شهر کوفه و ظهور منجی آخرالزمان

شهر کوفه کجاست؟ که منتظر حکومت آخرین امام است. گویی باید مساله شهر کوفه در جهان حل شود تا مساله ظهور حل شود. اگر مساله نخبگان مدعی و خودخواهی که از ولایت سر باز می زنند حل شد، امام ظهور می کنند. اگر خواص، تحمیل گری نداشته باشند امام ظهور می کنند.

روند تاریخی تحولات اجتماعی صدر اسلام در دوره ی امیر المؤمنین(ع) نشان می دهد که "کوفه" به عنوان پایگاه مهم اسلامی تا جنگ جمل و بروز اختلافات عقیدتی و سیاسی حین این جنگ، به عنوان پایگاه مدافع حکومت علوی، رویکردی نسبتاً مناسب داشت؛ چنان که حضرت توانست در این جنگ بر منافقان و ناکثان پیروز شود. اما سپس آن روند تنزلی و ریزش از جبهه ی حق در میان کوفیان به طور جدی آغاز می شود، آنجا که در جنگ صفین جلوه های روشنی از آن نمودار می شود. بخش مهمی از شکوه های حضرت در نهج البلاغه، به تبیین چهره حقیقی کوفیان و روان شناسی اجتماعی و علل ریزش آنان مربوط می شود. از این رو بر آن شدیم تا تحلیل حجت الاسلام علیرضا پناهیان در مورد کوفه؛ مقر حکومت امام عصر(ع) را منتشر کنیم:

"وقتی از فرج امام زمان(ع) صحبت می کنیم از همه دین حرف می زنیم، اگر از هر کجای اسلام حرف بزنیم از قطعه ای از حکومت حضرت مهدی(ع)، انقلاب مهدوی و جامعه مهدوی و دگرگونی عالم در فرج حضرت سخن گفته ایم، از هر قطعه ای از تاریخ اسلام سخن بگوییم، از قطعه ای از تاریخ پر نور آینده که منتظرش هستیم، حرف زده ایم. از هر قطعه ای از زندگی امام زمان(ع) در دروان حکومتشان، اصحابشان و جامعه که درست می کنند حرف بزنیم در واقع از قطعه ای از تاریخ گذشته دین حرف زده ایم، اینها کاملا به هم مرتبط هستند.

ما باید در این زمینه تمرین کافی داشته باشیم، وقتی از عاشورای امام حسین(ع) حرف می زنیم بدانیم که با ظهور حضرت ولی عصر(ع) ارتباط دارد و ارتباطشان را خوب درک کنیم.

در روز عید غدیر وقتی پیامبر(ص) امام علی (ع) را به عنوان جانشین خود معرفی کردند در همان خطبه از امام زمان(ع) و آخرین امام مفصل سخن گفتند، روز غدیر خم روز امام زمان(ع) است، لذا در هر قسمتی از دین که حرف بزنیم، باید ربط آن را با ظهور امام زمان(ع)، با فرج حضرت و چگونگی شکل گیری حکومت ایشان بدانیم.

حتی اگر از اخلاقیات و اجتماعیات حرف می زنیم، باید ربط میان حرف هایمان را با آنچه در حکومت حضرت خواهد گذشت، بدانیم. اگر در جامعه بحث از حجاب می شود باید ببینیم که حجاب در زمان حضرت چگونه است، در مورد مسائل مالی باید بدانیم که نظام اقتصادی در زمان حضرت چگونه خواهد شد.

بدین ترتیب تمام مباحث و معارف دینی ما به نوعی ارتباط با معارف مهدوی دارد، نباید معارف مهدوی را به چند روایت خاص محدود کرد که مربوط به زندگی و غیبت حضرت است.

