نقش زن در زمینه سازی ظهور

چکیده

همه انسان‌ها در برابر امام عصرِ خود مسئول هستند و برای زمینه‌سازی ظهور آن حضرت وظایفی را بر عهده دارند. زنان علاوه بر نقش عمومی که همة انسان‌ها عهده‌دار هستند، می‌توانند در مواردی به طور خاص ایفای نقش نموده و زمینه‌های ظهور را فراهم نمایند و این مسئله، اهمیت نقش زنان را در زمینه‌سازی ظهور روشن می‌نماید. برای دست‌یابی به این مهم، شناخت جایگاه زن در ابعاد مختلف لازم است تا بتوان در پرتو آن به چگونگی تأثیرگذاری زن در ابعاد گوناگون پرداخت.

در این نوشتار برای پاسخ‌گویی به کیفیت نقش زنان در زمینه‌سازی ظهور، ضمن استفاده از کتاب‌های روایی و تحلیلی، برای استفادة بهتر از نظرات موجود، با مراجعه به سایت‌های اینترنتی مرتبط با مهدویت و جست‌وجو در مقالات، فصلنامه‌ها و ... سعی شده است تا ارائه مطالب به صورت توصیفی ـ تحلیلی از پویایی هر چه بیشتر برخوردار گردد.

واژه‌های کلیدی: زمینه‌سازی، ظهور، اجتماع، فرهنگ، سیاست، اقتصاد.

مقدمه

در دوران غیبت و پنهان زیستی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باورمندان مهدویّت دارای رسالت و مسئولیت خطیری می‌باشند. منتظران واقعی و راستین در جامعه منتظران جهت نیل به جامعه ایده‌آل مهدوی از پای ننشسته و با تلاش و کوشش مضاعف و با ارائه برنامه و راهکارهای تبلیغی، زمینه شوق و علاقه مردم را جهت درک ظهور و آمدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دوچندان می‌کنند.

منتظران واقعی با اجرای دو مسئولیت در جامعه زمینة تحقق ظهور را تسهیل می‌نمایند، نخستین مسئولیت که شاید مهمترین نیز باشد همان خوداندیشی و خودسازی است؛ یعنی منتظِر واقعی قبل از آن‌که به فکر دیگران باشد (دگراندیشی داشته باشد) باید با احیای شاخصه های مهدی پسند و مزین شدن به خصال نیک و اخلاق اسلامی خود را در زمره یاران واقعی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار دهد. دومین مسئولیت بعد از خوداندیشی، دگراندیشی می‌باشد. در این مسئولیت، منتظِر واقعی با تبلیغ و اشاعه فرهنگ ناب مهدوی در میان منتظران، عشق و علاقه آنان را نسبت به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و ظهور او بر می‌انگیزاند و مردم را  نسبت به آمدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تشکیل حکومت جهانی تشنه و مشتاق می‌نماید. در این میان نقش زنان ـ که جمعیت انبوهی از مردم را تشکیل می‌دهند ـ نقش خطیر و مهمی است؛ زیرا قلمرو و نفوذ زنان در جامعه و ابعاد مختلف آن، دارای گستره وسیعی می‌باشد؛ یعنی علاوه بر جامعه، در خانواده و مدرسه و… جهت تربیت نسل منتظِر و پرورش یاران خاص حضرت، نقش بی‌نظیر و بی‌بدیلی را بر عهده دارند. از این رو زنان منتظِر به خاطر جایگاه مهم اجتماعی، و خانوادگی در صورت انجام صحیح مسئولیت، منتظران و جامعه منتظران را به سوی جامعه ایده‌آل مهدوی سوق خواهند داد.

زمینه‌سازی: مقدمه چینی، آماده ساختن استعداد و تهیه مقدمات برای منظوری را زمینه‌سازی گویند[1].

ظهور در لغت: آشکار شدن چیز پنهان[2]، پدیدار شدن و هویدایی را گویند[3]. ظهور در مباحث مهدویت به معنای ظاهر شدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از زیستن طولانی، جهت برپایی حکومت عدل جهانی است. نکته مهم در ظهور، مسبوق بودن آن به غیبت است.[4] نقش: کنایه از طرح تازه افکندن و صورت نو ظاهر ساختن می‌باشد.[5]

اجتماع در لغت: کاری که به اجتماع و به همگان بستگی داشته باشد، آن‌چه مربوط به گروهی که با هم زندگی می‌کنند، باشد[6].

اجتماع در اصطلاح، «در گسترده‌ترین معنا، آن‌گونه که در مورد انسان‌ها به کار برده می‌شود، هر نوع رفتار یا نگرشی است که از طریق تجربة حال یا گذشته از رفتار سایر مردم (مستقیم یا نامستقیم) تأثیر پذیرفته باشد، یا اشاره به رفتاری است که به سوی مردم جهت‌گیری شده باشد.[7]

فرهنگی در لغت: به چیزی گفته می‌شود که منسوب به فرهنگ باشد و فرهنگ به معنای دانش، علم، معرفت و یا مجموعة آداب و رسوم گفته می‌شود[8] .

فرهنگ در اصطلاح، «شامل الگوهایی است؛ آشکار و نا آشکار از رفتار و برای رفتار که به واسطة نمادها حاصل می‌شود و انتقال می‌یابد؛ نمادهایی که دست‌آوردهای متمایز گروه‌های انسانی و از جمله تجسم‌های آنها را در کار ساخت تشکیل می‌دهند. هستة اصلی فرهنگ، شامل عقاید سنتی و به خصوص ارزش‌های وابسته به آنهاست».[9]

سیاسی در لغت: «منسوب به سیاست؛ و سیاست، حکم راندن به رعیت و اداره کرن امور مملکت و حکومت کردن را گویند».[10]

سیاست در اصطلاح، «یک برنامة پیش اندیشید‌نی برای هدف‌ها و طرز عمل‌هاست. فرایند سیاست، عبارت است از ضابطه‌مندی، اعلام و به کار بستن تقاضاها و چشم‌داشت‌ها».[11]

اقتصادی در لغت: «منسوب به اقتصاد»[12] را گویند.

اقتصاد در اصطلاح، این‌گونه تعریف شده است: «علم اقتصاد، رفتار انسان را در ارتباط با وسایل کمیاب که موارد استعمال گوناگون دارند، به اهداف معین، هم‌چون حداکثر کردن درآمد، مطالعه می‌کند و این مطالعه معمولاً با به کارگیری داده‌های قیمت درمقایسه، انجام می‌شود. اما انتخاب میان اهداف معین معمولاً مستلزم انتخاب میان ارزش‌ها و سیاست‌های اجتماعی است».[13]

1. دیدگاه‌ها در مورد زمینه‌سازی

در روایات اسلامی، مطالب بسیاری درمورد انتظار و فرج آمده و به منزلة بهترین اعمال معرفی گردیده است.

رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: بهترین اعمال امت من، انتظار فرج (گشایش) خداوند عزوجل است. [14]

هم‌چنین فرموده‌اند: بهترین عبادت، انتظار فرج است. [15]

برداشت‌های متفاوت از مفهوم انتظار، موجب گردیده تا نظرات متفاوت و متضاد رخ بنماید و بر اساس این برداشت‌ها، تکالیف متفاوتی ارائه شود. برای روشن‌شدن وظیفة شیعیان و منتظران واقعی حضرت، بررسی نظریات و دیدگاه‌ها و در نهایت روش صحیح آن ضروری به نظر می‌رسد.

1 ـ 1. زمینه‌سازی منفی

عده‌ای انتظار فرج را به این معنا دانسته‌اند که جامعه بایستی به حال خود رها شود و نباید به فساد آن توجهی نشان داد تا زمینة ظهور ـ که دنیایی پر از ظلم و فساد است ـ فراهم آید. عده‌ای فراتر از این عقیده معتقدند نه تنها نباید جلوی فساد و گناهان را گرفت، بلکه بایستی به آنها دامن زد تا هر چه بیشتر زمینة ظهور حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف فراهم آید.[16]

این انتظار همواره مورد مذمّت و سرزنش قرار گرفته است؛ چرا که منجر به تعطیل شدن حدود و مقررات اسلامی گشته و با موازین اسلامی و قرآنی سازگاری ندارد.[17]

2 ـ 1. عدم زمینه‌سازی

برخی با تمسک به بعضی روایات، مانند «هر علم و پرچمی قبل از ظهور قائم، باطل است»، هرگونه زمینه‌سازی و تشکیل حکومت را باطل و بر خلاف اسلام می‌دانند و آن را در راستای بسته شدن باب مهدویت برشمرده‌اند.

از این جمله می‌توان به انجمن حجتیه اشاره نمود که به وسیلة شیخ محمود ذاکر زادة تولایی، معروف به شیخ محمود حلبی (1279 ـ 1376ه ـ .ش) تأسیس شد و پس از انقلاب اسلامی نیز به دلیل تضاد افکار آنان با انقلاب اسلامی، نه تنها با آن همکاری نکردند، بلکه در مواردی با آن مقابله نیز می‌کردند.

این گروه در پی سخنرانی حضرت امام خمینی قدس سره مبنی بر مذمت کسانی‌که معتقد به زیاد شدن فساد برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بودند طبق بیانیه‌ای به طور رسمی انحلال خود را اعلام کرد.[18]

این گروه هیچ مسئولیتی را متوجه مردم نمی‌دانند، بلکه تنها، دعا را برای ظهور حجت، لازم می‌دانند.

3 ـ 1. زمینه‌سازی مثبت

«زمینه‌سازی مثبت» را باید در معنای «انتظار سازنده» جست‌وجو نمود. انتظار سازنده، همان انتظار راستینی است که به عنوان «با فضیلت‌ترین عبادت» یاد شده است[19].

در طول یازده سده غیبت کبری امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف درخشان‌ترین چهره‌ای که به این «انتظار سازنده و زمینه‌سازی مثبت» جلوة خاص بخشیده است، حضرت امام خمینی قدس سره ربوده که با طرح اندیشة حکومت اسلامی در عصر غیبت، به «انتظار»، معنا و مفهوم تازه‌ای بخشید. ایشان ضمن مقابله با دیدگاه‌هایی که انتظار را «تن دادن به وضع موجود» می‌دانستند، فرمودند: انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور، ان‌شاءا... تهیه شود.[20] هم‌چنین ایشان معتقد بودند، با گسترش اسلام راستین در جهان و مبارزه با جهان‌خواران، باید زمینة ظهور منجی موعود را فراهم نمود.[21]

مهم‌ترین تفاوت بین مکاتب دینی و غیردینی، امید به آینده‌ای روشن است که در افراد، ایجاد انگیزة تحرک می‌نماید. تجلی این امید در مکتب تشیع در ظهور منجی موعود، مهدی صاحب‌الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده و تحرک به سوی آن در «انتظار سازنده» نهفته است.

بنابراین، انتظار به معنای «فراهم آوردن زمینه‌های ظهور، ظلم‌ستیزی به مقدار توان و آمادگی برای ظهور حضرت»[22] می‌باشد، این زمینه‌سازی به مثابه ضرورت اسلام و قرآن مطرح، و وظیفة تمام مسلمین می‌باشد. دلایل عقلی و نقلی، ما را به این صحیح رهنمون می‌سازد؛ زیرا مسلمانی که خود را پای‌بند احکام اسلام می‌داند، اجازه نمی‌دهد هیچ یک از آیات و روایاتی که دربارة امر به معروف و نهی‌ از منکر، حدود و دیات، جهاد، کمک به محرومان، چگونگی برخورد با ظلم و عدم تسلیم در برابر ستم و ... می‌باشند، تعطیل و عمل نشود[23].

2. زمینه‌سازی و جایگاه زنان

زمینه‌سازی و آمادگی برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات، بیان‌گر اهمیت نقش مردان و زنان مؤمن است.

رسول خدا می‌فرماید:[24] «گروهی از مردمِ مشرق، بیرون آمده برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زمینه‌سازی می‌کنند، یعنی سلطنت ایشان را فراهم می‌سازند».[25]

به گواه دیگر روایات، ایرانیان نقش بزرگی در زمینه‌سازی ظهور حضرت دارند و این روایات، ضمن بشارت، هشداری به وظیفة سنگین ایران اسلامی نیز می‌باشد.

زمینه‌سازان انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، منتظران راستینی هستند که در انتظار حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف روز شماری می‌کنند و در این زمینه، جنسیت معنایی ندارد؛ تنها تفاوت، به چگونگی کارآیی هر یک از مردان و زنان برمی‌گردد.

در نظام اسلامی، زن و مرد از نظر حقیقت وجودی یکسان هستند و ملاک برتری انسان‌ها در تقواست.[26] چنان‌که خداوند می‌فرماید: «گرامی‌ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست»[27] و معیار پاداش انسان‌ها بر اساس عمل صالح است و تفاوتی بین زن و مرد نمی‌باشد.

هم‌چنین در جای دیگری می‌فرماید: «و هر کس کار شایسته کند ـ چه مرد باشد یا زن ـ در حالی که ایمان داشته باشد، در نتیجة آن داخل بهشت می‌شود».[28]

صرف‌نظر از حقیقت وجودی انسان‌ها، نمی‌توان تفاوت‌های ظاهری و جسمی و روانی مرد و زن را نادیده گرفت. هر یک طبق نظام خلقت، دارای جایگاه ویژه‌ای می‌باشند؛ بنابراین قراردادن هر یک در جایگاه صحیح خود موجب رشد و شکوفایی آنها می‌گردد.

آشنایی با وظایف منتظران واقعی و عمل به آنها در سطح افراد و جامعه، موجب اصلاح جامعه می‌گردد و مقدمات ظهور را مهیا می‌سازد و آگاهی لازم را در پیروان و یاران راستین او فراهم می‌آورد. بنابراین وظیفة هر مسلمان مدعی، حمایت ولایت است که با وظایف خود آشنا گردد و درصدد عمل به آنها برآید.

1 ـ 2. نقش زنان در تاریخ زندگی امام

مواردی که برای فرد منتظر برشمرده می‌شود، برای زن و مرد یکسان است. ولی آن‌جا که بحث چگونگی زمینه‌سازی پیش‌ می‌آید، زنان در زیر ساخت‌ها قرار می‌گیرند.

امام خمینی رحمه الله علیه دربارة زنان می‌فرمایند: «زن، مربی جامعه است. از دامن زن انسان پیدا می‌شود. مرحلة اول مرد و زن صحیح، از دامن زن است. مربی انسان‌ها، زن است».[29]

نقش زیربنایی زن در تولد و رشد صاحب‌الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف، مشهود است که از هنگام تکوین و تولد ایشان آغاز، و سپس با طی مراحل رشد، زمینه‌های امامت ایشان فراهم می‌گردد.

آمادگی نرجس خاتون برای همسری با امام حسن عسکری علیه السلام از آن جمله است که با تحمل سختی‌ها همراه بود. در حالی که نرجس خاتون در قصر پدر به عنوان ملکه، امکانات بسیاری در اختیار داشت. ولی دل‌بستگی او به امام حسن عسکری علیه السلام ـ که قطعاً از صفای دل او نشأت می‌گرفت ـ موجب شد تا رنج اسارت را بپذیرد و با حفاظت و صیانت از حریم خود به وصال یار برسد[30].

مرحلة دیگر زمینه‌سازی را می‌توان در پرورش نرجس خاتون نزد عمه بزرگوار[31] امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف جست‌وجو نمود؛ هنگامی که برای تعلیم آداب اسلامی از محضر آن بزرگوار استفاده می‌نمود؛ چرا که تکوین و رشد امام، علاوه بر صلب شامخ، نیازمند رحم پاک می‌باشد. و اینها بیان‌گر نقش اساسی زنان در زمینه‌سازی و مقدمات پیش از تکوین، هنگام حمل و سپس به دنیا آمدن امام می‌باشد که دور از چشم همگان، جز عده‌ای خواص صورت ‌پذیرفت.

با آغاز امامت امام در دوران غیبت صغری نیز مردم با مراجعه به مادر امام حسن عسکری علیه السلام که معروف به جده بود، به حل مشکلات خود می‌پرداختند و این مسئله، حضور زنان در زمینه‌های اجرایی را گوشزد می‌نماید.[32] بنابراین زنان قبل و بعد از غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در عرصه‌های مختلف برای حضرت زمینه‌سازی می‌کردند و هم‌چنان این سیره ادامه دارد.

3. محدودة زمینه‌سازی فردی

مؤمنین حقیقی کسانی هستند که ایمان آنها با عمل صالح پیوند خورده است. نمایان‌گر این مهم، بیان آیاتی است که در آنها حدود 49 بار عبارت  (الذین آمنوا ) و  (عملوا الصالحات ) در قرآن کریم، همراه هم آمده است. البته ایمان و عمل صالح بدون ولایت ائمه علیهم السلام و بیزاری از دشمنان آنها محقق نخواهد شد.

ابوبصیر بیان می‌کند: امام صادق علیه السلام روزی فرمود: آیا به شما در مورد چیزی خبر ندهم که خداوند عزوجل عملی از بندگان را بدون آن قبول نمی‌کند؟ گفتم: آری، فرمود: شهادت به این‌که جز خدای یگانه خدایی نیست و این‌که محمد صل الله علیه و آله و سلم بندة او و رسول اوست و اقرار بدآن‌چه خدا به آن امر نموده است و ولایت و دوستی ما و برائت و بیزاری از دشمنان ما، یعنی خصوص ما ائمه علیهم السلام و تسلیم ایشان شدن و ورع اجتهاد و طمأنینه و تلاش و انتظار قائم را داشتن.[33]

1. حیطة شناخت که تجلی‌گاه بینش انسان‌ها می‌باشد؛ 2. حیطه عاطفه که گرایشات انسانی را جهت می‌بخشد؛ 3. حیطة رفتار که اعمال و کردار آدمی را شکل می‌دهد.

1 ـ 3. حیطة شناخت

اگر انسان خود را شناخت، به معرفت پروردگار نائل خواهد آمد و از جمله ویژگی‌های زمینه‌سازان ظهور، شناخت حقیقی خداوند متعال است. حضرت علی علیه السلام در این باره فرموده‌اند: «مردان مؤمنی که خدا را در کمال شایستگی شناخته‌اند و ایشان، یاوران مهدی در آخرالزمان‌اند.» [34]

پس از شناخت خدای متعال، شناخت حجت و امام او در روی زمین برای هدایت انسان‌ها از مهم‌ترین وظایف مؤمنان محسوب می‌شود؛ چرا که «هر کس امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است».[35]

شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به سبب ویژگی‌های خاصی هم‌چون ولادت پنهان، زیست پنهان، امتحانات سخت و دشوار و ... از اهمیتی دو چندان برخوردار است.[36]

کسی که خود را مهیای ظهور حضرت می‌سازد درمرحلة اول با شناخت صحیح، انگیزة لازم ایمان و عمل صالح را به دست می‌آورد و این شناخت، زمینه‌ساز اقدامات بعدی در زمینة گرایشات و کردار فردی است.

کسب معرفت صحیح به دریافت عقلی افراد باز می‌گردد. البته باید توجه داشت مراد از عقل در این موارد، عقل اجتماعی و درکارهای اجرایی نیست که معمولاً برترین آن به مردان نسبت داده می‌شود؛ بلکه مراد، عقلی است که با آن به کسب کمالات پرداخته می‌شود و در این زمینه، مردان و زنان تفاوتی ندارند.[37]

بنابراین کسی که به شناخت و معرفت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ره نیابد، نشان‌گر آن است که خدای خود را نشناخته است و کسی که خدای خود را نشناسد، از دین گمراه گردیده است.[38] برای درک معرفت صحیح باید از خدای متعال کمک و یاری خواست[39] و چنان که خواهیم گفت ره یافتن زنان در این زمینه از طریق عاطفه و احساسات هموارتر است.

2 ـ 3. حیطة عاطفه

دوستی و محبت از شناخت ناشی می‌شود و شناخت صحیح خدا و ائمه معصومین علیهم السلام ایجاد محبت و مودت می‌نماید.

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «هر چیزی پایه و اساسی دارد و اساس محبت و دوستی ما شناخت اهل‌بیت است».[40]

بنابراین، محبت نشانة ایمان کامل است. هم چنین امام صادق علیه السلام در مورد قول خداوند متعال که می‌فرماید:  (و من یطع الله و رسوله ) فرمودند: در مورد ولایت علی علیه السلام و ائمه بعد از ایشان است که پس از آن خداوند فرمود:  (فقد فاز فوزاً عظیماً ).[41]

ولایت به معنای قبول امامت و سرپرستی ائمه علیهم السلام است و وظیفة منتظران نسبت به امام غایب، احترام خالصانه به آن حضرت است که با شنیدن لقب قائم، به احترام آن حضرت بلند شوند[42] و آمادگی خود را برای همراهی حضرت اعلام نمایند. ایجاد ارتباط عاطفی با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در زنان بسی آسان‌تر از مردان می‌باشد؛ چرا که زنان در بخش دل و قلب و گرایش و جذبه موفق‌تر از مردان‌اند[43] و انعطاف‌پذیری زنان در این رابطه بیشتر از مردان است. لذا پس از شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بهتر و راحت‌تر می‌توانند با او ارتباط روحی برقرار سازند و شاید به همین دلیل مدعیان دروغین ارتباط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از این حربة عاطفی در زنان سوء استفاده می‌کنند که برای مبارزه با این سوء استفاده‌ها باید کیفیت شناخت و ارتباط صحیح با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در جامعه ترویج نمود.

عشق ورزیدن به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تنها در ارتباط با آن حضرت خلاصه نمی‌شود؛ بلکه وجود هر کس که سرشار از عشق امامت و ولایت است، خود را سرا پا مهیای خدمت‌گزاری برای حضرت می‌نماید و در زمان غیبت نیز خدمت به یاران حضرت را سر لوحة کارهای خود قرار می‌دهد.[44]

زنان به دلیل ظرافت و گرایش قلبی، دارای انعطاف بیشتر و یا حداقل همسان با مردان در جنبة ذکر می‌باشند[45] و این ذکر است که موجب تذکر و معرفت الهی می‌گردد.

در جامعة اسلامی، کارهای اجرایی خانواده بر عهدة مرد نهاده شده، اما اساس خانواده که بر مهر و محبت بنا شده است بر محوریت زن می‌چرخد. اگر زنان جامعة اسلامی، مهر و محبت خدایی را در خانه پیاده نمایند، اساس جامعة اسلامی نیز بر پایة محبت خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شکل می‌گیرد.

متمرکز نمودن گرایشات به سوی هدف متعالی خدمت‌گزاری به امام و یاران آن حضرت، موجب تمرکز افکار و نیروهای آدمی می‌شود و موجب وحدت شخصیت می‌گردد.[46] همین امر موجب می‌شود تا یاران حضرت، افرادی محکم و استوار گردند و براساس آن چه در روایات آمده؛ «قلب‌های ایشان هم‌چون پاره‌های آهن است».[47] این دل‌ها در مقابل دشمنان، سخت و محکم است، ولی برای دوستان پر از محبت و مودّت می‌باشد. این همان خصوصیتی است که برای یاران پیامبر اعظم صل الله علیه و آله و سلم بر شمرده شده است:  (محمد رسول‌الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم ).[48]

در دیگر روایات، فضیلت و برتری یاران قائم بر اهل هر زمانی بیان گردیده است. امام سجاد علیه السلام در این باره فرموده‌اند: «غیبت دوازدهمین ولی خدا از اوصیاء رسول‌الله صل الله علیه و آله و سلم و ائمه بعدش ادامه پیدا می‌کند. ای اباخالد، همانا اهل زمان غیبت امام، به امامت امام غایب معتقد می‌باشند و در انتظار ظهورش به سر می‌برند؛ ایشان با فضیلت‌ترین اهل‌ هر زمانی هستند؛ زیرا خداوند متعال به ایشان عقل و فهم و معرفتی عطا کرده که غیبت، نزد ایشان هم‌چون، مشاهده است».[49]

3 ـ 3. حیطة رفتار

رفتار انسان، نمایان‌گر افکار و عقاید او است. یکی از وظایف مهم منتظران، خودسازی و مراقبت بر رفتار خویشتن است تا در پی آن دیگران و جامعه نیز به رفتار صحیح متمایل شوند. رفتار صحیح، نتیجه گرایشات درست، و گرایش‌های صواب در سایة اعتقاد نامناسب ایجاد می‌شود.

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «شما صالح نمی‌شوید تا معرفت پیدا نکنید و معرفت پیدا نمی‌کنید تا باور و اعتراف نداشته باشید و باور و اعتراف نخواهید داشت تا تسلیم نشوید».[50]

رفتار و کرداری از مؤمن منتظر قابل پذیرش است که با قوانین اسلام مطابق باشد. به عبارت دیگر، انسان مؤمن، خود را تسلیم اوامر الهی می‌نماید و احکام و دستورات الهی را در حد فهم و درک خود به اجرا در می‌آورد و در مواردی نیز که برای او درک‌پذیر نیست، گردن می‌نهد و سرا پا تسلیم اوامر الهی می‌شود.

البته این بدان معنا نیست که تفکر، تعقل و تدبر را کنار گذارد و چشم و گوش بسته هر فرمانی را بپذیرد؛ بلکه باید نسبت به آن‌چه وظیفة او است، آشنا گردد و با استفاده از ابزار عقل و فهم، درصدد دست‌یابی به احکام اسلام برآید و چنآن‌چه در مواردی نسبت به صدور حکمی جزم پیدا نمود، ولی به حکمت آن دست پیدا نکرد، خود را تسلیم اوامر الهی نماید و به دلیل عقل گریزی برخی مسائل به مقابله با آنها نپردازد.

امام سجاد علیه السلام، منتظران عصر غیبت را با این صفت می‌ستاید که خداوند متعال به ایشان عقل و فهم و معرفت فراوان عطا کرده است.[51]

یکی از عوامل خودسازی، حفظ خویشتن از انجام محرمات الهی است، این فرمایش گوهربار حضرت علی علیه السلام است که می‌فرماید: «دوری کردن از بدی‌ها بهتر از انجام خوبی‌هاست».[52]

یکی از خطرات جدی که مسلمانان عصر غیبت را تهدید می‌کند، واقع شدن در فتنه‌ها و آزمایشاتی است که امکان دارد دین آنها را تباه و خراب نماید. امام صادق علیه السلام این خطر را چنین گوشزد می‌فرمایند: «در آینده مبتلا به شبهه‌ای می‌شوید، بدون وجود نشانه و پرچمی که دیده شود و حضور امامی که هدایت کند، از این وضعیت نجات نمی‌یابد، جز کسی که دعای غریق بخواند». عبدالله بن سنان از آن حضرت سؤال می‌کند، امام می‌فرماید: «یا الله، یا رحیم، یا مقلب القلوب، ثبت قلبی علی دینک».[53] زمان غیبت دارای شرایط حساس و خطرناکی است که در صورت غفلت، اهل ایمان در مهلکات آن واقع می‌شوند و بدون توجه، ایمان از قلب‌های آنها خارج می‌شود. بنابراین مؤمنین باید با تمسک به دین خود لحظه‌ای از یاد خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف غافل نشوند. دین‌داری و اعتقاد صحیح به غیبت و امامت، کار دشواری است که فقط از افراد اهل یقین و با استقامت ساخته است.[54]

بهترین راه مقابله، تقویت مبانی اعتقادی و در پرتو آن ایجاد معرفت و محبت حقیقی اهل‌بیت علیهم السلام در دل مردم برای گسترش عمل به احکام اسلامی است.

زنان در این رابطه دارای نقش اساسی هستند و می‌توانند با اقدامی اساسی در این زمینه به کسب معارف اسلامی و الهی بپردازند و آنها را در مورد خود و سپس با تأثیرگذاری درخانواده پیاده نمایند؛ چرا که نقش فردی زن در خانواده بسیار مؤثر می‌باشد و با اصلاح خانواده‌ها، جامعه اسلامی نیز به رشد و تعالی مطلوب خواهد رسید ومنتظران واقعی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف رشد خواهند نمود.

انسان دین‌دار در پرتو دین در برابرتحریف‌ها و شبهه افکنی‌ها، عملکرد دینی خود را رها نمی‌کند و با صبر و شکیبایی، دین خود را حفظ می‌نماید و با ذکر خدا و ائمه علیهم السلام سعی در حفظ خود و دیگران می‌نماید. بنابراین یک فرد منتظر، ضمن اصلاح خود، به اخلاق نیک اسلامی مزیّن می‌شود و با عمل به وظایف فردی خویش، احکام و دستورات قرآن را به کار می‌بندد[55] وظایفی که فرد نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به عهده دارد، در کتاب مکیال المکارم تحت 80 عنوان بیان گردیده است.[56]

در عصر حاضر، احیای علوم اهل‌بیت علیهم السلام توسط زنان در خانه‌ها، بسیار آسان گردیده است. در مرحلة اول، استفاده از کتاب‌های احکام مراجع تقلید برای عمل کردن به احکام و سایر کتاب‌های اسلامی با هدف ارتقای سطح علمی و در مرحله بعد، استفاده از رسانه‌های ارتباط جمعی، به راحتی امکان‌پذیر است.

4. زمینه‌سازی زنان در خانواده

زن به منزله محور اساسی خانواده که بنیان‌گذار رحم و قرابت است شالودة خانواده را بنیان‌ می‌گذارد و تأثیرات روحی و روانی زن را نمی‌توان در خانواده از نظر دور داشت.

تأثیر زن را در خانواده می‌توان از جنبه‌های مختلف و به صورت مشهود، در نقش مادر و همسر در نظر گرفت. با توجه به اهمیت این دو نقش اساسی که در قرآن نیز بدان اشاره شده است به بررسی نقش زنان در زمینه‌سازی ظهور می‌پردازیم.

1 ـ 4. مادران، مربیان نسل آینده

اسلام، اهمیت ویژه‌ای برای مادران قائل شده است و در قرآن کریم، ضمن سفارش نیکی به پدر و مادر، برای مادر جایگاه ویژه‌ای قرار می‌دهد؛ چرا که مادر با گوشت و جان خود فرزند را درون خود پرورش می‌دهد و سختی حمل را بر دوش می‌کشد و پس از آن با شیر خود کودکش را تغذیه می‌نماید.[57]

حضرت امام، شغل مادری را شریف‌ترین شغل می‌شمارند: «این مادر که بچه در دامن او بزرگ می‌شود، بزرگترین مسئولیت را دارد... شریف‌ترین شغل در عالم، بزرگ کردن یک بچه است و تحویل دادن یک انسان است به جامعه».[58]

مادر می‌تواند با اعمال و رفتار خود، کیفیت بندگی و حمایت از امام را به فرزندان بیاموزد؛ هم‌چنان‌ که امام حسن مجتبی علیه السلام، شبانگاه تا صبح‌گاه، نظاره‌گر مادر خویش، حضرت زهرا علیها السلام است که از شب تا صبح به عبادت خدا مشغول است و در حق همسایگان دعا می‌کند.[59]

مادر که جلوه‌گاه عشق به خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است و هر صبح‌گاه خود را با دعای عهد، آغاز می‌نماید و لقمه‌ای بدون نام خدا بر نمی‌دارد، گامی جز برای رضای خدا بلند نمی‌کند، ساعات شب و روز خود را با یاد خدا و امام زمانش درخدمت همسر و فرزندانش قرار می‌دهد، به طور مسلم جلوه‌گاه تعلیمات نوربخش اسلام می‌باشد و تأثیرات عمیق باطنی بر روی خانواده خود خواهد نهاد.

دعوتی که بر پایه مهر و محبت باشد، همواره پذیرفته می‌شود و مادر به دلیل جایگاه عاطفی که در خانواده دارد، همواره می‌تواند جلوه‌گاه جمال الهی و بهترین انتقال دهندة علوم و معارف اهل‌بیت علیهم السلام باشد.

مادران می‌توانند با استفاده از شیوه‌های جدید تربیتی، ضمن تعالی خود، تربیت فرزندان را نیز دو چندان نمایند. جایگاه ارزشی مادران در اسلام چنان بالاست که فردی نزد پیامبر صل الله علیه و آله و سلم آمده و از ایشان پرسید: به چه کسی نیکی کنیم؟ پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فرمودند: به مادرت و مرتبة چهارم که مرد پرسید، پیامبر فرمودند به پدرت[60] تربیت فرزندان صالح دردامان مادران موجب مباهات و افتخار پیامبر اعظم صل الله علیه و آله و سلم در روز قیامت به زیادی امت خود خواهد بود[61] .

1 ـ 1 ـ 4. فرزندان، آینده‌سازان منتظر

والدین، محصول زندگی خود را در فرزندان خود جست‌وجو می‌نمایند و لذا برای رشد و تربیت آنها به اموری اقدام می‌کنند که به نظرشان ضروری می‌رسد. برخی اولیا، تنها به خوراک و پوشاک فرزندان خود اهمیت می‌دهند، ولی برای بعضی دیگر تعلیم و تربیت فرزندان‌شان نیز اهمیت دارد.

کسانی که برای تعلیم و تربیت فرزندان خود اهمیت قائل‌اند ممکن است از دو طریق مستقیم یا غیرمستقیم به تربیت فرزندان خود همت گمارند؛ البته آن‌چه دراوایل سنین کودکی مورد نظر است، بیشتر تعلیم غیرمستقیم می‌باشد.

فرزندان در سنین طفولیت و کودکی تحت تأثیر خانواده قرار دارند و از خانواده الگو می‌پذیرند. بنابراین، برخورد صحیح خانواده با یک‌دیگر و آموزش غیرمستقیم که فرزندان از راه الگوپذیری فرا می‌گیرند، تأثیر شگرفی در آینده آنان دارد.

در اهمیت و کیفیت تعلیم و تربیت همین بس که «برای دگرگون ساختن یک ملّت، هیچ راهی سریع‌تر و ساده‌تر از دگرگون ساختن نظام تعلیمی و تربیتی آن ملّت نیست».[62]

بنابراین، خانواده‌ها و نظام تعلیم و تربیت اسلامی در کیفیت آموزش باید نهایت دقت را به خرج دهند تا نسل آینده با اهداف نهایی اسلام تربیت شوند و نسلی سر گشته و بی‌هدف بار نیایند.

