شیطان از دید امام

از روزی که از دیدگاه آقای رائفی پور  به شیطان نگاه کردم یاد حرف های امام در مورد شیطان بزرگ(آمریکا) افتادم و فهمیدم که ایشان چی می گفت و چی ها میدید. به همین دلیل جست و جویی در سخنان امام کردم و بعضی از سخنان امام رو درمورد شیطان رو اینجا نوشتم.

گرد آورنده:علی کرمانی

=-=-=-=-=

تقریرات فلسفه    ج‏3    44    آیه شریفه«ثم أنشأناه خلقا آخر» .....  ص : 43

شیطان طینت آدم علیه السلام را دید و اعتراض کرد که طینت من از نار است و براى من سزاوار نیست بر او که طینتش از خاک است سجده کنم. البته نه اینکه شیطان آن اثر الهى را مى‏دید، بلکه آن را اصلًا نمى‏دید و این دلیل بر عدم عرفان است؛ براى اینکه عرفان آن است که در انزل مرتبه وجود، اثر الهى را عارف ببیند. لذا اکمل شرایع آن است که سجده را بر خاک جایز بداند، یعنى پست‏ترین موجودات زیر قدم که خاک است باید مساجد شود و عارف باید در آن مساجد هم، اثر الهى را ببیند و به آن وجهه الهى سجده کند. پس این طور نیست که شیطان عرفانش زیاد بوده و از کثرت عرفان به آدم سجده نکرد، چون سجده به غیر خدا را جایز نمى‏دانست، چنانکه بعضى از مزخرفین گفته‏اند.

=-=-=

تقریرات فلسفه    ج‏3    45    آیه شریفه«ثم أنشأناه خلقا آخر» .....  ص : 43

پس شیطان در آدم آنچه را که نشانه الهى بود، ندیده است و خدا به جهت تشریف، او را به خودش نسبت داد و فرمود: «وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِى» و همه ملائکه آن جنبه‏اى را که مربوط به الهیت بود، مشاهده کردند و سجده نمودند، به خلاف شیطان که طینیت خاکى آدم را دید و اعتراض کرد. البته شیطان در کبرى خطا نکرد که گفت:

جایز نیست شریف به پست‏تر از خودش سجده کند، من نار هستم و او خاک است و نار از خاک لطیف‏تر است، ولى شیطان طینیت او را دیده و ملاحظه با ناریت خودش کرده و اعتراض نمود. پس شیطان در این کبرى که اشرف نباید به غیرش سجده کند،

=-=-=

تقریرات فلسفه    ج‏3    45    آیه شریفه«ثم أنشأناه خلقا آخر» .....  ص : 43

خطا نکرده است، خطاى شیطان در صغرى واقع شده که طینیت را دید و هر کس طینیت را ببیند، از جنس شیطان است. و خیلى مشکل است که آنها را طورى تربیت کرد که آن چیزى را که نشانه الهى است ببینند؛ چون مادامى که دیده آنان به طینیت دوخته شده است، توجه دادن به نشانه‏ها و آیات الهى کار مشکلى خواهد بود.

و لذا احتیاج پیدا کردیم براى وجود تجردى، چیزى که ذات خودمان است، برهان اقامه کنیم و خودمان را فراموش کرده و آمده‏ایم نفس خودمان را از کتاب اسفار سؤال مى‏کنیم. البته عارفان بر خلاف این هستند. ما اگر بخواهیم به آنها بفهمانیم که شما غیر از آن منفوخه الهیه، طینیت دارید، باید بنشینیم و به تدریج با براهین براى ایشان اثبات کنیم که ما خاکى هستیم و شما هم خاکى هستید؛ چنانکه دیگران نشستند و مى‏خواهند با برهان اثبات کنند که ما مجرد هستیم، در صورتى که نفس خودمان در خودمان است و آن باطن ماست بلکه ما عبارت از آن هستیم، و لیکن چون حقیقت ما را غشاوات و حجابات گرفته است و گرفتار آنها شده‏ایم، باید خودمان را در کتاب اسفار ببینیم و از آنجا بشناسیم. لذا اسفار را باز کرده و با براهین مى‏خواهیم راهى به ذات خود بیابیم.