در دعای ندبه بعد از بیان خصوصیات و اوصاف حضرت ولی عصر(ع) بخش عمده ای از دعا، ناله ها و ندبه های دعا کنندگان درباره غربت امام علی(ع) است، چرا در دعای ندبه این همه از امام علی(ع) از فضایل ایشان و از غریبی او سخن به میان آمده است؟

غصه های امام علی(ع) در شهر کوفه و قصه های این شهر بسیار عجیب است. باید ببینیم که ارتباطش با حکومت امام عصر(ع) چیست و چرا محل استقرار حکومت حضرت، شهر کوفه است؟ و چرا داستان شهر کوفه با ظهور امام عصر(ع) دوباره زنده می شود؟.

وقتی به سابقه کوفه در تاریخ اسلام بر می گردیم. این سابقه باید رابطه روشنی با ظهور امام زمان(ع) داشته باشد، کوفه از قرن 6 عالمان بسیار بزرگی را در خود دارد، شهری که هزار شهید تقدیم کرده، بیش از 3 هزار جانباز دارد، 50 تن از فرماندهان لشکر عاشورا در دفاع مقدس از شهر کوفه بودند، شواهد نشان می دهد که چنین شهری پر معنویت، هوشمند و انقلابی است.

هر کس منتظر ظهور حضرت ولی عصر(ع) است باید دو واحد کوفه شناسی را پاس کرده باشد و پیش نیازی را به عنوان آگاهی پشت سرگذاشته باشد، باید رازهای شهر کوفه را بشناسد.

در معرفی شهر کوفه که دردهای تاریخ اسلام در آن نهفته و درکی عمیق از حکومت حضرت است. ما چه می دانیم؟ معمولا از کوفه که نام می برند، به بی وفایی می رسیم. بی وفا بودن برای این شهر توصیف سطحی و ساده ای است، با بی وفایی نمی شود این شهر را شناخت؛ زیرا شهر کوفه 3 امام ما را اسیر خود می کند، 3 امام بزرگ ما را به قتل می رساند.

شهر کوفه محل ماموریت رسالت امام علی(ع) قرار می گیرد و به ایشان دستور داده می شود که شما با همه قدرت معنوی خود به شهر کوفه برو و آن را اصلاح کن، شهری که 2 امام در آن کار کردند ولی نتیجه اش شهادت امام حسین(ع) شد، این شهر درست نمی شود.

شهر کوفه کجاست؟ که منتظر حکومت آخرین امام است. گویی باید مساله شهر کوفه در جهان حل شود تا مساله ظهور حل شود، بعد از برقراری حکومت جامعه دینی به وسیله پیامبر(ص)، مساله تاریخ اسلام و شکل گیری دین، حل مسائل شهر کوفه می شود.

شهر کوفه به هیچ وجه شهری به معنای رایج کلمه نبوده که خصلت قومی خاصی داشته باشد، در زمان خلافت امام علی(ع) 15، 20 سال از تاسیس نگذشته است، یک شهرک جدید الاحداث بوده و همه اعضای آن از مهاجرین بودند، پس چرا اینقدر اهمیت پیدا می کند؟

شهر کوفه شهری است که خواص و نخبگان و برجستگان جامعه دینی آنجا حضور دارند، فرماندهان سپاه اسلام در آن زمان این شهرک را ساختند، شهر کوفه شهر سران جامعه اسلامی است، شهر مدیر کل ها، آدم هایی در سطح وزارت و وکالت که سابقه در دین داشته و خدمات جهادی دارند، اهل کوفه بودن یعنی جزو خواص جامعه بودند.

بنابراین نخستین ویژگی این شهر این بود که خواص آن زیر بار ولایت نمی رفتند. چون خود را از نخبگان می دانستند. چرا کوفیان به سهولت تحت فرمان حضرت امیر(ع) قرار نگرفتند، چون خواصی پر مدعا بودند، باید بدانیم که نخبگان به سادگی به راه نمی آیند.

داستان شهر کوفه داستان غیبت هزار ساله امام زمان(ع) است، امام عصر(ع) دنبال 313 آدم حسابی می گردد که جزو خواص کوفی نباشند، اگر ما 313 نخبه و خواص عالی به امام معرفی کنیم آقا حتما می آیند، ای مردم! اگر مساله شهر کوفه حل شود امام غایب ما می آید، یعنی اینکه اگر مساله نخبگان مدعی و خودخواهی که زیر بار ولایت نمی روند حل شود، امام ظهور می کنند.