اساس اولیه تربیت در خانواده بنا نهاده می‌شود؛ چنآن‌چه پدر و مادر تمام توجه خود را برای تربیت صحیح فرزندان به کار گیرند، می‌توانند از تأثیرات منفی محیط به شدت کاسته و با ابراز محبت و پیوند عاطفی با فرزندان خود در شرایط بحرانی، یاری‌گر آنها باشند و با ایجاد تفریحات سالم برای آنها از روی آوردن فرزندان خود به فساد جلوگیری نمایند.

باید با انتقال معارف مهدوی[63] از راه حفظ حدیث، تلاوت روزانة قرآن برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، حفظ و تلاوت دعا برای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اهمیت مسئله را برای کودکان گوشزد نماییم.

2 ـ 4. همسران، یاوران یار

ازدواج، از سنت‌های پسندیدة اسلام است که زن و مرد را در کنار هم قرار می‌دهد. خداوند، وجود زن را در کنار مرد، مایة آرامش قرار داده است: «و از نشانه‌های او این‌که از [نوع] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا به وسیلة آنها آرام گیرید و میان‌تان دوستی و رحمت نهاد».[64]

طبیعت زن به دلیل ظرافت، متقاضی محیط آرام و امن است و طبع پرتوان مرد، تاب و تحمل محیط‌های سخت کاری را دارد. بر همین اساس پیامبر اعظم صل الله علیه و آله و سلم در ابتدای زندگی حضرت فاطمة زهرا علیها السلام و حضرت علی علیه السلام، کارهای داخل منزل را به حضرت فاطمه علیها السلام و کارهای بیرون را به حضرت علی علیه السلام واگذار نمود که موجب خرسندی حضرت فاطمه علیها السلام شد؛ چرا که از  برخورد و معاشرت با مردان معاف شده بود.[65]

مردان به لحاظ قوت بدنی و شرایط خاص، مسئولیت جهاد و دفاع را بر عهده دارند، اما زنان به دلیل ظرافت طبع و توانایی کم بدنی از جهاد در میدان جنگ معاف شده‌اند، اما در مقابل، مسئولیت دیگری برای آنان به منزلة جهاد معین شده است و آن «خوب شوهرداری کردن»[66] می‌باشد.

چنآن‌چه زنی به وظایف اولیه خود خوب عمل نماید و در شرایط عادی از همسر خود اطاعت کند و در بیرون از منزل نیز با رعایت حجاب و عفاف در وظایف اجتماعی مشارکت نماید، همسر نیز می‌تواند به خوبی به وظایف اسلامی خود عمل نماید.

نقش دیگرِ زنان، در شرایط بحرانی، جنگ و دفاع است که مردان، وظیفة دفاع از دین و سرزمین خود را بر عهده دارند. در این زمان، زنان باید نقش خود را در پشت صحنه به خوبی ایفا نمایند. زنانی که خود را منتظران حضرت می‌دانند، باید در تمامی صحنه‌ها در کنار همسر خود باشند و ضمن یاری او، در تربیت فرزندان صالح و رشد و تعالی دینی همسر خود بکوشند و هم پای ایشان در یاری حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف کوشا باشند.

پایداری زنان در صحنه‌های پشت جبهه و در سنگر خانه‌داری و همسرداری، مایة پشت گرمی مردان است و بنیان خانواده را محکم می‌نماید، و به واسطة استحکام خانواده که جامعة کوچک به شمار می‌رود، اجتماع انسانی نیز مستحکم می‌گردد و امکان اجرای احکام اسلامی و عدالت منتظر (مورد انتظار) فراهم می‌آید.

4. زمینه‌سازی اجتماعی و نقش زنان

معرفت اجتماعی از مهم‌ترین اموری است که رغبت عمومی را تشکیل می‌دهد[67] و چنآن‌چه معرفت اجتماعی دربارة حضور امام در جامعه ایجاد نشده باشد؛ هم‌ چنان که ائمه معصومین علیهم السلام در زمان خود دچار غربت گشته و مردم، آنها را تنها گذاشتند و یاری نکردند و این امر موجب غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف گردید، باز هم موجب تداوم غیبت خواهد شد.

معرفت اجتماعی مبنی بر این که ظهور انسان کامل ـ حضرت بقیة‌ا... الاعظم ( ارواحنا له الفداء) ـ موجب از بین رفتن بی‌عدالتی‌ها، ظلم و ستم‌ها و جای‌گزین شدن عدالت و امنیت و ... می‌گردد، باعث ایجاد هدف مشترک می‌گردد و انسجام جامعة مهدوی را در پی دارد.

پس از شکل‌گیری جامعة مهدوی با پشتوانة ایمان، باید در صدد تقویت روحیه جهادی در بین مردم بود، که از طریق آگاهی‌های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی شکل می‌گیرد. طرح زمینه‌سازی برای قیام امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دارای دو جنبه است:

1. رشد ایمانی، جهادی و آگاهی سیاسی که جبهة مقابل، فاقد آن است؛

2. تشکیلات سیاسی، نظامی، اقتصادی برای رویارویی با دشمن؛ هر چند قدرت برابری با جبهة جهانی دشمن را نداشته باشد.[68] فعالیت‌های اقتصادی و نظامی برای آمادگی فیزیکی لازم است؛ هر چند نیروهای مسلمان از سلاح ایمان بهره می‌گیرند، ولی از آماده‌سازی امکانات مورد نیاز غفلت نمی‌ورزند؛ چرا که پیام آسمانی آنها فرموده است: «هر آن‌چه در توانایی دارید به کار بندید». مهیا کردن بستر لازم در ابعاد یاد شده از وظایف جامعة اسلامی است. [69]

بر خلاف کسانی که تصور می‌کنند باید فساد شدید جامعه را فرا گیرد تا زمینة ظهور فراهم آید؛ جامعة اسلامی بایستی با به کار بردن تمامی امکانات، سعی در آمادگی و رشد انسان‌ها برای فراهم آوردن بستر لازم برای ظهور کند.

زنان با توجه به مواهب طبیعی خود، باید در جهت سرشت خاص خود بکوشند و در راه تکامل بشر به نقش خود که بزرگ‌تر از نقش مردان است، اهمیت دهند و بی‌تفاوت از کنار آن نگذرند.[70] زنان به منزلة جزئی از اجتماع، باید علاوه بر نقش فردی، به نقش اجتماعی خود نیز توجه داشته باشند و خود را از اجتماع بر کنار ندانند؛ چرا که دین برای انسان، هویت جمعی قائل است و در این رابطه، یک سلسله وظایف جمعی را مطرح می‌نماید: «جز این نیست که مؤمنان کسانی‌اند که به خدا و پیامبرش گرویده‌اند و هنگامی که با او بر سر کاری اجتماع کرده‌اند، تا از وی کسب اجازه نکنند، نمی‌روند».[71]

در آیة شریفه، مؤمنین راستین را افرادی می‌داند که علاوه بر اعتقاد به خدا و رسول، در امور اجتماعی نیز شرکت دارند و بدون کسب اجازه از رهبر، از حضور در اجتماع خودداری نمی‌کنند.

این امر، نشان‌گر حضور دائمی مؤمنان در اجتماع است که بیان  (الذین آمنوا ) همه مؤمنان اعم از مرد و زن را در برمی‌گیرد. البته در مواردی که زنان نقش اساسی داشته باشند، بر حضور زن تأکید می‌نماید؛ مثل زمان نزول قرآن که حرمت زن محفوظ نبود؛ بیش از حد انتظار بر مسئله زن تکیه نمود و بر نقش زنان در تثبیت ادیان الهی انگشت نهاد[72] .

در اجتماع عرب شایع بود که برای زنان در اجتماع، احترام چندانی قائل نبودند، ولی دین اسلام زنان را در امور اجتماعی مشارکت داد.

1 ـ 5. رابطة نقش‌های اجتماعی و وظایف زنان

حضور زنان در اجتماع، برای زمینه‌سازی ظهور، در صورتی مورد قبول امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است که مطابق با موازین اسلامی باشد.

مهم‌ترین وظیفة زنان در این زمینه، رعایت تقوا و گسترش عفاف و تقوا در جامعه است؛ چرا که حضور زن در اجتماع با عرضة اندام جنسیتی موجب فساد می‌گردد و امنیت روانی را از بین می‌برد.

حفظ حجاب و ارزش انسانی زن از مهم‌ترین عوامل موفقیت زن در اجتماع به مثابة انسان است که می‌تواند حضور او را در کنار مردان، یکسان قرار دهد و موفقیت او را در عرصه‌های مختلف تضمین نماید وگرنه زن هم‌چون کالایی بی‌ارزش در کنار سایر کالاها قرار خواهد گرفت.

یکی از نمونه‌های تدبیر اجتماعی زنان در قرآن، ملکة سبا می‌باشد که هنگام مشورت با فرماندهان خود وقتی که با نظر آنان مبنی بر توان زیاد بر جنگ مواجه شد، با تدبیری زیرکانه گفت: پادشاهان چون به شهری درآیند، آن را تباه و عزیزانش را خوار می‌گردانند. و در مقابل، با فرستادن هدیه‌ای به سلیمان و با تأمل در عملکرد او، به دین الهی گروید. [73]

حضور زن در عرصه‌های مختلف اجرایی، به جز در مواردی که اسلام به دلایل خاص برای حفظ جایگاه زن ممنوع کرده است، نه تنها اشکالی ندارد، بلکه واجب است.[74]

زنان با حضور خود در اجتماع می‌توانند، سایر افراد را راهنمایی نمایند. در مرحلة اول با گفتار، سخنرانی و مقالات علمی، افراد را با مقام و منزلت زن در فرهنگ مهدوی آشنا کنند و جامعة عظیم زنان را با رسالت بزرگ خود آشنا سازند.

در مرحلة بعد با امر به معروف، افراد را به انجام واجبات و کارهای نیکو دعوت نمایند و ارزش زن و رابطة معنوی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را گوشزد کنند و با نهی از منکر از انجام اعمالی که قلب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را می‌آزارد، نهی نمایند.

«هر گاه عده‌ای کارهای نیکو را انجام دهند و بر آن مواظبت نمایند؛ عده‌ای ناخودآگاه الگو می‌گیرند و پیروی می‌کنند و در این آثار ظاهری، نوعی یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نهفته است». [75]

عملکرد صحیح زنان نه تنها تأثیر مثبت بر سایرین دارد، حتی می‌تواند آنها را در زمرة یاران خاص و ویژه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار دهد. در روایات به این مهم اشاره شده است؛ مبنی بر این‌که تعدادی از زنان در میان یاران حضرت حضور دارند[76]؛ ضمن این که تعدادی نیز برای مداوای زخمی‌ها به یاری حضرت می‌شتابند. براساس روایتی از امام صادق علیه السلام برخی از زنان در هنگام ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده می‌شوند و با حضرت رجعت خواهند کرد، که نام تعدادی از آنها در روایات بیان شده و نام برخی به میان نیامده است[77]. علاوه بر این زنانی پیش‌گام در این زمینه وجود دارندکه به دلیل صلاحیت و آمادگی‌های قبلی، همراه حضرت عیسی علیه السلام به زمین فرود می‌آیند، که تعداد آنها 400 نفر بیان گردیده است.[78]

زنان برای ایفای نقش مؤثر برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باید با وظایف عمومی منتظران آشنا گردند و پس از آن، برای عملکرد بهتر، با نقش‌های عمومی و هم‌چنین ویژة زنان آشنایی بیشتر پیدا کنند.

علاوه بر این، زنان می‌توانند برای حضور در رکاب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، ضمن رعایت تقوای الهی با خواندن دعای عهد در چهل صبح، خود را در زمرة یاران حضرت قرار دهند و در صورت وفات می‌توانند به دنیا رجعت نمایند و در رکاب حضرت قرار گیرند.[79]

2 ـ 5. نقش فرهنگی زنان

فرهنگ جامعه، روح و حقیقت نظام اجتماعی را شکل می‌دهد که شامل ارزش‌ها، شناخت و ایدئولوژی آن مکتب است[80] . سه عنصر اصلی فرهنگ عبارتند از: 1. اصول دین (توحید، نبوت و معاد)؛ 2. ارزش‌های ثابت؛ 3. شیوه‌های رفتاری برخواسته از ارزش‌ها.[81]

پایه و اساس امور فرهنگی را تعلیم و تربیت تشکیل داده و اجتماع نیز بر همین اساس استوار می‌گردد.

سایر امور سیاسی، نظامی، اقتصادی نیز تحت تأثیر امور فرهنگی قرار دارند[82] .

پیامبر اعظم صل الله علیه و آله و سلم پس از بعثت، برای تبلیغ دین اسلام به کار فرهنگی گسترده پرداختند که با پایه‌گذاری اصول دین آغاز شد.

پس از حضرت علی علیه السلام اولین کسی که به پیامبر، ایمان آورد، همسرش، حضرت خدیجه بود که با همه وجود به حمایت از ایشان پرداخت و در مقابل عقاید تمامی مشرکان ایستادگی نمود.

یکی از عوامل مهم موفقیت اسلام، فرهنگ انتظار است که از قیام امام حسین علیه السلام نشأت گرفته است و می‌توان گفت: «فرهنگ عاشورا، زمینه‌ساز فرهنگ انتظار است».[83]

تداوم خط فکری شیعه پس از رحلت پیامبر اعظم صل الله علیه و آله و سلم و اجرای آن توسط حضرت علی علیه السلام با قیام عاشورا و خون امام حسین علیه السلام آبیاری گردید و با فرهنگ انتظار تا عصر حاضر تداوم یافته و همواره با آزمایش انسان‌ها به گونه‌های مختلف همراه بوده است.

نقش زنان در پیش‌برد احکام اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد. در شرایط بحرانی که دست مردان بسته می‌شد، زنانی هم‌چون حضرت زهرا علیها السلام و حضرت زینب علیها السلام با تبلیغات خود به حمایت از امام خود و آگاه‌سازی مردم می‌پرداختند.

زنان همواره در دفاع از اسلام و ارزش‌های اسلامی مشارکت داشته‌اند و در پیروزی انقلاب اسلامی نیز سهم قابل ملاحظه‌ای ایفا نمودند. امام خمینی قدس سره در این باره فرموده‌اند: «... در مملکت ما این طور شد که بانوان هم دوش، بلکه جلوتر از مردها از خانه‌ها بیرون آمدند و در این راه اسلامی زحمت کشیدند و رنج دیدند ...».[84]

1 ـ 2 ـ 5. تهاجم فرهنگی

یکی از راه‌های مؤثر دشمنان برای سلطه بر کشورهای اسلامی، تسلط فرهنگی است که دشمن از تمامی ابزارهای خود برای تخلیة فکری و فرهنگی جامعه، خصوصاً جوانان بهره می‌جوید.

از مهم‌ترین عوامل تهاجم فرهنگی غرب، تغییر شناخت‌ها و باورها، دگرگونی ارزش‌ها و گرایش‌هاست که در پی آن، رفتارها و کردارها نیز تغییر خواهد کرد.[85] این در حالی است که غرب، خود گرفتار بحران فرهنگی است و به جای حق، انسان را جانشین ساخته و قانون را جای‌گزین دین نموده و به جای ارزش‌های الهی، اصالت سود و ترّقی مذهب را به اخلاق و هدونیسم (لذت‌جویی و لذت‌گرایی) تبدیل نموده است.[86]

یکی از اهداف دشمن، مبارزه با فرهنگ انتظار می‌باشد؛ چرا که به تأثیر آن بر افکار، عقاید و رفتار مردم پی‌برده است.

هم اکنون دشمن با حربه‌های مختلف درصدد مبارزه با اسلام برآمده و به علت تأثیر شگرف اعتقاد مهدوی، به مبارزة اساسی با این تفکر در سطح جهانی پرداخته و تا کنون بیش از پانصد اثر اعم از: فیلم، نمایش‌نامه، آهنگ و داستان[87] برای تحریف پیش‌گویی‌های نوستر آداموس در ارائه چهرة وحشتناک از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و جنگ‌افروزی ایشان ارائه شده است؛ در حالی که روایات اسلام، بیان‌گر  ایجاد وحدت کلمه در سایة ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد.

امام علیه السلام در تأویل آیه  (و قاتلوهم حتی لا تکون فتنة و یکون الدین کلّه لله )[88] می‌فرماید: امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مبارزه می‌کند، تا وقتی که اختلاف از بین ملل و ادیان برداشته شود و تمامی دین، یک کلمه گردد.[89]

هم اکنون تأثیرات تهاجم فرهنگی دشمن در جوامع اسلامی مشهود است و دشمن از راه‌های گوناگون به خصوص رسانه‌های ارتباطی از قبیل: ماهواره، اینترنت، فیلم‌ها و نوارهای مبتذل و ... درصدد تخریب فرهنگ اسلامی برآمده و بیشترین اهداف دشمن بر روی زنان و جوانان متمرکز شده است؛ چرا که دشمن به خوبی دریافته که بهترین راه برای دست‌یابی به اهداف شوم خود، تخریب زیرساخت‌ها و بنیان‌های زیرین جامعه است که شامل جوانان و زنان جامعه می‌باشد. تأثیر تهاجم فرهنگی در این روایت رسول‌اعظم صل الله علیه و آله و سلم مشاهده می‌شود که ضمن هشدار به امت خود در آخرالزمان می‌فرماید: «حال شما چگونه خواهد بود، زمانی که زنان شما فاسد شوند و جوانان شما به فسق و جور گرایند و شما امر به معروف و نهی از منکر ننمایید. به پیامبر صل الله علیه و آله و سلم گفته شد: ای رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم آیا چنین خواهد شد؟ فرمود: آری و بدتر از این خواهد شد! حال شما چگونه خواهد بود، زمانی که شما معروف را منکر، و منکر را معروف پندارید؟»[90]

از این قبیل احادیث در مورد زمان قبل از ظهور وارد شده که بیان‌گر عملکرد نادرست برخی از مردم است و این مهم، وظیفة سایرین را برای راهنمایی امت گوشزد می‌نماید.

2 ـ 2 ـ 5. وظیفة بانوان در مقابل تهاجم فرهنگی

فعالیت‌های گستردة دشمن برای ایجاد فساد در جامعة اسلامی و از بین بردن فرهنگ انتظار، وظیفة خطیر عمومی را در حوزه‌های علمیه و مراکز آموزشی ـ پژوهشی گوشزد می‌نماید.

پژوهش‌های علمی ـ تحقیقی در این زمینه باعث روشن‌گری در سطوح مختلف علمی از جمله آموزش و پرورش و آموزش عالی می‌گردد و در نتیجه، موجب آگاهی قشر عظیمی از مردم خواهد شد. برای آگاهی در سطح عموم نیز می‌توان از رسانه‌های جمعی به خصوص صدا و سیما با اجرای برنامه‌های مختلف اجرایی، فیلم، داستان و ... بهره جست و سطح آگاهی عمومی، خصوصاً زنان را نسبت به مسئله انتظار، مهدویت و ... بالا برد.

گسترش معارف ناب محمدی بین زنان، می‌تواند جامعه را تحت تأثیر قرار دهد؛ زیرا نه تنها زنان، نصف جامعه را تشکیل می‌دهند، بلکه بر نصف دیگر جامعه تأثیرگذار هستند و از طریق عقل دینی و عاطفی می‌توانند تحولات اساسی در افکار فرهنگی جامعه ایجاد نمایند و با گرایشات دینی ـ مذهبی، جوانان را جذب مبانی جذاب دینی و فرهنگ انتظار مهدوی نمایند.

 حضور زنان در مجامع علمی، به خصوص علوم اسلامی، در حوزه و دانشگاه برای پرورش اعتقادات اسلامی در جامعه، به خصوص در زمان حاضر که بیش از نصف جمعیت دانشگاه‌ها را دختران تشکیل می‌دهند، نقش اساسی دارد.

اعتقاد مذهبی، باور و شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از مبانی فرهنگی است که زیربنای ارتقای فرهنگی را تشکیل می‌دهد و موجب ثبات عقیده افراد به مهدویت و سازندگی افراد می‌شود تا آن‌جا که یارانی خاص را شکل می‌دهد.

در روایات، یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف این چنین معرفی شده‌اند: آنها در آسمان، شناخته شده‌اند و در زمین (تا آمدن حضرت) ناشناخته می‌مانند. [91]

هم چنین ایشان دارای شخصیتی بی‌نظیر و پیش‌گام در کارهای خیرند.[92]

نقش اساسی زنان در ترویج فرهنگ مهدوی را می‌توان در دو بعد کلی جست‌وجو نمود:

ابتدا تبلیغات صحیح دربارة فرهنگ مهدوی و جلوگیری از ترویج افکار و عقاید نادرست که تحت عنوان اسلام منتشر می‌گردد. چه بسا در این میان عده‌ای به نام ملاقات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و تحت تأثیر قراردادن بانوان، آنها را منحرف سازند و در پناه آن به گمراه و فاسد نمودن عده‌ای اقدام نمایند.

بهترین راه برای جلوگیری از این‌گونه مفاسد، ترویج معارف ناب محمدی است که برای تحقق آن باید از طریق شناخت و معرفت حقیقی امام، همراه با انتظار صحیح و سازنده بهره جست.

برای گسترش فرهنگ اسلامی می‌توان به مجالس دسته‌چمعی یا اردوهای زیارتی فرهنگی اقدام نمود؛ زیرا در چنین مجالس و اردوهایی که به نام ائمه معصومین علیهم السلام برپا می‌شود، پذیرش دینی مردم بیشتر گشته و با رفتن به مشاهد مشرفه و ارتباط مستقیم با چنین اماکنی، امکان ارتباط معنوی بیشتر می‌شود.

برگزاری مجالس مذهبی، به خصوص مرتبط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم‌چون دعای ندبه، دعای عهد، زیارت آل یس و تفسیر آیات قرآن کریم، خصوصاً آیاتی که مرتبط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد مردم را با فرهنگ قرآنی ـ مهدوی، بیشتر آشنا می‌سازد.

راه دیگر انتقال معارف مهدوی به نسل جدید، بالابردن فرهنگ کتاب‌خوانی است که با عرضة محصولات فرهنگی (اسلامی ـ مهدوی) می‌توان آنها را به فرهنگ مهدوی علاقه‌مند نمود.

بعد دیگر فرهنگی که گاه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، ابعاد تأثیرگذار در تفکر و عملکرد اسلامی است. یکی از دلایل دور شدن از فرهنگ اسلامی، شرایط محیطی می‌باشد که با ایجاد تحول در آن، ابعاد بسیاری از مشکلات فرهنگی حل خواهد شد. برای مثال، کیفیت معماری در فرهنگ اسلامی است که در زمان‌های گذشته خانواده‌های متشرع با ساختمان‌های بیرونی ـ اندرونی مانع اختلاط زنان و مردان نامحرم می‌شدند، ولی هم اکنون با تهاجم فرهنگی غرب، ساختمان‌ها به شکل اُپن (باز) در آمده است.

انتقال این‌گونه فرهنگ‌ها از هم اکنون می‌تواند زمینه‌ساز ظهور باشد و زنان به دلیل طبع ظریف و هنرمند خود می‌توانند با معماری جدید اسلامی و تنوع بخشی به کیفیت خانه‌سازی و تزئینات داخلی آن، تحولات اساسی در فرهنگ متأثر از فرهنگ غرب ایجاد نمایند.

مسئله دیگر، تغییر پوشش سنتی قدیم به پوشش نامتناسب تنگ و بدن‌نما است که در روایات آخرالزمان نیز مورد نکوهش قرار گرفته است[93] و برای تغییر آن به پوشش متناسب اسلامی  می‌توان با ارائه پوشش‌های زیبا و متنوع جدید اسلامی، جای‌گزین‌های مناسبی برای پوشش‌های نیمه عریان و نامناسب به ارمغان آمده از غرب قرار داد.

3 ـ 5. نقش سیاسی زنان

سیاست جامعة اسلامی بر اساس مصالح دنیوی و اخروی است و امام و حاکم اسلامی برای تحقق این مهم اقدام می‌نمایند. از صدر اسلام تا کنون تنها در دورة پیامبر اعظم صل الله علیه و آله و سلم و 5 سال از امامت امیرالمؤمنین علیه السلام و اندکی از دوران امام حسین علیه السلام، حکومت در دست امامان معصوم علیهم السلام بوده و این امر موجب شده است تا امامان معصوم علیهم السلام نتوانند احکام و موازین اسلامی را به طور کامل به اجرا در آورند.

هر چند امر رسالت به عهدة مردان نهاده شده است، اما مسئولیت درون جامعة اسلامی بر عهدة همة زنان و مردان بوده و این از ابتدای اسلام در جامعة اسلام مشهود است.

حمایت از دین وظیفه‌ای عمومی است که در تمامی ادیان الهی مشهود است و نقش زنان در کنار انبیای الهی از جمله مسائلی است که در قرآن بدان اشاره شده است و برای نمونه، آسیه همسر فرعون و حضرت مریم علیها السلام را مثال می‌زند.[94]

در جای دیگر آیات قرآن، سه زن نمونه را که در پرورش حضرت موسی علیه السلام دخیل بوده‌اند، نام برده است که عبارتند از: مادر و خواهر موسی علیه السلام که در شرایط سخت بحرانی، موسی علیه السلام را به دستور الهی به آب انداختند و با زیرکی دایه‌گی او را پذیرفتند و آسیه، همسر فرعون ـ در شرایط بحرانی که فرعون هر فرزند پسر را سر می‌برید ـ با شجاعت از فرعون خواست تا او را نکشد و به فرزندی بگیرند. این سه زن در شرایط سخت بحرانی به مبارزة سیاسی با فرعون پرداختند.[95]

در مقابل، زنانی نیز به مقابله با پیامبران برخواستند و نه تنها با ایشان همکاری نکردند، بلکه خیانت ورزیدند.[96]

حضور زنان در صحنة سیاست هم‌چنان ادامه می‌یابد و در زمان اسلام نیز حضرت زهرا علیها السلام در حمایت سیاسی از امیرالمؤمنین علی علیه السلام، شبانگاهان با همسر و فرزندانش به درِ خانة مهاجرین و انصار می‌رفت و از آنان کمک و یاری می‌طلبید.[97]

حضرت زینب علیها السلام نیز در حمایت از امام حسین علیه السلام سه کار مهم را به عهده گرفت[98]:

1. حمایت از رهبر خود، امام حسین علیه السلام و پس از شهادت ایشان، امام سجاد علیه السلام؛

2. محافظت از یتیمان و سرپرستی از ایشان؛

3. پیام‌رسانی امام و شهیدان در کوفه و شام با بیانات کوبنده و پرمحتوا.

اسلام، زنانی در دامن خود پرورید که نه تنها صحنة سیاسی را ترک نکردند، بلکه همواره به حمایت از اسلام برخواستند و در مقابل دستگاه ستم‌گر ایستادگی ‌نمودند.

در دوران معاصرکه حکومت‌های ستم‌گر غربی برای سلطه بر کشورهای اسلامی، شعار جدایی دین از سیاست سر داده‌اند، نه تنها مردان، بلکه زنان مسلمان در ایران نشان دادند که مرد و زن مسلمان، نقش بسزایی در حکومت‌های اسلامی دارند.

امام خمینی قدس سره در بیانات خود به مردان و زنان برای دخالت در امور سیاسی چنین فرمودند: «باید همة زن‌ها و مردها درمسائل اجتماعی، در مسائل سیاسی وارد باشند و ناظر باشند؛ هم به مجلس ناظر باشند، هم به کارهای دولت ناظر باشند؛ اظهار نظر بکنند.

سیاست اسلامی که بر اساس مصالح دنیوی و اخروی نباشد، در مقابل سیاست دنیای کنونی غرب قرار دارد؛ زیرا سیاست آنها سیاستی شیطانی است که برای رسیدن به اهداف سیاسی از هیچ دروغی و نیرنگی دریغ نمی‌ورزد و برای رسیدن به هدف از هر وسیله‌ای بهره می‌جویند.[99]

دنیای غرب با تمام تناقضاتی که دارد، یک جبهه سیاسی وسیع علیه اسلام به کار بسته و از تمام وسایل و امکانات خود در این راه بهره جسته است. در مقابل این همه امکانات، دنیای اسلام باید با نیروی ایمانی، جهادی و آگاهی سیاسی از دشمن پیشی گیرد و یکی از وظایف دنیای اسلام در این زمینه، آماده‌سازی برای انقلاب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد.

حضور زنان در صحنة سیاسی با پرهیزکاری، زمینه‌ساز حکومت جهانی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد. از جمله حضور آنان در صحنه‌های انقلاب اسلامی که خود، زمینه‌ساز حکومت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده است و مکمل قیام امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد. حضور زنان در صحنه‌های مختلف، هم چون: تظاهرات علیه استکبار، حضور در انتخابات، تأیید رهبری و مسئولین، امر به معروف و نهی از منکر، آمادگی‌های دفاعی و ... از مصادیق حضور آنها در صحنة سیاست به شمار می‌رود.

حضور زنان در مسندهای سیاسی که مخالف با شئون اسلامی نباشد و برای پیش‌برد اهداف اسلامی باشد، با اجرای سیاست‌های دینی و قرار دادن زن در جایگاه انسانی خود می‌تواند زمینه‌ساز ظهور شود.

حضور زنان، در میان یاوران،[100] بیان‌گر توان فکری، سیاسی، علمی و عملی ایشان می‌باشد. زمینه‌سازی ظهور باید مبتنی بر طرح‌های دراز مدت، همراه با ایجاد آمادگی در مردم جهان باشد.

4 ـ 5. عدالت اقتصادی

قرآن کریم می‌فرماید: و پیمانه و ترازوها را بر پایة قسط قرار دهید. [101]

هدف اقتصادی اسلام، تربیت و هدایت مردم به سعادت ابدی است  که بر اساس عدالت اقتصادی، استقلال سیاسی و اقتصادی به دست می‌آید؛[102] بر خلاف اقتصاد جوامع غربی که بر اساس رفاه و سود بیشتر است[103] و حتی در نظام سرمایه‌داری برای سود بیشتر به استثمار کارگران و کارمندان می‌پردازند.[104]

استعمار برای تسلط بر جهان در پی دست‌یازی به منابع ثروت جهان می‌باشد؛ لذا با برنامه‌ریزی سیاسی و فرهنگی، راه تفکر را بر ملت‌ها می‌بندد و بر منابع ثروت‌ آنها سیطره می‌یابد و حتی در میان کشورهای خود نیز از طریق نظام سیاسی، اصالت فکر را از مردم می‌گیرد و از پرورش افکار برای پرداختن به نیروهای دورن خود و جامعه جلوگیری می‌نماید.[105]

اقتصاد کلان کشورهای توسعه یافته، بر اساس نظام سرمایه‌داری است و نمی‌توان از آن به مثابه معیار و ملاک در اقتصاد اسلامی بهره جست؛ زیرا معیار اقتصاد اسلامی بر اساس عدالت و در صورت امکان، خواهان اقتصادی با عدالت «درون‌زا» می‌باشد، که در صورت عدم تحقق آن، به عدالت «برون‌زا» متمایل خواهد شد.[106]

چنآن‌چه در اقتصاد به شاخص عدالت توجه کافی شود و بدان به صورت صحیح عمل گردد، موجب از بین رفتن بسیاری از معضلات اجتماعی خواهد گردید. پیامبر اعظم صل الله علیه و آله و سلم فقر را در برخی موارد موجب کفر بیان کرده‌اند: «نزدیک است فقر به کفر بیانجامد. [107]».

1 ـ 4 ـ 5. نقش اقتصادی زنان

برای فراهم آوردن بستر ظهور، باید زمینه‌های عدالت اقتصادی در جامعه فراهم گردد و از طرفی، شعور اجتماعی و اقتصادی مردم بالا رود؛ به گونه‌ای که خود در پی اقتصاد عادلانه باشند و ثروت‌مندان، حقوق اقتصادی زیردستان را مراعات نمایند و در پرداخت خمس و زکات و سایر حقوق کوتاهی نکنند. زنان و مردان باید به حقوق اقتصادی که اسلام به آنها عطا نموده است، آشنایی داشته باشند و به گونه‌ای صحیح از آن بهره‌مند شوند. خداوند متعال در مورد استقلال اقتصادی مرد و زن می‌فرماید: برای مردان از آن چه کسب کرده‌اند بهره‌ای است و برای زنان [نیز] از آن‌چه کسب کرده‌اند، بهره‌ای است. [108]

اسلام در چهارده سدة گذشته به زنان نیز، هم‌چون مردان، استقلال اقتصادی عطا نمود؛ در حالی اروپا (انگلستان) در یک سده پیش به زنان عطا نموده بود؛ هر چند این استقلال اقتصادی، مرهون کارخانه‌داران برای سود بیشتر و مزد کمتر بود؛ با این شعار که زنان خود مالک پولی می‌شوند که خود به دست می‌آوردند.[109]

اسلام، ضمن حفظ عدالت اقتصادی برای مرد و زن، خرجی زن را به عهدة مرد نهاده است تا زن، طراوت و شادابی خود را حفظ کند.

زنان پیش از اسلام نیز دارای فعالیت اقتصادی بودند و اسلام نیز این سیره را نفی و نهی نکرد، بلکه با سکوت خود آن را تأیید نمود. نمونة آن، فعالیت حضرت خدیجه علیها السلام است که دارای فعالیت وسیع اقتصادی بود و از تجّار بزرگ مکه به شمار می‌رفت. این بانوی بزرگوار پس از ازدواج با رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم تمامی اموال خود را برای پیش‌برد اهداف اسلام خرج نمود تا جایی که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم بر این مطلب مباهات می‌ورزید.[110]

در عصر حاضر نیز زنان مسلمان در عرصه‌های مختلف مشغول به فعالیت هستند و چرخة خودکفایی کشور را به گردش در‌ می‌آورند. البته حضور زنان در عرصه تجارت و بازار باید با حفظ شئونات اسلامی باشد و مفاسد اخلاقی و اجتماعی و ... را در پی نداشته باشد و زن به منزلة یک انسان در عرصة فعالیت‌های اقتصادی وارد شود.

زن در اقتصاد غرب، بیشتر جنبه ابزاری دارد و از اندام (جنسیت) او به مثابه یک شیء جذاب برای تبلیغات ـ اجناس و ابتذال در سینما ـ استفاده می‌گردد؛ لذا زن از ارزش انسانی ساقط شده است.

