ادامه کتاب تبار اتحراف-بخش دوم

انسان مسجود فرشتگان

اکنون آدم(ع) با علم الاهی و ژردامنه خویش معلم ملایک نیز قرار گرفته است. خداوندملا’که را امر می کند تا در برابر آدم که روح خداوند در او دمیده شده است سر به سجده آورند. تمام ملایک به سجده افتادند جز ابلیس که از فرمان خداوند سر برتافت.

به به فرشتگاه گفتیم: آدم را سجده کنید. همه سجده کردند جز ابلیسکه سر باز زد و برتری جست. و او از کافران بود.(البقره/آیه34)

به گفته قرآن ابای شیطان از سجده بر آدم(ع) از روی استکبار بود و نه جهل و او می دانست که چه می کند.

شیطان برای سر باز زدن از امر الاهی دلیل آورد:

شیطان از سجده سر برتافت و گفت: من از او بهترم. مرا از آتش آفریده ای و او را از گل.(الاعراف/آیه12)

و جن را پیش از آن از آتش سوزنده بی دود آفریده بودیم.(الحجر/آیه27)

استدلال شیطان این بود که تو امر به سجده عالی بر دانی کرده ای چرا که جنس خلق من از آتش و آدم از خاک است و همیشه آتش بر فراز خاک است و رو به بالا می رود و فرتر از خاک قرار می گیرد پس من بر او برتری دارم و سجده باید از دانی بر عالی باشد. شیطان بدین گونه خواست کار خود را در برابر باری تعالی توجیه کند. خداوند در برابر این استدلال به او پاسخ نداد همان گونه که در این عالم به هیچ معترض مستکبری پاسخ نمی دهد. اما او را از مقام بلند خویش فرو انداخت.

فرمود: از این مقام فرو شو. تو را چه رسد که در آن گردنکشی کنی؟ بیرون رو که تو از خوار شدگانی.(الاعراف/آیه13)

شیطان در استدلال خویش به ماده خلق توجه کرد. ماده خلق انسان خاک و ماده خلق شیطان آتش است: ولی ملاک امر خداوند ماده نبود: صورت فعلی انسان روح خداوندی او بود.

چون آفرینش را به پایان بردم و از روح خود در آن دمیدم در برابر او سجده بیفتید.(الحجر/آیه29)

در این عالم معیار همه استکبارها اصالت دادن به ماده است. دلیل استکبار شیطان این بود که گمان می کرد ماد خلقت او (آتش) از ماده خلقت انسان(خاک) برتر است.

سجده ملائک بر آدم (ع) در حقیقت سجده بر روح خداوندی او بود که خزینه علم او بود و ملائک و از جمله شیطان را محتاج او می ساخت. شیطان از جمله کسانی بود که محتاج به علم آدم بودند. اما او به سرعت و دلیل استکبار بی موردش به ناسپاسی پرداخت و افزون برآن این سجده که به فرمان خداوند بود بندگی و عبادت خدا بود. هر کس به امر خدا سجده کند بر خود خداوند سجده کرده است.(تحف العقول/ص 478)

شیطان وقتی اخراج شد باید به جهنم برود. راهی برای نجات جز دست برداشتن از استکبار نبود و او هرگز از این استکبار دست بر نخواهد داشت. در اینجا که از خداوند درخواست مهلت و قدرتی نمود.

گفت:مرا تا روز قیامت که زنده می شوند مهلت ده. گفت: تو از مهلت یافتگانی.(ص/آیه82)

علت این درخواست شیطان آن بود که بتواند بر آدمیان چیره شود چون لازمه مهلت دادن برای زندگی بر روی زمین بهره گیری از ابزار و وسایل است.

ادامه دارد.......




:: برچسب‌ها:

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩٠/٦/٢٧