دهه محرم دهه امر به معروف ونهی از منکر است این مساله باید تن دانه درشت ها و خواص جامعه را بلرزاند، نهی از منکر آدم حسابی ها هستند که اگر حسابی خوب شدند، امام زمان(ع) ظهور می کنند، نقش عموم مردم هم این است که اگر نخبگان جامعه خوب عمل نکردند جلویشان بایستند نه اینکه فریبشان را بخورند.

کوفه مهم است؛ زیرا 3 امام ما را اسیر کرد. 2 امام را مستقیم به قتل رساند و یک اماممان را غیرمستقیم به قتل رساند، مساله، 50 سال سابقه دین ماست که در این شهرگیر کرده است.

یکی از روش های نخبگان شهر کوفه که امیرمومنان را آزار می داد این بود که نباید نخبگان جامعه دینی داشته باشند تا امام زمان()ع بیاید، تحمیل گری بود، آن خواص ولایت را محلی قرار داده بودند که بتوانند حرف خود را به امام تحمیل کنند، امام علی(ع) در خطبه 209 نهج البلاغه که خطبه کوتاهی است، روش های تحمیل گری کوفیان را بیان می کنند.

روش های تحمیل گری را همه منتظران باید بلد باشند، ما جز عموم هستیم که باید جلوی تحمیل گری خواص را بگیریم، تحمیل گری درجات مختلفی دارد، گاهی با ایجاد جو وحشتناکی واقعیت تلخی را تحمیل می کنند. به طور مثال معاویه با ایجاد قائله ای پیراهن عثمان را علم کرد. گفت می خواهم انتقام بگیرم تا خودش را تحمیل کند، همچنین خوارج کاری کردند که در شهر کوفه مومنین، مومنین را بکشند، مومن بودند ولی احمق متعصب و ...

برپایی حکومت آقا امام زمان(ع) یعنی اینکه مساله شهر کوفه حل شده است، یکی دیگر از روش های تحمیل گری وارد شدن از راه دوستی و مشاوره دادن بود. به طور مثال ابن عباس به امام علی(ع) مشاوره می داد، و امام راه نشانش می داد، فرمود ابن عباس می خواهی به من مشورت بدهی، بده ولی متوجه باش که دوست من هستی تحمیل گری نکنی، اگر من حرف تو را نپذیرفتم، تو حرف مرا بپذیر.

تحمیل گری جریان خبیثی است، امام زمان(ع) کسی را می خواهد که تحمیل گر نباشد. یکی از ویژگی های 313 نفر این است که مانند برده ای در پیش آقای خود هستند. ما باید این مساله را در جمهوری اسلامی با ولایت ولی فقیه تمرین کنیم.

یکی دیگر از روشن های تحمیل گری نخبگان کوفه این بود که می دانستند امام علی (ع) دلسوز و مهربان هستند، اینکه آگاه بودند که چون امام ستمگر نیست، اگر در مخمصه اش بگذاریم، آخر قبول می کند. یکی از رازهای 1400 سال گریه شیعه بر امام حسین(ع) همین مساله است."




:: برچسب‌ها: شهر کوفه در کجا قرار دارد, منجی آخرالزمان

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۳/۸/۱٩
از قله عاشورا تا دریای ظهور



در واقعه عاشورا افردی که در میدان با داس و شمشیر و سنان، رو به روی اهل حق ایستادند، عمله‌هایی بودند که با پشت گرمی فرماندهان نشسته در کوفه و شام و در هوای دریفات مقرّری و وعده حاکمیّت بر ری شمشیر می‌زدند؛ در حالی‌که در آنچه می‌کردند، مسئول بودند و بی‌گمان مشمول شماتت و لعن خدا، رسول خدا(ص) و جمله مؤمنان....