=-=-=

تقریرات فلسفه    ج‏3    45    آیه شریفه«ثم أنشأناه خلقا آخر» .....  ص : 43

و لیکن عارف آن نشانه ربوبى الهى را در خودش مى‏بیند و خلقت از طین را نمى‏بیند، بلکه در همه موجودات جلوه حق را مى‏بیند و از طرف ظلمانى آن غافل مى‏ماند و اگر کسى بخواهد این ظلمانیت را به آنان تفهیم کند، محتاج استدلال و برهان است.

پس آنچه در آدم بوده که به آن جهت منسوب به خدا شده است، همان تشریف انسان است که خداوند متعال فرمود: «وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِى» و ملائکة اللَّه بر انسان سجده کردند از آن جهت که منسوب به خداست و جلوه اظهر اوست. ولى شیطان آن جهت را نمى‏دید، بلکه جهت طینى آدم را ملاحظه مى‏کرد و لذا استدلال کرد:

 «خَلَقْتَنِى مِنْ نَارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ» «1» البته این کبرى که اشرف بر اخسّ نباید سجده کند و اطاعت نماید درست است، ولى خطاى شیطان در صغرى بود که آن جهت منسوب الى اللَّه را ندید.

=-=-=

شرح حدیث جنود عقل و جهل    متن    42    در توجیه دیگر از اقبال و ادبار عقل است .....  ص : 41

 آدم- علیه السلام- در تحت جذبه غیبیّه اگر مانده بود، و در آن حالِ فنا و بى‏خبرى- که بهشت دنیا به آن معبر است- باقى مى‏ماند، از تعمیر عالم و کسب کمالات ملکیّه، آثارى نبود.

پس به واسطه تسلط شیطان بر او، توجه به کثرات حاصل شد و از درخت گندم، که صورت دنیا در عالم جنت است، تناول نمود. پس از آن توجه، باب کثرت مفتوح و راه کمال و استکمال، بلکه باب کمال «جلا» و «استجلا» باز شد. پس با آن که در مذهب محبت و عشق، این توجه خطیئه و خطا بود، در طریقه عقل و سنّتِ نظام اتمّ لازم و حتم بود، و مبدأ همه خیرات و کمالات و بسط بساط

=-=-=

شرح حدیث جنود عقل و جهل، متن، ص: 43

رحمت رحمانیّه و رحیمیّه گردید.

پس حقیقت ادبار وقوع در حجب سبعه «1» است و تا در این حجب واقع نشود، قدرت خرق حجاب پیدا نشود.

=-=-=

صحیفه امام    ج‏4    403    حفظ حقوق بشر .....  ص : 402

حفظ حقوق بشر

حکومتى مى‏تواند ادعا بکند که حقوق بشر را حفظ مى‏کند که دولتش مبتنى بر یک عقاید الهى دینى باشد؛ و خودش را مسئولْ پیش یک قدرت بزرگ بداند. آن اشخاصى که خودشان را مسئول نمى‏دانند پیش یک قدرتى، قائل نیستند. به یک قدرت بزرگى توجه ندارند، به یک قدرت عظیمى، به یک مسئولیت واقعى. اینها هر چه ادعا بکنند که ما بشر دوست هستیم و ما مى‏خواهیم حقوق بشر حفظ بشود و ما مى‏خواهیم، ادعاست؛ هیچ واقعیت ندارد. تا آن نقطه اصلى که نقطه اتکاست، خدا نباشد و خوف از او نباشد و خوف از مسئولیت روز جزا نباشد، این بشر هرج و مرج مى‏کند، به تباهى مى‏کشد. طبع انسان این است که از همین کارهاى خلاف بکند؛ طبعى است. اگر سر خود باشد متعدى است؛ آنى که انسان را به راه مى‏آورد و کنترل مى‏کند و راهش را معین مى‏کند، آن دیانت است که مى‏تواند کنترل کند. آن اعتقاد به یک مبدأ و یک معاد است که مى‏تواند انسان را بازدارد از اینکه در خلوت هم که هیچ کس نباشد خلاف نکند. این همه حرفها که شرافت یک شخصى اقتضاى کذا مى‏کند، انساندوستى یک شخصى اقتضاى کذا مى‏کند، اینها حرفهایى است که ما باورمان نمى‏آید که این انساندوستها و این شرافتمندها یک همچو مردمى باشند. همین انساندوستها هستند که مى‏آید در ایران با آن کشته جمعه سیاه. این انساندوستى که یک میلیارد جمعیت زیردستش است «1» و مى‏گوید من انساندوستم و کمونیستم و کذا، مى‏آید ایران از روى این کشته‏هاى ما با هلیکوپتر رد مى‏شود و

