بررسی اتحاد استراتژیک شاخه فرهنگی صهیونیسم با بودیسم سرخ پوش صلح در هالیوود چه م

مبحث حاضر به بررسی اتحاد استراتژیک میان شاخه فرهنگی صهیونیزم با جریان برخاسته از آئین بودا می پردازد. از آنجا که جریان های برخاسته از شرق به ویژه شبه عرفان های هندی برای غرب جذابیت ویژه ای در این سده اخیر داشته و هالیوود از این فرصت ویژه برای اسلام ستیزی بهترین بهره را جسته و تا توانسته این آئین های پوشالی را به نام عرفان و معرفت به خورد بشریت داده است، دراین مختصر تلاش بر این است که نقاب از چهره جریان های هنری و ردپای آثار اتحاد شوم کفرشرقی با مراکز صهیونیستی که تشنه به خون مسلمانان بوده و علیه توحید اسلامی متحد شده اند بردارد.
نگاهی گذرا بر بودیسم
بودیسم آئینی است که فردی به نام گورو شاکیا مونی (گوتاما) مشهور به بودا پس از کشف چهار حقیقت مقدس بودائیان (وجود رنج، علت و خاستگاه رنج، امکان رهایی از رنج و راه رهایی از رنج) در زیر درختی با نام (بودی) بنیان نهاد. بودا حدود 25قرن پیش در شمال شرقی هند (در نپال) متولد شد. پدر او فرمانروای دودمان «ساکیا» بود. به اعتقاد بودائی ها شاکیامونی در زیر درخت بودی توانست به حالت اشراق و روشن ضمیری کامل برسد.
بودای تبتی
آئین بودا بعد از وی به شاخه های بسیاری تقسیم شد که دو شاخه اصلی آن ماهایانه و هینایانه است. بودیسم تبتی شاخه ای از مه راه یا همان ماهایانه است. شکلی که بودا در تبت به خود گرفته است همان است که به لامائیسم مشهور است.
آخرین دالایی لاما در یک نگاه
«تزین گیاتسو» آخرین دالایی لاما یا همان رهبر جریان بودائیسم است.
با آنکه وی خود را فردی صلح طلب و تلاشگر برای حاکمیت صلح و ثبات برای تمام دنیا می داند، اما در برخی جریان های تند ضدصلح که هم ایفای نقش کرده که از آن جمله می توان به مخالفت وی با اعدام صدام که فردی جانی و متجاوز بوده و در طول دو دهه جان هزاران فرد شریف از شهدای این مرز و بوم و هزاران عراقی و کویتی را گرفت و نیز جریان برانداز و فتنه و انقلاب ناموفق رنگین سبز اشاره کرد که عکس های وی با برخی چهره ها و شعارها و صحبت هایی که همزمان این فتنه و بعد از انتخابات و پیروز نشدن این جریان از سوی وی ایراد شد در وبلاگ ها، سایت ها و برخی خبرگزاری ها هنوز موجود است.
نکته قابل تأمل در مورد رهبر بودائیان تبت این که با توجه به فعال بودن وی و دفترش در تمامی زمینه ها حتی دفاع از افراد جنایتکاری که وی در مرگ آنان اظهار تأسف کرده، اما درباره کشتار هزاران مسلمان میانماری که توسط اکثریت بودایی هدف تجاوز قرار گرفته و به قتل می رسند سکوت اختیار کرده و در تمامی دیدارهایی که از زمان شروع این کشتار وحشیانه با گروه های مختلف داشته حتی اشاره کوتاه و گذرایی نیز نسبت به آن نداشته است. جالب اینجاست که در دیداری که با مسلمان داشته ایشان را دعوت به همدلی با خود و همراهی با مکتب بودا می کند بدون آنکه سخنی از کشتار و تجاوز به حقوق مسلمانان نماید.
علاوه بر این ، عکس ها و اسناد، حمایت و همراهی دالایی لاما را با شبه نظامیانی اثبات می کند. شبه نظامیانی که نزدیک دو دهه- از اواسط دهه1950 تا اواسط دهه 1970- علیه چین اقداماتی نظامی انجام می دادند. نکته جالب اینجاست که این گروه شبه نظامی مورد تایید و حمایت سازمان سیا بوده است.