در واقعه عاشورا افردی که در میدان با داس و شمشیر و سنان، رو به روی اهل حق ایستادند، عمله‌هایی بودند که با پشت گرمی فرماندهان نشسته در کوفه و شام و در هوای دریفات مقرّری و وعده حاکمیّت بر ری شمشیر می‌زدند؛ در حالی‌که در آنچه می‌کردند، مسئول بودند و بی‌گمان مشمول شماتت و لعن خدا، رسول خدا(ص) و جمله مؤمنان. چنان‌که خوب بررسی کنیم، می‌توانیم به بنیان‌گذاران ظلم و ستم و حتّی پشت سر آنها، به بنی‌اسرائیل کین‌جو و عنود برسیم. مؤمن، ضرورتاً می‌بایست ژرف و وسیع بنگرد و چون عقابی شاه بال تبرّی جستن و تولّی جستن را باز کند که هیچ چیز و هیچ کس از منظرش پنهان نماند.

آنکه بسته و محدود به پیرامون خویش، به دوستی‌ها و دشمنی‌ها می‌نگرد، فراتر از پیش پای خود را نمی‌بیند، از همین‌جا به سادگی فریب می‌خورد و چه بسا دوست را هم به جای دشمن خونین نشانه رود.

هیچ فرماندهی تنها به اتّکای قوای میدانی، به اهداف نهایی خود نمی‌رسد. نیروی نظامی میدانی با قوای هم‌جنس خودش، مقابله می‌کند. رویارویی با جاسوس نیازمند قوای ضدّ جاسوسی است. عوامل تبلیغاتی هم خود عمله دشمن هستند و همان اهداف را دنبال می‌کنند...

***

«از قلّه عاشورا تا دریای ظهور» اثر استاد «اسماعیل شفیعی سروستانی» و در ارتباط با موضوع مهدویت و عاشورا است.

نویسنده در ابتدای کتاب، موضوع و خط مشی نوشته را چنین بیان کرده است:

«از قله عاشورا تا دریای ظهور، توصیفی شاعرانه از جریانی جهادگر، منتظر و اندیشمندانه است که با اتصال و اتصاف به «زیارت سرخ»، معنی متعالی زندگی را از مکتب عاشورا فرا می گیرد تا در بستر تاریخ، چونان رودی جاری شود؛ فراز و نشیب های حیات را با تکیه به مرامنامه شیعه بودن پشت سر نهاده و در کسوت اهل انتظار، به استقبال امام زمانش برود. این اثر، پنجره ای نو به سنت زیارت و زیارت عاشورا است که امید می رود طبع لطیف آن دو امام بزرگوار را بیاراید.»

شفیعی سروستانی در این کتاب، قیام امام حسین (ع) را جاری در زیارتی می داند که براستی برپا کننده حق آن جناب باشد. نویسنده نام این زیارت را «زیارت سرخ» می نهد. زیارتی که در پی آن تغییر و تحول در زندگی اتفاق بیفتد. سپس چنین زیارتی را به قیام حضرت مهدی (عج) که همان نقشه بزرگ الهی برای جهان است، متصل می کند. او در بخشی از کتاب می گوید:

«هیهات! ما از مسیر نقشه کلی الهی و بزرگ ترین خواست و اراده خداوند خارج شده ایم، در حالی که اراده او به آن تعلق گرفته است: «و می خواهیم بر سر مستضعفان زمین منت نیم و آنان را وارث زمین قرار دهیم...»

او، جلّ و علا، دولت کریمه امام حق را می خواهد و به رغم کراهت همه مشرکات و کافران، آن را محقّق خواهد ساخت.»




:: برچسب‌ها: عاشورا و انتظار, فرج امت از عاشورا حسینی

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۳/۸/۱٩
از قله عاشورا تا دریای ظهور



در واقعه عاشورا افردی که در میدان با داس و شمشیر و سنان، رو به روی اهل حق ایستادند، عمله‌هایی بودند که با پشت گرمی فرماندهان نشسته در کوفه و شام و در هوای دریفات مقرّری و وعده حاکمیّت بر ری شمشیر می‌زدند؛ در حالی‌که در آنچه می‌کردند، مسئول بودند و بی‌گمان مشمول شماتت و لعن خدا، رسول خدا(ص) و جمله مؤمنان....