=-=-=

صحیفه امام، ج‏4، ص: 403

دست شاه را فشار مى‏دهد و به او تبریک مى‏گوید! این انساندوستها اینهایند! این کسى که اعلامیه حقوق بشر را امضا کرده و از کسانى است که بنیانگذار این طور مسائل است، این انگلستان است و این امریکا و این شوروى- این ابرقدرتها اینها نمى‏دانند که در ایران حالا چه مى‏گذرد؟ این بشر دوستها نمى‏دانند که این سى میلیون بشر الآن در ایران چه حالى دارند؟ نمى‏فهمند؟ نه؟ اطلاع ندارند از واقع؟ واقع مسأله این است که شاه مى‏خواهد اعطاى آزادى بکند و مردم تخلف مى‏کنند؟! این مسأله این طورى است؟ شماها این طور فهمیدید؟ یا کارتر یک مسئله‏اى را فهمیده است ماوراى این عالَم! این مسأله آمده پیش کارتر! نه، شیطان به او تعلیم کرده است که باید این طور بگویى، این تعلیم ابلیس است. اینها مظاهر ابلیسند، طاغوتند اینها.

=-=-=

صحیفه امام    ج‏5    168    کمک به نهضت، براى خدا .....  ص : 168

کمک به نهضت، براى خدا

بندگان خدا الآن در عذاب هستند، الآن در معرض خطر هستند، شما کمک کنید به آنها؛ به کمک تبلیغاتى در اینجا. الآن مى‏توانید تبلیغات بکنید، مصاحبه بکنید. اگر هر کدام مى‏توانید، مصاحبه مطبوعاتى بکنید؛ مسائل ایران را بگویید اما نظرتان، پشتوانه‏تان خدا باشد. براى خدا قیام کنید. یکنفرى هم که باشید قیامتان قیامِ للَّه وقتى باشد، قیام براى خدا باشد، این ارزش دارد یعنى ارزش الهى دارد، فُرادى‏ باشد یا مَثْنى‏؛ انَّما اعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ انْ تَقُوموُا للَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏. خودتان را متصل کنید به آن دریاى لا یزال و کارهایتان را کارهاى الهى کنید. توجه به احکام خداى تبارک و تعالى داشته باشید. این نهضتها براى این است که احکام خدا جارى بشود. این همه نهضتى که هست، که حالا سالهایى است که نهضت شده است، این براى این است که حکم خدا در دنیا جارى بشود، حکم شیطان از این دنیا بیرون برود. در ایران حکم شیطان جارى است؛ مى‏خواهند حکم خدا جارى باشد. شما کوشش کنید که در خودتان احکام خدا را جارى کنید؛ تعبد داشته باشید، اعمالى که خداى تبارک و تعالى فرموده است انجام بدهید؛ خودتان را الهى کنید. یعنى تابعْ چون و

=-=-=

صحیفه امام، ج‏5، ص: 169

چرا ندارد، فرموده است بکن، مى‏کنم. خداست فرموده است بکن، مى‏کنم. چرا؟ به من ربطى ندارد. «چرا» مال این است که یک کسى عادى باشد؛ آدم نداند که صحیح است یا نه «چرا» مى‏گوید. شما وقتى پیش یک طبیبى که تشخیص دادید طبیب است، وقتى مى‏گوید فلان کار را بکن نمى‏گویى «چرا»، نسخه که مى‏دهد نمى‏گویى «چرا»، با اینکه طبیب است و یک بشر است.