استفاده‌های ابزاری غرب از وجود زن، دو هشدار اساسی برای جامعة منتظران است؛ اول، این‌که حضور زن در اقتصاد و بازار کار، نباید او را از شئون انسانیت ساقط نماید و او را هم‌چون کالایی بی‌ارزش در معرض دید همگان برای فروش بیشتر قرار دهد؛ چنان‌که متأسفانه انتقال این فرهنگ می‌تواند تأثیرات منفی در ابعاد مختلف جامعه داشته باشد و مفاسد اخلاقی و بی‌بند و باری را در جامعه ترویج نماید.

دوم، ترویج فرهنگ مصرف‌گرایی از سوی سوداگریان غربی، بیشتر متوجه زنان گردیده است و هر روز با القای مدهای مختلف و محصولات جدید درصدد پرکردن جیب‌های خود و مشغول ساختن سایر جوامع به امور مادی و خالی کردن جیب سایر کشورها می‌باشند. شاید روایتی که در رابطه با مشارکت زنان در امور تجاری با مردان در آخرالزمان آمده است، مبتنی بر همین اساس باشد:[111] هنگامی که زن‌ها برای طمع دنیا در داد و ستد همسران‌شان شرکت کنند.[112]

نقش اساسی‌ای که زنان می‌توانند برای زمینه‌سازی ظهور در زمینة اقتصادی ایفا کنند؛ توجه به خودکفایی اقتصادی برای رهایی یافتن از بند استعماری جهان‌خواران است تا در سایة استقلال اقتصادی در کشور، زمینه‌های رفاه اقتصادی و معیشتی دوران ظهور فراهم آید و کشور نیز در زمینه‌های اقتصادی و نظامی، وابسته به دولت‌های استکباری نباشد.

وقتی که شعور اجتماعی بدان‌جا برسد که مال را برای آسایش بخواهد؛ نه این که هدف نهایی خود را ثروت‌اندوزی بداند، این آمادگی فراهم خواهد شد تا همة انسان‌ها به طور عادلانه از ثروت بهره‌مند گردند. با اجرای احکام اسلامی، این هدف نیز تأمین خواهد شد؛ هم‌چنان‌ که در زمان امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف این هدف تحقق خواهد یافت.

یکی از عوامل وابستگی اقتصادی کشورهای عقب نگه‌داشته شده، مصرف بی‌رویة خانواده‌ها در پی تبلیغات گسترده رسانه‌های غربی است؛ حال آن‌که توجه کلان کشور به استقلال اقتصادی و ارائه الگوی صحیح مصرف به خانوارها از راه‌های مختلف به خصوص رسانه‌ها می‌تواند عدالت اقتصادی را نهادینه سازد. هر چند دین اسلام هزینة خانواده را بر عهده مردان قرار داده است، ولی کیفیت خرج معمولاً با محوریت زن می‌چرخد، که توجه زنان به الگوی صحیح مصرف و آموزش آن به فرزندان، تأثیر بسزایی در اقتصاد صحیح دارد. توجه به اصول اقتصادی اسلام از قبیل: خمس و زکات و ... مرتبط با اقتصاد خانواده است که توجه به آن و جذب مازاد درآمد خانواده‌های ثروت‌مند و هزینه‌نمودن آن برای قسمت‌های ضعیف و ناتوان جامعه، امکان ارتقای اقتصادی را در اجتماع نوید می‌دهد.

هر چند این امور، بیشتر متوجه مردان می‌باشد، ولی توجه زنان به این امور و هشدار آنان برای بهبود وضعیت معیشتی تمام جامعه مؤثر است و می‌تواند عامل مهمی در فقرزدایی و پیشرفت اقتصادی کشور باشد.

چنآن‌چه زنان جامعه بر این مهم اقدام نمایند، امید می‌رود که بستر مناسب اقتصادی برای ظهور فراهم آید؛ چرا که با از بین رفتن فقر و بی‌عدالتی، مردم نیز خود را بیشتر مهیای ظهور می‌سازند.

جمع‌بندی

شناخت و معرفت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به منزلة مهم‌ترین وظیفة هر مسلمان مطرح است؛ چرا که دنیا و آخرت او را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. عدم شناخت صحیح امام در دنیا باعث گمراهی و مردن به مرگ جاهلیت می‌شود.

اما در دوران حاضر و علم به غیبت ایشان، وظیفه پیروان را باید در آشنایی با وظایف و احکام خود جست‌وجو نمود؛ چرا که با عدم حضور امام، دست‌یابی به بسیاری از حقایق، دشوار خواهد بود. یکی از وظایف مهم افراد در این دوران، علم به وجود امام و وظیفة انتظار صحیح و راستین است؛ چرا که برداشت انحرافی از مقولة انتظار، خود موجب گمراهی می‌گردد و عوارض ناگواری در پی خواهد داشت. شناخت کیفیت انتظار راستین، شناخت و انجام تکالیف صحیح منتظرین واقعی را در پی دارد، که افراد با شناخت وظایف فردی و اجتماعی باید در صدد زمینه‌سازی برای ظهور حضرت برآیند.

نوید روایات، مبنی بر این‌که زمینه‌سازان ظهور، اهل شرق و ایران می‌باشند، وظیفة مردان و زنان ایرانی را دو چندان می‌نماید.

زمینه‌سازی ظهور و آمادگی برای همراهی آن حضرت، اختصاص به جنسیت ویژه‌ای ندارد و هر مسلمانی به عنوان دوست‌دار خدا و اهل‌بیت علیهم السلام باید این آمادگی را داشته باشد؛ هر چند تفاوت‌های زن و مرد، موجب اختصاص یک‌سری ویژگی‌ها برای آنان می‌شود و فعالیت بیشتر هر کدام را در عرصة خاص سبب می‌شود.

یکی از مهم‌ترین وظیفه رهایی زنان در جنبة فردی و بعد خانوادگی است؛ چرا که خودسازی و آمادگی فردی و انتقال آن به خانواده، زیربنای آماده‌سازی سایرین می‌باشد.

زنان باید در زمینه‌سازی در ابعاد مختلف ایفای نقش نمایند و به عنوان مربیانی که تربیت نسل منتظر را به عهده دارند از انجام این مهم غفلت نورزند؛ چرا که عدم توجه به نسل منتظر، با در نظر گرفتن توطئه‌های استکبار برای انحراف کودکان و نوجوانان، خطر عظیمی است که نسل آینده را در معرض خطر قرار می‌دهد. همکاری و هم‌یاری همسران برای تربیت نسل آینده و آماده‌سازی خود در ابعاد مختلف دینی، فرهنگی و ... برای حضور در رکاب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای یاری آن حضرت، وظیفة هر مسلمانی است که خویشتن را مهیای ظهور می‌داند.

نقش زنان در ابعاد اجتماعی، از زمینه‌های فردی آنان نشأت می‌گیرد. زنان پس از انجام وظایف فردی می‌توانند در حوزه‌های مختلف اجتماعی نیز ایفای نقش نمایند؛ هم‌چنان که فعالیت‌ زنان از صدر اسلام در حوزه‌های اجتماعی و حمایت آنان از امام خود مشهود بوده و یاری نمودن زنان و حمایت آنان از پیامبر و ائمه علیهم السلام در تمامی صحنه‌ها قابل مشاهده است.

الگوسازی زنان صدر اسلام، نمونه بارزی برای زنان عصر غیبت است و هوشیاری و حضور در صحنة زنان را می‌طلبد.

حضور در صحنه‌های اجتماعی اعم از فرهنگی، سیاسی و اقتصادی از این جمله است که باید توأم با رعایت تقوا و عفاف باشد و زن را از حیطة انسانیت خارج نسازد.

حضور زنان در عرصة فرهنگی برای مبارزة آنان با تهاجم فرهنگی غرب، نیازمند گسترش علوم اسلامی در میان زنان است که از طریق وسایل ارتباط جمعی به راحتی امکان‌پذیر است. در عرصة سیاسی، حضور زنان در مجامع سیاسی و حمایت از امام و رهبری از عمده‌ترین وظایف ایشان به شمار می‌رود و در زمینة اقتصادی، پیش‌گیری از اسراف و قناعت در زندگی با الگوی مصرف صحیح، موجب زمینه‌سازی عدالت اقتصادی می‌گردد که مطلوب جامعه مهدوی است.

چنآن‌چه زنان در تمامی صحنه‌های اجتماعی، نقش خود را به خوبی ایفا نمایند، بنیان‌های اجتماعی تقویت می‌گردد و توطئه‌های استکبار برای سلطه بر جهان اسلام خنثی می‌شود و زمینه‌های ظهور فراهم می‌گردد.

پیشنهادها

اینک پیشنهاد و راهکارهایی جهت ترویج فرهنگ مهدوی در جامعه ارائه می‌شود:

1. اطلاع‌رسانی وسیع و گسترده در معرفت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و آگاه‌سازی افراد، به خصوص زنان از طریق وسایل ارتباط جمعی، هم‌چون سایت مخصوص زنان و انتظار برای بررسی بیشتر نقش زنان در زمینه‌سازی و گسترش آن از طریق رادیو، تلویزیون، پیام‌های کوتاه و ... .

2. فرهنگ‌سازی انتظار؛ به گونه‌ای که جامعه، نشانه‌ای از انتظار فرج داشته باشد. از قبیل تابلوهای تبلیغاتی و ... به خصوص پیام‌های دینی از طریق صدا و سیما به صورت مداوم، به گونه‌ای که انتظار برای مردم امری مأنوس گردد و به جای تشویق زنان به اسراف و تجمل‌گرایی، متمایل به قناعت و فرهنگ اسلامی گردند.

3. مراکز علمی، حوزه‌های علمیه، آموزش و پرورش هر کدام در سطح خود به انتشار آموزه‌های فرهنگ مهدویت بپردازند، تا مردم به طور مستمر در طول سال، ماه و هفته و ایام و اعیاد اسلامی با پیام‌های جدید قرآنی، اسلامی و مهدوی روبه‌رو شوند. در این زمینه‌، اطلاع‌رسانی در خانواده‌ها با محوریت زن را فراموش نکنند؛ چرا که می‌توانند نقش اساسی داشته باشند.

4. توجه دادن به غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و عوارض آن؛ بر خلاف تبلیغات رسانه‌های غربی که ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را همراه با قتل و غارت نشان می‌دهند، حقایق غیبت و عوارض آن برای مردم بیان شود و به جای آن، رفاه و امنیت مهدوی، خصوصاً امنیت و آرامش روانی زنان مطرح شود تا رغبت افراد به انتظار و زمینه‌سازی بیشتر گردد.

 

 



[1] . علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژة مورد نظر.

[2] . خلیل‌بن احمد فراهیدی، العین، ذیل واژه مورد نظر؛ محمدبن مکرم ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه مورد نظر.

[3] . علی‌اکبر دهخدا، پیشین، ذیل مورد نظر.

[4] . خدامراد سلیمیان، فرهنگنامة مهدویت (بنیاد فرهنگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1383)، چ اول، ، ص267.

[5] . علی‌اکبر دهخدا، پیشین، ذیل واژة مورد نظر.

[6] . محمد معین، فرهنگ فارسی، (تهران: انتشارات امیرکبیر، 1379) 6جلدی، ذیل واژه مورد نظر.

[7] . جولیوس گولد، دیلیام کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، (تهران: مازیار، 1376) چاپ گلشن، اول، ص29.

[8] . محمد معین، پیشین، ذیل واژه مورد نظر.

[9] . گولد و کولب، پیشین، ص 630 ـ 631.

[10] . معین، پیشین، ذیل واژه مورد نظر.

[11] . گولد و کولب، پیشین، ص630 ـ 631.

[12] . معین، پیشین، ذیل واژه مورد نظر.

[13] . گولد و کولب، پیشین، ص 529.

[14] . افضل اعمال امتی انتظار فرج الله عزوجل، معین، پیشین، ذیل واژه مورد نظر.

[15] . افضل العبادة انتظار الفرج،گولد و کولب، پیشین، ص29.

[16] . محمد محمدی ری‌شهری،  میزان الحکمه، 10 جلدی، نشر و چاپ مکتب العلوم الاسلامی، چ سوم، 1372، ج1، ص 285. (به نقل از بحارالأنوار، ج52، ص122).

[17] . همان (به نقل از بحار، ج52، ص125).

[18] . برگرفته از صحیفه نور، ج21، ص14-13.

[19] . سلیمیان، پیشین، ص60.

[20] . صحیفة نور، ج7، ص255.

[21] . سلیمیان، پیشین، ص 65ـ 52.

[22] . مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفة، انتشارات صدرا، چ12، 1371، ص 61.

[23] . ابراهیم شفیعی سروستانی، نقش انتظار در پویایی جامعه، ماهنامه موعود، پیش‌شماره2.

[24] . ابراهیم شفیعی سروستانی، معرفت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  و تکلیف منتظران، ص 176ـ 180، با تلخیص.

[25] . قال رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم : یخرج اناس من المشرق فیوطئون للمهدی یعنی سلطانه.

[26] . محمدی ری‌شهری، پیشین، ج1، ص 284، (به نقل از بحار، ج52، ص 122).

[27] .  (ان اکرمکم عندالله اتقیکم ).

[28] .  (مَنْ عَمِلَ سَیِّئَةً فَلَا یُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ).

[29] . صحیفه نور، ج7، ص339.

[30] . همان، اقتباس، ص53 ـ 52.

[31] . علی بن عیسی، اربلی، کشف الغمه، ج2، تبریز، 1381ق، ص 477.

[32] . محمد جواد طبسی، زنان در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص14.

[33] . سیدضیاء مرتضوی، امام خمینی و الگوهای دین شناختی در مسایل زنان، نشر و چاپ دفتر تبلیغات اسلامی، چ اول، 1378، ص 156 (به نقل از صحیفه نور، ج6، ص185).

[34] . رجال مؤمنون عرفوا الله حق معرفته و هم انصار المهدی فی آخر الزمان؛ محمدبن علی شیخ صدوق، کمال الدین، ج2، ص423ـ 417؛ محمدبن جریر طبری، دلایل الامامه؛ ص 267ـ 263؛ شیخ طوسی، الغیبه، ص214ـ 208؛ محمدبن حسن فتال نیشابوری، روضه الواعظین، ج1، ص 252 و علی بن عبدالکریم نیلی نجفی، منتخب الانوار المضیئه، ص 60ـ 53.

[35] . شیخ صدوق، همان، ج2، ص 430ـ 424؛ طبری، همان، ص 269ـ 268؛ شیخ طوسی، همان، ص 240ـ 238؛ فتال نیشابوری، همان، ج2، ص260ـ 256؛ نیلی نجفی، همان، ص 64ـ 60.

[36] . پایگاه اطلاع‌رسانی معارف، ص 252. maaref.site.com       

[37] . نجم‌الدین طبسی، چشم‌اندازی به حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص 159 به نقل از فردوس الاخیار، ج3، ص449.

[38] . عن ابی بصیر عن ابی ‌عبدالله علیه السلام، إنه قال ذات یوم ألا اخبرکم بما لا یقبل الله عزوجل من العباد عملاً الا به فقلت: بلی، فقال: شهادة ان لا له الا الله، ان محمداً عبده و رسوله و الاقرار بما امر الله و الولایة لنا و البرائه من اعدائنا یعنی ائمه [الائمه] و التسلیم لهم و الورع و الاجتهاد و الطمأنینه و الانتظار للقائم»، محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج52، ص140، ح5.

[39] . صادق سهرابی، «با انتظار در خیمه‌اش در آییم»، فصلنامه انتظار، ج5، ص 198.

[40] . «وکل شیئ اساس و اساس الاسلام حبنا اهل البیت»، محمد کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیه، ج2، ص46، ح2.

[41] . محمد کلینی، اصول کافی، ج1، ص414، ح8.

[42] . سلیمیان، پیشین، ص210.

[43] . همان مدرک، ص210.

[44] . همان مدرک، ص212.

[45] . صدوق، خصال، ج2، ص541.

[46] . ماهنامه موعود، شماره 38، ص25.

[47] . صدوق، پیشین، ج2، ص541.

[48] . فتح، آیه29.

[49] . مجلسی، پیشین، ج52، ص122.

[50] . «انکم لا تکونون صالحین حتی تعرفوا و لا تعرفون حتی تصدّقوا و لا تصدّقون حتی تسلموا»، کلینی، پیشین، ج1، ص181، کتاب الحجه.

[51] . مجلسی، پیشین، ج52، ص122، ح4.

[52] . «اجتناب السیئات اولی من اکتساب الحسنات»، عبدالواحد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص185، ح3514.

[53] . شیخ صدوق، پیشین، ج2، ص352، ح50.

[54] . علی سعادت‌پرور، ظهور نور، ترجمه‌ای از کتاب الشموس المضیئه، مترجم سیدمحمدجواد عزیزی، ص103.

[55] . ابراهیم امینی، دادگستر جهان، ص251.

[56] . ر.ک: سیدمحمدتقی موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، فوائد دعا برای حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، مترجم سیدمحمدباقر قزوینی، ص181 ـ ص575.

[57] . احقاف، آیه15و لقمان، آیه14.

[58] . صحیفه نور، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس سره، ج7، ص464.

[59] . شیخ محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج7، ص112، ح42.

[60] . «جاء رجل الی النبی صلی الله علیه و آله و سلم فقال: یا رسول الله، من ابر؟، قال: امک. قال: ثم، قال: امک، قال: ثم، قال: امک. قال: ثم، قال: ابوک»، محمدبن الحسن الحر العاملی، پیشین، ج21، ص491.

[61] . قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: اکثروا الولد اکاثر بکم الامم غداً، همان، ج21، ص357.

[62] . اسماعیل شفیعی سروستانی، تعلیم و تربیت، جایگاه و عملکرد آن، پیش‌شماره1، ماهنامه موعود.

[63] . ر.ک: علی اصغر احمدی، شیوه‌های ایجاد انس در کودکان و نوجوانان با وجود مبا رک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، ماهنامه موعود، ش34.

[64] .  (و من آیاته أن خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مؤدّة و رحمة )، روم، آیه21.

[65] . مجلسی، پیشین، ج34، ص81.

[66] . ابی جعفر علیه السلام قال: جهاد المرأة حسن التبعل، حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص215.

[67] . صادق سهرابی، با انتظار در خیمه‌اش در آییم، فصلنامه انتظار، ش5.

[68] . محمد مهدی آصفی، انتظار پویا، فصلنامه انتظار، ش7.

[69] .  (و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّه )، انفال، آیه60.

[70] . مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص195.

[71] .  (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا کَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّى یَسْتَأْذِنُوهُ )، نور، آیه64، ترجمه محمد مهدی فولادوند.

[72] . عبدالله جوادی آملی، زن در آیینه جلال و جمال، ص123 ـ ص130.

[73] .  (ان الملوک إذا دخلوا قریة أفسدوها و جعلوا أعزة اهلها أذلة )، نمل، آیه34.

[74] . ر.ک: جوادی آملی، پیشین، ص381 ـ ص285.

[75] . میرزا محمدباقر فقیه ایمانی، شیوه‌های یاری قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص39، با تلخیص.

[76] . «یجئ و الله ثلاث مائة و بضعة عشر رجلاً فیهم خمسون امرأة یجتمعون بمکة» (غیبت نعمانی، ص279) تعبیر «فیهم» نه «منهم» دلالت بر این مطلب دارد که 50 زن از جمله 313 نفرند. علی اصغر رضوانی، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص593 ـ ص594.

[77] . محمدبن جریر طبری، دلائل الامامة، ص260، برای مطالعه بیشتر ر.ک: محمدجواد طبسی، زنان در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص23 ـ ص33.

[78] . محمدجواد طبسی، زنان در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص20 ـ ص21.

[79] . محمدتقی مصباح یزدی، تهاجم فرهنگی، ص103 ـ104.

[80] . شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان؛ مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص95، باب29، الرجعة، ج83، ص284.

[81] . ناصر جهانیان، اهداف توسعه با نگرش سیستمی، ص84.

[82] . اسماعیل شفیعی سروستانی، تعلیم و تربیت، جایگاه و عملکرد آن، پیش‌شماره1 ماهنامه موعود.

[83] . مسعود پورسیدآقایی، عاشورا و انتظار (پیوندها، تحلیل‌ها و رهیافت‌ها)، فصلنامه انتظار، ش3.

[84] . سیدضیاء مرتضوی، امام خمینی و الگوهای دین شناسی در مسایل زنان، ص87 (به نقل از صحیفه نور، ج11، ص162).

[85] . محمدتقی مصباح یزدی، تهاجم فرهنگی، ص45.

[86] . اسماعیل شفیعی سروستانی، غرب و آخرالزمان، ماهنامه موعود، ش62.

[87] . مسعود پورسیدآقایی، سرمقاله، بازکاوی حقوق امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، فصلنامه انتظار، ش5، ص11.

[88] . انفال، آیه 18.

[89] . «فوالله یا مفضّل لیرفع عن الملل و الادیان الاختلاف و یکون الدین کله واحداً»، محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص1.

[90] . «کیف بکم إذا فسدت نساءکم و فسق شبابکم و لم تأمروا بالمعروفِ و لم تنهوا عن المنکر. فقیل له: و یکون ذلک یا رسول‌الله؟ فقال: نعم، و شرٌ من ذلک! کیف بکم اذا امرتم بالمنکر و نهیتم عن المعروف . فقیل له: یا رسول ‌الله و یکون ذلک؟ قال: نعم، و شرٌّ من ذلک کیف بکم اذا رأیتم المعروف منکراً و المنکر معروفاً»، محمدبن یعقوب کلینی، کافی، ج5، ص51؛ محمدبن حسن شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج6، ص177؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج16، ص122.

[91] . اسمائهم فی السماء معروفة و فی الارض مجهولة، کلینی، پیشین، ج2، ص242.

[92] . سیدمصطفی مهری، الگوهایی برای چگونه بودن، خصال یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ماهنامه موعود.

[93] . «روی عن اصبغ بن نباته عن امیرالمؤمنین علیه السلام قال: سمعته یقول: یظهرنی آخرالزمان و اقتراب الساعة و هو شر الازمنة، نسوة کاشفات عاریات، متبرجات من الدین، داخلات فی الفتن، مائلات الی الشهوات، مسرعات الی اللذات، مستحلات للمحرمات، فی جهنم داخلات»، محمدبن علی شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج3، ص390.

[94] . تحریم، آیات 11ـ 12.

[95] . جوادی آملی، پیشین، ص129ـ 130.

[96] .  (ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِینَ کَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَیْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَقِیلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ )، تحریم، آیه10.

[97] . علی اکبر بابازاده، تحلیل سیره فاطمه علیها السلام، ص186 (روایت به نقل از عوالم، ج11، ص600، شرح ابن ابی الحدید، ج6، ص12ـ 13، ج2، ص47).

[98] . محمد محمدی اشتهاردی، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، فروغ تابان ولایت، ص245.

[99] . محمدجواد نوروزی، انتظار و انسان معاصر، ص18.

[100] . یعوذ عائذ من الحرم فیجتمع الناس الیه کالطیر الواردة المتفرقة حتی یجمع الیه ثلاث مأة و اربعة عشر رجلاً فیه نسوة، فیظهر علی کل جبار و ابن جبار. علی کورانی، معجم الاحادیث المهدی، ج1، ص500.

[101] .  (وَأَوْفُواْ الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ )، انعام، آیه152.

[102] . سعید فراهانی فرد، سیاست‌های اقتصادی در اسلام، ص100 ـ ص110.

[103] . ناصر جهانیان، اهداف توسعه با نگرش سیستمی، ص88.

[104] . توانایان فرد، اقتصاد آینده بشر، ص66.

[105] . مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص253ـ ص256.

[106] . عدالت درون‌زا به سیستمی گفته می‌شود که کارآمد بوده و خوب به اجرا درآید و عدالت برون‌زا، اعمال یک سری اصول و دستورالعمل‌هایی است که از خارج بر سیستم اعمال می‌شود تا اقتصادی عادلانه به وجود آید. ر.ک: یدالله دادگر، در گفتگوی «عدالت اقتصادی»، ماهنامه موعود، ش35.

[107] . «کاد الفقر ان یکون کفرا»، محمد کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیه، ج2، ص306، ح4.

[108] .  (لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ )، نساء، آیه32.

[109] . مطهری، پیشین، ص253ـ ص256.

[110] . مجلسی، پیشین، ج16، ص12.

[111] . اذا شارکت النساء ازواجهن فی التجارة حرصاً علی الدنیا، کامل سلیمان، یوم الخلاص، (روزگاررهایی)، ترجمه علی اکبر مهدی‌پور، ص751 (به نقل از منتخب الاثر، ص428؛ الزام الناصب، ص182و الهامات المهدی، ص219).

[112] . در روایت دیگر چنین آمده است: «وعندها تشارک المرأة زوجها فی التجارة»، مجلسی، پیشین، ج6، ص305.

 




:: برچسب‌ها: نقش زنان در دوران غیبت, نقش زن در زمینه سازی ظهور, وظایف خطیر و مهم زن در زمان غیبت امام

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩٢/٢/٢۳
انتخابات ایران و شباهت آن به جنگ جمل


1- آوردگاه «جمل» است. آتش جنگ فرو نشسته و امیر مؤمنان علیه‌السلام در حالی که چشم فتنه را کور کرده‌اند، با تأسف به کشته شدگان سپاه فریب می‌نگرند و در وصف جنگ‌افروزان فتنه‌گر که بعد از آنهمه رجزخوانی و خط و نشان کشیدن‌ها به سختی شکست خورده و به خاک مذلت افتاده‌اند می‌فرمایند؛
«و قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذین الامرین الفشل ولسنا نرعد حتی نوقع و‌لانسیل حتی نمطر... اصحاب فتنه جمل چون رعد غریدند و مثل برق جرقه زده و از جای برآمدند اما، علی‌رغم آنهمه لاف گزاف، هنگام کارزار، ناتوان و ترسان بودند و از هم گسیخته و پراکنده شدند، ولی ما، خروش برنمی‌داریم مگر آن که دست به عمل می‌زنیم و هرگز نمی‌باریم مگر آن که سیل به راه می‌ اندازیم».
حضرت پیش از آغاز جنگ و هنگامی که پرچم را به دست فرزندش محمد حنفیه می‌سپرد، خطاب به او فرموده بود؛ «اگر کوه‌ها از جای کنده شدند، تو بر جای خویش بمان، دندان‌ها را بر هم بفشار، جمجمه‌ات را به خدا بسپار، پای بر زمین کوب و چشم به دور دست‌های سپاه دشمن بدوز، بیم به خود راه مده و بدان که پیروزی از جانب خداست».
2- بعد از ثبت‌نام آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان نامزد انتخابات ریاست‌‌جمهوری یازدهم، که متأسفانه در قاب مشترک اصحاب فتنه و حلقه انحرافی صورت پذیرفت، رسانه‌ها و مقامات خارجی و دنباله‌های داخلی آنها در اقدامی هماهنگ و مانند دهها مورد مشابه دیگر، صدا به هلهله بلند کردند و صفحات اول روزنامه‌ها و خروجی سایت‌ها را از این توهم انباشتند که چه نشسته‌اید؟! کار نظام و انقلاب تمام شد! و حزب‌الله می‌رود که خانه‌نشینی پیشه کند! و...
این همه هیاهو در حالی است که وقتی به صحنه نگاه می‌کنی به وضوح می‌بینی که هیچ اتفاق تازه‌ای نیفتاده است. آمریکا به عنوان حامی رسماً اعلام شده ائتلاف فتنه و انحراف، همان آمریکاست که به قول هفته‌نامه «ویکلی استاندارد» تمامی رؤسای جمهور آمریکا از کارتر تا اوباما در یک نقطه با امام خمینی(ره) به اشتراک نظر رسیده‌اند و آن، این که «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند». مردم، همان مردم هستند که فتنه آمریکایی- اسرائیلی88 -جنگ احزاب- را علی‌رغم آنهمه برنامه‌ریزی بیرونی و ائتلاف همه دشمنان داخلی و خارجی به دیوار بصیرت 9 دی کوبیدند. همان‌ها که بعد از آنهمه رجزخوانی مشترک دشمنان بیرونی و درونی، حماسه بی‌نظیر 22 بهمن را آفریدند. همان مردمی که با وجود تحریم انتخابات مجلس نهم از سوی مدعیان اصلاحات، به مراتب بیشتر و گسترده‌تر از انتخابات‌های قبلی پای صندوق‌های رأی آمدند و...
و اما، اصحاب فتنه و حلقه انحرافی نیز همان‌ها هستند که بودند و تاکنون هرچه کوشیده‌اند و خروشیده‌اند، راه به جایی نبرده و در نهایت اعتراف کرده‌اند که برای «هیچ» بیهوده به خود پیچیده‌اند! بنابراین چه فاکتور جدیدی به ائتلاف فتنه و انحراف اضافه شده است که تاکنون نبوده است؟! اگر پاسخ «هیچ» است- که هست- بی‌تردید این همه سر و صدای مشترک بیرونی و داخلی نیز برای هیچ است. نیست؟!
3- اکنون باید پرسید حضور آقای هاشمی رفسنجانی در قاب نامزد مشترک فتنه و انحراف چه تغییری می‌تواند در معادلات قبلی این دو جریان ایجاد کند؟ و چه ارزش افزوده‌ای برای این ائتلاف بی‌ارزش در پی خواهد داشت؟ مگر جناب هاشمی بیرون از جبهه مدعی اصلاحات طرفداران دیگری هم دارد؟ پاسخ منفی است یعنی کسانی که از آقای هاشمی طرفداری می‌کنند همان‌ها هستند که پیش‌‌از‌‌این و طی چند سال گذشته در میان طرفداران و حامیان فتنه و انحراف حضور داشته‌اند بنابراین آقای رفسنجانی جمع جدیدی را به طیف یاد شده اضافه نکرده و نمی‌کند که اینهمه هیاهو برای آن قابل اعتناء باشد. مگر مدعیان اصلاحات بارها اعلام نکرده‌اند که هاشمی رفسنجانی سردار بی سپاه است؟! و مگر کارگزاران و مدعیان اصلاحات قبل از این با یکدیگر در ائتلاف نبوده‌اند که حالا پیوند آنان، یک حرکت و اتفاق جدید تلقی شود؟! و به قول کودکانه یکی از اصحاب فتنه، نامزدی هاشمی به منزله «انفجار بمب در میان اصولگرایان»! باشد؟!... خب! با این حساب باید پرسید، آن اتفاق مهمی! که دشمنان بیرونی و ائتلاف مشترک فتنه و انحراف در بوق و کرنا کرده‌اند چیست؟!
4- حالا به این نکته می‌رسیم که وقتی نامزدی آقای رفسنجانی هیچ تغییر جدیدی در جبهه فرو ریخته و ائتلاف مشترک فتنه و انحراف پدید نمی‌آورد، اصرار فتنه‌گران برای نامزدی ایشان با چه هدف و منظوری صورت پذیرفته است؟ پاسخ به این سؤال اگرچه فصل جداگانه‌ای می‌طلبد ولی در این مختصر به دو نکته اشاره می‌کنیم.
الف: برخی از مدعیان اصلاحات و چند رسانه بیگانه طی همین 48 ساعت گذشته با صراحت اعلام کرده‌اند نباید انتظار داشت که نامزدی آقای رفسنجانی، پایگاه از دست رفته جبهه اصلاحات را به آنان بازگرداند چرا که هاشمی یک بار در همین میدان حضور داشته و نگاه مردم به ایشان با اندکی تفاوت همان نگاه به اصلاح‌طلبان است ولی نامزدی آقای رفسنجانی- به قول بی‌بی‌سی- می‌تواند پوششی برای فعالیت انتخاباتی اصلاح‌طلبان باشد و زمینه‌ای برای بازگشت آنها به درون حلقه نظام فراهم آورد. ولی از این فرصت- به گفته تحلیلگر رادیو فردا- نباید انتظار تجدید حیات اصلاح‌طلبان را داشت.
ب: و اما، اکنون به خبری اشاره می‌کنیم که می‌دانیم جناب هاشمی رفسنجانی می‌تواند با تحقیق و بررسی دقیق از صحت آن اطمینان حاصل کند. تحقیق در این زمینه برای ایشان دشوار نیست.
آقای خاتمی بعد از اصرار آقای هاشمی برای کاندیدا شدن به چند تن از افراد بسیار نزدیک خود می‌گوید؛ آقای رفسنجانی می‌داند که شورای نگهبان صلاحیت مرا رد می‌کند و قصد دارد بعد از رد صلاحیت من، بدون آن که هزینه‌ای پرداخته باشد، آرای اصلاح‌طلبان را به صندوق کاندیدای تحت فرمان خود منتقل کند. خاتمی می‌گوید؛ نامزد مورد نظر او هم رای نمی‌آورد ولی شکست وی به حساب هاشمی نوشته نمی‌شود و هاشمی می‌تواند کماکان منتقد شرایط کنونی باقی بماند بی آن که جایگاه خود را به رای مردم گذاشته باشد. در همین حال و هوا، جلسه‌ای در «...» تشکیل می‌شود. در این جلسه آقای «م» پیشنهاد می‌کند می‌توانیم با این توضیح- بخوانید ترفند و توجیه- که خرابکاری‌های احمدی‌نژاد باعث رویگردانی مردم از ایشان شده است و فرصت برای نامزدی آقای هاشمی فراهم است و... توافق هاشمی را برای کاندیداتوری جلب کنیم و تاکید می‌کند که اگرچه آقای هاشمی فاقد پایگاه مردمی است و شکست می‌خورد ولی این شکست به حساب اصلاح‌طلبان نوشته نمی‌شود، چرا که هیچکس هاشمی را اصلاح‌طلب نمی‌داند! و سابقه همراهی او با نظام را فراموش نمی‌کند. در پی همین تصمیم است که از یکسو آقای خاتمی روی نامزدی آقای هاشمی اصرار می‌ورزد و سخن «کاش هاشمی می‌آمد» او در رسانه‌های داخلی و خارجی بازتاب گسترده داده می‌شود و از سوی دیگر برخی از افراد مطرح در همین طیف ماموریت می‌یابند که تاکید ‌کنند هاشمی همان عالیجناب سرخپوش است!... و بدین ترتیب بار دیگر آقای هاشمی به عنوان «پل» در اختیار مدعیان اصلاحات قرار می‌گیرد. یعنی همان‌ها که بیشترین اهانت‌ها را علیه وی روا‌داشته بودند و هرگز از آن همه اهانت و دشمنی ابراز پشیمانی نکرده و نمی‌کنند!
پیش از این با محاسبه شرایطی که می‌دانستیم از نگاه آقای رفسنجانی پنهان نیست پیش‌بینی کرده بودیم ایشان نامزد نمی‌شود ولی فاکتورهای دیگری که به برخی از آنها اشاره شد در میدان محاسبات وی قرار گرفت و ایشان را در معرض یک شکست قطعی و غیرقابل اجتناب دیگر قرار داد.
5- در این میان پیوند حلقه انحرافی با اصحاب فتنه نیز در فریب جناب هاشمی بی‌تاثیر نبوده است. توضیح آن که حلقه انحرافی به پایان عمر خود رسیده است و با خاتمه دولت احمدی‌نژاد، باید از قطاری که بی بلیت سوار آن شده بود پیاده شود. بنابراین حلقه انحرافی برای ادامه حیات خود چاره‌ای جز پیوند با یک جریان سیاسی دیگر نداشت. اما برای ائتلاف با اصحاب فتنه مانند هر معامله دیگری پای داد و ستد در میان است. حلقه انحرافی اگرچه هویت ندارد ولی دست گشاده‌ای بر رانت قدرت و ثروت دارد. و این همان امتیازی است که به اصحاب فتنه داده است و از سوی دیگر اصحاب فتنه در مقابل برخورداری از رانت قدرت و ثروت حلقه انحرافی، این حلقه را در بازی بعدی می‌پذیرد. حضور غیرقانونی آقای احمدی‌نژاد در جریان ثبت نام مشایی و اعلام حمایت از وی که علی‌رغم اعتراض‌های فراوان صورت گرفت در همین بستر قابل ارزیابی است. آقای احمدی‌نژاد با این اقدام انتحاری خود به اصحاب‌فتنه پیام می‌دهد که برای تنش‌آفرینی و فتنه‌انگیزی آماده است و می‌توانند روی قانون‌گریزی و ساختارشکنی حلقه انحرافی حساب باز کنند. پیام‌های پنهانی رد‌و‌بدل شده بماند برای فرصتی دیگر.
6- تنها تغییر قابل توجه در صورت مسئله این روزها، حضور پرشورتر از همیشه در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم است، چرا که از یکسو مردم در مشاهده همراهی و همخوانی بیگانگان با اصحاب فتنه و انحراف، انگیزه قوی‌تری برای حضور در انتخابات یافته‌اند و از سوی دیگر حضور همه سلیقه‌ها، آرای انبوه‌تری را به صندوق‌ها سرازیر می‌کند.
و بالاخره اصحاب فتنه و انحراف می‌دانند و آزموده‌اند که اگر بار دیگر خیال فتنه و آشوب در سر داشته باشند، حزب‌الله یعنی همان مردم پاکباخته حتی به اندازه چند ساعت نیز به آنها امان نمی‌دهند و به قول مولایشان حضرت امیر علیه‌السلام، وقتی نوبت باریدن به آنها می‌رسد، سیل به راه می‌اندازند. به اعتراف واشنگتن‌پست، فدائیان رهبر ایران- حضرت آقا- از چند هزار کیلومتر فاصله بحران سوریه را مدیریت می‌کنند و در لبنان و فلسطین حضور دارند. نباید مقابله این نیروی عظیم با آشوب‌های داخلی را نادیده گرفت... یاد مرحوم حاج بخشی به‌خیر، گوش کنید! هنوز فریادش طنین‌انداز است که؛ ماشاءالله، حزب‌الله.

