‌ است‌.

با این‌ حساب‌ اینطور نیست‌ که‌ جنبش‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) ـ که‌ از مسجدالحرام‌ و مکه‌ مکرمه‌ شروع‌ می‌شود ـ اولین‌ حرکتی‌ باشد که‌ هدفش رسیدن‌ به‌ مسجدالاقصی‌ در فلسطین‌ است‌، بلکه‌ گل‌ سرسبد و تاج‌ سر تمام‌ حرکت‌های‌ امت‌ اسلامی‌ است‌ که‌ به‌ سوی‌ قدس‌ در شتابند. در واقع‌ باید ابتدای‌ حرکت‌ امت‌ اسلام‌ برای‌ رهایی‌ قدس‌ را از ایران‌ توسط‌ سید خراسانی‌ و از یمن‌ توسط‌ رهبر مسلمانشان‌ یمانی‌ دانست‌ که‌ البته‌ روایات‌ حرکت‌ یمانی‌ را هدایت‌جویانه‌ و نماد هدایت‌ توصیف‌ می‌کنند.

4 ـ قیام‌ سید خراسانی‌ 

 


پرچم‌های‌ خراسان‌ یا پرچم‌های‌ سیاه‌ که‌ در این‌ لشکر جمعی‌ از یاران‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) تحت‌ فرماندهی‌ سید خراسانی‌ وجود دارد. امام‌ باقر(ع‌) در حدیثی‌ طولانی‌ می‌فرمایند:

«.... سفیانی‌ لشکری‌ را به‌ سوی‌ کوفه‌ می‌فرستد که‌ هفتاد هزار نفرند آنها در آنجا به‌ قتل‌ و کشتار و اسارت‌ مردم‌ می‌پردازند در چنین‌ شرایطی‌ پرچم‌هایی‌ از سوی‌ خراسان‌ به‌ رهبری‌ سید خراسانی‌ نمایان‌ می‌شوند که‌ منزلگاه‌ها را با سرعت‌ چشمگیری‌ طی‌ کرده‌ و پشت‌ سر می‌گذارند و در میان‌ آنها عده‌ای‌ از اصحاب‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) هستند 2 .»

امیرالمؤمنین‌(ع‌) می‌فرمایند:
« فرج‌ را از سه‌ چیز انتظار داشته‌ باشید: اختلاف‌ اهل‌ شام‌ بر سر آن‌ چیزی‌ که‌ در میان‌ آنهاست‌، پرچم‌های‌ سیاه‌ از خراسان‌ و هراس‌ و سردرگمی‌ مردم‌ در ماه‌ رمضان‌ 3 .»

و آن‌ حضرت‌(ع‌) در حدیث‌ طولانی‌ می‌فرمایند:
«وقتی‌ سپاه‌ سفیانی‌ به‌ سمت‌ کوفه‌ خارج‌ می‌شود آنها را برای‌ (درگیری‌ و پیروزی‌ بر) اهل‌ خراسان‌ می‌فرستد که‌ آنها هم‌ به‌ جهت‌ (یاری‌) حضرت‌ مهدی‌(ع‌) خارج‌ شده‌اند. سفیانی‌ و سید خراسانی حامل‌ پرچم‌های‌ سیاه‌ به‌ هم‌ می‌رسند. در خط‌ مقدم‌ سید خراسانی‌، شعیب‌ بن‌ صالح‌ است‌ که‌ او با سفیانی‌ درباب‌ اصطخر (منطقه‌ شیراز که‌ نقطه‌ مقابل‌ فرو رفتگی‌ خلیج‌ فارس‌ است‌) میان‌ آنها جنگ‌ خانمان‌ برانداز و شدیدی‌ صورت‌ می‌گیرد که‌ پرچم‌های‌ سیاه‌ پیروز شده‌ و لشکر سفیانی‌ متواری‌ و فراری‌ می‌شوند. به‌ دنبال‌ آن‌ مردم‌ آرزوی‌ (آمدن‌) مهدی‌(ع‌) را می‌کنند و او را می‌جویند. او هم‌ در مکه‌ قیام‌ می‌کند در حالی‌ که‌ پرچم‌ رسول‌الله(ص‌) را به‌ همراه‌ دارد و آن‌ هم‌ در زمانی‌ که‌ مردم‌ از قیام‌ او به‌ خاطر شدت‌ و مدّت‌ بلایا و فتنه‌ها مأیوس‌ شده‌اند. 4»

احادیث‌ نام‌ و اوصاف‌ برخی‌ از فرماندهان‌ سپاه‌ خراسان‌ را چنین‌ بیان‌ می‌کند:

سید خراسانی‌، رهبر سیاسی‌ای‌ که‌ در دست‌ راستش‌ خالی‌ دارد، قائد اعظم‌ و سید بزرگواری‌ است‌ که‌ پرچم‌های‌ نهضت‌ به‌ نقش‌ او منقوش‌ گشته‌اند. شعیب‌ بن‌ صالح‌ جوان‌ گندمگون‌ و تیز فهمی‌ از اهالی‌ تهران‌ که‌ سرپرستی‌ نیروها را برعهده‌ دارد. گنج‌های‌ طالقان‌ که‌ همان‌ جوانان‌ منطقه‌ طالقان‌ (شمال‌ استان تهران‌) هستند و اصحاب‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) خواهند شد و احادیث‌ صفت‌ بارز آنها را گنج‌ الهی‌ بودن‌ آنها برشمرده‌اند. 5

روایات‌ به‌ این‌ امر اشاره‌ دارند که‌ ایرانیان‌ پس‌ از طولانی‌ شدن‌ جنگ‌ با دشمنان‌ خود؛ با سیدی‌ هاشمی‌ که‌ شعیب‌ بن‌ صالح‌ را به‌ عنوان‌ فرمانده‌ سپاه‌ خویش‌ برگزیده‌ بیعت‌ می‌کنند. احادیث‌، میدان‌ جنگ‌ ایرانیان‌ با دشمنانشان‌ را در خارج‌ آن‌ سرزمین‌؛ یعنی‌ عراق‌ و شام‌ و فلسطین‌ بیان‌ می‌کند که‌ حاکی‌ از ثبات‌ سیاسی‌ آنها در داخل‌ کشور می‌باشد؛ البته‌ به‌ جز آشفتگی‌ مختصری‌ که‌ به‌ واسطة‌ جریان‌ «قرقیسیا» در وضعیت‌ ایران‌ به‌ وجود می‌آید. از آنجا که‌ این‌ واقعه‌ اساساً جنگ‌ میان‌ سفیانی‌، ترک‌ها، بعضی‌ از غربیان‌ و بخشی‌ از سپاهیان‌ و نیروهای‌ عراقی‌ است‌ و با توجه‌ به‌ اینکه‌ ایرانیان‌ با میدان‌ و معرکة‌ جنگ‌ فاصله‌ چندانی‌ ندارند تصمیم‌ می‌گیرند در آن‌ شرکت‌ کنند ولیکن‌ به‌ جهت‌ بهبود وضعیت‌ داخلی‌ از قرقیسیا صرف‌نظر می‌کنند و به‌ کشور خود بازگشته‌ و برای‌ مقابله‌ با سفیانی‌ که‌ در غایله‌ قرقیسیا پیروز شده‌ مهیا می‌شوند.

هدف‌ قیام‌ ایرانیان‌ آزادی‌ قدس‌ است‌ که‌ پس‌ از عبور از عراق‌ آن‌ را فتح‌ کنند. احادیث‌ از حرکتی‌ دسته‌جمعی‌ و ملّی‌ از منطقه‌ اصطخر خبر می‌دهند که‌ پس‌ از حوادث‌ حجاز و خروج‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) می‌باشد و اهل‌ مشرق‌ برای‌ استقبال‌ از ایشان‌ برای‌ عبور از عراق‌ و رسیدن‌ به‌ مکه‌ راهی‌ می‌شوند که‌ حضرت‌ در اصطخر با آنها ملاقات‌ کرده‌ و آنها هم‌ در همانجا با ایشان‌ بیعت‌ می‌کنند و به‌ همراهی‌ او با سفیانی‌ می‌جنگند 6 .

 

5-نمایان‌ شدن‌ بدنی‌ کاملاً واضح‌ در قرص‌ خورشید و دستی‌ که‌ از آسمان‌ اشاره‌ می‌کند.

 


الف‌ ـ خارج‌ شدن‌ سر و سینة‌ مردی‌ در قرص‌ خورشید

امام‌ باقر(ع‌) ذیل‌ این‌ آیه‌ که‌:
 
إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِم مِّن السَّمَاء آیَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ 7 
 اگر بخواهیم‌ آیه‌ای‌ را از آسمان‌ بر آنها نازل‌ می‌کنیم‌ که‌ گردن‌های‌ خود را خاضعانه‌ در مقابل‌ آن‌ فرود آورند 8 .

فرمودند:

«خداوند با آنها چنین‌ خواهد کرد.»
- راوی‌ می‌گوید: پرسیدم‌ آنها چه‌ کسانی‌ هستند؟
  فرمودند:
« بنی‌امیه‌ و پیروان‌ آنها منظور سفیانی‌ و یارانش‌ است‌. »
 - راوی‌ می‌گوید باز پرسیدم‌: آن‌ آیه‌ چیست‌؟ حضرت‌ جواب‌ دادند:
« ثابت‌ ماندن‌ خورشید از ظهر تا وقت‌ عصر و خارج‌ شدن‌ سینه‌ و صورت‌ مردی‌ در قرص‌ خورشید که‌ با حسب‌ و نسبش‌ (برای‌ مردم‌) شناخته‌ شده‌ است‌. اینها در زمان‌ سفیانی‌ است‌ و پس‌ از آن‌ او و پیروانش‌ هلاک‌ می‌شوند 9 .»

  این‌ حدیث‌ به‌ خوبی‌ تبیین‌ می‌کند این‌ علامت‌ پس‌ از خروج‌ سفیانی‌ است‌ و سفیانی‌ هم‌ همان‌گونه‌ که‌ بیان‌ شد در ماه‌ رجب‌ خروج‌ می‌کند. علاوه‌ بر این‌ امام‌ صادق‌(ع‌) طی‌ حدیث‌ دیگری‌ تصریح‌ می‌کنند که‌ این‌ نشانه‌ در ماه‌ رجب‌ واقع‌ می‌شود و می‌فرمایند:
« سالی‌ که‌ در آن‌ صیحه‌ و فریاد آسمانی‌ واقع‌ می‌شود، قبل‌ از آن‌ آیه‌ای‌ در ماه‌ رجب‌ نمایان‌ می‌شود.»
 - راوی‌ می‌گوید: پرسیدم‌ آن‌ آیه‌ چیست‌؟ فرمودند:
« چهره‌ای‌ که‌ در ماه‌ (و به‌ قولی‌ خورشید) و دستی‌ نمایان‌ دیده‌ می‌شود 10 .»

  این‌ بدن‌ کامل‌ و نمایان‌ (سینه‌ و صورت‌) همان‌ کسی‌ است‌ که‌ نداهای‌ سه‌گانه‌ ماه‌ رجب‌ ـ همان‌گونه‌ که‌ خواهیم‌ دید ـ را سر خواهد داد.
  از امام‌ رضا(ع‌) نقل‌ کرده‌اند که‌ ضمن‌ حدیثی‌ طولانی‌ می‌فرمایند:
 «.....و صدای‌ سومی‌ که‌ (با آن‌) بدنی‌ واضح‌ و نمایان‌ در قرص‌ شمس‌ دیده‌ می‌شود. 11»

  برخی‌ از علما معتقدند که‌ این‌ پیکر همان‌ بدن‌ مطهر امیرالمؤمنین‌(ع‌) است‌ که‌ مردم‌ ایشان‌ را می‌شناسند.
  شیخ‌ محمد نجفی‌ در کتاب‌ بیان‌الائمه‌  (ج‌ 3، ص‌ 48) چنین‌ نظری‌ را بیان‌ می‌کنند. و بعضی‌ دیگر می‌گویند حضرت‌ مسیح‌ است‌ که‌ این‌ نظر را حجة‌الاسلام‌ علی‌ کورانی‌ در کتاب‌ الممهّدون‌ للمهدی‌  (ص‌ 37) بیان‌ کرده‌اند. که‌ این‌ نظر قابل‌ قبول‌تر به‌ نظر می‌رسد.

  ب‌ ـ دستی‌ که‌ در آسمان‌ ظاهر شود و اشاره‌ می‌کند: هذا... هذا... این‌ ( حق‌ است‌ ) این‌  ( حق‌ است‌ )  ...!
  بعضی‌ از روایات‌ این‌ نشانه‌ را از علایم‌ حتمی‌ شمرده‌اند:
  امام‌ صادق‌(ع‌) در حدیثی‌ بلند و طولانی‌ فرمودند:
 «و دستی‌ که‌ از آسمان‌ طلوع‌ کرده‌ و نمایان‌ می‌شود از علایم‌ حتمی‌ است‌. 12»

  آن‌ حضرت‌ در تییین‌ علامت‌های‌ روز موعود چنین‌ می‌فرمایند:
 «دستی‌ از آسمان‌ بر حکومت‌ و امیر آن‌ زمان‌ دلالت‌ کرده‌ که‌ مردم‌ به‌ آن‌ خواهند نگریست‌. 13»

  چقدر امامان‌ بزرگوار(ع‌) بلند مرتبه‌اند که‌ صدها سال‌ قبل‌ ما را از این‌ جریانات‌ باخبر کردند. بدن‌ و دست‌ معجزه‌ای‌ الهی‌ است‌ و در حالی‌ که‌ انسان‌ در عصر کنونی‌ ثابت‌ کرد می‌تواند صحبت‌هایش‌ را با اختراعات‌ و اکتشافات‌ و علم‌ خویش‌ از سطح‌ ماه‌ به‌ زمین‌ منتقل‌ کند از آنها بیشتر قدرت‌نمایی‌ کند، از خداوندی‌ که‌ از مخلوقاتش‌ مسلماً داناتر و تواناتر است‌، این‌ مطلب‌ خیلی‌ عجیب‌ و غیرقابل‌ تصور نخواهد بود.

 

6-نداهای‌ سه‌گانه‌


  سه‌ ندای‌ آسمانی‌ را همه‌ در ماه‌ رجب‌ می‌شنوند:
  ندای‌ اول‌:  «ألا لعنة‌ الله علی‌ القوم‌ الظالمین»‌؛  بدانید لعنت‌ خدا شامل‌ حال‌ جمعیت‌ ظالم‌ و ستمکار می‌شود.
  ندای‌ دوم‌:  «یا معاشرالمؤمنین‌ أزفة‌ الآزفة»‌؛  ای‌ گروه‌ مؤمنان‌! قیامت‌ (ظهور) نزدیک‌ شده‌ است‌.

  ندای‌ سوم‌:  بدن‌ آشکار و نمایانی‌ ندا می‌دهد:
 «ألا إن‌ الله بعث‌ مهدی‌ آل‌ محمد(ص‌) للقضاء علی‌الظالمین»‌ ؛ بدانید که‌ خداوند مهدی‌ آل‌ محمد(ص‌) را برای‌ اجرای‌ قضای‌ خود بر ستمکاران‌ برانگیخت‌ و فرستاد.

  امام‌ رضا(ع‌) طی‌ حدیثی‌ طولانی‌ فرمودند:
« ندایی‌ می‌آید که‌ هر دور و نزدیکی‌ آن‌ را می‌شنود؛ برای‌ مؤمنان‌ رحمت‌ و برای‌ کافران‌ عذاب‌ است‌.»
  حسن‌ بن‌ محبوب‌ که‌ راوی‌ است‌، می‌گوید: «به‌ حضرت‌ عرض‌ کردم‌: پدر و مادرم‌ به‌ فدایتان‌ آن‌ ندا چیست‌؟»
  فرمودند:
« سه‌ ندا در رجب‌ خواهد بود. اولین‌ آنها چنین‌ است‌: بدانید که‌ لعنت‌ خدا شامل‌ ستمکاران‌ است‌ و دومین‌ آنها: ای‌ گروه‌ مؤمنین‌ قیامت‌ (ظهور) نزدیک‌ شده‌ است‌ و سومین‌ بدنی‌ آشکارا در قرص‌ خورشید، مشاهده‌ می‌شود که‌ ندا در می‌دهد که‌ خداوند فلان‌ بن‌ فلان‌ را برای‌ هلاک‌ و نابودی‌ ستمکاران‌ برانگیخته‌ است‌ و در این‌ زمان‌ فرج‌ و گشایش‌ مؤمنین‌ خواهد آمد و خداوند سینه‌هایشان‌ را شفا داده‌ و سختی‌ و غم‌ و غصه‌ را از قلب‌هایشان‌ می‌زداید. 14»

  قریب‌ به‌ این‌ مضمون‌ از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ شده‌ است‌ که‌ فرموده‌اند:
 «خداوند تبارک‌ و تعالی‌ با پدید آوردن‌ این‌ آیات‌، انکارکنندگان‌ را مبهوت‌ و متحیر خواهد کرد.»
  و امام‌ صادق‌(ع‌) چنین‌ می‌فرمایند که‌:
 «سالی‌ که‌ در آن‌ صیحه‌ آسمانی‌ واقع‌ می‌شود پیش‌ از آن‌ آیه‌ای‌ در رجب‌ خواهد بود.»
  -از ایشان‌ پرسیدند: «آن‌ آیه‌ چیست‌؟»
 فرمودند: «چهره‌ای‌ که‌ در ماه‌ نمایان‌ می‌شود و دستی‌ که‌ آشکارا اشاره‌ می‌کند و ندایی‌ که‌ از آسمان‌ هر کس‌ آن‌ را به‌ زبان‌ خویش‌ می‌شنود. 15»

  با توجه‌ به‌ آنچه‌ گفته‌ شد می‌توان‌ میان‌ ندا و صیحه‌ تفاوت‌ قایل‌ شد؛ چرا که‌ صیحه‌ در ماه‌ رمضان‌ واقع‌ می‌شود و به‌ شکل‌ ندای‌ جبرئیل‌(ع‌) است‌ در حالی‌ که‌ نداهای‌ سه‌ گانه‌ در ماه‌ رجب‌ پدید می‌آیند و ندای‌ چهارمی‌ در ماه‌ محرم‌ و روز ظهور حضرت‌ خواهد بود و به‌ خلاف‌ نداهای‌ چهارگانه‌ در ماه‌های‌ رجب‌ و محرم‌ صیحه‌ ماه‌ رمضان‌ در زمرة‌ علایم‌ محتوم‌ به‌ شمار آمده‌ است‌.

[گردآورنده حدس میزند چه بسا منظور از نداهای 3گانه  میتواند  مناظره های انتخابات ریاست جمهوری در خرداد سال 1388 باشد که بعد آنها بسیاری از مردم دچار شک و اختلاف شدند و بسیاری از راه خود برگشتند.و الله اعلم]

 

7-ثابت‌ ماندن‌ خورشید و خسوف‌ ماه‌ در شب‌ بدر (نیمه‌ ماه‌)


  از علایم‌ غیر حتمی‌ سال‌ ظهور ثابت‌ ماندن‌ خورشید و حرکت‌ نکردن‌ آن‌ از ظهر تا عصر یکی‌ از روزهای‌ ماه‌ رجب‌ است‌. همچنین‌ در شب‌ بدر این‌ ماه‌، خسوف‌ و ماه‌ گرفتگی‌ رخ‌ خواهد داد.

  از امام‌ پنجم‌(ع‌) در مورد این‌ آیه‌ که‌ اگر بخواهیم‌ از آسمان‌ بر آنها آیه‌ای‌ نازل‌ می‌کنیم‌ 16  پرسیدند که‌»آن‌ آیه‌ چیست‌؟» حضرت‌ فرمودند:
 «ثابت‌ ماندن‌ خورشید از ظهر تا هنگام‌ عصر... که‌ اینها در زمان‌ سفیانی‌ است‌ و به‌ دنبال‌ آن‌، او و قوم‌ و پیروانش‌ هلاک‌ خواهند شد 17 .»

  این‌ نشانه‌ به‌ خوبی‌ از خروج‌ و شورش‌ سفیانی‌ در ماه‌ رجب‌ حکایت‌ می‌کند؛ چرا که‌ این‌ علامت‌ در زمان‌ او اتفاق‌ می‌افتد. سکون‌ خورشید در آسمان‌ هر چند برای‌ مدت‌ کمی‌ رخ‌ می‌دهد، ولی‌ معجزه‌ای‌ عجیب‌ از ناحیه‌ خداوند متعال‌ است‌. از طرفی‌ مردم‌ به‌ آن‌ واقعه‌ از طولانی‌ شدن‌ ناگهانی‌ مدت‌ روز پی‌ می‌برند. و از طرف‌ دیگر تابش‌ نامتعارف‌ و بیش‌ از حد گرما و حرارت‌ خورشید به‌ زمین‌ باخبر می‌شوند. پدید آمدن‌ چنین‌ نشانه‌ای‌ آسمانی‌ در ماه‌ رجب‌ خبر از هلاکت‌ و درهم‌ کوبیده‌ شدن‌ سفیانی‌ و سپاهیان‌ و حزب‌ و پیروانش‌ می‌دهد.

  تأکید بر ثابت‌ ماندن‌ خورشید در ماه‌ رجب‌ ناظر به‌ همزمانی‌ این‌ حادثه‌ با خروج‌ سینه‌ و صورت‌ مردی‌ در قرص‌ خورشید است‌ که‌ قبلاً در زمرة‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌ از آن‌ یاد کردیم‌. و همان‌طور که‌ پیش‌ از این‌ گفتیم‌ همه‌ اینها در زمان‌ سفیانی‌ رخ‌ می‌دهد.

  از جمله‌ دیگر حوادثی‌ که‌ در ماه‌ رجب‌ رخ‌ می‌دهد ماه‌ گرفتگی‌ در شب‌ بدر این‌ ماه‌ است‌:
  ام‌ سعید اخمسیه‌ به‌ امام‌ صادق‌(ع‌) عرض‌ می‌کند:« یابن‌ رسول‌الله(ص‌) فدایتان‌ شوم‌! نشانه‌ای‌ از خروج‌ و قیام‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) در اختیارم‌ بگذارید و به‌ من‌ مرحمت‌ کنید. »

حضرت‌ به‌ من‌ فرمودند:
 «ام‌سعید! وقتی‌ ماه‌ در شب‌ بدر ماه‌ رجب‌ گرفته‌ شود و خسوف‌ رخ‌ دهد، مردی‌ پس‌ از آن‌ خروج‌ کند و به‌ دنبال‌ آن‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) قیام‌ خواهند کرد. 18»

  قبلاً گفته‌ شد که‌ علامت‌ و نشانه‌ نمایانی‌ بدن‌ مردی‌ در خورشید هم‌ در ماه‌ رجب‌ واقع‌ می‌شود و پس‌ از آن‌ صیحه‌ آسمانی‌ در ماه‌ رمضان‌ پدید خواهد آمد.

 


 پی‌نوشت‌ها :
 1-  الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌171، بحارالانوار، ج‌52، ص‌232.
 2- الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌187.
 3-  بحارالانوار، ج‌52، ص‌229، یوم‌الخلاص‌، ص‌645.
 4-  بشارة‌الاسلام‌، ص‌184؛ یوم‌الخلاص‌، ص‌651، السفیانی‌ فقیه‌، ص‌77.
 5-  الممهدون‌ للمهدی‌، ص‌54.
6-  جهت‌ کسب‌ اطلاعات‌ بیشتر راجع‌ به‌ قیام‌ سید خراسانی‌ و احادیث‌ و روایات‌ مربوط‌ می‌توانید به‌ فصل‌ سوم‌ کتاب‌ الممهدون‌ للمهدی‌ ،   حجة‌الاسلام‌ علی‌ کورانی‌ و یا ترجمة‌ کتاب‌  عصر ظهور ایشان‌ مراجعه‌ کنید.
 7-  سوره‌ شعراء(26) آیه‌4.
 8- الارشاد، شیخ‌ مفید، ج‌2، ص‌373؛ اعلام‌ المهدی‌، ص‌428؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌221؛ المهدی‌ الموعود، ص‌53؛ یوم‌ الخلاص‌،ص‌517؛السفیانی‌،فقیه‌، ص‌121.
 9-  الغیبة‌، نعمانی‌ ص‌169؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌233؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌120.
 10-  الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌172؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌120.
 11- یوم‌الخلاص‌، ص‌519؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌233 با الفاظی‌ دیگر.
 12- الغیبة‌، نعمانی‌ ص‌120؛ الغیبة‌، شیخ‌ طوسی‌، ص‌2680؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌289؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌16.
 13-  الغیبة‌، نعمانی‌ ص‌169؛ یوم‌الخلاص‌، ص‌541.
 14-  سوره‌ شعراء(26) آیه‌ 4.
 15- بحارالانوار، ج‌52، ص‌221.
 16- بیان‌ الائمه‌(ع‌)، ج‌2، ص‌695.

 




:: برچسب‌ها: ظهور امام زمان (عج), حوادث شش ماه مانده به ظهور

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٧
یک انتخاب از نوع آمریکایی در شهر چه خبر است یا آمریکایی ها چگونه رئیس جمهور انتخ

محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس در خاطره ای از روزهای آغازین جنگ عنوان می کند : در روزهای اول جنگ، هیچ کس چیزی نمی دانست و از پیشروی های دشمن هیچ اطلاعی نداشتیم. همه گیج بودند. به داوود کریمی گفتم: شما اینجا یک ستاد درست کن و جلو نرو. بچه هایی را که از جاهای مختلف می آیند در گلف سازماندهی کن. به حسن گفتم: شما کاری با ساماندهی نداشته باش. دنبال اطلاعات برو و اطلاعات نظامی را تاسیس کن. کسی از سپاه نبود که عملیات را به دست بگیرد. آقای شمخانی را به عنوان فرمانده سپاه جنوب گذاشته بودیم. همه بار فرماندهی بر عهده ایشان بود. بعد از مدتی غلامعلی رشید از دزفول و رحیم صفوی از کردستان به آنها پیوستند. عملیات جنوب را زیر نظر فرماندهی جنوب تاسیس کردند. حسن هم شروع به بنیان گذاری اطلاعات نظامی کرد . ...حسن جوان کسی نبوده جز شهید حسن باقری، فرمانده نابغه اطلاعات جنگ. امروز انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا یا همان کدخدای دهکده جهانی برگزار می شود، آگاهی داشتن از اتفاقات و تحولات درونی پدرخوانده جهان، از آن جهت مفید است که دشمن شناسی رمز نقشه خوانی درست میدان جنگ است. و این قاعده همیشگی جنگ است؛ اطلاعات، همان منوری است که در تاریکی شب، میدان مین را برای ما آشکار می کند و نقشه ای است که می تواند یک لشکر را به سلامت از وسط میدان عبور دهد. باید بدانیم که دشمن درجه یک ما انگلیس و بعد هم آمریکا، یک شوی تمام عیار برای اغنای جهانی دارد و در این کارزار نفس گیر، بدون اطلاعات، ما مبارزه سنگینی خواهیم داشت. تحریریه نسل سوم
اوباما کیست؟
باراک حسین اوباما 4 آگوست 1961 در ایالت هاوایی از پدری کنیایی و سیاهپوست و مادری سفیدپوست اهل ویچیتا ایالت کانزاس متولد شد، اما خانواده او زیاد دوام نیاورد. زمانی که او شش ساله بود، مادرش با مردی اندونزیایی ازدواج کرد و خانواده دسته جمعی راهی جاکارتا شدند . بعدها باراک اوباما برای تحصیل بیشتر و زندگی با پدربزرگ و مادربزرگش به هاوایی بازگشت. در 1983 لیسانس علوم سیاسی با گرایش روابط بین الملل را از دانشگاه کلمبیای نیویورک به دست آورد و پس از آن به شیکاگو نقل مکان کرد. در سال 1988 پس از چند سال کار در شیکاگو با گرفتن وام تحصیلی وارد دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد شد. سرعت پیشرفت وی در آنجا چنان شتاب پیدا کرد که در سال دوم تحصیل خود به ریاست نشریه مشهور قانون هاروارد انتخاب شد و نخستین رئیس سیاهپوست این نشریه حقوقی شد . اوباما خیلی زود دکترای حقوق خود را از دانشگاه هاروارد با کسب درجه ممتاز دریافت نمود. پس از هاروارد به شیکاگو بازگشت و به عنوان یک وکیل حقوق مدنی مشغول فعالیت شد و ...اوباما پنجمین آفریقایی آمریکایی است که به سنا راه پیدا کرده و همچنین سومین آفریقایی آمریکایی است که با رأی بالا به عنوان سناتور برگزیده شده است . در فوریه سال 2007 در ایالت ایلینوی در یک سخنرانی اعلام کرد نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 خواهد بود. ستاد انتخاباتی وی موفق به جلب 54 میلیون دلار از حامیان در نیمه نخست سال 2007 شد که رکوردی در جلب سرمایه نسبت به انتخابات سالهای پیش از آن بود.
موضع گیری های سیاسی اوباما از همان اول با مخالفت شدید با سیاست های جنگ طلبانه بوش آغاز شد که این مسئله او را از سایر رقبایش در انتخابات سنا در سال 2004 که به جنگ رای مثبت داده بودند متمایز کرد و او به عنوان یک سناتور با مواضع لیبرال جایگاه خود را متمایز کرد . ..
نشست کمیته امور عمومی آمریکا اسرائیل موسوم به آیپک از جمله مجامعی است که نامزدهای انتخاباتی باید در آن به سخنرانی پرداخته و علناً حمایت خود را از اسرائیل اعلام کنند . اوباما که بیت المقدس را پایتخت جدایی ناپذیر رژیم اسرائیل(!؟) می داند در سخنرانی خود در ایپک حمایت بی چون و چرای خود را از رژیم صهیونیستی اعلام کرد. وی همچنین در موضعی خصمانه ایران را بزرگ ترین خطر برای اسرائیل و همچنین آرامش و ثبات در منطقه خاورمیانه خواند و مدعی شد: خطر ایران، شدید و واقعی است و هدف من این خواهد بود که این خطر را از پیش پا بردارم...
میت رامنی کیست؟
ویلارد میت رامنی (متولد1947)، از سال 2002 تا 2006 فرماندار ایالت ماساچوست بود. او در سال 2008 هم کاندیدای ریاست جمهوری شد که البته در نهایت مورد اقبال حزب واقع نشد و سرانجام جان مک کین کاندیدای حزب جمهوریخواه شد. رامنی در خانواده یک سیاستمدار متولد شد. پدرش، جورج دبلیو رامنی، فرماندار ایالت میشیگان و از سیاستمداران کهنه کار آمریکایی بود. رامنی در ایالت میشیگان بزرگ شد، در رشته بازرگانی تحصیل و دکترایش را در این رشته از دانشگاه هاروارد دریافت کرد. رامنی یکی از بنیانگذاران و مدیران شرکت مالی «ب ین کپیتال» است. او در انتخابات سنا در سال 1994 از ایالت ماساچوست کاندیدا شد اما رقابت را به ادوارد ام.کندی باخت. او در سال 2002 جزو برگزارکنندگان المپیک زمستانی در آمریکا بود و مدیریتش این رویداد ورزشی را به تورنمنتی پرسود بدل کرد. او در سال 2002 در انتخابات فرمانداری در ماساچوست پیروز شد ولی در سال 2006 دیگر کاندیدای این پست نشد. او در دوران فرمانداری، از برخی هزینه ها کاست و قیمت برخی خدمات را افزایش داد و توانست از این طریق وضعیت اقتصادی ایالت را بهبود ببخشد. رامنی پس از آنکه نتوانست در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 توفیقی به دست آورد، شروع به نگارش کتابی کرد با عنوان:«پوزشی در کار نیست: سرگذشت عظمت آمریکا». او در 11 آوریل سال 2011 اعلام کرد می خواهد کاندیدای ریاست جمهوری سال 2012 شود.
رامنی در سال 2008، به عنوان یک تاجر و مدیر موفق وارد کارزار انتخابات شد. او می گفت قصد دارد با برنامه های مدیریتی جدید، اقتصاد آمریکا را ترمیم کند. ولی مشکل حزب جمهوریخواه این بود که میت رامنی در کل خاک آمریکا چهره ای چندان شناخته شده نداشت. شاید همین موضوع باعث شد سران حزب جمهوریخواه در نهایت تصمیم بگیرند که جان مک کین را کاندیدای مبارزه با باراک اوباما معرفی کنند.
رامنی در سال 1994، با کاندیداتوری در سنا از ایالت ماساچوست وارد کار سیاست شد. او در طول این سال ها، رویه ای محافظه کارانه داشته و با افزایش سن، بر محافظه کاری اش افزوده شد. مثلا او زمانی از طرفداران سقط جنین بود، ولی پس از چند سال نظرش را تغییر داد و به صورت تلویحی با این امر مخالفت کرد.
همچنین زمانی از طرفداران حقوق همجنس گرایان بود، ولی این موضع اش به تدریج تعدیل شد و از برخی از مواضع گذشته اش در این باره کوتاه آمد. به طور کلی میت رامنی سیاستمداری است که خود را با شرایط اجتماعی سیاسی تطبیق می دهد و به جای آنکه روی مواضعی خاص پافشاری کند، اهل تغییر است و نظرش را هر جا حس کرد به نفعش است، تغییر می دهد. از این نظر برخی او را به فرصت طلبی و نداشتن مرام سیاسی مستحکم متهم کرده اند.
موضع گیری برای قدرت بیشتر
اگر بخواهیم سیاست های دو کاندید حزب جمهوریخواه یعنی اوباما و میت رامنی از سوی دموکراتها را مقایسه کنیم باید بگوییم که واضح است که رامنی در سیاست خارجی فردی کم تجربه، فاقد بینش و پیچیدگی است. این دقیقا موضعی است که مخصوصا در سخنرانی جو بایدن (معاون باراک اوباما) مورد تاکید قرار گرفته است. رامنی از سوابق اجرایی، فکری و دانشگاهی ویژه ای در امور خارجی برخوردار نیست و به علاوه از تیم قابل توجهی نیز در زمینه مسائل بین المللی بهره نمی برد. این نکات به طور بی رحمانه ای مورد استفاده بایدن قرار گرفته و بایدن، رامنی را به عنوان فردی که در زمینه سیاست خارجی از دانش اولیه برخوردار نیست و حتی فردی ناآگاه از مسائل بین المللی معرفی کرده است. سخنرانی 26 آوریل بایدن نمایانگر پدیده قابل توجهی است و آن تلاش بایدن و تیم دموکرات ها برای منزوی کردن رامنی در زمینه سیاست خارجی، حتی در میان جمهوری خواهان است. بایدن با اشاره به این که مواضع رامنی در سیاست خارجی با مواضع صاحبان اندیشه محافظه کار مانند کیسینجر، اسکوکرافت و افرادی نظیر آنها تفاوت بنیادی دارد، مخصوصا این که رامنی سعی کرده روسیه را دشمن شماره یک آمریکا بداند و... متقابلا به نظر می رسد نقطه قوت اوباما، در زمینه های سیاست خارجی برای ارائه در انتخابات در یک دیدگاه مقایسه ای بیشتر قابل فروش و ارائه است. بایدن بر موفقیت آمریکا در دوران سه ساله اوباما در ایجاد نوعی ارتباط جدید همکاری میان آمریکا و روسیه تاکید می کند که میوه و ثمره آن قطعنامه های سفت و سخت شورای امنیت علیه ایران و اعمال تحریم های سخت و پیچیده در پرونده هسته ای است. به علاوه بایدن اشاره می کند که روابط دولت اوباما با اسرائیل مستحکم تر از گذشته است و بر عمق روابط آمریکا و اسرائیل افزوده شده است. نکته قابل توجه دیگر در این مقایسه، نشان دادن رامنی به عنوان یک فرد مبتدی، فاقد تیم، فاقد بینش و فاقد درک اولیه از جایگاه جهانی آمریکاست. به نظر می رسد که در یک مقایسه تطبیقی دموکرات ها از قوت خود و ضعف تیم مقابل در سیاست خارجی، استفاده شایانی در حوزه تبلیغات خواهند کرد و بی تردید در این زمینه رامنی در طرف بازنده قرار دارد. اما نمی توان با قطعیت از آینده صحبت کرد.
حکومت دو حزب و دیگر هیچ
بسیاری از ناظران سیاسی که از بیرون به جامعه آمریکا نگاه می کنند، چنین تصور می کنند که در ایالات متحده تنها دو حزب جمهوریخواه و دموکرات بر وضع سیاسی کشور حاکم هستند و هرچند این نگاه در واقعیت مشهود است ولی باید گفت که در این کشور یک نظام 50 حزبی جریان دارد که تقریباً تحت الشعاع دو حزب قدرتمند فیل و الاغ یعنی جمهوریخواه ها و دموکرات ها قرار گرفته اند. ایالات متحده آمریکا از 50 ایالت تشکیل شده که هر ایالت در امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود استقلال عمل وسیعی دارد. در حقیقت به استثناء مواردی نظیر سیاست خارجی، ارتش، ضرب و چاپ پول و تشکیل دادگاههای عالی، هر ایالت به منزله یک کشور مستقل عمل می کند و دارای نهادهای اجتماعی خاص خود است. به همین دلیل احزاب سیاسی به طور اعم و جمهوریخواهان ودموکرات ها به طور اخص متشکل و جدا از یکدیگر هستند. در حقیقت رسانه های آمریکا فضایی ایجاد کرده اند تا جامعه آمریکا با وجود میل به تکثرگرایی و مرکز گریزی (ادعای خودشان)، قطبی شده و تمام گروههای اجتماعی حول دو محور مشخص حلقه بزنند... از نخستین روزهای تأسیس ایالات متحده آمریکا، افراد و گروههای مختلف ایالات سیزده گانه در انتخابات ریاست جمهوری دو حزب قدرتمند تشکیل دادند و برای هر یک حامیان مالی ثروتمندی پیدا کردند. هرچند نیمی از مردم آمریکا اعتقاد به حضور حزب سوم در آمریکا دارند، ولی احزاب سوم شرکت کننده در رقابت های انتخاباتی آمریکا آن چنان ناشناخته هستند که مردم با وجود اعتقاد به لزوم حضور حزب سوم، به نامزد این حزب رأی نمی دهند که دلایل زیادی برای این قضیه وجود دارد. از مهم ترین آنها می توان به عدم دسترسی کاندیداهای مستقل به رسانه های ارتباط جمعی اشاره کرد. به عبارت دیگر، صرف نظر از اینکه ارزش های یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری چقدر خوب و گیرا هستند، مادامی که سایرین چیزی درباره آنها ندانند، هیچ پیامی منتقل نخواهد شد و یک کاندیدا نمی تواند شعارهای انتخاباتی خود را به گوش رأی دهندگان برساند.
بر اساس آخرین نظرسنجی موسسه گالوپ، حدود 74درصد از مردم آمریکا اعتقادی به حضور و نقش آفرینی حزب سوم در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ندارند. از دیگر عوامل مهم در محو احزاب سوم و مستقل در انتخابات قوانین دسترسی به صندوقهای رای است. در آمریکا وجود قانونی موسوم به «قانون دسترسی به صندوق رأی» به احزاب مستقل اجازه داده نمی شود به تمام صندوق ها دسترسی داشته باشند یعنی اینکه اصلاً نمی گذارند رای آنها دیده شود. این احزاب تنها در صورت پرداخت حق ثبت نام
( registration fees ) می توانند به این صندوق ها دسترسی داشته باشند. واضح است که اغلب نامزدهای احزاب سوم از این توانایی مالی بالا برخوردار نیستند و بی خیال داستان می شوند.
سردی عمیق
در برابر گرمای سطحی
در حالی که تنور رقابت های تبلیغاتی در آمریکا گرم است خبرگزاری آسوشیتدپرس آمریکا با انتشار گزارشی به بررسی وضعیت فارغ التحصیلان دانشگاهی در این کشور پرداخته است. بر اساس این گزارش جوانان تحصیل کرده آمریکایی هم اکنون در شرایط اقتصادی و شغلی بسیار بد و فراتر از آنچه انتظار می رود قرار دارند؛ نیمی از جوانان آمریکایی که به تازگی فارغ التحصیل شده اند شغل خود را از دست داده و یا بیکار هستند؛ به گونه ای که می توان گفت آمار جوانان بیکار در آمریکا در سال گذشته میلادی طی یک دهه گذشته در این کشور بی سابقه بوده است. بر اساس آمار و ارقامی که در این گزارش آمده است 1.5 میلیون نفر نزدیک به 53.6 درصد از کسانی که مدرک لیسانس خود را از دانشگاه های مختلف آمریکا دریافت کرده اند کمتر از 25 سال سن دارند و در سال گذشته میلادی بیکار بودند.
این گزارش همچنین نشان می دهد بسیاری از فارغ التحصیلان جوان در آمریکا در مشاغلی که به مدرک تحصیلی دیپلم و یا کمتر از آن نیاز داردفعالیت می کنند.«اندرو سام» مدیر مرکز مطالعات بازار کار در آمریکا در این گزارش آورده است: به عبارت ساده باید گفت ما در حال ناامید کردن جوانانمان هستیم که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده اند.
در حالی که جوانان آمریکایی و آراء آنها در دوره قبلی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نقش مهمی در رساندن باراک اوباما به کاخ سفید بازی کرد اکنون این سوال مطرح است که آیا وی همچنان نامزد مورد علاقه جوانان است؟ نظرسنجی های اخیر نشان دهنده ناامیدی جوانان آمریکایی و بی میلی آنها به شرکت در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری و رای دادن به نامزدهای آن چه اوباما یا رامنی است.
بیش از 17 میلیون جوان آمریکایی واجد شرایط شرکت در انتخابات هستند اما فقط 19درصد از آنها تبلیغات انتخاباتی را دنبال می کنند، این در حالی است که این آمار در انتخابات چهار سال پیش 75درصد بود. بیشتر جوانان دچار ناامیدی شده اند. یک دختر جوان آمریکایی با اشاره به این که مناظره ها را دیده است می گوید: همه آنچه می گویند فقط حرف است، به صراحت بگویم که از هیچکدام خوشم نمی آید. اوباما چهار سال است که در راس قدرت است اما اوضاع آن گونه که باید می شد نشد. شمار واجدین شرایط شرکت در انتخابات که سن آنها بین 19 تا 29 سال است به 57 میلیون نفر می رسد.
یک کارشناس آمریکایی می گوید: گمان نمی کنم جوانان همان احساس گذشته را درباره اوباما داشته باشند و بدون شک به سمت میت رامنی هم نخواهند رفت. گزارش های ویژه بازار کار که نشان دهنده پایین بودن آمار ایجاد فرصت های شغلی پس از بحران اقتصادی در این کشور است نشان می دهد تمایل جوانان برای شرکت در انتخابات آینده کاهش یافته است. یکی از جوانان آمریکایی می گوید: احساس می کنم نقشی ندارم به همین سبب در انتخابات شرکت نمی کنم و بیشتر افراد خانواده من نیز رای نخواهند داد.
نظرسنجی موسسه گالوپ در میان دیگر اقشار جامعه آمریکا نیز همین روند را حکایت می کند.
مردم کجا هستند؟
نتایج نظرسنجی موسسه گالوپ نشان می دهد که مردم آمریکا نگران مسیر حرکت آمریکا هستند و نگرانی افکار عمومی از اشتباهات راهبردی آمریکا و عدم توانایی دولت و سیاستمداران آمریکا در مهار بحران اقتصادی کاملا مشهود است. پس از گذشت چهارسال از شعارهای دولت اوباما مبنی بر تغییر مسیر آمریکا، هنوز مسیر مورد انتظار مردم تحقق نیافته و آنچه اوباما وعده داده بود همچنان جزو آرزوهای مردم است و عملاً تغییر جدی در سیاست های آمریکا رخ نداده است. جمهوریخواهان انتقاد می کنند که حضور آمریکا در جهان ضعیف شده و دولت های مختلف از آمریکا حساب نمی برند. بحران های اقتصادی، معیشتی، کسری بودجه کلان، کاهش بودجه وزارت دفاع، مشکلات مالیاتی، بیمه کم درآمدها .... از مسائل بیشماری است که مردم آمریکا با آن مواجه هستند.
بسیاری از شغل ها و سرمایه گذاری های آمریکا به خاطر نبود شرایط مناسب در آمریکا، از این کشور خارج شده و موج بیکاری گسترده ای در آمریکا مردم رانگران کرده است و این کشور اکنون 23 میلیون بیکاری آشکار و پنهان دارد.
حدود 57 میلیون نفر از آمریکائیان مشکل بیمه مناسب دارند و هزینه های سرسام آوری طرح بیمه اوباما نیز نتوانسته رضایت مردم را جلب کند. حدود 35 میلیون خانوار آمریکایی نیز در جریان بحران مالی و مسکن، نتوانسته اند مسکن خود را حفظ کنند یا مسکن دلخواه خود را خریداری کنند و بدهی سنگین مردم به بانک ها، گردش مالی و اعتبار اقتصاد آمریکا را کاهش داده است.
از طوفان سندی تا بازی بن لادن
موسسه گالوپ همچنین از طوفان سندی به عنوان عاملی تاثیرگذار بر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا یاد کرده است: احتمالا بسیاری از رای دهندگان قادر نخواهند بود تا درانتخابات شرکت کنند. در شرایط پیش از انتخابات طوفان سندی موجب لغو شدن کمپین های انتخاباتی شده است و تنها اوباما توانسته در این روزها بگوید که انتخابات بدون دردسر برگزار خواهد شد. مسئله دیگر که حاشیه های انتخابات آمریکا را دامن زده است مطرح شدن دوباره موضوع بن لادن در این برهه زمانی است که بیانگر تلاش احزاب آمریکایی برای ورود به رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری آینده است. معلوم است که باراک اوباما تلاش می کند تا از این موضوع برای پیروزی در دور دوم بهره برداری کند. به نظر می رسد واشنگتن با اعلام این خبر قصد دارد به کشورهای هم پیمان و دیگر کشورها این پیام را بدهد که با وجود سرنگونی برخی رژیم های عربی از جمله رژیم حسنی مبارک در مصر و بن علی در تونس، همچنان اوضاع خاورمیانه و منطقه را تحت کنترل دارد.