=-=-=

صحیفه امام    ج‏6    106    دنیا پایین ترین مراتب عالم .....  ص : 106

دنیا پایین ترین مراتب عالم‏

دنیا یک جزء بسیار کمى است از عالم، دنیا یعنى آن چیز خیلى پست. عالَم مُرکبى است از ماوراى این طبیعت و این طبیعت؛ این طبیعت در آخر مرتبه وجود واقع شده است، پایین تر از همه مراتب است. اگر انسان با جهاد براى خدا از این دنیا برود یعنى از عالم پست به عالم بالا مى‏رود، به عالمى مى‏رود که فوق این عوالم است و اگر شیطانى باشد، به اسفلِ اسفلین مى‏رود یعنى از این دنیا پست تر، و در جهنم چاه عمیق است، در چاه عمیق فرو مى‏رود. اینهایى که لشکر شیطان هستند و تَبَع شیطان هستند، دارند پله پله طرف اسفل السافلین مى‏روند. آنهایى که لشکر خدا هستند و براى خداست، دارند طرف بالا مى‏روند، هر چه عمل بکنند، عمل آنها، آنها را به بالا مى‏برد و هر چه عملِ این طرف بکند و شیطانى عمل بکند، عمل آنها، آنها را به پایین مى‏برد

=-=-=

صحیفه امام    ج‏6    144    سپاس و ستایش .....  ص : 144

سپاس و ستایش‏

درود بر ملتى که در انقلابش چنان حفظ نظم کرد که چشمهاى دنیا را خیره کرد. انقلاباتى که در دنیا واقع شده است به قدرى شدید است و به قدرى خونریزى در آن شده است که نمى‏توان نادیده گرفت. در این انقلاب مذهبى شما، در این انقلاب اسلامى- انسانى شما بحمد اللَّه ضایعات بسیار کم بود؛ براى اینکه حفظ ایمان شما را وادار کرده بود با ظلم مخالفت کنید. شیطان از این عمل شما دور بود. نظر خداى تبارک و تعالى با شما بود، نظر امام زمان- سلام اللَّه علیه- با شما بود. من از شما ملت عظیم تشکر مى‏کنم که در مواقعى که گرفتارى اسلام زیاد بود و در خطر واقع بود، از براى اسلام و مسلمین قیام کردید، نهضت کردید، زحمت کشیدید، خون دادید، جوان دادید، و شرّ ظلم را از سر خودتان کوتاه کردید، دستگاه ظلم 2500 ساله را منهدم کردید؛ قواى بزرگ عالَم، که طرفدارى و پشتیبانى مى‏کردند از این رژیم فاسد، عقب نشاندید؛ نتوانستند کارى بکنند. تا اینجا که آمدید، جوانمردانه و شجاعانه، تمام قشرها در این مطلب سهیم بودند. و الآن قدم ثانى است که شما باید بردارید و آن قدمِ سازندگى است. قدمى است که در این قدم باید همه با هم شرکت نمایند و ایران خراب را آباد کنند. باید دست به دست هم بدهید.