حسین شریعتمداری

 




:: برچسب‌ها: انتخابات ایران, جنگ جمل, سخنان امام علی (ع) در جنگ جمل, مدعیان حزب اللهی انتخابات ایران

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩٢/٢/٢۳
شیطان از دید امام

از روزی که از دیدگاه آقای رائفی پور  به شیطان نگاه کردم یاد حرف های امام در مورد شیطان بزرگ(آمریکا) افتادم و فهمیدم که ایشان چی می گفت و چی ها میدید. به همین دلیل جست و جویی در سخنان امام کردم و بعضی از سخنان امام رو درمورد شیطان رو اینجا نوشتم.

گرد آورنده:علی کرمانی

=-=-=-=-=

تقریرات فلسفه    ج‏3    44    آیه شریفه«ثم أنشأناه خلقا آخر» .....  ص : 43

شیطان طینت آدم علیه السلام را دید و اعتراض کرد که طینت من از نار است و براى من سزاوار نیست بر او که طینتش از خاک است سجده کنم. البته نه اینکه شیطان آن اثر الهى را مى‏دید، بلکه آن را اصلًا نمى‏دید و این دلیل بر عدم عرفان است؛ براى اینکه عرفان آن است که در انزل مرتبه وجود، اثر الهى را عارف ببیند. لذا اکمل شرایع آن است که سجده را بر خاک جایز بداند، یعنى پست‏ترین موجودات زیر قدم که خاک است باید مساجد شود و عارف باید در آن مساجد هم، اثر الهى را ببیند و به آن وجهه الهى سجده کند. پس این طور نیست که شیطان عرفانش زیاد بوده و از کثرت عرفان به آدم سجده نکرد، چون سجده به غیر خدا را جایز نمى‏دانست، چنانکه بعضى از مزخرفین گفته‏اند.

=-=-=

تقریرات فلسفه    ج‏3    45    آیه شریفه«ثم أنشأناه خلقا آخر» .....  ص : 43

پس شیطان در آدم آنچه را که نشانه الهى بود، ندیده است و خدا به جهت تشریف، او را به خودش نسبت داد و فرمود: «وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِى» و همه ملائکه آن جنبه‏اى را که مربوط به الهیت بود، مشاهده کردند و سجده نمودند، به خلاف شیطان که طینیت خاکى آدم را دید و اعتراض کرد. البته شیطان در کبرى خطا نکرد که گفت:

جایز نیست شریف به پست‏تر از خودش سجده کند، من نار هستم و او خاک است و نار از خاک لطیف‏تر است، ولى شیطان طینیت او را دیده و ملاحظه با ناریت خودش کرده و اعتراض نمود. پس شیطان در این کبرى که اشرف نباید به غیرش سجده کند،

=-=-=

تقریرات فلسفه    ج‏3    45    آیه شریفه«ثم أنشأناه خلقا آخر» .....  ص : 43

خطا نکرده است، خطاى شیطان در صغرى واقع شده که طینیت را دید و هر کس طینیت را ببیند، از جنس شیطان است. و خیلى مشکل است که آنها را طورى تربیت کرد که آن چیزى را که نشانه الهى است ببینند؛ چون مادامى که دیده آنان به طینیت دوخته شده است، توجه دادن به نشانه‏ها و آیات الهى کار مشکلى خواهد بود.

و لذا احتیاج پیدا کردیم براى وجود تجردى، چیزى که ذات خودمان است، برهان اقامه کنیم و خودمان را فراموش کرده و آمده‏ایم نفس خودمان را از کتاب اسفار سؤال مى‏کنیم. البته عارفان بر خلاف این هستند. ما اگر بخواهیم به آنها بفهمانیم که شما غیر از آن منفوخه الهیه، طینیت دارید، باید بنشینیم و به تدریج با براهین براى ایشان اثبات کنیم که ما خاکى هستیم و شما هم خاکى هستید؛ چنانکه دیگران نشستند و مى‏خواهند با برهان اثبات کنند که ما مجرد هستیم، در صورتى که نفس خودمان در خودمان است و آن باطن ماست بلکه ما عبارت از آن هستیم، و لیکن چون حقیقت ما را غشاوات و حجابات گرفته است و گرفتار آنها شده‏ایم، باید خودمان را در کتاب اسفار ببینیم و از آنجا بشناسیم. لذا اسفار را باز کرده و با براهین مى‏خواهیم راهى به ذات خود بیابیم.

=-=-=

تقریرات فلسفه    ج‏3    45    آیه شریفه«ثم أنشأناه خلقا آخر» .....  ص : 43

و لیکن عارف آن نشانه ربوبى الهى را در خودش مى‏بیند و خلقت از طین را نمى‏بیند، بلکه در همه موجودات جلوه حق را مى‏بیند و از طرف ظلمانى آن غافل مى‏ماند و اگر کسى بخواهد این ظلمانیت را به آنان تفهیم کند، محتاج استدلال و برهان است.

پس آنچه در آدم بوده که به آن جهت منسوب به خدا شده است، همان تشریف انسان است که خداوند متعال فرمود: «وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِى» و ملائکة اللَّه بر انسان سجده کردند از آن جهت که منسوب به خداست و جلوه اظهر اوست. ولى شیطان آن جهت را نمى‏دید، بلکه جهت طینى آدم را ملاحظه مى‏کرد و لذا استدلال کرد:

 «خَلَقْتَنِى مِنْ نَارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ» «1» البته این کبرى که اشرف بر اخسّ نباید سجده کند و اطاعت نماید درست است، ولى خطاى شیطان در صغرى بود که آن جهت منسوب الى اللَّه را ندید.

=-=-=

شرح حدیث جنود عقل و جهل    متن    42    در توجیه دیگر از اقبال و ادبار عقل است .....  ص : 41

 آدم- علیه السلام- در تحت جذبه غیبیّه اگر مانده بود، و در آن حالِ فنا و بى‏خبرى- که بهشت دنیا به آن معبر است- باقى مى‏ماند، از تعمیر عالم و کسب کمالات ملکیّه، آثارى نبود.

پس به واسطه تسلط شیطان بر او، توجه به کثرات حاصل شد و از درخت گندم، که صورت دنیا در عالم جنت است، تناول نمود. پس از آن توجه، باب کثرت مفتوح و راه کمال و استکمال، بلکه باب کمال «جلا» و «استجلا» باز شد. پس با آن که در مذهب محبت و عشق، این توجه خطیئه و خطا بود، در طریقه عقل و سنّتِ نظام اتمّ لازم و حتم بود، و مبدأ همه خیرات و کمالات و بسط بساط

=-=-=

شرح حدیث جنود عقل و جهل، متن، ص: 43

رحمت رحمانیّه و رحیمیّه گردید.

پس حقیقت ادبار وقوع در حجب سبعه «1» است و تا در این حجب واقع نشود، قدرت خرق حجاب پیدا نشود.

=-=-=

صحیفه امام    ج‏4    403    حفظ حقوق بشر .....  ص : 402

حفظ حقوق بشر

حکومتى مى‏تواند ادعا بکند که حقوق بشر را حفظ مى‏کند که دولتش مبتنى بر یک عقاید الهى دینى باشد؛ و خودش را مسئولْ پیش یک قدرت بزرگ بداند. آن اشخاصى که خودشان را مسئول نمى‏دانند پیش یک قدرتى، قائل نیستند. به یک قدرت بزرگى توجه ندارند، به یک قدرت عظیمى، به یک مسئولیت واقعى. اینها هر چه ادعا بکنند که ما بشر دوست هستیم و ما مى‏خواهیم حقوق بشر حفظ بشود و ما مى‏خواهیم، ادعاست؛ هیچ واقعیت ندارد. تا آن نقطه اصلى که نقطه اتکاست، خدا نباشد و خوف از او نباشد و خوف از مسئولیت روز جزا نباشد، این بشر هرج و مرج مى‏کند، به تباهى مى‏کشد. طبع انسان این است که از همین کارهاى خلاف بکند؛ طبعى است. اگر سر خود باشد متعدى است؛ آنى که انسان را به راه مى‏آورد و کنترل مى‏کند و راهش را معین مى‏کند، آن دیانت است که مى‏تواند کنترل کند. آن اعتقاد به یک مبدأ و یک معاد است که مى‏تواند انسان را بازدارد از اینکه در خلوت هم که هیچ کس نباشد خلاف نکند. این همه حرفها که شرافت یک شخصى اقتضاى کذا مى‏کند، انساندوستى یک شخصى اقتضاى کذا مى‏کند، اینها حرفهایى است که ما باورمان نمى‏آید که این انساندوستها و این شرافتمندها یک همچو مردمى باشند. همین انساندوستها هستند که مى‏آید در ایران با آن کشته جمعه سیاه. این انساندوستى که یک میلیارد جمعیت زیردستش است «1» و مى‏گوید من انساندوستم و کمونیستم و کذا، مى‏آید ایران از روى این کشته‏هاى ما با هلیکوپتر رد مى‏شود و

=-=-=

صحیفه امام، ج‏4، ص: 403

دست شاه را فشار مى‏دهد و به او تبریک مى‏گوید! این انساندوستها اینهایند! این کسى که اعلامیه حقوق بشر را امضا کرده و از کسانى است که بنیانگذار این طور مسائل است، این انگلستان است و این امریکا و این شوروى- این ابرقدرتها اینها نمى‏دانند که در ایران حالا چه مى‏گذرد؟ این بشر دوستها نمى‏دانند که این سى میلیون بشر الآن در ایران چه حالى دارند؟ نمى‏فهمند؟ نه؟ اطلاع ندارند از واقع؟ واقع مسأله این است که شاه مى‏خواهد اعطاى آزادى بکند و مردم تخلف مى‏کنند؟! این مسأله این طورى است؟ شماها این طور فهمیدید؟ یا کارتر یک مسئله‏اى را فهمیده است ماوراى این عالَم! این مسأله آمده پیش کارتر! نه، شیطان به او تعلیم کرده است که باید این طور بگویى، این تعلیم ابلیس است. اینها مظاهر ابلیسند، طاغوتند اینها.

=-=-=

صحیفه امام    ج‏5    168    کمک به نهضت، براى خدا .....  ص : 168

کمک به نهضت، براى خدا

بندگان خدا الآن در عذاب هستند، الآن در معرض خطر هستند، شما کمک کنید به آنها؛ به کمک تبلیغاتى در اینجا. الآن مى‏توانید تبلیغات بکنید، مصاحبه بکنید. اگر هر کدام مى‏توانید، مصاحبه مطبوعاتى بکنید؛ مسائل ایران را بگویید اما نظرتان، پشتوانه‏تان خدا باشد. براى خدا قیام کنید. یکنفرى هم که باشید قیامتان قیامِ للَّه وقتى باشد، قیام براى خدا باشد، این ارزش دارد یعنى ارزش الهى دارد، فُرادى‏ باشد یا مَثْنى‏؛ انَّما اعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ انْ تَقُوموُا للَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏. خودتان را متصل کنید به آن دریاى لا یزال و کارهایتان را کارهاى الهى کنید. توجه به احکام خداى تبارک و تعالى داشته باشید. این نهضتها براى این است که احکام خدا جارى بشود. این همه نهضتى که هست، که حالا سالهایى است که نهضت شده است، این براى این است که حکم خدا در دنیا جارى بشود، حکم شیطان از این دنیا بیرون برود. در ایران حکم شیطان جارى است؛ مى‏خواهند حکم خدا جارى باشد. شما کوشش کنید که در خودتان احکام خدا را جارى کنید؛ تعبد داشته باشید، اعمالى که خداى تبارک و تعالى فرموده است انجام بدهید؛ خودتان را الهى کنید. یعنى تابعْ چون و

=-=-=

صحیفه امام، ج‏5، ص: 169

چرا ندارد، فرموده است بکن، مى‏کنم. خداست فرموده است بکن، مى‏کنم. چرا؟ به من ربطى ندارد. «چرا» مال این است که یک کسى عادى باشد؛ آدم نداند که صحیح است یا نه «چرا» مى‏گوید. شما وقتى پیش یک طبیبى که تشخیص دادید طبیب است، وقتى مى‏گوید فلان کار را بکن نمى‏گویى «چرا»، نسخه که مى‏دهد نمى‏گویى «چرا»، با اینکه طبیب است و یک بشر است.

=-=-=

صحیفه امام    ج‏6    106    دنیا پایین ترین مراتب عالم .....  ص : 106

دنیا پایین ترین مراتب عالم‏

دنیا یک جزء بسیار کمى است از عالم، دنیا یعنى آن چیز خیلى پست. عالَم مُرکبى است از ماوراى این طبیعت و این طبیعت؛ این طبیعت در آخر مرتبه وجود واقع شده است، پایین تر از همه مراتب است. اگر انسان با جهاد براى خدا از این دنیا برود یعنى از عالم پست به عالم بالا مى‏رود، به عالمى مى‏رود که فوق این عوالم است و اگر شیطانى باشد، به اسفلِ اسفلین مى‏رود یعنى از این دنیا پست تر، و در جهنم چاه عمیق است، در چاه عمیق فرو مى‏رود. اینهایى که لشکر شیطان هستند و تَبَع شیطان هستند، دارند پله پله طرف اسفل السافلین مى‏روند. آنهایى که لشکر خدا هستند و براى خداست، دارند طرف بالا مى‏روند، هر چه عمل بکنند، عمل آنها، آنها را به بالا مى‏برد و هر چه عملِ این طرف بکند و شیطانى عمل بکند، عمل آنها، آنها را به پایین مى‏برد

=-=-=

صحیفه امام    ج‏6    144    سپاس و ستایش .....  ص : 144

سپاس و ستایش‏

درود بر ملتى که در انقلابش چنان حفظ نظم کرد که چشمهاى دنیا را خیره کرد. انقلاباتى که در دنیا واقع شده است به قدرى شدید است و به قدرى خونریزى در آن شده است که نمى‏توان نادیده گرفت. در این انقلاب مذهبى شما، در این انقلاب اسلامى- انسانى شما بحمد اللَّه ضایعات بسیار کم بود؛ براى اینکه حفظ ایمان شما را وادار کرده بود با ظلم مخالفت کنید. شیطان از این عمل شما دور بود. نظر خداى تبارک و تعالى با شما بود، نظر امام زمان- سلام اللَّه علیه- با شما بود. من از شما ملت عظیم تشکر مى‏کنم که در مواقعى که گرفتارى اسلام زیاد بود و در خطر واقع بود، از براى اسلام و مسلمین قیام کردید، نهضت کردید، زحمت کشیدید، خون دادید، جوان دادید، و شرّ ظلم را از سر خودتان کوتاه کردید، دستگاه ظلم 2500 ساله را منهدم کردید؛ قواى بزرگ عالَم، که طرفدارى و پشتیبانى مى‏کردند از این رژیم فاسد، عقب نشاندید؛ نتوانستند کارى بکنند. تا اینجا که آمدید، جوانمردانه و شجاعانه، تمام قشرها در این مطلب سهیم بودند. و الآن قدم ثانى است که شما باید بردارید و آن قدمِ سازندگى است. قدمى است که در این قدم باید همه با هم شرکت نمایند و ایران خراب را آباد کنند. باید دست به دست هم بدهید.

=-=-=

صحیفه امام    ج‏6    287    جند الله یا جند شیطان؟ .....  ص : 287

جند اللَّه یا جند شیطان؟

این طور نباشد که حالا بگویید که حالا که وقت نهضت است دیگر درس هیچى! این غلط است. علم همه چیز است؛ علم همه جهات است. حضرت امیر براى علم شمشیر مى‏زد، براى توحید شمشیر مى‏زد، براى بسط فقه شمشیر مى‏زد. خیال نکنید که حالا که ما وارد شدیم در مسائل سیاسى، دیگر نباید وارد به مسائل علمى بشویم. شما که جوانید باید فقاهت ایجاد کنید، فقاهت در خودتان ایجاد کنید؛ باید فقیه بشوید، فقیه، از او کار مى‏آید اما فقیه مهذب، طلبه مهذب، انسان مهذب، ملت مهذب. همه باید اخلاق خودشان را تهذیب کنند، همه باید جهاد با نفس بکنند لکن شماها اوْلى هستید. شمایى‏

=-=-=

صحیفه امام، ج‏6، ص: 288

که جند اللَّه هستید باید به امر خدا [عمل کنید]؛ «جند اللَّه» معنایش این است که به امر خدا باید عمل بکنند، به فرمان او. همان طور که جندى به فرمان سرلشکرش، به فرمان سپهبدش عمل مى‏کند، شما جند اللَّه هستید به فرمان او باید عمل کنید. اگر چنانچه از فرمان او تخطى بکنید، جند اللَّه نیستید؛ هر مقدارى که نازل شد: یا جند اللَّه یا جُندِ شیطان. اگر دنیا مَطمَح نظر «1» شماست جند الشیطان، اگر حق تعالى مطمح نظر شماست جند اللَّه.

=-=-=

صحیفه امام    ج‏6    288    ظل الله معیار تمیز حق از باطل .....  ص : 288

ظلّ اللَّه معیار تمیز حق از باطل‏

ظلّ اللَّه همین طور است. سلطانْ ظلّ اللَّه است. اگر تخلف از یک جهتى بکند، ظلّ الشیطان مى‏شود. ظل، سایه است؛ سایه همه چیزهایش به ذى ظل است، خودش هیچ ندارد. ظلّ اللَّه کسى است که تمام حرکاتش به امر خدا باشد؛ مثل سایه باشد: خودش هیچ. سایه خودش هیچ حرکتى ندارد؛ ذى ظل هر حرکتى کرد سایه هم همان طور حرکت مى‏کند. امیر المؤمنین ظلّ اللَّه است، پیغمبر اکرم ظلّ اللَّه است که هیچ حرکتى از خودش ندارد؛ هر چه هست از خداست. اینها ظلّ الشیطان هستند! به این سلاطین [که‏] ظلّ اللَّه مى‏گفتند، ظلّ الشیطان هستند! ظلّ اللَّه میزانِ تمیز ماست که این سلطان آیا حق است یا باطل. ظلّ اللَّه میزان تمیز است که ما با همین تعبیر بفهمیم که آیا این سلطان حق است یا باطل. اگر از خودش عملى کرد، باطل است؛ اگر امر خدا را اجرا کرد ظلّ اللَّه است و الّا ظلّ الشیطان است.

جند اللَّه هم، که شما براى خودتان انتخاب کردید و یا براى شما انتخاب شده است، همین است؛ به امر خدا: اگر گفت بنشین، بنشین، اگر گفت بایست، بایست. اگر این طور باشد جند اللَّه است اما اگر خدا فرمود که فلان عمل را بکن و شما تخلف کردید، [این‏] تخلف از شیطان است؛ به همین مقدار از بین مى‏رود. یکوقت مى‏بیند که انسان تا آخرْ همه کارهایش للَّهِ نبوده است، همه کارهایش براى شیطان بوده است: یک انسان در صورت، یک شیطان در واقع. آنجا هم که برود به صورت شیطان در مى‏آید.

=-=-=

صحیفه امام    ج‏8    162    استمداد شیطان بزرگ از دیگر شیاطین .....  ص : 162

استمداد شیطان بزرگ از دیگر شیاطین‏

بزرگان ما توجه کنند، به عمق مطالب برسند. اقشار مختلفه دارند با هم مجتمع مى‏شوند. اوّلى که اسلام بنا شد که تحقق پیدا بکند، شیطان بزرگ رفت و شیاطین را فریاد زد که اگر این اسلام درست بشود، کارها همه لنگ است. حالا هم فریاد بلند شده است. فریاد بلند کردند براى اینکه قانون اساسى را به تعویق بیندازند. باید آقایان توجه کنند؛ آنهایى که حسن نیت دارند مطالعه کنند، دقت کنند؛ تحت تأثیر اشخاصى که مفسد هستند نروند، روشنفکران ما تحت تأثیر روشنفکران حرفه‏اى نروند، حقوقدانهاى ما تحت تأثیر حقوقدانهاى غربى نروند، وکلاى دادگسترى ما تحت تأثیر غربزده‏ها نروند، قضات ما تحت تأثیر اشخاصى که غربزده‏اند نروند، دانشگاه ما تحت تأثیر اشخاصى که در دانشگاه افساد مى‏کنند نروند، کارگرهاى ما، دهقانان ما، تحت تأثیر اشخاص مفسد

=-=-=

صحیفه امام، ج‏8، ص: 163

نروند. اینها شیاطینى هستند که در صدر اسلام هم شیطان بزرگشان فریاد زد و همه را با هم مجتمع کرد، الآن هم مى‏خواهند همین کار را بکنند.

ملت، متوجه باش! وقت این نیست که اشکال بکنى به دولت؛ اشکال بکنى به ارتش؛ اشکالى بکنى به بازار. وقت این است که همه با هم مجتمع، براى تصویب قانون اساسى و تسریع در آن، که در ظرف یکى- دو ماه تمام بشود؛ نه یکى- دو سال طول بکشد تا اینکه توطئه‏ها نضج بگیرد

=-=-=

صحیفه امام    ج‏9    443    حادثه اعجاب‏آور انقلاب .....  ص : 443

حادثه اعجاب‏آور انقلاب‏

من هر چه را فراموش کنم، این عواطف را فراموش نمى‏کنم. این عواطف، این جوانهایى که از راههاى دور با پاى پیاده آمده‏اند اینجا، و با من ملاقات مى‏کنند.

کاش من هم مى‏توانستم پیاده بیایم پیش شما بازدید کنم. لکن من دعاگوى شما هستم و خدمتگزار شما و ملت ایران. و از خداى تبارک و تعالى سعادت همه شما را مى‏خواهم.

و آن چیزى که براى من اعجاب‏آور است آن قضیه شکست طاغوت نیست؛ آن قضیه شکست شیطان است و تحول شما جوانها به یک انسانهاى متعهد. در این نهضت آن چیزى که خیلى براى من مطرح است، تحولى است که پیدا شد در ملت ما. در عرض یکى دو سال، یک تحولات روحى، یک تحولات فکرى پیدا شد که این تحولات روحى و فکرى مایه امیدوارى است. و ان شاء اللَّه با همین تحول باقى باشید؛ و با همین تحول به پیش بروید؛ و با همین تحول، ایران را بسازید و جمهورى اسلامى را با محتواى آن- که پیاده شدن تمام احکام اسلام است، ان شاء اللَّه. خداوند شماها را ان شاء اللَّه حفظ کند و شماها براى ایران باقى باشید و حفظ کنید این نهضت را. خداوند همه‏تان را حفظ کند، شما نهضت را حفظ کنید و خداوند شما را.

=-=-=

صحیفه امام    ج‏10    489    امریکا، شیطان بزرگ .....  ص : 489

امریکا، شیطان بزرگ‏

در نظرم است که در یک روایتى است که رسول خدا که مبعوث شد، آن شیطان بزرگ فریاد کرد و شیطانها را دور خودش جمع کرد و اینکه مشکل شد کار بر ما. «1» در این انقلاب، شیطان بزرگ که امریکاست، شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع مى‏کند. و چه بچه شیطانهایى که در ایران هستند و چه شیطانهایى که در خارج هستند، جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است.




:: برچسب‌ها: شیطان مجسم کیست, دشمنی شیطان, شیطان از منظر امام (ره)

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩٢/٢/٩
اگر بگویم ظهور واقع شده چه می گویید؟!

موضوع تازه ترین مطلب منتشر شده در وبلاگ عصر انتظار به ظهور امام عصر(عج) مربوط است که خواندنش خالی از لطف نیست. در این نوشته از سخنان علامه حسن زاده آملی استفاده شده است.

مجله شبانه  باشگاه خبرنگاران، وبلاگ عصر انتظار در جدیدترین نوشته خود آورده است:

ظهور همچون طلوع امریست تدریجی نه دفعی

شکر پروردگار متعال را که نعمت حیات بخشید و به نعمت اسلام و ایمان مفتخرمان کرد تا در سایه بندگی اش درجات کمال را طی کنیم و به مقام قرب و رضوانش نائل شویم  و در این راه، بندگان صالح و اولیاء مقربش را در کسوت انبیاء و و اوصیا علیهم الصلاة و السلام، مربی و معلم و رهبر ما انسانها قرار داد، تا در سایه پیروی از این اسوه های الهی به سر منزل مقصود برسیم و آفات و خطرات مسیر بندگی ، مانع از طی مسیر نشود.

یکی از بزرگترین الطاف الهی برای مومنین عصر حاضر، خصوصا ملت شریف ایران، تقارن مبارک ایام حیات دنیوی شان با انقلاب اسلامی و برپایی نظام مقدس جمهوری اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) و تداوم آن با هدایت های حکیمانه رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای - مد ظله العالی- میباشد.

شکر این نعمت اقتضا میکند که روز بروز شناخت ما از این مقوله حساس و سرنوشت ساز تاریخ بشریت عمیق تر شود و تلاش مضاعفی انجام شود، تا این حرکت توحیدی-ولایی ، به اهداف والای خود روز به روز نزدیکتر شود

یکی از مهمترین محورهایی که لازم است در این مقوله تببین شود؛ رابطه انقلاب اسلامی ایران در ارتباط با جریان تاریخی حرکت انبیاء عظام و اوصیاء طاهرینشان، خصوصا بعثت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و امامت جانشینان ایشان در گذشته و آینده می باشد.

البته در این مقاله، قصد ورود کلی به این بحث نداریم اما لازم است به عنوان مقدمه مطلب به این حقیقت مهم توجه شود که علت عمده و اساس موفقیت های نظام اسلامی عزیزمان، پیوندهای بنیادین و گسست ناپذیر با این سیر نورانی الهی در بستر تاریخ بوده است و اگر نبود این پیوند مبارک معلوم نبود که آیا انقلابی در این مرز و بوم شکل میگرفت یا نه؛ یا در تداوم به چه سرنوشتی دچار میشد!

به همین خاطر لازم است بیش از پیش این موضوع از زوایای گوناگون نگریسته شود و ابعاد مهم این پیوند تببین و تشریح شود

یکی از شاخص های مهم و استراتژیک این بحث موضوع تببین پیوند انقلاب اسلامی ایران و انقلاب جهانی حضرت خاتم الاوصیاء، حجه بن الحسن العسکری (ارواحناه فدا) و مقوله "ظهور" میباشد

 

پیشینه تاریخی این بحث و تببین این موضوع به همان اولین روزهای آغاز نهضت میرسد وعمری به درازای خود انقلاب دارد.

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره)، بارها در پیامهای مکتوب و سخنرانی هایشان چه قبل از پیروزی انقلاب و چه بعد از انقلاب، به این موضوع اشاره داشته اند.

ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله خامنه ای نیز به عنوان ناخدای کشتی انقلاب به اشکال گوناگون در این مورد سخنانی ایراد کرده اند. علما و دانشمندان جهان اسلام خصوصا  جهان تشیع نیز به بیان های گوناگون در این زمینه بیانات مهم و موثری داشته اند که وارد شدن به این موضوع فرصت زیادی می طلبد.

موضوع این مقال، پرداختن به این قضیه از زبان افتخار عالم تشیع در عصر حاضر علامه ذو فنون "حضرت آیت الله حسن زاده آملی " است

 

جایگاه علمی و عظمت شخصیت عرفانی این وجود گرانقدر شناخته شده تر از آن است که نیاز به پرداختن به آن باشد و اهمیت این مطلب این است که از طرف چنین عالم وارسته و محقق والا مقامی بیان شده است ؛

بیش از این شما عاشقان دلباخته یوسف فاطمه را منتظر نمیگذارم و به نقل این مطلب از زبان ایشان میپردازم:

لازم به ذکر است که بیان این مطلب از طرف استاد به حدود 10  سال پیش بر میگردد و به خاطر اهمیت موضوع و اقتضاء فضای اجتماعی سیاسی این دوران، برای اولین بار بصورت مکتوب عرضه میشود:

اوائل روزهای سال 1380 (ه.ش) بود که بعد از حضور در مناطق جنگی دفاع مقدس با جمعی از دوستان عازم شهر مقدس قم شدیم؛ فیض زیارت حضرت معصومه و دیدار با برادران فاضل و محقق حوزه علمیه لحظات به یاد ماندنی را برای جمع ما به یادگار گذاشت.

در ایام حضور در قم با محقق بزرگواری آشنا شدیم که در مورد ظهور و نشانه های آن تحقیقات گسترده ای انجام داده بود و با استدلالهای روائی جالب معتقد بود که ظهور بسیار نزدیک است .

نکات علمی سخنان ایشان، هر شنونده ای را به تفکر وامیداشت و قضیه فراتر از یک ادعای احساسی و بی بنیان بود تا این که در همان ایام توفیق، یارِ جمع دوستان شد و در صبح یک روز بهاری موفق به حضور در بیت علامه حسن زاده آملی (حفظه الله تعالی) شدیم و از نزدیک این دانشمند گرانقدر را زیارت کردیم.

داستان چگونگی حضور در محضر ایشان و ساعتی که در خدمت معظم له بودیم خود جریانی شیرین و درس آموز است که وقت مستقلی برای بیان میخواهد که در این مقال مختصر نمیگنجد؛

اما آنچه باعث شد آن جلسه برای این حقیر به یاد ماندنی و سرنوشت ساز شود مطرح شدن ماجرای تحقیق برادر محققمان درمورد ماجرای ظهور ونشانه های آن بود.

آن طلبه فاضل به تفصیل موضوع را برای حضرت علامه شرح دادند و ایشان با ادب و حوصله مثال زدنی به دقت به سخنان ایشان گوش دادند؛ همه دوستان حاضر در جلسه لحظه شماری میکردند تا عکس العمل علامه حسن زاده را در قبال مسائل مطرح شده مشاهده کنند، بعد از پایان سخنان برادر بزرگوار، استاد لحظه ای تامل کردند و سپس با خنده شیرین و معنا داری به جمع نگاه کرده و با آن لهجه شیرین فرمودند " خلاصه عرائض حضرات این است که میخواهید بفرمایید که ظهور حضرت نزدیک است؟"

با تایید دوستان ایشان فرمودند (توجه: دقیقا این جمله را فرمودند) : اگر بگویم ظهور اتفاق افتاده چه؟

همه جا خوردیم. اصلا انتظار چنین مطلبی را از ایشان نداشتیم همه مات و متحیر این سخن ایشان بودیم و نمیدانستیم چه بگوییم.

علامه که متوجه تحیر جمع شده بود با بیانی حکیمانه این گونه مطلب را توضیح دادند (( برای توضیح مطلب باید مثالی بیان شود: پرودگار متعال قواعد عالم ملکوت را نظیر و شبیه قواعد عالم ملک قرار داده و عالم تکوین را منطبق با عالم تشریع خلق کرده تا بشر با پی بردن به اسرار و قواعد عالم ملک و تکوین، پی به اسرار ملکوت و تشریع ببرد و از این هماهنگی و شباهت حکمتهایی  استفاده کند، یکی از این قواعد مسلم و عمومی طبیعت، تدریجی بودن تحولات میباشد؛

فی المثل حرکت وضعی زمین و در پی آن طلوع و غروب خورشید یک فرایند تدریجی است. اگر خورشید به یک باره در آسمان زندگی مادی و طبیعی طلوع یا غروب کند در روند حیات اختلال ایجاد میشود و هیچ موجود زنده ای قادر به تطبیق خود با تغییر وضعیت نور در میدان حیات نخواهد بود و نظم زندگی به هم میریزد.