:: برچسب‌ها: انتخابات آمریکا, مردم آمریکا

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٦
تحلیل کیهان از پروژه مذاکره ایران و آمریکا

دو هفته پیش روزنامه نیویورک تایمز پروژه ای را کلید زد که طی روزهای بعدی تداوم یافت. این روزنامه مدعی بود ایران و آمریکا برای اولین بار توافق کرده اند به صورت مستقیم درباره برنامه هسته ای مذاکره کنند. هفته گذشته نیز چند رسانه آمریکایی بدون هیچ سندی و به طور هماهنگ شایعه کردند آقایان علی اکبر ولایتی، اصغر حجازی و حسین طائب به نمایندگی از رهبری ایران روز اول اکتبر (10مهر) در قطر با فرستادگان اوباما مذاکره کرده اند.
شبکه عملیات روانی آمریکایی-صهیونیستی برای واقعیت بخشیدن به این دروغ نوشتند «این دیدار حدود 11 ساعت طول کشید و دوبار برای اقامه نماز توسط هیئت ایرانی متوقف شد[!] دو تن از نمایندگان ایرانی گرین کارت داشتند و مرتب به آمریکا سفر می کنند[!] دو تن از شرکت کنندگان آمریکایی، خانم والری جارت مشاور ارشد اوباما و رابرت اینهورن بوده اند. یکی از همراهان خانم جارت 60 ساله و دیگری 30 ساله بود».

همین شایعات بلافاصله مورد استقبال رسانه های زرد جریان اپوزیسیون قرار گرفت و به عنوان مثال خبر مطلقا دروغ نیویورک تایمز، تبدیل به تیتر اول یکی از روزنامه های زنجیره ای شد که انتشار تحلیل های شبکه دولتی انگلیسی (بی بی سی) به نام خویش را در کارنامه خود دارد. البته ارگان حلقه انحرافی نیز که به شدت «نفوذ زده» است، به تکمیل پروژه عملیات روانی آمریکا و جریان اپوزیسیون و فتنه پرداخت و در تیتر اصلی صفحه اول روز سه شنبه گذشته خود نوشت«آیا مک فارلین جدیدی در راه است؟... ولایتی این سفر و هرگونه مذاکره را تکذیب کرد، اما باید مراقب هرگونه سناریوسازی مانند ماجرای مک فارلین بود»(!؟)
عملیات روانی آمریکا و غرب و جبهه اپوزیسیون در ماجرای اخیر کدام اهداف را دنبال می کند؟ آیا این عملیات از موضع انتخاب است یا اضطرار و ناچاری؟ بخشی از پاسخ این پرسش را نیویورک تایمز در همان گزارش دروغ خود لو می دهد آنجا که می نویسد «در صورت تأیید این گزارش می توان تصمیم جدید ایران به مذاکره مستقیم با آمریکا را چرخش آشکار در سیاست خارجی دانست. ایران سالها مذاکره با آمریکا را رد کرده و توافق فعلی، نشانه جنگ قدرت در عرصه سیاسی این کشور است. ایران طی سالها حاضر نشده با آمریکا که آن را شیطان بزرگ می خواند مذاکره کند اما فشارهای اقتصادی اخیر تأثیر خود را گذاشته و اینک مقامات آمریکایی از دریافت پیام ایران مبنی بر اینکه مایل به نشست پشت میز مذاکرات مستقیم است، خبر می دهند». همان زمان دویچه وله ابعاد عملیات روانی رسانه رسمی دولت آمریکا را روشن تر کرده و نوشت «خبر نیویورک تایمز می تواند موضع اوباما در تبلیغات انتخاباتی را در حوزه سیاست خارجه تقویت کند. اوباما از سوی رقیب جمهوریخواهش متهم به انفعال بیش از حد در برابر بلندپروازی ها و جاه طلبی هسته ای ایران شده و در تلاش برای خروج از این اتهام است».
اوباما البته در این هدف تنها نبود. حلقه هایی که آنان را به عنوان جریان های فتنه می شناسیم و هم پوشانی آنها با جریان برانداز قابل انکار نیست، دوست داشتند به این عملیات روانی و رگبار شایعات دامن بزنند و القا کنند که جمهوری اسلامی کم آورده و به صورت مخفیانه و از موضع پایین مشغول مذاکره با آمریکاست! به همین دلیل، سایت های تابلوداری مانند 2ارگان رسانه ای فرستادگان جریان فتنه به لندن و پاریس، با بازوهای رسانه ای ناتوی فرهنگی همداستان شده و براساس دروغ خود ساخته، زبان به سرزنش گشودند که بله، حاکمیت در خفا به مذاکره رفته و ملت را دور زده و... مشتی حرف های یاوه از این قبیل. مردان هنرمندی که این گونه خود گفته و خود خندیده بودند، همان کسانی هستند - از جمله آقای «اردشیر، الف»- که پس از فرار از ایران با کنسولگری آمریکا در اسلامبول ارتباط گرفتند و قرار و مدارهای بعدی برای اقامت در اروپا و سرویس دهی به سازمان جاسوسی سیا را گذاشتند. حالا رسانه های این جریان که قباله خود را یکجا به نام سازمان سیا و سرویس های مشابه زده، درباره قبح مذاکره مخفیانه با آمریکا سخن می گفتند و قصه سرتا پا خیالی نوشته شده در سازمان ناتوی فرهنگی را بلغور می کردند. آنها همان کسانی هستند که به تصریح مایکل پازنر معاون وزارت خارجه آمریکا، در مذاکرات انجام گرفته خواستار تشدید تحریم ها علیه ایران شده بودند!
این عملیات روانی نخ نماتر از آن است که نیاز به ردّیه داشته باشد. آیا می شود یک هیئت بلندپایه- آن هم با ترکیب آقایان ولایتی، حجازی و طائب- به مذاکره با چهره های شناخته شده آمریکایی نظیر اینهورن برود و حتی یک تصویر از دیدار کذایی موجود نباشد؟! اصلا آیا رژیم منحط و مرتجع قطر در چنان جایگاهی قرار دارد که محل اعتماد ایران واقع شود؟ دوم اینکه چگونه می شود با فرستادگان رئیس دولتی (اوباما) مذاکره کرد و قرار و مدار گذاشت که خود وی درباره ماندن در منصب یا سقوط بلاتکلیف است؟ چهارم اینکه جمهوری اسلامی در سیاست خارجی نیازی به پنهانکاری نمی بیند و اگر امری را ضرورت بداند، علنا اعلام می کند همچنان که درباره مسائل عراق و لبنان و سوریه و فلسطین و بحرین اعلام شد. آیا شتری به بزرگی مذاکره را در صورت وقوع می توان پنهان کرد؟ طبعا سپری شدن زمانی کوتاه روشن می کند که آمریکایی ها و جریان های همسو با آنان از سر نیاز و احتیاج، دروغ بزرگی ساختند. اما مهم این است که رویکردی نشانه شناسانه به عملیات روانی اخیر داشته باشیم. در واقع، این عملیات هرچند به قصد القای کم آوردن و ضعف و تسلیم ایران طراحی شد اما در حقیقت نشانه «عجز و استیصال آمریکا» از یک سو و «نیاز استراتژیک و گدایی آنها» از طرف دیگر است. کدام نشانه برای عجز و استیصال و نیاز از این بالاتر که رسانه های یک رژیم مدعی ابرقدرتی در دنیا، به خیال و آرزوی ناکام خود جامه دروغین خبر بپوشانند؟!
چرا آمریکا و جبهه اپوزیسیون و جریان فتنه نیازمند عملیات روانی از این دست هستند؟ براساس اخبار و شواهد و اسناد موجود آمریکا و متحدانش همزمان روی 3 محور متمرکز شده اند.

1-برجسته سازی اختلاف در حاکمیت و جبهه اصولگرایی

2-تشدید فشار تحریم های اقتصادی

3- نمایش ضعف و به زانو درآمدن جمهوری اسلامی و مذاکره از سرتسلیم طلبی در برابر غرب.

این 3 محور قرار است یکدیگر را پوشش داده و تقویت کنند. به عنوان مثال تمرکز روی اختلاف ها و تعمیق آن در داخل در عمل می تواند جمهوری اسلامی را در حوزه سیاست خارجی ضعیف و منفعل کند. همچنین فشار تحریم ها قرار بوده به اختلاف در حاکمیت یا میان مردم و حاکمیت منجر شود، جمهوری اسلامی را به زانو درآورد و از موضع اضطرار پای میز مذاکره بکشاند. اما اکنون که این اتفاق ها نیفتاده و موضع جمهوری اسلامی قاطع تر شده، چیدمان نقشه آمریکا به هم خورده است. بنابراین محافل اطلاعاتی آمریکا خیز برداشته اند تا فاصله ایجاد شده میان آرزو و واقعیت را با پل شایعه و خیالات پر کنند چرا که اگر این چند محور به یکدیگر ملحق نشود، عملیات روانی چند لایه نیز بر ضد خود عمل خواهد کرد؛ یعنی هم ملت و حاکمیت ایران به روئین تن تازه ای دست پیدا خواهد کرد، هم وحدت و اتفاق ملی وارد مرحله سرنوشت ساز خواهد شد و هم ملت های کنجکاو و ناظران بین المللی درس تازه ای با ویژگی ضعف فزاینده آمریکا خواهند آموخت. در واقع آمریکا ناچار است کم آوردن خود در حوزه فشار اقتصادی و تسلیم ناپذیری ایران را با شایعه و شبهه مذاکره مخفیانه جمهوری اسلامی بپوشاند غافل از اینکه نمی توان با دروغ و مجاز و آرزو پل ساخت.
عملیات روانی جدید آمریکا در آستانه سالگرد تسخیر لانه جاسوسی شیطان بزرگ در تهران و مقارن با چند ماه اعتراض توفنده ملت های مسلمان علیه سفارتخانه های ایالات متحده در سراسر جهان کلید خورده است. در 2 سال گذشته - به ویژه طی ماه های اخیر- سیاستمداران و رسانه های غربی مکررا اذعان کرده اند که پدیده حمله و اعتراض به سفارتخانه های آمریکا و سر دادن شعار مرگ بر شیطان بزرگ، الهام گرفته از انقلاب 1979 ایران و تسخیر سفارت این رژیم در تهران است. انرژی آزاد شده از آن حرکت بزرگ بعد از سی و چند سال گویا بنای فروکش کردن ندارد هیچ، که حتی رو به تشدید و تصاعد است. در چنین بستری از واقعیت، تصمیم سازان و اتاق فکرنشینیان آمریکایی تصور کرده اند اگر القا کنند که ایران به زانو در آمده و پای مذاکرات مخفیانه با شیطان رفته، ترمز «بیداری اسلامی» نیز کشیده می شود؛ پدیده شگرفی که خواب از چشم آمریکایی ها و صهیونیست ها گرفته و به عنوان مثال دان مریدور معاون نتانیاهو می گوید«آنچه مرا درباره تحولات و انقلاب های خاورمیانه نگران می کند، بازگشت خدا و مذهب به متن سیاست است». در این میان جریان منهزم فتنه و ضدانقلاب نیز تصور می کنند هر قدر خدشه به اعتبار و آبروی جمهوری اسلامی وارد آید و غرب از موضع استیصال کنونی خارج شود، آنها نیز از فلاکت خودساخته خارج می شوند. اما مسئله مهم در همین «اگر» بزرگی است که غول های استراتژی آمریکا را بیچاره خود کرده است.
4 سال پیش - اواخر شهریور 1387-در حالی که روزنامه لس آنجلس تایمز تصریح می کرد«با توجه به رشد فزاینده قدرت و نفوذ ایران، جمهوری اسلامی به مثابه خار در چشم آمریکا در آمده است»، موسسه نومحافظه کار و پرنفوذ «آمریکن اینترپرایز» (طراح پروژه قرن جدید آمریکایی) در گزارشی به قلم رئول مارک گرکت (از افسران ارشد و سابق سیا) نوشت« مواضع رهبر عالی ایران، سیاست جرج بوش را نابود کرد... او آخرین بار در چالش هسته ای اعلام کرد جمهوری اسلامی تسلیم نخواهد شد و اگر در برابر ابرقدرت های متکبر یک گام به عقب برداریم، باعث می شود تا آنها جلو بیایند. اگر آیت الله خامنه ای تنها یک بار حتی به صورت مخفیانه، فرستاده ای را به واشنگتن اعزام می کرد ما هم اکنون در تهران سفارت خود را مجددا برپا کرده بودیم اما افسوس که این اتفاق نیفتاد». بر این سیاق می توان گفت آیت الله خامنه ای سیاست پرفریب اوباما را نیز نابود کرده است.
بعد از این به تفصیل باید نوشت که جریان های فتنه گر و منحرف در تقلای خائنانه خود، گشودن عقده ناکام آمریکا را پی می گیرند و به موازات فشار برای سازش در حوزه سیاست خارجی، خط فرسایش و اختلاف و تعارض و تنش در حوزه سیاست داخلی را دنبال می کنند چرا که معتقدند این دو رویکرد تناقض نما، لازم و ملزوم و مکمل یکدیگر هستند. می شود پیش بینی کرد همین دو خط تا انتخابات ریاست جمهوری سال آینده پی گرفته شود، هر چند که برخلاف میل آنان ثمر خواهد داد و به وحدت بیشتر در داخل و مقاومت فزونتر در جبهه خارجی خواهد انجامید.

محمد ایمانی، کیهان، 14/8/91




:: برچسب‌ها: فتنه مذاکره با ایران, جنگ روانی آمریکا, ایران و مذاکره با آمریکا

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٦
تحلیل وزارت اطلاعات از دلایل و موانع حمله نظامی رژیم صهیونیستی به ایران

وزارت اطلاعات در گزارشی به تحلیل دلایل و موانع حمله نظامی رژیم صهیونیستی به ایران پرداخت و با مروری بر اختلافات رژیم صهیونیستی و کاخ سفید در این مساله عنوان کرد که آغاز جنگ و توسل به زور، چنان خطیر و سهمگین است که کم‏ترین غفلت از آن، گناهی نابخشودنی است.

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، متن این گزارش که در پایگاه اطلاع رسانی وزارت اطلاعات منتشر شده به شرح ذیل‌است:

رژیم صهیونیستی در یکی دو دهه اخیر، همواره نسبت به جمهوری اسلامی ایران، مواضع تندی را اتخاذ کرده است، در این مدت گاه این مواضع تا حدی ملایم شده و لحن گفتار آرام شده و گاهی بسیار تند بوده است. در سال‏‌های اخیر، بعد از آشکار شدن فعالیت‏‌های صلح آمیز هسته‏‌ای جمهوری اسلامی ایران ، این رژیم لحن گفتار و مواضع خود نسبت به ایران را، به تندترین حالت خود رسانده است تا جایی که تحلیل‏گران معتقدند امکان توسل به زور از طرف صهیونیست‏‌ها وجود دارد. حال با توجه به این چنین تحلیل و پیش‏بینی مهمی، باید به این سوال پاسخ داد که موانع انجام این اقدام چه خواهد بود و البته عوامل مهم تقویت امکان توسل به زور چیست؟

 

 

برای بررسی این موضوع و این‏‌که احتمال حمله نظامی تا چه میزان وجود دارد، باید به مسائلی همچون تحولات داخلی و سیاست خارجی آمریکا در برابر ایران، روابط رژیم صهیونیستی با ایالات متحده آمریکا، وضعیت سیاسی و نظامی ایران، برداشت سردمداران صهیونیست از فعالیت‏‌های صلح آمیز هسته‏‌ای جمهوری اسلامی و تحولات داخلی و منطقه‏‌ای ایران توجه کرد.

تفکر متفاوت رژیم صهیونیستی از تهدید و مقابله با آن

در ماه‏‌های اخیر، رفت و آمد مسئولان ارشد رژیم اشغالگر قدس و ایالات متحده برای بررسی فعالیت‏‌های هسته‏‌ای جمهوری اسلامی و پیدا کردن راه‏‌های مقابله با آن در کنار اعتراض‏‌های اجتماعی و هشدارهای عمومی افراد برجسته داخلی و خارجی و بیان این موضوع که رژیم صهیونیستی برای مقابله با برنامه هسته‏‌ای ایران، شاید متوسل به زور گردد باعث شده است تا تحلیل‏گران و بازیگران بین المللی با پیگیری این موضوعات به این نتیجه برسند که گرایش صهیونیست‏‌ها و متحدش به استفاده از زور و انتخاب گزینه نظامی بسیار بیش‏تر شده است، اما در این میان با بررسی رفتارهای متقابل ایالات متحده و رژیم صهیونیستی می‏‌توان به موضوعی پی برد که با توجه به شرایط موجود مهم به نظر می‏‌رسد. این موضوع بروز اختلاف چندگانه میان این دو کشور در مورد فعالیت‏‌های صلح آمیز هسته‏‌ای ایران و نوع برخورد با آن است. در مرداد ماه وزیر دفاع آمریکا، وزیر خارجه، مشاور امنیت ملی و نامزد جمهوری خواهان آمریکا در سال 2012 یعنی میت رامنی، به قدس اشغالی سفر کرده و حول این محور به مذاکره پرداختند.از سوی دیگر پایتخت آمریکا نیز میزبان مقامات رژیم صهیونیستی جهت ادامه مذاکرات بود. به هر حال واضح است که با وجود مناسبات دیپلماتیک نزدیک و اتحاد استراتژیک ایالات متحده با رژیم غاصب، موضوع هسته‏‌ای ایران مشکلات زیادی را میان این دو کشور بوجود آورده است؛ در طول این مذکرات دو طرفه، ایالات متحده سعی کرده است تا نگرش خود را برای صهیونیست،ها تشریح کرده و آن‏ها را نسبت به پیامدهای انتخاب سیاست گزینه نظامی علیه ایران آگاه سازند و هشدارهای لازم را بیان کنند.

 

ایالات متحده و دولت اوباما از یک سو به هیچ وجه به سمت حمله نظامی علیه ایران به دلیل زیان بار بودن آن متمایل نخواهند شد، اما از سوی مقابل برای این‏‌که به سران صهیونیست اطمینان بدهد که ایران هسته‏‌ای را نخواهد پذیرفت، تصمیم گرفت تا این رژیم را از طرح احتمالی حمله خود به تاسیسات اتمی ایران آگاه سازد و بدین ترتیب رژیم صهیونیستی را متقاعد سازد تا علیه جمهوری اسلامی به اقدامی یک جانبه دست نزند. این مسئولیت مهم بر دوش «دانیلون»، مشاور امنیت ملی اوباما، گذاشته شده بود.

موضوع اساسی که باعث آشکار شدن تفاوت اساسی نگرش ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، در مورد برنامه صلح آمیز هسته‏‌ای ایران می‏‌شود، در واقع رسیدن به مرحله بحرانی است، یعنی زمانی که این فعالیت‏‌ها حالت تهدید را برای آن‏ها متصور سازد که طبق اصلاح خودشان، این وضع نقطه بی بازگشت نام دارد. رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی را دشمن آشکار خود می‏‌داند، به همین دلیل رسیدن ایران به فناوری و دانش هسته‏‌ای را مساوی با استفاده مستقیم یا غیر مستقیم از آن، برای نابودی خود می‏‌پندارند. پس سران صهیونیست، برای این‏‌که بتوانند دست ایران را به طور همیشگی از تاسیسات هسته‏‌ای اش کوتاه سازد، این تهدید بالقوه را خنثی و توان غنی سازی اورانیوم را از ایران بگیرد، بهترین و موثرترین راه برای آن‏ها، از بین بردن تمامی توان ایران، آن هم در تمامی حوزه‏‌های هسته‏‌ای در سر می‏‌پرورانند.

ایالات متحده آمریکا، در مورد فعالیت‏‌های هسته‏‌ای ایران، دیدگاهی کاملاً متفاوت با رژیم صهیونیستی دارد؛ از دیدگاه برخی صاحب نظران و تحلیل‏گران مطالعات استراتژیک و راهبردی، دست‏یابی جمهوری اسلامی به فناوری صلح آمیز هسته‏‌ای، می‏‌تواند به راحتی ثبات و صلح را به منطقه بازگرداند، آمریکایی‏‌ها حتی این نوع فعالیت‏‌های جمهوری اسلامی را به عنوان تهدید علیه خود نمی‏‌پندارند. اما ذکر این موضوع ضروری به نظر می‏‌رسد که موازنه منطقه، با دست‏یابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‏‌ای، به ضرر رژیم غاصب برهم می‏‌خورد، و علاوه بر این‏‌که نوعی بازدارندگی شدید را برای ایران و حامیان منطقه‏‌ای‏‌اش پدید می‏‌آورد، می‏‌تواند باعث نوعی مسابقه تسلیحاتی در منطقه نیز بشود. با توضیح تفاوت دو دیدگاه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در مورد دست‏یابی ایران به فناوری هسته‏‌ای، می‏‌توان اذعان داشت که ایالات متحده با توجه به وضع موجود، این نوع فعالیت‏‌های جمهوری اسلامی ایران را تهدید تلقی نکرده و حتی در جهت غنی سازی با درصد پایین‏‌تر، حاضر به مذاکره با ایران شده است؛ به همین دلیل، دولت فعلی ایالات متحده و در راس آن، اوباما، امید دارد تا با استفاده از دیپلماسی و حل و فصل مسالمت آمیز، این موضوع را پشت سر بگذارد.

 

 

اما در طرف مقابل، متحد اصلی ایالات متحده نگرشی کاملا متفاوت به این موضوع داشته و غنی سازی ایران را تهدیدی شدید علیه امنیت ملی خود دانسته و به دنبال نابودی کامل تاسیسات اتمی ایران است. پس در جمع بندی تا این قسمت، به این نتیجه می‏‌رسیم که نقطه بی بازگشت مد نظر سران رژیم صهیونیستی و آمریکا، کاملا با یک‏دیگر در تضاد بوده و در هر کدام زمان تهدید و اقدام کاملا متفاوت است.

انتشار گزارشی از جامعه اطلاعاتی آمریکا، توسط روزنامه صهیونیستی ها‏آرتص، باعث شد تا تهدید این رژیم نسبت به حمله نظامی علیه ایران تشدید گردد، این گزارش، با این مضمون در اواخر مرداد ماه منتشر شد:

دست‏اوردهای ایران در برنامه هسته‏‌ای‏ و اتمی‏‌اش، بسیار بیش‏تر از آن حدی است که کارشناسان اطلاعاتی آمریکا در جدیدترین ارزیابی‏‌هایشان گمان می‏‌کردند و آن را به رئیس جمهور ارائه داده بودند، اما در همین زمان، سخن‏گوی کاخ سفید، سعی کرد تا این موضوع را پوشش دهد و در سخنرانی اعلام کرد که آمریکا در برنامه هسته‏‌ای‏ ایران، چشم‏‌هایی دارد که چنان‏چه ایران در ساخت سلاح هسته به موفقیتی دست یابد به سرعت از آن آگاه خواهد شد. البته باید اذعان داشت که این سخنان بیش‏تر در واکنش به سخنان وزیر دفاع رژیم صهیونیستی بود که گفته بود تهدیدهای جمهوری اسلامی ایران، علیه این رژیم ، به مسئله‏‌ای مهم و فوری برای آن‏ها تبدیل شده است. «جی کارنی»، سخن‏گوی کاخ سفید در جایی دیگر و در یک کنفرانس خبری، بیان داشت که جمهوری اسلامی ایران، برای دست‏یابی به سلاح هسته‏‌ای‏ هنوز هیچ تلاشی نداشته است و از منظر «اوباما» و دولت او «هنوز زمان و فضا برای به کارگیری گزینه دیپلماتیک وجود دارد که چنین رویکردی شامل تحریم‏‌های ‏شدید و گزنده است». با بررسی دیدارهای متوالی مقامات آمریکا از فلسطین اشغالی، و تاکید بر تحریم‏‌ها، خبرگزاری فرانسه معتقد است که: «واشنگتن درصدد است تا رژیم صهیونیستی را از یک حمله پیش‏گیرانه به ایران منصرف کند».

توسل به زور از سوی رژیم صهیونیستی و نگرش آمریکا

انتخاب گزینه اقدام نظامی از سوی رژیم صهیونیستی، بیش‏تر متاثر از مواضع و اقدامات آمریکا در برابر ایران و این رژیم است تا ماهیت فعالیت‏‌های ‏هسته‏‌ای‏ ایران. در این میان، اوباما نسبت به فعالیت‏‌های ‏هسته‏‌ای‏ ایران و تهدید‏های ‏ناشی از این اقدامات و البته نوع برخورد با آن‏ها، کاملاً متفاوت است. وی معتقد است که اقدامات هسته‏‌ای‏ ایران، تهدیدات فوری نیستند و این اقدامات را می‏‌توان با دیپلماسی فعال و البته اعمال تحریم‏‌های ‏سخت‏گیرانه، کنترل کرد یا تغییر داد. سیاست مدنظر اوباما، کاملا با تفکرات مقامات صهیونیست در تعارض است، که همین تعارض، در نوع برخورد با فعالیت‏‌های ‏هسته‏‌ای‏ ایران، باعث ایجاد تنش در روابط دو طرفه ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی شده است، تا جایی که در این پروسه، هریک در تلاش هستند تا طرف مقابل را با استفاده از اهرم‏‌های ‏فشاری که در اختیار دارند، نسبت به تغییر یا تجدید نظر در اقدامات و سیاست‏‌های ‏خود راضی کنند. در این زمینه، می‏‌توان ابزارهای خاص و توانمندی‏‌های ‏هر یک را که با توجه به فرصت‏‌ها ‏و محدودیت سیاست‏‌ها ‏و گزینه‏‌های ‏آمریکا و رژیم غاصب در برخورد با موضوع ایران هسته‏‌ای‏ نشان می‏‌دهد را مشاهده نمود.

با توجه به این‏‌که هم اکنون ایالات متحده، در سال انتخابات خود قرار گرفته است، مبارزات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری، در دو حزب جمهوری خواه و دموکرات، مبارزات خود را جهت پیروزی در این انتخابات آغاز کرده‏‌اند و در این مدت سعی می‏‌کنند، تا با رصد دقیق رفتار، گفتار و عمل‏کرد رقیب خود، خطا یا اشتباهی را در این بین پر رنگ کرده و علیه آن‏ها در افکار عمومی استفاده کنند. به همین دلیل، دولت فعلی، تمام تلاش خود را به کار گفته است تا بتواند نظر مثبت مردم آمریکا را جلب کند و در کاخ سفید ماندنی شود، اما در این میان، نباید منکر نقش لابی‏‌های ‏موجود در ایلات متحده شد. یکی از قوی‏ترین لابی‏‌های ‏فعال در ایالات متحده لابی صهیونیسم است، که همواره بیش‏ترین تاثیر را در انتخابات آمریکا داشته و به راحتی پیروزی یا شکست هر کدام از دو حزب را می‏‌تواند معین کند، این لابی با نفوذ بسیار زیاد خود در ساختارهای رسمی و غیر رسمی قدرت و با در اختیار داشتن ثروت بسیار زیاد در کنار رسانه‏‌های ‏گروهی و حضور فعال در حوزه مدنی و مراکز فکری همواره نقش بسیار موثری در جریان انتخابات داشته است، به همین دلیل نامزد این دو حزب، در وضعیتی قرار گرفته‏‌اند که برای رسیدن به پیروزی در جریان انتخابات نمی‏‌توانند از کنار این لابی بی تفاوت عبور کنند و باید سعی کنند طبق نظر آن‏ها عمل کنند. در کل، لابی صهیونیسم با قدرت زیادی که دارد، در آمریکا به بازوی رژیم صهیونیستی تبدیل شده است و نامزدها و دولت‏شان را تحت فشار زیادی قرار می‏‌دهد تا سیاست‏‌های ‏موجود برای هم‏سویی و هماهنگی با دولت غاصب اتخاذ گردد.

در این زمان، یعنی سال برگزاری انتخابات آمریکا از یک سو فشارهای زیادی بر روی دولت اوباما از سوی رژیم صهیونیستی وارد می‏‌شود، و از سوی دیگر دولت او مورد حمله جمهوری خواهان قرار گرفته است. جمهوری خواهان تلاش می‏‌کنند تا نشان دهند که با سیاست‏‌های ‏رژیم صهیونیستی، هم‏سویی بیش‏تری دارند، و چون در راس قدرت نیستند، تلاشی هم برای انجام رفتار مسئولانه انجام نمی‏‌دهند. هم‏سویی جمهوری خواهان با لابی صهیونیسم باعث تضعیف اوباما در انتخابات شده و تبلیغات علیه او را شدت بخشیده است. آن‏ها در تبلیغات خود علیه اوباما، سیاست‏‌های ‏او در منطقه خاورمیانه را به باد انتقاد گرفته و معتقدند که او در برخورد با جمهوری اسلامی ایران، منفعلانه عمل کرده است که این برخورد باعث شده تا منطقه به دست افراد تندرو بیافتد. حاصل این اتفاق، دست‏یابی ایران به سلاح هسته‏ای‏ است و نتیجه آن نابودی هستی و امنیت رژیم صهیونیستی است.

نفوذ گسترده لابی صهیونیست و تاثیر گذاری آن‏ها بر نتایج انتخابات، ناشی از سیاست افراطی دولت غاصب صهیونیستی در برابر جمهوری اسلامی ایران است که باعث ایجاد فرصتی کلیدی در سال انتخابات ایالات متحده آمریکا شده است. عاملی که می‏‌تواند به شدت بر نتیجه انتخابات تاثیر بگذارد و روند عادی انتخابات را در آمریکا بر هم بزند، طرح حمله نظامی رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران است.

اقدام نظامی رژیم صهیونیستی و موانع پیش روی آن

واضح است که با توجه به قدرت نظامی جمهوری اسلامی، و توانایی دفاع ایران، رژیم اشغالگر قدس بدون حمایت کافی آمریکا نمی‏تواند آغازگر جنگ باشد و این جنگ می‏تواند برای این کشور بسیار پر هزینه بوده و منشای ضررهای فراوانی باشد. به همین دلیل، سران صهیونیستی که همواره در ترس از نابودی به سر می‏برد، آموخته‏‌اند که هر گونه اقدام بیهوده و نسنجیده، ممکن است به قیمت نابودی آنان تمام شده و همگی به بدنامان قوم خود بدل شوند. پس در واقع نامعلوم بودن عاقبت اقدام نظامی علیه ایران را می‏توان بزرگ‏ترین مانع شروع این جنگ دانست. آن‏ها به شدت از پیامدهای وحشتناک این اقدام هراس دارند.

در سوی مقابل، باید به این نکته اشاره کرد که اگر رژیم غاصب آغاز‏گر جنگی علیه ایران باشد، ایران نیز به ناچار برای تامین امنیت و منافع ملی خود، با سیاست اتکا به قدرت به سمت تامین امنیت و منافع خود خواهد رفت. که این اتفاق، نشان خواهد داد، زور هم‏چنان می‏‌تواند برای رسیدن به اهداف در گسترده جهان مورد استفاده قرار گیرد که این بدترین اتفاق برای جهان حاضر می‏‌باشد. از زاویه‏‌ای دیگر باید توجه کنیم که شروع اقدام نظامی توسط رژیم صهیونیستی، پایان همه گزینه‏‌های ‏مسالمت آمیز در جهان خواهد بود که بازی‏گران مختلف نزدیک به یک دهه برای استقرار آن تلاش کرده‏‌اند و حتی جمهوری اسلامی ایران، با توجه به این‏که تحریم‏‌های ‏زیادی علیه آن‏ها انجام شده اما برای نشان دادن حسن نیت خود به دیپلماسی چند جانبه در قالب مذاکره با گروه 1+5 پایبند بوده است. اصلی‏‌ترین موضوع و در واقع یکی دیگر از بزرگ‏ترین موانع اقدام نظامی برای رژیم صهیونیستی این است که، این اقدام به هیچ وجه تضمین کننده نابودی توان هسته‏‌ای‏ ایران نخواهد بود و این اقدام فقط ممکن است بتواند وقفه‏‌ای در روند فعالیت‏‌های ‏ صلح آمیز هسته‏‌ای‏ ایران ایجاد کند.

نتیجه گیری

 

 

باید توجه داشته باشیم که، یکی از راه‏‌های ‏مهم و اساسی بیمه شدن جمهوری اسلامی ایران، در برابر تهدیدهای خارجی، تهدیدهای نظامی رژیم صهیونیستی و اقدامات دشمنانه آن‏ها، کاهش شدید اختلافات داخلی و تقویت پایگاه‏‌های ‏مردمی است. باید سعی کنیم تا نظام مدیریتی کشور را به روز نگه داریم و در زمانی که کشور با تحریم‏‌های ‏فراوان بین‏‌المللی و نظامی روبروست کارآمدی دولت را افزایش دهیم. البته ذکر این موضوع بسیار مهم است که هرگونه حمله نظامی به تاسیسات هسته‏‌ای‏ جمهوری اسلامی ایران، نمی‏‌تواند هیچ دست‏اوردی برای متجاوزان داشته باشد و بدیهی است که توان جمهوری اسلامی، به حدی زیاد است که می‏‌تواند پاسخ آن‏ها را با تمام توان داده و آن‏ها را از اقدام نسنجیده خود پشیمان سازد. اما واضح است که آغاز جنگ و توسل به زور، چنان خطیر و سهمگین است که کم‏ترین غفلت از آن، گناهی نابخشودنی است. به همین دلیل، برای جلوگیری از جنگ راه‏‌های ‏متفاوتی وجود دارد. یکی از آن‏ها اتخاذ تدابیر دیپلماتیک و سیاسی، و بهره گیری از ظرفیت مجامع بین‏‌المللی است، که راهی ضروری و البته کم هزینه است. اما در طرف مقابل، آمادگی نظامی برای مقابله با این اقدامات خصمانه نیز از اصلی‏ترین راه‏‌های ‏جلوگیری از بروز جنگ است.




:: برچسب‌ها:

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٦
در گزارس منتشر شده از سوی وزارت اطلاعات بررسی شد

سیاست خارجی دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا در قبال ایران

وزارت اطلاعات با انتشار گزارشی، به تحلیل سیاست خارجی دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا یعنی میت رامنی و باراک اوباما در قبال جمهوری اسلامی ایران پرداخت.

 

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، در این گزارش که در سایت وزارت اطلاعات منشتر شده، آمده است:

 

مقدمه

 

بدیهی است که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، ظاهراً امری داخلی بوده و مردم این کشور، رییس جمهور خود را از بین دو حزب حاکم، برای مدت چهار سال انتخاب می‏‌کنند. اما موضوعی که باعث اهمیت این انتخابات می‏‌شود، موقعیت سیاسی آمریکا در نظام بین‏‌الملل است. این موضوع باعث شده است تا جابه‏‌جایی احتمالی در مسئولان این کشور و البته تغییرات در سیاست خارجی آمریکا، برای سایر کشورهای جهان از اهمیت خاصی برخوردار باشد. در حال حاضر نیز در ششم نوامبر سال جاری میلادی، بعد از یک‏سال رقابت انتخاباتی، رئیس جمهور ایالات متحده از بین نامزدهای این دو حزب جمهوریخواه و دموکرات مشخص خواهد شد.

 

در میان کشورهایی که نتیجه انتخابات برای آن‏ها حائز اهمیت است، جمهوری اسلامی ایران، به دلیل دشمنی پایدار و گوناگون ایالات متحده و رویکرد خصمانه‏‌شان، در رتبه خاصی قرار دارد. به همین دلیل و با توجه به مواضع مشخص آمریکا در مورد ایران، جهت کاهش آسیب‏ها و خسارات ناشی از آن، بررسی دقیق رویکردها و سیاست‏های آنان کاملا ضروری به نظر می‏رسد. اما در این میان، باید بتوان به این پرسش پاسخ داد که با انتخاب هر کدام از نامزدهای انتخاباتی این دو حزب، چه تغییراتی در سیاست خارجی آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی ایران رخ خواهد داد؟ برای این‏که بتوان به این پرسش، پاسخ مناسبی ارائه کرد، باید مسائل و موضوعات مورد اختلاف ایران و آمریکا، رویکردها و نگرش دو حزب دموکرات و جمهوریخواه و نامزدهایشان نسبت به جمهوری اسلامی ایران، میزان تاثیر تغییر رییس جمهور در تغییر سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا و نهایتاً ، نگرش‏ها، گفتارها و رفتارهای هرکدام از نامزدها را مورد بررسی قرار داد و در باره این مسائل به بحث و بررسی پرداخت.