=-=-=

صحیفه امام    ج‏6    287    جند الله یا جند شیطان؟ .....  ص : 287

جند اللَّه یا جند شیطان؟

این طور نباشد که حالا بگویید که حالا که وقت نهضت است دیگر درس هیچى! این غلط است. علم همه چیز است؛ علم همه جهات است. حضرت امیر براى علم شمشیر مى‏زد، براى توحید شمشیر مى‏زد، براى بسط فقه شمشیر مى‏زد. خیال نکنید که حالا که ما وارد شدیم در مسائل سیاسى، دیگر نباید وارد به مسائل علمى بشویم. شما که جوانید باید فقاهت ایجاد کنید، فقاهت در خودتان ایجاد کنید؛ باید فقیه بشوید، فقیه، از او کار مى‏آید اما فقیه مهذب، طلبه مهذب، انسان مهذب، ملت مهذب. همه باید اخلاق خودشان را تهذیب کنند، همه باید جهاد با نفس بکنند لکن شماها اوْلى هستید. شمایى‏

=-=-=

صحیفه امام، ج‏6، ص: 288

که جند اللَّه هستید باید به امر خدا [عمل کنید]؛ «جند اللَّه» معنایش این است که به امر خدا باید عمل بکنند، به فرمان او. همان طور که جندى به فرمان سرلشکرش، به فرمان سپهبدش عمل مى‏کند، شما جند اللَّه هستید به فرمان او باید عمل کنید. اگر چنانچه از فرمان او تخطى بکنید، جند اللَّه نیستید؛ هر مقدارى که نازل شد: یا جند اللَّه یا جُندِ شیطان. اگر دنیا مَطمَح نظر «1» شماست جند الشیطان، اگر حق تعالى مطمح نظر شماست جند اللَّه.

=-=-=

صحیفه امام    ج‏6    288    ظل الله معیار تمیز حق از باطل .....  ص : 288

ظلّ اللَّه معیار تمیز حق از باطل‏

ظلّ اللَّه همین طور است. سلطانْ ظلّ اللَّه است. اگر تخلف از یک جهتى بکند، ظلّ الشیطان مى‏شود. ظل، سایه است؛ سایه همه چیزهایش به ذى ظل است، خودش هیچ ندارد. ظلّ اللَّه کسى است که تمام حرکاتش به امر خدا باشد؛ مثل سایه باشد: خودش هیچ. سایه خودش هیچ حرکتى ندارد؛ ذى ظل هر حرکتى کرد سایه هم همان طور حرکت مى‏کند. امیر المؤمنین ظلّ اللَّه است، پیغمبر اکرم ظلّ اللَّه است که هیچ حرکتى از خودش ندارد؛ هر چه هست از خداست. اینها ظلّ الشیطان هستند! به این سلاطین [که‏] ظلّ اللَّه مى‏گفتند، ظلّ الشیطان هستند! ظلّ اللَّه میزانِ تمیز ماست که این سلطان آیا حق است یا باطل. ظلّ اللَّه میزان تمیز است که ما با همین تعبیر بفهمیم که آیا این سلطان حق است یا باطل. اگر از خودش عملى کرد، باطل است؛ اگر امر خدا را اجرا کرد ظلّ اللَّه است و الّا ظلّ الشیطان است.

جند اللَّه هم، که شما براى خودتان انتخاب کردید و یا براى شما انتخاب شده است، همین است؛ به امر خدا: اگر گفت بنشین، بنشین، اگر گفت بایست، بایست. اگر این طور باشد جند اللَّه است اما اگر خدا فرمود که فلان عمل را بکن و شما تخلف کردید، [این‏] تخلف از شیطان است؛ به همین مقدار از بین مى‏رود. یکوقت مى‏بیند که انسان تا آخرْ همه کارهایش للَّهِ نبوده است، همه کارهایش براى شیطان بوده است: یک انسان در صورت، یک شیطان در واقع. آنجا هم که برود به صورت شیطان در مى‏آید.