در واقعه عاشورا افردی که در میدان با داس و شمشیر و سنان، رو به روی اهل حق ایستادند، عمله‌هایی بودند که با پشت گرمی فرماندهان نشسته در کوفه و شام و در هوای دریفات مقرّری و وعده حاکمیّت بر ری شمشیر می‌زدند؛ در حالی‌که در آنچه می‌کردند، مسئول بودند و بی‌گمان مشمول شماتت و لعن خدا، رسول خدا(ص) و جمله مؤمنان. چنان‌که خوب بررسی کنیم، می‌توانیم به بنیان‌گذاران ظلم و ستم و حتّی پشت سر آنها، به بنی‌اسرائیل کین‌جو و عنود برسیم. مؤمن، ضرورتاً می‌بایست ژرف و وسیع بنگرد و چون عقابی شاه بال تبرّی جستن و تولّی جستن را باز کند که هیچ چیز و هیچ کس از منظرش پنهان نماند.

آنکه بسته و محدود به پیرامون خویش، به دوستی‌ها و دشمنی‌ها می‌نگرد، فراتر از پیش پای خود را نمی‌بیند، از همین‌جا به سادگی فریب می‌خورد و چه بسا دوست را هم به جای دشمن خونین نشانه رود.

هیچ فرماندهی تنها به اتّکای قوای میدانی، به اهداف نهایی خود نمی‌رسد. نیروی نظامی میدانی با قوای هم‌جنس خودش، مقابله می‌کند. رویارویی با جاسوس نیازمند قوای ضدّ جاسوسی است. عوامل تبلیغاتی هم خود عمله دشمن هستند و همان اهداف را دنبال می‌کنند...

***

«از قلّه عاشورا تا دریای ظهور» اثر استاد «اسماعیل شفیعی سروستانی» و در ارتباط با موضوع مهدویت و عاشورا است.

نویسنده در ابتدای کتاب، موضوع و خط مشی نوشته را چنین بیان کرده است:

«از قله عاشورا تا دریای ظهور، توصیفی شاعرانه از جریانی جهادگر، منتظر و اندیشمندانه است که با اتصال و اتصاف به «زیارت سرخ»، معنی متعالی زندگی را از مکتب عاشورا فرا می گیرد تا در بستر تاریخ، چونان رودی جاری شود؛ فراز و نشیب های حیات را با تکیه به مرامنامه شیعه بودن پشت سر نهاده و در کسوت اهل انتظار، به استقبال امام زمانش برود. این اثر، پنجره ای نو به سنت زیارت و زیارت عاشورا است که امید می رود طبع لطیف آن دو امام بزرگوار را بیاراید.»

شفیعی سروستانی در این کتاب، قیام امام حسین (ع) را جاری در زیارتی می داند که براستی برپا کننده حق آن جناب باشد. نویسنده نام این زیارت را «زیارت سرخ» می نهد. زیارتی که در پی آن تغییر و تحول در زندگی اتفاق بیفتد. سپس چنین زیارتی را به قیام حضرت مهدی (عج) که همان نقشه بزرگ الهی برای جهان است، متصل می کند. او در بخشی از کتاب می گوید:

«هیهات! ما از مسیر نقشه کلی الهی و بزرگ ترین خواست و اراده خداوند خارج شده ایم، در حالی که اراده او به آن تعلق گرفته است: «و می خواهیم بر سر مستضعفان زمین منت نیم و آنان را وارث زمین قرار دهیم...»

او، جلّ و علا، دولت کریمه امام حق را می خواهد و به رغم کراهت همه مشرکات و کافران، آن را محقّق خواهد ساخت.»




:: برچسب‌ها:

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۳/۸/۱٩
از قله عاشورا تا دریای ظهور



در واقعه عاشورا افردی که در میدان با داس و شمشیر و سنان، رو به روی اهل حق ایستادند، عمله‌هایی بودند که با پشت گرمی فرماندهان نشسته در کوفه و شام و در هوای دریفات مقرّری و وعده حاکمیّت بر ری شمشیر می‌زدند؛ در حالی‌که در آنچه می‌کردند، مسئول بودند و بی‌گمان مشمول شماتت و لعن خدا، رسول خدا(ص) و جمله مؤمنان....

