حوادث‌ شش ماه پایانی منتهی به ظهور بر طبق‌ تقویم‌ سال‌ ظهور(5)

جریانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ شوال

 


اتفاقاتى که پیش از این در جهان رخ داده بود، در این ماه هم ادامه مى‏یابد و به همراه حادثه‏هاى دیگرى که از این پس خواهند آمد، همه ساکنان زمین را متوجه پیروزیهاى مکرر و سریع سفیانى مى‏کند. آن‏طور که از روایات برمى‏آید برخى از حوادثى که در این ماه اتفاق مى‏افتد از این قرار است:


۱. جمعیتى در ماه شوال ظاهر مى‏شوند: سفیانى و پیروانش.  

2- در این ماه خیزشها آغاز مى‏شود (مردم از گرد یکدیگر متفرق مى‏شوند): انقلابیها، انقلاب مى‏کنند و شورشیان سر به شورش برمى‏دارند؛ بدبختیهاى مردم زیادترشده و از شرایط به‏وجود آمده خشمگین‏تر مى‏شوند؛ در اجتماع اتحاد میان مردم از بین مى‏رود.2

 


    3- در ماه شوال بلا مى‏آید: بلایى که مردم به جهت جنگها و فتنه‏ها بدانها مبتلا مى‏شوند.3و4


    4- در این ماه ویرانى و خالى شدن شهرها از سکنه‏شان دیده مى‏شود: به خاطر جنگها و فتنه در شهرها از مردها و جوانان خبرى نیست.5


    5- آتش جنگ برافروخته مى‏گردد.


«سهل بن حوشب» از رسول اکرم(ص) نقل کرد که فرمودند:
« در ماه رمضان صداى (آسمانى) شنیده مى‏شود و در ماه شوال جنگ به پا مى‏گردد.6»


    ابن مسعود هم از آن حضرت روایت کرد که فرمودند:
« وقتى صیحه (آسمانى) در ماه رمضان واقع شد پس از آن در ماه شوال آتش جنگ برافروخته گشته و مردم براى تهیه غذا مهاجرت کرده و در ماه ذیقعده با هم مى‏جنگند.7»


    بیشتر روایات شریف ما از پدید آمدن معمعه‏اى در ماه شوال خبر مى‏دهند که «معمعه» در لغت به معناى نواخته شدن کوس جنگ و صداى ابطال در جنگ و کنایه است از وقوع جنگى ناگوار و تلخ. تأکید بر این مطلب را در این عبارت از حدیث مى‏توان یافت که قبایل غذاى مایحتاج خویش را از ترس مرگ و میر جنگها خریده و انبار مى‏کنند. این معمعه ماه شوال، على‏القاعده باید به معرکه «قرقیسیا» اشاره داشته باشد.


 
 معرکه قرقیسیا

 


    قرقیسیا شهرى در منطقه شمالى سوریه است که در میان فرات و سرچشمه نهرى که8 خابور در آن است قرار دارد. این شهر حدود 100 کیلومتر با مرزهاى عراق و 200 کیلومتر با مرزهاى ترکیه فاصله دارد و در نزدیکیهاى شهر «دیرالزور» است. در آینده نزدیک در آن گنجى از طلا، نقره یا مانند آنها (مثلاً نفت) کشف مى‏شود آن‏گونه که روایات بیان نموده‏اند:« آب فرات کوهى از طلا و نقره را نمایان مى‏کند که بر سر آن از هر نه نفر، هفت کشته مى‏شوند.»9 در این جنگ اقوام مختلفى شرکت دارند:


    1- ترکها: آنها که به جزیره10 نیرو پیاده کرده‏اند؛
    2- رومیان: یهودیان و دولتهاى غربى که وارد فلسطین شده‏اند؛
    3-سفیانى: که در این هنگام بر دیار شام مسلط شده است؛
    4- عبداللَّه: روایات به مطلب خاصى درباره او اشاره نمى‏کنند ظاهراً هم پیمان مغرب زمین است؛
    5- قیس: مرکز فرماندهى‏اش مصر است؛
    6- فرزند و نواده عباس: که از عراق مى‏آید.


    به دنبال این جنگ، خونریزى و کشتار شدیدى پیش مى‏آید که تا قبل از به پایان رسیدن آن در مدت کوتاهى 100000 نفر (و بنا بر روایتى 400000 نفر)11 کشته مى‏شوند. این مطلب مى‏تواند اشاره‏اى به استفاده از سلاحهاى کشتار جمعى (اتمى، هسته‏اى، بمبهاى شیمیایى و میکروبى و الکترونى کشنده در این جنگ باشد که بر حیوانات و گیاهان خوراکى هم اثر مى‏گذارند). این جریان یکى از میدانهاى جنگ جهانى بى‏مانند آخرالزمان است که قبل و بعد از آن مانند نداشته و نخواهد داشت که در انتهاى آن هم‏پیمانان سفیانى پیروز مى‏گردند.