خورشید باید به تدریج غروب و طلوع کند تا موجوداتِ تحت تاثیر خورشید بتوانند خود را با تغییرِ رخ داده تطبیق کرده و حیات به چرخه ی نظم خود ادامه دهد.

نظیر همین اتفاق نیز در حیات معنوی و ملکوتی بشر، در حال، اتفاق افتاده است ))

علامه بزرگوار در توضیح این مطلب فرمودند (( امام معصوم، خورشید آسمان حیات معنوی بشر است و طلوع و غروب ایشان در صحنه حیات بشر تابع قواعدی شبیه قواعد طبیعی خورشید است اگر مقوله غیبت و ظهور حضرت ( که به مثابه طلوع و غروب خورشید است) بطور دفعی و بدون هیچ زمینه ای واقع شود، مسلما جوامع بشری تاب این تحول شدید را نخواهد داشت.

بدین علت حکمت الهی مقتضی  تدریجی بودن این اتفاق عظیم است؛ با بررسی تاریخ حیات با برکت حضرت در میابیم که این اتفاق (تدریجی بودن) درمورد غیبت حضرت واقع شده است.

{ غیر از اینکه حیات سه امام همام قبل از امام عصر(عج) تقریبا به حالت غیبت بوده و نوعی تمرین برای شیعیان برای زندگی مومنانه بدون ارتباط فیزیکی با امام بود }

غیبت حضرت به دو مرحله غیبت صغری و کبری تقسیم میشود، مرحله غیبت صغری به مثابه آماده کردن مردم برای غیبت اصلی و طولانی حضرت بوده است.

همین حکمت در دوران ظهور حضرت هم رعایت خواهد شد؛ بشری که در طول صد ها سال در دل ظلمت زندگیِ بدون حاکمیت فرهنگ توحیدی-ولایی نشو و نما پیدا کرده، ظرفیت تحمل ناگهانی نور وجودی که به تعبیر قرآن زمین را اشراق میکند "اشرقت الارض بنور ربها..." را ندارد؛ لذا باید واسطه در این بین وجود داشته باشد؛ بدین معنا که مجالی برای تجلی نور ایشان در وسعت های محدود بوجود آید، که مردم بتوانند خود را برای حضور آن مقام رفیع آماده کنند))

سپس آن عارف روشن ضمیر تاملی کرده و با قاطعیت، جملاتی فرمودند که باعث شد جمع حاضر به وجد آمده و طوفانی از شادی و سرور در دل و جان حضار پدید آید:

و آن از این قرار بود (( قرائن و شواهد نشان میدهد انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران "ظهور صغرای حضرت بقیه الله الاعظم" و بین الطلوعین حکومت جهانی امام زمان ارواحنا فداه میباشد ))

آنگاه این مژده بزرگ را بیان مثال هایی شرح دادند (البته برای حقانیت این مطلب صدها و شاید هزاران مثال میتوان بیان کرد مخصوصا با محاسبه ده سال افتخارات نظام اسلامی که بعد از بیان این مطلب واقع شده، اما برای رعایت امانت فقط نمونه هایی که ایشان فرمودند ذکر میشود که خللی بر مستند بودن گزارش آن جلسه تاریخی وارد نشود)

ایشان فرمودند (( مثلا این مراسمات عبادی و معنوی را ببینید؛ روزی در همین شهر قم، اگر چند طلبه بصورت انفرادی و با هزینه شخصی چند روزی اعتکاف میکردند، میگفتیم الحمد الله معنویت در حوزه پیشرفت کرده ولی اکنون میبینیم چند هفته قبل از ایام اعتکاف شاهد جوانانی هستیم که چندین شبانه روز و در سخت ترین شرایط و با کم ترین امکانات در مساجد و حرمها معتکف میشوند و عمده هدف خود را خود سازی برای آمادگی ظهور اعلام میکنند ، مگر در ایام رژیم گذشته عموم مردم از معارف اهل بیت و ادعیه ایشان اینقدر اطلاع داشتند!؟

در روز عرفه در غیر صحرای عرفه شاید خواصی پیدا میشدند که دعای عرفه سید الشهدا را با آن مضامین بلند و عرشی را قرائت میکردند؛ اما اکنون چه؟ از ظهر تا عصر عرفه، مساجد ، حرمها و خیابانهای اطراف و رسانه ها بسیج میشوند تا میلیونها انسان اعم از نوجوان و جوان و پیر و زن و مرد و عامی و عالم در کنار هم نشسته و با ناله و تضرع، این دعای به این حجم را قرائت میکنند! اینها فرج امام زمان نیست، پس چیست؟

زمانی بر این ملت گذشت که حتی در میان خواص کمتر کسی پیدا میشد که بتواند قرآن را از روی مصحف، به درستی قرائت کند؛ تا چه رسد به درک معانی و معارف قرآن. اما اکنون میبینیم که درسراسر کشور دهها هزار حافظ و قاری قرآن تربیت شده اند که بدنبال درک حقائق قرآن و عمل به آنها هستند آیا اینها جلوه های ظهور نیست؟

نماز جمعه ها، راهپیمایی ها، جهادها و شهادت ها، احیاء مهدیه ها و جمکران، اقبال مردم به دعای ندبه و... همه و همه نشان از یک خیزش عظیم و تحولی بی سابقه در تاریخ تشیع و همه جلوه هایی از ظهور صغری است ، انقلاب اسلامی ایران، ظهور برنامه ای، شخصیتی و حقوقی حضرت مهدی موعود(عج) بوده و ظهور جهانی و اصلی حضرت، ظهور شخصی و حقیقی ایشان میباشد؛

هر کس هر کاری میخواهد در دوران ظهور انجام دهد الان شروع کند چون وقتش فرا رسیده و زمینه اش از هر جهت آماده است))

جلسه پایان یافت و همراه با دوستان با دامانی پر از گلهای معارف و حکمتهای ناب بوستان معطر و رنگارنگ علامه حسن زاده آملی با ایشان وداع کردیم و سرمست از شعور مژده ظهور به شهر خود بازگشتیم؛

هر روز که از آن مژده میگذشت، حقیر به حقانیت و عظمت مطلب بیش از بیش پی برده و جلوه های متشعشع از نور ظهور را مشاهده میکردم . اکنون ده سال از آن تاریح میگذرد بخوبی فلسفه شکوه روز افزون انقلاب اسلامی در آینه بیداری اسلامی منطقه و بیداری انسانی جهانی را در مشرق و غرب عالم مشاهده میکنم و بر یقینم، نسبت به اتصال این انقلاب به ظهور کبری امام زمان(عج) افزوده میشود.

 

 

در این میان باید به حال افرادی تاسف خورد که بحث ظهور صغری را با این استدلال های حکیمانه که از طرف انسانهای بزرگوار و عالمی همچون علامه حسن زاده آملی و چند مرجع بزگوار دیگر بیان شده را فقط به بهانه اینکه در روایات نیامده، غیر علمی اعلام کردند. که البته در جای خود جواب امثال این شبهات غیر علمی داده شده است.

به امید آنروز که چشمانمان به جمال جهان آرای امام عصر(عج) روشن شود و بین الطلوعین ظهور حضرت به حضور آفتاب وجودش در میان آسمان حیات بشری منتقل شود و در رکاب رهبر معظم انقلاب، امام خامنه ای پرچم انقلاب را به حضرتش بسپاریم و مرحله نهایی انقلاب جهانی امام عصر(عج) را نظاره گر باشیم .

پرودگارا! همان گونه که بر ما منت نهاده و دوران ظهور صغرای حضرت را به ما نمایاندی، توفیق درک دوران ظهور کبرای آن منجی آخرین را نیز به ما عنایت بفرما!

بارالها! ما را از مجاهدان در رکابش و از شهیدان در مکتبش قرار بده

منبع:باشگاه خبرنگاران

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=




:: برچسب‌ها: نشانه هاى ظهور امام زمان (عج), علامه حسن زاده عاملی

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩٢/٢/٩
شش ماه به ظهور 4

در قسمت‌ گذشته‌ با برخی‌ از رویدادهایی‌ که‌ در روایت‌های‌ اسلامی‌ از آنها به‌ عنوان‌ رویدادهای‌ پیش‌ از ظهور یاد شده‌ آشنا شدیم‌.

چنان‌ که‌ گفته‌ شد این‌ رویدادها همه‌ در فاصله‌ای‌ دور از عصر ظهور واقع‌ شده‌اند و پیشگویی‌ آنها از سویی‌ ائمه‌معصومین‌(ع‌) موجب‌ اطمینان‌ و اعتماد مردم‌ به‌ صدق‌ وعده‌ پیشوایان‌ دین‌ نسبت‌ به‌ رویدادهای‌ نزدیک‌ به‌ عصر ظهور می‌شود.

از این‌ قسمت‌ به‌ بعد رویدادهایی‌ را که‌ وقوع‌ آنها در فاصلة‌ نزدیک‌ به‌ عصر ظهور پیش‌گویی‌ شده‌ مورد بررسی‌ قرار می‌دهیم‌.

اشاره‌ای‌ اجمالی‌ و کلی‌ به‌ حوادث‌ پیش‌ از ظهور
مجتبی‌السادة‌
ترجمه‌: محمود مطهری‌نیا


اشاره‌ :
در قسمت‌ گذشته‌ با برخی‌ از رویدادهایی‌ که‌ در روایت‌های‌ اسلامی‌ از آنها به‌ عنوان‌ رویدادهای‌ پیش‌ از ظهور یاد شده‌ آشنا شدیم‌.

چنان‌ که‌ گفته‌ شد این‌ رویدادها همه‌ در فاصله‌ای‌ دور از عصر ظهور واقع‌ شده‌اند و پیشگویی‌ آنها از سویی‌ ائمه‌معصومین‌(ع‌) موجب‌ اطمینان‌ و اعتماد مردم‌ به‌ صدق‌ وعده‌ پیشوایان‌ دین‌ نسبت‌ به‌ رویدادهای‌ نزدیک‌ به‌ عصر ظهور می‌شود.
از این‌ قسمت‌ به‌ بعد رویدادهایی‌ را که‌ وقوع‌ آنها در فاصلة‌ نزدیک‌ به‌ عصر ظهور پیش‌گویی‌ شده‌ مورد بررسی‌ قرار می‌دهیم‌.

بخش‌ اول‌ - علامات‌ پیش‌ از ظهور
احادیثی‌ که‌ حوادث‌ ایّام‌ نزدیک‌ به‌ ظهور را ترسیم‌ و محدوده‌ آن‌ عصر را مشخص‌ می‌کنند می‌توان‌ به‌ چهار قسمت‌ زیر دسته‌بندی‌ کرد:

1. عصر ظهور
در برخی‌ از احادیث‌ شریفه‌ ما ویژگی‌های‌ کلی‌ و عمومی‌ ظهور به‌ همراه‌ اشاره‌ای‌ به‌ برخی‌ جریانات‌ مشخص‌ آن‌ زمان‌ دیده‌ می‌شود که‌ از جمله‌ آنها می‌توان‌ به‌ حدیث‌ مفصلی‌ که‌ گفتگوی‌ آمیخته‌ باناباوری‌ زیاد سلمان‌ با حضرت‌ رسول‌(ص‌) را در مراسم‌ حج‌ بیان‌ می‌کند ـ که‌ در شماره‌های‌ پیشین‌ آوردیم‌ ـ اشاره‌ کرد.

2. سال‌های‌ ظهور
احادیثی‌ که‌ به‌ بررسی‌ سال‌های‌ ظهور می‌پردازند، حوادث‌، اتفاقات‌ و نشانه‌های‌ بیشتری‌ را بیان‌ می‌کنند و گستره‌ محدودتری‌ را به‌ تصویر می‌کشند که‌ از جمله‌ آنها همان‌ علاماتی‌ است‌ که‌ از کتاب‌  الارشاد
شیخ‌ مفید در پایان‌ بخش‌ پیشگویی‌های‌ ائمه‌(ع‌)
آوردیم‌.
در احادیث‌ دیگر هم‌ چنین‌ آمده‌ است‌:
امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:
زمانی‌ که‌ مردم‌ در عرفات‌ ایستاده‌اند، وقتی‌ سواری‌ که‌ بر شتری‌ تیزپا نشسته‌ آنها را از مرگ‌ خلیفه‌ خبردار می‌کند و با مرگ‌ او فرج‌ آل‌ محمد(ص‌) و همه‌ مردم‌ می‌رسد. 1
ابوبصیر می‌گوید: از امام‌ صادق‌(ع‌) شنیدم‌ که‌ می‌فرمودند:
کسی‌ که‌ مرگ‌ عبدالله‌ را برای‌ من‌ ضمانت‌ کند من‌ هم‌ ظهور قائم‌ را برای‌ او ضمانت‌ می‌کنم‌.
سپس‌ فرمودند:
وقتی‌ عبدالله بمیرد مردم‌ پس‌ از او با کسی‌ متحد نشوند! ان‌شاءالله و این‌ جریان‌ بدون‌ امامتان‌ آرام‌ نمی‌شود و حکومت‌ و سلطنت‌ سالانه‌ و طولانی‌ مدت‌ از بین‌ می‌رود، مدت‌ سلطنت‌های‌ پادشاهان‌ به‌ ماه‌ و روز نمی‌کشد. پرسیدم‌: آیا این‌ دوران‌ طول‌ می‌کشد؟ فرمودند: «هرگز!» 2
از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ شده‌ که‌ فرمودند:
وقتی‌ بنی‌فلان‌ به‌ خاطر چیزی‌ که‌ میان‌ آنهاست‌ دچار تشتت‌ و اختلاف‌ شدند منتظر فرج‌ باشید و فرج‌ شما جز با اختلاف‌ بنی‌فلان‌ محقق‌ نمی‌شود پس‌ آنگاه‌ که‌ گرفتار اختلاف‌ شدند چشم‌ انتظار صیحه‌ای‌ در ماه‌ رمضان‌ و قیام‌ قائم‌(ع‌) باشید که‌ خدا هرچه‌ را بخواهد انجام‌ می‌دهد.

قائم‌ قیام‌ نمی‌کند و شما هم‌ آنچه‌ را عاشقش‌ هستید نخواهید دید تا وقتی‌ بنی‌فلان‌ بر سر آنچه‌ در بینشان‌ است‌ مبتلا به‌ اختلاف‌ و درگیری‌ شوند و وقتی‌ چنین‌ شد مردم‌ به‌ آنها (ملکشان‌) طمع‌ می‌کنند و وحدت‌ ویکپارچگی‌ازبین‌می‌رودو سفیانی‌ شورش‌ می‌کند. سپس‌ادامه‌دادند،بنی‌فلان‌بالاخره‌ سلطنت‌ خواهند کرد و پس‌ از پادشاهی‌، آنها به‌ اختلاف‌ دچار می‌شوند و سلطنتشان‌ به‌ باد می‌رود و حکومتشان‌ پراکنده‌ و متشتت‌ می‌شود... 3

3. سال‌ ظهور
در این‌ قسمت‌ احادیث‌ به‌ طور دقیق‌ حوادثی‌ را بیان‌ می‌کنند؛ خصوصاً در نیمه‌ دوم‌ سال‌ که‌ از شورش‌ سفیانی‌ در رجب‌ شروع‌ می‌شود و با ندای‌ آسمانی‌ در طبق‌ نظام‌ عددی‌ یا رقمی‌ و بر حسب‌ تقویم‌ اسلامی‌ سال‌ ظهور فرد است‌ و روز طلوع‌ آن‌ خورشید تابان‌ هم‌ شنبه‌ دهم‌ محرّم‌ الحرام‌ که‌ مصادف‌ با عاشورای‌ حسینی‌ است‌ ماه‌ رمضان‌ و شهادت‌ نفس‌ زکیه‌ در 25 ماه‌ ذی‌حجة‌ ادامه‌ می‌یابد و به‌ ظهور نور مبارک‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) در عاشورایی‌ که‌ با شنبه‌ مصادف‌ شده‌ است‌ ختم‌ می‌شود.

این‌ روایات‌ علامت‌های‌ حتمی‌ ظهور را که‌ مدتی‌ پیش‌ از آن‌ واقعه‌ عظیم‌ واقع‌ می‌شود در برمی‌ گیرد و از مسلماتی‌ است‌ که‌ به‌ آنها یقین‌ داریم‌ و معتقدیم‌ در مورد آنها بدأ 4  (تقدیم‌ و تأخیر ناشی‌ از برخی‌ علل‌) رخ‌ نمی‌دهد.

همه‌ مؤمنان‌ لازم‌ است‌ که‌ این‌ نشانه‌ را به‌ خوبی‌ بشناسند و کسانی‌ را که‌ به‌ دروغ‌ ادعای‌ مهدویت‌ کردند با کمک‌ آنها به‌ راحتی‌ و با قاطعیت‌ تکذیب‌ کنند. پس‌ از وقوع‌ این‌ علائم‌ حتمی‌ است‌ که‌ فرج‌ مؤمنین‌ می‌آید و خداوند تبارک‌ و تعالی‌ درد سینه‌هایشان‌ را شفا داده‌ و پریشانی‌ را از دل‌های‌ ایشان‌ می‌زداید.
تمامی‌ ائمه‌(ع‌) وقتی‌ که‌ از حضرت‌ مهدی‌(ع‌) و علائم‌ ظهور ایشان‌ و نزدیکی‌ قیامشان‌ صحبت‌ می‌کرده‌اند در برخی‌ موارد متذکر می‌شده‌اند که‌ بعضی‌ از این‌ نشانه‌ها از حتمیات‌ ظهور است‌ و به‌ طوری‌ که‌ اگر آنها محقق‌ نشده‌ باشند حضرت‌ مهدی‌(ع‌) ظهور نخواهند کرد.

4. نشانه‌های‌ برپایی‌ قیامت‌
این‌ نشانه‌ها که‌ عبارتند از خارج‌ شدن‌ جنبنده‌ای‌ از زمین‌ (دابة‌الارض‌) که‌ با مردم‌ صحبت‌ می‌کند و طلوع‌ خورشید از مغرب‌ و آتشی‌ که‌ از عمق‌ زمین‌ خارج‌ می‌شود و مردم‌ را به‌ سوی‌ محشر و قیامت‌ سوق‌ می‌دهد و... از جمله‌ روایاتی‌ که‌ به‌ تبیین‌ آنها می‌پردازد این‌ حدیث‌ است‌ که‌ حضرت‌ امیر(ع‌) فرمودند که‌ حضرت‌ رسول‌(ص‌) می‌فرمودند:
ده‌ چیز حتماً پیش‌ از قیامت‌ خواهد آمد: سفیانی‌، دجال‌،دود، جنبده‌ (دابة‌)، خروج‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) و طلوع‌ خورشید از مغرب‌ و فرود آمدن‌ عیسی‌ و فرو رفتن‌ زمین‌ در مشرق‌ و فرو رفتن‌ درجزیره‌ العرب‌ و آتشی‌ که‌ از اعماق‌ زمین‌
خارج‌ می‌شود و مردم‌ را به‌ سوی‌ محشر سوق‌ می‌دهد. 5

بخش‌ دوم‌ ـ علامت‌های‌ مخصوص‌ سال‌ ظهور
به‌ زودی‌ به‌ حوادثی‌ که‌ در این‌ سال‌ بروز پیدا می‌کند اشاره‌ می‌کنیم‌. سالی‌ که‌ به‌ زودی‌ با نشانه‌ها و حوادث‌ سال‌ مشرف‌ به‌ ظهور امام‌ بزرگوارمان‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) است‌ همراه‌ خواهیم‌ شد.

آن‌ گونه‌ که‌ طبق‌ ترتیب‌ زمانی‌ آنها در روایات‌ معصومین‌(ع‌) بیان‌ شده‌ تا به‌ آرزو و هدف‌ خویش‌ نایل‌ شویم‌ مومنان‌ تصوری‌ کلی‌ و فراگیر از این‌ حوادث‌ و نشانه‌ها وبا علم‌ به‌ اینکه‌ آنها جزء حتمیات‌ هستند داشته‌ باشند. این‌ علائم‌ حتمی‌ آن‌ طور که‌ در روایات‌ زیادی‌ از آنها یاد شده‌ پنج‌ نشانه‌اند؛ امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:
پنج‌ چیز قبل‌ از قیامت‌ قائم‌(ع‌) می‌باشند:
1- یمنی‌ 2- سفیانی‌ 3- منادی‌ای‌ که‌ از آسمان‌ ندا می‌دهد 4ـ فرو رفتن‌ (خسف‌) در بیابان‌ 5ـ کشته‌ شدن‌ نفس‌ زکیه‌.
حوادث‌ سال‌ ظهور بسیار زیادند که‌ به‌ بارزترین‌ و آشکارترین‌ آنها ـ البته‌ با توجه‌ به‌ ترتیب‌ زمانی‌ آنها به‌ قدری‌ که‌ با توجه‌ به‌ روایاتی‌ که‌ در دسترس‌ داریم‌ و امکان‌ آن‌ وجود داشته‌ باشد ـ اشاره‌ می‌کنیم‌. پیش‌ از ورود به‌ بحث‌ لازم‌ است‌ به‌ حوادثی‌ که‌ به‌ طور اجمالی‌ به‌ آنها اشاره‌ شده‌ و به‌ طور کلی‌ و عمومی‌ بر سال‌ ظهور و ویژگیهای‌ آن‌ دلالت‌ می‌کند نظری‌ بیفکنیم‌.

1. فرد بودن‌ رقم‌ سال‌ ظهور
از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ که‌ فرمودند:
حضرت‌ جز در سال‌ فرد مانند یک‌، سه‌، پنج‌، هفت‌ یا نه‌ قیام‌ نمی‌کنند. 7
این‌ حدیث‌ سال‌ ظهور را به‌ طور اجمالی‌ معرفی‌ می‌کند و لیکن‌ زمان‌ ظهور مبارک‌ حضرتش‌ را برخی‌ احادیث‌ دقیق‌تر مشخص‌ می‌کنند. ابوبصیر از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ کرده‌اند:
در روز عاشورا که‌ روز به‌ شهادت‌ رسیدن‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع‌) می‌باشد قیام‌ خواهند کرد: «گویا در روز شنبه‌ای‌ که‌ عاشورا است‌ با او هستم‌ در حالی‌ که‌ میان‌ رکن‌ و مقام‌ ایستاده‌ و جبرئیل‌ در مقابلش‌ برای‌ بیعت‌ با او دعوت‌ می‌کند و شیعیان‌ از نقاط‌ مختلف‌ زمین‌ با طی‌ الارض‌ به‌ سوی‌ او می‌شتابند که‌ با او بیعت‌ کنند و خداوند تبارک‌ و تعالی‌ به‌ وسیله‌ ایشان‌ زمین‌ را همان‌طور که‌ از ظلم‌ و جور پر شده‌ از عدالت‌ و دادگستری‌ پر کند.


با توجه‌ به‌ این‌ روایت‌ها و دیگر روایات‌ که‌ در دسترس‌ داریم‌ می‌توانیم‌ بعضی‌ از ویژگی‌های‌ سالی‌ را که‌ ان‌شاءالله ظهور خواهند کرد بیان‌ کنیم‌ که‌ طبق‌ نظام‌ عددی‌ یا رقمی‌ و بر حسب‌ تقویم‌ اسلامی‌ سال‌ ظهور فرد است‌ و روز طلوع‌ آن‌ خورشید تابان‌ هم‌ شنبه‌ دهم‌ محرّم‌ الحرام‌ که‌ مصادف‌ با عاشورای‌ حسینی‌ است‌.

2. سالی‌ همراه‌ با باران‌ فراوان‌
از نشانه‌های‌ سال‌ ظهور این‌ است‌ که‌ در آن‌ سال‌ باران‌ بسیاری‌ می‌بارد و به‌ خاطر این‌ بارش‌ زیاد محصولات‌ و میوه‌ها و خرماهای‌ مختلف‌ خراب‌ شده‌ و از بین‌ می‌روند چرا که‌ باران‌ گاهی‌ رحمت‌ است‌ و نعمت‌ و گاه‌ عذاب‌ و نقمت‌. از امام‌ صادق‌(ع‌) روایت‌ شده‌ که‌ فرمودند:
پیش‌ از ظهور قائم‌(ع‌) در آن‌ سال‌ باران‌ فراوانی‌ می‌بارد که‌ محصولات‌ و خرماهای‌ مختلف‌ نخلستانها از بین‌ می‌رود ولی‌ شما از این‌ حادثه‌ شکایت‌ نکنید. 9
و سعید بن‌ جنیده‌ چنین‌ نقل‌ کرده‌ است‌:
در سالی‌ که‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) ظهور می‌کنند بیست‌ و چهار باران‌ نازل‌ می‌شود که‌ اثرات‌ و برکات‌ آن‌ مشهود خواهد شد. ان‌شاءالله 10
و بر همین‌ اساس‌ است‌ که‌ می‌توان‌ به‌ معنای‌ چنین‌ احادیثی‌ پی‌ برد که‌: امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:
در سال‌ پیروزی‌ حضرت‌ فرات‌ چنان‌ شکافته‌ می‌شود که‌ آب‌ وارد کوچه‌های‌ کوفه‌ می‌شود
و در روایتی‌ دیگر:
در سال‌ پیروزی‌ فرات‌ شکافته‌ شده‌ و آب‌های‌ آن‌ وارد کوچه‌های‌ کوفه‌ می‌شود. 11

3. سالی‌آکنده‌اززمین‌لرزه‌هاوخوف‌وفتنه‌های‌ بسیار:
امام‌ صادق‌(ع‌) فرموده‌اند:
از نشانه‌های‌ قیام‌ آن‌ حضرت‌ این‌ است‌ که‌ در سالی‌ پر از زلزله‌ و سرما اتفاق‌ می‌افتد. 12
مهدی‌ را به‌ شما بشارت‌ می‌دهم‌ که‌ پس‌ از پدید آمدن‌ اختلافات‌ در میان‌ امتم‌ و زلزله‌های‌ بسیار ظهور خواهد کرد. 13
در آن‌ زمان‌ اختلافات‌ شدید و فتنه‌های‌ بسیار در زمین‌ پیش‌ می‌آید. 14
پیش‌ از این‌ کشتار «یبوح‌» پیش‌ خواهد آمد. «حاضران‌ پرسیدند:» «یبوج‌» یعنی‌ چه‌؟ حضرت‌ فرمودند: «یعنی‌ دائمی‌ است‌ و بدون‌ وقفه‌ ادامه‌ می‌یابد. 15
پیش‌ از آمدن‌ قائم‌ دو مرگ‌ مشاهده‌ خواهد شد، مرگ‌ قرمز و مرگ‌ سفید به‌ طوریکه‌ از هر هفت‌ نفر 5 نفر بمیرند.» 16
حضرت‌ علی‌(ع‌) فرمودند:
پیشاپیش‌ حضرت‌ مهدی‌ مرگ‌ سرخ‌ و مرگ‌ سفید پیش‌ می‌آید و حمله‌ ملخ‌ها در زمان‌ او و در غیر زمانش‌ مانند رنگ‌های‌ خون‌ کشتار قرمز (ناشی‌ از جنگ‌) و شمشیر است‌ و مرگ‌ و میر سفید به‌ خاطر طاعون‌ خواهد بود. 17
عبدالله بن‌ بشار از امیرالمومنین‌ علی‌(ع‌) نقل‌ کرده‌ است‌ که‌ فرمودند:
زمانی‌ که‌ خداوند تبارک‌ و تعالی‌ اراده‌ کند که‌ قائم‌ آل‌ محمد(ع‌) را ظاهر نماید با جنگی‌ که‌ آغاز و پایانش‌ در ماه‌ صفر است‌ شروع‌ می‌کند که‌ این‌ ابتدای‌ قیام‌ قائم‌ ما (اهل‌بیت‌) است‌. 18
جابربن‌ جعفی‌ می‌گوید: «از امّام‌ باقر(ع‌) پرسیدم‌ که‌ معنای‌ آیه‌  «ولنبلونکم‌ بشی‌ء من‌ الخوف‌ والجوع‌» 19 چیست‌؟» حضرت‌ فرمودند:
جابر (این‌ آیه‌) یک‌ معنای‌ خاص‌ دارد و یک‌ معنای‌ عام‌. معنای‌ خاص‌، گرسنگی‌ درکوفه‌ است‌ که‌ خداوند آن‌ را مخصوص‌ دشمنان‌ آل‌ محمد علیهم‌السلام‌ قرار داده‌ و به‌ وسیله‌ آن‌، آنها را هلاک‌ می‌کند.

ولی‌ معنای‌ عام‌ آن‌ در شام‌ محقق‌ می‌شود که‌ اهل‌ آنجا به‌ خوف‌ و هراس‌ و گرسنگی‌ مبتلا می‌شوند که‌ احدی‌ به‌ مانند آن‌ مبتلا نشده‌ باشد و گرسنگی‌ پیـش‌ از قیـام‌ قائـم‌(ع‌) اسـت‌ و خــوف‌ و هـراس‌ پـس‌ از قیـام‌ قائـم‌(ع‌). 20
امام‌ باقر(ع‌) می‌فرمایند:
حضرت‌ مهدی‌(ع‌) جز در شرایط‌ زیر ظهور نمی‌کند. مردم‌ شدیداً دچار هراس‌ و گرفتار زلزله‌های‌ بسیار و طاعون‌ شوند و جنگ‌ نمایان‌ و شدیدی‌ میان‌ اعراب‌ واقع‌ شود. اختلاف‌ در دین‌ و آیین‌ پیدا کرده‌ و وضعیت‌ و احوالشان‌ متغیر گشته‌ باشد.

هر کس‌ آرزویی‌ داشته‌ باشد آرزویش‌ در هر صبح‌ و عصر مرگ‌ است‌ تا آنجا که‌ فرمودند: قیام‌ ایشان‌ پس‌ از یأس‌ و ناامیدی‌ (مردم‌) است‌ خوشا به‌ حال‌ کسی‌ که‌ او را درک‌ کند و از یاورانش‌ باشد وای‌ و صدها وای‌ بر آن‌ که‌ با او مخالفت‌ کند و از امرش‌ نافرمانی‌ و سرپیچی‌ نماید. 21
ابوبصیر از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ کرده‌ که‌ فرمودند:
ناچار پیش‌ از قیام‌ فتنه‌ای‌ پیش‌ می‌آید که‌ مردم‌ در آن‌ گرسنه‌ می‌شوند و هراس‌ شدیدی‌ از کشتارها در دلشان‌ می‌افتد و مبتلا به‌ کاستی‌ و کم‌ شدن‌ اموال‌ و محصولات‌ و جان‌هایشان‌ می‌شوند. این‌ مسأله‌ در قرآن‌ مطلبی‌ روشن‌ و واضح‌ است‌ و سپس‌ حضرت‌ این‌ آیه‌ را تلاوت‌ فرمودند:
و لنبلونکم‌ بشی‌ء من‌ الخوف‌ والجوع‌ و نقص‌ من‌ الاموال‌ والانفس‌ والثمرات‌ و بشر الصابرین‌ 22
از این‌ مجموع‌ احادیث‌ شریفه‌ که‌ سال‌ ظهور را توصیف‌ می‌کنند در می‌یابیم‌ که‌ آن‌ سال‌، سالی‌ است‌ با زمین‌ لرزه‌ها و فتنه‌های‌ بسیاری‌ که‌ حکایت‌ از نبود و فقدان‌ ثبات‌ سیاسی‌ در برخی‌ کشور و کثرت‌ اختلافات‌ و جنگ‌ها می‌کنند که‌ آن‌ هم‌ به‌ جنگی‌ جهانی‌ ختم‌ می‌شود که‌ در روایات‌ از آن‌ به‌ جنگ‌ و معرکه‌ قرقیسیا یاد شده‌ است‌ (که‌ به‌ زودی‌ به‌ آن‌ اشاره‌ خواهیم‌ کرد) و نتیجه‌ زیاد شدن‌ جنگ‌ها، خوف‌ و هراس‌ و گرسنگی‌ و کشتارها و مرگ‌ و میرها می‌باشد و حوادث‌ و اتفاقات‌ این‌ سال‌ به‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌(ع‌) منتهی‌ شده‌ جهان‌ پر از عدل‌ و قسط‌ می‌گردد.
پس‌ از ذکر این‌ احادیث‌ که‌ اشاره‌ای‌ گذرا به‌ احادیث‌ سال‌ ظهور داشتند طی‌ بخش‌های‌ آتی‌ به‌ احادیثی‌ که‌ دقیق‌ترین‌ سال‌ و خصوصاً نیمه‌ دوم‌ آن‌ را توصیف‌ می‌کنند، خواهیم‌ پرداخت‌.
ادامه‌ دارد

منبع: موعود

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.MASAFPORTAL.com

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=


پی‌نوشت‌ها :
1.  غیبت‌ نعمانی‌، ص‌ 179،بحارالانوار، ج‌ 52، ص‌ 240؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌122.
2.  بحاراالانوار، ج‌52، ص‌210؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌123.
3.  غیبة‌النعمانی‌، ص‌171؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌232.
4.  به‌ مسأله‌ بدأ درشماره‌های‌ بعدی‌ مفصلاً خواهیم‌ پرداخت‌.
5.  الغیبة‌، شیخ‌ طوسی‌ ص‌267، بحارالانوار، ج‌52، ص‌209؛ بشارة‌الاسلام‌ 14.
6.  الارشاد، شیخ‌ مفید، ج‌2، ص‌279؛ کمال‌الدین‌، ص‌649؛ الغیبة‌، شیخ‌ طوسی‌، ص‌267؛ اعلام‌ الوری‌. ص‌426.
7.  اعلام‌ الوری‌، ص‌430؛ بحارالانوار، ج‌2، ص‌291؛ منتخب‌ الاثر، ص‌464.
8.  الارشاد، شیخ‌ مفید، ج‌2، ص‌379؛ اعلام‌ الوری‌، ص‌430.
9.  اعلام‌ الوری‌، ص‌428؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌125؛ الارشاد، شیخ‌ مفید ج‌2، ص‌377.
10.  اعلام‌الوری‌، 429، الغیبة‌، شیخ‌ طوسی‌، 269.
11.  اعلام‌ الوری‌، ص‌429؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌125؛ الارشاد، شیخ‌ مفید ج‌2، ص‌377؛ الغیبة‌ شیخ‌ طوسی‌، ص‌274.
12.  یوم‌الخلاص‌، ص‌543، بیان‌ الائمه‌(ع‌) ج‌2، ص‌431.
13.  کمال‌الدین‌، ص‌655، بحارالانوار ج‌52، ص‌182.
14.  المهدی‌ والممهدون‌، ص‌ 49، کمال‌الدین‌ ص‌655، بحارالانوارج‌52، ص‌182.
15.  کمال‌الدین‌، ص‌655، بحارالانوار، ج‌52، ص‌182.
16.  کمال‌الدین‌، ص‌655، بحارالانوار ج‌52، ص‌182.
17.  الغیبة‌، نعمانی‌، 185، الارشاد، شیخ‌ مفید، ج‌2، ص‌372؛ الغیبة‌، شیخ‌ طوسی‌، ص‌267.
18.  بیان‌الائمه‌ ج‌1، ص‌335.
19.  سوره‌ بقره‌(2) آیه‌155.
20.  الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌168؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌229.
21.  بحارالانوار، ج‌52، ص‌231؛ الزام‌الناصب‌، ج‌2، ص‌162؛ المهدی‌، آیت‌الله صدر، ص‌198.
22.  الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌168؛ بحارالانوار ج‌52، ص‌229.