در واقعه عاشورا افردی که در میدان با داس و شمشیر و سنان، رو به روی اهل حق ایستادند، عمله‌هایی بودند که با پشت گرمی فرماندهان نشسته در کوفه و شام و در هوای دریفات مقرّری و وعده حاکمیّت بر ری شمشیر می‌زدند؛ در حالی‌که در آنچه می‌کردند، مسئول بودند و بی‌گمان مشمول شماتت و لعن خدا، رسول خدا(ص) و جمله مؤمنان. چنان‌که خوب بررسی کنیم، می‌توانیم به بنیان‌گذاران ظلم و ستم و حتّی پشت سر آنها، به بنی‌اسرائیل کین‌جو و عنود برسیم. مؤمن، ضرورتاً می‌بایست ژرف و وسیع بنگرد و چون عقابی شاه بال تبرّی جستن و تولّی جستن را باز کند که هیچ چیز و هیچ کس از منظرش پنهان نماند.

آنکه بسته و محدود به پیرامون خویش، به دوستی‌ها و دشمنی‌ها می‌نگرد، فراتر از پیش پای خود را نمی‌بیند، از همین‌جا به سادگی فریب می‌خورد و چه بسا دوست را هم به جای دشمن خونین نشانه رود.

هیچ فرماندهی تنها به اتّکای قوای میدانی، به اهداف نهایی خود نمی‌رسد. نیروی نظامی میدانی با قوای هم‌جنس خودش، مقابله می‌کند. رویارویی با جاسوس نیازمند قوای ضدّ جاسوسی است. عوامل تبلیغاتی هم خود عمله دشمن هستند و همان اهداف را دنبال می‌کنند...

***

«از قلّه عاشورا تا دریای ظهور» اثر استاد «اسماعیل شفیعی سروستانی» و در ارتباط با موضوع مهدویت و عاشورا است.

نویسنده در ابتدای کتاب، موضوع و خط مشی نوشته را چنین بیان کرده است:

«از قله عاشورا تا دریای ظهور، توصیفی شاعرانه از جریانی جهادگر، منتظر و اندیشمندانه است که با اتصال و اتصاف به «زیارت سرخ»، معنی متعالی زندگی را از مکتب عاشورا فرا می گیرد تا در بستر تاریخ، چونان رودی جاری شود؛ فراز و نشیب های حیات را با تکیه به مرامنامه شیعه بودن پشت سر نهاده و در کسوت اهل انتظار، به استقبال امام زمانش برود. این اثر، پنجره ای نو به سنت زیارت و زیارت عاشورا است که امید می رود طبع لطیف آن دو امام بزرگوار را بیاراید.»

شفیعی سروستانی در این کتاب، قیام امام حسین (ع) را جاری در زیارتی می داند که براستی برپا کننده حق آن جناب باشد. نویسنده نام این زیارت را «زیارت سرخ» می نهد. زیارتی که در پی آن تغییر و تحول در زندگی اتفاق بیفتد. سپس چنین زیارتی را به قیام حضرت مهدی (عج) که همان نقشه بزرگ الهی برای جهان است، متصل می کند. او در بخشی از کتاب می گوید:

«هیهات! ما از مسیر نقشه کلی الهی و بزرگ ترین خواست و اراده خداوند خارج شده ایم، در حالی که اراده او به آن تعلق گرفته است: «و می خواهیم بر سر مستضعفان زمین منت نیم و آنان را وارث زمین قرار دهیم...»

او، جلّ و علا، دولت کریمه امام حق را می خواهد و به رغم کراهت همه مشرکات و کافران، آن را محقّق خواهد ساخت.»