براساس یکی از اسناد وزارت امور خارجه مربوط به تاریخ 9ژانویه 1964، دولت آمریکا حمایت های مالی گسترده ای را به شبه نظامیان و همچنین شخص دالایی لاما اختصاص می دهد.
سازمان سیا علاوه بر کمک های آموزشی و نقدی به شبه نظامیان طرفدار دالایی لاما، در برنامه فرار وی از تبت نیز نقش داشت. بنابر اسناد سازمان سیا که اخیراً منتشر شده اند، نیروهای آموزش دیده توسط سیا که دالایی لاما را همراهی می کردند به صورت مستقیم با مأمورین سیا در ارتباط بودند.
او تاکنون بیش از 50دکترای افتخاری از نهادهای ماسونی و صهیونیستی دریافت کرده است.
اتفاق دیگری که قابل تأمل است خبر اعطای مدال طلای کنکره آمریکا برای اولین بار به یک فرد خارجی (دالایی لاما) در شهریور 1385 بود که باعث تعجب افکار عمومی در جهان شد و این نیست جز اینکه تنزین گیاتسو تاکنون بارها شیفتگی و نزدیکی خود به رژیم صهیونیستی را اظهار نموده است و با آنکه شعار اصلی آئینش را صلح و شادمانی برای همه می داند. چند مسافرت رسمی به سرزمین اشغالی و دیدار با سرکردگان اسرائیل غاصب داشته و رسماً در مقابل دیوار ندبه در اورشلیم به ادای احترام و نیایش پرداخته است.
پیوند شهرک دروغ پردازی هالیوود با بودیسم تبتی
از مکاتبی که برای غرب و بشر سرگردان از عوارض مدرنیته، جذابیتی یافته مکتب التقاطی بودیسم است. در دهه های اخیر هالیوود به شدت تحت تأثیر یهودیان صهیونیسم حامی بودیسم به خصوص بودای تبتی شده است. از زمانی که «تنزین گیاتسو» رهبر بودائیان تبت تدریس در دانشگاهی دست چندم در آمریکا را برعهده گرفته و مراوده اش با هالیوود نشینان را بیشتر و بیشتر کرده شاهد اوج گیری روزافزون فیلم هایی هستیم که به بودا و لاما می پردازند.
از جاذبه هایی که می تواند به عنوان علت دلبستگی جهان غرب بویژه شهرک نشینان هالیوود به آیین بودا و لاما باشد، باور بودایی و لامایی به اصل تناسخ و انکار معاد است.
فهرستی از برخی فیلم های مهم بوداگرای هالیوود
در این بخش به معرفی اجمالی برخی از آثار سینمایی، انیمیشن و فیلم ها و سریال های تلویزیونی که با هدف ترویج فرهنگ بودیسم طراحی و تولید شده خواهیم پرداخت. علت معرفی این آثار این است که به نوعی در تلویزیون و یا سینمای ایران به نمایش عمومی درآمده اند. این تولیدات در هالیوود و یا شرکت های فیلم سازی اروپایی، هندی، کره ای، ژاپنی و متاسفانه برخی کشورهای مسلمان تولید شده اند: تعداد فیلم های هالیوودی و مستند که درباره بودیسم و شاخه های آن ساخته شده کم نیست.
بیشتر این فیلم ها مستندهایی است که به معرفی گوشه ای از زندگانی تنزین گیاتسو می پردازند. در این مستندات بر صلح طلبی وی بسیار تاکید می شود و پیش فرض آنها این است که سر نهادن به دستور العمل های این رهبر بودایی، جهان را به سوی صلح و صفا، نشاط، آرامش و شادی رهنمون خواهد کرد. بزرگ نمایی در شخصیت، شأن و جایگاه دالایی لاما، اولین نکته ای است که بیننده تمام این ساخته های تصویری، آن را به وضوح درمی یابد. نکته دیگری که باید توجه داشت نقش مکملی است که این به اصطلاح مستندها نسبت به یکدیگر دارند. گویا هریک، تکه ای از پازل جامع و تکه پاره ای از نقشه واحدی را تشکیل می دهند که سال های سال بر روی طراحی و مهندسی آن، وقت و هزینه صرف شده و این مستندها محصول رسانه ای آن نقشه بزرگ و جامع هستند که با هم پوشانی و هم راستایی، شخصیت مرده ای را که در تبعید نیز به سر می برد می خواهند زنده ساخته، متحرک و پویا نشان دهند.