 

تغییرات و تفاوت‏های انتخابات آمریکا

 

با توجه به این موضوع که طبق قانون ایالات متحده آمریکا، وزیر امور خارجه بعد از انتخاب شدن توسط رئیس جمهور و گرفتن تاییدیه از مجلس سنا، کار خود را آغاز می‏کند و از لحاظ کلی هدایت سیاست خارجی کشور به عهده رئیس جمهور است، اما با تمام این قوانین، تغییر رییس جمهور و به تبع آن وزیر خارجه، تغییر سیاست خارجی آمریکا را در پی ندارد. در واقع، اختیارات رئیس جمهور و وزیر خارجه در تعیین سیاست خارجی، کاملاً متاثر از ساختار سیاسی و اقتصادی این کشور است. به این معنا که در این روند، افرادی که از لحاظ شخصیتی ضعیف‏ترند، سعی می‏کنند تا در جهت به ثمر رساندن افکار خود، از ساختارهای اداری، انسانی، مادی و معنایی بهره ببرند. در مقابل افرادی که در این میان، شخصیت قوی‏تری دارند، سعی می‏کنند تا سیاست خارجی را بیش‏تر به سمت نگرش‏ها و سیاست‏های مورد نظر خود تغییر دهند. با توجه به این‏که اهداف ملی و منافع حیاتی ایالات متحده در سیاست خارجی آمریکا تعریف شده است، تغییر کارگزاران و مسئولان، در این اهداف و منافع هیچ گونه تغییری ایجاد نمی‏کند، و چون در جهت رسیدن به این اهداف و منافع راهبردهای خاص نیز تعریف شده است، مسئولان و کارگزاران نمی‏توانند به صورت جدی تغییراتی را در آن پدید آورند.

 

از موضوعاتی که به هیچ وجه با توجه به نتیجه انتخابات، تغییر نمی‏کند می‏توان به مواردی چون، نقش تعیین کننده رسانه‏‌های گروهی در شکل دادن به افکار عمومی و روند امور، تاثیرات پایدار و ماندگار شرکت‏های بزرگ و افراد ثروتمند در سیاست خارجی و تغییرات با نظام سرمایه داری در عرصه اقتصاد و نظام لیبرالی در حوزه سیاسی اشاره کرد. مواردی که در سیاست خارجی آمریکا بیش‏ترین تاثیر را دارد، اولویت بندی اهداف و منافع حیاتی، تعیین منافع و اهداف مهم و راه‏های رسیدن به این منافع است. بیش‏ترین اختلاف موجود، اساساً در حوزه اولویت‏ها و راه‏کارهای رسیدن به اهداف مشاهده می‏شود که برای سایر کشورها، همین میزان می‏تواند باعث به‏ وجود آمدن تهدید‏ها و فرصت‏های در خور توجهی گردد. در این شرایط، هوشمندترین سیاستمداران، هرگز منتظر تغییرات بنیادینی که ممکن است هیچ گاه به‏ وقوع نپیوندد نیستند و برای تامین منافع، سعی می‏کنند از همین فضاها و تغییرات بهره گیرند.

 

کنوانسیون‏های ملی احزاب: تعیین کارگزاران و رویکردها

 

از تاریخ 28 تا 31 آگوست برابر با 7 تا 10 شهریور ماه، «تمپا» میزبان برگزاری کنوانسیون ملی حزب جمهوری‏خواه و در مقابل آن، «شارلوت» در تاریخ 3 تا 5 سپتامبر، میزبان برگزاری کنوانسیون ملی حزب دموکرات بود.

 

حزب دموکرات، پیش از آغاز کنوانسیون، نامزدهای خود را انتخاب کرده بود و در این مراسم «باراک اوباما» و «جو بایدن» تنها موافقت خود برای اعلام نامزدی را به صورت رسمی اعلام داشتند. اما در مقابل، کنوانسیون مربوط به جمهوری خواهان، در این مراسم نامزد خود را شناختند. «میت رامنی» به عنوان نامزد رسمی این حزب و «پال رایان» به عنوان معاون وی انتخاب گردیدند. این کنوانسیون‏ها، امسال توسط توفان «ایساک» تغییراتی را پیدا کرده و در برنامه‏هایشان تاثیر گذاشت. اما با این همه، در این مراسم، شخصیت‏های مهم این حزب به همراه نامزدهای ریاست جمهوری، معاون رییس جمهور و همسر رئیس جمهور سخنرانی کردند.

 

در کنوانسیون حزب دمکرات، «باراک اوباما»، که در سخنرانی بسیار توانمند نشان می‏دهد، برنامه خود را با انتقاد شدید از برنامه‏‌های رقیب انتخاباتی خود آغاز کرده و به شدت به او حمله کرد. او سخنان خود را این‏گونه بیان کرد: «میت رامنی، آمادگی لازم برای شروع دیپلماسی را ندارد. وقتی شما نمی‏توانید بدون اهانت به نزدیک‏ترین متحد ما از المپیک دیدار کنید، یعنی آمادگی لازم جهت دیپلماسی با پکن را ندارید. شما هنوز روسیه رو دشمن درجه یک آمریکا می‏دانید. شما هنوز ذهنیت جنگ را در سر دارید و از القاعده غافل هستید.» وی ادامه داد: «مردم ایالات متحده آمریکا، با دو دیدگاه روبرو هستند، یکی از آن‏ها کشورشان را رو به جلو می‏برد و دیگری رو به عقب هدایت می‏کند. با انتخاب دوباره من، یک گام به جلو بردارید.» بعد از این سخنان، معاون وی نیز در سخنرانی‏اش تمامی عمل‏کرد «باراک اوباما» را در یک جمله خلاصه کرد، او گفت: «بن لادن مرده است و جنرال موتورز زنده است». در واقع شروع دوره ریاست جمهوری «باراک اوباما» تحت تاثیر دو موضع اصلی قرار داشت، جنرال موتورز، نماد بحران اقتصادی ایالات متحده بود و بن لادن نماد حمله‏‌ها و تهدید‏های تروریستی علیه آمریکا. هم‏چنین در این کنوانسیون، به غیر از رئیس جمهور و معاون آن، همسر رئیس جمهور، «میشل اوباما» و «بیل کلینتون» رییس جمهور سابق آمریکا که از نظر اقتصادی مورد قبول مردم کشورش است، نیز به ایراد سخنرانی پرداختند.

 

اما در مقابل، و در کنوانسیون حزب جمهوریخواه، «میت رامنی» سخنرانی خود را با حمله به سیاست خارجی و اقتصادی «اوباما»، شروع کرد و بعد از آن سیاست «اوباما» در برابر سوریه، ایران و روسیه را شکست خورده نامید، و به طرفداران خود قول داد تا در صورت پیروزی در انتخابات، از منافع آنان و سایر مردم کشور با قدرت و قاطعیت دفاع کند. در ادامه این انتقادات، معاون «میت رامنی» نیز در ادامه تمامی سیاست‏های اقتصادی «اوباما» را به باد حمله گرفت و اعلام داشت که با ادامه روند موجود و عدم تغییر «اوباما»، دولت روز به روز بزرگ‏تر خواهد شد، کسری بودجه بیش از پیش خواهد بود و بیکاری به طرز شدیدی در جامعه افزایش پیدا خواهد کرد. جمهوریخواهان با شعار «آینده بهتر» به میدان آمده‏‌اند. آن‏ها معتقدند: «ما این را ساخته‏‌ایم، پس می‏توانیم آن را تغییر دهیم و فردای بهتری بسازیم»؛ اما مشکلی که در پس این شعار و جملات مشاهده می‏شود این است که آن‏ها، برای رسیدن به این هدف، یعنی رسیدن به آینده‏‌ای بهتر، هیچ توضیح یا برنامه‏‌ای را ارائه نکرده‏‌اند.

 

به طور کلی با وجود اهمیت برگزاری این کنوانسیون‏ها در آمریکا، میزان علاقه عمومی نسبت به آن‏ها کم شده و نوعی بی‏‌تفاوتی نسبت به این کنوانسیون‏ها در جامعه آمریکا شکل گرفته و حتی شبکه‏‌ها و رسانه‏‌های آمریکا نیز، این مراسم را به طور کامل پوشش نمی‏دهند. با این وجود، در این دوره برگزاری این کنوانسیون‏ها در رسانه‏‌های عمومی بازتاب خوبی داشت و سخنان «اوباما» به سرعت در شبکه‏‌های اجتماعی و فضای مجازی پخش شد و مورد استقبال جوانان قرار گرفت. به همین دلیل با نظر سنجی که انجام شد، مشخص گردید که بعد از برگزاری این کنوانسیون، میزان استقبال از نامزد حزب دموکرات، 3 تا 5 درصد از رقیب خود پیشی گرفته است لذا نقش این کنوانسیون‏ها را در نتیجه نهایی انتخابات به هیچ‏وجه نمی‏توان نادید گرفت. در واقع نتیجه اصلی انتخابات، در گرو چند رقابت اصلی است که عبارتند از رقابت‏های مقدماتی درون حزب و روند تحولات بعدی، چهار مناظره انتخاباتی میان نامزدهای اصلی دو حزب و نتیجه کنوانسیون‏های ملی. نامزدها باید سعی کنند تا روند رقابت‏های خود به مردم نشان دهند که برای اداره بهتر جامعه آمریکا توانایی داشته و در شناخت مسائل و مشکلات جامعه و در عین حال ارائه برنامه‏‌های کار آمد توانمند هستند.

 

در بررسی‏‌های اولیه از مواضع و رویکردهای دو حزب و نامزدهایشان، مشخص شده است که از دید آن‏ها مهم‏ترین معضل و مشکل آمریکا، مشکلات و مسائل اقتصادی است. هر دو نامزد در تلاش هستند تا به مردم نشان دهند که در شناخت مسائل و مشکلات جامعه، و در کنار آن ارائه برنامه‏‌های کارآمد و اداره بهتر جامعه آمریکا توانایی بیش‏تری دارند، به همین دلیل، به این نتیجه رسیده‏‌اند که مهم‏ترین موضوع حال حاضر برای رای دهندگان آمریکا، توانایی پرداخت اجاره منزل، پرداخت اقساط وام مسکن و شهریه دانشگاه فرزندشان است. در واقع مهم‏ترین عاملی که باعث شده است تا اقتصاد نقش بسیار تعیین کننده‏‌ای در نتیجه انتخابات آمریکا داشته باشد، تداوم دوره رکود و طولانی شدن مدت لازم برای خروج از بحران اقتصادی بوده است. در حوزه اقتصادی، جمهوری‌خواهان سعی کردند تا با انتخاب فردی که دارای سابقه‏ای موفق در اقتصاد و تهیه برنامه‏‌های اقتصادی است، نشان دهند که به این موضوع بسیار توجه می‏کنند و با همین ترفند رای دهندگان را به سمت حزب خود متمایل سازند. این فرد، «پال رایان» بود که به سمت معاون اول رییس جمهور برگزیده شده است. برنامه‏‌های اصلی جمهوری خواهان در حوزه اقتصاد، شامل مالیات‏های کم‏تر، دولتی کوچک‏تر، اشتغال و سرمایه گذاری بیش‏تر و مبارزه با برنامه بیمه خدمات درمانی دولت «اوباما» می‏شود.

 

در مناظرات انتخاباتی یا به صورت کلی در دوره تبلیغات انتخاباتی، جهت گیری‏‌ها و رویکردهای نامزدها به طور نسبی مشخص می‏گردد، مخصوصاً در کنوانسیون‏های ملی احزاب، که از سوی هر دو حزب، شخصیت‏های برجسته و مهم سخنرانی می‏کنند و در این سخنرانی سعی می‏کنند تا سیاست‏ها و برنامه‏‌های خود را جهت هدایت امور کشور و البته سیاست خارجی آمریکا مطرح کنند و در این میان برای حل مشکلات و مسائل آمریکا نیز، چاره‏‌ای بیاندیشند. اما باید این نکته را نیز پذیرفت که این نوع گفتارها و رفتارها در دوره مبارزات انتخاباتی، اکثراً در جهت جذب رای مردم است و به نظر نمی‏رسد که این بیانات و رویکردها، مبتنی بر بررسی‏‌های کارشناسی که پایه و اساس سیاست‏های خارجی و اقدامات آن‏ها در نظام بین‌‏المللی است، باشد. کم‏ترین ویژگی این اتفاق، این است که حداقل مشکلات و مسائل اساسی سیاست خارجی آمریکا نشان داده می‏شود‌. برای مثال، در همین مبارزات، رقیب «‌اوباما‌» از سیاست‏های اتخاذ شده در مورد ایران، روسیه، سوریه و افغانستان انتقاد کرده است. «‌رامنی‌» و حزب جمهوری خواه، نگران افزایش هزینه‏‌های مالی و جانی جنگ افغانستان هستند و خود خواهان خروج نیروهای ارتش از افغانستان هستند، اما با این وجود، تلاش کاخ سفید برای تعیین جدول زمانی به منظور خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان را محکوم و آن‏را بی توجهی به مشاوره فرماندهان ارشد ارتش عنوان کرده است.

 

یکی دیگر از موارد اختلاف «‌اوباما‌» و «‌رامنی‌»‌، بحث روسیه است. هر کدام از نامزدها تفکرات کاملاً متفاوتی درباره روسیه دارند و همین باعث شده است تا در مبارزات انتخاباتی، به این موضوع زیاد پرداخته شود، تا جایی که این موضوع در برخی اوقات از موضوعات ایران و سوریه هم مهم‏تر تلقی می‏گردد. با این‏که « باراک اوباما » در اوایل دوره ریاست جمهوری خود، با حذف طرح ایجاد سپر دفاع موشکی در شرق اروپا، توانست باعث بهبود روابط فی‌مابین آمریکا و روسیه شود، اما این اقدام او، نتوانست تمامی اختلافات را به باد فراموشی بسپارد، به همین دلیل، در مبارزات انتخاباتی اختلافات آمریکا و روسیه هم‏چنان پر رنگ است و هر کدام از نامزدها سعی می‏کنند تا راهکارهای مناسبی جهت حل این موضوع ارائه کنند. در مقابل، عمل‏کرد‏های روسیه و مواضعش در قبال ایران و سوریه قابل تامل و توجه است، روسیه در برابر رای گیری شورای امنیت سازمان ملل برای تصویب پیش‏نویس قطعنامه‏‌ای درباره انتقال قدرت در سوریه، که مورد حمایت شدید آمریکا بود قویاً ایستادگی کرد و درباره هرگونه اقدام نظامی احتمالی آمریکا علیه ایران هشدار داد.

 

به دلیل همین مواضع، « رامنی » از روسیه به عنوان رقیبی بالقوه و چالشی امنیتی برای آمریکا نام می‏برد. واضح است که سیاست‏های روسیه در منطقه، خصوصاً در زمینه بحث سوریه، کاملا در تقابل با سیاست‏های آمریکاست و از نظر آن‏ها این سیاست‏ها کاملا توسعه طلبانه تلقی می‏گردد. نامزد جمهوری خواهان، معتقد است که رژیم روسیه ظرفیت لازم برای پذیرش اصلاحات سیاسی لازم را ندارد و از بعد نظامی نیز خواستار تجدید نظر در پیمان استارت و تغییر رویکرد ایالات متحده در زمینه اتخاذ سیاست‏های کنترل تسلیحات است. « رامنی » معتقد است که پوتین تمایل دارد تا روسیه را به دوران شوروی سابق بازگرداند، به همین دلیل پذیرش این کشور در سازمان تجارت جهانی را مغایر با منافع و اهداف ایالات متحده آمریکا می‏داند. وی بنا دارد تا در صورت پیروزی در انتخابات آتی، سیاست‏های حال حاضر در مورد روسیه را تغییر داده و سیاستی کاملاً قدرتمندانه را در پیش گیرد. در سوی مقابل، تفکرات « اوباما » تماماً متفاوت است. وی دنبال راه‏هایی می‏گردد تا بتواند روابط سیاسی و تجاری کشورش را با روسیه بهبود ببخشد. اوباما در تلاش است تا پیمان استارت جدید را با روسیه منقعد کرده و با پیوستن اولیه این کشور به سازمان تجارت جهانی، بتواند به محدودیت‏های تجاری باقی مانده از جنگ سرد پایان ببخشد و با این کار، روابطی عادی، دائمی و تجاری را با روسیه آغاز کند.

 

ایران و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

 

از زمان پیروزی انقلاب اسلامی به بعد، جمهوری اسلامی ایران، یکی از مهم‏ترین موضوعات و محورهای تبلیغاتی ایالات متحده آمریکا بوده است. در انتخابات پیش رو نیز، همانند سایر انتخابات گذشته، موضوع جمهوری اسلامی ایران، یکی از چالشی‏‌ترین موضوعات مطرح شده بین رقبای انتخاباتی بوده است. تقابل منافع، ارزش‏ها و نگرش‏های دو دولت، باعث شده است تا دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، موضوعی پایدار و پر دامنه تلقی گردد. البته باید توجه داشت که در هر دو حزب، مسئولینی وجود دارند که نگرشی خصومت آمیز در قبال ایران دارند، اما این شدت این نگرش در برخی از آنان بیش‏تر است.

 

در این میان، حزب جمهوری خواه در تلاش است تا ثابت کند که سیاست‏ها و اقدامات دولت « اوباما » در قبال جمهوری اسلامی ایران شکست خورده است. نامزد این حزب معتقد است که بزرگ‏ترین شکست کاری « اوباما » ، پرونده هسته‌‏ای ایران است. او می‏گوید: «اگر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیروز شود، رویکرد خیلی متفاوتی نسبت به ایران اتخاذ خواهد کرد». به طور کلی، حزب جمهوری خواه، نگرش تقابلی شدیدتری با جمهوری اسلامی ایران دارد و به همین دلیل، سعی می‏کند تا راهکارها و راهبردهایی که برای رویارویی با مسائل و تامین اهداف و منافع ارائه می‏دهند، تندتر و با استفاده از قدرت سخت باشد. « میت رامنی » و حزبش، معتقدند که فعالیت‏های هسته‏‌ای ایران، بزرگ‏ترین تهدید برای آمریکا و جهان است، و به همین دلیل، معتقدند که دولت « اوباما » در برخورد با این قضیه کوتاهی کرده و به جای مقابله، راه مصالحه را با مسئولان جمهوری اسلامی در پیش گرفته است. آن‏ها معتقدند که تلاش‏های دیپلماتیکی « اوباما » در برابر ایران بی‏نتیجه بوده و برای رفع این مشکل نیاز به تشدید تحریم‏ها و استفاده از قدرت نظامی آمریکاست. با بیان این مواضع مشخص می‏گردد که سیاست‏های مد نظر جمهوری خواهان، کاملا به سیاست‏های رژیم صهیونیستی نزدیک بوده و آشکارا به دنبال استفاده از قدرت نظامی علیه تاسیسات هسته‏ای ایران هستند. نامزد جمهوری خواهان بعد از سفر به سرزمین‏های اشغالی اعلام داشت: « در صورت اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران آن را درک می‏کنم». مشخص است که جمهوری خواهان با توجه به درخواست مکرر رژیم غاصب برای حمله نظامی به ایران، از میان گزینه‏‌های دیپلماسی، تحریم اقتصادی و اقدام نظامی، به بدترین و شدیدترین نوع آن، فکر می‏کنند.

 

اما تفکرات حزب مقابل در این حوزه کاملا متفاوت است، هرچند آن‏ها نیز همانند جمهوری خواهان در جهت دشمنی با ملت ایران چیزی را کم نگذاشته‏‌اند و بارها از لفظ « همه گزینه‌‏ها روی میز است » استفاده کرده‌‏اند، اما در عمل امیدواری آن‏ها به دیپلماسی و در کنار آن اعمال تحریم‏های شدید اقتصادی است، و سعی دارند تا سایر دولت‏ها را نیز به استفاده از این اقدامات متقاعد کرده و با خود همراه سازند. چند جانبه گرایی وجه برجسته رویکرد سیاست خارجی دموکرات‏هاست. با وجود این‏که آمریکایی‏‌ها به تنهایی، تحریم‏های گسترده‏ای را علیه ایران به تصویب رسانده‏‌اند اما در این زمینه از اروپا عقب‏تر هستند. به همین دلیل، « اوباما » و دولتش در تلاش‏ند تا از یک سو دولت‏های اروپایی را با سیاست‏های خود همراه سازند و از سوی دیگر، روسیه و چین را متقاعد سازند تا یا در تحریم‏ها علیه ایران، آن‏ها را همراهی کرده یا این‏که حداقل به مقابله با این تحریم‏ها برنخیزند.

 

نتیجه‌گیری

 

بحث فعالیت‏های هسته‌‏ای جمهوری اسلامی ایران، از یک سو باعث تقابل میان نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا شده است و از سوی دیگر به علت حساسیت خاص، و اقدامات رژیم صهیونیستی در این حوزه، احتمال می‏رود که باعث تغییر در سرنوشت انتخابات اخیر آمریکا نیز بشود. هم اکنون این موضوع، به یکی از مهم‏ترین مسائل در سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است. رژیم صهیونستی و در راس آن نخست وزیر این رژیم، می‏کوشد تا از آسیب‏پذیری دولت‏های آمریکا در مقابل رسانه‌‏ها و گروه‏‌های یهودی استفاده کند و «اوباما» را مجاب سازد تا در قبال ایران و برنامه هسته‌‏ای‏‌اش سیاست‏های تند‏تری را اتخاذ کند و با این تفکر دولت «اوباما» را تحت فشار بسیار زیادی قرار داده است. سیاست‏های دولت «اوباما» با سیاست‏های فعلی رژیم صهیونستی در ارتباط با ایران متفاوت است، باید توجه داشت که «اوباما» از سه سال پیش تا کنون هیچ دیداری با «نتانیاهو» نداشته است و اکنون نیز، تعیین خط قرمز برای فعالیت‏های هسته‌‏ای ایران، از سوی رژیم صهیونیستی یکی از موضوعات کلیدی است که باعث تقابل آشکار میان دولت «اوباما» و «نتانیاهو» شده است و رسانه‏‌های گروهی نیز بدین موضوع اشاره داشته‏‌اند.




:: برچسب‌ها:

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٦
سیاست خارجی دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا در قبال ایران

در گزارس منتشر شده از سوی وزارت اطلاعات بررسی شد

وزارت اطلاعات با انتشار گزارشی، به تحلیل سیاست خارجی دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا یعنی میت رامنی و باراک اوباما در قبال جمهوری اسلامی ایران پرداخت.

 

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، در این گزارش که در سایت وزارت اطلاعات منشتر شده، آمده است:

 

مقدمه

 

بدیهی است که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، ظاهراً امری داخلی بوده و مردم این کشور، رییس جمهور خود را از بین دو حزب حاکم، برای مدت چهار سال انتخاب می‏‌کنند. اما موضوعی که باعث اهمیت این انتخابات می‏‌شود، موقعیت سیاسی آمریکا در نظام بین‏‌الملل است. این موضوع باعث شده است تا جابه‏‌جایی احتمالی در مسئولان این کشور و البته تغییرات در سیاست خارجی آمریکا، برای سایر کشورهای جهان از اهمیت خاصی برخوردار باشد. در حال حاضر نیز در ششم نوامبر سال جاری میلادی، بعد از یک‏سال رقابت انتخاباتی، رئیس جمهور ایالات متحده از بین نامزدهای این دو حزب جمهوریخواه و دموکرات مشخص خواهد شد.

 

در میان کشورهایی که نتیجه انتخابات برای آن‏ها حائز اهمیت است، جمهوری اسلامی ایران، به دلیل دشمنی پایدار و گوناگون ایالات متحده و رویکرد خصمانه‏‌شان، در رتبه خاصی قرار دارد. به همین دلیل و با توجه به مواضع مشخص آمریکا در مورد ایران، جهت کاهش آسیب‏ها و خسارات ناشی از آن، بررسی دقیق رویکردها و سیاست‏های آنان کاملا ضروری به نظر می‏رسد. اما در این میان، باید بتوان به این پرسش پاسخ داد که با انتخاب هر کدام از نامزدهای انتخاباتی این دو حزب، چه تغییراتی در سیاست خارجی آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی ایران رخ خواهد داد؟ برای این‏که بتوان به این پرسش، پاسخ مناسبی ارائه کرد، باید مسائل و موضوعات مورد اختلاف ایران و آمریکا، رویکردها و نگرش دو حزب دموکرات و جمهوریخواه و نامزدهایشان نسبت به جمهوری اسلامی ایران، میزان تاثیر تغییر رییس جمهور در تغییر سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا و نهایتاً ، نگرش‏ها، گفتارها و رفتارهای هرکدام از نامزدها را مورد بررسی قرار داد و در باره این مسائل به بحث و بررسی پرداخت.

 

تغییرات و تفاوت‏های انتخابات آمریکا

 

با توجه به این موضوع که طبق قانون ایالات متحده آمریکا، وزیر امور خارجه بعد از انتخاب شدن توسط رئیس جمهور و گرفتن تاییدیه از مجلس سنا، کار خود را آغاز می‏کند و از لحاظ کلی هدایت سیاست خارجی کشور به عهده رئیس جمهور است، اما با تمام این قوانین، تغییر رییس جمهور و به تبع آن وزیر خارجه، تغییر سیاست خارجی آمریکا را در پی ندارد. در واقع، اختیارات رئیس جمهور و وزیر خارجه در تعیین سیاست خارجی، کاملاً متاثر از ساختار سیاسی و اقتصادی این کشور است. به این معنا که در این روند، افرادی که از لحاظ شخصیتی ضعیف‏ترند، سعی می‏کنند تا در جهت به ثمر رساندن افکار خود، از ساختارهای اداری، انسانی، مادی و معنایی بهره ببرند. در مقابل افرادی که در این میان، شخصیت قوی‏تری دارند، سعی می‏کنند تا سیاست خارجی را بیش‏تر به سمت نگرش‏ها و سیاست‏های مورد نظر خود تغییر دهند. با توجه به این‏که اهداف ملی و منافع حیاتی ایالات متحده در سیاست خارجی آمریکا تعریف شده است، تغییر کارگزاران و مسئولان، در این اهداف و منافع هیچ گونه تغییری ایجاد نمی‏کند، و چون در جهت رسیدن به این اهداف و منافع راهبردهای خاص نیز تعریف شده است، مسئولان و کارگزاران نمی‏توانند به صورت جدی تغییراتی را در آن پدید آورند.

 

از موضوعاتی که به هیچ وجه با توجه به نتیجه انتخابات، تغییر نمی‏کند می‏توان به مواردی چون، نقش تعیین کننده رسانه‏‌های گروهی در شکل دادن به افکار عمومی و روند امور، تاثیرات پایدار و ماندگار شرکت‏های بزرگ و افراد ثروتمند در سیاست خارجی و تغییرات با نظام سرمایه داری در عرصه اقتصاد و نظام لیبرالی در حوزه سیاسی اشاره کرد. مواردی که در سیاست خارجی آمریکا بیش‏ترین تاثیر را دارد، اولویت بندی اهداف و منافع حیاتی، تعیین منافع و اهداف مهم و راه‏های رسیدن به این منافع است. بیش‏ترین اختلاف موجود، اساساً در حوزه اولویت‏ها و راه‏کارهای رسیدن به اهداف مشاهده می‏شود که برای سایر کشورها، همین میزان می‏تواند باعث به‏ وجود آمدن تهدید‏ها و فرصت‏های در خور توجهی گردد. در این شرایط، هوشمندترین سیاستمداران، هرگز منتظر تغییرات بنیادینی که ممکن است هیچ گاه به‏ وقوع نپیوندد نیستند و برای تامین منافع، سعی می‏کنند از همین فضاها و تغییرات بهره گیرند.

 

کنوانسیون‏های ملی احزاب: تعیین کارگزاران و رویکردها

 

از تاریخ 28 تا 31 آگوست برابر با 7 تا 10 شهریور ماه، «تمپا» میزبان برگزاری کنوانسیون ملی حزب جمهوری‏خواه و در مقابل آن، «شارلوت» در تاریخ 3 تا 5 سپتامبر، میزبان برگزاری کنوانسیون ملی حزب دموکرات بود.

 

حزب دموکرات، پیش از آغاز کنوانسیون، نامزدهای خود را انتخاب کرده بود و در این مراسم «باراک اوباما» و «جو بایدن» تنها موافقت خود برای اعلام نامزدی را به صورت رسمی اعلام داشتند. اما در مقابل، کنوانسیون مربوط به جمهوری خواهان، در این مراسم نامزد خود را شناختند. «میت رامنی» به عنوان نامزد رسمی این حزب و «پال رایان» به عنوان معاون وی انتخاب گردیدند. این کنوانسیون‏ها، امسال توسط توفان «ایساک» تغییراتی را پیدا کرده و در برنامه‏هایشان تاثیر گذاشت. اما با این همه، در این مراسم، شخصیت‏های مهم این حزب به همراه نامزدهای ریاست جمهوری، معاون رییس جمهور و همسر رئیس جمهور سخنرانی کردند.

 

در کنوانسیون حزب دمکرات، «باراک اوباما»، که در سخنرانی بسیار توانمند نشان می‏دهد، برنامه خود را با انتقاد شدید از برنامه‏‌های رقیب انتخاباتی خود آغاز کرده و به شدت به او حمله کرد. او سخنان خود را این‏گونه بیان کرد: «میت رامنی، آمادگی لازم برای شروع دیپلماسی را ندارد. وقتی شما نمی‏توانید بدون اهانت به نزدیک‏ترین متحد ما از المپیک دیدار کنید، یعنی آمادگی لازم جهت دیپلماسی با پکن را ندارید. شما هنوز روسیه رو دشمن درجه یک آمریکا می‏دانید. شما هنوز ذهنیت جنگ را در سر دارید و از القاعده غافل هستید.» وی ادامه داد: «مردم ایالات متحده آمریکا، با دو دیدگاه روبرو هستند، یکی از آن‏ها کشورشان را رو به جلو می‏برد و دیگری رو به عقب هدایت می‏کند. با انتخاب دوباره من، یک گام به جلو بردارید.» بعد از این سخنان، معاون وی نیز در سخنرانی‏اش تمامی عمل‏کرد «باراک اوباما» را در یک جمله خلاصه کرد، او گفت: «بن لادن مرده است و جنرال موتورز زنده است». در واقع شروع دوره ریاست جمهوری «باراک اوباما» تحت تاثیر دو موضع اصلی قرار داشت، جنرال موتورز، نماد بحران اقتصادی ایالات متحده بود و بن لادن نماد حمله‏‌ها و تهدید‏های تروریستی علیه آمریکا. هم‏چنین در این کنوانسیون، به غیر از رئیس جمهور و معاون آن، همسر رئیس جمهور، «میشل اوباما» و «بیل کلینتون» رییس جمهور سابق آمریکا که از نظر اقتصادی مورد قبول مردم کشورش است، نیز به ایراد سخنرانی پرداختند.

 

اما در مقابل، و در کنوانسیون حزب جمهوریخواه، «میت رامنی» سخنرانی خود را با حمله به سیاست خارجی و اقتصادی «اوباما»، شروع کرد و بعد از آن سیاست «اوباما» در برابر سوریه، ایران و روسیه را شکست خورده نامید، و به طرفداران خود قول داد تا در صورت پیروزی در انتخابات، از منافع آنان و سایر مردم کشور با قدرت و قاطعیت دفاع کند. در ادامه این انتقادات، معاون «میت رامنی» نیز در ادامه تمامی سیاست‏های اقتصادی «اوباما» را به باد حمله گرفت و اعلام داشت که با ادامه روند موجود و عدم تغییر «اوباما»، دولت روز به روز بزرگ‏تر خواهد شد، کسری بودجه بیش از پیش خواهد بود و بیکاری به طرز شدیدی در جامعه افزایش پیدا خواهد کرد. جمهوریخواهان با شعار «آینده بهتر» به میدان آمده‏‌اند. آن‏ها معتقدند: «ما این را ساخته‏‌ایم، پس می‏توانیم آن را تغییر دهیم و فردای بهتری بسازیم»؛ اما مشکلی که در پس این شعار و جملات مشاهده می‏شود این است که آن‏ها، برای رسیدن به این هدف، یعنی رسیدن به آینده‏‌ای بهتر، هیچ توضیح یا برنامه‏‌ای را ارائه نکرده‏‌اند.

 

به طور کلی با وجود اهمیت برگزاری این کنوانسیون‏ها در آمریکا، میزان علاقه عمومی نسبت به آن‏ها کم شده و نوعی بی‏‌تفاوتی نسبت به این کنوانسیون‏ها در جامعه آمریکا شکل گرفته و حتی شبکه‏‌ها و رسانه‏‌های آمریکا نیز، این مراسم را به طور کامل پوشش نمی‏دهند. با این وجود، در این دوره برگزاری این کنوانسیون‏ها در رسانه‏‌های عمومی بازتاب خوبی داشت و سخنان «اوباما» به سرعت در شبکه‏‌های اجتماعی و فضای مجازی پخش شد و مورد استقبال جوانان قرار گرفت. به همین دلیل با نظر سنجی که انجام شد، مشخص گردید که بعد از برگزاری این کنوانسیون، میزان استقبال از نامزد حزب دموکرات، 3 تا 5 درصد از رقیب خود پیشی گرفته است لذا نقش این کنوانسیون‏ها را در نتیجه نهایی انتخابات به هیچ‏وجه نمی‏توان نادید گرفت. در واقع نتیجه اصلی انتخابات، در گرو چند رقابت اصلی است که عبارتند از رقابت‏های مقدماتی درون حزب و روند تحولات بعدی، چهار مناظره انتخاباتی میان نامزدهای اصلی دو حزب و نتیجه کنوانسیون‏های ملی. نامزدها باید سعی کنند تا روند رقابت‏های خود به مردم نشان دهند که برای اداره بهتر جامعه آمریکا توانایی داشته و در شناخت مسائل و مشکلات جامعه و در عین حال ارائه برنامه‏‌های کار آمد توانمند هستند.

 

در بررسی‏‌های اولیه از مواضع و رویکردهای دو حزب و نامزدهایشان، مشخص شده است که از دید آن‏ها مهم‏ترین معضل و مشکل آمریکا، مشکلات و مسائل اقتصادی است. هر دو نامزد در تلاش هستند تا به مردم نشان دهند که در شناخت مسائل و مشکلات جامعه، و در کنار آن ارائه برنامه‏‌های کارآمد و اداره بهتر جامعه آمریکا توانایی بیش‏تری دارند، به همین دلیل، به این نتیجه رسیده‏‌اند که مهم‏ترین موضوع حال حاضر برای رای دهندگان آمریکا، توانایی پرداخت اجاره منزل، پرداخت اقساط وام مسکن و شهریه دانشگاه فرزندشان است. در واقع مهم‏ترین عاملی که باعث شده است تا اقتصاد نقش بسیار تعیین کننده‏‌ای در نتیجه انتخابات آمریکا داشته باشد، تداوم دوره رکود و طولانی شدن مدت لازم برای خروج از بحران اقتصادی بوده است. در حوزه اقتصادی، جمهوری‌خواهان سعی کردند تا با انتخاب فردی که دارای سابقه‏ای موفق در اقتصاد و تهیه برنامه‏‌های اقتصادی است، نشان دهند که به این موضوع بسیار توجه می‏کنند و با همین ترفند رای دهندگان را به سمت حزب خود متمایل سازند. این فرد، «پال رایان» بود که به سمت معاون اول رییس جمهور برگزیده شده است. برنامه‏‌های اصلی جمهوری خواهان در حوزه اقتصاد، شامل مالیات‏های کم‏تر، دولتی کوچک‏تر، اشتغال و سرمایه گذاری بیش‏تر و مبارزه با برنامه بیمه خدمات درمانی دولت «اوباما» می‏شود.

 

در مناظرات انتخاباتی یا به صورت کلی در دوره تبلیغات انتخاباتی، جهت گیری‏‌ها و رویکردهای نامزدها به طور نسبی مشخص می‏گردد، مخصوصاً در کنوانسیون‏های ملی احزاب، که از سوی هر دو حزب، شخصیت‏های برجسته و مهم سخنرانی می‏کنند و در این سخنرانی سعی می‏کنند تا سیاست‏ها و برنامه‏‌های خود را جهت هدایت امور کشور و البته سیاست خارجی آمریکا مطرح کنند و در این میان برای حل مشکلات و مسائل آمریکا نیز، چاره‏‌ای بیاندیشند. اما باید این نکته را نیز پذیرفت که این نوع گفتارها و رفتارها در دوره مبارزات انتخاباتی، اکثراً در جهت جذب رای مردم است و به نظر نمی‏رسد که این بیانات و رویکردها، مبتنی بر بررسی‏‌های کارشناسی که پایه و اساس سیاست‏های خارجی و اقدامات آن‏ها در نظام بین‌‏المللی است، باشد. کم‏ترین ویژگی این اتفاق، این است که حداقل مشکلات و مسائل اساسی سیاست خارجی آمریکا نشان داده می‏شود‌. برای مثال، در همین مبارزات، رقیب «‌اوباما‌» از سیاست‏های اتخاذ شده در مورد ایران، روسیه، سوریه و افغانستان انتقاد کرده است. «‌رامنی‌» و حزب جمهوری خواه، نگران افزایش هزینه‏‌های مالی و جانی جنگ افغانستان هستند و خود خواهان خروج نیروهای ارتش از افغانستان هستند، اما با این وجود، تلاش کاخ سفید برای تعیین جدول زمانی به منظور خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان را محکوم و آن‏را بی توجهی به مشاوره فرماندهان ارشد ارتش عنوان کرده است.

 

یکی دیگر از موارد اختلاف «‌اوباما‌» و «‌رامنی‌»‌، بحث روسیه است. هر کدام از نامزدها تفکرات کاملاً متفاوتی درباره روسیه دارند و همین باعث شده است تا در مبارزات انتخاباتی، به این موضوع زیاد پرداخته شود، تا جایی که این موضوع در برخی اوقات از موضوعات ایران و سوریه هم مهم‏تر تلقی می‏گردد. با این‏که « باراک اوباما » در اوایل دوره ریاست جمهوری خود، با حذف طرح ایجاد سپر دفاع موشکی در شرق اروپا، توانست باعث بهبود روابط فی‌مابین آمریکا و روسیه شود، اما این اقدام او، نتوانست تمامی اختلافات را به باد فراموشی بسپارد، به همین دلیل، در مبارزات انتخاباتی اختلافات آمریکا و روسیه هم‏چنان پر رنگ است و هر کدام از نامزدها سعی می‏کنند تا راهکارهای مناسبی جهت حل این موضوع ارائه کنند. در مقابل، عمل‏کرد‏های روسیه و مواضعش در قبال ایران و سوریه قابل تامل و توجه است، روسیه در برابر رای گیری شورای امنیت سازمان ملل برای تصویب پیش‏نویس قطعنامه‏‌ای درباره انتقال قدرت در سوریه، که مورد حمایت شدید آمریکا بود قویاً ایستادگی کرد و درباره هرگونه اقدام نظامی احتمالی آمریکا علیه ایران هشدار داد.

 

به دلیل همین مواضع، « رامنی » از روسیه به عنوان رقیبی بالقوه و چالشی امنیتی برای آمریکا نام می‏برد. واضح است که سیاست‏های روسیه در منطقه، خصوصاً در زمینه بحث سوریه، کاملا در تقابل با سیاست‏های آمریکاست و از نظر آن‏ها این سیاست‏ها کاملا توسعه طلبانه تلقی می‏گردد. نامزد جمهوری خواهان، معتقد است که رژیم روسیه ظرفیت لازم برای پذیرش اصلاحات سیاسی لازم را ندارد و از بعد نظامی نیز خواستار تجدید نظر در پیمان استارت و تغییر رویکرد ایالات متحده در زمینه اتخاذ سیاست‏های کنترل تسلیحات است. « رامنی » معتقد است که پوتین تمایل دارد تا روسیه را به دوران شوروی سابق بازگرداند، به همین دلیل پذیرش این کشور در سازمان تجارت جهانی را مغایر با منافع و اهداف ایالات متحده آمریکا می‏داند. وی بنا دارد تا در صورت پیروزی در انتخابات آتی، سیاست‏های حال حاضر در مورد روسیه را تغییر داده و سیاستی کاملاً قدرتمندانه را در پیش گیرد. در سوی مقابل، تفکرات « اوباما » تماماً متفاوت است. وی دنبال راه‏هایی می‏گردد تا بتواند روابط سیاسی و تجاری کشورش را با روسیه بهبود ببخشد. اوباما در تلاش است تا پیمان استارت جدید را با روسیه منقعد کرده و با پیوستن اولیه این کشور به سازمان تجارت جهانی، بتواند به محدودیت‏های تجاری باقی مانده از جنگ سرد پایان ببخشد و با این کار، روابطی عادی، دائمی و تجاری را با روسیه آغاز کند.

 

ایران و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

 

از زمان پیروزی انقلاب اسلامی به بعد، جمهوری اسلامی ایران، یکی از مهم‏ترین موضوعات و محورهای تبلیغاتی ایالات متحده آمریکا بوده است. در انتخابات پیش رو نیز، همانند سایر انتخابات گذشته، موضوع جمهوری اسلامی ایران، یکی از چالشی‏‌ترین موضوعات مطرح شده بین رقبای انتخاباتی بوده است. تقابل منافع، ارزش‏ها و نگرش‏های دو دولت، باعث شده است تا دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، موضوعی پایدار و پر دامنه تلقی گردد. البته باید توجه داشت که در هر دو حزب، مسئولینی وجود دارند که نگرشی خصومت آمیز در قبال ایران دارند، اما این شدت این نگرش در برخی از آنان بیش‏تر است.