:: برچسب‌ها:

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۳/۸/۱٩
از قله عاشورا تا دریای ظهور



در واقعه عاشورا افردی که در میدان با داس و شمشیر و سنان، رو به روی اهل حق ایستادند، عمله‌هایی بودند که با پشت گرمی فرماندهان نشسته در کوفه و شام و در هوای دریفات مقرّری و وعده حاکمیّت بر ری شمشیر می‌زدند؛ در حالی‌که در آنچه می‌کردند، مسئول بودند و بی‌گمان مشمول شماتت و لعن خدا، رسول خدا(ص) و جمله مؤمنان....

در واقعه عاشورا افردی که در میدان با داس و شمشیر و سنان، رو به روی اهل حق ایستادند، عمله‌هایی بودند که با پشت گرمی فرماندهان نشسته در کوفه و شام و در هوای دریفات مقرّری و وعده حاکمیّت بر ری شمشیر می‌زدند؛ در حالی‌که در آنچه می‌کردند، مسئول بودند و بی‌گمان مشمول شماتت و لعن خدا، رسول خدا(ص) و جمله مؤمنان. چنان‌که خوب بررسی کنیم، می‌توانیم به بنیان‌گذاران ظلم و ستم و حتّی پشت سر آنها، به بنی‌اسرائیل کین‌جو و عنود برسیم. مؤمن، ضرورتاً می‌بایست ژرف و وسیع بنگرد و چون عقابی شاه بال تبرّی جستن و تولّی جستن را باز کند که هیچ چیز و هیچ کس از منظرش پنهان نماند.

آنکه بسته و محدود به پیرامون خویش، به دوستی‌ها و دشمنی‌ها می‌نگرد، فراتر از پیش پای خود را نمی‌بیند، از همین‌جا به سادگی فریب می‌خورد و چه بسا دوست را هم به جای دشمن خونین نشانه رود.

هیچ فرماندهی تنها به اتّکای قوای میدانی، به اهداف نهایی خود نمی‌رسد. نیروی نظامی میدانی با قوای هم‌جنس خودش، مقابله می‌کند. رویارویی با جاسوس نیازمند قوای ضدّ جاسوسی است. عوامل تبلیغاتی هم خود عمله دشمن هستند و همان اهداف را دنبال می‌کنند...

***

«از قلّه عاشورا تا دریای ظهور» اثر استاد «اسماعیل شفیعی سروستانی» و در ارتباط با موضوع مهدویت و عاشورا است.

نویسنده در ابتدای کتاب، موضوع و خط مشی نوشته را چنین بیان کرده است:

«از قله عاشورا تا دریای ظهور، توصیفی شاعرانه از جریانی جهادگر، منتظر و اندیشمندانه است که با اتصال و اتصاف به «زیارت سرخ»، معنی متعالی زندگی را از مکتب عاشورا فرا می گیرد تا در بستر تاریخ، چونان رودی جاری شود؛ فراز و نشیب های حیات را با تکیه به مرامنامه شیعه بودن پشت سر نهاده و در کسوت اهل انتظار، به استقبال امام زمانش برود. این اثر، پنجره ای نو به سنت زیارت و زیارت عاشورا است که امید می رود طبع لطیف آن دو امام بزرگوار را بیاراید.»

شفیعی سروستانی در این کتاب، قیام امام حسین (ع) را جاری در زیارتی می داند که براستی برپا کننده حق آن جناب باشد. نویسنده نام این زیارت را «زیارت سرخ» می نهد. زیارتی که در پی آن تغییر و تحول در زندگی اتفاق بیفتد. سپس چنین زیارتی را به قیام حضرت مهدی (عج) که همان نقشه بزرگ الهی برای جهان است، متصل می کند. او در بخشی از کتاب می گوید:

«هیهات! ما از مسیر نقشه کلی الهی و بزرگ ترین خواست و اراده خداوند خارج شده ایم، در حالی که اراده او به آن تعلق گرفته است: «و می خواهیم بر سر مستضعفان زمین منت نیم و آنان را وارث زمین قرار دهیم...»

او، جلّ و علا، دولت کریمه امام حق را می خواهد و به رغم کراهت همه مشرکات و کافران، آن را محقّق خواهد ساخت.»




:: برچسب‌ها:

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۳/۸/۱٩