نفرین مجسمه سیاه
ماجرای فیلم، مربوط به ربوده شدن یک مجسمه بوداست. در سیر فیلم، نیک سارق به دنبال فروش مجسمه، کراماتی از مجسمه ربوده شده می بیند و پی به قدرت معنوی و اسرارآمیز آن می برد. این حادثه او را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد و در آخر فیلم، نیک بر اثر تاثیر معنوی که از مشاهده این کرامات در او حاصل شده، سرش را می تراشد و به جمع بودائیان می پیوندد.
این فیلم که به صورت آشکار به تدوین و ترویج مبانی آیین بودا پرداخته است، در پاره ای از دقایق تبدیل می شود به شبه مستندی اثرگذار برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب، و تبلیغ و ترویج بودیسم.
بودای کوچک
داستان فیلم مربوط به گروهی راهب بودایی است که از کشور بوتان به سیاتل آمریکا سفر می کنند تا به یک خانواده آمریکایی بگویند روح یکی ازرهبران بودایی آنها در وجود پسر کوچکشان «جس» حلول کرده است (تناسخ). این خانواده به هند سفر می کنند و از نزدیک با تولد، زندگی و چگونگی به «روشنایی» رسیدن و بودا شدن (شاکیامونی گوتاما) آشنا می شوند.
با حلول روح وی در قالب پسرک، به مخاطب القا می شود که بودای امروز تویی و بوداشدن در دسترس توست. این شیوه از پیام دهی بسیار در مخاطب تاثیر می گذارد و با استفاده از روحیه همذات پنداری، بدون آنکه مخاطب موضعی در مقابل این باورها بگیرد، به راحت ترین شکل پیام در دلش جای می گیرد. این اثر که بارها از رسانه ملی ایران و سینما پخش شده است، غیرمستقیم آمریکای امروز را همان بودای دولتی معرفی می کند و بیانگر الفت عجیب بودیسم با جهان غرب به سرکردگی آمریکاست.
راهب خشمگین
موضوع این فیلم ریشه های اسرارآمیز راهبان بودایی تبتی است که متاسفانه در اواخر مهر ماه سال 1386ه.ش. بی هیچ نقدی در بخش «شرق و هویت» اولین جشنواره بین المللی فیلم مستند ایران (سینما حقیقت) به نمایش درآمد. بودیسم تبتی در این مستند به گونه ای نوین بررسی می شود و دقت در این مستند پرده از این مطلب برمی دارد که این شاخه از آیین بودا تا چه اندازه در بین اندیشمندان و به تبع آن در میان گروه های فرهنگی غرب جا افتاده است. تهی و ارگی از مضامینی است که این مستند بسیار لطیف به آن پرداخته است.
بودیسم و سرمایه جهانی
این مستند در سال 2005 ساخته شده است. در این مستند آرنوبوت و ساسکیا ساسن ابعاد وسیع سرمایه سالاری معاصر را به بحث گذاشته، درباره بازارهای سرمایه و بورس صحبت می کنند و دیدگاه بودا را نسبت به «کاپیتالیسم مجازی» بررسی می نمایند در ادامه راهکارهایی برای آرامش از نگاه مکتب بودا به مریدان عرضه می گردد.
هفت سال در تبت
این فیلم با به تصویرکشیدن نماهای بسیار زیبا و هنری از شگفتی های طبیعت و زیبایی های کوهستان های تبت و آیین ها، دین داری و مهربانی مردم لهاسا، به طور حتم اثری کاملاً ترویجی برای تبتیان و فرهنگ بودای تبتی به حساب می آید؛ تا حدی که برخی منتقدان، آن را مناسب وزارت گردشگری تبت دانسته اند! داستان فیلم درباره دو اتریشی طرفدار نازیسم است که برای فتح قله اورست و قلل مرتفع رشته کوه های «هیمالیا» به تبت سفر می کنند. هانریش هرر و دوستش پیتر در مسیر، به شهر مقدس بوداییان تبتی، یعنی همان «لهاسا» می رسند.
ماجراهای تن تن؛ تن تن در تبت
تن تن (بخوانید مشهورترین خبرنگار جهان) شخصیتی کارتونی است که همیشه در کنار سگش میلو سفر می کند و دنبال آشکار کردن حقایقی (!) است که پرده برداشتن از آن ها از دست هر کسی برنمی آید.