 

در این میان، حزب جمهوری خواه در تلاش است تا ثابت کند که سیاست‏ها و اقدامات دولت « اوباما » در قبال جمهوری اسلامی ایران شکست خورده است. نامزد این حزب معتقد است که بزرگ‏ترین شکست کاری « اوباما » ، پرونده هسته‌‏ای ایران است. او می‏گوید: «اگر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیروز شود، رویکرد خیلی متفاوتی نسبت به ایران اتخاذ خواهد کرد». به طور کلی، حزب جمهوری خواه، نگرش تقابلی شدیدتری با جمهوری اسلامی ایران دارد و به همین دلیل، سعی می‏کند تا راهکارها و راهبردهایی که برای رویارویی با مسائل و تامین اهداف و منافع ارائه می‏دهند، تندتر و با استفاده از قدرت سخت باشد. « میت رامنی » و حزبش، معتقدند که فعالیت‏های هسته‏‌ای ایران، بزرگ‏ترین تهدید برای آمریکا و جهان است، و به همین دلیل، معتقدند که دولت « اوباما » در برخورد با این قضیه کوتاهی کرده و به جای مقابله، راه مصالحه را با مسئولان جمهوری اسلامی در پیش گرفته است. آن‏ها معتقدند که تلاش‏های دیپلماتیکی « اوباما » در برابر ایران بی‏نتیجه بوده و برای رفع این مشکل نیاز به تشدید تحریم‏ها و استفاده از قدرت نظامی آمریکاست. با بیان این مواضع مشخص می‏گردد که سیاست‏های مد نظر جمهوری خواهان، کاملا به سیاست‏های رژیم صهیونیستی نزدیک بوده و آشکارا به دنبال استفاده از قدرت نظامی علیه تاسیسات هسته‏ای ایران هستند. نامزد جمهوری خواهان بعد از سفر به سرزمین‏های اشغالی اعلام داشت: « در صورت اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران آن را درک می‏کنم». مشخص است که جمهوری خواهان با توجه به درخواست مکرر رژیم غاصب برای حمله نظامی به ایران، از میان گزینه‏‌های دیپلماسی، تحریم اقتصادی و اقدام نظامی، به بدترین و شدیدترین نوع آن، فکر می‏کنند.

 

اما تفکرات حزب مقابل در این حوزه کاملا متفاوت است، هرچند آن‏ها نیز همانند جمهوری خواهان در جهت دشمنی با ملت ایران چیزی را کم نگذاشته‏‌اند و بارها از لفظ « همه گزینه‌‏ها روی میز است » استفاده کرده‌‏اند، اما در عمل امیدواری آن‏ها به دیپلماسی و در کنار آن اعمال تحریم‏های شدید اقتصادی است، و سعی دارند تا سایر دولت‏ها را نیز به استفاده از این اقدامات متقاعد کرده و با خود همراه سازند. چند جانبه گرایی وجه برجسته رویکرد سیاست خارجی دموکرات‏هاست. با وجود این‏که آمریکایی‏‌ها به تنهایی، تحریم‏های گسترده‏ای را علیه ایران به تصویب رسانده‏‌اند اما در این زمینه از اروپا عقب‏تر هستند. به همین دلیل، « اوباما » و دولتش در تلاش‏ند تا از یک سو دولت‏های اروپایی را با سیاست‏های خود همراه سازند و از سوی دیگر، روسیه و چین را متقاعد سازند تا یا در تحریم‏ها علیه ایران، آن‏ها را همراهی کرده یا این‏که حداقل به مقابله با این تحریم‏ها برنخیزند.

 

نتیجه‌گیری

 

بحث فعالیت‏های هسته‌‏ای جمهوری اسلامی ایران، از یک سو باعث تقابل میان نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا شده است و از سوی دیگر به علت حساسیت خاص، و اقدامات رژیم صهیونیستی در این حوزه، احتمال می‏رود که باعث تغییر در سرنوشت انتخابات اخیر آمریکا نیز بشود. هم اکنون این موضوع، به یکی از مهم‏ترین مسائل در سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است. رژیم صهیونستی و در راس آن نخست وزیر این رژیم، می‏کوشد تا از آسیب‏پذیری دولت‏های آمریکا در مقابل رسانه‌‏ها و گروه‏‌های یهودی استفاده کند و «اوباما» را مجاب سازد تا در قبال ایران و برنامه هسته‌‏ای‏‌اش سیاست‏های تند‏تری را اتخاذ کند و با این تفکر دولت «اوباما» را تحت فشار بسیار زیادی قرار داده است. سیاست‏های دولت «اوباما» با سیاست‏های فعلی رژیم صهیونستی در ارتباط با ایران متفاوت است، باید توجه داشت که «اوباما» از سه سال پیش تا کنون هیچ دیداری با «نتانیاهو» نداشته است و اکنون نیز، تعیین خط قرمز برای فعالیت‏های هسته‌‏ای ایران، از سوی رژیم صهیونیستی یکی از موضوعات کلیدی است که باعث تقابل آشکار میان دولت «اوباما» و «نتانیاهو» شده است و رسانه‏‌های گروهی نیز بدین موضوع اشاره داشته‏‌اند.




:: برچسب‌ها:

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٦
سیاست خارجی دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا در قبال ایران

در گزارس منتشر شده از سوی وزارت اطلاعات بررسی شد

وزارت اطلاعات با انتشار گزارشی، به تحلیل سیاست خارجی دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا یعنی میت رامنی و باراک اوباما در قبال جمهوری اسلامی ایران پرداخت.

 

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، در این گزارش که در سایت وزارت اطلاعات منشتر شده، آمده است:

 

مقدمه

 

بدیهی است که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، ظاهراً امری داخلی بوده و مردم این کشور، رییس جمهور خود را از بین دو حزب حاکم، برای مدت چهار سال انتخاب می‏‌کنند. اما موضوعی که باعث اهمیت این انتخابات می‏‌شود، موقعیت سیاسی آمریکا در نظام بین‏‌الملل است. این موضوع باعث شده است تا جابه‏‌جایی احتمالی در مسئولان این کشور و البته تغییرات در سیاست خارجی آمریکا، برای سایر کشورهای جهان از اهمیت خاصی برخوردار باشد. در حال حاضر نیز در ششم نوامبر سال جاری میلادی، بعد از یک‏سال رقابت انتخاباتی، رئیس جمهور ایالات متحده از بین نامزدهای این دو حزب جمهوریخواه و دموکرات مشخص خواهد شد.

 

در میان کشورهایی که نتیجه انتخابات برای آن‏ها حائز اهمیت است، جمهوری اسلامی ایران، به دلیل دشمنی پایدار و گوناگون ایالات متحده و رویکرد خصمانه‏‌شان، در رتبه خاصی قرار دارد. به همین دلیل و با توجه به مواضع مشخص آمریکا در مورد ایران، جهت کاهش آسیب‏ها و خسارات ناشی از آن، بررسی دقیق رویکردها و سیاست‏های آنان کاملا ضروری به نظر می‏رسد. اما در این میان، باید بتوان به این پرسش پاسخ داد که با انتخاب هر کدام از نامزدهای انتخاباتی این دو حزب، چه تغییراتی در سیاست خارجی آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی ایران رخ خواهد داد؟ برای این‏که بتوان به این پرسش، پاسخ مناسبی ارائه کرد، باید مسائل و موضوعات مورد اختلاف ایران و آمریکا، رویکردها و نگرش دو حزب دموکرات و جمهوریخواه و نامزدهایشان نسبت به جمهوری اسلامی ایران، میزان تاثیر تغییر رییس جمهور در تغییر سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا و نهایتاً ، نگرش‏ها، گفتارها و رفتارهای هرکدام از نامزدها را مورد بررسی قرار داد و در باره این مسائل به بحث و بررسی پرداخت.

 

تغییرات و تفاوت‏های انتخابات آمریکا

 

با توجه به این موضوع که طبق قانون ایالات متحده آمریکا، وزیر امور خارجه بعد از انتخاب شدن توسط رئیس جمهور و گرفتن تاییدیه از مجلس سنا، کار خود را آغاز می‏کند و از لحاظ کلی هدایت سیاست خارجی کشور به عهده رئیس جمهور است، اما با تمام این قوانین، تغییر رییس جمهور و به تبع آن وزیر خارجه، تغییر سیاست خارجی آمریکا را در پی ندارد. در واقع، اختیارات رئیس جمهور و وزیر خارجه در تعیین سیاست خارجی، کاملاً متاثر از ساختار سیاسی و اقتصادی این کشور است. به این معنا که در این روند، افرادی که از لحاظ شخصیتی ضعیف‏ترند، سعی می‏کنند تا در جهت به ثمر رساندن افکار خود، از ساختارهای اداری، انسانی، مادی و معنایی بهره ببرند. در مقابل افرادی که در این میان، شخصیت قوی‏تری دارند، سعی می‏کنند تا سیاست خارجی را بیش‏تر به سمت نگرش‏ها و سیاست‏های مورد نظر خود تغییر دهند. با توجه به این‏که اهداف ملی و منافع حیاتی ایالات متحده در سیاست خارجی آمریکا تعریف شده است، تغییر کارگزاران و مسئولان، در این اهداف و منافع هیچ گونه تغییری ایجاد نمی‏کند، و چون در جهت رسیدن به این اهداف و منافع راهبردهای خاص نیز تعریف شده است، مسئولان و کارگزاران نمی‏توانند به صورت جدی تغییراتی را در آن پدید آورند.

 

از موضوعاتی که به هیچ وجه با توجه به نتیجه انتخابات، تغییر نمی‏کند می‏توان به مواردی چون، نقش تعیین کننده رسانه‏‌های گروهی در شکل دادن به افکار عمومی و روند امور، تاثیرات پایدار و ماندگار شرکت‏های بزرگ و افراد ثروتمند در سیاست خارجی و تغییرات با نظام سرمایه داری در عرصه اقتصاد و نظام لیبرالی در حوزه سیاسی اشاره کرد. مواردی که در سیاست خارجی آمریکا بیش‏ترین تاثیر را دارد، اولویت بندی اهداف و منافع حیاتی، تعیین منافع و اهداف مهم و راه‏های رسیدن به این منافع است. بیش‏ترین اختلاف موجود، اساساً در حوزه اولویت‏ها و راه‏کارهای رسیدن به اهداف مشاهده می‏شود که برای سایر کشورها، همین میزان می‏تواند باعث به‏ وجود آمدن تهدید‏ها و فرصت‏های در خور توجهی گردد. در این شرایط، هوشمندترین سیاستمداران، هرگز منتظر تغییرات بنیادینی که ممکن است هیچ گاه به‏ وقوع نپیوندد نیستند و برای تامین منافع، سعی می‏کنند از همین فضاها و تغییرات بهره گیرند.

 

کنوانسیون‏های ملی احزاب: تعیین کارگزاران و رویکردها

 

از تاریخ 28 تا 31 آگوست برابر با 7 تا 10 شهریور ماه، «تمپا» میزبان برگزاری کنوانسیون ملی حزب جمهوری‏خواه و در مقابل آن، «شارلوت» در تاریخ 3 تا 5 سپتامبر، میزبان برگزاری کنوانسیون ملی حزب دموکرات بود.

 

حزب دموکرات، پیش از آغاز کنوانسیون، نامزدهای خود را انتخاب کرده بود و در این مراسم «باراک اوباما» و «جو بایدن» تنها موافقت خود برای اعلام نامزدی را به صورت رسمی اعلام داشتند. اما در مقابل، کنوانسیون مربوط به جمهوری خواهان، در این مراسم نامزد خود را شناختند. «میت رامنی» به عنوان نامزد رسمی این حزب و «پال رایان» به عنوان معاون وی انتخاب گردیدند. این کنوانسیون‏ها، امسال توسط توفان «ایساک» تغییراتی را پیدا کرده و در برنامه‏هایشان تاثیر گذاشت. اما با این همه، در این مراسم، شخصیت‏های مهم این حزب به همراه نامزدهای ریاست جمهوری، معاون رییس جمهور و همسر رئیس جمهور سخنرانی کردند.

 

در کنوانسیون حزب دمکرات، «باراک اوباما»، که در سخنرانی بسیار توانمند نشان می‏دهد، برنامه خود را با انتقاد شدید از برنامه‏‌های رقیب انتخاباتی خود آغاز کرده و به شدت به او حمله کرد. او سخنان خود را این‏گونه بیان کرد: «میت رامنی، آمادگی لازم برای شروع دیپلماسی را ندارد. وقتی شما نمی‏توانید بدون اهانت به نزدیک‏ترین متحد ما از المپیک دیدار کنید، یعنی آمادگی لازم جهت دیپلماسی با پکن را ندارید. شما هنوز روسیه رو دشمن درجه یک آمریکا می‏دانید. شما هنوز ذهنیت جنگ را در سر دارید و از القاعده غافل هستید.» وی ادامه داد: «مردم ایالات متحده آمریکا، با دو دیدگاه روبرو هستند، یکی از آن‏ها کشورشان را رو به جلو می‏برد و دیگری رو به عقب هدایت می‏کند. با انتخاب دوباره من، یک گام به جلو بردارید.» بعد از این سخنان، معاون وی نیز در سخنرانی‏اش تمامی عمل‏کرد «باراک اوباما» را در یک جمله خلاصه کرد، او گفت: «بن لادن مرده است و جنرال موتورز زنده است». در واقع شروع دوره ریاست جمهوری «باراک اوباما» تحت تاثیر دو موضع اصلی قرار داشت، جنرال موتورز، نماد بحران اقتصادی ایالات متحده بود و بن لادن نماد حمله‏‌ها و تهدید‏های تروریستی علیه آمریکا. هم‏چنین در این کنوانسیون، به غیر از رئیس جمهور و معاون آن، همسر رئیس جمهور، «میشل اوباما» و «بیل کلینتون» رییس جمهور سابق آمریکا که از نظر اقتصادی مورد قبول مردم کشورش است، نیز به ایراد سخنرانی پرداختند.

 

اما در مقابل، و در کنوانسیون حزب جمهوریخواه، «میت رامنی» سخنرانی خود را با حمله به سیاست خارجی و اقتصادی «اوباما»، شروع کرد و بعد از آن سیاست «اوباما» در برابر سوریه، ایران و روسیه را شکست خورده نامید، و به طرفداران خود قول داد تا در صورت پیروزی در انتخابات، از منافع آنان و سایر مردم کشور با قدرت و قاطعیت دفاع کند. در ادامه این انتقادات، معاون «میت رامنی» نیز در ادامه تمامی سیاست‏های اقتصادی «اوباما» را به باد حمله گرفت و اعلام داشت که با ادامه روند موجود و عدم تغییر «اوباما»، دولت روز به روز بزرگ‏تر خواهد شد، کسری بودجه بیش از پیش خواهد بود و بیکاری به طرز شدیدی در جامعه افزایش پیدا خواهد کرد. جمهوریخواهان با شعار «آینده بهتر» به میدان آمده‏‌اند. آن‏ها معتقدند: «ما این را ساخته‏‌ایم، پس می‏توانیم آن را تغییر دهیم و فردای بهتری بسازیم»؛ اما مشکلی که در پس این شعار و جملات مشاهده می‏شود این است که آن‏ها، برای رسیدن به این هدف، یعنی رسیدن به آینده‏‌ای بهتر، هیچ توضیح یا برنامه‏‌ای را ارائه نکرده‏‌اند.

 

به طور کلی با وجود اهمیت برگزاری این کنوانسیون‏ها در آمریکا، میزان علاقه عمومی نسبت به آن‏ها کم شده و نوعی بی‏‌تفاوتی نسبت به این کنوانسیون‏ها در جامعه آمریکا شکل گرفته و حتی شبکه‏‌ها و رسانه‏‌های آمریکا نیز، این مراسم را به طور کامل پوشش نمی‏دهند. با این وجود، در این دوره برگزاری این کنوانسیون‏ها در رسانه‏‌های عمومی بازتاب خوبی داشت و سخنان «اوباما» به سرعت در شبکه‏‌های اجتماعی و فضای مجازی پخش شد و مورد استقبال جوانان قرار گرفت. به همین دلیل با نظر سنجی که انجام شد، مشخص گردید که بعد از برگزاری این کنوانسیون، میزان استقبال از نامزد حزب دموکرات، 3 تا 5 درصد از رقیب خود پیشی گرفته است لذا نقش این کنوانسیون‏ها را در نتیجه نهایی انتخابات به هیچ‏وجه نمی‏توان نادید گرفت. در واقع نتیجه اصلی انتخابات، در گرو چند رقابت اصلی است که عبارتند از رقابت‏های مقدماتی درون حزب و روند تحولات بعدی، چهار مناظره انتخاباتی میان نامزدهای اصلی دو حزب و نتیجه کنوانسیون‏های ملی. نامزدها باید سعی کنند تا روند رقابت‏های خود به مردم نشان دهند که برای اداره بهتر جامعه آمریکا توانایی داشته و در شناخت مسائل و مشکلات جامعه و در عین حال ارائه برنامه‏‌های کار آمد توانمند هستند.

 

در بررسی‏‌های اولیه از مواضع و رویکردهای دو حزب و نامزدهایشان، مشخص شده است که از دید آن‏ها مهم‏ترین معضل و مشکل آمریکا، مشکلات و مسائل اقتصادی است. هر دو نامزد در تلاش هستند تا به مردم نشان دهند که در شناخت مسائل و مشکلات جامعه، و در کنار آن ارائه برنامه‏‌های کارآمد و اداره بهتر جامعه آمریکا توانایی بیش‏تری دارند، به همین دلیل، به این نتیجه رسیده‏‌اند که مهم‏ترین موضوع حال حاضر برای رای دهندگان آمریکا، توانایی پرداخت اجاره منزل، پرداخت اقساط وام مسکن و شهریه دانشگاه فرزندشان است. در واقع مهم‏ترین عاملی که باعث شده است تا اقتصاد نقش بسیار تعیین کننده‏‌ای در نتیجه انتخابات آمریکا داشته باشد، تداوم دوره رکود و طولانی شدن مدت لازم برای خروج از بحران اقتصادی بوده است. در حوزه اقتصادی، جمهوری‌خواهان سعی کردند تا با انتخاب فردی که دارای سابقه‏ای موفق در اقتصاد و تهیه برنامه‏‌های اقتصادی است، نشان دهند که به این موضوع بسیار توجه می‏کنند و با همین ترفند رای دهندگان را به سمت حزب خود متمایل سازند. این فرد، «پال رایان» بود که به سمت معاون اول رییس جمهور برگزیده شده است. برنامه‏‌های اصلی جمهوری خواهان در حوزه اقتصاد، شامل مالیات‏های کم‏تر، دولتی کوچک‏تر، اشتغال و سرمایه گذاری بیش‏تر و مبارزه با برنامه بیمه خدمات درمانی دولت «اوباما» می‏شود.

 

در مناظرات انتخاباتی یا به صورت کلی در دوره تبلیغات انتخاباتی، جهت گیری‏‌ها و رویکردهای نامزدها به طور نسبی مشخص می‏گردد، مخصوصاً در کنوانسیون‏های ملی احزاب، که از سوی هر دو حزب، شخصیت‏های برجسته و مهم سخنرانی می‏کنند و در این سخنرانی سعی می‏کنند تا سیاست‏ها و برنامه‏‌های خود را جهت هدایت امور کشور و البته سیاست خارجی آمریکا مطرح کنند و در این میان برای حل مشکلات و مسائل آمریکا نیز، چاره‏‌ای بیاندیشند. اما باید این نکته را نیز پذیرفت که این نوع گفتارها و رفتارها در دوره مبارزات انتخاباتی، اکثراً در جهت جذب رای مردم است و به نظر نمی‏رسد که این بیانات و رویکردها، مبتنی بر بررسی‏‌های کارشناسی که پایه و اساس سیاست‏های خارجی و اقدامات آن‏ها در نظام بین‌‏المللی است، باشد. کم‏ترین ویژگی این اتفاق، این است که حداقل مشکلات و مسائل اساسی سیاست خارجی آمریکا نشان داده می‏شود‌. برای مثال، در همین مبارزات، رقیب «‌اوباما‌» از سیاست‏های اتخاذ شده در مورد ایران، روسیه، سوریه و افغانستان انتقاد کرده است. «‌رامنی‌» و حزب جمهوری خواه، نگران افزایش هزینه‏‌های مالی و جانی جنگ افغانستان هستند و خود خواهان خروج نیروهای ارتش از افغانستان هستند، اما با این وجود، تلاش کاخ سفید برای تعیین جدول زمانی به منظور خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان را محکوم و آن‏را بی توجهی به مشاوره فرماندهان ارشد ارتش عنوان کرده است.

 

یکی دیگر از موارد اختلاف «‌اوباما‌» و «‌رامنی‌»‌، بحث روسیه است. هر کدام از نامزدها تفکرات کاملاً متفاوتی درباره روسیه دارند و همین باعث شده است تا در مبارزات انتخاباتی، به این موضوع زیاد پرداخته شود، تا جایی که این موضوع در برخی اوقات از موضوعات ایران و سوریه هم مهم‏تر تلقی می‏گردد. با این‏که « باراک اوباما » در اوایل دوره ریاست جمهوری خود، با حذف طرح ایجاد سپر دفاع موشکی در شرق اروپا، توانست باعث بهبود روابط فی‌مابین آمریکا و روسیه شود، اما این اقدام او، نتوانست تمامی اختلافات را به باد فراموشی بسپارد، به همین دلیل، در مبارزات انتخاباتی اختلافات آمریکا و روسیه هم‏چنان پر رنگ است و هر کدام از نامزدها سعی می‏کنند تا راهکارهای مناسبی جهت حل این موضوع ارائه کنند. در مقابل، عمل‏کرد‏های روسیه و مواضعش در قبال ایران و سوریه قابل تامل و توجه است، روسیه در برابر رای گیری شورای امنیت سازمان ملل برای تصویب پیش‏نویس قطعنامه‏‌ای درباره انتقال قدرت در سوریه، که مورد حمایت شدید آمریکا بود قویاً ایستادگی کرد و درباره هرگونه اقدام نظامی احتمالی آمریکا علیه ایران هشدار داد.

 

به دلیل همین مواضع، « رامنی » از روسیه به عنوان رقیبی بالقوه و چالشی امنیتی برای آمریکا نام می‏برد. واضح است که سیاست‏های روسیه در منطقه، خصوصاً در زمینه بحث سوریه، کاملا در تقابل با سیاست‏های آمریکاست و از نظر آن‏ها این سیاست‏ها کاملا توسعه طلبانه تلقی می‏گردد. نامزد جمهوری خواهان، معتقد است که رژیم روسیه ظرفیت لازم برای پذیرش اصلاحات سیاسی لازم را ندارد و از بعد نظامی نیز خواستار تجدید نظر در پیمان استارت و تغییر رویکرد ایالات متحده در زمینه اتخاذ سیاست‏های کنترل تسلیحات است. « رامنی » معتقد است که پوتین تمایل دارد تا روسیه را به دوران شوروی سابق بازگرداند، به همین دلیل پذیرش این کشور در سازمان تجارت جهانی را مغایر با منافع و اهداف ایالات متحده آمریکا می‏داند. وی بنا دارد تا در صورت پیروزی در انتخابات آتی، سیاست‏های حال حاضر در مورد روسیه را تغییر داده و سیاستی کاملاً قدرتمندانه را در پیش گیرد. در سوی مقابل، تفکرات « اوباما » تماماً متفاوت است. وی دنبال راه‏هایی می‏گردد تا بتواند روابط سیاسی و تجاری کشورش را با روسیه بهبود ببخشد. اوباما در تلاش است تا پیمان استارت جدید را با روسیه منقعد کرده و با پیوستن اولیه این کشور به سازمان تجارت جهانی، بتواند به محدودیت‏های تجاری باقی مانده از جنگ سرد پایان ببخشد و با این کار، روابطی عادی، دائمی و تجاری را با روسیه آغاز کند.

 

ایران و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

 

از زمان پیروزی انقلاب اسلامی به بعد، جمهوری اسلامی ایران، یکی از مهم‏ترین موضوعات و محورهای تبلیغاتی ایالات متحده آمریکا بوده است. در انتخابات پیش رو نیز، همانند سایر انتخابات گذشته، موضوع جمهوری اسلامی ایران، یکی از چالشی‏‌ترین موضوعات مطرح شده بین رقبای انتخاباتی بوده است. تقابل منافع، ارزش‏ها و نگرش‏های دو دولت، باعث شده است تا دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، موضوعی پایدار و پر دامنه تلقی گردد. البته باید توجه داشت که در هر دو حزب، مسئولینی وجود دارند که نگرشی خصومت آمیز در قبال ایران دارند، اما این شدت این نگرش در برخی از آنان بیش‏تر است.

 

در این میان، حزب جمهوری خواه در تلاش است تا ثابت کند که سیاست‏ها و اقدامات دولت « اوباما » در قبال جمهوری اسلامی ایران شکست خورده است. نامزد این حزب معتقد است که بزرگ‏ترین شکست کاری « اوباما » ، پرونده هسته‌‏ای ایران است. او می‏گوید: «اگر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیروز شود، رویکرد خیلی متفاوتی نسبت به ایران اتخاذ خواهد کرد». به طور کلی، حزب جمهوری خواه، نگرش تقابلی شدیدتری با جمهوری اسلامی ایران دارد و به همین دلیل، سعی می‏کند تا راهکارها و راهبردهایی که برای رویارویی با مسائل و تامین اهداف و منافع ارائه می‏دهند، تندتر و با استفاده از قدرت سخت باشد. « میت رامنی » و حزبش، معتقدند که فعالیت‏های هسته‏‌ای ایران، بزرگ‏ترین تهدید برای آمریکا و جهان است، و به همین دلیل، معتقدند که دولت « اوباما » در برخورد با این قضیه کوتاهی کرده و به جای مقابله، راه مصالحه را با مسئولان جمهوری اسلامی در پیش گرفته است. آن‏ها معتقدند که تلاش‏های دیپلماتیکی « اوباما » در برابر ایران بی‏نتیجه بوده و برای رفع این مشکل نیاز به تشدید تحریم‏ها و استفاده از قدرت نظامی آمریکاست. با بیان این مواضع مشخص می‏گردد که سیاست‏های مد نظر جمهوری خواهان، کاملا به سیاست‏های رژیم صهیونیستی نزدیک بوده و آشکارا به دنبال استفاده از قدرت نظامی علیه تاسیسات هسته‏ای ایران هستند. نامزد جمهوری خواهان بعد از سفر به سرزمین‏های اشغالی اعلام داشت: « در صورت اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران آن را درک می‏کنم». مشخص است که جمهوری خواهان با توجه به درخواست مکرر رژیم غاصب برای حمله نظامی به ایران، از میان گزینه‏‌های دیپلماسی، تحریم اقتصادی و اقدام نظامی، به بدترین و شدیدترین نوع آن، فکر می‏کنند.

 

اما تفکرات حزب مقابل در این حوزه کاملا متفاوت است، هرچند آن‏ها نیز همانند جمهوری خواهان در جهت دشمنی با ملت ایران چیزی را کم نگذاشته‏‌اند و بارها از لفظ « همه گزینه‌‏ها روی میز است » استفاده کرده‌‏اند، اما در عمل امیدواری آن‏ها به دیپلماسی و در کنار آن اعمال تحریم‏های شدید اقتصادی است، و سعی دارند تا سایر دولت‏ها را نیز به استفاده از این اقدامات متقاعد کرده و با خود همراه سازند. چند جانبه گرایی وجه برجسته رویکرد سیاست خارجی دموکرات‏هاست. با وجود این‏که آمریکایی‏‌ها به تنهایی، تحریم‏های گسترده‏ای را علیه ایران به تصویب رسانده‏‌اند اما در این زمینه از اروپا عقب‏تر هستند. به همین دلیل، « اوباما » و دولتش در تلاش‏ند تا از یک سو دولت‏های اروپایی را با سیاست‏های خود همراه سازند و از سوی دیگر، روسیه و چین را متقاعد سازند تا یا در تحریم‏ها علیه ایران، آن‏ها را همراهی کرده یا این‏که حداقل به مقابله با این تحریم‏ها برنخیزند.

 

نتیجه‌گیری

 

بحث فعالیت‏های هسته‌‏ای جمهوری اسلامی ایران، از یک سو باعث تقابل میان نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا شده است و از سوی دیگر به علت حساسیت خاص، و اقدامات رژیم صهیونیستی در این حوزه، احتمال می‏رود که باعث تغییر در سرنوشت انتخابات اخیر آمریکا نیز بشود. هم اکنون این موضوع، به یکی از مهم‏ترین مسائل در سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است. رژیم صهیونستی و در راس آن نخست وزیر این رژیم، می‏کوشد تا از آسیب‏پذیری دولت‏های آمریکا در مقابل رسانه‌‏ها و گروه‏‌های یهودی استفاده کند و «اوباما» را مجاب سازد تا در قبال ایران و برنامه هسته‌‏ای‏‌اش سیاست‏های تند‏تری را اتخاذ کند و با این تفکر دولت «اوباما» را تحت فشار بسیار زیادی قرار داده است. سیاست‏های دولت «اوباما» با سیاست‏های فعلی رژیم صهیونستی در ارتباط با ایران متفاوت است، باید توجه داشت که «اوباما» از سه سال پیش تا کنون هیچ دیداری با «نتانیاهو» نداشته است و اکنون نیز، تعیین خط قرمز برای فعالیت‏های هسته‌‏ای ایران، از سوی رژیم صهیونیستی یکی از موضوعات کلیدی است که باعث تقابل آشکار میان دولت «اوباما» و «نتانیاهو» شده است و رسانه‏‌های گروهی نیز بدین موضوع اشاره داشته‏‌اند.




:: برچسب‌ها:

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٦
در گزارس منتشر شده از سوی وزارت اطلاعات بررسی شد سیاست خارجی دو نامزد ریاست جم

وزارت اطلاعات با انتشار گزارشی، به تحلیل سیاست خارجی دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا یعنی میت رامنی و باراک اوباما در قبال جمهوری اسلامی ایران پرداخت.

 

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، در این گزارش که در سایت وزارت اطلاعات منشتر شده، آمده است:

 

مقدمه

 

بدیهی است که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، ظاهراً امری داخلی بوده و مردم این کشور، رییس جمهور خود را از بین دو حزب حاکم، برای مدت چهار سال انتخاب می‏‌کنند. اما موضوعی که باعث اهمیت این انتخابات می‏‌شود، موقعیت سیاسی آمریکا در نظام بین‏‌الملل است. این موضوع باعث شده است تا جابه‏‌جایی احتمالی در مسئولان این کشور و البته تغییرات در سیاست خارجی آمریکا، برای سایر کشورهای جهان از اهمیت خاصی برخوردار باشد. در حال حاضر نیز در ششم نوامبر سال جاری میلادی، بعد از یک‏سال رقابت انتخاباتی، رئیس جمهور ایالات متحده از بین نامزدهای این دو حزب جمهوریخواه و دموکرات مشخص خواهد شد.

 

در میان کشورهایی که نتیجه انتخابات برای آن‏ها حائز اهمیت است، جمهوری اسلامی ایران، به دلیل دشمنی پایدار و گوناگون ایالات متحده و رویکرد خصمانه‏‌شان، در رتبه خاصی قرار دارد. به همین دلیل و با توجه به مواضع مشخص آمریکا در مورد ایران، جهت کاهش آسیب‏ها و خسارات ناشی از آن، بررسی دقیق رویکردها و سیاست‏های آنان کاملا ضروری به نظر می‏رسد. اما در این میان، باید بتوان به این پرسش پاسخ داد که با انتخاب هر کدام از نامزدهای انتخاباتی این دو حزب، چه تغییراتی در سیاست خارجی آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی ایران رخ خواهد داد؟ برای این‏که بتوان به این پرسش، پاسخ مناسبی ارائه کرد، باید مسائل و موضوعات مورد اختلاف ایران و آمریکا، رویکردها و نگرش دو حزب دموکرات و جمهوریخواه و نامزدهایشان نسبت به جمهوری اسلامی ایران، میزان تاثیر تغییر رییس جمهور در تغییر سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا و نهایتاً ، نگرش‏ها، گفتارها و رفتارهای هرکدام از نامزدها را مورد بررسی قرار داد و در باره این مسائل به بحث و بررسی پرداخت.

 

تغییرات و تفاوت‏های انتخابات آمریکا

 

با توجه به این موضوع که طبق قانون ایالات متحده آمریکا، وزیر امور خارجه بعد از انتخاب شدن توسط رئیس جمهور و گرفتن تاییدیه از مجلس سنا، کار خود را آغاز می‏کند و از لحاظ کلی هدایت سیاست خارجی کشور به عهده رئیس جمهور است، اما با تمام این قوانین، تغییر رییس جمهور و به تبع آن وزیر خارجه، تغییر سیاست خارجی آمریکا را در پی ندارد. در واقع، اختیارات رئیس جمهور و وزیر خارجه در تعیین سیاست خارجی، کاملاً متاثر از ساختار سیاسی و اقتصادی این کشور است. به این معنا که در این روند، افرادی که از لحاظ شخصیتی ضعیف‏ترند، سعی می‏کنند تا در جهت به ثمر رساندن افکار خود، از ساختارهای اداری، انسانی، مادی و معنایی بهره ببرند. در مقابل افرادی که در این میان، شخصیت قوی‏تری دارند، سعی می‏کنند تا سیاست خارجی را بیش‏تر به سمت نگرش‏ها و سیاست‏های مورد نظر خود تغییر دهند. با توجه به این‏که اهداف ملی و منافع حیاتی ایالات متحده در سیاست خارجی آمریکا تعریف شده است، تغییر کارگزاران و مسئولان، در این اهداف و منافع هیچ گونه تغییری ایجاد نمی‏کند، و چون در جهت رسیدن به این اهداف و منافع راهبردهای خاص نیز تعریف شده است، مسئولان و کارگزاران نمی‏توانند به صورت جدی تغییراتی را در آن پدید آورند.

 

از موضوعاتی که به هیچ وجه با توجه به نتیجه انتخابات، تغییر نمی‏کند می‏توان به مواردی چون، نقش تعیین کننده رسانه‏‌های گروهی در شکل دادن به افکار عمومی و روند امور، تاثیرات پایدار و ماندگار شرکت‏های بزرگ و افراد ثروتمند در سیاست خارجی و تغییرات با نظام سرمایه داری در عرصه اقتصاد و نظام لیبرالی در حوزه سیاسی اشاره کرد. مواردی که در سیاست خارجی آمریکا بیش‏ترین تاثیر را دارد، اولویت بندی اهداف و منافع حیاتی، تعیین منافع و اهداف مهم و راه‏های رسیدن به این منافع است. بیش‏ترین اختلاف موجود، اساساً در حوزه اولویت‏ها و راه‏کارهای رسیدن به اهداف مشاهده می‏شود که برای سایر کشورها، همین میزان می‏تواند باعث به‏ وجود آمدن تهدید‏ها و فرصت‏های در خور توجهی گردد. در این شرایط، هوشمندترین سیاستمداران، هرگز منتظر تغییرات بنیادینی که ممکن است هیچ گاه به‏ وقوع نپیوندد نیستند و برای تامین منافع، سعی می‏کنند از همین فضاها و تغییرات بهره گیرند.

 

کنوانسیون‏های ملی احزاب: تعیین کارگزاران و رویکردها

 

از تاریخ 28 تا 31 آگوست برابر با 7 تا 10 شهریور ماه، «تمپا» میزبان برگزاری کنوانسیون ملی حزب جمهوری‏خواه و در مقابل آن، «شارلوت» در تاریخ 3 تا 5 سپتامبر، میزبان برگزاری کنوانسیون ملی حزب دموکرات بود.

 

حزب دموکرات، پیش از آغاز کنوانسیون، نامزدهای خود را انتخاب کرده بود و در این مراسم «باراک اوباما» و «جو بایدن» تنها موافقت خود برای اعلام نامزدی را به صورت رسمی اعلام داشتند. اما در مقابل، کنوانسیون مربوط به جمهوری خواهان، در این مراسم نامزد خود را شناختند. «میت رامنی» به عنوان نامزد رسمی این حزب و «پال رایان» به عنوان معاون وی انتخاب گردیدند. این کنوانسیون‏ها، امسال توسط توفان «ایساک» تغییراتی را پیدا کرده و در برنامه‏هایشان تاثیر گذاشت. اما با این همه، در این مراسم، شخصیت‏های مهم این حزب به همراه نامزدهای ریاست جمهوری، معاون رییس جمهور و همسر رئیس جمهور سخنرانی کردند.

 

در کنوانسیون حزب دمکرات، «باراک اوباما»، که در سخنرانی بسیار توانمند نشان می‏دهد، برنامه خود را با انتقاد شدید از برنامه‏‌های رقیب انتخاباتی خود آغاز کرده و به شدت به او حمله کرد. او سخنان خود را این‏گونه بیان کرد: «میت رامنی، آمادگی لازم برای شروع دیپلماسی را ندارد. وقتی شما نمی‏توانید بدون اهانت به نزدیک‏ترین متحد ما از المپیک دیدار کنید، یعنی آمادگی لازم جهت دیپلماسی با پکن را ندارید. شما هنوز روسیه رو دشمن درجه یک آمریکا می‏دانید. شما هنوز ذهنیت جنگ را در سر دارید و از القاعده غافل هستید.» وی ادامه داد: «مردم ایالات متحده آمریکا، با دو دیدگاه روبرو هستند، یکی از آن‏ها کشورشان را رو به جلو می‏برد و دیگری رو به عقب هدایت می‏کند. با انتخاب دوباره من، یک گام به جلو بردارید.» بعد از این سخنان، معاون وی نیز در سخنرانی‏اش تمامی عمل‏کرد «باراک اوباما» را در یک جمله خلاصه کرد، او گفت: «بن لادن مرده است و جنرال موتورز زنده است». در واقع شروع دوره ریاست جمهوری «باراک اوباما» تحت تاثیر دو موضع اصلی قرار داشت، جنرال موتورز، نماد بحران اقتصادی ایالات متحده بود و بن لادن نماد حمله‏‌ها و تهدید‏های تروریستی علیه آمریکا. هم‏چنین در این کنوانسیون، به غیر از رئیس جمهور و معاون آن، همسر رئیس جمهور، «میشل اوباما» و «بیل کلینتون» رییس جمهور سابق آمریکا که از نظر اقتصادی مورد قبول مردم کشورش است، نیز به ایراد سخنرانی پرداختند.

 

اما در مقابل، و در کنوانسیون حزب جمهوریخواه، «میت رامنی» سخنرانی خود را با حمله به سیاست خارجی و اقتصادی «اوباما»، شروع کرد و بعد از آن سیاست «اوباما» در برابر سوریه، ایران و روسیه را شکست خورده نامید، و به طرفداران خود قول داد تا در صورت پیروزی در انتخابات، از منافع آنان و سایر مردم کشور با قدرت و قاطعیت دفاع کند. در ادامه این انتقادات، معاون «میت رامنی» نیز در ادامه تمامی سیاست‏های اقتصادی «اوباما» را به باد حمله گرفت و اعلام داشت که با ادامه روند موجود و عدم تغییر «اوباما»، دولت روز به روز بزرگ‏تر خواهد شد، کسری بودجه بیش از پیش خواهد بود و بیکاری به طرز شدیدی در جامعه افزایش پیدا خواهد کرد. جمهوریخواهان با شعار «آینده بهتر» به میدان آمده‏‌اند. آن‏ها معتقدند: «ما این را ساخته‏‌ایم، پس می‏توانیم آن را تغییر دهیم و فردای بهتری بسازیم»؛ اما مشکلی که در پس این شعار و جملات مشاهده می‏شود این است که آن‏ها، برای رسیدن به این هدف، یعنی رسیدن به آینده‏‌ای بهتر، هیچ توضیح یا برنامه‏‌ای را ارائه نکرده‏‌اند.

 

به طور کلی با وجود اهمیت برگزاری این کنوانسیون‏ها در آمریکا، میزان علاقه عمومی نسبت به آن‏ها کم شده و نوعی بی‏‌تفاوتی نسبت به این کنوانسیون‏ها در جامعه آمریکا شکل گرفته و حتی شبکه‏‌ها و رسانه‏‌های آمریکا نیز، این مراسم را به طور کامل پوشش نمی‏دهند. با این وجود، در این دوره برگزاری این کنوانسیون‏ها در رسانه‏‌های عمومی بازتاب خوبی داشت و سخنان «اوباما» به سرعت در شبکه‏‌های اجتماعی و فضای مجازی پخش شد و مورد استقبال جوانان قرار گرفت. به همین دلیل با نظر سنجی که انجام شد، مشخص گردید که بعد از برگزاری این کنوانسیون، میزان استقبال از نامزد حزب دموکرات، 3 تا 5 درصد از رقیب خود پیشی گرفته است لذا نقش این کنوانسیون‏ها را در نتیجه نهایی انتخابات به هیچ‏وجه نمی‏توان نادید گرفت. در واقع نتیجه اصلی انتخابات، در گرو چند رقابت اصلی است که عبارتند از رقابت‏های مقدماتی درون حزب و روند تحولات بعدی، چهار مناظره انتخاباتی میان نامزدهای اصلی دو حزب و نتیجه کنوانسیون‏های ملی. نامزدها باید سعی کنند تا روند رقابت‏های خود به مردم نشان دهند که برای اداره بهتر جامعه آمریکا توانایی داشته و در شناخت مسائل و مشکلات جامعه و در عین حال ارائه برنامه‏‌های کار آمد توانمند هستند.

 

در بررسی‏‌های اولیه از مواضع و رویکردهای دو حزب و نامزدهایشان، مشخص شده است که از دید آن‏ها مهم‏ترین معضل و مشکل آمریکا، مشکلات و مسائل اقتصادی است. هر دو نامزد در تلاش هستند تا به مردم نشان دهند که در شناخت مسائل و مشکلات جامعه، و در کنار آن ارائه برنامه‏‌های کارآمد و اداره بهتر جامعه آمریکا توانایی بیش‏تری دارند، به همین دلیل، به این نتیجه رسیده‏‌اند که مهم‏ترین موضوع حال حاضر برای رای دهندگان آمریکا، توانایی پرداخت اجاره منزل، پرداخت اقساط وام مسکن و شهریه دانشگاه فرزندشان است. در واقع مهم‏ترین عاملی که باعث شده است تا اقتصاد نقش بسیار تعیین کننده‏‌ای در نتیجه انتخابات آمریکا داشته باشد، تداوم دوره رکود و طولانی شدن مدت لازم برای خروج از بحران اقتصادی بوده است. در حوزه اقتصادی، جمهوری‌خواهان سعی کردند تا با انتخاب فردی که دارای سابقه‏ای موفق در اقتصاد و تهیه برنامه‏‌های اقتصادی است، نشان دهند که به این موضوع بسیار توجه می‏کنند و با همین ترفند رای دهندگان را به سمت حزب خود متمایل سازند. این فرد، «پال رایان» بود که به سمت معاون اول رییس جمهور برگزیده شده است. برنامه‏‌های اصلی جمهوری خواهان در حوزه اقتصاد، شامل مالیات‏های کم‏تر، دولتی کوچک‏تر، اشتغال و سرمایه گذاری بیش‏تر و مبارزه با برنامه بیمه خدمات درمانی دولت «اوباما» می‏شود.