    روایات شریف ما صراحتاً به این واقعه اشاره کرده‏اند:
    در روایتى، عمار یاسر این‏گونه نقل مى‏کند:
« غربیان به سوى مصر حرکت مى‏کنند و ورود ایشان بدانجا نشانه (آمدن) سفیانى است. پیش از آن شخصى که دعوت مى‏کند، قیام کرده و ترکها وارد حیره و رومیان وارد فلسطین مى‏شوند. عبداللَّه هم بر آنها سبقت مى‏گیرد تا این که دو لشکر در سر نهر در مقابل هم مى‏ایستند جنگ بزرگى درمى‏گیرد و صاحب‏المغرب (هم پیمان غربیان) هم حرکت مى‏کند. مردان را کشته و زنان را اسیر مى‏کند، سپس به سوى قیس برمى‏گردد تا اینکه سفیانى وارد حیره مى‏شود. یمانى هم شتافته و سفیانى هر چه را جمع کرده بودند درهم مى‏شکند و به سوى کوفه حرکت مى‏کند.12»


    جابر جعفى هم طى حدیثى طولانى از امام باقر(ع) چنین روایت کرده است:
 «از دین برگشتگانى از جانب ترکها حمله کرده و سپاهى از روم آنها را دنبال مى‏کند. برادران ترکها، پیاده کردن نیروهایشان را در جزیره ادامه مى‏دهند. رومیان از دین‏برگشته هم در رمله نیرو پیاده مى‏کنند. جابر! در آن سال در تمام زمین به واسطه غربیان اختلاف زیادى وجود دارد که اول مغرب زمین شام است. در این زمان سه پرچم (سپاه) در مقابل هم مى‏ایستند: سپاه اصهب، ابقع، سفیانى. در ابتدا سفیانى با ابقع مى‏جنگد و او و همراهانش را کشته و به دنبال آن اصهب را هلاک مى‏کند. پس از آن تا عراق جنگ و کشتار به پا مى‏کند و سپاهیانش را به قرقیسیا مى‏رساند و در آنجا هم به جنگیدن مى‏پردازد. در این جنگ 100000 نفر از جباران  و ستمگران کشته مى‏شوند. پس از آن سفیانى سپاهى را به سوى کوفه گسیل مى‏دارد.13»


    عبداللَّه بن ابى یعفور مى‏گوید که امام باقر(ع) به ما فرمودند:
 «براى بنى‏عباس و بنى مروان حتماً اتفاقى در قرقیسیا مى‏افتد که در آن جوان قوى و تنومند، پیر مى‏شود و خداوند از آنها پیروزى را برمى‏دارد و شکست مى‏خورند (پس از این جنگ) به پرندگان آسمان و درندگان زمین وحى مى‏کند که شکم خود را از گوشت تن جباران سیر کنید و پس از آن است که سفیانى شورش مى‏کند.14»


    حذیفة بن منصور هم از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمودند:
« خداوند سفره‏اى در قرقیسیا دارد که گاهى از آسمان ندا مى‏دهد و دیگران را آگاه مى‏کند که ‏اى پرندگان آسمان و درندگان زمین براى سیر کردن خود از گوشت بدن جباران بشتابید.15»


    محمدبن مسلم از امام باقر(ع) ضمن حدیثى بلند چنین نقل کرده است:
«  آیا نمى‏بینید که دشمنان شما در معاصى خداوند کشته مى‏شوند، بدون آن که شما حضور داشته باشید در حالى که شما با آرامش و امنیت در گوشه خانه‏هایتان نشسته‏اید، برخى از آنها برخى را بر روى زمین مى‏کشند؟ سفیانى عذاب مناسبى براى دشمنان شما و نشانه‏اى براى خودتان است. آن فاسق وقتى (در ماه رجب) سر به شورش برداشت شما اگر یک یا دو ماه (ماه رمضان) پس از شورش او از خود حرکتى نشان ندهید به مشکلى بر نخواهید خورد تا این که بسیارى از خلق منهاى شما (شیعیان) کشته شوند.16»


    به هر حال پس از معرکه قرقیسیا و کشتار و تضعیف و شکست بسیارى از آن قواى سیاسى و نظامى که ممکن بود پس از ظهور حضرت مهدى(ع) در مقابل ایشان جبهه‏گیرى کنند، تنها سفیانى است که پیروزمندانه باقى مانده و فخرفروشى مى‏کند.

 پى‏نوشتها :
 1-   منتخب الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص557؛ بیان‏الائمه(ع)، ج2، ص345.
 2-   بحارالانوار، ج52، ص272؛ بشارةالاسلام، ص142؛ یوم‏الخلاص، ص705.
 3-   شاید همان طور که مؤلف محترم اشاره کرده‏اند، ناشى از جنگها و فتنه‏هایى که مردم گرفتارش شده‏اند باشد و شاید هم بلایى غیر از اینها باشد و عذابى تازه بر سر مردم نازل شود.م
 4-   منتخب‏الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص557؛ بیان‏الائمه(ع)، ج2، ص345.
 5-   منتخب‏الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص557؛ بیان‏الائمه(ع)، ج2، ص345.
 6-   بشارةالاسلام، ص34؛ منتخب‏الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص532.
 7-  بیان‏الائمه(ع)، ج2، ص431؛ منتخب‏الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص280.
 8-   درخت به لسان سیاه.
 9-   السفیانى فقیه، ص31.
 10-   منطقه بین‏النهرین.
 11-   یوم‏الخلاص، ص698.
 12-   الغیبة، شیخ طوسى، ص279؛ بحارالانوار، ج52، ص208؛ بشارةالاسلام، ص177؛ السفیانى فقیه، ص128.
 13-   الغیبة، نعمانى، ص187؛ بشارةالاسلام، ص102؛ السفیانى، فقیه، ص108؛ یوم‏الخلاص، ص698؛ الممهدون للمهدى(ع)، ص112.
 14-   الغیبة، نعمانى، ص205؛ بحارالانوار، ج52، ص251؛ یوم‏الخلاص، ص690؛ السفیانى فقیه، ص127.
 15-   الغیبة، نعمانى، ص186؛ یوم‏الخلاص، ص699؛ الممهدون للمهدى(ع)، ص113؛ السفیانى فقیه، ص127.
 16-   الغیبة، نعمانى، ص203.




:: برچسب‌ها: ظهور امام زمان (عج), حوادث شش ماه مانده به ظهور

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٧