:: برچسب‌ها: شش‌ ماه به ظهور 1, شش‌ ماه به ظهور 2, شش‌ ماه به ظهور3

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩٢/٢/۱
شش‌ ماه به ظهور3

اشاره‌ : 
گفتیم‌ که‌ پیش‌ از بررسی‌ حوادث‌ شش‌ ماهه‌ دوم‌ آخرین‌ سال‌ غیبت‌ لازم‌ است‌ که‌ به‌ برخی‌ مباحث‌ پرداخته‌ شود که‌ در دو قسمت‌ قبلی‌ با ضرورت‌ طرح‌ موضوع‌ نشانه‌های‌ ظهور، تقسیم‌بندی‌ انواع‌ ظهور (اصغر و اکبر) و شگفتی‌های‌ پیش‌ از ظهور آشنا شدیم‌. در این‌ شماره‌ هم‌ بخشی‌ دیگر این‌ سلسله‌ مطالب‌ تقدیم‌ حضورتان‌ می‌گردد.

تمامی‌ نشانه‌های‌ ظهور در اصل‌ نوعی‌ خبر دادن‌ از آینده‌ به‌ حساب‌ می‌آیند که‌ این‌ خبر دادن‌ از آینده‌ هم‌ تنها با عنایت‌ خداوند علاّم‌الغیوب‌ از طریق‌ وحی‌، الهام‌ یا دیگر راه‌ها و با یک‌ یا چند واسطه‌ که‌ شرایط‌ نیل‌ بدین‌ منظور را فراهم‌ کنند ممکن‌ خواهد بود، چنانکه‌ پیامبر(ص‌) و پس‌ از ایشان‌ ائمه‌(ع‌) از این‌ ویژگی‌ برخوردار بوده‌اند. این‌ عقیده‌ از نظر اسلامی‌ مسأله‌ ثابت‌ شده‌ای‌ است‌ و در قرآن‌ کریم‌ هم‌ چنین‌ آمده‌ است‌ که‌:
عالم‌ الغیب‌ فلا یظهر علی‌ غیبه‌ أحداً إلاّ من‌ ارتضی‌ من‌ رسول‌  .
(خداوند) دانای‌ غیب‌ است‌ و تنها آنها که‌ مورد رضایت‌ و پسند رسول‌ باشند از آن‌ باخبر می‌شوند.

از همین‌ روست‌ که‌ شخص‌ معصوم‌(ع‌) از حوادث‌ آینده‌ خبر داشته‌ و می‌تواند الان‌ از وقوع‌ آن‌ درآینده‌ خبر دهد.
و امّا در مورد حوادث‌ یا علاماتی‌ که‌ روایات‌ از وقوع‌ آنها پیش‌ از ظهور خبر داده‌اند و مدت‌ها پیش‌ از ظهور اتفاق‌ می‌افتند، در واقع‌ اگر بخواهیم‌ آنها را هم‌ از نشانه‌های‌ ظهور بدانیم‌، باید توجه‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ معصومین‌(ع‌) برخی‌ از حوادث‌ بزرگ‌ و قابل‌ توجهی‌ را که‌ پیشاپیش‌ از وقوع‌ آنها به‌ کمک‌ وحی‌ و الهام‌ مطلع‌ بوده‌اند آن‌ را مرتبط‌ با ظهور معرفی‌ می‌کرده‌اند تا نسل‌ معاصر آن‌ حوادث‌ و آنها که‌ پس‌ از چنین‌ جریاناتی‌ زندگی‌ می‌کنند به‌ صدق‌ پیشگویی‌های‌ این‌ اخبار توسط‌ معصومین‌(ع‌) پی‌ ببرند.

و نسبت‌ به‌ وقوع‌ دیگر حوادث‌ اطمینان‌ نسبی‌ و قلبی‌ پیدا کنند و چشم‌ انتظار دیگر جریانات‌ و در نهایت‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌(ع‌) باشند. به‌ عبارت‌ دیگر هر چه‌ این‌ نشانه‌هایی‌ که‌ مرتبط‌ با ظهور عنوان‌ شده‌اند بیشتر محقق‌ شوند، بینندگان‌ و شنوندگان‌ این‌ اخبار از یک‌ سو از صدق‌ اینها به‌ صدق‌ دیگر اخبار که‌ هنوز رخ‌ نداده‌اند پی‌ می‌برند و از سوی‌ دیگر انتظار و التهاب‌ قلبی‌ آنها به‌ امید دیدار آن‌ یار سفر کرده‌ شدت‌ می‌یابد.

آن‌ دسته‌ از حوادثی‌ هم‌ که‌ بلافاصله‌ قبل‌ از ظهور اتفاق‌ می‌افتند از این‌ جهت‌ بر ظهور دلالت‌ می‌کنند که‌ خداوند متعال‌ این‌ حوادث‌ را به‌ عنوان‌ نشانه‌های‌ ظهور و برای‌ جلب‌ نظر مردم‌ به‌ جریان‌ می‌اندازد؛ خصوصاً جمعیتی‌ از مؤمنین‌ مخلص‌ و منتظر که‌ چشم‌ انتظار دیدار فجر مقدس‌ هستند، از همین‌ روست‌ بعضی‌ از علامات‌ را که‌ محدوده‌ زمانی‌ مشخصی‌ دارند دال‌ بر ظهور بیان‌ شده‌اند.

به‌ عبارت‌ بهتر می‌توان‌ گفت‌ که‌ بعضی‌ از اخباری‌ که‌ معصومین‌(ع‌) فرموده‌اند و اهل‌ حدیث‌ آنها را در کتاب‌ها و منابع‌ حدیثی‌ خویش‌ ثبت‌ کرده‌اند به‌ عنوان‌ این‌ که‌ پیش‌ از آن‌ حادثه‌ محبوب‌ و مطلوب‌ رخ‌ خواهد داد و جریان‌ خاص‌ آن‌ خبر تا کنون‌ رخ‌ داده‌ از این‌ جهت‌ است‌ که‌ یقین‌ داشته‌ باشیم‌ چنین‌ مطلبی‌ را پس‌ از نگارش‌ آن‌ منبع‌ حدیثی‌ به‌ آن‌ اضافه‌ نشده‌ و این‌ خود بهترین‌ دلیل‌ برای‌ صدق‌ این‌گونه‌ احادیث‌ است‌ مضاف‌ براینکه‌ به‌ طور ضمنی‌ وجود حضرت‌ مهدی‌(ع‌) را اثبات‌ می‌کنند.

برخی‌ از حوادثی‌ که‌ احادیث‌ پیشاپیش‌ از رخ‌ دادن‌ آنها خبر داده‌اند و وقوعشان‌ در کتب‌ تاریخی‌ پس‌ از گذشت‌ سال‌ها به‌ ثبت‌ رسیده‌، (پیشگویی‌های‌ مطابق‌ واقع‌ ایشان‌) از این‌ قرار است‌:

پیشگویی‌ اول‌ و دوم‌: انحراف‌ و فساد بنی‌عباس‌
پیامبر(ص‌) و ائمه‌(ع‌) دربارة‌ ویژگی‌های‌ حکومت‌ بنی‌عباس‌ از جهت‌ منحرف‌ شدن‌ آنها به‌ سمت‌ فساد و خروجشان‌ از مسیر حق‌ خبر داده‌اند.

عبدالله‌ بن‌ عباس‌ می‌گوید: پیامبراکرم‌(ص‌) به‌ پدرم‌ فرمودند: «عباس‌! وای‌ بر فرزندان‌ من‌ از دست‌ فرزندان‌ تو و وای‌ بر فرزندان‌ تو از فرزندان‌ من‌.» به‌ ایشان‌ عرض‌ کرد: «یا رسول‌الله‌! آیا دستور می‌دهید که‌ از زنان‌ کناره‌گیری‌ کنم‌؟» حضرت‌ فرمودند: «علم‌ خداوند انجام‌ یافته‌ است‌ قابل‌ تغییر نمی‌باشد و انجام‌ و تحقق‌ امور به‌ دست‌ اوست‌ و فرزندانم‌ به‌ این‌ امر مبتلا خواهند شد.» 

به‌ خوبی‌ می‌دانیم‌ که‌ دولت‌ بنی‌عباس‌ چه‌ بر سر ائمه‌(ع‌) و دیگر فرزندان‌ رسول‌ اکرم‌(ص‌) در طول‌ تاریخ‌ آوردند و چه‌ آوارگی‌ها، تعقیب‌ها و دستگیر شدن‌ها و ستم‌هایی‌ را از آنها چشیدند که‌ مشهورتر از آن‌ است‌ که‌ این‌ روزها بخواهیم‌ آن‌ را به‌ نگارش‌ درآوریم‌ ولی‌ آنها که‌ می‌خواهند اطلاعات‌ بیشتری‌ در این‌ رابطه‌ داشته‌ باشند می‌توانند به‌ کتاب‌  مقاتل‌ الطالبیین‌  نوشتة‌ ابی‌الفرج‌ اصفهانی‌ مراجعه‌ کنند.

مضاف‌ بر این‌ در برخی‌ از روایات‌ از فروپاشی‌ حکومت‌ بنی‌العباس‌ و از بین‌ رفتن‌ آنها خبر داده‌ شده‌ است‌. مثلاً امام‌ باقر(ع‌) طی‌ حدیثی‌ می‌فرمایند:
... سپس‌ بنی‌عباس‌ به‌ سلطنت‌ می‌رسند و همواره‌ در عیش‌ و نشاط‌ حکومت‌ و وفور خوشی‌ها خواهند بود تا اینکه‌ در میان‌ آنها اختلاف‌ می‌افتد و پس‌ از آن‌ که‌ دچار اختلاف‌ شدند حکومت‌ را از کف‌ می‌دهند. 

لازم‌ است‌ به‌ یاد داشته‌ باشیم‌ امام‌ باقر(ع‌) پس‌ از زوال‌ سلسلة‌ بنی‌امیه‌ به‌ شهادت‌ رسیدند و 18 سال‌ بعد حکومت‌ عباسیان‌ بر مسلمانان‌ مسلط‌ شدند. 

پیشگویی‌ سوم‌: اختلاف‌ اهل‌ مشرق‌ و مغرب‌ 
در ادامه‌ حدیثی‌ که‌ از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ کردیم‌ حضرت‌ فرمودند:
و اهل‌ مشرق‌ و مغرب‌ دچار اختلاف‌ می‌شوند. 
که‌ نمونه‌های‌ بسیاری‌ برای‌ این‌ اختلاف‌ در طول‌ تاریخ‌ می‌توان‌ یافت‌: مانند اختلاف‌ اهل‌ مشرق‌ و مغرب‌ برای‌ تعیین‌ مرزهای‌ کشورهای‌ اسلامی‌ که‌ این‌ مسأله‌ سابقه‌ طولانی‌ در میان‌ مسلمانان‌ دارد به‌ طوری‌ که‌ بر مشرق‌ عباسیان‌ حکومت‌ می‌کردند و بر مغرب‌ یا همه‌ اندلس‌ اسلامی‌ حکمرانان‌ اموی‌. یا اینکه‌ در شمال‌ آفریقا(غرب‌) دولت‌ فاطمیون‌ را تأسیس‌ کردند در هر دو حالت‌ غرب‌ از خلافت‌ مشرق‌ که‌ در دست‌ عباسیان‌ بود، جدا شده‌ بودند.
شاید هم‌ منظور چیزی‌ است‌ که‌ در عصر کنونی‌ ـ از زمان‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ تا الآن‌ ـ شاهدش‌ هستیم‌ که‌ دو دولت‌ بزرگ‌ وجود داشته‌اند به‌ طوری‌ که‌ یکی‌ مدعی‌ زعامت‌ (جمهوری‌ها) در مشرق‌ است‌ و دیگری‌ خود را فرمانروای‌ غرب‌ می‌شمرد به‌ هرحال‌ اختلاف‌ را به‌ هر کدام‌ از این‌ معانی‌ یا معانی‌ دیگر بگیریم‌ این‌ اختلاف‌ میان‌ شرق‌ و غرب‌ از جمله‌ نشانه‌های‌ ظهور است‌ و همواره‌ شاهدش‌ بوده‌ایم‌.

به‌ جانم‌ قسم‌ که‌ این‌ خود از معجزاتی‌ است‌ که‌ صدق‌ کل‌ روایت‌ را نتیجه‌ می‌دهد و صاحب‌ بیعت‌ (حضرت‌ مهدی‌(ع‌)) هم‌ در این‌ حدیث‌ مطرح‌ شده‌ است‌.
در همان‌ حدیثی‌ که‌ از غیبت‌ نعمانی‌ پیش‌ از این‌ طرح‌ کردیم‌، آمده‌ است‌:
قائم‌(ع‌) در سال‌های‌ فرد (1، 3، 5) قیام‌ خواهند کرد.

و سپس‌ فرمودند:
وقتی‌ بنی‌امیه‌ دچار اختلاف‌ شوند و حکومت‌شان‌ از دست‌ برود سپس‌ بنی‌عباس‌ به‌ سلطنت‌ می‌رسند بهار حکومت‌ و وفور عیش‌ آنها دایمی‌ نخواهد ماند و در بین‌ آنها اختلاف‌ افتاده‌ و پس‌ از این‌ تفرقه‌ حکومت‌شان‌ بر باد می‌رود و اهل‌ مشرق‌ و مغرب‌ دچار اختلاف‌ می‌شوند، آری‌ حتی‌ اهل‌ قبله‌ هم‌ (چنین‌ خواهند شد)، همواره‌ مردم‌ سختی‌ شدیدی‌ به‌ خاطر ترسی‌ که‌ بر آنها می‌گذرد، می‌مانند، تا اینکه‌ منادی‌ از آسمان‌ ندا دهد.

پس‌ وقتی‌ ندا داد که‌: «النفیر، النفیر» (کوچ‌ کنید، کوچ‌ کنید) به‌ خداوند قسم‌ گویی‌ که‌ به‌ او می‌نگرم‌ که‌ در میان‌ رکن‌ و مقام‌ با مردم‌ بیعت‌ می‌کند...  .
این‌ سه‌ پیشگویی‌ اتفاق‌ افتاده‌ در تاریخ‌ آن‌ هم‌ پس‌ از بیان‌ آن‌ حضرت‌(ع‌) و نقل‌ محدثین‌ در منابعشان‌ خود بهترین‌ دلیل‌ بر صدق‌ صدور آن‌ از معصوم‌(ع‌) است‌.

پیشگویی‌ چهارم‌: انحراف‌ جامعه‌ اسلامی‌

پیامبر اکرم‌(ص‌) بارها از انحراف‌ در رهبری‌ اسلامی‌ جامعه‌ پس‌ از خویش‌ خبر داده‌اند که‌ از آن‌ جمله‌ این‌ روایت‌ است‌ که‌ ابن‌ عباس‌ نقل‌ کرده‌ که‌ حضرت‌ ضمن‌ صحبت‌هایشان‌ از معراج‌ این‌ مطالب‌ را از جمله‌ علایم‌ ظهور برشمرده‌اند:
کافران‌، فرمانروای‌ (مردم‌) می‌شوند و فاجران‌ (ستمکاران‌) سرپرست‌ و ظالمان‌ هم‌ آنان‌ را یاری‌ می‌کنندو فاسقان‌ هم‌ مشاوران‌ آنها می‌شوند. در چنین‌ زمانی‌ سه‌ خسف‌ (فرو رفتن‌) پیش‌ می‌آید: در مشرق‌، مغرب‌ و جزیرة‌العرب‌، بصره‌ را هم‌ یکی‌ از نوادگان‌ تو که‌ زنگی‌ها از او پیروی‌ می‌کنند خراب‌ می‌کند. تا انتهای‌ حدیث‌. 

و در حدیث‌ دیگری‌ چنین‌ می‌فرمایند:
... و پس‌ از من‌، رهبرانی‌ خواهند آمد که‌ به‌ هدایت‌ من‌ هدایت‌ نگردند (از طریق‌ من‌ که‌ هدایت‌ است‌ پیروی‌ نمی‌کنند) و به‌ سنت‌ من‌ هم‌ رفتار نمی‌کنند، از میان‌ آنها مردانی‌ قیام‌ خواهند کرد که‌ قلب‌هایشان‌ قلب‌ شیطان‌ است‌ در کالبد انسان‌.

این‌ همان‌ مسأله‌ای‌ است‌ که‌ پس‌ از رسول‌ مکرم‌ اسلام‌(ص‌) رخ‌ داد و حکومت‌ براساس‌ مصلحت‌ها و یا به‌ طور موروثی‌ دست‌ به‌ دست‌ شد. مصرف‌ کردن‌ انواع‌ شراب‌ها در کاخ‌های‌ خلفای‌ به‌ اصطلاح‌ اسلامی‌ مطلبی‌ بدیهی‌ است‌ و در منابع‌ تاریخی‌ زیادی‌ مطرح‌ شده‌ است‌ و شاید بهترین‌ نمونه‌ آن‌ متوکل‌ عباسی‌ ـ لعنة‌الله‌علیه‌ ـ است‌ که‌ یک‌ مرتبه‌ جمعیتی‌ از سپاهیان‌ ترک‌ را به‌ سوی‌ خانة‌ امام‌ هادی‌(ع‌) فرستاد تا پس‌ از حمله‌ به‌ آنجا، حضرت‌ را شبانه‌ به‌ کاخ‌ او منتقل‌ کنند. آنها هم‌ وقتی‌ به‌ منزل‌ آن‌ حضرت‌ رسیدند.

ایشان‌ مشغول‌ قرائت‌ قرآن‌ بودند. سپاهیان‌، حضرت‌ را اسیر کرده‌ و به‌ سوی‌ متوکل‌ بردند و وقتی‌ به‌ مقابل‌ او رسیدند، پیالة‌ شرابی‌ در دستش‌ بود و مشغول‌ نوشیدن‌ بود که‌ با دیدن‌ حضرت‌ ابهت‌ امام‌ او را گرفت‌ و به‌ ناچار حضرت‌ را احترام‌ کرده‌ و در کنار خویش‌ نشاند.

پیاله‌ شرابی‌ راکه‌ در دستش‌ بود به‌ حضرت‌ تعارف‌ کرد و ایشان‌ هم‌ فرمودند: «امیر! هرگز گوشت‌ و خونم‌ تا به‌ حال‌ به‌ شراب‌ آلوده‌ نگشته‌ است‌ (از نوشیدن‌ شراب‌) مرا معاف‌ بدار.» او هم‌ صرف‌نظر کرد. تا انتهای‌ جریان‌ (که‌ البته‌ نکات‌ جالب‌ توجه‌ دیگری‌ هم‌ در این‌ جریان‌ وجود دارد که‌ در اینجا فرصت‌ و مجال‌ طرح‌ آنها نیست‌). 


پیشگویی‌ پنجم‌ : شورش‌ صاحب‌الزنج‌
که‌ از جمله‌ آن‌ احادیثی‌ که‌ در آنها صحبت‌ از این‌ شخص‌ شده‌ است‌ حدیثی‌ است‌ که‌ پیش‌ از این‌ از ابن‌عباس‌ آوردیم‌. جریان‌ صاحب‌الزنج‌ و قومش‌ در تاریخ‌ از این‌ قرار ثبت‌ شده‌ است‌ که‌ وی‌ شخصی‌ بود که‌ در سال‌ 255 ه.ق‌ (مصادف‌ با میلاد حضرت‌ مهدی‌(ع‌)) قیام‌ کرد.

نامش‌ علی‌بن‌ محمد بود و علی‌رغم‌ اینکه‌ از حیث‌ عقاید و تفکرات‌ با اهل‌ بیت‌(ع‌) اختلاف‌ داشت‌، گمان‌ می‌کرد که‌ از علویان‌ است‌. طی‌ مدت‌ 15 سال‌ در جامعه‌ چنان‌ فسادی‌ به‌ راه‌ انداخته‌ بود که‌ نهایتاً در سال‌ 270ه.ق‌ دستش‌ را به‌ قتل‌عام‌ مردم‌ آلوده‌ کرد.

علاوه‌ بر انتساب‌ خویش‌ به‌ علویان‌ عمده‌ مطلبی‌ که‌ در شورش‌ خود روی‌ آن‌ تکیه‌ می‌کرد این‌ بود به‌ طور اساسی‌ به‌ کارگران‌ و طبقة‌ زحمت‌کش‌ جامعه‌، خصوصاً بندگان‌ و غلامان‌ تحت‌ سرپرستی‌ دیگران‌ نظر داشت‌ و از این‌ جهت‌ بود که‌ به‌ وی‌ صاحب‌الزنج‌ یا سرور بندگان‌ لقب‌ داده‌ بودند.

فسادی‌ زیادی‌ در جامعه‌ اسلامی‌ به‌ پا کرد و دولت‌ عباسی‌ را به‌ شدت‌ به‌ زحمت‌ انداخت‌ و ساکنان‌ بصره‌ و بسیاری‌ دیگر از شهرها رابا قتل‌ و غارت‌ و سرگردانی‌ (آوارگی‌) مردم‌ تحت‌ فشار قرار داد. این‌ واقعة‌ تاریخی‌ هم‌ خود دلیل‌ بزرگی‌ برای‌ صدق‌ حدیث‌ و گویندة‌ آن‌ (علیه‌السلام‌) می‌باشد.

پیشگویی‌ ششم‌ : ظهور علم‌ در شهر قم‌
از جمله‌ این‌ احادیث‌، این‌ مورد است‌ که‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) روایت‌ شده‌ که‌ فرمودند:
کوفه‌ از (حضور) مؤمنین‌ خالی‌ خواهد شد و علم‌ از آن‌ رخت‌ برمی‌بندد همانندماری‌ که‌ به‌ سوراخ‌ (لانه‌) خویش‌ خزیده‌ باشد‌ سپس‌ در شهری‌ که‌ به‌ آن‌ قم‌ می‌گویندنمایان‌می‌شودوآنجامعدن‌علم‌وفضل‌ می‌گردد به‌طوری‌که‌هیچ‌مستضعفی‌ازلحاظ‌ دینی‌روی‌ زمین‌ باقی‌ نمی‌ماند. حتی‌ عروسان‌ حجله‌نشین‌ که‌ این‌ جریان‌ نزدیک‌ ظهور قائم‌(ع‌) می‌باشد تا انتهای‌ حدیث‌. 
این‌ موضوع‌ در دهة‌ گذشته‌ پیش‌ آمده‌ است‌ و عظمت‌ امامان‌(ع‌) را زمانی‌ متوجه‌ می‌شویم‌ که‌ بدانیم‌ امام‌ از ظهور علم‌ دینی‌ در قم‌ در حالتی‌ خبر می‌دهند که‌ حتی‌ موقعیت‌ مکانی‌ این‌ شهر در زمان‌ ایشان‌ هنوز ناشناخته‌ بود و ساکنان‌ آن‌ هم‌ بت‌پرست‌ و آتش‌پرست‌ بودند و پس‌ از گذشت‌ قریب‌ 1200 سال‌ مرکز مطالعات‌ و شهر علم‌ شیعه‌ گشت‌.

این‌ حدیث‌ را در اینجا از این‌ جهت‌ ذکر کردیم‌ که‌ صراحتاً به‌ هجرت‌ علم‌ از کوفه‌ (نجف‌ اشرف‌) به‌ شهر قم‌ بیش‌ از قیام‌ حضرت‌ حجت‌(ع‌) اشاره‌ می‌کند که‌ به‌ جهت‌ ستم‌های‌ پادشاه‌ و کشتار و رانده‌ شدن‌ علما (از آن‌ دیار) که‌ در آن‌ زمان‌ مشاهده‌ می‌شود، می‌باشد.

بسیاری‌ از حوادث‌ و پیشگویی‌های‌ معصومین‌(ع‌) که‌ تا به‌ حال‌ در تاریخ‌ رخ‌ داده‌اند ازاین‌ قرار است‌:
امام‌ باقر(ع‌) در روایتی‌ به‌ جابربن‌ یزید جعفی‌ می‌فرمایند:
جابر! از زمین‌ تکان‌ نخور و هیچ‌ دست‌ و پا مزن‌ تا اینکه‌ این‌ نشانه‌هایی‌ را که‌ می‌گویم‌ مشاهده‌ کنی‌ (البته‌) اگر آنها را درک‌ کنی‌: اولین‌ آنها اختلاف‌ بنی‌عباس‌ است‌ که‌ نمی‌بینم‌ که‌ تو آن‌ را درک‌ کنی‌ ولی‌ پس‌ از مرگم‌ از قول‌ من‌ این‌ مطلب‌ را نقل‌ کن‌ (و به‌ دیگران‌ بگو) و منادی‌ که‌ از آسمان‌ ندا دهد و صدایی‌ که‌ از پیروزی‌ حکایت‌ می‌کند از سمت‌ دمشق‌ به‌ شما برسد.

قریه‌ای‌ (ده‌ یا شهر) در شام‌ که‌ به‌ جابیه‌ مشهور است‌ در زمین‌ فرو برود بخش‌ سمت‌ راست‌ مسجد دمشق‌ فرو بریزد، از دین‌ برگشتگانی‌ از جانب‌ ترک‌ها سر به‌ شورش‌ بردارند و آشوبی‌ هم‌ از ناحیة‌ روم‌ به‌ دنبال‌ آن‌ می‌آید، برادران‌ترک‌هم‌آن‌قدرمی‌آیندتابه‌ جزیره‌ می‌رسند و از دین‌برگشتگان‌هم‌به‌سوی‌روم‌ حرکت‌ می‌کنند تا اینکه‌ به‌ رمله‌می‌رسندجابر! آن‌ سال‌ غرب‌ در کل‌ زمین‌ اختلاف‌ زیادی‌ می‌پراکند و اول‌ مغرب‌ زمین‌، شام‌ است‌. 

شیخ‌ مفید هم‌ در الارشاد خود فهرستی‌ از نشانه‌های‌ ظهور را ذکر کرده‌ که‌ از این‌ قرار است‌:
«برای‌ زمان‌ قیام‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) نشانه‌هایی‌ بیان‌ شده‌ و از حوادثی‌ که‌ پیش‌ از قیام‌ اتفاق‌ خواهد افتاد به‌ ما خبر داده‌اند که‌ از جمله‌ آنها می‌توان‌ این‌ موارد را ذکر کرد: شورش‌ سفیانی‌، کشته‌ شدن‌ سید حسنی‌، تفرقه‌ بنی‌عباس‌ به‌ خاطر پادشاهی‌ و حکومت‌ دنیایی‌، کسوف‌ خورشید در نیمه‌ ماه‌ رمضان‌ و خسوف‌ ماه‌ در آخر همان‌ ماه‌ که‌ هر دو بر خلاف‌ رویه‌ عادی‌ طبیعت‌ است‌، فرو رفتن‌ در بیابان‌، فرو رفتن‌ در مشرق‌ و فرو رفتن‌ دیگری‌ در مغرب‌، به‌ همراه‌ حرکت‌ نکردن‌ خورشید از ظهر تا نیمه‌های‌ عصر، طلوع‌ خورشید از مغرب‌ و کشته‌ شدن‌ نفس‌ زکیه‌ در پشت‌ کوفه‌ 70 انسان‌ صالح‌ و شایسته‌ دیگر، بریدن‌ سر مردی‌ هاشمی‌ بین‌ رکن‌ و مقام‌.

خراب‌ شدن‌ دیوار مسجد کوفه‌، ظاهر ونمایان‌ شدن‌ پرچم‌های‌ سیاهی‌ از خراسان‌، قیام‌ یمنی‌، ظاهر شدن‌ شخصی‌ مغربی‌ در مصر و حکومت‌ کردنش‌ بر شام‌، فرود آمدن‌ ترک‌ها در جزیره‌ و رومیان‌ در ساحل‌، طلوع‌ ستاره‌ مشرقی‌ که‌ همانند ماه‌ نورافشانی‌ می‌کند و سپس‌ چنان‌ خم‌ می‌شود که‌ گویی‌ دو سوی‌ آن‌ قرار است‌ به‌ هم‌ برسند، سرخی‌ای‌ که‌ در آسمان‌ ظاهر می‌شود و در تمام‌ افق‌ پخش‌ و منتشر می‌شود.

آتش‌ بزرگ‌ و شدیدی‌ که‌ در مشرق‌ نمایان‌ شده‌ و سه‌ یا هفت‌ روز در (جو و) آسمان‌ باقی‌ می‌ماند. پایان‌ سختی‌های‌ اعراب‌ و حکومت‌ کردنشان‌ بر بلاد و خارج‌ شدن‌ از سیطره‌ و سلطنت‌ و عجم‌ها.

کشته‌ شدن‌ امیر مصر توسط‌ ساکنان‌ آن‌ دیار، حرکت‌ پرچم‌هایی‌ که‌ به‌ سوی‌ خراسان‌ راهی‌ می‌شوند، ورود سپاهی‌ از سمت‌ مغرب‌ تاوقتی‌ که‌ با از بین‌ رفتن‌ سرگشتگی‌ و حیرت‌ آرامش‌ یابد، نمایانی‌ پرچم‌های‌ سیاه‌ از مشرق‌ به‌ همان‌ صورت‌، شکافتن‌ و ترک‌ خوردن‌ فرات‌ به‌ طوری‌ که‌ آب‌ وارد کوچه‌ها و خیابان‌های‌ کوفه‌ می‌شود، شورش‌ 60 دروغگو که‌ همگی‌ ادعای‌ نبوت‌ می‌کنند و شورش‌ 12 نفر از آل‌ ابی‌طالب‌ که‌ همه‌ ادعای‌ امامت‌ برای‌ خویش‌ دارند، سوزاندن‌ مردی‌ بلند مرتبه‌ از پیروان‌ بنی‌عباس‌ میان‌ جلولاء و خابقین‌، زدن‌ پلی‌ در آنجایی‌ که‌ آب‌ میان‌ مدینة‌السلام‌ و بغداد روان‌ است‌، برخاستن‌ بادی‌ سیاه‌ در ابتدای‌ روز و زلزله‌ای‌ که‌ منجر به‌ فرو رفتن‌ بسیاری‌ از آنها می‌شود.

هراسی‌ که‌ دامن‌گیر اهل‌ عراق‌ و بغداد می‌شود و مرگ‌ ناگهانی‌ در آن‌ و نقصان‌ و کاهش‌ اموال‌ و جان‌ها و بدن‌ها و محصولات‌ و یورش‌ ملخ‌ها که‌ در ابتدای‌ آن‌ و غیر آن‌ ظاهر می‌شوند به‌ طوری‌ که‌ به‌ زراعت‌ و غلات‌ و همان‌ مقدار کمی‌ که‌ مردم‌ کشت‌ کرده‌اند حمله‌ور می‌شود

و اختلاف‌ میان‌ دو دسته‌ از عجم‌ها و ریخته‌ شدن‌ خون‌ بسیاری‌ از آنها و شورش‌ بندگان‌ از اطاعت‌ سروران‌ آنها و کشتن‌ ایشان‌ و مسخ‌ شدن‌ دسته‌ای‌ از بدعت‌گزاران‌ که‌ به‌ شکل‌ میمون‌ و خوک‌ می‌شوند، و غلبه‌ یافتن‌ بندگان‌ بر سرزمین‌های‌ مالکان‌ و سروران‌، ندایی‌ از آسمان‌ که‌ تمام‌ اهل‌ زمین‌ آن‌ را به‌ زبان‌ خویش‌ می‌شنوند و صورت‌ و سینه‌ای‌ که‌ در آسمان‌ در قرص‌ خورشید برای‌ مردم‌ ظاهر می‌شود،

و مردگانی‌ که‌ از قبرهایشان‌ به‌ دنیا برمی‌گردند و در آن‌ (با دیگران‌) آشنا می‌شوند و به‌ زیارت‌ همدیگر می‌روند، سپس‌ همه‌ اینها به‌ 24 باران‌ که‌ به‌ وسیلة‌ آن‌ زمین‌ پس‌ از مرگش‌ زنده‌ می‌شود ختم‌ شده‌ و برکات‌ آن‌ نمایان‌ می‌گردد و پس‌ از آن‌ تمام‌ آسیب‌ها و بلایا از معتقدان‌ به‌ حق‌ که‌ از شیعیان‌ مهدی‌(ع‌) هستند برطرف‌ شده‌ و از ظهور آن‌ حضرت‌ در مکه‌ خبردار می‌شوند و برای‌ یاری‌ ایشان‌ متوجه‌ و راهی‌ آنجا می‌شوند.» 