 

در مناظرات انتخاباتی یا به صورت کلی در دوره تبلیغات انتخاباتی، جهت گیری‏‌ها و رویکردهای نامزدها به طور نسبی مشخص می‏گردد، مخصوصاً در کنوانسیون‏های ملی احزاب، که از سوی هر دو حزب، شخصیت‏های برجسته و مهم سخنرانی می‏کنند و در این سخنرانی سعی می‏کنند تا سیاست‏ها و برنامه‏‌های خود را جهت هدایت امور کشور و البته سیاست خارجی آمریکا مطرح کنند و در این میان برای حل مشکلات و مسائل آمریکا نیز، چاره‏‌ای بیاندیشند. اما باید این نکته را نیز پذیرفت که این نوع گفتارها و رفتارها در دوره مبارزات انتخاباتی، اکثراً در جهت جذب رای مردم است و به نظر نمی‏رسد که این بیانات و رویکردها، مبتنی بر بررسی‏‌های کارشناسی که پایه و اساس سیاست‏های خارجی و اقدامات آن‏ها در نظام بین‌‏المللی است، باشد. کم‏ترین ویژگی این اتفاق، این است که حداقل مشکلات و مسائل اساسی سیاست خارجی آمریکا نشان داده می‏شود‌. برای مثال، در همین مبارزات، رقیب «‌اوباما‌» از سیاست‏های اتخاذ شده در مورد ایران، روسیه، سوریه و افغانستان انتقاد کرده است. «‌رامنی‌» و حزب جمهوری خواه، نگران افزایش هزینه‏‌های مالی و جانی جنگ افغانستان هستند و خود خواهان خروج نیروهای ارتش از افغانستان هستند، اما با این وجود، تلاش کاخ سفید برای تعیین جدول زمانی به منظور خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان را محکوم و آن‏را بی توجهی به مشاوره فرماندهان ارشد ارتش عنوان کرده است.

 

یکی دیگر از موارد اختلاف «‌اوباما‌» و «‌رامنی‌»‌، بحث روسیه است. هر کدام از نامزدها تفکرات کاملاً متفاوتی درباره روسیه دارند و همین باعث شده است تا در مبارزات انتخاباتی، به این موضوع زیاد پرداخته شود، تا جایی که این موضوع در برخی اوقات از موضوعات ایران و سوریه هم مهم‏تر تلقی می‏گردد. با این‏که « باراک اوباما » در اوایل دوره ریاست جمهوری خود، با حذف طرح ایجاد سپر دفاع موشکی در شرق اروپا، توانست باعث بهبود روابط فی‌مابین آمریکا و روسیه شود، اما این اقدام او، نتوانست تمامی اختلافات را به باد فراموشی بسپارد، به همین دلیل، در مبارزات انتخاباتی اختلافات آمریکا و روسیه هم‏چنان پر رنگ است و هر کدام از نامزدها سعی می‏کنند تا راهکارهای مناسبی جهت حل این موضوع ارائه کنند. در مقابل، عمل‏کرد‏های روسیه و مواضعش در قبال ایران و سوریه قابل تامل و توجه است، روسیه در برابر رای گیری شورای امنیت سازمان ملل برای تصویب پیش‏نویس قطعنامه‏‌ای درباره انتقال قدرت در سوریه، که مورد حمایت شدید آمریکا بود قویاً ایستادگی کرد و درباره هرگونه اقدام نظامی احتمالی آمریکا علیه ایران هشدار داد.

 

به دلیل همین مواضع، « رامنی » از روسیه به عنوان رقیبی بالقوه و چالشی امنیتی برای آمریکا نام می‏برد. واضح است که سیاست‏های روسیه در منطقه، خصوصاً در زمینه بحث سوریه، کاملا در تقابل با سیاست‏های آمریکاست و از نظر آن‏ها این سیاست‏ها کاملا توسعه طلبانه تلقی می‏گردد. نامزد جمهوری خواهان، معتقد است که رژیم روسیه ظرفیت لازم برای پذیرش اصلاحات سیاسی لازم را ندارد و از بعد نظامی نیز خواستار تجدید نظر در پیمان استارت و تغییر رویکرد ایالات متحده در زمینه اتخاذ سیاست‏های کنترل تسلیحات است. « رامنی » معتقد است که پوتین تمایل دارد تا روسیه را به دوران شوروی سابق بازگرداند، به همین دلیل پذیرش این کشور در سازمان تجارت جهانی را مغایر با منافع و اهداف ایالات متحده آمریکا می‏داند. وی بنا دارد تا در صورت پیروزی در انتخابات آتی، سیاست‏های حال حاضر در مورد روسیه را تغییر داده و سیاستی کاملاً قدرتمندانه را در پیش گیرد. در سوی مقابل، تفکرات « اوباما » تماماً متفاوت است. وی دنبال راه‏هایی می‏گردد تا بتواند روابط سیاسی و تجاری کشورش را با روسیه بهبود ببخشد. اوباما در تلاش است تا پیمان استارت جدید را با روسیه منقعد کرده و با پیوستن اولیه این کشور به سازمان تجارت جهانی، بتواند به محدودیت‏های تجاری باقی مانده از جنگ سرد پایان ببخشد و با این کار، روابطی عادی، دائمی و تجاری را با روسیه آغاز کند.

 

ایران و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

 

از زمان پیروزی انقلاب اسلامی به بعد، جمهوری اسلامی ایران، یکی از مهم‏ترین موضوعات و محورهای تبلیغاتی ایالات متحده آمریکا بوده است. در انتخابات پیش رو نیز، همانند سایر انتخابات گذشته، موضوع جمهوری اسلامی ایران، یکی از چالشی‏‌ترین موضوعات مطرح شده بین رقبای انتخاباتی بوده است. تقابل منافع، ارزش‏ها و نگرش‏های دو دولت، باعث شده است تا دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، موضوعی پایدار و پر دامنه تلقی گردد. البته باید توجه داشت که در هر دو حزب، مسئولینی وجود دارند که نگرشی خصومت آمیز در قبال ایران دارند، اما این شدت این نگرش در برخی از آنان بیش‏تر است.

 

در این میان، حزب جمهوری خواه در تلاش است تا ثابت کند که سیاست‏ها و اقدامات دولت « اوباما » در قبال جمهوری اسلامی ایران شکست خورده است. نامزد این حزب معتقد است که بزرگ‏ترین شکست کاری « اوباما » ، پرونده هسته‌‏ای ایران است. او می‏گوید: «اگر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیروز شود، رویکرد خیلی متفاوتی نسبت به ایران اتخاذ خواهد کرد». به طور کلی، حزب جمهوری خواه، نگرش تقابلی شدیدتری با جمهوری اسلامی ایران دارد و به همین دلیل، سعی می‏کند تا راهکارها و راهبردهایی که برای رویارویی با مسائل و تامین اهداف و منافع ارائه می‏دهند، تندتر و با استفاده از قدرت سخت باشد. « میت رامنی » و حزبش، معتقدند که فعالیت‏های هسته‏‌ای ایران، بزرگ‏ترین تهدید برای آمریکا و جهان است، و به همین دلیل، معتقدند که دولت « اوباما » در برخورد با این قضیه کوتاهی کرده و به جای مقابله، راه مصالحه را با مسئولان جمهوری اسلامی در پیش گرفته است. آن‏ها معتقدند که تلاش‏های دیپلماتیکی « اوباما » در برابر ایران بی‏نتیجه بوده و برای رفع این مشکل نیاز به تشدید تحریم‏ها و استفاده از قدرت نظامی آمریکاست. با بیان این مواضع مشخص می‏گردد که سیاست‏های مد نظر جمهوری خواهان، کاملا به سیاست‏های رژیم صهیونیستی نزدیک بوده و آشکارا به دنبال استفاده از قدرت نظامی علیه تاسیسات هسته‏ای ایران هستند. نامزد جمهوری خواهان بعد از سفر به سرزمین‏های اشغالی اعلام داشت: « در صورت اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران آن را درک می‏کنم». مشخص است که جمهوری خواهان با توجه به درخواست مکرر رژیم غاصب برای حمله نظامی به ایران، از میان گزینه‏‌های دیپلماسی، تحریم اقتصادی و اقدام نظامی، به بدترین و شدیدترین نوع آن، فکر می‏کنند.

 

اما تفکرات حزب مقابل در این حوزه کاملا متفاوت است، هرچند آن‏ها نیز همانند جمهوری خواهان در جهت دشمنی با ملت ایران چیزی را کم نگذاشته‏‌اند و بارها از لفظ « همه گزینه‌‏ها روی میز است » استفاده کرده‌‏اند، اما در عمل امیدواری آن‏ها به دیپلماسی و در کنار آن اعمال تحریم‏های شدید اقتصادی است، و سعی دارند تا سایر دولت‏ها را نیز به استفاده از این اقدامات متقاعد کرده و با خود همراه سازند. چند جانبه گرایی وجه برجسته رویکرد سیاست خارجی دموکرات‏هاست. با وجود این‏که آمریکایی‏‌ها به تنهایی، تحریم‏های گسترده‏ای را علیه ایران به تصویب رسانده‏‌اند اما در این زمینه از اروپا عقب‏تر هستند. به همین دلیل، « اوباما » و دولتش در تلاش‏ند تا از یک سو دولت‏های اروپایی را با سیاست‏های خود همراه سازند و از سوی دیگر، روسیه و چین را متقاعد سازند تا یا در تحریم‏ها علیه ایران، آن‏ها را همراهی کرده یا این‏که حداقل به مقابله با این تحریم‏ها برنخیزند.

 

نتیجه‌گیری

 

بحث فعالیت‏های هسته‌‏ای جمهوری اسلامی ایران، از یک سو باعث تقابل میان نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا شده است و از سوی دیگر به علت حساسیت خاص، و اقدامات رژیم صهیونیستی در این حوزه، احتمال می‏رود که باعث تغییر در سرنوشت انتخابات اخیر آمریکا نیز بشود. هم اکنون این موضوع، به یکی از مهم‏ترین مسائل در سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است. رژیم صهیونستی و در راس آن نخست وزیر این رژیم، می‏کوشد تا از آسیب‏پذیری دولت‏های آمریکا در مقابل رسانه‌‏ها و گروه‏‌های یهودی استفاده کند و «اوباما» را مجاب سازد تا در قبال ایران و برنامه هسته‌‏ای‏‌اش سیاست‏های تند‏تری را اتخاذ کند و با این تفکر دولت «اوباما» را تحت فشار بسیار زیادی قرار داده است. سیاست‏های دولت «اوباما» با سیاست‏های فعلی رژیم صهیونستی در ارتباط با ایران متفاوت است، باید توجه داشت که «اوباما» از سه سال پیش تا کنون هیچ دیداری با «نتانیاهو» نداشته است و اکنون نیز، تعیین خط قرمز برای فعالیت‏های هسته‌‏ای ایران، از سوی رژیم صهیونیستی یکی از موضوعات کلیدی است که باعث تقابل آشکار میان دولت «اوباما» و «نتانیاهو» شده است و رسانه‏‌های گروهی نیز بدین موضوع اشاره داشته‏‌اند.




:: برچسب‌ها:

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٦
بررسی جریان جدید مدّعی یمانی (احمدالحسن)

استعمارگران براى گسترش دامنه و حوزه قدرت خویش در سرزمین‌هاى اسلامى، همیشه اسلام ـ به ویژه شیعه ـ را مانع مهم دستیابی به اهداف خود یافته‌اند؛ از همین رو با بدعتگذاری و بنیان نهادن فرقه‌های ضاله و مذاهب ساختگی در برابر فرهنگ اصیل شیعی، زمینه سازی رشد و ترویج آن‌ها را در رأس برنامههای شیطانی خود قرار دادند. تأسیس مذهب قادیانی در پاکستان، بابیت و بهائیت در ایران، و وهابیت در عربستان، نمونه‌هایی از آن فرقه‌ها و جریانات دینی است.

چکیده

استعمار برای سلطه بر کشورهای اسلامی از روش‌های متعدد بهره می‌جوید؛ گاهی با حضور فیزیکی و گاهی از طریق سوء استفاده از باورهای اعتقادی مردم همان کشور؛ همانند اینکه در عراق از اعتقاد مردم به مهدویت استفاده کرد و فردی به نام احمد الحسن را به میدان فرستاد تا ادعا کند یمانی است. در این مقاله، پس از بررسی روایاتی که دربارة یمانی وارد شده، و نیز مرور ادعاها و اعتقاداتِ احمد الحسن، تناقضات ادعاها و اعتقادات او با روایات بیان شده و ایرادات اساسی این حرکت، تبیین شده است. در پایان، بر اساس روایات، بهترین راه سعادت در زمان غیبت، مراجعه به علمای ربّانی معرفی شده است.

کلید واژه‌ها: یمانی، احمد الحسن، استعمار، بعثی، علائم.

مقدمه

استعمارگران براى گسترش دامنه و حوزه قدرت خویش در سرزمین‌هاى اسلامى، همیشه اسلام ـ به ویژه شیعه ـ را مانع مهم دستیابی به اهداف خود یافته‌اند؛ از همین رو با بدعتگذاری و بنیان نهادن فرقههای ضاله و مذاهب ساختگی در برابر فرهنگ اصیل شیعی، زمینه سازی رشد و ترویج آن‌ها را در رأس برنامههای شیطانی خود قرار دادند. تأسیس مذهب قادیانی در پاکستان، بابیت و بهائیت در ایران، و وهابیت در عربستان، نمونه هایی از آن فرقه‌ها و جریانات دینی است. همراهی، بلکه سر سپردگی این فرقه‌ها به آمریکا، انگلیس و صهیونیست‌ها در این زمان بر همگان آفتابی شده است.

بر این اساس، اخیراً دولت های استعماری که به بهانه مبارزه با تروریسم، کشورهای مسلمان افغانستان و عراق را اشغال کرده‌اند، پروژه تأسیس آن گونه فرقه‌ها وپشتیبانی از آن‌ها را به ویژه در عراق در رأس برنامه های خود قرار داده‌اند. در این کشور، به دنبال اشغال عراق ده‌ها فرقه بروز و ظهور نموده اند؛ از قبیل:

ـ جند السماء به رهبری ضیاء عبدالزهراء کاظم الگرعاوی؛

ـ جریان یمانی؛

ـ جریان سید محمود حسنی سرخی؛

ـ فرقة الامام الربانی به رهبری سید فاضل عبدالحسین الحسینی الهاشمی؛

ـ فرقه فرقد القزوینی؛

ـ جریان سلوکی؛

اغلب جریانات فوق، مدّعی مهدویت یا ارتباط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شده‌اند و ارتباط بیشتر آن‌ها با جریانات بعثی و دستگاه های جاسوسی استعماری، کشف و احراز گردیده است. هدف اصلی این فرقه‌ها مبارزه با حوزه، مرجعیت و روحانیت شیعه قرار گرفته است؛ زیرا در تاریخ نهضت های اسلامی معاصر ضد استعماری، این واقعیت، بارها به اثبات رسیده است که تنها سنگری که در مقابل استعمار ایستاده و مانع پیروزی آن‌ها شده، سنگر روحانیت، مرجعیت و حوزه های علمیه شیعه است.[2] جالب این جاست که فرقه های مذکور فقط بر ضد روحانیت سخن می‌گویند و اقدامات عملی انجام می‌دهند؛ امّا هیچ گونه اقدامی بر ضد اشغالگران انجام نداده‌اند.

یکی از مسائل مطرح در باب مهدویت، بررسی علائم و نشانه‌های ظهور است. بررسی و شناخت این علائم و نشانه ها، از این رو اهمیت و ضرورت دارد که درمتون روایی شیعی، شناخت نمادهای آخرالزمان، مورد تأکید قرارگرفته و حجم وسیعی از روایات مربوط به مباحث مهدویت را بحث علائم ظهور و شناخت طلایه‌داران ظهور دولت کریمة مهدوی، به خود اختصاص داده است.

یکی از این نشانه‌ها و علایم، قیام شخصی موسوم به «یمانی» در آستانه ظهور است که در منابع روایی شیعی، بارها از او یاد شده. این موضوع از جهات مختلفی نظیر زمان قیام یمانی، خصوصیات شخصی، ملیت، اهداف و ویژگی‌های قیام یمانی قابل بررسی است.

اخیراً اشخاصی به تبلیغ یکی از جریان های مدّعی مهدویّت به نام احمد الحسن یمانی در برخی مناطق مشغول شده اند؛ لذا این سوال‌ها برای برخی از مؤمنان ایجاد شده که این جریان چیست ؟ احمد الحسن کیست؟ چه سابقه‌ای دارد؟ ادّعاهای او چیست؟ برای اثبات مدّعای خود به چه دلایلی استناد می‌کند؟ ادلّه مورد ادّعای او به چه میزان، اعتبار شرعی دارد؟ این جریان، وابسته به کجا است؟ عملکرد این جریان، تاکنون چه بوده است؟ بالأخره تکلیف مؤمنان در برابر این گونه جریان‌ها چیست ؟

برای شناخت این جریان، لازم است نخست، ادعاهای احمدالحسن یمانی مطرح گردد و در مرحله دوم، وضعیت یمانی با روایات سنجیده شود و در مرحله سوم، تناقضات مدعی مورد بررسی قرار گیرد.

مرحله نخست (ادعاهای احمد الحسن یمانی)


باتوجه به پیدایش نحله های دروغین در جوامع اسلامی و خصوصاً در عراق و دست داشتن حزب بعث در پیدایش آن‌ها توجه به ریشة بعثی احمدالحسن یمانی و نیز شناخت حزب بعث، درخور توجه است.

شناخت حزب بعث

حزب بعث عراق توسط یک مسیحی صهیونیست به نام میشل عفلق تأسیس شده است. حزب مذکور از یک سو به جریان استعماری انگلیسی وابسته بود، و از سوی دیگر دشمنی ذاتی با اسلام و تشیع داشت.

شعار معروف آن‌ها هنگام به دست گرفتن قدرت، این بود:

«آمنت بالبعث ربّاً لاشریک له وبمیشل نبیّاً ماله ثانی؛ به بعث به ‌عنوان پروردگار بی‌شریک، و به میشل به عنوان پیامبری که همتا ندارد، ایمان آورده‌ام».[3]

کارنامه حزب بعث به ویژه در طول حاکمیت سی ساله صدام، مملوّ از مبارزه با اسلام و قتل صدها هزار انسان بی گناه، نابودی اقتصادی عراق و به تعطیلی کشیدن شعائر مذهبی و شهید کردن صدها مجتهد و فاضل و هزاران طلبه از حوزه های علمیه بود.

این حزب به تحریک آمریکا، پس از پایان جنگ تحمیلی با ایران، به منظور بسترسازی حضور آمریکا و متحدانش در خلیج فارس، در سال 1990 م (1369 ش) کویت را اشغال کرد. پس از حضور آمریکا و متحدان غربی اش در منطقه که به بهانه اخراج صدام از کویت، انجام گرفته بود، مردم مسلمان عراق در زمان مرجعیت مرحوم آیت الله خوئی بر ضد حزب بعث در انتفاضه معروف به شعبانیه[4] قیام کردند، و در آستانه پیروزی قرار گرفتند؛ اما آمریکا با کمک منافقان به سرکوب انتفاضه پرداخت و صدام را بار دیگر بر کرسی قدرت نشاند.

تغییر مبارزه حزب بعث

حزب بعث عراق، هنگامی که مشاهده کرد روح اسلامی در مردم مسلمان عراق نمرده و هنوز هم می‌تواند آن‌ها را به انقلاب وا دارد، این بار تاکتیک خود را در مبارزه با اسلام عوض کرد و به جای نشان دادن چهره خشن، جنگ نرمی را بر ضد اسلام و حوزه و مردم مظلوم شیعه عراق تحت عنوان «الحملة الایمانیّة» به راه انداخت. در واقع، این کار همان استفاده ابزاری از مذهب بر ضد مذهب بود.

صدّام علاوه بر تظاهر به نماز و رفتن به زیارت، در این حمله ایمانی، چند کار خبیث وخطرناک انجام داد، از جمله:

1. نفوذ دادن جوانان مستعد بعثی در حوزه های علمیّه، تا به عنوان طلبه علوم دینی به تحصیل بپردازند و از آن‌ها برای مأموریت های ضددینی بهره ببرد.

2. دادن آزادی به برخی از علما برای فعالیت به عنوان مرجعیت و کوبیدن مراجع تقلید دیگر به منظور ایجاد تفرقه میان آنان به بهانه های قومی وصنفی.

3. اجازه دادن به برخی از روحانیان برای اقامه نماز جمعه و برگزاری کنترل شده شعائر دینی.

البته صدّام وقتی از فعالیت‌های مرجع شهید، آیت الله سید محمد باقر صدر ضربه خورد و مشاهده کرد که به دست خود زمینه را برای حضور مردم متدین در صحنه فراهم کرده است، آن مرجع بزرگ را به شهادت رساند و عملاً آن برنامه‌ها به تعطیلی کشیده شد.

4. نفوذ دادن برخی از جوانان بعثی که ظاهری متدین داشتند و در سحر و جادو و مرتاضی دست داشتند به درون زندان‌ها. این نفوذ به منظور فریب زندانیان سیاسی صورت گرفت و نمونة بارز آن، مثل ضیاء عبدالزهراء الگرعاوی است که یک افسر بعثی بود.

ضیاء دوره آموزش مرتاضی را در هند دیده و به درون زندان عراق رفت. او با گرفتن اخبار سرّی از مأموران بعثی زندان، پیشاپیش از آزادی یا شهادت برخی از زندانیان خبر می‌داد. بسیاری از زندانیان هم فریب ادعاهای او را خورده، او را ولی الله و مرتبط با جهان غیب دانستند. همین شخص پس از آزادی از زندان و پس از سقوط صدام در سال 1382ش، گروهی را به نام «جند السماء» تشکیل داد و ادعا کرد که قائم آل محمد است و مأموریت دارد که روز عاشوراء 1200 نفر از روحانیان نجف را به قتل برساند.

اما پلیس عراق در تاسوعای سال 1385 ش نیروهای او را در پادگان «الزرگه» در حوالی نجف کشف کرد و آن‌ها را از بین برد. خود ضیاء گرعاوی به اتفاق صدها نفر از همراهانش، از جمله 200 نفر از نیروهای به اصطلاح یمانی، به هلاکت رسیدند.[5]

مشخصات مدعی یمانی

این جریان ادعایی به وسیلة احمد الحسن یمانی، که خود را وصی و فرزند و فرستاده امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌دانست، در سال های پایانی حاکمیت صدام بروز کرد. او پس از سقوط صدام، با کمک برخی از باقیمانده های رژیم بعث، تشکیلات وسیعی را در مناطقی همچون نجف، کربلاء، ناصریّه و بصره به راه انداخت.

مؤسس جریان، شخصی است به نام احمد اسماعیل گاطع از قبیله صیامر که در حدود سال 1973م، در منطقه‌ای به نام «هویر» از توابع شهرستان «زبیر» از استان بصره متولد شد. وی در سال 1999، از دانشکده مهندسی بصره فارغ التحصیل شد. مدّتی در حوزه شهید آیت الله سید محمد صدر در نجف به تحصیل پرداخت. ضمناً بنا بر نقل مؤثق، برادر وی از نیروهای بعثی بود.[6]

ادعاهای احمد حسن یمانی

وی با این که سید نیست[7] و اصل و نسب او از طایفه «صیامر» معلوم و معروف است، عمامه سیاه بر سر ‌می‌گذاشت و در مجامع عمومی ظاهر می‌شد؛ از جمله ـ طبق فیلمی که از او گرفته شده است ـ بر بالای منبر در یک مسجد، با لباس روحانی و عمامه سیاه سخنرانی نموده، و ادّعاهای ضد و نقیض خود را مطرح کرده است. وی، در عین اینکه تصریح می‌کند که هیچ ادّعایی ندارد و یک مرد ساده از یک روستای ساده است، در همان زمان ادّعا می‌کند که «من مایة رحمتم برای اسلام، بلکه برای اهل زمینم. هر جا بروم، اهل بیت علیهم السلام همواره با من هستند. صریحاً می‌گویم که خدواند مرا برگزیده است. صاحب نفس مطمئنه به من متصل شده و خود، صاحب نفس مطمئنه شده ام. من می‌خواهم شیعیان را متحد کنم از عالم و عامی، من آمادگی دارم حقایق را برای همه روشن کنم و به صورت سیاه و سفید نشان دهم. خدا نور است وکلام او نور است. در عین حال، هیچ ادعایی هم ندارم.»[8]

مراحل ادعا

او طی پیامی از طریق پایگاه اینترنتی خود خطاب به علما و مراکز دینی در مورخه 27 شوال 1424ق ادعاهایی مطرح کرد که محورهای آن‌ها از این قرار است:

در مرحله اوّل: ادّعا می‌کند که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در عالم خواب به صورت مکرّر در حرم سید محمد فرزند امام هادی علیه السلام دیده که او را به زیارت عسکریین امر می‌کند. پس از آن، به دیدار آن حضرت در بیداری موفق شده، حضرت او را از انحرافات عملی و مالی حوزه‌ها به خصوص حوزه نجف آگاه می‌کند و تحت تربیت ویژه قرار می‌دهد.

در مرحله دوم: وی مدّعی است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف او را امر به ورود به حوزه علمیه می‌کند و در آن جا به او مأموریت می‌دهد که انحرافات حوزه را مطرح کند.

در مرحله سوم: ادّعا می‌کند که در ماه شعبان سال 1420 ق (مصادف با 1378 ش) امام زمان را برای دومین بار در حالت بیداری در کنار حرم امام حسین علیه السلام ملاقات کرده و به دستور آن حضرت به نجف می‌رود. او دعوت خود را علنی می‌سازد که در این مرحله، جمعی او را تکذیب و به سحر و جنون و تسخیر اجنّه، متهم می‌کنند. در پی آن، احمد به شهر خود بازگردانده می‌شود [9].

دعوت علنی


پس از سقوط صدام در ماه جمادی الثانی 1424ق، احمد اسماعیل گاطع دعوت خود را علناً تکرار می‌کند و تعدادی فریب حرف های او را می‌خورند. در ماه مبارک رمضان آن سال، او ادّعا می‌کند که از سوی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مأموریت یافته است که همه مردم زمین را خطاب قرار دهد و آن‌ها را به قیام در راه حق و بر ضد ظالمان دعوت کند!

وی در آن پیام، تصریح می‌کند که من انتظار یاری علمای دین را ندارم؛ زیرا بسیاری از آنان با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با لسان و سنان خواهند جنگید؛ چون با ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بساط مرجعیت آنان درهم پیچیده می‌شود. به گفتة او مقصود از اوثان و اصنام (بت‌ها ) همان علما هستند. [10]

استدلال‌ها (مغالطات) احمدالحسن


وی برای اثبات مدّعای خود به چند دلیل استناد می‌کند:

دلیل اول. خواب هایی که اشخاصی درباره او دیده‌اند و این، علاوه بر خواب‌هایی که خود دیده بود.

دلیل دوم. اخبار از حوادث آینده مثل سقوط صدّام.

دلیل سوم. آمادگی برای مناظره با علمای اسلام، یهود و مسیحت.

دلیل چهارم. آمادگی برای مباهله با علمای شیعه و سنی و یهودی و نصرانی.

بدیهی است که دلایل فوق، صرف ادّعا است.

وی در پیامی خطاب به مردم عراق، چنین می‌گوید:

پدرم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف من را برای اهل زمین فرستاد و من دعوتم را در بین شما آغاز کردم. در حالی که جبرئیل و میکائیل مرا تأیید و نصرت می‌دهند، من از شما طلب نصرت می‌کنم.

اگر نصرتم دادید فبها، والّا سابقه پدران شما روشن است. اگر مرا خذلان کنید، صبر خواهم کرد همان گونه که مسلم بن عقیل صبر نمود. من بزودی از میان شما خواهم رفت، ‌ای باقیمانده های قاتلان حسین! اگر می‌خواستم، شمر و شبث این زمان را معرفی می‌کردم.

من اخبار شما را به پدرم محمد بن الحسن خواهم رساند؛ در آینده به همراه او، که جز شمشیر، چیزی را به شما ارائه نخواهد داد، باز خواهم گشت.

وی در پایگاه اینترنتی «انصار المهدی»[11] با امضای سید احمد حسن، وصی و رسول امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در تاریخ 21 ربیع الثانی 1426ق مصادف با 9 / 3 / 1384 به صورت سؤال و جواب، پیامی را برای توجیه فرزندی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و هاشمی بودن بیان می‌کند که چنین است:

«مکه از تهامه است و تهامه از یمن؛ پس محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم همگی یمانی هستند».

طبق یکی از احادیث، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دوازده امام معصوم علیهم السلام را به شیعه معرفی می‌کند، و پس از ذکر نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌فرماید:

ثم یکون من بعده اثناعشر مهدیّاً، فاذا حضرته الوفاة فلیسلّمها إلی ابنه أول المهدییّن…؛ (مجلسی، 1384: ج53، ص148)[12]

وی ادّعا می‌کند که او مصداق همان «اوّل المهدیین» و فرزند امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ در حالی که امام زمان هنوز ظهور نکرده و فوت ننموده است.

در پیام دیگری که طرفداران وی با امضای «انصار المهدی» در مورخه 11 ماه رمضان 1427 ق، از نجف خطاب به مقام معظم رهبری فرستاده‌اند، از مقام معظم رهبری تقاضای قرائت این پیام ودادن جواب به آن را کرده‌اند. آنان در این پیام، ادلّه حجیّت ادّعایی احمد بن حسن را مطرح می‌سازند و از جمله همان حدیث وصیّت وجریان خواب‌ها و مناظره‌ها و مباهله را مطرح می‌کنند.[13]

بررسی و نقد احادیث مورد استدلال

اینک لازم است تک تک احادیث مورد استدلال احمد را از نظر سند و دلالت بررسی نماییم و در نهایت، ارتباط مدّعای جریان یمانی را با‌ آن احادیث، کشف کنیم.

1. شیخ صدوق در کتاب کمال الدین می‌نویسد:

حدّثنا علیّ بن أحمد بن محمد بن عمران الدّقاق قال: حدّثنا محمد بن أبی عبدالله الکوفیّ قال: حدثنا موسی بن عمران النّخعی، عن عمّه الحسین بن یزید النوفلیّ، عن علیّ بن أبی حمزة، عن أبی بصیر قال: قلت للصّادق جعفر بن محمد: یا ابن رسول الله! إنّی سمعت من ابیک علیه السلام انّه قال:

«یکون بعد القائم اثناعشر مهدیّاً فقال: انّما قال: اثنا عشر مهدیّاً ولم یقل: اثنا عشر اماماً، ولکنهم قوم من شیعتنا یدعون النّاس إلی موالاتنا ومعرفة حقّنا»[14]. (صدوق، 1379: ج2، ص358)

اولاً، حدیث فوق از نظر سند ضعیف است؛ زیرا:

ــ از علمای رجال توثیقی نسبت به علی بن احمد بن محمد بن عمران الدقاق صادر نشده است. (خویی، 1399: ج 13، ص 169).

ــ علی ابن ابی حمزه نیز به عنوان کذّاب و متّهم توصیف شده است. او کسی بود که پیرو مذهب انحرافی واقفیّه بود و طمع به دنیا او را واداشت تا منکر امامت امام رضا علیه السلام شده و از دین دست بکشد و به سوی الحاد سوق یابد.[15]

ثانیاً، از نظر دلالت نیز این حدیث ارتباطی با این زمان ندارد که هنوز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور نکرده است.

2. شیخ طوسی در کتاب الغیبة می‌نویسد:

أخبرنا جماعة عن أبی عبدالله الحسین بن علیّ بن سفیان البزوفریّ، عن علیّ بن سنان الموصلیّ العدل، عن علیّ بن الحسین، عن احمد بن محمّد بن خلیل، عن جعفر بن احمد المصریّ، عن عمّه الحسن بن علیّ، عن ابیه، عن أبی عبدالله جعفر بن محمّد، عن أبیه الحسین الزّکی الشهید، عن ابیه امیرالمؤمنین علیه السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فی اللیلة التی کانت فیها وفاته لعلیّ  علیه السلام: «یا أبا الحسن أحضر صحیفةً و دواة» فأملا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم وصیته حتّی انتهی إلی هذا الموضع، فقال: «یا علی! سیکون بعدی اثناعشر اماماً و من بعدهم اثناعشر مهدیّاً…له ثلاثة اسامی، اسم کإسمی، و اسم أبی هو عبدالله و احمد و الاسم الثالث المهدی هو أول المؤمنین». (طوسی، 1369: ص107؛ مجلسی، 1384: ج36، ص261).

اولاً، این حدیث نیز از نظر سند ضعیف است؛ زیرا علیّ بن سنان الموصلیّ العدل توثیق نشده و عامی مذهب است (خویی 1399: ج 12، ص 46 رقم 8180). علی بن الحسین هم شناخته شده نیست. همچنین مرحوم خویی دربارة احمد بن محمد بن خلیل چنین می‌فرماید: «کذاب، وضاع للحدیث، فاسد، ضعیف جدّاً، لایلتفت الیه» (خویی 1399، ج2، ص 224رقم 782).

دیگر راویان این حدیث هم در کتب رجالی شناخته شده نیستند.

ثانیاً، از نظر دلالت، این حدیث آشکارا دلالت می‌کند که بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دوازده امام معصوم می‌آیند که اولین آن‌ها امیرالمؤمنین علیه السلام و آخرین آن‌ها امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. همچنین بنابراین روایت، بعد از وفات امام زمان  عجل الله تعالی فرجه الشریف دوازده نفر آدم هدایت یافته (مهدی) می‌آیند که اولین آن‌ها (اوّل مقرّبین )، فرزند امام زمان خواهد بود. وی دارای سه نام خواهد بود؛ یکی احمد (همنام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم)، دیگری عبدالله (نام پدر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم) و سومی مهدیّ است.

این حدیث نیز مانند حدیث قبل دربارة بعد از ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد، پس ربطی به دوران غیبت ندارد. علاوه بر آن، این حدیث با حدیث قبلی از نظر انتساب مهدیین تعارض دارد؛ زیرا حدیث شیخ صدوق بر این مسأله تأکید دارد که آن‌ها از شیعیانند که ظاهر آن، این است که از خود اهل بیت و اولاد آن‌ها نیستند؛ در حالی که حدیث کتاب الغیبة بر این معنا صراحت دارد که اولین آن‌ها فرزند امام زمان است.

درهر حال، این دو حدیث به این معنا دلالت می‌کنند که این دوازده نفر پس از شهادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهند آمد، نه قبل از آن و این با مدعیان زمان ما هیچ ارتباطی ندارد.

3. شیخ طوسی در جای دیگر کتاب الغیبة آورده است:

محمد بن عبدالله بن جعفر الحمیریّ عن ابیه عن محمد بن عبدالحمید و محمّد بن عیسی، عن محمّد بن الفضیل، عن أبی حمزة، عن أبی عبدالله علیه السلام فی حدیث طویل ـ أنه قال:

«یا أبا حمزة إنّ منّا بعد القائم أحد عشر مهدیّاً من ولد الحسین» (طوسی، 1369: ص784).

اولاً، حدیث فوق از نظر سند ضعیف است؛ زیرا محمد بن عبدالحمید مجهول است. محمد بن عیسی مشترک بین ثقه و مجهول است که تشخیص آن دو مشکل است. محمد بن فضیل هم مجهول است، ولی ابن حمزه ابو حمزه ثمالی است که ثقه است. (شوشتری، بی‌تا: ج 7، ص 268- 269، شماره 4984)

ثانیاً، این حدیث، دلالت دارد که بعد از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف یازده انسان هدایت یافته (مهدی) می‌آیند که همگی از فرزندان امام حسین علیه السلام می‌باشند. این حدیث با دو حدیث قبلی از نظر تعداد آن‌ها تعارض دارد؛ زیرا آن دو حدیث بر دوازده نفر و این یکی بر یازده نفر تأکید دارد و در هرصورت، با زمان کنونی ارتباط ندارد؛ زیرا به دوران پس از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و وفات آن حضرت ناظر است.

4. شیخ حسن بن سلیمان (متوفای 802 ق) در کتاب مختصر بصائر الدّرجات (سعد بن عبدالله اشعری ) آورده است:

ممّا رواه السید علیّ بن عبدالحمید باسناده عن الصّادق علیه السلام: «أنّ منّا بعد القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف اثنا عشر مهدیّاً من ولد الحسین علیه السلام».

اولاً، سند این حدیث معلوم نیست؛ زیرا مؤلف مختصر البصائر آن را از سیّد علی بن عبدالحمید (متوفای 760 ق) به اسنادی که آن سید نقل کرده، روایت نموده است. اسناد مذکور که در دسترس ما نیست، تا بدانیم همه راویان ثقه هستند یا غیر ثقه؛ بنابراین سخن قطعی درباره سند حدیث ممکن نیست.

ثانیاً، از نظر دلالت همانند حدیث قبلی است، مگر این که این حدیث بر دوازده مهدی تأکید می‌کند، در حالی که قبلی بر یازده مهدی.

نقد کلی احادیث

صرف نظر از وضعیت سندی روایات که نوعاً ضعیف و غیرمعتبر است. از نظر دلالت نیز به عنوان احادیثی شاذ و غیر قابل قبول تلقّی می‌شوند؛ زیرا طبق احادیث مسلّم شیعه، بعد از شهادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آغاز دوره رجعت است.

لذا برخی از علمای شیعه، احادیث مزبور را بر فرض صحّت بر دوران رجعت، حمل کرده‌اند؛ پس مقصود از دوازده یا یازده مهدی، همان ائمه هدی علیهم السلام می‌باشند که پس از ظهور امام زمان و شهادت آن حضرت برای انتقام گرفتن از قاتلانشان آن هم به مدت کوتاه (چهل روز) قیام می‌کنند.

شیخ مفید در آخر کتاب ارشاد، دربارة احادیث مذکور می‌فرماید:

ولیس بعد دولة القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف لأحد دولة إلّا ما جاءت به الروایة من قیام ولده إن شاء الله ذلک، ولم یرد به علی القطع والثبات، وأکثر الروایات انّه لن یمضی مهدی الأمة الّا قبل القیامة بأربعین یوماً، یکون فیها الفرج (الهرج ) و علامات خروج الأموات وقیام السّاعة للحساب والجزاء (مفید، 1412: ص336)؛

بعد از دولت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف برای کسی دولتی تشکیل نمی شود، مگر آنچه این روایت بر آن دلالت می‌کند که فرزند (فرزندان ) او اگر خدا بخواهد، قیام می‌کند. البته این روایت به صورت قطعی ثابت نیست.

اکثر روایات بر این معنا دلالت می‌کند که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نمی رود، مگر چهل روز قبل از قیام قیامت که در آن فرج (و بنا بر روایت بحارالانوار هرج و مرج) صورت می‌گیرد، و علائم خروج اموات و قیام قیامت برای حساب وکتاب آشکار می‌شود.

علّامه مجلسی پس از نقل اخبار مذکور در بحار الانوار، «باب خلفاء المهدی و اولاده»، درباره دلالت و تأویل آن احادیث می‌نویسد:

این اخبار، مخالف مشهور است و راه تأویل آن، دو صورت است؛

راه اوّل، اینکه مراد از دوازده مهدی (هدایت شده) همان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و سایر امامان به استثنای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ به این معنا که مُلک آن‌ها (در هنگام رجعت)، بعد از امام زمان خواهد بود.

راه دوم، این است که آن دوازده مهدی از اوصیای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، هدایت گران خلق در زمان ائمه علیهم السلام در هنگامه رجعتند؛ زیرا زمان نمی تواند خالی از حجّت باشد، اگر چه اوصیای انبیا علیهم السلام نیز حجج هستند، والله اعلم (مجلسی، 1384: ج53، ص148).

نتیجه

احادیث مذکور، چه صحیح باشند و چه ضعیف و از نظر دلالت چه قابل قبول باشند و چه غیر قابل قبول، چه قابل تأویل به رجعت باشند و چه غیرقابل تأویل، با مدّعای جریان یمانی هیچ ارتباطی ندارند؛ زیرا همه آن احادیث بر این مطلب اجماع دارند که قیام مهدییّن دوازده‌ گانه یا یازده گانه بعد از ظهور و وفات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود و هیچ یک از احادیث بر این معنا دلالت نمی‌کند که آن‌ها یا برخی از آن‌ها قبل از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌آیند.

احمد اسماعیل گاطع الصیمری در حالی به دروغ مدّعی فرزندی و وصایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است که هنوز امام زمان ظهور نفرموده است؛ اما ادّعای قیام کرده و خود را اوّلین نفر از مهدییّن می‌نامد.