در قسمت «تن تن در تبت»، او دوستی چینی دارد که برای دیدار عمویش راهی کاتماندو می شود و طی نامه ای از تن تن می خواهد به کاتماندو بیاید. تن تن خبردار می شود هواپیمای او در نزدیکی تبت سقوط می کند. تن تن برای پیدا کردن دوستش رهسپار هیمالیا می شود و...
حضور در معبد راهبان بودایی در تبت و اظهار هم دلی و تشویق یک خبرنگار جهان گرد، آیا می تواند چیزی جز هم دلی جهان غرب با تبت و آیین ویژه آن جا داشته باشد؟!
این فیلم داستانی به صورتی مستند، به زندگی دالایی لاما پرداخته و به شدت لامائیسم را ترویج می کند. «مارتین اسکورسیزی» کارگردان مشهور هالیوودی که در به کارگیری صحنه های ناب، مشهور است، این فیلم را در سال 1997 ساخته است. او در این فیلم 128 دقیقه ای علاوه بر زندگی دالایی لاما، چگونگی جدایی طلبی آن ها از چین را هم روایت می کند.
او در یکی از فیلم های جنجالی اش، زندگی حضرت مسیح را با عنوان «آخرین وسوسه مسیح، 1989» و به شکلی کاملاً تحریف شده روایت کرد، که باعث اعتراض شدید مسیحیان شد. وی در این فیلم، حضرت مسیح را که بنابر اعتقاد مسیحیت کلیسایی به صلیب کشیده شده بود،13 در بندعشق زنی در بالای صلیب به تصویر می کشد. این عشق وی را به سوی زندگی دنیا کشانده و او را فریفته شیطانی که به شکل فرشته ای درآمده، نشان می دهد. بدتر این که در این فیلم، یهودای خائن، از گناه تاریخی خود تطهیر شده، مرشد مسیح می شود و او را به بالای صلیب بازمی گرداند.
چنین کارگردانی که در مورد جایگاه نبوت و مسئله قداست ذره ایی احترام قائل نیست، در فیلم «کندون» سراغ شخصیت دالایی لاما رهبر تبتی ها می رود و او را تناسخ بودای مهر(!) و دالایی لامای گذشته معرفی می کند.
فیلم «2012»
«2012» فیلمی درام، حماسی و تخیلی، محصول 2009 آمریکا و کانادا به کارگردانی رولند امریش است.
پایه و اساس پایان دوران بودن سال 2012 بر مبنای باورهای مایایی است. مایاها سال 2012 را سال پایانی جهان می دانند. تنها نقش ادیان آسمانی و گروه های مذهبی در این فیلم، تسهیل پذیرش پایان عمر جهان در 2012 است و بس! در فیلم شاهدیم به بهانه پخش اخبار، صحنه هایی از مکان ها و گروه های مذهبی، پشت سر هم نمایش داده می شوند و گزارشگر به اصطلاح اخبار مستند، این گونه عرضه می دارد که طبق باور همه پیروان ادیان، این همان نقطه پایانی موعود در ادیان است. وقتی همه دنیا و نمادهایی از اماکن مذهبی جهان تخریب شد و پیروان ادیان مردند، و انسان سکولار توانست حرف خداباوران را دروغ بیانگارد؛ آن گاه مرگ خدا و ادیان آسمانی اعلام می شود و با نمایش خاندان تبتی که نمادی از باور به بودیسم مخصوص تبت هستند؛ پس از خانواده آنگولاساکسونی جکسون در لحظه خروج از کشتی ارتشی غول آسا، سازندگان فیلم «2012» اعلام می دارند که اکنون روز آغاز حکم فرمایی ادیان و مکاتب بشری است: چرا که هم خود بودا اعلام می دارد از جانب خدا نیامده است و هم تمام طرفداران وی به این نکته اذعان دارند. (گیاتسو، 1381، 56)
در لحظه ای که تمام دنیا پر از تلاطم و بی قراری است و مردم و زمامداران و رهبران دینی د رجنب و جوش و اضطراب به تصویر کشیده می شوند، دالایی لامای فیلم، شاگردش را به آرامش دعوت می کند و می گوید: «زمانی آرام خواهد بود که ظرف وجودی اش پر باشد.» او برای انتقال صحبتش از تشبیه تصویری بسیاری بلیغی استفاده می کند. نوشیدنی خاصی را درون فنجان می ریزد تا اینکه آن نوشیدنی سر ریز شود. به همین دلیل، نحوه آرام شدن ضمیر را، نجات از این مهلک آخرالزمانی و سوارشدن بر کشتی نمی داند، بلکه سبب نجات را سوار شدن به امیال درونی نفس معرفی می کند و خودش که بنابر ظاهر فیلم به درجه آرامش و شادی واقعی! درونی یا همان نیروانا رسیده است در کمال آسایش، و طبق فلسفه بودای تبتی در سخت ترین شرایط ، در آرامش باطنی است. جالب این جاست که در لحظه سرازیر شدن امواج خروشان، وی به زنگوله می کوبد و به نوعی به استقبال مرگ می رود و به اقیانوس می پیوندد.