بعضی‌ از حوادثی‌ که‌ در این‌ دو روایت‌ ذکر و در تاریخ‌ محقق‌ شده‌ را به‌ طور گذرا بررسی‌ می‌کنیم‌ که‌ البته‌ کسانی‌ که‌ مایلند در این‌ رابطه‌ آگاهی‌های‌ بیشتری‌ بیابند می‌توانند به‌ این‌ کتاب‌ها مراجعه‌ کنند:

1 ـ  کتاب‌ الغیبة‌:  شیخ‌ اجل‌ محمدبن‌ ابراهیم‌ بن‌ جعفر نعمانی‌ معروف‌ به‌ ابن‌ ابی‌ زینب‌، ایشان‌ از علمای‌ قرن‌ سوم‌ هجری‌ و ازشاگردان‌ ثقة‌الاسلام‌ کلینی‌ بوده‌اند که‌ این‌ اثر یکی‌ از نفیس‌ترین‌ کتاب‌هایی‌ است‌ که‌ در این‌ رابطه‌ نگاشته‌ شده‌ است‌. شیخ‌ مفید در  الارشاد  خود از وی‌ ستایش‌ کرده‌ که‌ نشانگر این‌ است‌ که‌ تا آن‌ زمان‌ مؤلفی‌ چون‌ او نبوده‌ است‌.

2 ـ  کمال‌الدین‌ و تمام‌النعمة‌ :  شیخ‌ ابوجعفر محمد بن‌ علی‌بن‌ الحسین‌ بابویه‌ قمی‌ معروف‌ به‌ شیخ‌ صدوق‌ (از علمای‌ قرن‌ چهارم‌ هجری‌ متوفی‌، 381 ق‌.)

3 ـ  کتاب‌ الغیبة‌:  شیخ‌ ابی‌ جعفر محمد بن‌ الحسن‌ طوسی‌، شیخ‌ الطائفه‌ (متوفی‌ 460 ق‌.)
و اما پیشگویی‌های‌ محقق‌ شده‌ در این‌ دو روایت‌ :

1 ـ روی‌ کردن‌ پرچم‌های‌ سیاه‌ از ناحیة‌ خراسان‌: با قیام‌ ابو مسلم‌ خراسانی‌ تطابق‌ دارد.

2 ـ ظهور مغربی‌ در مصر که‌ شامات‌ را تصرف‌ می‌کند: شورش‌ مغربی‌ فاطمی‌ که‌ در سال‌ 396 ق‌. در شمال‌ افریقا اعلام‌ دعوت‌ کرد و پس‌ از جنگ‌ با شام‌ بر آن‌ مستولی‌ شد.

3 ـ فرود آمدن‌ ترک‌ها در جزیره‌: زمانی‌ که‌ خاک‌ جزیره‌ مدت‌ طولانی‌ تحت‌ سیطرة‌ کومت‌ عثمانی‌ ترکی‌ بود از سال‌ 941 ق‌. آغاز شد تا زمان‌ سقوط‌ سلطنت‌ آنها در سال‌ 1335 ق‌. پس‌ از اشغال‌ بریتانیا در جنگ‌ جهانی‌ اول‌.

4 ـ فرود آمدن‌ رومیان‌ در رمله‌: در لسان‌ ائمه‌ معصومین‌(ع‌) از اروپا به‌ روم‌ تعبیر می‌کرده‌اند و رمله‌ نام‌ منطقه‌ای‌ در شام‌ و منطقه‌ای‌ دیگر در مصر است‌ فلذا با استعمار فرانسه‌ در مصر به‌ رهبری‌ ناپلئون‌ بناپارت‌

  منبع : موعود




:: برچسب‌ها: شش‌ ماه به ظهور 2, شش‌ ماه به ظهور 1, شش ماه به ظهور 4

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩٢/٢/۱
شش‌ ماه به ظهور 2

اشاره: 
در قسمت اول مقاله گفته شد، همانطور که عصر غیبت به دو بخش صغری و کبری تقسیم شد عصر ظهور هم به دو قسمت اصغر و اکبر تقسیم میشود. همچنین گفته شد لازم است هر کسی با نشانههای ظهور چنان آشنا شود که در دام مدعیان دروغین مهدویت نیفتد. در این شماره، بخش دوم از مقدماتی را که لازم است پیش از پرداختن به حوادث شش ماهه دوم آخرین سال غیبت مد نظر قرار گیرند با بررسی میکنیم: 

همه‌ انسان‌ها و کشورها خصوصاً امت‌ اسلامی‌ پیش‌ از ظهور حضرت‌ بقیة‌ الله‌ (ع‌) به‌ شرایط‌ سخت‌ و سیاهی‌ که‌ ناشی‌ از ظلم‌ و جور و انحراف‌ آن‌ زمان‌ است‌ مبتلا خواهند شد .این‌ نکته‌ را می‌توان‌ از این‌ حدیث‌ متواتر حضرت‌ رسول‌ اکرم‌ (ص‌) برداشت‌ کرد که‌ فرمودند: «همانا مهدی‌ (ع‌) زمین‌ را همانطور که‌ از ظلم‌ و جور پر شده‌ باشد مملو از قسط‌ و عدل‌ می‌گرداند». 

با رجوع‌ به‌ احادیث‌ و روایات‌ معصومین‌ (ع‌) اخبار و نکاتی‌ را می‌بینیم‌ که‌ سختی‌ و فساد موجود در آن‌ زمان‌ را به‌ تصویر می‌کشند. مضاف‌ بر اینکه‌ بعضی‌ از آنها به‌ برخی‌ حوادث‌ خاص‌ و معین‌ هم‌ اشاره‌ می‌کنند. برای‌ واضح‌تر شدن‌ موضوع‌ می‌توان‌ این‌ احادیث‌ را چنین‌ طبقه‌ بندی‌ کرد: 

1. روایاتی‌ که‌ به‌ پر شدن‌ زمین‌ از ظلم‌ و جور خبر می‌دهند: 
مضمون‌ این‌ بخش‌ متواتراً در روایات‌ آمده‌ و در احادیث‌ به‌ مساله‌ پر شدن‌ زمین‌ از ظلم‌ و جور پیش‌ از ظهور حضرت‌ ولی‌ عصر (ع‌) تصریح‌ شده‌ است‌ . 

2. روایاتی‌ که‌ به‌ پدید آمدن‌ فتنه‌ها و شدت‌ یافتن‌ و زیاد شدن‌ جریان‌های‌ ترسناک‌ می‌پردازند.
حدیثی‌ از امام‌ صادق‌ (ع‌) نقل‌ شده‌ که‌ مفصلاً به‌ فتنه‌های‌ گمراه‌ کننده‌ و خوفناک‌ آن‌ زمان‌ می‌پردازند  و حدیث‌ ذیل‌ را می‌توان‌ از این‌ دسته‌ شمرد: 
امام‌ جواد (ع‌) فرمودند: 
قائم‌ (ع‌) قیام‌ نخواهد کرد مگر به‌ دنبال‌ خوف‌ و هراس‌ جدّی‌، زلزله‌ها، فتنه‌ها، بلایا و طاعونی‌ که‌ (مردم‌) بدان‌ مبتلا شده‌ باشند و شمشیر بران‌ (جنگ‌ نمایان‌) میان‌ اعراب‌ و اختلاف‌ زیاد مردم‌ و تفرقه‌ مذهبی‌ آنها و تعدد ادیان‌ و مذاهب‌ و تغییر و تحوّل‌ آنها و...  

قابل‌ ذکر است‌ که‌ فتنه‌ معانی‌ مختلفی‌ دارد که‌ به‌ طور خلاصه‌ از این‌ قرار است‌: 
الف‌) مورد امتحان‌ و آزمایش‌ قرار گرفتن‌ ؛
ب‌) کفر، گمراهی‌ و گناه‌ ؛
ج‌) به‌ وجود آمدن‌ اختلاف‌ نظر در دیدگاه‌های‌ مردم‌؛
د) کشتار و جنگ‌هایی‌ که‌ میان‌ مردم‌ واقع‌ می‌شود .

3ـ احادیثی‌ که‌ اظهار ناشکیبایی‌ (جزع‌) ناشی‌ از سختی‌ روزگار و گرفتاری‌ شدید مردم‌ را در آن‌ زمان‌ بیان‌ می‌کنند: 
«مؤمنان‌ در عصر غیبت‌ از گرفتاری‌ شدید، بلای‌ طولانی‌ و کم‌ طاقتی‌ و هراس‌ رنج‌ می‌برند و به‌ همین‌ خاطر وقتی‌ شخصی‌ از کنار قبر برادرش‌ می‌گذرد می‌گوید: کاش‌ من‌ به‌ جای‌ او بودم‌...»  

واضح‌ است‌ که‌ جزع‌ و به‌ تبع‌ آن‌ آرزوی‌ مرگ‌ نتیجه‌ فشار سختی‌ها و مصیبت‌هایی‌ است‌ که‌ شخص‌ در جامعه‌ گمراه‌ و منحرف‌ با آن‌ مواجه‌ می‌باشد.

4. اخباری‌ که‌ به‌ وجود حیرت‌ (سردرگمی‌) و تزلزل‌ در افکار و اعتقادات‌ می‌پردازند: 
از این‌ جمله‌ حدیثی‌ است‌ که‌ از امیر المومنین‌ علی‌ (ع‌) نقل‌ شده‌ که‌ در میان‌ صحبت‌هایشان‌ راجع‌ به‌ حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) فرمودند: «غیبت‌ و حیرتی‌ پیش‌ خواهد آمد که‌ دسته‌ای‌ طی‌ آن‌ گمراه‌ می‌شوند و دسته‌ای‌ دیگر هدایت‌ می‌یابند که‌ این‌ حیرت‌ ممکن‌ است‌ از جنبه‌های‌ مختلفی‌ پیش‌ آمده‌ باشد:  
سرگردانی‌ در عقاید دینی‌ نتیجه‌ جریانات‌ باطلی‌ است‌ که‌ با جهالت‌ و کنار گذاشتن‌ تفکّر در میان‌ امت‌ روبرو می‌گردد.  

بدین‌ معنا که‌ طولانی‌ بودن‌ مدت‌ غیبت‌ حضرت‌ باعث‌ می‌شود که‌ مردم‌ به‌ شک‌ بیفتند و در مورد مقام‌ ایشان‌ اختلاف‌ پیدا کنند و یا اینکه‌ حیرت‌ در باره‌ وجوب‌ جهاد بدون‌ وجود رهبری‌ بلند مرتبه‌ و انقلابی‌ پیش‌ آمده‌ باشد.

5. اخباری‌ که‌ دلالت‌ بر جنگ‌ها و کشتارها می‌کنند: 
احادیث‌ شریف‌ وضعیت‌ سیاسی‌ عصر ظهور را با خصوصیت‌ عدم‌ ثبات‌ (سیاسی‌) و کثرت‌ جنگ‌ها وکشتارها توصیف‌ می‌کنند:
پیش‌ از این‌ امر (قیام‌ حضرت‌ مهدی‌ (ع‌)) کشتار «یبوح‌» خواهد بود. از حضرت‌ پرسیدند: یبوح‌ به‌ چه‌ معناست‌؟ فرمودند: دائمی‌ است‌ و از شدت‌ آن‌ کاسته‌ نمی‌شود. 

حتی‌ برخی‌ روایات‌ شدت‌ این‌ جنگ‌ها را تا آنجا بیان‌ می‌کنند که‌ طی‌ آنها دو سوم‌ از جمعیت‌ زمین‌ از بین‌ می‌روند. حضرت‌ علی‌ (ع‌) فرمودند: مهدی‌ (ع‌) قیام‌ نمی‌کند تااینکه‌ یک‌ سوم‌ (از مردم‌ زمین‌) کشته‌ شوند و یک‌ سوم‌ (خود) بمیرند و تنها یک‌ سوم‌ (از جمعیت‌ زمین‌) باقی‌ بماند. 

می‌توان‌ الفاظ‌ موجود در احادیث‌ را با اصطلاحات‌ و معادل‌های‌ امروزی‌ آنها نظیر انحراف‌ فکری‌، سیاسی‌، اقتصادی‌ و اجتماعی‌ و اخلاقی‌ و از این‌ دسته‌ جایگزین‌ کرد.

شاید بهترین‌ روایتی‌ که‌ به‌ آنها مفصلاً می‌پردازد این‌ حدیث‌ نبوی‌ (ص‌) است‌ که‌ ابن‌ عباس‌ می‌گوید: 
در حجة‌الوداع‌، با رسول‌ مکرم‌ اسلام‌(ص‌) مشغول‌ انجام‌ مناسک‌ حج‌ بودیم‌ که‌ حضرت‌ حلقه‌ در کعبه‌ را گرفته‌ و رو به‌ ما کردند و فرمودند: آیا می‌خواهید شما را از نشانه‌ها و حوادث‌ پیش‌ از قیامت‌ خبردار کنم‌؟

سلمان‌ که‌ از همه‌ به‌ ایشان‌ نزدیکتر ایستاده‌ بود گفت‌: بلی‌ یا رسول‌الله‌!

ایشان‌ فرمودند: از جمله‌ آنها ضایع‌ و تباه‌ کردن‌ نمازها و تبعیت‌ از شهوت‌ها، متمایل‌ شدن‌ به‌ هواهای‌ نفسانی‌، تکریم‌ و بزرگداشت‌ ثروتمندان‌ و مال‌پرستان‌ و فروختن‌ دین‌ به‌ قیمت‌ دنیاست‌. در این‌ زمان‌ است‌ که‌ قلب‌ مؤمن‌ در درونش‌ همانسان‌ که‌ نمک‌ در آب‌ حل‌ می‌شود، ذوب‌ می‌شود چرا که‌ منکرات‌، کژی‌ها و کاستی‌ها را می‌بیند و قدرت‌ تغییر دادن‌ آنها را ندارد.
سلمان‌ پرسید: آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟

ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنکه‌ جانم‌ در دست‌ اوست‌ چنین‌ خواهد شد و به‌ دنبال‌ آن‌ حاکمان‌ و امیران‌ ستمگر و وزیران‌ فاسق‌ و کارگزاران‌ و کارشناسان‌ ستمکار پیدا شده‌ و  ] مردم‌ [ به‌ خیانتکاران‌ اعتماد می‌کنند.
ـ آیا واقعاً چنین‌ روزی‌ خواهد آمد؟

ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنکه‌ جانم‌ به‌ قبضة‌ قدرت‌ اوست‌ آری‌! در آن‌ زمان‌ است‌ که‌ منکرات‌ و انحرافات‌، معروف‌ و خوب‌ و اعمال‌ پسندیده‌ منکر و ناپسند شمرده‌ می‌شود. به‌ شخص‌ خائن‌ اعتماد و شخص‌ امین‌ خائن‌ خوانده‌ می‌شود. دروغگو را تأیید و راستگو را طرد می‌کنند.

ـ آیا واقعاً چنین‌ روزی‌ خواهد آمد؟
ـ قسم‌ به‌ آنکه‌ جانم‌ در دستانش‌ است‌ آری‌! در آن‌ زمان‌ است‌ که‌ زنان‌ فرمانروا می‌شوند و سروری‌ می‌یابند. با زنان‌ و کنیزکان‌ مشورت‌ می‌گردد و کودکان‌ بر منبرها می‌نشینند و هر چیزی‌ نهایتاً به‌ دروغ‌ ختم‌ می‌شود، زکات‌ و فی‌ء (که‌ حق‌ عمومی‌ و همگانی‌ است‌) غنیمت‌ و بهره‌ شخصی‌ شمرده‌ می‌شود. شخص‌ به‌ والدینش‌ ستم‌ می‌کند و در عین‌ حال‌ به‌ دوستش‌ خدمت‌ و نیکی‌. و آنجاست‌ که‌ ستارة‌ گنهکاری‌ طلوع‌ می‌کند.

ـ آیا چنین‌ چیزی‌ اتفاق‌ خواهد افتاد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنکه‌ جانم‌ در دست‌ اوست‌ آری‌! در چنین‌ شرایطی‌ است‌ که‌ مرد با همسرش‌ در تجارت‌ شریک‌ می‌شود، خوی‌ و عادت‌های‌ شخصی‌ و باطل‌ زیاد شده‌ و خوبی‌ها به‌ شدت‌ کم‌ می‌شود. شخص‌ به‌ خاطر سختگیری‌ به‌ بدهکاران‌ خود تحقیر می‌شود. و زمانی‌ است‌ که‌ بازارها به‌ هم‌ نزدیک‌ می‌شوند و یکی‌ می‌گوید چیزی‌ نفروختم‌ و دیگری‌ می‌گوید سودی‌ نبردم‌ و چیزی‌ جز شکایت‌ کردن‌ از خدا دیده‌ نخواهد شد.
ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟...

ـ سلمان‌! آری‌ قسم‌ به‌ آنکه‌ جانم‌ در دست‌ اوست‌ در آن‌ زمان‌ است‌ که‌ به‌ دنبال‌ این‌ حوادث‌ اقوامی‌ پیدا می‌شوند که‌ اگر حرفی‌ بزنند کشته‌ می‌شوند و اگر ساکت‌ بمانند غارتشان‌ می‌کنند تا اینکه‌ از اموالشان‌ بهره‌مند شوند و به‌ حریم‌هایشان‌ تجاوز کنند و حرمتشان‌ را شکسته‌ و خونشان‌ را بریزند. قلب‌های‌ آنها کاملاً با ترس‌ و حقه‌بازی‌ عجین‌ گشته‌ و آنها را جز در حالت‌ خوف‌ و نگرانی‌ و هراس‌ و وحشت‌ نمی‌یابی‌.
ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟

ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنکه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌! در آن‌ زمان‌ است‌ که‌ چیزی‌ از مشرق‌ و چیزی‌ از مغرب‌ می‌آید و امت‌ مرا رنگارنگ‌ می‌کند چه‌ بیچاره‌اند کسانی‌ که‌ به‌ خاطر آنها ضعیف‌ می‌شوند و وای‌ بر آنها که‌ خدا چه‌ برای‌ آنها مهیّا کرده‌ و چگونه‌ مترصد آنهاست‌، نه‌ به‌ کوچکترها رحم‌ می‌کنند و نه‌ به‌ بزرگترها احترام‌ می‌گذارند. از خطاکاران‌ و گنهکاران‌ در امان‌ نیستند، بدن‌هایشان‌ بدن‌ انسان‌ و قلب‌هایشان‌ قلب‌ شیطان‌ است‌.
ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ کسی‌ که‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌. در آن‌ زمان‌ مردان‌ تنها به‌ مردان‌ و زنان‌ تنها به‌ زنان‌ ] برای‌ ارضاء شهوات‌  [  می‌پردازند. همانگونه‌ که‌ اهل‌ خانه‌ای‌ نسبت‌ به‌ دختران‌ خانه‌ خود احساس‌ غیرت‌ می‌کنند (غریبه‌ها) نسبت‌ به‌ پسرکان‌ جوان‌، غیور می‌گردند (آنها را ناموس‌ خود می‌شمرند) مردان‌ به‌ زنان‌ و زنان‌ به‌ مردان‌ شبیه‌ می‌شوند و زنان‌ بر زین‌ها سوار می‌گردند که‌ لعنت‌ من‌ بر آنها باد.
ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنکه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌. در آن‌ زمان‌ مساجد را همانند کلیساها و کنیسه‌ها تزیین‌ می‌کنند و قرآن‌ها را طلاکاری‌ و زینت‌. مناره‌ها بلند می‌شوند و خطوط‌ زیاد می‌شوند. قلب‌هایشان‌ نسبت‌ به‌ هم‌ متنفر و در زبان‌هایشان‌ اختلاف‌ نمایان‌ است‌.
ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنکه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌! در آن‌ زمان‌ است‌ مردان‌ و پسران‌ امتم‌ برای‌ زینت‌ از طلا استفاده‌ می‌کنند و حریر و دیبا و ابریشم‌ می‌پوشند و با بیگانگان‌ متحد می‌شوند.
ـ آیا چنین‌ چیزی‌ واقع‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنکه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌! در آن‌ زمان‌ ربا علنی‌ می‌شود و با اجناس‌ ممتاز، رشوه‌ و معامله‌ می‌کنند. دین‌ رها می‌شود و مقام‌ و منزلت‌ دنیا (در نظر مردم‌) رفیع‌ می‌گردد.
ـ آیا چنین‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنکه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌! هر چند به‌ خدا ضرری‌ نمی‌رسانند  ] و به‌ خودشان‌ ظلم‌ می‌کنند [  لیکن‌ طلاق‌ زیاد می‌شود و حدود اقامه‌ و اجرا نمی‌شوند.
ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنکه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌. در آن‌ زمان‌ است‌ که‌ زنان‌ آوازه‌خوان‌ می‌شوند و آلات‌ موسیقی‌ جلوه‌ می‌یابند و به‌ دنبال‌ آن‌ اشرار امتم‌ پیدا می‌شوند.
ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنکه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌. در آن‌ زمان‌ ثروتمندان‌ امتم‌ برای‌ تفریح‌ و سیاحت‌ افراد عادی‌ برای‌ تجارت‌ و کسب‌ درآمد و فقرا برای‌ ریا و خودنمایی‌ به‌ حج‌ و عمره‌ می‌روند. جمعیتی‌ پیدا می‌شوند که‌ تفکّر و تدبر و تفقه‌ آنها برای‌ غیرخدا (و اهداف‌ غیرالهی‌) است‌. زنازادگان‌ زیاد می‌شوند و قرآن‌ را با آواز و غنا می‌خوانند و به‌ خاطر دنیا بر سر هم‌ می‌ریزند و با هم‌ درگیر می‌شوند.
ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنکه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌. در آن‌ زمان‌ به‌ محارم‌ تجاوز می‌کنند و به‌ دنبال‌ گناهان‌ می‌روند، اشرار و بدان‌ بر خوبان‌ مسلط‌ می‌شوند. دروغ‌ علنی‌ می‌شود و لجاجت‌ نمایان‌ می‌گردد.
بیچارگی‌ها علنی‌ می‌شود، با لباس‌ها به‌ هم‌ فخر می‌فروشند و مباهات‌ می‌کنند و ظرف‌های‌ ناشایست‌ را پر می‌کنند. نرد و شطرنج‌ و آلات‌ موسیقی‌ مورد پسند واقع‌ می‌شوند. امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر را انکار می‌کنند، به‌ طوری‌ که‌ مؤمن‌ خوارتر از کنیز می‌گردد. همدستی‌ میان‌ زاهد(نما)ها و قاریان‌ (بدکردار) نمایان‌ می‌شود. اینها همانها هستند که‌ در آسمان‌ها آنها را پلیدان‌ ناپاک‌ می‌خوانند.
ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنکه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌! در آن‌ زمان‌ ثروتمند از وضعیت‌ فقیر هراسان‌ نمی‌شود به‌ طوری‌ که‌ گدا یک‌ هفته‌ کامل‌ از مردم‌ گدایی‌ می‌کند امّا کسی‌ را که‌ چیزی‌ در دستش‌ بگذارد نمی‌بیند.
ـ آیا حقیقتاً چنین‌ اتفاقی‌ خواهد افتاد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنکه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌! در آن‌ زمان‌ «روبیضه‌» به‌ سخن‌ می‌آید.
پدر و مادرم‌ به‌ فدایت‌ یا رسول‌الله‌ «روبیضه‌» دیگر چیست‌؟
ـ کسی‌ که‌ تا به‌ حال‌ صحبت‌ نمی‌کرد برای‌ امور عموم‌ مردم‌ به‌ سخن‌ می‌آید و جز کمی‌ از او فرمان‌ نبرند... 
قسم‌ به‌ جانم‌ که‌ این‌ همان‌ چیزی‌ است‌ که‌ دائماً در عصر گمراهی‌ و فسقی‌ که‌ در آن‌ زندگی‌ می‌کنیم‌، مشاهده‌ می‌شود و با تمام‌ حواس‌ و وجود از آنها خبر داریم‌. صلوات‌ خداوند بر تو باد یا رسول‌ الله‌ ما را از آن‌ با خبر کردی‌ و سلام‌ بر تو یا مهدیا که‌ روزی‌ همه‌ اینها را از بین‌ می‌بری‌ و عدل‌ و داد را جایگزین‌ آن‌ می‌گردانی‌  روایاتی‌ که‌ تااینجا ذکر کردیم‌ به‌ فاسد بودن‌ زمانه‌ به‌ طور کلی‌ اشاره‌ می‌کردند و مشخص‌ نمی‌کردند که‌ این‌ حوادث‌ چگونه‌ رخ‌ خواهند داد.

با توجه‌ به‌ اینکه‌ می‌دانیم‌ عصر فتنه‌ها پیش‌ از عصر ظهور است‌ و به‌ وضوح‌ در احادیث‌ و روایات‌ بیان‌ شده‌ که‌ عصر ظلم‌ پیش‌ از عصر عدالت‌ خواهد بود و به‌ ناچار باید اشاره‌ و بیان‌ کنیم‌ که‌ برخی‌ از این‌ اخبار به‌ همراه‌ باقی‌ حوادث‌ پیش‌ از برپایی‌ قیامت‌ آمده‌اند که‌ به‌ برداشت‌ ما از آنها خدشه‌ای‌ وارد نمی‌کند چرا که‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) پیش‌ از قیامت‌ رخ‌ می‌دهد و لزومی‌ ندارد که‌ نشانه‌های‌ قیامت‌ دقیقاً و بدون‌ هیچ‌ فاصله‌ای‌ پیش‌ از آن‌ نمایان‌ گردند.

در قسمت‌ بعد برخی‌ از پیشگویی‌هایی‌ را که‌ معصومین‌ (ع‌) داشته‌اند و تا این‌ زمان‌ محقق‌ شده‌اند بررسی‌ می‌کنیم‌ که‌ مایه‌ دلگرمی‌ و اطمینان‌ قلب‌ ما باشد که‌ ان‌ شاء الله‌ بقیه‌ آنها که‌ تاکنون‌ محقق‌ نشده‌اند، روزی‌ خودنمایی‌ کنند و در پی‌ آن‌ شاهد ظهور مولا ومفتدایمان‌ باشیم‌ . 

منبع: موعود

پی‌ نوشت‌ها 
1. در متن‌ اصلی‌ کلمه‌ «ارهاصات‌» آمده‌ که‌ به‌ معنای‌ کاری‌ فوق‌ العاده‌ است‌ که‌ از پیامبر  ] یا امام‌ غائب‌ (ع‌) [ پیش‌ از بعثت‌ ] و ظهور [ وی‌ ظاهر شود (لغتنامه‌ لاروس‌، ج‌ ص‌ 1/134).
2. رک‌: بشارة‌ الاسلام‌، ص‌ 18.
3. رک‌: موسوعة‌ الامام‌ المهدی‌ علیه‌ السلام‌، ج‌ 2 (تاریخ‌ الغیبة‌ الکبری‌)، ص‌ 242.
4. غیبت‌ نعمانی‌: 170 و بحارالانوار، ص‌ 52، ج‌ 231.
5. تاریخ‌ الغیبة‌ الکبری‌، 245 و منتخب‌ الاثر، ص‌ 434.
6. غیبة‌ النعمانی‌، ص‌ 104، تاریخ‌ الغیبة‌ الکبری‌، 246.
7. رک‌: بشارة‌ الاسلام‌، ص‌86، بحارالانوار، ج‌، ص‌ 52/228.
8. الممهدون‌ للمهدی‌ (ع‌)، ص‌ 49، بحارالانوار. ج‌ 52/182.
9. المهدی‌ (ع‌)، آیة‌الله‌ صدر، 198، یوم‌ الخلاص‌، ص‌ 564.
10. بشارة‌ الاسلام‌، ص‌ 25 ؛ منتخب‌ الاثر، ص‌ 432.




:: برچسب‌ها: شش‌ ماه به ظهور 1, شش‌ ماه به ظهور3, شش ماه به ظهور 4

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩٢/٢/۱
شش‌ ماه به ظهور 1

روزانه‌ شاهد اتفاقات‌ زیادی‌ هستیم‌ و اخبار متنوعی‌ را می‌شنویم‌. در نقطه‌ای‌ زمزمه‌ای‌ ویرانگر و در نقطة‌ دیگر طوفانی‌ خانمان‌برافکن‌ رخ‌ می‌دهد.

در کشوری‌ کودتای‌ نظامی‌ می‌شود و در کشوری‌ دیگر جنگ‌ و کشتاری‌ وحشیانه‌ را نظاره‌ می‌کنیم‌. هواپیمایی‌ در اینجا سقوط‌ می‌کند و تصادفی‌ هولناک‌ در آنجا رخ‌ می‌دهد. پشت‌ سرهم‌ و بدون‌ حتی‌ لحظه‌ای‌ توقف‌ این‌ جریان‌ها به‌ وقوع‌ می‌پیوندند.

مردم‌ اگر این‌ همه‌ اخبار و اطلاعات‌ را خود به‌ خود از یاد نبرند خود تلاش‌ می‌کنند که‌ آنها را فراموش‌ کنند. آیا هیچ‌ از خود پرسیده‌ایم‌ شاید برخی‌ از این‌ اتفاقات‌ نوید نزدیک‌ شدن‌ لحظه‌ دیدار و زمان‌ ظهور مهدی‌(ع‌) باشند؟
بسیاری‌ از مردم‌ ما اصلاً نمی‌دانند که‌ نشانة‌ ظهور یعنی‌ چه‌، چون‌ تا به‌ حال‌ چیزی‌ در این‌ باره‌ نشنیده‌اند و خود هم‌ به‌ دنبال‌ جستجوی‌ چنین‌ مطلبی‌ نبوده‌اند.

لذا با دیدن‌ چنین‌ جریان‌هایی‌ هیچ‌ چیز به‌ ذهن‌ آنها خطور نمی‌کند. متأسفانه‌ برخی‌ از افراد هم‌ که‌ در مورد بعضی‌ از این‌ نشانه‌ها حرف‌هایی‌ شنیده‌اند وقتی‌ آنها را می‌بینند و یا خبر آن‌ را می‌شنوند چنان‌ بی‌تفاوت‌ رد می‌شوند که‌ گویی‌ اتفاقی‌ نیفتاده‌ است‌.

نتیجه‌ مواجه‌ شدن‌ بعضی‌ دیگر هم‌ با این‌ وقایع‌ چیزی‌ جز ایجاد شک‌ و شبهه‌ در اذهان‌ آنها نیست‌. آنهم‌ به‌ حدی‌ که‌ قدرت‌ تشخیص‌ خود را به‌ کل‌ از دست‌ داده‌ و مبهوت‌ و متحیر می‌شوند.
با توجه‌ به‌ این‌ همه‌ بی‌خبری‌ سعی‌ کرده‌ایم‌ تا آنجا که‌ می‌شود پردة‌ ابهام‌ را از مسئله‌ نشانه‌های‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) بزداییم‌ و به‌ شکل‌ جدیدی‌ این‌ مطلب‌ را طرح‌ کنیم‌. به‌ طوری‌ که‌ هر فرد مؤمن‌ و متعهدی‌ بتواند با پیگیری‌ جریان‌ها برحسب‌ تاریخ‌ وقوع‌ آنها چشم‌انتظار آمدن‌ حضرت‌ و دیگر حوادث‌ و وقایع‌ مرتبط‌ با آن‌ باشد. 

بسیاری‌ از نویسندگان‌ نشانه‌های‌ ظهور را به‌ دو دسته‌ حتمی‌ و غیرحتمی‌ دسته‌بندی‌ می‌کنند و به‌ طرح‌ و بحث‌ آنها می‌پردازند. برخی‌ دیگر هم‌ به‌ طور اجمالی‌ و فشرده‌ با نگاهی‌ گذرا به‌ این‌ مطلب‌ رد می‌شوند.

در حالی‌ که‌ در زمان‌ حاضر آنچه‌ مهم‌ است‌ این‌ است‌ که‌ هر فرد بتواند با پیگیری‌ این‌ حوادث‌ در دام‌ آنها که‌ به‌ دروغ‌ ادعای‌ مهدویت‌ می‌کنند نیفتاده‌ و به‌ خاطر کثرت‌ و وفور اتفاقات‌ دچار سردرگمی‌ نگردد.
این‌ سلسله‌ مقالات‌، نیمه‌ دوم‌ سالی‌ را که‌ آخرین‌ سال‌ غیبت‌ است‌ و به‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) ختم‌ می‌شود، به‌ تصویر می‌کشد.

برای‌ استخراج‌ مجموعه‌ این‌ رویدادهای‌ پی‌ درپی‌، به‌ آن‌ دسته‌ از احادیث‌ تمسک‌ جسته‌ایم‌ که‌ به‌ تاریخ‌ خاصی‌ اعمّ از روز، ماه‌ یا سال‌ اشاره‌ داشته‌اند که‌ بحمداللّه‌ همه‌ علائم‌ حتمیه‌ در این‌ محدوده‌ گنجیده‌اند.

البته‌ لازم‌ است‌ بگوییم‌ که‌ بسیاری‌ از علائم‌ ظهور حضرت‌، زمان‌ خاصی‌ را مشخص‌ نمی‌کنند و از همین‌رو در این‌ مقالات‌ چندان‌ به‌ آنها نپرداخته‌ایم‌ و برخی‌ را هم‌ که‌ لازم‌ بود پیش‌ از ورود به‌ بحث‌ راجع‌ به‌ ماه‌های‌ سال‌ قبل‌ از ظهور مطرح‌ شوند، در بخش‌ اول‌ مطالب‌ آورده‌ایم‌ :

انواع‌ ظهور 
همانگونه‌ که‌ غیبت‌ حضرت‌ ولی‌ عصر(ع‌) به‌ دو بخش‌ صغری‌ و کبری‌ تقسیم‌ شده‌ است‌ در مورد ظهور حضرتش‌ هم‌ ظهور اصغر و ظهور اکبر (فجر مقدس‌) را می‌توان‌ دید.
برای‌ واضح‌تر شدن‌ این‌ مطلب‌ باید گفت‌: 
غیبت‌ صغری‌ آن‌ زمانی‌ مطرح‌ شد که‌ شیعیان‌ پس‌ از مدت‌ها ارتباط‌ مستقیم‌ و از نزدیک‌ با امام‌ زمان‌ خویش‌(ع‌) هنوز چندان‌ آمادگی‌ فهم‌ و قبول‌ بحث‌ غیبت‌ و ندیدن‌ ایشان‌ را نداشتند؛

چرا که‌ نمی‌دانستند بدون‌ حضور امام‌ چگونه‌ می‌توان‌ از سویی‌ با یکدیگر همراه‌ و همگام‌ و متحد بود و از سوی‌ دیگر احکام‌ شرعی‌ و مسایل‌ دینی‌ را استنباط‌ و استخراج‌ کرد. علاوه‌ بر ده‌ها مطلب‌ دیگری‌ که‌ آنها را به‌ سوی‌ امامشان‌ متوجه‌ می‌کرد و باید در عصر غیبت‌ خود بر عهده‌ می‌گرفتند.
هر چند در عصر غیبت‌ صغری‌ این‌ طور نبود که‌ هر کس‌ بتواند به‌ خدمت‌ حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) برسد لیکن‌ با وجود چهار نایب‌ حضرت‌، ارتباط‌ شیعیان‌ همچنان‌ با امام‌ خویش‌ برقرار بود، تا مبادا به‌ خاطر این‌ تغییر وضعیتف ناگهانی‌ دچار حیرت‌ و سردرگمی‌ شوند.