بنابراین، مدّعای نامبرده هیچ پایه و مستندی از نظر احادیث ندارد. علاوه بر آن، وی که خود را وصی می‌نامد، باید بداند که «وصی» بعد از مرگ مُوصی قیام به وظیفه می‌کند، نه قبل از مرگ او.


ستاره داود نشانه چیست ؟

نشان جریان الیمانی یک ستاره اسرائیلی به نام داود است.

این ستاره شش ضلعی به عنوان آرم و کنار امضای احمد

الحسن الیمانی قرار می‌گیرد. امضای او در برخی اعلامیه‌ها چنین است:

«بقیّة آل محمد، الرکن الشدید، احمد الحسن وصی و رسول الامام المهدی إلی الناس اجمعین، المؤیّد بجبرئیل، المسدّد بمیکائیل، المنصور باسرافیل، ذریّة بعضها من بعض والله سمیع علیم.»

این ستاره شش‌ ضلعی در زبان لاتین«پنتاگرام» نامیده می‌شود. صهیونیست‌ها از آن در پرچم خود به عنوان سمبل تسلّط بر جهان استفاده می‌کنند. فرقه یمانی در ابتدای کار از این ستاره به عنوان آرم و نماد جریان خود استفاده می‌کرد؛ ولی بعدها برای جلوگیری از آبروریزی و اثبات وابستگی آن‌ها به صهیونیسم، این نماد را از تبلیغات خود حذف نمود.

فعالیت های جریان احمدالحسن

در کنار رهبری جریان الیمانی که بر عهده احمد اسماعیل گاطع معروف به احمد الحسن الموعود می‌باشد، رهبری معنوی، نظامی و رهبری سازمانی هم وجود داشته است.

شیخ کاظم العقیلی مسؤول شاخه نظامی و استاد عبدالرحیم ابومعاذ مرشد و رهبری معنوی سازمان هستد. معاون مؤسس این جریان، شخصی به نام شیخ حیدر المنشداوی (ابن ابو فعل ) از شاگردان شهید سید محمد صدر بود. المنشداوی در زمان صدام به ایران آمد و به ترویج این فکر پرداخت؛ لذا توسط حکومت ایران دستگیر شد، و شش ماه در زندان به سر برد. وی پس از سقوط صدّام به عراق بر گردانده شد. او ادّعا نمود که وصی امام ‌زمان (عبدالله بن الحسن القحطانی) می‌باشد و از همه اموری که مردم از آن‌ها اطلاعی ندارند، مطلع است؛ حتی از محل قبرحضرت فاطمه علیها السلام مطلع می‌باشد. وی دفتری را در منطقه قدیم نجف در شارع الرسول صلی الله علیه و آله و سلم افتتاح کرد و به نشر افکار خود همّت گماشت. بعد از این اتفاقات، مؤسس جریان با صدور بیانیه‌ای المنشداوی را فردی فاسق معرفی کرد؛ [16] لذا قاسم عبد حسن از عناصر سابق حزب بعث، عباس خلف الچبیناوی از عناصر سازمان بدر، عباس زوری عگله و هامل محیی حمود نیز همراه المنشداوی از این جریان خارج شدند. شیخ حیدر المنشداوی پس از آن، در بغداد توسط یک گروه مسلح کشته شد.

از طرفداران یمانی، شخصی از بیت حمامی، به نام سید حسن الحمامی ـ فرزند مرحوم سید محمد علی حمامی متوفای 1998 م از علمای معروف نجف ـ بود. این شخص که با دستگاه بعثی مرتبط بود، به عنوان روحانی ارشد آن گروه فعالیت داشت.

فعالیت تبلیغی

این جریان به فعالیت تبلیغی‌ ـ‌ از جمله نشر کتاب ـ بهای زیادی می‌داد. احمد حسن با استفاده از این تبلیغات، به بعضی از افراد بی اطلاع از مبانی دینی، تلقین کرد که وی یمانی، نائب امام زمان است.

وی کتاب هایی با نام های جذاب و فریبنده همچون «الجواب المنیر عبر الاثیر»، «نصیحت به طلاب حوزه علمیه»، «حاکمیت خداوند نه حاکمیت مردم» و «کرامات وغیب گویی ها»، نشریاتی با نام «روزنامه القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف» و «نشریه قمر بنی هاشم»، و منشوراتی با نام «انصار المهدی» منتشر کرده است.

او در شماره 3 نشریه هفتگی «قمر بنی هاشم» مورخه جمعه 14 محرم 1425ق آورده است:

معرکة الامام المهدی تشتعل فی مصر، حرب آمریکا علی العراق، بدایة الحرب ضد المهدی المنتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف. علماء السوء فی روایات اهل البیت علیهم السلام العجل العلمی عند فقهاء الشیعة.

در ضمن مقاله اخیر، کاریکاتور یک گاو نر که بر شکم آن، عبارت «علم اصول» نوشته شده است. در این مقاله، علم اصول فقه به گوساله سامری تشبیه گردیده است که توسط امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از بین خواهد رفت. در آن نشریه تحت عنوان «نُبُوءَة» به معنای پیش گویی، خبر از خروج قریب الوقوع نفس زکیّه در نجف داده است که تا به حال رخ نداده است.

طرفداران این جریان با توزیع اعلامیه‌ها و بروشورهایی همه علمای ایران و عراق را به مناظره دعوت کردند؛ از جمله در سال 1382ش بعد از سقوط صدّام، همزمان، گروه های معدودی از جوانان فریب خورده عراقی که به صورت غیر قانونی وارد ایران شده بودند، در نماز جمعه شهرهای اهواز، قم، کرج، مشهد، و جاهای دیگر بین صفوف نماز جمعه ایستاده و از ظهور یمانی خبر دادند. در آن شهرها، آن افراد دستگیر و به کشورشان بازگردانده شدند. در برخی شهرها مثل قم و اهواز، مبلّغین آن‌ها به تبلیغ مرام خود پرداختند که در برخی موارد، بازداشت و محکوم شدند.

فعالیت نظامی

این جریان، آموزش نظامی را برای اعضای خود لازم دانسته، عناصر خود را در باغ‌های «العماره» و مناطق «الفاس» و «التیره» با انواع سلاح های اهدایی اربابانشان آشنا می‌کردند. یکی از آموزش های آن‌ها آموزش سر بریدن افراد بوده است.

اولین اقدام نظامی آن‌ها بعد از ایزوله برخی از عناصر منشعب مثل حیدر المنشداوی، هماهنگی با جماعت جند السماء به رهبری گرعاوی در تاسوعای سال 1428 ق، در منطقه الزرگه کوفه بود. در آن عملیات، حدود دویست نفر از جماعت یمانی کشته شدند. جالب این جاست که رهبر یکی از این دو جریان خود را قائم آل محمد می‌دانسته و دومی خود را فرزند و وصیّ امام زمان معرفی می‌کرده است.

آنان طی یک فعالیت نظامی بر ضد دولت شیعی عراق و حوزه های علمیه به صورت مشترک در یک عملیات وارد شدند و سرکوب گردیدند. این امر، حاکی از این است که هر دو جریان از پشت پرده توسط رهبری واحدی اداره می‌شدند و ادّعاهای عقیدتی آن‌ها غیر واقعی بوده است. بعد از حادثه فوق، جریان یمانی به صورت سرّی فعالیتش را ادامه داد.

با سرکوب قیام گرعاوی در منطقه الزرگه نجف، یمانی تصمیم گرفت در عاشورای سال 1429ق قیام کند؛ اما یک ماه پیش از وقت مقرّر با دستگیری چهل نفر از پیروانش در نجف، توانایی‌اش کاهش یافت و نتوانست در نجف و کربلا و طی مراسم عاشورا اقدامی انجام دهد. این گروه تصمیم داشت روز تاسوعا قیام کند و زایران حرم امام حسین علیه السلام وحضرت عباس علیه السلام را قتل عام کرده، دو حرم مقدس را به اشغال درآورد. سپس با رهبری شخصی دارای سابقه بعثی به نام «سید حسن الحمامی» به سوی نجف حرکت کند و مراجع دینی را ترور نمایند.[17] سپس با شخصی به نام «ابن بثینه» به عنوان امام مهدی بیعت کنند و فعالیت آن‌ها به سوی بصره و ناصریه کشیده شود.

این گروه در ساعت 30/9 صبح تاسوعا فعالیت خود را با حمله به هیأت های عزاداری در بصره آغاز کردند و توانستند وارد مقر شرکت نفت جنوب شوند. همچنین در ناصریه فعالیت خود را با حمله به تیپ واکنش سریع آغاز کردند. در پی آن، سرتیپ ابولقاء الجابری فرمانده این تیپ و سرهنگ ابومحمد الرمیض مسؤول اطلاعات تیپ کشته شدند. پلیس نجف اشرف 45 نفر از عناصر مسلح گروه الیمانی تحت عنوان «انصار المهدی» از جمله 15 نفر از رهبران و فرماندهان این گروه را دستگیر کرد که حسن الحمامی رهبر مذهبی این گروه در بین دستگیرشدگان بود.

حسن الحمامی بعد از دستگیری اعتراف کرد که اعضای گروهش قصد داشتند در روز عاشورا مراجع دینی و هیأت های حسینی را مورد هدف قرار دهند. وی در کنفرانس خبری در اعترافاتش گفت: «این گروه دارای طرفدارانی است و هدف آن، حمله به مراجع و دیگر علمای دینی و از هم پاشیدن اوضاع امنیتی عراق است». الحمامی در ادامه اعترافاتش گفت: «تعدادی از عناصر این گروه، مسؤولیت هایی همچون مسؤول امور مالی، تبلیغاتی و نظامی را برعهده داشتند». وی افزود: «هزینه های ما از کشورهای خارجی به ویژه امارات تأمین می‌شود و شعار ما ستاره داوود است».

چند روز بعد از حادثه یمانی، پایگاه خبری «ملف پرس» از خبرگزاری های معتبر در عراق در خبری فاش کرد که احمد الحسن یمانی بعد از حادثه بصره و ناصریه، به کشور امارات متحده عربی گریخته و در دبی اقامت گزیده است.[18]

بررسی احادیث یمانی

1. وجود ویژگیهای مثبت در شخصیت یمانی و تکریم و تجلیلی که در کلمات پیشوایان دین از او شده، میتواند انگیزهای برای شیادان و فرصت طلبان باشد تا به منظور جلب عواطف و احساسات مذهبی مردم، از آن استفاده کنند؛ لذا این احتمال همواره وجود داشته است که افرادی خود را یمانی معرفی کنند و از این رهگذر، عواطف و امکانات مردم را به سوی خود جلب کنند و چه بسا با این عنوان تا مرز تشکیل حکومت نیز پیش بروند. از اینرو بجاست تا در حد ممکن جزئیات این حادثه بر اساس اصول علمی شناسایی شود، تا بتوان در مقام تعیین مصداق، مدعیان دروغین را شناسایی کرد.

2. از دیگر ثمرات این بحث، اثبات آن است که امامان معصوم علیهم السلام قیامهای اصلاحطلبانه را در عصر غیبت تأیید کرده‌اند. ‌چنان‌که خواهد آمد، پیشوایان معصوم علیهم السلام از یمانی و جنبش او جانبداری کردهاند. بنابراین، میتوان گفت که از نظر معصومان علیهم السلام در عصر غیبت، جنبشهای نظامیِ تأیید شده نیز وجود دارند. بر این اساس، دیدگاه معروفی که حرکتهای اصلاحی را در عصر غیبت محکوم به شکست و بر خلاف میل و ارادۀ پیشوایان دینی میداند، پذیرفتنی نیست، و در صورت وجود روایاتی که این اندیشه را تأیید می‌کنند، باید آن‌ها را به صورتی تأویل کرد که با روایات یمانی جمع‌پذیر باشند.

3. در میان مجموعه احادیث علائم ظهور، فقط حدود پنج پدیده به شکل مستقل، نشانههای ظهور شمرده شده‌اند. تأکید پیشوایان معصوم علیهم السلام بر این علائم که در برخی روایات از آن‌ها با عنوان علائم حتمی تعبیر شده و جداسازی آن‌ها از سایر نشانههای ظهور، دلیل بر اهمیت این نشانههاست که توجه ویژهای را می‌طلبد. یمانی یکی از این نشانههاست و معمولاً در زمره پنج علامت یاد شده، به شمار می‌رود.

خروج یمانی از علائم ظهور

در این باره به ذکر دو حدیث بسنده می‌کنیم:

1. امام صادق علیه السلام دراین‌باره فرمود:

خَمسٌ قبلَ قیامِ القائِم الیَمانِیُّ وَالسُّفیانیُّ، وَالمُنادی مِنَ السَّماءِ وَ خَسفٌ بِالبِیداءِ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکِیَّةِ (نعمانی، 1376: ص255؛ مجلسی، 1384: ج52، ص223)؛

پیش از قیام قائم پنج نشانه رخ خواهد داد؛ یمانی، سفیانی، ندای آسمانی، فرو رفتن [سپاه سفیانی] در سرزمین بیداء و کشته شدن نفس زکیه.

2. مرحوم کلینى با سند صحیح از امام صادق‏ علیه السلام روایت کرده است که فرمود:

قَبلَ قِیامِ القائمِ خَمسُ عَلاماتٍ مَحتُوماتٍ ألیَمانِیُّ وَ السَّفیانِیُّ وَ الصَّیحَةُ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکیَّةِ وَ الخَسفُ بِالبَیداءِ (کلینی، 1401: ج8، ص258؛ صدوق، 1310: ج2، ص48)؛ پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمی است؛ یمانی، سفیانی، بانگ آسمانی، قتل نفس زکیه و خسف بیداء.

مرحوم کلینى این حدیث را با پنج واسطه از امام صادق‏ علیه السلام روایت کرده است که همه آن‌ها از نظر اهل رجال مورد وثوق مى‏باشند.[19]

مشخصات (نسب، اسم، لقب، ملیت) یمانی

نسب یمانى: در ضمن یک حدیث طولانى امام صادق علیه السلام‏ نشانه‏هاى ظهور را برشمرده، در پایان مى‏افزاید:

… وَ خُروج رَجلٍ مِن وُلْدِ عَمِّى زَیدٍ بِالیمَن، وَ انْتِهاب سِتارَةِ البَیت؛ (ابن‌طاووس، 1388: ص171؛ مجلسی، 1384: ج86، ص62)

و خروج مردى از تبار عمویم زید در یمن و به یغما رفتن پرده کعبه (ابن طاووس1388، ص 171؛ مجلسى1384: ج 86، ص 62).

اگر منظور از این شخصى که از یمن خروج مى‏کند، یمانى موعود باشد، حدیث تصریح می‌کند که نسب او به جناب زید بن على بن الحسین‏ علیه السلام مى‏رسد.

ملیت یمانی: اما در مورد ملیت یمانی و اینکه یمانی اهل کجا است و از چه منطقه‌ای قیام خواهد کرد، آنچه در روایات آمده، این است که وی از منطقة «یمن» خروج خواهد کرد، اما آیا مراد از «یمن» همین کشور یمن فعلی است یا اینکه منطقة گسترده‌ و وسیع تری را شامل می‌شود؟ با توجه به اینکه در روایات، از اهل یمن به دلیل نقش با اهمیت آنان در زمینه سازی ظهور و یاری حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف، تجلیل و ستایش شده است، این احتمال تقویت می‌شودکه وی از اهل یمن فعلی باشد. علاوه بر این هیچ قرینه‌ای وجود ندارد که دلالت کند «یمن» در گذشته دارای قلمرو بیشتر از یمن فعلی بوده باشد.

در کتاب بشارة الاسلام روایتی نقل شده که در آن از یمانی به عنوان «حسین» یا «حسن» نام برده شده است. در این روایت آمده است:

…یخرج ملک فی صنعاء الیمن اسمه حسین أو حسن. (کاظمی، بی‌تا: ص187)؛

فرمانروایی از صنعای یمن به نام حسین یا حسن قیام خواهد کرد. در پرتو قیام او که خجسته و طاهر است، فتنه‌ها از میان می‌رود و حق پس از پنهان شدن، آشکار می‌شود.

روایت دوم، هم در کتاب بشارة الاسلام و هم در کتاب نور الابصار از امام صادق علیه السلام نقل شده است. در این روایت که به نسب یمانی اشاره دارد، آمده است:

…خروج رجل من ولد عمی زید بالیمن (همو، ص178)

آنچه که در کتاب‌های متاخران دربارة مشخصات اسمی یا نسبی یمانی ذکر شده، بر همین دو روایت است.

نویسنده عصر ظهور با اشاره به روایت اول، می‌نویسد:

در قسمتی از روایات وارد شده است که او از یمن و از آبادی به نام «کرعه» خروج می‌کند وی احتمال داده است که بعید نیست این شخص همان یمانی باشد که قبل از قیام حضرت خروج می‌نماید (کورانی، 1378: ص159).

آیت الله صافی گلپایگانی نیز در منتخب الاثر بیان می‌کند که وی از یمن خروج می‌کند.  (صافی گلپایگانی، 1374: ص563)

آیین یمانی

از احادیث یادشده به روشنى استفاده مى‏شود که او تابع مذهب اهل‏بیت علیهم السلام مى‏باشد. روایتی نیز آن را تأیید مى‏کند. امام صادق‏ علیه السلام فرمود:

… لا، اَلیمانى یُوالى عَلیّاً وَ هذا یَبْرَأُ مِنه (طوسی، 1385: ص661؛ مجلسی، 1384: ج47، ص297)؛

… نه، این طور نیست، یمانى از على‏علیه السلام پیروى مى‏کند، درحالیکه او از آن حضرت بیزارى مى‏جوید.

تقارن قیام خراسانی و یمانی و سفیانی

خروج یمانى از نشانه‏هاى حتمى و در آستانه ظهور مى‏باشد. همان‌گونه که کسى نمى‏تواند براى ظهور، وقت تعیین کند، براى خروج یمانى و سفیانى نیز هرگز کسى نمى‏تواند وقت تعیین کند. مسلم است که خروج یمانى، مقارن با خروج سفیانى است؛ چنان‌که در احادیث فراوان به آن تصریح شده است.

فضل‏بن شاذان با سند صحیح از امام صادق علیه السلام‏ روایت مى‏کند که ضمن یک حدیث طولانى فرمود:

قَدیَکونُ خُروجُه وَ خُروج الیمانىِّ مِنَ الیمن مَع الرَّایاتِ البیضِ فى یَومٍ واحِدٍ وَ شَهرٍ واحِد وَ سَنَةٍ واحِدَة (میرلوحی، 1384: ص262؛ خاتون آبادی، بی‌تا: ص169)؛ خروج سفیانى با خروج یمانى از یمن با پرچمهاى سفید در یک روز، در یک ماه و در یک سال رخ خواهد داد.

فضل ‏بن شاذان این حدیث را با سه واسطه از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که هر سه در اوج وثاقت مى‏باشند.[20] در نتیجه از بالاترین سطح صحت برخوردار است.

از امام صادق‏ علیه السلام روایت شده است که فرمود:

یمانى و سفیانى همانند دو اسب مسابقه به دنبال یک‌دیگر فرا مى‏رسند. (نعمانی، 1376: ص305؛ طوسی، 1385: ص661)

محمد بن مسلم گوید:

یَخرجُ قَبلَ السُّفیانى مِصْرىٌّ وَ یَمانى (طوسی، 1369: ص447، عاملی، 1379: ج3، ص728)؛

پیش از سفیانى مصرى و یمانى خروج مى‏کنند.

در این حدیث به نام معصوم تصریح نشده است؛ ولى بى گمان محمد بن مسلم آن را از غیر معصوم نقل نمى‏کند. از این حدیث استفاده مى‏شود که اگر چه سپاه سفیانى و سپاه یمانى همانند دو اسب مسابقه وارد کوفه مى‏شوند، خروج یمانى پیش از خروج سفیانى خواهد بود.

محل خروج

در احادیث فروانى، تصریح شده است که یمانى از یمن خروج مى‏کند. از جمله فضل ‏بن شاذان با سند صحیح از امام صادق‏ علیه السلام روایت کرده است که ضمن یک حدیث بسیار طولانى فرمود:

وَ خُروجُ السُّفیانى مِن الشَّام، وَ الَْیمانىِّ مِنَ الَیمن (میرلوحی، 1384: ص280؛ خاتون آبادی، بی‌تا: ص182)؛ سفیانى از شام و یمانى از یمن خروج مى‏کند.

فضل‏بن شاذان این حدیث را فقط با دو واسطه از امام صادق‏ علیه السلام روایت کرده که آن‌ها هر دو مورد وثوق هستند.[21]

روایات دیگری هم در این خصوص می‌باشد که به سبب رعایت اختصار از ذکر آنان خودداری می‌کنیم.[22]

ویژگی‌ها و اهداف قیام یمانی


در میان شخصیت‌های موثر در زمینه سازی و قیام برای دفاع و حمایت از حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف، هیچ شخصیتی همانند یمانی و قیام او در روایات مورد تجلیل و عنایت قرار نگرفته است. قیام یمانی بیش از دیگران از جهت قداست هدف و خلوص انگیزه و دعوت به سوی حق از سوی ائمه علیهم السلام، مورد تأیید و تکریم قرار گرفته است. امام صادق علیه السلام در توصیف قیام یمانی می‌فرماید:

و لیس فیها رایة باهدی من رایة الیمانی یهدی إلی الحق؛ (طوسی، 1369: ص446)

هیچ پرچمی و حرکتی در هنگامه ظهور، رشد یافته تر ازحرکت یمانی نیست که به سوی حق هدایت و راهنمایی می‌کند.

در روایت ابو بصیر از امام صادق علیه السلام نیز آمده است:

و لیس فی الرایات رایة أهدی من رایة الیمانی هی رایة هدی لأنه یدعو إلی صاحبکم. فإذا خرج الیمانی حرم بیع السلاح علی الناس و کل مسلم و إذا خرج الیمانی فانهض إلیه فإن رایته رایة هدی و لایحل لمسلم أن یلتوی علیه. فمن فعل ذلک فهو من أهل النار لانه یدعوا إلی الحق و إلی طریق مستقیم؛ (نعمانی، 1376: ص253)

تعابیر و فرازهای به کار رفته در این حدیث شریف، گویای درخشش شخصیت ممتاز یمانی درهنگام ظهور و صحت قیام و انقلاب وی می‌باشد.

جالب این است که این توصیفات دربارة یمانی که وی را به عنوان شخص مورد تایید و لازم الاتباع معرفی کرده، بعد از قراردادن آن در کنار سید خراسانی در صدر روایت است؛ یعنی قیام یمانی با قیام خراسانی همزمان ذکر شده است. فرازهای ذیل روایت در مقام تجلیل از شخصیت منحصر به فرد وی و تأیید کامل قیام ایشان، با تأکید مکرر بیان شده است که قیام یمانی را از نظر خلوص انگیزه و صداقت در اهداف، از دیگران متمایز می‌کند.

تناقضات جریان احمد الحسن


1. بنا بر شهادت افراد مطّلع و آگاه، مدّعی جریان یمانی شخصی به نام احمد اسماعیل گاطع صیمری از طایفه صیامر منطقه زبیر است که از بنی هاشم نیستند؛ امّا با این حال، نامبرده با پوشیدن عمامه سیاه و یدک کشیدن عنوان «سید احمد»، خود را سیّد و از بنی هاشم معرفی کرده است. قطعاً این کار از باب دروغ‌گویی و فریب دیگران، شرعاً حرام است

2. در فیلمی که از او موجود است، می‌گوید: «من یک روستایی ساده هستم و هیچ گونه ادّعایی ندارم»؛ امّا در عین حال می‌گوید: «خدا مرا برگزیده و ائمه همراه من هستند. من صاحب نفس مطمئنه ام و نور، سراسر وجود مرا فرا گرفته است و…».

قطعاً این ادّعاهای بزرگ با بی ادّعا بودنش در تناقض است.

3. در همان فیلم، وقتی به عربی فصیح تکلم می‌کند، در لحن کلام او اشتباهات زیاد (نحوی و صرفی) وجود دارد که نشان می‌دهد سواد کافی ندارد. این واقعیت با ادّعاهای بزرگی که دارد، سازگار نیست.

4. احمد اسماعیل گاطع از یک سو ادّعای فرزندی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌کند و از سوی دیگر، ادّعا می‌کند که برای اولین بار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در عالم خواب و سپس در ماه شعبان 1420 ق (1378 ش) امام زمان را برای دومین بار در بیداری دیده است، یعنی در آن زمان که بیش از 25 سال از عمر او گذشته است. چطور امکان دارد فرزند امام زمان تا آن موقع پدر خود را ندیده باشد؟!

5. وی با وجود ادّعای فرزندی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، خود را احمد بن الحسن می‌نامد؛ در حالی که می‌بایست خود را «احمد بن محمد» می‌نامید؛ چون نام امام زمان، حسن نیست؛ بلکه حسن، نام پدر امام زمان است. گویی «قاعده دروغ‌گو فراموشکار است» در این جا جریان دارد.

6. وی خود را یمانی می‌داند و روایاتی را که درباره خروج یمانی صادر شده است، بر خود منطبق می‌داند؛ در حالی که در روایات آمده است:

یمانی، خراسانی و سفیانی در یک سال و یک ماه و یک روز خروج می‌کنند و پس از چند ماه، در همان سال، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم قیام می‌کند. مدّعی یمانی بیش از ده سال است که خروج کرده؛ در حالی که تاکنون نه خراسانی قیام کرده ونه سفیانی و هنوز هم امام زمان قیام نفرموده است.

7. وی در عین این که خود را فرزند امام زمان و سید هاشمی می‌داند، خود را یمانی نامیده است؛ در حالی که دو عنوان «یمانی» و «هاشمی» آن هم برای کسی که اهل عراق است، قابل جمع نیست. «یمانی» ظهور در این دارد که اهل یمن است؛ در حالی که وی به اعتبار محل تولد و نشو و نما عراقی است. البته گویی خود متوجه این تناقض شده؛ لذا با این مغالطه، این لقب را توجیه نموده است که چون مکّه از تهامه است و تهامه از یمن است، پس محمد و آل محمد علیهم السلام همگی یمانی هستند.

وجه مغالطه بودن توجیه فوق، این است که تهامه یک منطقه جغرافیایی است که از شمال جزیرة العرب یعنی بالاتر از مکه و مدینه آغاز می‌شود وجنوب آن به یمن می‌رسد. بنابراین مکه و مدینه جزء تهامه هستند و یمن هم از تهامه است؛ ولی تهامه از یمن نیست، بلکه یمن در جنوب جزیرة العرب قرار دارد و شامل شمال و میانه جزیرة العرب نیست. بنابراین محمد و آل محمد علیهم السلام حجازی و تهامی هستند؛ امّا یمانی نیستند.

اصولاً مردم عرب به دو دسته عدنانی و قحطانی تقسیم شده‌اند. مقصود از عرب عدنانی خصوص قریش و از جمله بنی هاشم است؛ در حالی که عرب قحطانی فقط اعرابی را شامل می‌شود که ریشه آن‌ها از یمن است و به هیچ وجه به عرب عدنانی، یمانی گفته نمی شود.

8. وی در پیامی که به مردم عراق فرستاده است، از یک سو ادّعا می‌کند که من از طرف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وبا تأیید جبرئیل و میکائیل آمده ام؛ بنابراین پیروزی او با امدادهای غیبی باید حتمی باشد؛ در حالی که از مردم عراق یاری می‌طلبد و می‌گوید: «اگر نصرتم ندهید، شما سابقه بی وفایی به مسلم بن عقیل را داشتید» وبدین صورت خود را به مسلم بن عقیل تشبیه می‌کند.

9. وی به خواب های خودش و خواب های دیگران استناد می‌کند؛ در حالی که خواب در مسائل شرعی و عقیدتی برای دیگران هیچ گونه حجیّت و اعتباری ندارد. هیچ پیامبر و حجت خدایی، حقانیت خود را با خواب اثبات نکرده است. مخصوصاً که خواب صرف ادّعا است و امکان دارد آدم دروغ‌گو هم آن را ادّعا بکند.

10. استناد دیگر او به وقوع حوادث آینده، مثل سقوط صدام هم مضحک است؛ زیرا این پیش‌گویی توسط هر آدم آگاه به مسایل سیاسی امکان پذیر است و به نامبرده اختصاص ندارد؛ مخصوصاً که پیش از همه امام خمینی; فرموده بود: «صدّام، رفتنی است».

11. آمادگی برای مناظره و مباهله با علمای شیعه، سنی، یهودی و نصرانی هم صرف ادّعا است و هیچ چیزی را ثابت نمی کند. بله؛ اگر مناظره و مباهله صورت گرفت و طرف مقابل که دارای صلاحیت علمی باشد، محکوم شد یا عذاب الهی بر او نازل گردید، قابل استناد است؛ در حالی که این اتفاق برای مخالفان جریان یمانی پیش نیامده است.

12. درباره استناد جریان یمانی به احادیث که قبل از این مفصّلاً توضیح داده شد که احادیث مورد ادّعا، به مدّعای او ربطی ندارد. چون احادیث می‌گوید: «مهدیین بعد از ظهور و وفات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌آیند، نه قبل از او»؛ در حالی که مدعی جریان یمانی می‌گوید: «من الآن وصیّ امام زمان هستم». معلوم است که وصی باید بعد از مرگ مُوصی وارد عمل شود، نه در حال حیات مُوصی و قبل از مرگ او.

13. مدّعی جریان یمانی در تبلیغات خود، پیوسته بر ضد علمای دین، حوزه علمیه و مراجع تقلید هتّاکی و جسارت می‌کند و صریحاً می‌گوید: «ما آمده ایم که وساطت علما بین مردم و دین و خدا را حذف کنیم»؛ در حالی که این حرف بر ضد تعالیم اهل بیت علیهم السلام است. در تعالیم اهل بیت علیهم السلام علما واسطه مردم و اهل بیت هستند و فقهای ربّانی، مراجع دینی مردمند. امام حسن عسکری علیه السلام می‌فرماید:

فأمّا مَن کان مِن الفقهاء صائناً لنفسه محافظاً لدینه مخالفاً لهواه مطیعاً لأمر مولاه فللعوام أن یقلّدوه؛ (عاملی، 1403: ج18، ص94)

در توقیع منسوب به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است:

وامّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة أحادیثنا فانّهم حجّتی علیکم و أنا حجة الله؛ (صدوق، 1379: ج2، ص483؛ طوسی، 1369: ص290 و 293)

14. جریان یمانی در امر ضدیت با علما، از تبلیغات سوء گذشته، وارد فاز عملی ونظامی شده است؛ لذا در جریان توطئه ترور علمای نجف که در عاشورای سال 1385ش توسط جریان «جند السماء» برنامه ریزی شده بود، مشارکت داشت و دویست نفر از آن‌ها به هلاکت رسیدند.

از این واقعیت، این نتیجه به دست می‌آید که آن‌ها پادوی استعمار در مبارزه با روحانیت هستند؛ روحانیتی که مهم ترین سنگر مقاومت اسلامی در مقابل استعمار است.

15. استفاده از ستاره داوود که نشان مخصوص صهیونیست‌‌ها می‌باشد، نشان دیگری از وابستگی این جریان به استعمار است.

16. حضور افرادی با سابقه بعثی بودن در تشکیلات جریان یمانی از قبیل: سالم عبد حسن، وحسن الحمامی (رهبر مذهبی گروه که دستگیر هم شده است)، وهمین طور برادر احمد اسماعیل گاطع که از افسران حزب بعث بوده، نشانه دیگری از وابستگی جریان به «الحملة الایمانیّة» صدّام حسین معدوم است.

17. اخیراً در یکی از برنامه های ماهواره‌ای سلفی (صفا) یک شخص مصری غیر معمم به نام عبدالعال سلیمه که به دروغ به عنوان عالم شیعی معرفی شده است، از جریان یمانی و احمد الحسن با تجلیل و به عنوان مهدویت نام برده است. این پدیده نشان می‌دهد که جریانات سلفی و وهابی، در پی تبلیغ جریان یمانی از ماهواره های خود می‌باشند. این هم قرینه دیگری از وابستگی جریان به استکبار جهانی است.[23]

وظیفه منتظران در برابر این گونه جریان‌ها


فتنه های رنگارنگ که از سوی شیاطین و یاران او برای فریب و انحراف مردم از صراط مستقیم تدارک دیده می‌شود، همیشه بوده و هست؛ مخصوصاً در آخر الزمان که بنا بر صریح احادیث، فتنه‌ها فراوان‌تر می‌شوند و دجّال‌ها به صورت پیچیده‌تر ظهور می‌کنند.

در مقابل آن فتنه‌ها و دجّال‌ها هیچ پناهگاه امن و تضمینی برای سلامتی، جز تمّسک جستن به ثقلین (قرآن و عترت) وجود ندارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

انّی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی أهل بیتی ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی أبداً[24]

امّا استفاده صحیح از کتاب وعترت، بدون مراجعه به کارشناسان و متخصّصان این فن، یعنی علمای دین، امکان پذیر نیست. این یک مطلب عقلایی و عرفی است که برای شناخت هر چیزی باید به متخصّص آن رجوع کرد.

اکنون توجه شما را به روایاتی جلب می‌کنیم که از ائمه علیهم السلام درمورد هدایت‌گری علما و پیروی امت اسلامی در عصر غیبت از ایشان آمده است:

امام حسین علیه السلام فرمود:

ذلک بأنّ مجاری الأمور و الأحکام علی أیدی العلماء بالله الأمناء علی حلاله وحرامه؛ (حرانی، 1383)

چرا که مجاری امور و احکام به دست علمای الهی و امنای بر حلال وحرام خدا گذاشته شده است.

امام صادق  علیه السلام نیز فرمود:

العلماء ورثة الانبیاء؛ (کلینی، 1401: ج1، ص32) علما وارثان انبیا هستند.

از امام هادی علیه السلام نقل شده است:

لو لا من یبقی بعد غیبة قائمنا من العلماء الدّاعین الیه والدّالین علیه… لما بقی أحد الّا ارتدّ عن دین الله… اولئک هم الأفضلون عند الله عزّ وجلّ؛ (مجلسی، 1384: ج2، ص6)

اگر علمایی نباشند که در زمان غیبت، مردم را به سوی او راهنمایی می‌کنند، هر آینه کسی نمی ماند، مگر این که از دین مرتد شود … آن‌ها (علما) نزد خدا برتر هستند.

ــ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:

وأما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا، فانهم حجّتی علیکم وأنا حجّة الله؛ (طوسی، 1369: ص290)

در حوادث واقعه باید به راویان حدیث ما (علما) رجوع کنید؛ زیرا آن‌ها از طرف من حجّت هستند و من حجّت خدا هستم.

بنابراین، مطمئن ترین و بهترین راه برای شناخت حقیقت مدّعیان، و تمیز دادن راست‌گویان از دروغ‌گویان، و حلّ شبهه های دینی، پناه بردن به علمای دین است. بر علمای دین هم واجب است حقایق را روشن کنند، و در مقابل بدعت‌ها سکوت ننمایند. [25]


کتابنامه

1. آشتیانی، محمدعلی، جهادیه میرزا بزرگ فراهانی، تبریز، 1234ق.

2. ابن حماد، نعیم، الفتن والملاحم، تحقیق محمد عرفه، قم، مکتبه الحیدریه 1424ق.

3. ابن شهر آشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، قم، موسسه آل البیت علیهم السلام، 1388ش.

4. ابن طاووس، علی بن موسی، فلاح السائل، ترجمه جباران، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1388ش.

5. ــــــــــــــــــــــــــ ، التشریف بالمنن، قم، موسسه فرهنگی حضرت صاحب الامر (عج)، 1378ش.

6. ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، دائرة المعارف النظامیه، 1327ق.

7. ابن‌شاذان، فضل، مختصر اثبات الرجعه، بی‌جا، تراثنا، بی‌تا.

8. ابن‌شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، ترجمه اتابکی، قم، دارالحدیث، 1383.

9. ابن‌هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، بی‌تا.

10. ابونعیم، احمد بن عبدالله، دلائل النبوة، بیروت، دار النفائس، 1370ش.

11. حافظ برسى، رجب بن محمد، مشارق انوار الیقین، تحقیق اشرف المازرونی، قم، مکتبه الحیدریه، 1424ق.

12. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، تحقیق ربانی شیرازی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق.

13. حرعاملی، محمد بن حسن، اثبات الهداة، قم، 1379ق.

14. حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف ومعاریف؛ موسسه فرهنگی آرایه، 1369ش.

15. حلی، حسن بن سلیمان، مختصر البصائر، قم، موسسه النشر الاسلامی، 1421ق.

16. حلی، حسن بن یوسف، الرجال، بی‌جا، بی‌تا.

17. خاتون آبادى، محمد صادق، کشف الحق، تصحیح میر صابری، تهران موسسه اهل البیت، بی‌تا.

18. خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، قم، مرکز نشر آثار شیعه، 1399ق.

19. سلیمان، کامل، روزگار رهایی، ترجمه مهدی‌پور، تهران، آفاق، 1381ش.

20. شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت علیهم السلام، بی‌تا.

21. صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، چ2، قم، انتشارات حضرت معصومه علیها السلام، 1374ش.

22. صدوق، محمد بن علی بن بابویه، کمال الدین، تهران، 1310ق.

23. ـــــــــــــــــــــــــــ، الخصال، قم، انتشارات اسلامی، 1365ش.

24. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، بی‌جا، 1370ق.

25. ـــــــــــــــــــــــ، مجمع البیان، ترجمه احمد بهشتی، تهران، فراهانی، بی‌تا.

26. طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، تحقیق حسن مصطفوی، مشهد، دانشکده الهیات، 1348ش.

27. ــــــــــــــــــــــــ، الامالی، تهران، بعثت، 1385ش.

28. ــــــــــــــــــــــــ، الرجال، بی‌جا، بی‌تا.

29. ــــــــــــــــــــــــ، الغیبة، تهران، نینوا، 1369ش.

30. ــــــــــــــــــــــــ، الفهرست، نشر الفقاهه، 1375ش.

31. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی؛ بیروت، دار صعب، 1401ق.

32. کاظمی، سیدمصطفی، بشارة الاسلام، تهران، نینوا، بی‌تا.

33. کورانی، علی، عصر ظهور، ترجمه جلالی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1378ش.

34. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ترجمه علی دوانی، تهران، دارالکتب، 1384ش.

35. ـــــــــــــــــــ، مرآة العقول، تهران، مشیر السلطنه، 1322ق.

36. محمدی ری شهری، محمد، موسوعة احادیث امیر المؤمنین، قم، موسسه دار الحدیث، 1388ش.

37. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، قم، بصیرتی، 1412ق.

38. میر لوحى سبزواری، محمد بن محمد، کفایه المهتدى فی معرفه المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ، قم، دارالتفسیر، 1384ش.

39. نجاشی، احمد بن علی، الرجال، تهران، بی‌تا.

40. نعمانی، محمد بن ابراهیم بن جعفر، الغیبة، ترجمه غفاری، تهران، صدوق، 1376ش.

41. www.//farsi.almahdyoon.org

42. www.rasanews.ir

43. www.youtube.com




محسن حیدری آل کثیری: استاد حوزه.

حجت حیدری چراتی:دانش‌آموخته سطح3 مهدویّت حوزه علمیه قم.

[2]. فتوای جهاد برعلیه استعمار در تاریخ معاصر(جهادیه میرزا بزرگ فراهانی، محمد علی آشتیانی) رساله فوق نخست در سال 1233ق و بار دوم در سال 1234ق در تبریز چاپ شد.

.[3] این شعار بارها در اوایل تأسیس حزب بعث عراق از گوینده رادیوی آن رژیم شنیده شد (روزنامه جمهوری اسلامی، 3/6/81).

.[4] انتفاضة شعبانیه: (۱۵ شعبان ۱۴۱2ق): این قیام، نتیجه ظلم و ستمى بود که بر ملت عراق روا شد. و با استفاده از فرصتى که در جنگ اول خلیج فارس پیش آمد، شکل گرفت؛ زیرا در ارکان نظام بعثى، تزلزلى واقع شده بود و مؤمنان این فرصت را غنیمت شمرده و به قیام برخاستند. در آن زمان که رژیم صدام، ساقط شده و حکومتش جز در شهر بغداد از بین رفته بود، مى بایست مراجع، رهبرى را به دست مى گرفتند؛ ولى تنها آیت اللّه سبزوارى و آیت‌الله سید محمد صدر0 براى رهبرى انتفاضه پیش قدم شدند و فتواى جهاد دادند. آن دو، با تشکیل گروه هایى و برپایى جلساتى مردم را اداره مى کردند، تا این که جریان‌ها و افرادى با ایجاد اختلاف در میان این تشکل و هسته هاى مردمى، سبب شدند تا بغداد کاملاً به دست رژیم افتاد و نهایتاً تمام عراق دوباره تحت سیطرة صدام در آمد؛ خانه‌ها ویران شد، مردم قلع و قمع شدند و جنایات صدام که بر کسى ـ به ویژه ایرانیان ـ پوشیده نیست، فزونى یافت. پس از سرکوبى انتفاضه، آیت اللّه سبزوارى چون کهن سال بود، کنار زده شد، و آیت الله سید محمد صدر به زندان افتاد.

[5]. www.rasanews.ir

[6]. www.//farsi.almahdyoon.org

.[7] این ادعاها بر اساس سایت www.youtube.com می‌باشد:

[8]. www.//farsi.almahdyoon.org

[9]. همان.

[10]. همان.

[11].www.almahdyoon.org// www.youtube.com

[12]. یعنی «بعد از او ]امام زمان  عجل الله تعالی فرجه الشریف [دوازده نقر مهدی ]هدایت یافته[ خواهند آمد، پس وقتی وفات او ]امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف‌[ فرا می رسد، باید آن را به فرزندش که اولین نفر از مهدیین است، تحویل دهد».