=-=-=

صحیفه امام    ج‏8    162    استمداد شیطان بزرگ از دیگر شیاطین .....  ص : 162

استمداد شیطان بزرگ از دیگر شیاطین‏

بزرگان ما توجه کنند، به عمق مطالب برسند. اقشار مختلفه دارند با هم مجتمع مى‏شوند. اوّلى که اسلام بنا شد که تحقق پیدا بکند، شیطان بزرگ رفت و شیاطین را فریاد زد که اگر این اسلام درست بشود، کارها همه لنگ است. حالا هم فریاد بلند شده است. فریاد بلند کردند براى اینکه قانون اساسى را به تعویق بیندازند. باید آقایان توجه کنند؛ آنهایى که حسن نیت دارند مطالعه کنند، دقت کنند؛ تحت تأثیر اشخاصى که مفسد هستند نروند، روشنفکران ما تحت تأثیر روشنفکران حرفه‏اى نروند، حقوقدانهاى ما تحت تأثیر حقوقدانهاى غربى نروند، وکلاى دادگسترى ما تحت تأثیر غربزده‏ها نروند، قضات ما تحت تأثیر اشخاصى که غربزده‏اند نروند، دانشگاه ما تحت تأثیر اشخاصى که در دانشگاه افساد مى‏کنند نروند، کارگرهاى ما، دهقانان ما، تحت تأثیر اشخاص مفسد

=-=-=

صحیفه امام، ج‏8، ص: 163

نروند. اینها شیاطینى هستند که در صدر اسلام هم شیطان بزرگشان فریاد زد و همه را با هم مجتمع کرد، الآن هم مى‏خواهند همین کار را بکنند.

ملت، متوجه باش! وقت این نیست که اشکال بکنى به دولت؛ اشکال بکنى به ارتش؛ اشکالى بکنى به بازار. وقت این است که همه با هم مجتمع، براى تصویب قانون اساسى و تسریع در آن، که در ظرف یکى- دو ماه تمام بشود؛ نه یکى- دو سال طول بکشد تا اینکه توطئه‏ها نضج بگیرد

=-=-=

صحیفه امام    ج‏9    443    حادثه اعجاب‏آور انقلاب .....  ص : 443

حادثه اعجاب‏آور انقلاب‏

من هر چه را فراموش کنم، این عواطف را فراموش نمى‏کنم. این عواطف، این جوانهایى که از راههاى دور با پاى پیاده آمده‏اند اینجا، و با من ملاقات مى‏کنند.

کاش من هم مى‏توانستم پیاده بیایم پیش شما بازدید کنم. لکن من دعاگوى شما هستم و خدمتگزار شما و ملت ایران. و از خداى تبارک و تعالى سعادت همه شما را مى‏خواهم.

و آن چیزى که براى من اعجاب‏آور است آن قضیه شکست طاغوت نیست؛ آن قضیه شکست شیطان است و تحول شما جوانها به یک انسانهاى متعهد. در این نهضت آن چیزى که خیلى براى من مطرح است، تحولى است که پیدا شد در ملت ما. در عرض یکى دو سال، یک تحولات روحى، یک تحولات فکرى پیدا شد که این تحولات روحى و فکرى مایه امیدوارى است. و ان شاء اللَّه با همین تحول باقى باشید؛ و با همین تحول به پیش بروید؛ و با همین تحول، ایران را بسازید و جمهورى اسلامى را با محتواى آن- که پیاده شدن تمام احکام اسلام است، ان شاء اللَّه. خداوند شماها را ان شاء اللَّه حفظ کند و شماها براى ایران باقى باشید و حفظ کنید این نهضت را. خداوند همه‏تان را حفظ کند، شما نهضت را حفظ کنید و خداوند شما را.

=-=-=

صحیفه امام    ج‏10    489    امریکا، شیطان بزرگ .....  ص : 489

امریکا، شیطان بزرگ‏

در نظرم است که در یک روایتى است که رسول خدا که مبعوث شد، آن شیطان بزرگ فریاد کرد و شیطانها را دور خودش جمع کرد و اینکه مشکل شد کار بر ما. «1» در این انقلاب، شیطان بزرگ که امریکاست، شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع مى‏کند. و چه بچه شیطانهایى که در ایران هستند و چه شیطانهایى که در خارج هستند، جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است.




:: برچسب‌ها: شیطان مجسم کیست, دشمنی شیطان, شیطان از منظر امام (ره)

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩٢/٢/٩