در طول‌ این‌ مدت‌ که‌ حدود 70 سال‌ طول‌ کشید تا حدی‌ موضوع‌ غیبت‌ برای‌ شیعیان‌  جا افتاد و از لحاظ‌ ذهنی‌ و فکری‌ برای‌ حضور در عصر غیبت‌ کبری‌ آماده‌ شدند.
همانند این‌ جریان‌ را در آن‌ سوی‌ قضیه‌ هم‌ خواهیم‌ داشت‌؛ یعنی‌ همانطور که‌ عصر غیبت‌ به‌ دو بخش‌ صغری‌ و کبری‌ تقسیم‌ شد تا مردم‌ با مفهوم‌ غیبت‌ علاوه‌ بر آشنایی‌، انس‌ بگیرند، در مورد ظهور هم‌ چنین‌ مطلبی‌ صادق‌ است‌ و عصر ظهور به‌ دو بخش‌ اصغر و اکبر (فجر مقدس‌) تقسیم‌ می‌گردد.

در عصر ظهور اصغر هر چند مردم‌ توفیق‌ زیارت‌ حضرتش‌ را پیدا نمی‌کنند لیکن‌ حوادثی‌ را مشاهده‌ می‌کنند که‌ مقدمات‌ ظهور اکبر به‌ شمار می‌آیند و مردم‌ را برای‌ زندگی‌ در آن‌ زمان‌ آماده‌ می‌کنند.
این‌ تقسیم‌بندی‌ را می‌توان‌ از برخی‌ روایات‌ برداشت‌ کرد. مثلاً در برخی‌ احادیث‌ حضرت‌ را به‌ خورشید فروزان‌ تشبیه‌ نموده‌اند. به‌ خوبی‌ می‌دانیم‌ که‌ پیش‌ از غروب‌ خورشید اشعه‌های‌ آفتاب‌ تا مدت‌ معینی‌ می‌ماند و پس‌ از آن‌ سیاهی‌ شب‌ بر آسمان‌ سایه‌ می‌افکند و طلوع‌ خورشید هم‌ سریعاً واقع‌ نمی‌شود

بلکه‌ پس‌ از آنکه‌ زمان‌ اذان‌ صبح‌ شد به‌ مرور هوا روشن‌ شده‌ و در پی‌ آن‌ شعاع‌های‌ نورانی‌ خورشید در آسمان‌ پدیدار می‌شود.حضرت‌ مهدی‌(ع‌) هم‌ که‌ خورشید تابان‌ آسمان‌ امامتند، خواهی‌نخواهی‌، پیش‌ از آنکه‌ وجود مقدسشان‌ بخواهد بر همگان‌ ظاهر و آشکار گردد، باید ظهور اصغری‌ داشته‌ باشند که‌ زمینه‌ ساز آن‌ ظهور اکبر گردد.
البته‌ نباید توقع‌ داشت‌ که‌ شرایط‌ غیبت‌ صغری‌ با ظهور اصغر یکسان‌ باشد. همانطور که‌ آنچه‌ از خورشید پیش‌ از غروب‌ و پس‌ از طلوعش‌ می‌بینیم‌ یکسان‌ نیست‌. 

برخی‌ از مسائلی‌ که‌ شاید در عصر ظهور اصغر دیده‌ شوند از این‌ قرار است‌: 

1. بالا رفتن‌ سطح‌ فهم‌ عمومی‌ و پیشرفت‌ دانش‌ و فناوری‌ 
در این‌ عصر پیشرفت‌های‌ علمی‌ عظیم‌ و اکتشافات‌ محیر العقولی‌ از بشریت‌ دیده‌ می‌شود که‌ پیش‌ از آن‌ سابقه‌ نداشته‌ است‌. همان‌ انسانی‌ که‌ تا دو قرن‌ قبل‌ بر چهارپایان‌ سوار می‌شد و به‌ این‌ سوی‌ و آن‌ سو می‌رفت‌ این‌ روزها از اتومبیل‌ و هواپیما استفاده‌ می‌کند و تلفن‌، تلویزیون‌، رادیو، کامپیوتر و... جزئی‌ از زندگی‌ روزمره‌اش‌ شده‌ است‌. منابع‌ نفتی‌ و معادن‌ فلزات‌ مختلف‌ را استخراج‌ کرده‌ و تا آنجا که‌ بتواند برای‌ استفاده‌ خود به‌ کار می‌برد. این‌ تحولات‌ به‌ قدری‌ است‌ که‌ به‌ اندازه‌ کل‌ تحولات‌ علوم‌ و فنون‌ بشری‌ تا قرن‌ نوزدهم‌ که‌ ابتدای‌ آن‌ است‌ برابری‌ می‌کند.
چنین‌ تحوّل‌ علمی‌ و صنعتی‌ را مقدمه‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) برشمردیم‌؛ چرا که‌ لازم‌ است‌ همه‌ آنها که‌ بناست‌ با حضرتش‌ بیعت‌ کنند، عظمت‌ آن‌ دسته‌ از مواهب‌ و نعماتی‌ را که‌ به‌ آن‌ حضرت‌ عنایت‌ شده‌ درک‌ کنند.

اینکه‌ حضرت‌ مثلاً در یک‌ چشم‌ برهم‌ زدن‌ از شرق‌ عالم‌ به‌ غرب‌ می‌روند یا در زمان‌ ظهور یارانشان‌ در حالی‌ که‌ شب‌ در رختخواب‌ خویش‌ بوده‌اند صبح‌ در خدمت‌ آن‌ حضرت‌ قرار می‌گیرند. باید بدانیم‌ که‌ مافوق‌ قدرت‌ بشری‌ است‌.
بنابر آنچه‌ در میان‌ علما مشهور است‌ معجزات‌ پیامبران‌ و کرامات‌ ائمه‌ (ع‌) الزاماً بر اساس‌ آن‌ علوم‌ و فنونی‌ بود که‌ در آن‌ عصر زندگی‌ می‌کردند.

پس‌ حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) هم‌ در آن‌ زمان‌ ظاهر می‌شوند که‌ دانش‌ و تکنولوژی‌ و فنون‌ و تسلیحات‌ به‌ حداکثر رشد خود رسیده‌ باشد و بشر بتواند با ساخت‌ سفینه‌های‌ فضایی‌ به‌راحتی‌ بر مریخ‌ گام‌ نهاده‌ و اختراعات‌ مختلف‌ خود را در آنجا مستقر کند.

در آن‌ عصری‌ که‌ انسانها تنها با اینترنت‌ و یا دیگر وسایلی‌ که‌ تاکنون‌ اختراع‌ شده‌اند و یا پس‌ از این‌ اختراع‌ خواهند شد از نقاط‌ دور دست‌ با هم‌ صحبت‌ می‌کنند معجزه‌ ایشان‌ این‌ خواهد بود که‌ بدون‌ استفاده‌ از هیچ‌ ابزار و وسیله‌ای‌ سخنش‌ را به‌ گوش‌ تمام‌ ساکنان‌ زمین‌ برساند و همه‌ هم‌ به‌ زبان‌ خود آن‌ را بفهمد. 

مسلماً دانشمندان‌ و متفکرانی‌ که‌ از مغزهای‌ الکترونیکی‌، وسایل‌ مدرن‌، ماهواره‌ها و... برای‌ ایجاد ارتباطات‌ صوتی‌ وتصویری‌ در اقصی‌ نقاط‌ جهان‌ استفاده‌ می‌کنند،

در مقابل‌ این‌ کرامت‌ حضرت‌ ـ که‌ بدون‌ استفاده‌ از هیچ‌ وسیله‌ ماهواره‌ای‌، صوت‌ و تصویر خویش‌ را به‌ هر جا که‌ بخواهد منتقل‌ می‌کند ـ سرتسلیم‌ فرود می‌آورند و آن‌ حضرت‌ را غیر از دیگران‌ یافته‌ و اعمالش‌ را خارق‌العاده‌ می‌شمارند و با ایمان‌ آوردن‌ آنها دیگران‌ هم‌ حتماً به‌ آن‌ وجود مقدس‌ ایمان‌ خواهند آورد.
در روایات‌ آمده‌ است‌ که‌ حضرت‌ و یارانشان‌ از ابرها برای‌ رفت‌ و آمد خویش‌ استفاده‌ می‌کنند.   طبیعتاً آن‌ دسته‌ مخترعان‌ و سازندگان‌ هواپیماها و ماهواره‌ها و سفینه‌های‌ فضایی‌ در مقابل‌ چنین‌ وسیله‌ نقلیه‌ای‌ احساس‌ خواری‌ می‌کنند.

مضاف‌ بر اینکه‌ چنین‌ دیدگاه‌ها و اکتشافات‌ علمی‌ به‌ انسان‌ها قدرت‌ درک‌ و فهم‌ کرامات‌ حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) را می‌دهد که‌ به‌ طور طبیعی‌ هر کس‌ نمی‌تواند چنین‌ اعمالی‌ را انجام‌ دهد. به‌ عبارت‌ دیگر خداوند متعال‌ نظریات‌ علمی‌ این‌ زمان‌ را به‌ آن‌ حد از رشد می‌رساند که‌ زمینه‌های‌ ظهور اکبر (فجر مقدس‌) فراهم‌ شود.

مجتبی‌ السادة‌ 
ترجمه‌: محمود مطهری‌ نیا 

منبع : موعود




:: برچسب‌ها: شش‌ ماه به ظهور 2, شش‌ ماه به ظهور3, شش ماه به ظهور 4

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩٢/٢/۱
علائم ظهور - زلزله
* از علامات نزدیکی ظهور ، زلزله ای بزرگ در شام و خسف خرشنا 
* خسف بیدا 
* خسف بصره
* خسف بغداد و خرابی ری 
* بررسی امکان وقایع فوق به لحاظ زمین شناسی
* آیا تا کنون زلزله ای شدید در این منطقه واقع شده ؟
بنا بر روایات سفیانی بعد از زلزله ای مهیب در سوریه که صد هزار کشته خواهد داشت ، خروج کرده و با استفاده از نابسامانی اوضاع ،سوریه را اشغال خواهد کرد ، دقیقاً مانند چیزی که در مورد هائیتی رخ داد و بعد از زلزله توسط آمریکا اشغال شد. متخصصین زمین شناسی و برخی از پیشگویان این زلزله ویرانگر را قریب الوقوع دانسته اند.
در روایات متعددی از معصومین آمده است که ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سالی پر از زلزله و سرما اتفاق می افتد . از مهمترین این زلزله ها ، زلزله شدید در شام، زلزله ری ( تهران)، خسف زوراء ( بغداد) ، خسف بیداء ( منطقه ای بین مکه و مدینه که هلاکت سپاه سفیانی در آن است) و خسف بصره، خسف خرشنا یا ( حرستا) یا جابیه در شام. و در روایات متعددی آمده در سال ظهور سه خسف اتفاق می افتد : خسف در مشرق ، خسف در مغرب و خسف در شبه جزیره .
امام محمدباقر(ع) در حدیثی شرایط موجود قبل از شروع دوران طلایی زندگی بشر را اینگونه توصیف کرده اند: "حضرت قائم(ع) قیام نمی کنند مگر آنکه ترس همه را فرا گرفته باشد، زلزله ها زیاد شده باشد، فتنه ها و بلاها دامن مردم را گرفته باشد، و طاعون همه را مبتلا کند." )الغیبه نعمانی، ص 235) 
 
مرحوم خراسانی درکتاب مهدی منتظر(عجـّـل الله تعالی فرجه الشّریف ) گوید: درآن سال [سال ظهور] زلزله بسیار باشد و از جمله زلزله بزرگی در شام ... وقوع این حادثه بعد از ورود بیرقهای زرد به مصر خواهد بود . 
 
اهمیت زلزله شام به جهت مقارن بودن آن با ظهور سفیانی از شام است و یکی ازعلائمی است که می تواند به شناخت شخصیت سفیانی و زمان قیام او کمک کند. و اهمیت خسف بیداء به لحاظ ذکر آن به عنوان یکی از علائم حتمی ظهور قائم و بشارت نابودی سفیانی به دست مولا مهدی (عج) می باشد. 
 
در این مقاله ابتدا به احادیث و روایات مربوطه و سپس به بررسی امکان زلزله شام و خسف بیداء و خرشنا و بصره و بغداد می پردازیم .
 
1- از علامات نزدیکی ظهور ، زلزله ای بزرگ در شام و خسف خرشنا 
 
در اینجا حدیثی از کتاب روزگار رهایی می آوریم:
 
" چون دو لشکر در شام درگیر شوند ، یکی از آیات بزرگ الهی ظاهر می شود و آن زلزله شام است که بیش از صد هزار نفر در شام هلاک می شود. این حادثه برای مؤمنان رحمت و برای کافران نقمت است. چون این حادثه روی دهد، منتظر پرچمهای زرد و سپاهیان سبکبال یابو سواری باشید که از سوی مغرب می آیند و وارد شام می شوند وآن به هنگام مرگ سرخ واضطراب برزگ است.
هنگامی که این مرگ و میر و اضطراب شدید واقع شود منتظر خسف یکی از آبادی های شام به نام خرشنا باشید هنگامی که خرشنا خسف شود منتظر خروج سفیانی ...   (حدیث ادامه دارد)
 
در کتاب سیمای حضرت مهدی (علیه السّـلام) در قرآن ، سلسله حوادث بدین صورت آمده است : 
1- اختلاف فرزندان فلان 2- منادیی که از سوی آسمان ندا کند  3- صدای فتح از جانب دمشق 4- خسف جابیه  5- فرو ریختن بخشی از سمت راست مسجد دمشق  6- شورش گروهی از ترک ها  7- آشفته شد ن اوضاع روم 8- فرود آمد ن برادران ترک در جزیره ( در شمال سوریه)9- منزل گرفتن روم در رمله (درفلسطین) . 
 
 ای جابر پس آن همان سال است که اختلاف بسیاری در هر زمین از ناحیه مغرب [یاغرب] پدید خواهد آمد و نخستین سرزمینی که خراب می شود شام است. در آن هنگام بر سه پرچم اختلاف خواهند نمود.  پرچمی سرخ وسفید و پرچمی سیاه و سفید و پرچم سفیانی . 
 
* خرشنا یا حرستا یا جایبه هر سه اشاره به مکانی در سوریه (شام) می باشد. 
 
2- خسف بیدا 
 
در یک سال قبل از ظهور سه موضو ع کاملاً آشکار, پدیدار خواهد شد : 
 الف- مناطق مختلفی در سراسر شرق و غرب دنیا خسف شده و به زمین فرو می رود که مهمترین آن ها خسف بیدا است که جزء علائم حتمی می باشد. 
 
 در کتاب ”سیمای حضرت مهدی [علیه السـّـلام ] در قرآن “ ذیل آیه 47 سوره مبارکه نساء در حدیثی طولانی آمده است: 
 ” و فرمانده لشکریان سفیانی در بیابان بیدا فرود می آید سپس منادی از آسمان بانگ می زند : ای بیدا ،این قوم را نابود کن که زمین بیدا آن ها را به کام خود فرو می کشد و جز سه تن کسی از  آن ها جان سالم به در نبرد. خداوند صورت های آن سه را به پشت بر می گرداند و آنان از قبیله کلب می باشند و در باره آن ها این آیه نازل شده : ای کسانی که کتاب آسمانی به آن ها عطا شده،به آنچه نازل کردیم – که آنچه را نزد خود دارید تصدیق می کند - ایمان آورید. پیش از آنکه صورت هایی را تغییر دهیم و آن ها را به پشت برگردانیم ... تا آخر آیه٭ 
 
در همین کتاب ذیل آیه 148 سوره بقره در حدیثی تأویل آیه 51 سوره سبأ را مربوط به خسف بیدا می داند: اگر ببینی هنگامی که وحشت زده می شوند و از دست نمی روند بلکه از مکان نزدیکی گرفته می شوند. ٭توضیح اینکه : سرزمین بیدا بین مکـّه و مدینه قرار دارد و از لشکر سفیانی جز دو یا سه نفر باقی نمی ماند. یکی از  آن ها برای بشارت به سوی مکـّه حرکت می کند و حضرت [علیه السـّـلام ] را مژد گانی می دهد و دیگری به سوی سفیانی باز می گردد و او را انذار داده، از عاقبت شومش می ترساند. 
 
در احادیث آمده  تعداد سپاهیان خسف شده سفیانی در این مکان هفتاد هزار نفر است.
 
در این نقشه مکان کعبه مشرفه و محل صحرای بیداء مشخص شده است و این نقطه که در روایات محل خسف و نابودی سپاهیان سفیانی است کاملا با داده های زمین شناسی و نقشه های تکتونیکی منطقه که احتمال وقوع زلزله را مشخص می کند منطبق است. در ادامه مقاله به بررسی امکان خسف این نقاط می پردازیم. 
 
 
مکان خسف بیداء و فاصله آن با مکه مکرمه و جده
 
 
 
 
در این نقشه مکان خسف با دایره قرمز نشان داده شده و طبق حدیثی که در کتاب " التذکرة للأیام المنتظرة للمسلمین و الکفرة من الکتاب والسنة المطهرة" ذکر شده، پیامبر (ص) در باره خسف سپاهیان سفیانی در بیداء فرمودند که سپاه سفیانی در بیدا در امتداد "ذوالحلیفه " از جانب مدینه خسف خواهند شد و در روایت گفته شده ایشان با انگشت به دریای احمر اشاره فرمودند . این مکان در تصاویر ماهواره ای گوگل قابل رویت است. 
 
3- خسف بصره
 
یکی دیگر از مکانهای دیگر که به خسف آن در احادیث اشاره شده ، بصره می باشد.
الف - پیامبر اکرم (صلـّی الله علیه وآله) خطاب به جعفر طیّار فرمودند: « بصره توسط یکی از فرزندان تو ویران می شود که زنجی ها از او پیروی می کنند. »
 
ب- « ... گویی با چشم خود [ امیرالمؤمنین ( علیه السـّـلام) ] می بینم که شهر شما را آب فراگرفته است . از ساختمانهای شهر جز گنبد مسجد تان دیده نمی شود که همانند سینه ی مرغی در اقیانوس بیکران شناور به نظر می رسد. هنگامی که دیدند کوخهای بصره تبدیل به کاخ شده و باغهای اطراف آن تبدیل به قصر شده ، بدانند که عمر بصره به پایان رسیده ، دیگر بصره ای وجود نخواهد داشت . »
 
ج – « ای بصره ! وای بر تو از سپاهی که نه گرد بر انگیزد ونه احساس دارد ولی فتنه ای بر پا کند که  خانه ها را ویران سازد،آبادی ها را بر خاک نشاند، ثروت ها را بر باد دهد و زنها را به اسارت سپارد . »
 
د -  « هنگامی که بصره ویران شود وامیر امیران بر خیزد . »
 
ه - « سپس بصره خسف می شود و ویران می گردد و وحشت بسیار شدیدی برسراسر عراق حکمفرما میشود که احدی آسایش وآرامش نمی یابد ... »
 
ـــ‌  مؤلـّف عصر ظهور ضمن بررسی چند خطبه از نهج البلاغه گوید: بصره از جمله شهر های مؤ تفکه (زیر و رو شده ) است که در قرآن مجید آمده است ... سه مرحله زیر و رو شده و مرحله  چهارم هنوز واقع نشده است .
 
 4- خسف بغداد و خرابی ری 
 
از دیگر علامات نزدیکی ظهور خسف بغداد و خرابی ری یا تهران می باشد که در دو روایت از آن یاد شده. 
"المفید" بسنده عن الصادق«ع»و ذکر بعض علامات المهدی الى ان قال و خسف ببغداد و خسف ببلد البصرة و دماء تسفک بها و خراب دورها و فناء یقع فی اهلها و شمول اهل العراق خوف لا یکون لهم معه قرار.
 
المفید با ذکر سند از امام صادق علیه السلام نقل می کند که بعضی از علامات ظهور مهدی فرورفتن بغداد و بصره و خونریزی در آن و نابودی اهل آن و فرا گرفتن ترس اهل عراق را که از آن خوف قرار نداشته باشند. 
 
و خرابی الری 
 
" النعمانی " بسنده عن کعب الأحبار قال و خراب الزوراء و هی الری و خسف المزورة و هی بغداد (المشهور أن بغداد تسمى الزوراء و قد جعله فی الخبر اسما للری و سمى بغداد المزورة ) . - الحدیث - .
 
نعمانی با سندی از کعب الاحبار نقل می کند که خراب زورا که همان ری است و خسف  مزوره که بغداد است . 
 
در هر دو حدیث به خرابی ری و فرو رفتن بغداد و بصره اشاره شده است.
 
* بررسی امکان وقایع فوق به لحاظ زمین شناسی 
* آیا تا کنون زلزله ای شدید در این منطقه واقع شده ؟
 
سرنوشت قوم لوط در قرآن مجید آمده و عذاب آنها نیز فرو رفتن در زمین در اثر زلزله شدیدی بوده که در منطقه موسوم بحر لوط  اتفاق افتاده و بر اثر آن شهرهای " سدوم" و " گومور" واقع در کناره بحر لوط بطور کامل محو شده اند، بحر لوط همان دریاچه "بحر المیت" است که در مرز بین اردن و فلسطین اشغالی واقع شده و به لحاظ زمین شناسی دقیقا حد فاصل صفحه عربی با صفحه آفریقا می باشد که در امتداد یکدیگر حرکت می کنند  و حتی باستان شناسان غربی توانسته اند بر اساس احادیث و روایات موجود در کتب آسمانی ، از قعر این دریاچه اجساد زنان و زیور آلات آنان و برخی جامهای شراب را استخراج نمایند که دلیلی بر صدق گفتار کتب آسمانی و بویژه قرآن کریم است که سرنوشت این قوم و عذاب آنها در آن ذکر شده است. قابل ذکر است که هر چند بحر المیت امروزه قطب توریستی اردن بوده و هتلهای زیادی در اطراف آن ساخته شده و به دلیل خواص ویژه آب این دریاچه پذیرای توریستهای فراوانی از همه نقاط جهان می باشد، اما با این حال مردم بومی این منطقه همچنان به چشم منطقه نفرین شده که عذاب الهی بر آن نازل شده نگاه می کنند و کمتر در این منطقه تردد و توقف می کنند و می گویند هر گاه از این منطقه عبور می کنید سرنوشت قوم لوط را بیاد آورده و از خداوند تقاضای توبه و بخشش گناهان نموده و به سرعت از آنجا دور شوید. در سمت غربی بحر المیت سرزمینهای اشغالی قرار دارد.
 
برای درک بهتر مطلب و علت زلزله های متعددی که در روایات آمده است و چگونگی وقوع آنها و ربط آنها با یکدیگر به مطالب جالبی برخوردم که ذکر آنها می تواند کمک بزرگی به درک احادیث زمان ظهور و سلسله حوادثی که در زمان ظهور در این منطقه اتفاق می افتد بنماید . 
 
بر اساس اطلاعات علمی موجود در سایتهای لرزه نگاری ایرانی و بین المللی ،در سالهای اخیر زلزله هایی که در سراسر جهان اتفاق افتاده به لحاظ تعداد و قدرت ،منحنی رو با بالا را نشان می دهد .یعنی هم به لحاظ تعداد زلزله ها و هم به لحاظ زلزله ها ی شدید و این نشان می دهد که در یک برهه زمانی قرار داریم که بیش از هر وقت دیگری شاهد زلزله های شدید خواهد بود و این با احادیث زمان ظهور مطابقت دارد.  
 
برای مثال به جدول زلزله های ایران در دهه های اخیر توجه کنیم: تعدا زلزله های ثبت شده در ایران در دهه بین 2000 تا 2010   معادل 7462 زلزله بوده و در دهه 1990 تا 2000  تعدا زلزله ها 2686 مورد و در دهه 1980 تا 1990 تعداد زلزله های ثبت شده  1742 مورد بوده است. 
 
برای اطلاع بیشتر به سایت پژوهشگاه زلزله شناسی و مهندسی زلزله مراجعه فرمایید: 
 
همچنین برای اطلاع از زلزله های جهان در سال 2010 و سالهای قبل نیز به این سایت مراجعه کنید: 
 
بررسی سایتهای فوق نشان می دهد در سطح جهانی هم  شدت زلزله ها در سالهای اخیر بیشتر شده بطوریکه در دو ماه اول سال جاری میلادی 14 زلزله نسبتا قوی در جهان اتفاق افتاده که از این تعداد 7 زلزله با قدرت بیش از 6.5 درجه در مقیاس ریشتر بوده و از جمله زلزله هائیتی و شیلی است که تلفات و خرابی زیادی در بر داشته است . نیز زلزله هایی در اقیانوس آرام  و سایر مناطق  رخ داده که به لحاظ اینکه تلفاتی در بر نداشته زیاد مورد توجه قرار نگرفته. 
 
اما موضوع سخن ما ، زلزله هایی است که در منطقه شام و ایران و شبه جزیره اتفاق خواهد افتاد و روایاتی در باره سال پر زلزله ای که ظهور در آن اتفاق می افتد. 
 
از سال 2007 تعداد زیادی از کارشناسان زلزله شناسی در منطقه عربی ، پیش بینی نموده اند که زلزله شدیدی در این منطقه به زودی اتفاق خواهد افتاد. آخرین اخباری که در این رابطه منتشر شده مربوط به کارشناس سوری ، دکتر "محمد ابراهیم" است که مدیر مرکز تحقیقاتی تحلیل معلومات حاصل از لرزشهای زمین در سوریه است. وی معتقد است بر اساس لرزشهای ثبت شده در ماههای اخیر پیش بینی می شود در آینده ای نزدیک زلزله ای با قدرت 7.3 درجه در سوریه اتفاق بیفتد. 
 
رژیم صهیونیستی نیز به نوبه خود در اواخر سال گذشته پیش بینی نموده بود که زلزله ای شدید شمال فلسطین اشغالی و جنوب لبنان را خواهد لرزاند ، منشاء این زلزله هر چه باشد خواه طبیعی و خواه مصنوعی و در اثر انفجار مواد منفجره  در لایه های زیرین زمین و یا آزمایشهای هسته ای در زیر آب ، می تواند نتایج وخیمی را برای منطقه داشته باشد. رژیم صهیونیستی برای این موضوع مانورهای شهری متعددی را برگزار نموده و قبرهای بزرگی را برای دفن دسته جمعی آماده نموده است و همچنین مجوز دفن جمعی را از خاخامها اخذ نموده است. 
 
از سویی دیگر جلال الدبیک ، کارشناس زلزله شناسی فلسطینی هم در مصاحبه ای با شبکه الجزیره ضمن بررسی صفحات تکتونیکی عربی و آفریقایی و ایران به نتایج مشابهی رسیده است. 
 
وی معتقد است بر اساس وضعیت صفحات تکتونیکی مناطق مجاور "حفره انهدام" که شامل فلسطین ، اردن، سوریه و لبنان می شود نشان می دهد که اگر مرکز زلزله های رخ داده در وسط و جنوب بحر المیت باشد شدت آنها بین 6 و 6.5 درجه بوده که در رده بندی معتدل و نسبتا قوی قرار می گیرند و این زلزله ها بطور متوسط هر 80 تا 90 سال یکبار اتفاق می افتد و اخرین زلزله از این نوع در سال 1927 بوده که احتمال وقوع مجدد آن می رود . و اگر مرکز زلزله در شمال دریاچه طبریه یعنی منطقه واقع در سوریه و جنوب لبنان و شمال فلسطین باشد دارای قدرت بالای 7 ریشتر بوده و این نوع زلزله ها بطور متوسط هر 250 سال یکبار اتفاق می افتد و آخرین زلزله ویرانگر از این نوع در سال 1759 بوده است. یعنی در هر صورت ما با زلزله ای شدید یا نسبتا شدید در این منطقه مواجه هستیم که هر لحظه احتمال وقوع آن می رود و حداکثر ظرف یکی دو سال آینده اتفاق خواهد افتاد (و الله اعلم) 
 
در بررسی صفحات  تکتونیک صفحه ای ، مشاهده موقعیت صفحه عربی و تماس آن با صفحه آفریقا و ترکیه و ایران و جهت حرکت آن این موضوع را بیشتر روشن می کند. 
 
این نقشه موقعیت صفحه عربی را با صفحه افریقا و ایران و هند نشان می دهد .
 
 
این نقشه نحوه و جهت حرکت صفحه عربی را که رو به شمال است  مشخص می نماید. 
 
  
این نقشه حدود صفحه عربی و انطباق آن با نقشه جغرافیایی کشورهای منطقه را نشان می دهد. از جنوب به شمال : بیداء ، خرشنا یا جابیه ، بغداد، بصره و نیز ری ( تهران) که خراب شدن آن بر اثر زلزله آن پیش بینی شده است. اگر دقت کنید در روایات به خراب ری و نه خسف آن اشاره شده  که با توجه به نقشه می بینیم منطقی و توجیه پذیر است. با تطبیق این نقشه و نقشه حرکت صفحه عربی می توان مکانهایی را که وقوع زلزله در آنها در روایات پیش بینی شده تشخیص داد.
 
 خط گسل صفحه عربی که از جنوب به شمال 6500 کیلومتر امتداد دارد از سمت چپ از خلیج عدن شروع شده و به سمت شمال تا خلیج عقبه و سپس با عبور از بحر المیت و مرز اردن و فلسطین اشغالی به طرف شمال به سمت لبنان و سوریه و سپس به ترکیه می رسد و در این خط که محل تلاقی با صفحه آفریقا و ترکیه می باشد زلزله های شدیدی رخ داده است . امتداد صفحه عربی  باعبور از دریاچه ویکتوریا با یک منحنی به سمت شمال عراق به سپس به سمت جنوب از کردستان و نزدیکی بغداد عبور و با گذر از نزدیکی بصره و شهرهای حاشیه غرب و جنوب غربی ایران  در حاشیه جنوبی خلیج فارس کلیه شهرهای جنوب را در بر گرفته است. حرکت این صفحه در سال حدود 4.6 سانتی متر به طرف شمال است که بطور متوسط هر هشتاد سال یکبار زلزله ای با درجه متوسط و قوی و هر 250 سال زلزله ای شدید را در محل تقاطع این خط با صفحه افریقا در سمت چپ صفحه ایجاد می نماید.
 
تحلیل داده های زمین شناسی ثابت می کند که خط گسل بحر المیت که از اردن ، فلسطین ،سوریه و لبنان عبور می کند در دوره های زمانی معینی فعال شده و زلزله های با قدرت بالای 7 درجه در  آن اتفاق افتاده است این فعالیتها در سالهای ( 1157-1202) و ( 1404-1407) و ( 1759-1976) میلادی بوده است و به عبارت دیگر زلزله های شدید در این منطقه بشکل دوره ای و در دوره های زمانی بین 200 تا 350 سال رخ داده است. همچنین در سوریه در طی 25 سال یعنی از سال 1975 تا سال 2000 میلادی 20 زلزله با درجه بین 5 و 6.6 رخ داده است.  
 
طبق روایات متعدد مربوط به عصر ظهور ، زلزله های شدیدی در محل تلاقی این صفحه با صفحه آفریقا در غرب و صفحه ترکیه در شمال و ایران در شرق به وجود می آید که موجب خرابی برخی نقاط و فرو رفتن یا خسف نقاطی دیگر می گردد که با توجه به موقعیت منطقه  بیداء در سعودی و  خرشنا یا جابیه در شام و نزدیکی دمشق و نیز موقعیت بغداد و بصره که در نزدیکی لبه های صفحه تکتونیک عربی قرار گرفته اند می توان گفت که پیش بینی زلزله و خسف در این نقاط هم به لحاظ علمی و زمین شناسی و زلزله شناسی و هم به لحاظ تاریخی قابل توجیه است و دور از ذهن نیست اما زمان وقوع آن را جز خدا کسی نمی داند.  
 
همچنین در روایات متعدد آمده است که هنگامی که زنا و فحشاء در جامعه ای رواج یابد ، عذاب زلزله بر آنها نازل می گردد و باید به این نکته هم اعتراف کرد که صرفنظر از توجیهات علمی ،  زلزله عذابی است از جانب خداوند و احادیث زیادی در این رابطه نقل شده است.
 
از ابی عبدالله (ع) که فرمودند : اگر در زمین 4 امر انتشار پیدا کرد در مقابل 4 امر دیگر ظاهر میشود :
1: اگر زنا انتشار پیدا کرد زلزله های فراوانی رخ خواهد داد .
2: واگر زکات امام (ع) پرداخت نشود تمام حیوانات از بین میروند .
3: واگر حاکم ستمکاری حکم کند رحمت خدا بر مردم نازل نمیشود . 
4: واگر ذمت و غیرت در مردم از بین برود ، مشرکین بر مسلمین غلبه خواهند کرد .
) بحار، ج‏76، ص 21.)
 
 
پی نوشت:
1- برای اطلاعات مربوط به زلزله های شدید در منطقه صفحه عربی همراه با نقشه و جزئیات زلزله ها از زمان قبل از میلاد مسیح تا کنون لینک زیر را مشاهده کنید:  http://earthquakedb.com/
2- برای مطالعه بیشتر در باره خسف بیداء لینک زیر را مشاهده کنید: http://www.tebyan.net/religion_thoughts/inawaitingofsavior/articles/2007/11/8/53098.html
3- توضیح برخی اصطلاحات در روایات عصر ظهور :
http://www.m-mahdi.com/book/012/002.htm
4- برخی از احادیث استفاده شده از این وبلاگها بوده است.
http://entezaremaammahdi.blogfa.com/
  http://beahmad.al-mahdy.info/?p=59



:: برچسب‌ها: زلزله و ارتباط آن با ظهور حضرت حجت(عج)

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩٢/٢/۱