[13]. www.almahdyoon.org

[14]. ابی بصیر می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: ای پسر رسول خدا! من از پدرت شنیدم که فرمود: «بعد از قیام حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف دوازده نفر مهدی خواهند آمد»امام فرمود : «بله؛ امّا پدرم فرمود: دوازده نفر مهدی و نفرمود: دوازده امام. بلی؛ آن‌ها قومی از شیعیان ما هستند که مردم را به ولایت ما و معرفت حقمان دعوت خواهندکرد.»

[15]. فرقه ای از شیعه که امام موسی کاظم علیه السلام را آخرین امام می دانند و قائلند که آن حضرت زنده و مهدی منتظر می باشد. بنیان‌گذار آن، علی بن ابی حمزه بطائنی و زیاد بن مروان قندی و عثمان بن عیسی رواسی و احمد بن ابی بشرسرّاج بودند (قاموس الرجال، ج 7، ص 268- 269، شماره 4984).

[16]. www.rasanews.ir

[17]. www.//farsi.almahdyoon.org

[18]. همان.

[19]. این پنج واسطه عبارتند از: محمد بن یحیى العطار، براى وثاقتش ر.ک: نجاشى، الرجال، ص 353، رقم 946؛ احمد بن محمد بن عیسى، براى وثاقتش ر.ک: شیخ طوسى، الرجال، ص 366؛ على بن الحکم، براى وثاقتش: ر.ک: شیخ طوسى، الفهرست، ص 151، رقم 376؛ ابو ایوب خزاز - ابراهیم بن عیسى - براى وثاقتش ر.ک: نجاشى، الرجال، ص 20، رقم 25؛ عمر بن حنظله، براى وثاقتش ر.ک: کلینى، الکافى، ج 3، ص 275.

[20]. این سه واسطه عبارتند از: محمد بن ابى عمیر، براى وثاقتش ر.ک: شیخ طوسى، الفهرست،ص 218،رقم 617؛ جمیل بن دراج، براى وثاقتش ر.ک: نجاشى، الرجال، ص 126؛ رقم 617؛ زرارةبن اعین، براى وثاقتش ر.ک: نجاشى، الرجال، ص 175،رقم 463.

[21]. آن دو واسطه عبارتند از: صفوان‏بن یحیى، براى وثاقتش ر.ک: نجاشى، الرجال، ص 197، رقم 524؛ محمدبن حمران، براى وثاقتش ر.ک: نجاشى، الرجال، ص 359، رقم 965.

[22]. شیخ صدوق، کمال‏الدین، ج 1، ص 331، باب 32، ح 16؛ نعیم بن حماد، الفتن، ص 231، ح855؛ شیخ مفید، الارشاد، ص 339؛ بحار الانوار، ج52، ص210؛ نعمانى، الغیبة، ص 255، ب 14، ح 13؛ فضل‏بن شاذان، اثبات‏الرجعة ـ مخطوط ـ؛ تراثنا، ش 15، ص 215، ح 16 و ص276، ح17؛ میر لوحى، کفایة المهتدى، ص 262؛ خاتون‏آبادى، کشف الحق، ص 169؛ خاتون آبادى، کشف الحق، ص 173، ح 29.

[23]. www.//farsi.almahdyoon.org

.[24] حدیث متواتر و متفق علیه بین کتب فریقین.

[25]. «إذا ظهرت البدع فعلی العالم ان یظهر علمه وإلا فعلیه لعنة الله».(کافی، ج1، ص 54، باب البدع و الرأی والمقاییس، علل الشرایع، باب العلة التی من اجلها قیل بالوقف علی موسی بن جعفر، ص 236؛ عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج1، ص 113).

 

مجموعه مربوطه مدّعیان مهدویّت

برچسب ها

سایر مطالب این مجموعه: « مدّعیان معنویّت و مهدویّت، فرماندهان آخرالزّمانی شیطان در عصر حاضر




:: برچسب‌ها: فتنه جدید سید الحسنی, مدعی دروغین سید الحسنی, مدعی جدید یمانی

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱۳
سیدحسنی در خطبه البیان، از سند تا متن

امام مهدی علیه السلام  با سپاهیان حرکت می‌کند و به عراق می‌رسد؛ در حالی که مردم، اطراف آن حضرت هستند. پیشاپیش ارتش فرمانده پیش قراولمردی است به نام عقیل و بر ساق لشکر، مردی است به نام حارث. سپس مردی از اولاد امام حسن علیه السلام  همراه دوازده هزار سواره به او ملحق می‌شوند. و آن مرد می‌گوید: ‏«ای پسر عمو ! من به تصدی این امر، از تو سزاوارترم؛ چون من از فرزندان حسنم و او از حسین بزرگ تر بود‏‏‏». امام مهدی علیه السلام  می‌فرماید: ‏«همانا من مهدی هستم.‏» آن مرد می‌گوید: ‏«آیا نشانه، معجزه یا علامتی نزد تو هست؟ ‏» پس مهدی به پرنده‌ای در آسمان، نگاه می‌کند سپس اشاره‌ای به آن پرنده می نماید و پرنده روی دست حضرت می‌نشیند و به قدرت خدا به تکلم آمده و به امامت حضرت شهادت می‌دهد.

 

چکیده
این نوشتار، به موضوع سید حسنی در خطبة البیان می پردازد که در دو محور سندی و متنی سامان یافته است. در محور اول، سند خطبه، بررسی شده و بدین منظور، نظرات مخالفان و موافقان بیان شده است. نظرات مخالفان در سه بخش بیان شده است؛ بخش اول: ضعف رجال حدیث که در این بخش، جد طوق و عبدالله بن مسعود ارزیابی می شوند؛ بخش دوم: ارسال حدیث و بخش سوم: عدم نقل حدیث در منابع دست اول که دلیل بر عدم اعتبار آن دانسته شده است.
نظرات موافقان نیز در دو بخش: دفاع از ابن مسعود و اعتنای علما به این خطبه ذکر می شود. محور دوم مقاله نیز به بررسی متن این خطبه می پردازد و خواهد آمد که برخی از دانشمندان، متن خطبه را دچار اشکالات فراوان دانسته و آن را رد کرده اند و عده ای دیگر نیز در پذیرش خطبه، قائل به تفصیل شده اند.
کلید واژه‌ها: سید حسنی، خطبة البیان، عبدالله بن مسعود، بررسی سند، بررسی متن، غلو.

مقدمه
درباره موضوع مهدویت اخبار فراوانی وجود دارد؛ از جمله خطبه ای است منسوب به امیرالمؤمنین علیه السلام  که به خطبة البیان معروف است. در‎ آغاز این خطبه، اوصافی از امیرالمؤمنین علیه السلام  ذکر شده  و در ادامه، مباحثی در بارة مهدویت مطرح می شود.
عمده مطالب مهدوی این خطبه به اوضاع آخرالزمان و نشانه های ظهور پرداخته  است. این خطبه، ضمن بحث از علائم ظهور، به موضوع سید حسنی پرداخته و دربارة حرکت او، برخوردش با امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  و تسلیم شدن او و سپاهش برابر امام، صحبت می کند؛ از این روی به بحث و بررسی این خطبه می پردازیم.
ابتدا بخشی از خطبه را که دربارة سید حسنی است، بیان کرده سپس دربارة سند خطبه و میزان اعتبار آن، بحثی را پی خواهیم گرفت و در پایان، به بررسی متن آن می پردازیم.


متن روایت
حدثنا محمد بن أحمد الأنباری قال: حدثنا محمد بن أحمد الجرجانی قاضی الری قال: حدثنا طوق بن مالک عن ابیه عن جده عن عبدالله بن مسعود رفعه إلی علی بن ابی طالب علیه السلام :
…ثم یسیر بالجیوش حتی یصیر إلی العراق و الناس خلفه و أمامه، علی مقدمته رجل اسمه عقیل و علی ساقته رجل اسمه الحارث. فیلحقه رجل من أولاد الحسن فی إثنی عشر ألف فارس، و یقول: «یابن العم! أنا أحق منک بهذا الأمر لأنی من ولد الحسن و هو أکبر من الحسین». فیقول المهدی: «إنی أنا المهدی». فیقول له: «هل عندک آیة أو معجزة أو علامة؟» فینظر المهدی إلی الطیر فی الهواء فیؤمی إلیه فیسقط فی کفه فینطق بقدرة الله تعالی و یشهد له بالإمامة. ثم یغرس قضیباً یابساً فی بقعه من الأرض لیس فیها ماء فیخضر و یورق. و یأخذ جلموداً کان فی الأرض من الصخر فیفر‌که بیده و یعجنه مثل الشمع. فیقول الحسنی: «الأمر لک»، فیسلم و تسلم جنوده… (جمعی از محققان، 1411: ج 4، ص 90 ).
سپس [امام مهدی علیه السلام ] با سپاهیان حرکت می‌کند و به عراق می‌رسد؛ در حالی که مردم، اطراف آن حضرت هستند. پیشاپیش ارتش ]= فرمانده پیش قراول[ مردی است به نام عقیل و بر ساق لشکر، مردی است به نام حارث. سپس مردی از اولاد امام حسن علیه السلام  همراه دوازده هزار سواره به او ملحق می‌شوند. و آن مرد می‌گوید: ‏«ای پسر عمو ! من به تصدی این امر، از تو سزاوارترم؛ چون من از فرزندان حسنم و او از حسین بزرگ تر بود‏‏‏». امام مهدی علیه السلام  می‌فرماید: ‏«همانا من مهدی هستم.‏» آن مرد می‌گوید: ‏«آیا نشانه، معجزه یا علامتی نزد تو هست؟ ‏» پس مهدی به پرنده‌ای در آسمان، نگاه می‌کند سپس اشاره‌ای به آن پرنده می نماید و پرنده روی دست حضرت می‌نشیند و به قدرت خدا به تکلم آمده و به امامت حضرت شهادت می‌دهد. سپس حضرت چوب خشکی را در زمینی بی آب می‌کارد و آن شاخه سبز شده و برگ می‌دهد. و سنگی از زمین بر می‌دارد و با دست خرد می‌کند و مثل شمع خمیر می‌کند. حسنی می‌گوید: ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏«این امر، برای تو است‏» آن گاه تسلیم شده و سپاهش را نیز تسلیم می‌کند….

محور اول: بررسی سندی
درباره سند این روایت و میزان اعتبار آن، در کلمات علما مطالب فراوانی به چشم می‌خورد که برخی مؤید و برخی مخالف هستند. ما نظر مخالفان و موافقان را نقل می‌کنیم، تا میزان اعتبار این خطبه روشن شود.


آرای مخالفان
نظرات مخالفان را می‌توان در سه بخش تنظیم کرد:
1. ضعف رجال حدیث؛
2. ارسال حدیث؛
2. عدم نقل حدیث در منابع دست اول.

1. ضعف رجال حدیث
در این قسمت، دربارة دو نفر که در سند این روایت ذکر شده اند، بحث خواهیم کرد:
الف. جد طوق: در سند روایت آمده است طوق بن مالک از پدرش و او از جدش نقل می‌کند؛ در حالی که جد وی معلوم نیست.[2]
ب. عبدالله بن مسعود: عمدة اشکال، دربارة عبدالله بن مسعود است. برخی معتقدند او بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  دچار انحراف شد. مرحوم آیت الله خویی می‌فرماید:
برخی فتاوای ابن مسعود در فقه و نیز برخی روایات که در تخطئه او وارد شده است، دلالت می‌کند بر این که او از امیرالمؤمنین علیه السلام  تبعیت نکرد وآن حضرت را همراهی ننمود؛ بلکه در کارش به طور مستقل عمل کرد (خویی، 1410: ج 10، ص 322).
مرحوم آیت الله خویی سپس به برخی از این روایات اشاره می‌کند (خویی، همان: ص322 و 323).
مرحوم تستری می‌گوید:
«وقد سردتْ اخباراً معتبرة فی عدم اذعانه لأمیرالمؤمنین و مخالفة فتاواه لفتاوا الائمة» (تستری، 1410: ج6، ص607)؛ روایات معتبری وارد شده است در این باره که ابن مسعود اعتقادی به امیرالمؤمنین نداشت و نظرات او با نظر امامان مخالف بود.
کشی نیز در شرح حال ابوایوب انصاری می‌گوید:
از فضل بن شاذان دربارة ابن مسعود و حذیفه سؤال شد. او پاسخ داد: ‏«حذیفه مثل ابن مسعود نبود؛ چرا که حذیفه رکن بود؛ ولی ابن مسعود از همدستان حکومت و جزء یاران [مخالفان امیرالمؤمنین علیه السلام ] بود و به سوی آن‌ها تمایل پیدا کرد و درباره ]تقویت و تأیید[ آن‌ها سخن گفته است (کشی، 1348: ص38، ش78).
البته این جا اشکالی مطرح است و آن، این که مبنای نظرعلمای رجال، گواهی و شهادت است و شهادت، باید از روی حس باشد، نه حدس و ممکن است گفته شود که فضل بن شاذان، با ابن مسعود معاصر یا حتی قریب العصر نبوده است؛ پس کلام او حدسی فاقد اعتبار است.
در پاسخ به این اشکال می‌توان گفت چون او از قدما بوده، قول او مقبول است و اگر از کلام او، استفاده قدح شود، باعث تضعیف ابن مسعود می‌شود؛ به علاوه روایات متعددی، بیانگر انحراف ابن مسعود است.

2. ارسال حدیث
اولاً در کتاب عقد الدرر این روایت مرسلاً نقل شده و هیچ سندی برای آن ذکر نشده است. ثانیاً الزام الناصب که برای آن سند ذکر می‌کند، می‌گوید: «…عن عبدالله بن مسعود رفعه إلی علی بن ابی طالب علیه السلام » پس این روایت، مرفوعه است که از نظر شیعه، از روایات ضعیف محسوب می‌شود؛ اما از نظر اهل سنت، از اقسام صحاح است؛ زیرا بدین معنا است که خود ابن مسعود از امیرالمؤمنین علیه السلام  شنیده است. اما باز هم مشکل حل نمی‌شود؛ زیرا اولاً این خطبه در بصره و پس از فرو نشاندن اغتشاشات بصره (36 ق) ایراد شده است؛ در حالی که ابن مسعود در سال 32 ق (و بنابر برخی نظرات، سال 33 ق) فوت کرده است و نمی‌تواند خودش این روایت را از امام شنیده باشد.[3]
ثانیاً روایت ابن مسعود از امیرالمؤمنین علیه السلام  معهود نیست.[4] حتی در تهذیب‌الکمال که از مفصل ترین کتب رجالی اهل سنت است، وقتی از کسانی نام می‌برد که ابن مسعود از آن‌ها روایت نقل کرده است، هیچ اسمی از امیرالمؤمنین علیه السلام  نمی‌برد.

3. عدم نقل حدیث در منابع دست اول
اولین نقل این خطبه در کتب شیعه، به الزام الناصب بر می‌گردد که آن را از حافظ رجب برسی نقل می‌کند. صاحب الذریعه دربارة خطبة البیان می‌فرماید:
لم یذکرها الرضی فی نهج البلاغه و کذا لم یذکره ابن شهرآشوب فی المناقب فی عداد خُطَبِه المشهورة نعم ذکر فیه من خطبه التی لاتوجد فی النهج خطبة الافتخار کما أشرنا الیه و لعل المراد منها هذه الخطبه…» (تهرانی، 1408: ج 7، ص 200)[5].
میرزای قمی نیز خطبه را از نظر سندی مورد تأمل قرار داده؛ آن را رد می‌کند. وی انتساب این خطبه به امیرالمؤمنین علیه السلام  را ثابت نمی‌داند؛ زیرا در هیچ یک از کتب معتبر امامیه ذکر نشده است. رؤسای شیعه که مدار مذهب امامیه بر آن ها است و عمده اخبار و آثار اهل بیت علیهم السلام  از ایشان رسیده است، عبارتند از کلینی، ابن بابویه (صدوق)، شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی که هیچ یک، این خطبه را ذکر نکرده‌اند. نیز سید رضی آن را در نهج البلاغه نیاورده است[6]. مرحوم میرزای قمی سپس می‌فرماید: «این خطبه و نظائر آن (خطبه تطنجیه، افتخاریه و احتمالاً خطبه نورانیه) در کلمات بعضی از متسنمان (پیروان مسلک صوفیه) و کتب صوفیه، از جمله در کتاب مناقب حافظ رجب برسی وجود دارد».
میرزای قمی همچنین از دو نفر دیگر از علما نام می‌برد که این خطبه را در کتاب خود نیاورده‌اند؛ یکی مرحوم مجلسی در بحارالأنوار که فقط به این خطبه اشاره کرده و در کتاب اعتقاداتش خطبه را رد می‌کند و دیگری ملامحسن فیض کاشانی در تفسیر صافی که با وجود آن که همتش بر این است که هر جا حدیثی از امامان علیهم السلام  وجود دارد، با اندک تناسبی ذکر ‌کند، به این خطبه اعتنایی نکرده است (قمی، 1413: ج2، ص757).


آرای موافقان
نظرات کسانی که در تقویت این خطبه و اعتنا به آن سعی دارند، در دو بخش قابل بررسی است:
1. دفاع از ابن مسعود؛
2. اعتنای علما به این خطبه.

1. دفاع از ابن مسعود

برخی وی را از اصحاب بزرگ پیامبر (ص) و از شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام  می‌دانند و برای او شأن و منزلت فراوانی قائل شده‌اند. بعضی از ادله آن‌ها عبارتند از:
الف. شیخ طوسی در رجال خود وی را از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  می‌شمارد.
پاسخ، این است که روش  مبنای شیخ در رجال خود، این است که معاصران معصومان علیهم السلام  را جمع آوری می‌کند و در صدد توثیق یا تضعیف نیست؛ لذا زیاد بن أبی را ضمن اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام  و عبیدالله بن زیاد را در اصحاب امام حسین علیه السلام  ذکر می‌کند.
ب. ابن مسعود، از دوازده نفری بود که خلافت ابوبکر را انکار کرد (صدوق، 1403: ج2، ص461). نیز برابر عثمان موضع گیری نمود (امینی، 1379: ج 6، ص 4). همچنین در قتل عثمان شریک بود (کشی، همان: ص71).
نیز روایتی که بیان می‌کند خلفای بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  به عدد نقبای بنی‌اسرائیل هستند، به واسطه وی نقل شده است (صدوق، همان: ج2، ص461).
جواب این که مرحوم آیت الله خویی می‌فرماید:
این روایات که صدوق آن‌ها را نقل کرده است، ضعیف هستند و حتی اگر صحیح هم باشند، با آنچه از فضل بن شاذان نقل شده (ان ابن مسعود والی القوم و مال معهم، یعنی از غاصبان پیروی کرد و به آنان روی آورد) تعارضی ندارد (خویی، همان: ج 10، ص 322).
ضمن این که گفتیم مرحوم خویی و تستری قائلند روایات معتبر فراوانی وجود دارد که او از امیرالمؤمنین علیه السلام  تبعیت نکرد و در فتاوایش با امامان مخالفت کرد (خوئی، همان؛ تستری، 1410: ج6، ص 600 ـ 680).
ج. روایاتی دال بر عدم تبعیت ابن مسعود از امیرالمؤمنین علیه السلام  وجود دارد؛ اما در روایت آمده است که او بعداً توبه کرده است (علی بن طاووس، 1400: ج1، ص36).
در پاسخ می‌گوییم: این روایت از خود ابن مسعود نقل شده است و نمی‌تواند مورد استناد قرار بگیرد؛ زیرا مستلزم دور[7] یا حتی سوء ظن[8] به او می‌شود.
د. روایات فراوانی در مدح ابن مسعود وجود دارد که نشان از جلالت شأن و عظمت او است؛ از جمله روایتی که او را از هفت نفری می‌داند که خداوند به سبب آن‌ها روزی مردم و باران را می‌فرستد و مردم را یاری می‌کند. نیز نقل شده است او از کسانی بود که بر پیکر حضرت زهرا علیها السلام  نماز خواند (صدوق، 1403: ج2، ص360؛ فرات بن ابراهیم، 1410: ص570).
جواب این که اولاً روایاتی که در مدح او آمده است، همه از نظر سند، مشکل دارند.
ثانیاً‌ مقابل آن‌ها روایاتی در مذمت او نیز وارد شده است؛ از جمله روایاتی که در بحث‌های پیشین به آن اشاره شد یا روایتی که از خود ابن مسعود نقل شده دربارة آیه >واتقوا فتنة لاتصیبن الذین ظلموا منکم خاصه< (انفال: 25) که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمود: «من ظلم علیاً مجلسی هذا کمن جحد نبوتی و نبوة الأنبیاء من قبلی؛ کسی که از امروز به علی ظلم کند، مثل کسی است که نبوت من و انبیای قبل از من را انکار کرده است». راوی از او پرسید: ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏«آیا خودت این روایت را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  شنیدی؟» گفت: ‏‏‏«بله‏‏». گفت: «پس چطور یار ظالمان شدی؟‏‏‏‏‏‏» گفت: ‏«عقوبتش را هم کشیدم. من از امام اجازه نگرفتم؛ آن چنان که جندب و عمار و سلمان اجازه گرفتند و من از خدا آمرزش می‌طلبم و توبه می‌کنم‏‏‏‏‏‏‏‏‏» (حسینی استرآبادی، 1409: ج1، ص 198؛ ابن طاووس، همان، ج1، ص36؛ تستری، همان: ج6، ص607).
ه‍. سید مرتضی درباره او گفته است: «لاخلاف بین الأمة فی طهارة ابن مسعود و فضله و إیمانه و مدح النبی له و ثنائه فإنه مات علی الحالة المحمودة» (سید مرتضی، 1410: ج 4، ص 283)[9].
در جواب می‌گوییم: مرحوم آیت الله خویی درباره ابن مسعود می‌گوید: «قد اعتنی علماء العامة بشأنه و هو متسالم علیه عندهم فی الفضل و التقی….»، و بر همین اساس، نتیجه می‌گیرد که کلام سید مرتضی در شافی و استدلال او به روایات ابن مسعود، از باب جدل با مخالفان باشد (خویی، همان: ج 10، ص 323). مرحوم تستری نیز همین نظر را دارد (تستری، همان: ج6، ص600 ـ 608).
و. نام او در سند کامل الزیارات ذکر شده است و مرحوم آیت الله خویی می‌فرماید:
ان عبدالله بن مسعود لم یثبت انه والی علیاً علیه السلام  و قال بالحق ولکنه مع ذلک لا یبعد الحکم بوثاقته لوقوعه فی اسناد کامل الزیارات والله العالم (خویی، همان: ج 10، ص 323).
پاسخ این که اولاً خود مرحوم خویی در اواخر عمر شریفش از این مبنا برگشت. ثانیاً ‌بر فرض پذیرش، کلام، مبنایی می‌شود و فقط کسانی که این مبنا را قبول دارند، آن را می‌پذیرند.
نکته مهم این که بر فرض این که شخصیت ابن مسعود، قابل دفاع باشد و بتوان وثاقت او را ثابت کرد، اشکالات دیگری در سند روایت وجود دارد؛ از جمله این که روایت مرسله است (دلیل دوم مخالفان) و نیز سایر رجال حدیث، قابل بحث هستند؛ مانند جد طوق بن مالک که مجهول است.
2. اعتنای علما به این خطبه
اعتنای علما به یک روایت، رساله یا کتاب، می‌تواند دلیل محکمی بر صحت آن باشد و خطبه البیان از این مزی برخوردار است. علمای زیادی آن را نقل کرده و برخی نیز بر آن، شرح نوشته اند؛ از جمله:
ـ شیخ علی بارجینی یزدی حائری در الزام الناصب سه نسخه از آن را آورده است؛
ـ محمد بن طلحه شافعی (652 ق) در کتاب الدر المنظم فی السر الاعظم؛
ـ شیخ سراج الدین حسن بعضی از این خطبه را از کتاب الدر المنظم نقل کرده است؛
ـ سید شبر در رساله علامات ظهور تمام خطبه را آورده است؛
ـ حافظ رجب برسی در مشارق الأنوار برخی فقرات آن را آورده است (بدون این که به اسم خطبه اشاره کند)؛
ـ قاضی سعید قمی (1103 ق) در شرح حدیث غمامه نسخة مختصری از این خطبه را آورده و گفته این خطبه به سبب شایع بودن میان علمای شیعه و غیر شیعه، از ذکر سند، بی‌نیاز است؛
ـ محقق قمی (1231 ق) برخی فقرات نسخه قاضی سعید قمی را شرح کرده که در آخر جامع الشتات چاپ شده است؛
ـ نور علی شاه آن را شرح و ترجمه کرده و نیز آن را به صورت شعر در آورده است؛
ـ عارف کامل محمد بن محمود ملقب به دهدار در خلاصة الترجمان بخشی از آن را شرح کرده است؛
ـ مولی عبدالمهدی برخی فقرات آن را شرح کرده است؛
ـ میرزا ابوالقاسم ابن محمد نبی ذهبی شیرازی آن را در معالم التأویل و البیان شرح کرده است؛
ـ در قرة العیون این خطبه و خطبه تطنجیه، به امیرالمؤمنین نسبت داده شده است؛
ـ فیض کاشانی در الکلمات المکنونه آن را آورده و ادعای شهرت کرده است؛
ـ داوود قیصری در شرح فصوص الحکم آن را آورده است؛
ـ عبدالصمد همدانی در بحر المعارف این خطبه را نقل کرده است.
جواب این که البته این مطلب صحیح است که اعتنای علما می‌تواند نشانة صحت آن باشد؛ اما این نکته نیز نباید مورد غفلت قرار بگیرد که هر نقلی، نشانة اعتنا و اعتماد نیست؛ برای نمونه می‌توان به موارد ذیل توجه کرد:
ـ میرزای قمی در جواب کسی که از صحت انتساب این خطبه به امام علیه السلام  سؤال کرده بود و خواسته بود در صورت صحت انتساب آن به امام، جملات «أنا خالق السموات و الأرض، أنا الرازق» را برایش توضیح دهد، گفته است:
این خطبه در هیچ یک از کتب معتبر و صحیح، به امام نسبت داده نشده و حتی علامه مجلسی آن را ذکر نکرده است. اکثر فقرات آن در مشارق أنوار الیقین تألیف حافظ برسی وجود دارد…؛ پس هرگاه مثل خطبه البیان نسبت داده شود به ایشان، نباید حکم به ظاهر آن کرد و نباید حکم به بطلان آن کرد رأساً… (قمی، 1413: ج1، ص5).
ـ قیصری در فصوص، فقط فقراتی از خطبه را بدون ذکر نام خطبه آورده است که احتمال دارد این فقرات از خطبه‌های دیگر ـ مثل خطبة تطنجیه - گرفته شده باشد.
ـ فیض کاشانی در تفسیر صافی ـ برخلاف این که هر جا به اندک تناسبی، حدیثی از امامان وجود داشته باشد، نقل می‌کند ـ به این خطبه اعتنایی نکرده است و جای این سؤال است که چرا آن را ذکر نکرده، با وجود این که در الکلمات المکنونة آن را آورده است.
ـ ظاهراً دو کتاب قرة العیون و الکلمات المکنونة یکی است. آقا بزرگ طهرانی می‌فرماید: «قرة العیون فی أعز الفنون… و لِما أن تاریخ فراغه منطبق علی مکنونة الکلمات، یقال له الکلمات المکنونة أیضاً» (تهرانی، همان: ج17، ص75).
ـ رجب برسی نامی از خطبه نیاورده است و چه بسا مراد او، خطبة دیگری باشد که از نظر مضمون و برخی فقرات، شبیه این خطبه بوده است. جالب این‌که همة نقل‌های این خطبه به نقل رجب برسی برمی‌گردد که جای بسی تأمل است.


محور دوم: بررسی متنی
در متن این خطبه، عباراتی وجود دارد که مانع اعتماد ما به این خطبه شده و شک ما به جعلی بودن آن را تقویت می‌کند. علامه مجلسی در بحارالأنوار بحث مفصلی را درباره «غلو» بیان کرده و ضمن آن، درباره معنای «تفویض» بیاناتی دارد. وی در اولین معنا که برای تفویض بیان می‌کند، می‌گوید:
اولین معنا، تفویض در خلق و رزق و مرگ و زندگی است؛ یعنی خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  و اهل بیت علیهم السلام  را خلق کرده و سپس امور خلق را به آنان واگذار کرده است و آنان می‌آفرینند، روزی می‌دهند، حیات می‌بخشند و می‌میرانند. این کلام، بر دو وجه قابل حمل است: اول این که بگوییم آن‌ها این امور را با قدرت و اراده خود انجام می‌دهند و فاعل حقیقی هستند که این، کفر است. دوم این که بگوییم خداوند، این امور را انجام می‌دهد؛ ولی مقارن با اراده آن‌ها که عقل از پذیرش این کلام ابایی ندارد؛ اما روایات، مخالف این کلام است، مگر دربارة معجزات. و قائل شدن به چنین کلامی، قول بمالایعلم است؛ چرا که اخبار معتبر در این باره وجود ندارد، و اخباری که بر این قول دلالت می‌کند، مانند خطبة البیان و امثال آن، جز در کتب غالیان و کتب مشابه آن، یافت نمی‌شود (مجلسی، 1404: ج 25، ص 347).
از کلام علامه چنین بر می‌آید که آنچه در خطبة البیان آمده و بر خالق بودن امامان علیهم السلام  دلالت می‌کند، نمی‌تواند صحیح باشد و این‌ها از ساخته‌های غالیان است که با روایات اهل بیت علیهم السلام  مطابقت ندارد.
آیت الله مکارم شیرازی ضمن بحثی که راجع به تفویض دارد می‌فرماید:
الرابع: التفویض فی امر الخلقة: و لا اشکال ایضاً فی بطلانه، اذاکان المراد التفویض الکلی بمعنی أن الله خلق رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  والأئمة المعصومین علیهم السلام  و جعل أمر خلق العالم و نظامه و تدبیره إلیهم، فإنه شرک بیّن و مخالف لآیات القرآن المجید الظاهرة، بل الصریح فی أن أمر الخلق و الرزق و الربوبیة و تدبیر العلم بید الله تعالی لاغیره.
نعم، یظهر من بعض کلمات العلامة المجلسی معنی آخر للتفویض الکلی بمعنی جریان مشیة الله علی الخلق و الرزق مقارناً لإرادتهم و مشیتهم و أنه لایمنع العقل من ذلک، و لکن صرح بأن ظاهرا الأخبار بل صریحها بطلان ذلک و لا أقل من ان القول  به قول بما لایعلم.
قلت: بل ظاهر الآیات القرآنیة مخالف له أیضاً و ان أمر الخلق و الرزق و الإماتة و الإحیاء بید الله و مشیته لاغیر. نعم ورد فی بعض الروایات الضعیفه مثل خطبة البیان التی نقلها المحقق القمی1 فی جامع الشتات مع الطعن فیها أن أمرها بید الأئمة علیهم السلام  أو بید أمیر المؤمنین علی علیه السلام ، لکنه ضعیف جداً مخالفا لکتاب الله عزوجل. و لکن ظاهره المعنی الأول الذی لایمکن القول به، ولایوافق الکتاب و لا السنة بل قدعرفت أنه نوع من الشرک أعاذنا الله تعالی منه. قال الله تعالی Gأَمْ جَعَلُواْ لِلّهِ شُرَکَاء خَلَقُواْ کَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِمْ قُلِ اللّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُF (رعد:16). و إن کان ولابد من توجیهها فلیحمل علی العلة الغائیة، مثل «لولاک لما خلقت الأفلاک» و «بیمنه رزق الوری» فتدبر جیداً. (مکارم شیرازی، 1422:ص548)؛
چهارم. تفویض در امر خلقت است: هیچ اشکالی در بطلان آن نیست، هرگاه مراد تفویض کل باشد؛ به این معنا که خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  و امامان معصوم علیهم السلام  را ‎آفرید و امر خلق عالم و نظام و تدبیرش را به ایشان واگذار کرد؛ چرا که این، شرک آشکار و مخالف آیات قرآن مجید است که ظاهر -بلکه صریح- است در این که امر خلق، رزق، ربوبیت و تدبیر عالم، به دست خداوند تعالی است، نه در دست دیگران.
بله؛ از بعضی از کلمات علامة مجلسی معنای دیگری برای تفویض کلی ظاهر می‌شود، به این معنا که  مشیت خداوند بر خلق و رزق، مقارن با اراده و مشیت امامان علیهم السلام  جاری می‌شود و عقل، این معنا را منع نمی‌کند؛ ولی خود علامة مجلسی تصریح می کند که ظاهر و بلکه صریح اخبار، آن را نیز باطل می‌داند و لا اقل اینکه قائل شدن به آن، قول بما لا یعلم است.
می‌گویم ]آیت الله مکارم[: بلکه ظاهر آیات قرآن نیز با این وجه، مخالف است و بیان می‌کند که امر خلق و رزق و میراندن و زنده کردن به دست خداوند و مشیت او است، نه دیگران. بله؛ در بعضی روایات ضعیف مثل خطبة البیان که محقق قمی در جامع الشتات نقل کرده و در آن، طعنی نیز وارد کرده است، آمده که امر خلق به دست امامان علیهم السلام  یا به دست امیرالمؤمنین علی علیه السلام  است؛ ولی این، جداً ضعیف و مخالف کتاب خدا است. و لیکن ظاهرش همان معنای اول است که نمی‌توان به آن قائل شد و موافق کتاب و سنت هم نیست؛ بلکه شما دانستید که نوعی از شرک است. خداوند تعالی می‌فرماید: «یا برای خدا شریکانی یافتند که مانند آفرینش او (چیزی) خلق کردند و خلقت مشتبه گردیده است؟ بگو (تنها) خدا خالق همه چیز است و او خدای یکتا و قهار است». پس ناچاریم از توجیه آن و باید حمل شود بر علت غایی مثل «اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی‌کردم» و «به یمن وجود او آفریدگان روزی داده می‌شود» پس جداً در آن تدبر کنید.
علامه سید جعفر مرتضی نیز درباره این خطبه می‌فرماید:
در این خطبه، اشکالات عدیده‌ای است؛ اشکالاتی که مربوط به لغت و استعمال مشتقات لغوی است؛ اشکالاتی که به مسائل تاریخی مرتبط است. همة این اشکالات، ما را در نسبت این خطبه به امام، به شک می‌اندازد…. احتمالاً این خطبه، کار فردی بوده که شناختی از قواعد لغوی نداشته و آنچه از احادیث در کتب شیعه، سنی، زیدیه، اسماعیلیه و فرق دیگر به دست آورده، همه را جمع کرده است، بدون این که صحت و سقم آن را محک بزند. این خطبه، در کتب متقدمان که ما از آن‌ها اطلاع پیدا کردیم، نیامده و اشاره‌ای هم بدان نشده است (عاملی، بی تا: ج 3، ص 248).
صاحب طوالع الانوار نیز درباره برخی فقرات این خطبه که بر خالقیت و رازقیت امامان علیهم السلام  دلالت دارد، می‌گوید:
این‌ها از فقرات متشابه این خطبه است که ظاهرش نزد اهل ظاهر و متشرعان، با ظاهر شرع، منافات دارد و مشعر به کفر و خلاف مذهب اثنی عشریه است و باطن آن ها از ما پوشیده است… (موسوی، بی‌تا: ص174).
در واقع، وی به نوعی احتیاط می‌کند و می‌گوید: ظاهر آن مخالف شرع است؛ ولی ممکن است این فقرات، باطنی داشته باشد که ما از آن بی‌خبریم؛ پس تنها به صرف این که ظاهر آن با شرع منافات دارد، آن را رد نمی‌کنیم؛ زیرا شاید این گونه از امامان وارد شده باشد؛ ولی نه بر معنای ظاهری که بر معنای باطنی و رد آن معنای باطنی هم خودش کفر باشد. پس بهتر این است به ظاهر این الفاظ معتقد نباشیم و باطنش را نیز به گوینده آن واگذاریم.
والد بزرگوارم مرحوم آیت الله شیخ محمدرضا طبسی نیز برخی فقرات این خطبه را قابل توجیه می دانست؛ ولی به برخی دیگر، اشکالاتی را وارد می‌دانست و در نهایت درباره متن این خطبه قائل به تفصیل می شد و می‌فرمود:
بنابراین هر عبارتی که مخالف ظاهر قرآن باشد و قابل تأویل صحیح نیز نباشد، امامان  علیهم السلام  از آن بری هستند و این فقرات، از دروغ گویان و معاندان است؛ چرا که امامان علیهم السلام  به منزلة شخص واحد هستند که از آن‌ها مخالف قرآن صادر نمی‌شود؛ پس این که خطبه شریف، مشتمل بر بعضی فقرات مدسوسه است ـ مثل نسخه‌ای که نزد محقق قمی بوده ـ ضرری نمی‌رساند و موجب رد همه خطبه نمی‌شود (طبسی، 1395: ج1، ص 148).
در کتاب الانوار الالهیه نیز وقتی از مؤلف دربارة صحت خطبة البیان و خطبة تطنجیه سؤال می‌شود، در پاسخ می‌گوید: «الخطبتان غیر ثابتتین بطریق معتبر وإن کانتا تشتملان علی أمور و مطالب و مضامین وردت فی بعض الروایات، و الله العالم». (تبریزی، بی‌تا: ص97)؛ این دو خطبه از طریق معتبری به اثبات نرسیده‌اند؛ اگرچه مشتمل بر امور و مطالب و مضامینی هستند که در بعضی روایات، وارد شده است.
از کلام نویسنده چنین برمی‌آید که برخی فقرات خطبه را پذیرفته است؛ اگرچه آن را از نظر سند معتبر نمی‌داند
از دیگر اشکالات، آن است که برخی فقرات این خطبه، از لحاظ تاریخی صحیح نیست؛ مثلاً در بخشی از خطبه آمده است: «قال سلمان»؛ در حالی که سلمان در سال 34 ق وفات کرده و تاریخ این خطبه، حداقل سال 35 ق است. جای دیگر آمده است «ثم قام مقداد بن الأسود» و سال وفات مقداد 33 ق است.
در پایان، ما نظر مرحوم آیت الله والد را تأیید می کنیم و خطبه را نه کاملاً قبول می کنیم و نه رد می نماییم؛ بلکه آن عباراتی را که مخالف قرآن و سنت است، مردود می دانیم.


نتیجه‌
از مجموع آنچه درباره این خطبه گفته شد، می توان چنین نتیجه گرفت که دلایل مخالفان این خطبه، قوی تر است و روایت، به دلیل مجهول بودن جد طوق و ضعیف بودن عبدالله بن مسعود، ضعیف است. از طرف دیگر، مرسل بودن آن، دلیل دیگری بر ضعف روایت می باشد. عدم اعتنای بزرگان به این خطبه و عدم ذکر آن در کتب دست اول نیز اطمینان ما را به ضعف روایت بیشتر می کند.
در متن خطبه نیز مطالبی وجود دارد که بوی غلو از آن، استشمام می شود و اگر ظاهر آن را اخذ کنیم، مشعر به کفر است. این خود باعث عدم پذیرش و اعتماد به این خطبه شده و اشکالات تاریخی موجود در متن نیز مزید بر علت است.
اما از سویی برخی مطالب موجود در این خطبه، توسط آیات و روایات دیگر تأیید می شوند و این امر، باعث می شود برخی در پذیرش آن، قائل به تفصیل شوند و عباراتی که مخالف قرآن و سنت قطعیه است را نپذیرفت؛ اما پذیرش سایر قسمت‌ها را بدون مانع بدانند که نظر نهایی ما نیز همین است.