آخرین کنترل کننده باد
چهار عنصر آب، باد، خاک و آتش در زمین وجود دارد و چهار ملت؛ هر ملت و مردمانش فقط قادر به کنترل یکی از این عناصر هستند. اما آواتار که در هر دوره ظهور می کند، قابلیت و قدرت کنترل هر چهار عنصر را دارد. آواتار معاصر کودکی است که صدسال قبل ناپدید شده است و در نبود او ملت آتش، با دزدی طومارها و علوم دیگر ملت ها، بر آنان برتری پیدا می کند. خواهر و برادری اسکیمو او را پیدا می کنند و آواتار برمی گردد و طبق پیش گویی ها، آواتار تنها کسی است که می تواند تعادل را بر روی زمین برقرار کند...
سریال انیمیشنی این فیلم آمیزه ای از کونگ فوی چینی، فلسفه بودای تبت، هنرهای رزمی ژاپنی و حتی عقاید مذهبی هندوست و جذابیت های تصویری بالایی دارد.
این فیلم بی شک جز بر زندگی گیاتسو و نقش رهبری معنوی او بر دنیا(!) دلالت ندارد و دلایل زیادی هست که درصدد اثبات رهبری معنوی جهانی برای رهبر بودائیان لامایی است؛ از جمله:
1- منجی ای که در این فیلم معرفی می شود، شرقی و متعلق به معبدی است که ویژه بوداییان سرزمین تبت است.
2- آنگ که کودکی تنزین گیاتسو است، در فیلم از یکی از استادان خود با نام راهب گیاتسو یاد می کند. تمام رهبران بودائیان تبتی با نام خانوادگی «گیاتسو» شناخته می شوند.
3- صلح طلبی ای که گیاتسو در تمام صحبت هایش از آن دم می زند، در این فیلم نیز بسیار پررنگ است.
4- اتفاقاتی که برای قهرمان فیلم، آنگ می افتد، شبیه بسیاری از اتفاقاتی است که برای تنزین گیاتسو در طول بیش از 75 سال زندگی اش افتاده است: برای مثال مردم سرزمین آتش در فیلم، نمادی است از سرزمین چین که به تبت یورش آورد و آتش چنگ را شعله ور کرد.
جمع بندی نهایی
سال هاست که هالیوود نبرد نرم خویش علیه تمدن و فرهنگ اسلامی شیعی ایران زمین را آغاز کرده است.
برای مقابله با دینی که آن ها از آن به عنوان اقتدارگرا یاد می کنند باید سراغ شیوه های نرم تر و ملایم تر رفت. به همین دلیل در کنار گسترش تز اسلام ستیزی در رسانه های غربی و شرقی، ترویج مکاتب و عرفان های دروغین هم در دستوکار آن ها قرار گرفته است.
نکته ای که به این بهانه باید مورد توجه قرار گیرد اتخاذ استراتژیک جبهه فرهنگی صهیونیزم به سرکردگی هالیوود با جریان های عرفانی شرقی است.
برای آن ها مهم نیست که مردم سرزمین ها و تمدن های مختلف مسیحی شوند یا هندو و یا بودایی، مهم این است که مسلمان نباشند.
 




:: برچسب‌ها: سرخ پوش صلح در هالیوود, صهیونیسم با بودیسم

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/٧/۸