منابع
1.       ابن طاووس، علی، الظرائف، قم: خیام، 1400ق.
2.       امینی، عبدالحسین، الغدیر، بیروت: دارالکتب العربی، 1379ش.
3.       تبریزی، جواد بن علی، الأنوار الإلهیة، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
4.       تستری، محمد تقی، قاموس الرجال، ج2، قم: جامعه مدرسین، 1310ق.
5.       تهرانی، آقابزرگ، الذریعة، قم و تهران: اسماعیلیان و کتابخانه اسلامیه، 1408ق.
6.       جمعی از محققان، معجم احادیث الامام المهدی، قم: مؤسسه معارف اسلامی، 1411ق.
7.       حسینی استرآبادی، سید شرف الدین علی، تأویل الآیات الظاهره، قم: جامعه مدرسین، 1409ق.
8.       خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج4، قم: نشر آثار شیعه، 1410ق.
9.       سبحانی، جعفر، کلیات فی علم الرجال، چهارم، قم: جامعة مدرسین، 1421ق.
10.   صدوق، محمد  بن علی بن الحسین، خصال، قم: جامعه مدرسین، 1403 ق.
11.   طبسی، محمد رضا، الشیعه و الرجعة، نجف: کتابخانه حیدریه، 1395ق.
12.   عاملی، سید جعفر مرتضی، المختصر المفید، بی جا، بی تا، بی نا.
13.   فرات، ابن ابراهیم کوفی، تفسیر فرات، بی جا، وزارت ارشاد اسلامی، 1410ق.
14.   قمی، میرزا ابوالقاسم، جامع الشتات، تحقیق مرتضی رضوی، تهران: موسسه کیهان، 1413ق.
15.   کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفة الرجال، مشهد: دانشگاه مشهد، 1348ش.
16.   مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، بیروت: موسسة الوفاء، 1440ق.
17.   مکارم شیرازی، ناصر، بحوث فقهیة هامة، ج اول، قم: مدرسة امام علی بن ابی طالب علیه السلام ، 1422ق.
18.   موسوی، سید محمد مهدی، طوالع الانوار، بی جا، بی نا، بی تا.
19.   موسوی، علی بن الحسین (سید مرتضی)، الشافی ، دوم، قم: اسماعیلیان، 1410ق.
[2]. البته در کتاب تاریخ دمشق، (ج56، ص460) مالک بن طوق بن مالک بن عتاب و مالک بن طوق بن مالک بن غیاث (ج66، ص152) آمده است که معلوم نیست همان شخص مورد نظر ما باشد، تا گفته شود جد او عتاب زافر است، از طرف دیگر، در کتب رجال، بحثی از عتاب بن زافر به میان نیامده است؛ یعنی وی مجهول است و لذا باز هم ضعیف می باشد.
[3]. به همین دلیل هم ممکن نیست راوی این خطبه باشد.
[4]. ر.ک: تهذیب الکمال، ج1، ص533.
[5]. البته آن مرحوم احتمال داده‌است که این خطبه، همان خطبه افتخاریه و تطنجیه باشد که ابن شهر آشوب و طلحه شافعی آن را ذکر کرده‌اند که در این صورت باید گفت این خطبه در منابع دست اول آمده است. البته این احتمال بعید است و خطبة البیان، خطبة افتخاریه، خطبة تطنجیه و خطبة أقالیم، چهار خطبه مجزا هستند.
[6]. در این کلام، تردید است؛ زیرا سید رضی غالباً فقط خطبه‌هایی را جمع آوری کرده که جنبه بلاغی داشته است؛ اگرچه بعضی گفته‌اند این خطبه هم جنبة بلاغی دارد
[7]. آیت الله خویی می‌فرماید: «و ربما یستدل بعضهم علی وثاقة الرجل أوحسنه بروایة ضعیفة أو بروایة نفس الرجل و هذا من الغرائب فان الروایة الضعیفة غیر قابلة للاعتماد علیها کما أن فی إثبات وثاقة الرجل و حسنه بقول نفسه دوراً ظاهراً». (خویی، 1410: ج1، ص39).
[8]. حضرت امام خمینی قدس سره می‌فرماید: «اذا کان ناقل الوثاقة هو نفس الراوی، فان ذلک یشیر سوء الظن به حیث قام بنقل مدائحه و فضائله فی الملأ الاسلامی» (به نقل از: سبحانی، 1421: ص152).
[9]. در بعضی نسخ آمده است: «انه مات علی الجملة المحمودة منه».

نجم الدین طبسی : استاد حوزه علمیه قم

گزینه های مرتبط (بر اساس برچسب)




:: برچسب‌ها: خطبه البیان, سید حسنی در خطبه البیان

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱۳
مقابله جهانی بانظامی گری آمریکا روز به روز بیشتر می شود

جنگ افروزی زیر چتر نیلوفر

مژگان نژند
اشاره
درباره «امپراتوری پایگاه های نظامی» چه می دانیم؟ همین قدر می دانیم که نظامی سازی کره زمین امروز با حضور انبوه و دائمی نیروهای نظامی در نقاط استراتژیک جهان شکلی حقیقی به خود گرفته است. به عنوان مثال، پیشتر می دانستیم که چین در راستای تامین امنیت واردات سوخت خود در اقیانوس های هند و آرام، استراتژی «گردنبند مروارید» یا به عبارت دیگر، گسترش «شبکه پایگاه ها»ی خود را کماکان دنبال می کند. امروز، درمی یابیم که آمریکا استراتژی خاص خود را به کار بسته- که «استراتژی نیلوفر» نام گرفته است- و سودای حکمرانی بر کشورها را در سر می پروراند. هر چند رقم دقیق ساختارهای زیربنایی نیروهای مسلح آمریکا در آن سوی مرزهای این کشور از منبعی به منبع دیگر متفاوت می نماید، اما اطلاعاتی از این دست چندان حساس است که هیچ کس به درستی نمی داند این ساختارها در واقع به چه تعدادند! تنها یقین آن است که این رقم بی شک افزایش یافته و در راستای مهار «دشمن شماره یک» واشنگتن، یعنی چین، اساساً در منطقه آسیا- اقیانوس آرام تمرکز خواهد یافت. اما، این «امپراتوری پایگاه ها» صرفاً به استقرار نیرو در چهار گوشه کره زمین خلاصه نمی شود، بلکه تدوین این استراتژی در جنگ انرژی و مسابقه قدرت ها برای دسترسی هرچه بیشتر به منابع اولیه دیگر کشورها (و نه تنها نفت، بلکه همچنین فلزات کمیاب مورد نیاز تکنولوژی های جدید) ریشه دارد.
می دانیم که گسترش قدرت های نظامی به سراسر کره زمین با سفرهای تجسسی و کشف ینگه دنیا در قرن پانزدهم آغاز گردیده، و سپس نوبت به استعمار کشورها از طریق استقرار همزمان پیشخوان های بازرگانی و دژ های نظامی رسیده است. ارتباط میان منافع اقتصادی و نیروهای نظامی حاضر که حافظ این منافع بوده اند- و هنوز نیز هستند- بسیار نزدیک بوده است. حفظ سلطه بر مستعمره ها و یا حتی بخشی از جهان، حضور نظامی باز هم قوی تری را می طلبید. برای حمایت از نظامیان و محافظت از کشتی های حامل مواد اولیه که عازم اروپا بودند، وجود قدرتی دریایی الزامی به نظر می رسید. تاجران مکار هلندی با مجهز ساختن کشتی های تجاری خود به توپخانه، با یک تیر دو نشان زده بودند. و بدین سان بود که سلطه جهانی اسپانیا در قرن شانزدهم جایگاه خود را به هلند و سپس، انگلیس تسلیم کرد. در آن هنگام، امپراتوری انگلیس در اوج قدرت نمایی خود (حدود سال 1900) 36 پایگاه نظامی داشت. اما، امروز پایگاه های آمریکایی 90 درصد پایگاه های نظامی خارجی را تشکیل می دهند.
باید گفت که، پایگاه های نظامی صرفاً یکی از اشکال متعدد حضور نظامی خارجی یک کشور در زمان صلح، به حساب می آیند. مراکز فرماندهی محلی نیز وجود دارند، که ناوهای جنگی و زیردریایی های غالباً هسته ای که اقیانوس ها را می پیمایند، و نیز ناوگان های هوایی و دریایی مستقر در نزدیکی یک کشور به منظور ارعاب آن- و یا تدارک حمله ای به این کشور- از آن جمله اند. از نقطه نظر استراتژیک، پایگاه های نظامی به کار تعلیم و تمرین سربازان، تدارک ابزار جنگ و یا ذخیره سازی تجهیزات ارتش های ملی می آیند. کره زمین از دیدگاه ستاد مشترک ارتش ها میدان جنگی گسترده است که باید به طور مداوم بر آن نظارت داشت، و صحنه عملیات نظامی دائمی است. حضور نظامی آمریکا در جای جای جهان ابزار مهم سیاست امپریالیستی این کشور را تشکیل می دهد. «چالمرز جانسون»، اقتصاددان، کارشناس سیاسی، نویسنده آمریکایی و استاد اسبق «دانشگاه کالیفرنیا» (سن دیگو)، در این ارتباط می گوید: «برای کشورهای استعمارگر، گسترش امپریالیسم با شمارش تعداد مستعمره ها نمایان می گردید. اما نوع آمریکایی مستعمره ها، پایگاه های نظامی اند.»
غالب منابع اطلاعاتی (از جمله، «کمیته نظارت ناتو»، «شبکه بین المللی اینترنت برای لغو پایگاه های نظامی خارجی»، و...) فاش می سازند که آمریکا بیش از 1000 پایگاه فرامرزی (دست کم 1180 پایگاه) در 63 کشور بنا ساخته و یا اشغال کرده است. اما، باید گفت که هیچ کس به درستی نمی داند که این پایگاه ها دقیقاً به چه تعدادند. این منابع همچنین می گویند که آمریکا در 156 کشور نیرو مستقر ساخته است. طبق گزارش ها، پایگاه های آمریکایی با بیش از 000/300/2 هکتار مساحت خود پنتاگون را به یکی از بزرگ ترین ملاکان جهان تبدیل کرده اند. به عبارت دیگر، بیش از یک پنجم اموال غیرمنقول وزارت جنگ آمریکا در خارج از مرزهای این کشور قرار دارد. برخی از این پایگاه ها مانند اردوگاه «آناکوندا» در عراق، چندان عظیم اند که برای جابه جایی ها دست کم به 9 خط اتوبوس داخلی نیاز است. در حالی که، سفارت جدید آمریکا در پایتخت عراق (یک مجتمع عظیم 745 میلیون دلاری به مساحت 43 هکتار که می تواند پذیرای بیش از1000 دیپلمات باشد) گران ترین سفارت این کشور به شمار می رود، و بیش از یک میلیارد دلار نیز صرف ساخت سفارت آمریکا در پایتخت پاکستان و نیز دیگر تاسیسات این کشور در «لاهور» و «پیشاور» شده است. حال، باید گفت که «جنگ علیه تروریسم» صرفا بخشی از انگیزه پنتاگون برای گسترش املاک فرامرزی خود به حساب می آید. در واقع، کابوس از دست دادن منافع و موقعیت هایی که به دشواری به دست آمده است، دلیل عمده احداث کمربند جدید پایگاه های نظامی را تشکیل می دهد و خواب را از چشمان کارشناسان استراتژی آمریکا ربوده است.
و این در حالی است که، غالب شهروندان آمریکایی به هیچ وجه نمی دانند- و یا حاضر نیستند بپذیرند- که کشورشان مصمم است به کمک قدرت نظامی خود به هر شکل ممکن بر دیگر کشورها حکومت کند. «چالمرز جانسون» در مقاله ای تحت عنوان «امپراتوری پایگاه های آمریکایی» می نویسد: «شهروندان ما به دلیل محرمانه بودن بسیاری اطلاعات اغلب نمی دانند که پادگان های مان خیال خام محاصره کره زمین را در سر می پرورانند.» و می افزاید: «امپراتوری» پایگاه های آمریکایی جغرافیای خاص خود را دارد که در هیچ کلاسی آموزش داده نمی شود. علاوه بر این، آمریکا پایگاه های مخفی بی شماری را در خارج از مرزهای خود مدیریت می کند که کارشان نظارت بر آنچه شهروندان آمریکا و جهان از طریق الکترونیک می گویند و می نویسند، تعریف شده است. وی تأکید می کند: تأسیسات فرامرزی آمریکا سود فراوانی به صندوق های صنایع نظامی و غیرنظامی که نیازهای تسلیحاتی و دیگر نیازهای نیروهای ارتش (امنیتی، خوراک، تفریح و سرگرمی، بهداشتی، ورزشی و دیگر خدمات) را تامین می کنند، سرازیر می سازد. بدین سان، بخش های وسیعی از اقتصاد آمریکا به ارتش این کشور وابسته شده است. به عنوان مثال، بیش از یک سوم بودجه اختصاص یافته به جنگ عراق به جیب شرکت های خصوصی سرازیر گردیده است.
باید گفت که، پنتاگون از سال 2003 طرح برچیدن پایگاه های مرتبط با جنگ سرد را به اجرا درآورده است. به موجب این طرح، حدود نیمی از مناطق و پایگاه های نظامی آمریکا در «اوکیناوا»ی ژاپن بسته شده و تجهیزات و نظامیان شان از سال 2007 به جزیره «گوام» (که سرزمینی آمریکایی است) انتقال یافته اند. پنتاگون همچنین بخشی گسترده از این نیروها و تجهیزات خود را در آفریقا، شکارگاه خصوصی فرانسه، مستقر ساخته است. فرماندهی «آفریکام» هماهنگ سازی تمامی فعالیت های نظامی و امنیتی آمریکا در این منطقه از جهان را برعهده دارد. می توان گفت، آنچه عزم راسخ آمریکا برای تصرف آفریقا را توجیه می کند، هدف «تسهیل مداخلات ضدتروریستی» و به ویژه، تامین امنیت ذخایر نفتی موجود در خلیج گینه است.
نسل جدید پایگاه های نظامی مخفی پنتاگون
درباره قربانیان نظامی آمریکا، آن هم در مناطقی که مانند آفریقا، جنگی رسمی- که مداخلات بین المللی را طلب کند- در آنها جریان ندارد، تا چه اندازه می دانیم؟ باید گفت که، رقم فزاینده مجروحان آمریکایی که به منظور معالجه از آفریقا به «راشتاین» آلمان انتقال می یابند، پرده از تغییر پرمعنای استراتژی نظامی آمریکا در قرن بیست و یکم برمی دارد. هر چند این احتمال می رود که انتقال این قربانیان صرفا پیش درآمدی بر انتقال تعدادی فزاینده از سربازان مجروح باشد که از نقاط دور دست به این مکان اعزام می گردند، اما آنچه این امر را بازتاب می دهد، استفاده روزافزون از پایگاه های به نسبت کوچک- مانند «کمپ لومونیه»- است که طراحان نظامی آن را الگویی برای پایگاه های «پراکنده» آینده، در مناطقی که آمریکا پیشتر در آنها حضور نظامی نداشته است، می دانند.
جهت یادآوری، «راشتاین» یک پایگاه هوایی آمریکاست که در نزدیکی شهر کوچک «راشتاین» در فاصله ای اندک با «کایزرلاترن» آلمان واقع است. این پایگاه که مدت ها یکی از مهم ترین پایگاه های هواپیماهای شکاری به شمار می رفت، امروز عمده فعالیت خود را بر حمل و نقل و تدارکات متمرکز ساخته است. اما، دوران عرض اندام این «پایگاه غول» که ابعاد شهری بزرگ را دارد و سوپرمارکت ها، رستوران ها و پیتزافروشی های متعدد و نیز دیگر فروشگاه ها و امکاناتی بی شمار را در خود جای می دهد، نیز اندک اندک سپری شده است. با این حال، حتی لحظه ای نیز فکر نکنید که پنتاگون در حال بستن چمدان های خود بوده، از شمار ماموریت های نظامی خود می کاهد و راهی خانه می شود. در واقع، با توجه به رویدادهای سال های اخیر، این که مسئله درست خلاف این باشد، بسیار محتمل است. به عبارت دیگر، در حالی که کلکسیون پایگاه های غول پیکر عصر جنگ سرد را در حال «آب رفتن» مشاهده می کنیم، ساختارهای زیربنایی پایگاه های مستقر در دیگر کشورها همانند بمب های خوشه ای منفجر گردیده و ترکش های آن ها به ابعادی بسیار کوچک تر و بردهای گوناگون، به همه جا اصابت کرده است. باز هم به کلامی دیگر، احداث پایگاه های آمریکایی، بدون اطلاع شهروندان این کشور و به لطف نسلی تازه از پایگاه ها- که «نیلوفر» خوانده می شوند-، در سراسر کره زمین همچنان ادامه یافته است. این پایگاه ها تاسیساتی کوچک، سری، و به ظاهر نفوذناپذیر و غیرقابل دسترسی اند که برخلاف پایگاه های بزرگ، از امکاناتی کمتر برخوردارند و شماری اندک از نظامیان را در خود جای می دهند، در حالی که آذوقه و تسلیحات شان کاملا تامین است.
در سراسر جهان- از جیبوتی گرفته تا جنگل های هندوراس، و از صحرای موریتانی تا جزایر کوچک «کوکوس» استرالیا- پنتاگون در جست و جوی تعداد هرچه بیشتر «نیلوفر» در تعداد هرچه بیشتر کشورها و در اسرع وقت است. حال، اگرچه با توجه به ماهیت سری و مخفی این پایگاه ها آمارگیری از آنها دشوار می نماید، اما این احتمال می رود که پنتاگون از سال 2000 بیش از 50 «نیلوفر» و شماری پایگاه کوچک دیگر تاسیس کرده باشد، در حالی که در جست و جوی مکان هایی دیگر برای احداث ده ها پایگاه دیگر است.
«مارک گیلم»، آرشیتکت، استاد دانشگاه «اورگون» و افسر نیروی دریایی آمریکا، در کتاب خود- «آمریکا: احداث پایگاه ها خارج از امپراتوری»- می نویسد: «هدف تازه، اجتناب از رویارویی با مردم محلی، تبلیغات و نیز مخالفت های ممکن است.» وی تصریح می کند: «آمریکا برای گسترش قدرت خود خواهان پاسگاه هایی مستقل در مناطق استراتژیک جهان است.» به گفته برخی کارشناسان استراتژی «موسسه اینترپرایز»، هدف این بلند پروازی «ایجاد شبکه ای جهانی از دژهای مرزی»، با حضور نظامیان آمریکایی به عنوان «سواره نظام جهانی قرن بیست و یکم» است.
پایگاه های «نیلوفر» بخشی حساس از یک استراتژی نظامی را تشکیل می دهند که هدف آن، حفظ سلطه جهانی آمریکا از طریق انجام عملیات بیشتر با نیرویی کمتر، در جهانی روز به روز رقابتی تر و بیش از هر زمان چندقطبی است. مع هذا، این که سیاست تعدیل پایگاه های جهانی توجه شهروندان آمریکایی را به خود معطوف نداشته و یا نظارت دقیق کنگره را برنینگیخته، شگفت انگیز و شایان توجه می نماید. و این در حالی است که، در این فاصله نظامیان آمریکایی کماکان در مناطقی تازه و منازعاتی تازه با پیامدهایی بالقوه فاجعه بار به مداخله می پردازند.
تغییر امپراتوری
می توان این گونه اندیشید که، نظامیان آمریکایی به جای «گسترش»، در نوعی روند «کاهش» کلکسیون عظیم پایگاه های نظامی کمتر شناخته شده خود قرار گرفته اند. آنها به هر شکل به تخلیه کلیه505 پایگاه کوچک و بزرگ خود در عراق وادار گردیده، و اکنون نیز به اقدامی مشابه در افغانستان دست زده اند.
در اروپا، پنتاگون کماکان به بستن پایگاه های عظیم خود در آلمان ادامه می دهد و به زودی نیز دو تیپ جنگی آمریکا را از این کشور خارج خواهد ساخت. بدین سان، برآورد گردیده که رقم نیروهای آمریکا در سطح جهانی به میزان حدود 100000 سرباز کاهش می یابد.
با این حال، آمریکا با بیش از 1000 تاسیسات نظامی خارج از 50 ایالت خود و «واشنگتن دی سی»، همچنان بیشترین تعداد پایگاه های تاریخ جهان را به خود اختصاص می دهد. و این رقم نه تنها پایگاه های قدیمی واقع در آلمان و ژاپن، بلکه پایگاه های تازه تاسیس هواپیماهای بدون خلبان در اتیوپی و جزایر سیشل در اقیانوس هند، از جمله مناطق تفریحی در نظر گرفته شده برای نظامیان این کشور در ایتالیا و کره جنوبی، را نیز شامل می گردد.
در افغانستان، نیروهای بین المللی تحت امر آمریکا هنوز در بیش از 450 پایگاه مستقرند. آمریکا در حال حاضر حدود 250 میلیون دلار در سال برای حفظ و نگهداری پایگاه ها و نیروهای فرامرزی خود هزینه می کند. بسیاری از پایگاه های این کشور، مانند پایگاه خلیج «گوانتانامو» در کوبا، پایگاه هایی قدیمی اند و تأسیس شان به اواخر قرن نوزدهم باز می گردد. غالب این پایگاه ها در جریان جنگ جهانی دوم و یا درست پس از آن در کلیه قاره ها، حتی قطب جنوب، احداث و یا اشغال گردیده اند. اگرچه پس از فروپاشی اتحاد شوروی، نظامیان آمریکایی نزدیک به 60درصد پایگاه های فرامرزی خود را رها ساخته اند، اما اساس ساختار زیربنایی «جنگ سرد» به رغم نبود ابرقدرتی که دشمن محسوب گردد، به نسبت دست نخورده باقی مانده است.
با این وجود، دولت «بوش کوچک» در اوایل سال 2001، حتی پیش از حملات 11 سپتامبر، به بازسازی گسترده پایگاه ها و نیروهای خود اقدام ورزیده است، که این بازسازی همچنان ادامه دارد. نقشه اولیه، برچیدن بیش از یک سوم پایگاه های فرامرزی آمریکا و جابه جایی نیروها به سمت جنوب، در نزدیکی مناطق جنگی پیش بینی شده در خاورمیانه، آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین بوده است. پنتاگون امروز تمامی انرژی خود بر ایجاد «پایگاه های عملیاتی پیشرفته» کوچک تر و انعطاف پذیرتر، از جمله «سایت های عملیاتی» بازهم کوچک تر موسوم به «نیلوفر»، متمرکز ساخته است. حال، به رغم عملیات گسترده تقویت و یا تعطیلی پایگاه ها در چارچوب اجرای نقشه فوق، پنتاگون پس از 11 سپتامبر در راستای جنگ در افغانستان قاطعانه به توسعه ساختار زیربنایی پایگاه های خود اقدام ورزیده، که به تأسیس ده ها پایگاه مهم در هر یک از کشورهای خلیج فارس (به استثنای ایران) و بسیاری از کشورهای آسیای مرکزی انجامیده است.
توسعه پایگاه ها
عبارت «ستونی به سمت آسیا» که «باراک اوباما» در دنباله خیال پردازیهای خود پیشتر آن را اعلام داشته است، بر این امر تأکید دارد که، آسیای شرقی در قلب انفجار پایگاه های «نیلوفر» و رویدادهای مرتبط قرار خواهد داشت. در استرالیا، واحدهای نیروی دریایی آمریکا در پایگاهی مشترک در «داروین» مستقر گردیده اند. در دیگر نقاط، پنتاگون در صدد است یک پایگاه جاسوسی متشکل از هواپیماهای بدون خلبان در جزایر «کوکوس» استرالیا و نیز نیروهایی در «بریسبین» و «پرت» مستقر سازد. در تایلند، پنتاگون مذاکراتی را در باب کسب مجوز بازدید تفنگداران دریایی خود از این کشور و نیز ایجاد یک «مرکز کمک به فجایع» در «یوتاپائو» به انجام رسانده است. در این حال، در فیلیپین که دولت آن در اوایل سال های دهه 1990 آمریکا را از پایگاه هوایی عظیم «کلارک» و پایگاه دریایی خلیج «سوبیک» بیرون رانده بود، 600 نیروی ویژه از ژانویه 2002 به طور پنهان سرگرم انجام مأموریت اند.
دو دولت در ژوئن گذشته پیرامون استفاده آتی آمریکا از دو پایگاه فوق و نیز دیگر مراکز تأسیس شده در دوران جنگ ویتنام، به توافق دست یافته اند. واشنگتن در سال 2011 حتی توافقنامه ای دفاعی با دشمن سابق خود- ویتنام- به امضا رسانده و مذاکراتی به منظور استفاده فزاینده ناوگان جنگی آمریکا از بنادر این کشور انجام داده است.
در دیگر مناطق آسیا، پنتاگون یک باند فرود در جزیره کوچک «تایتیان» در نزدیکی «گوام» ایجاد و تدابیری به منظور احداث پایگاه هایی در اندونزی، مالزی و برونئی اندیشیده و همزمان به روابط نظامی خود با هند استحکام بیشتری بخشیده است. نیروهای آمریکایی هر ساله حدود 170 تمرین نظامی برگزار و 250 بار از بنادر منطقه دیدن می کنند. در جزیره «جیجو» در کره جنوبی، نظامیان کره ای سرگرم ساخت پایگاهی هستند که قرار است به بخشی از سامانه دفاع موشکی آمریکا تبدیل گردد. دریاسالار «ساموئل لاکلیرسوم»، فرمانده کماندوی اقیانوس آرام، در این ارتباط می گوید: «ما برای انجام آنچه ضروری است نمی توانیم صرفا در یک مکان باقی بمانیم.» از دیدگاه طراحان نظامی، «انجام آنچه ضروری است» به وضوح معنای منزوی ساختن و طبق فرهنگ لغت «جنگ سرد»، «مهار» چین، قدرت جدید منطقه را دارد. این عبارت همچنین به معنای ایجاد پایگاه های جدید در جای جای این منطقه و افزودن آن ها به شمار حدودا 200 پایگاه آمریکایی است که طی دهه های متمادی از طریق ژاپن، کره جنوبی، گوام و هاوایی کشور چین را در محاصره گرفته اند.
و آسیا تنها آغاز راه است. «دیوید واین»، استاد انسان شناسی در «امریکن یونیورسیتی» واشنگتن دی سی که مقالات متعددی از جمله در «نیویورک تایمز»، «واشنگتن پست» و «گاردین» منتشر ساخته است، در مقاله ای تحت عنوان «نسل تازه پایگاه های نظامی مخفی پنتاگون» می نویسد: در آفریقا، پنتاگون از سال 2007 «نزدیک به 12 پایگاه هوایی» برای هواپیماهای بدون خلبان و هواپیماهای جاسوسی خود در خفا احداث کرده است. حال، می دانیم که آمریکا علاوه بر «کمپ لومونیه»، تأسیساتی در بورکینافاسو، بروندی، جمهوری آفریقای مرکزی، اتیوپی، کنیا، موریتانی، سائوتومه و پرنسیپ، سنگال، جزایر سیشل، جنوب سودان و اوگاندا برقرار ساخته و یا به زودی تأسیس خواهد کرد. پنتاگون همچنین تحقیقاتی پیرامون احداث پایگاه هایی در الجزایر، گابن، غنا، مالی و نیجریه، و نیز دیگر مناطق این قاره به عمل آورده است. به گفته «واین»، سال آینده نیز نیرویی به ابعاد یک تیپ 3000 نفره (و احتمالا بیشتر) به منظور انجام تمرینات و شرکت در مأموریت های آموزشی راهی اروپا خواهد شد. در خاورمیانه نیز، نیروی دریایی آمریکا درصدد ایجاد یک «پایگاه شناور پیشرفته» یا «ناو مادر» است که نقش «نیلوفر» شناور را برای هلی کوپتر و گشتی های این کشور ایفا خواهد کرد.
در آمریکای لاتین، پنتاگون در پی اخراج نظامیان پاناما در سال 1999 و اکوادور در سال 2009، پایگاه های جدیدی در «آروبا» و «کوراسائو» (که به هلند اجاره داده شده)، شیلی، کلمبیا، السالوادور و پرو احداث و یا به بازسازی پایگاه های قدیمی اقدام کرده است. در دیگر مناطق، وزارت جنگ آمریکا با هدف ایجاد پایگاه های نظامی و پلیس که قادر به پناه دادن نیروهای آمریکایی در بلیز، گواتمالا، هندوراس، نیکاراگوا، پاناما، کاستاریکا و حتی اکوادور باشند، سرمایه گذاری در این کشورها را آغاز کرده است. این در حالی است که، نیروی دریایی آمریکا در سال 2008 «چهارمین ناوگان» خود را که از سال 1950 غیرفعال بوده، به منظور گشت زنی در منطقه احیا کرده است. آمریکایی ها همچنین تمامی تلاش خود را بر ایجاد پایگاه هایی با هدف به اصطلاح کمک بشر دوستانه و کمک اضطراری در پاراگوئه و آرژانتین متمرکز ساخته اند.
و بالاخره در اروپا، پایگاه های آمریکایی پس از استقرار در بالکان در جریان مداخلات سال های دهه 1990، به سمت شرق و برخی کشورهای بلوک شرق و امپراتوری شوروی سابق جابه جا گردیده اند. پنتاگون در حال حاضر سرگرم ایجاد تأسیساتی است که قادر به پشتیبانی از «استقرار چرخشی» نیروهایی به ابعاد یک تیپ در رومانی و بلغارستان، و نیز یک پایگاه دفاع موشکی و تأسیسات هوایی در لهستان هستند. پیش از این، دولت «بوش کوچک» تأسیسات مخفی سازمان «سیا» را که در واقع «زندان هایی مخفی» بودند، در لیتوانی و لهستان مدیریت کرده بود.
شیوه نوین جنگ
باید گفت که، بدون داشتن مجوز تأسیس پایگاه های بزرگ جدید در آفریقا، پنتاگون از جزیره «سائوتومه و پرنسیپ»، از جزایر خلیج گینه که رو در روی ساحل غربی غنی از نفت آفریقا دارد، و دیگر «نیلوفر» های قاره در راستای کنترل این ذخایر حیاتی بهره می گیرد.
بسیار دورتر از غرب آفریقا، «بازی بزرگ» دیگری در جریان است که در سرزمین های غنی از مواد اولیه آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی برگزار می گردد و بازیکنان آن را آمریکا، چین، روسیه و کشورهای اتحادیه اروپا تشکیل می دهند.رقابتی سخت، از طریق نمایش برتری اقتصادی و ژئوپلیتیک! و در حالی که، پکن به روشی به ویژه اقتصادی به رقابت پرداخته، به کمک سرمایه گذاری های استراتژیک خود کره زمین را متأثر ساخته است، واشنگتن بیرحمانه بر نیروی نظامی متمرکز گردیده و پایگاه های جدید خود و دیگر اشکال قدرت نظامی را به نمایش گذارده است. «نیک ترس»، تاریخدان، روزنامه نگار و نویسنده آمریکایی، درباره این استراتژی نوین نظامی قرن بیست و یکم می گوید: «تهاجمات و اشغال های گسترده در قاره اروپا-آسیا را فراموش کنید و در عوض، به نیروهای عملیات ویژه، ارتش های «قرضی»، نظامی کردن جاسوسی و اطلاعات، هواپیماهای بدون خلبان، حملات سایبرنتیک و عملیات مشترک پنتاگون و نهادهای دولتی غیرنظامی که روز به روز نظامی تر شده اند، بیندیشید.»
طراحان نظامی آمریکا که معتقدند «نیلوفر»ها- که به لحاظ جغرافیایی بسیار پراکنده اند- باید پیوسته مهیای مداخلات سریع باشند، مایلند به لطف این پایگاه ها در شرایطی قرار گیرند که در صورت عدم امکان استفاده از پایگاهی مشخص، به کشوری دیگر از متحدان نزدیک آمریکا روی آورند (مانند ترکیه پیش از اشغال عراق). به عبارت دیگر، پنتاگون سودای یک «انعطاف پذیری» تقریبا نامحدود، توانایی واکنش فوق سریع در برابر رویدادها و در نتیجه، چیزی شبیه به کنترل نظامی کره زمین- یعنی همان «خواب دیدی، خیر باشد»- را در سر می پروراند. باید گفت که «نیلوفر»ها و دیگر اشکال طرح قدرت علاوه بر کاربرد نظامی شان، ابزاری سیاسی و اقتصادی اند که در راستای ایجاد و سپس حفظ اتحادها و حصول اطمینان از دسترسی آمریکا به بازارها، منابع و فرصت های سرمایه گذاری در دیگر کشورها به کار گرفته می شوند. واشنگتن درصدد است از «نیلوفر»های خود و دیگر پروژه های نظامی برای وابسته ساختن هرچه بیشتر کشورهای اروپای شرقی، آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین و در نتیجه، نشاندن برتری سیاسی-اقتصادی آمریکا بهره گیرد. نتیجه آن که، آمریکا امیدوار است نفوذش به کمک قدرت نظامی ریشه دوانیده، حداکثر ممکن کشورها را در زمانی که برخی از آنها با قدرت بیشتری بر استقلال خود تأکید می ورزند و حول محور چین و دیگر قدرت های درحال صعود در گردش اند، در مدار این کشور قرار دهد.
«نیلوفر»های خطرناک
اگر چه وابستگی به پایگاه های کوچک می تواند هوشمندانه تر و اقتصادی تر از حفظ و نگهداری پایگاه های غول پیکر به نظر آید- که خشم ساکنان مناطقی چون «اوکیناوا» و کره جنوبی را برمی انگیزند-، اما «نیلوفر»ها نیز امنیت جهانی و حتی خود آمریکا را به اشکال گوناگون تهدید می کنند: نخست آن که، زبان «نیلوفر» می تواند گمراه کننده باشد و این تاسیسات می توانند عامدانه و یا به طور غیرعمد خیلی سریع رشد کرده، به هیولاهایی عظیم مبدل گردند. علاوه بر این، به رغم لفاظی های همیشگی پیرامون رشد و پیشرفت دموکراسی که هنوز در واشنگتن ادامه دارد، ساخت «نیلوفر»های بیشتر در واقع همکاری با تعدادی فزاینده از رژیم های مستبد، فاسد و آدمکش را تضمین می کند. و بعد هم، الگویی کاملا مستند از خسارات و آسیب هایی که تاسیسات نظامی کوچک و بزرگ بر جوامع وارد می آورند، وجود دارد. حال، اگر چه این گونه به نظر می رسد که «نیلوفر»ها منزوی ساختن مخالفت های محلی را وعده می دهند، اما به مرور زمان این نیز پیش می آید که حتی پایگاه های کوچک محرک خشم و جنبش های اعتراض آمیز می گردند. و بالاخره آن که، تکثیر «نیلوفر»ها به منزله نظامی سازی تدریجی فضاهایی بزرگ از کره زمین است. این پایگاه ها همانند نیلوفرهای واقعی که می توان گفت «علف های هرز آبی»اند، به شکلی غیرقابل کنترل تکثیر می گردند. به عبارت دیگر، «نیلوفر»ها با ریشه دوانیدن به دیگر مناطق و کشورها، افزایش تنش های نظامی و «دلسرد کردن» راه حل های دیپلماتیک برای منازعات، «تولید» پایگاه می کنند. حال، از خود سوال کنیم، چنانچه چین و یا روسیه تصمیم به ایجاد حتی یک پایگاه «نیلوفر» در مکزیک و یا کارائیب بگیرند، واکنش آمریکا چه خواهد بود؟
برای چین- و به ویژه روسیه-، این خطر وجود دارد که حضور پایگاه های آمریکایی بیشتر در نزدیکی مرزهای شان به جنگ های سرد تازه بینجامد. بازهم نگران کننده تر آن که، ایجاد پایگاه های جدید به هدف محافظت از خود در برابر تهدید نظامی فرضی چین در آینده، می تواند به یک پیشگویی مبدل گردیده، به خودی خود تحقق یابد. چرا که، پایگاه های مشابه در آسیا احتمالا تهدیدی به وجود خواهند آورد که باید در برابر آن از خود محافظت کرد، اما در عین حال بر احتمال وقوع جنگی فاجعه انگیز علیه چین نیز افزود.
مع هذا، این که پایگاه های فرامرزی با انتقادات شدید مجموع طیف سیاسی و رسانه ای آمریکا مواجه گردیده اند، امری حقیقتا دلگرم کننده است. به هر شکل، تعطیلی این پایگاه ها در زمانی که همگان در این کشور در جست وجوی راه حلی برای کاستن از کسری بودجه اند، نوعی صرفه جویی آسان را میسر می سازد. شخصیت های با نفوذ بسیاری امروز اعتراف دارند که آمریکا دیگر قادر نیست بیش از 1000 پایگاه را در خارج از این کشور اداره کند. انگلیس همانند دیگر امپراتوری های پیشین در اوج بحران اقتصادی سال های دهه 1960 و 1970 مجبور به تعطیلی غالب پایگاه های باقیمانده خود در خارج از کشور گردید. قدر مسلم آن که، آمریکا نیز دیر یا زود همین مسیر را پی خواهد گرفت. تنها سوال این است: آیا آمریکا از پایگاه های خود چشم پوشی کرده، داوطلبانه از حجم ماموریت های جهانی خود خواهد کاست، یا این که به عنوان قدرتی رو به زوال، مجبور خواهد گردید از موضع ضعف عمل کرده، همانند انگلیس از پایگاه های خود صرف نظر کند؟
باید گفت، چنانچه آمریکا به گسترش «نیلوفر»ها، نیروهای عملیاتی ویژه و جنگ های هواپیماهای بدون خلبان خود ادامه دهد، احتمال رویارویی آن با منازعات و جنگ های جدید به شدت افزایش یافته، اشکالی ناشناخته از واکنش، مرگ و ویرانگری توصیف ناپذیر پدید خواهد آمد.
یک مقاومت جهانی
حضور یک پایگاه نظامی به طور معمول آسیب ها و صدمات فراوان برای مردم محلی به ارمغان می آورد که کارهای سنگین مربوط به ساختار زیربنایی نظامی، انواع آلودگی زیست محیطی و خطرات بهداشتی، حوادث رانندگی، تیرهای «ره گم کرده» و یا سقوط هواپیماها از جمله آنها به شمار می آیند. ضمن آن که، توافق های رسمی نظامیان را از مراعات حقوق کشورهایی که در آن ها مستقرند، معاف می سازند. مشاغل پست که به طور موقت به ساکنان محلی پیشنهاد می گردد، نیز این حضورنو استعماری را جبران نمی سازد. بدین سان است که مبارزات ساکنان اطراف پایگاه های نظامی از دیرباز آغاز گردیده و بسیاری اوقات نیز موفقیت آمیز بوده است. برخی از این مبارزات- که باید گفت، حقیقتا بی شمارند- مانند اعتراضات مردم کره و یا ژاپن (به ویژه «اوکیناوا»، جزیره ای کوچک با 37پایگاه آمریکایی!) نسل هاست که ادامه دارد، درحالی که مبارزاتی دیگر- مانند مبارزات مردم در ازبکستان و یا بلغارستان- چند سالی است که آغاز گردیده است. به عنوان مثال، می دانیم که اگر پایگاه دریایی «ویکز» در پورتوریکو در مه 2003 بسته شد، دلیل آن بسیج ساکنان محلی بوده است. این پایگاه که تاسیس آن به دوران جنگ جهانی دوم باز می گردد، سه چهارم این جزیره را به اشغال خود درآورده، آن را به مرکز آزمایشات بالیستیک مبدل ساخته بود. صدای کر کننده بمب ها و نرخ صعودی غیرطبیعی بیماری سرطان در شمار دلایلی قرار دارند که ساکنان جزیره را به شورش واداشتند. و تلاش آنها نیز بی ثمر نماند، چراکه پایگاه آمریکایی سرانجام پس از 60سال مبارزه و سرپیچی مردم محلی، برچیده شد. کمیته «صلح ویکز» هم اکنون به منظور بازپس گیری مالکیت زمین ها و وادار ساختن طرف آمریکایی به آلودگی زدایی محل، همچنان به تلاش های خود ادامه می دهد.
در اکوادور، مبارزه علیه پایگاه «مانتا» که از سال 2006 آغاز گردیده بود، به صدها تن از فعالان منطقه اجازه داد بحثی ملی پیرامون نقش تاسیسات نظامی خارجی به راه اندازند. در واقع، نظامیان آمریکایی به بهانه مبارزه علیه قاچاق موادمخدر، پایگاه هوایی «آلوی آلفارو» واقع در شهر «مانتا» را از سال1999 به مرکز فعالیت های جاسوسی خود، تقویت لجستیک و هماهنگی اقدامات ضدشورش مبدل ساخته، در شمال آمریکای جنوبی و کارائیب «یکه تازی» می کردند. اما، مخالفت با حضور نظامی آمریکا در «مانتا» سرانجام محور مبارزات اکوادور برای حفظ حاکمیت این کشور قرار گرفت و به شعار انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری مبدل گردید. به گونه ای که، رئیس جمهور «رافائل کوره آ» قول داد از تمدید توافق های مربوط به پایگاه «مانتا» که در نوامبر 2009 به سر می رسید، سرباز زند.
اقدامات فعالان «مانتا» الگویی برای فعالان دیگر کشورها قرار گرفته است که برای برچیده شدن پایگاه های نظامی خارجی به مبارزه برخاسته اند. امروز، تجارب شهروندان آمریکای لاتین سبب گردیده تا به منظور اجتناب از استقرار پایگاه های نظامی به «مبارزات پیشگیرانه» روی آورند (پایگاه «ماریسکال استیگابیریا» در پاراگوئه). از سال 2003، گروه های بی شماری مبارزه علیه استقرار پایگاه های نظامی خارجی- به ویژه آمریکایی- را هدف و شعار خود قرار داده اند. این گروه ها در مارس 2007 در جریان کنفرانسی جهانی در اکوادور که 400 نماینده از 40کشور را گردهم آورد، شبکه ای بین المللی با نام «نوبیسس» تاسیس کردند که هدف آن کماکان برچیدن پایگاه های نظامی خارجی بود. تلاش های این شبکه که علاوه بر تعطیلی این گونه پایگاه ها، برقراری صلح، عدالت، خودمختاری ملت ها و رشد محیط زیست را نیز مدنظر دارد، به عنوان مراحلی لازم و ضروری برای مبارزه علیه روند نظامی سازی کره زمین، زمینه را برای هماهنگ ساختن این گونه اقدامات در سطح جهانی فراهم آورده است. مسئولان «نوبیسس» براین باورند که پایگاه های نظامی خارجی، به ویژه آمریکایی، ابزاری جنگی هستند که نظامی گری، استعمار، سیاست امپریالیسم و نژادپرستی را تقویت می کنند. این شبکه مسئولیت آمریکا در افزایش پایگاه های نظامی خارجی، و نیز نقش ناتو و دیگر کشورها را که این گونه پذیرای پایگاه ها می گردند، به شدت محکوم و تاکید می کند: «اگر امپراتوری، جهانی است، مقاومت نیز باید فراگیر و جهانی باشد...»

منابع: سایت های لوموند دیپلماتیک، ال کورئو، اوا رزیستون، کانال بلاگ، یوپرس، تام دیسپاچ، مکانو بلاگ، وردپرس، آنتی وار، اسپیس فورپیس، تاپ نیوزتودی، متا فیلتر، مادر جونز، ولترنت، گلوبال سکیوریتی، موندیالیزاسیون، ویکیپدیا، پلانت نون ویولانس، واشنگتن پست، فارین پالیسی، گلوبال ریسرچ، گاردین، سیپری، سایت وزارت دفاع آمریکا، و...
 




:: برچسب‌ها:

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱۳