متن کامل و فایل صوتی سخنرانی سردار مشفق (اطلاعات)

بخش  اول سخنرانی سردار مشفق در خصوص جریانهای فاسد نظام:

اخیرا فایل صوتی سخنرانی سردار مشفق از مسئولین امنیتی کشور در فضای مجازی منتشر شده است. این سخنرانی در پاییز سال ۱۳۸۸ در مشهد مقدس و در جمع تعدادی از روحانیون و نخبگان ایراد شده است. در این سخنرانی به نقش برخی سران فتنه همچون موسوی خویینی ها ، مهدی هاشمی رفسنجانی ، بهزاد نبوی ، مصطفی تاج زاده و اشارات مبسوط ، شفاف و صریحی شده است .

این مقام ارشد امنیتی همچنین به تحرکات مشکوک سید حسن مصطفوی و برخی افراد دیگر همچون محسن رضایی ، قالیباف ، علی لاریجانی و ... اشارات آشکاری می نماید . مشفق در قسمت دیگری از سخنانش نسبت به مساله ی اسفندیار رحیم مشایی نیز نکاتی را مطرح می کند . این مقام ارشد اطلاعاتی به صراحت اعلام می نماید که این مطالب را خدمت مقام معظم رهبری برده است و حضرت آقا دستور داده اند که باید مردم را نسبت به آنها آگاه نمایید .

مطالعه متن کامل این سخنرانی را با توجه به ارائه اطلاعات و کدهایی جالب از پشت صحنه فتنه به همه مخاطبین عزیز توصیه می کنم. با توجه به این که در سالگرد آغاز فتنه ۸۸ هستیم متن کامل سخنان وی  به همراه فایل صوتی آن در وبلاگ پایگاه مقاومت مجازی شهید محمد نوری منتشر می گردد:

حلقه های پشت پرده

{...} مجمع روحانیون مبارز ، حزب مشارکت ، حزب کارگزان سازندگی ، حزب همبستگی ، حزب مردمسالاری ، احزابی هستند که از بین ۲۶- ۲۷ حزب جریان اصلاحات ، پنهانی و بدون آنکه احزاب دیگر خبر داشته باشند در آن ۸ سال ، دولت خاتمی را اینها اداره می کردند . آن چیزی که در عرصه های مختلف سیاسی - اجتماعی - فرهنگی - سیاست خارجی - مذهبی و ... و آن هجمه هایی که در دولت خاتمی برعلیه انقلاب و دین مشاهده کردید محصول آن تفکراتی بود که در این گروه جی ۷ تصمیمگیری می شد .

بنده به عنوان ۱ مسئول امنیتی کشور عرض می کنم تمام آن اتفاقاتی که خاتمی می گفت هر ۹ روز ۱ بحرانی امنیتی برای من درست کردند از درون همین جلسات خودشان طراحی می شد و به اجرا در می آمد . موضوع آقای سعید اسلامی ، ترور حجاریان و اتفاقات دیگری ، که در ان دوران در کشور ایجاد می شد ، محصول همین جلسات بود .

در جلسات جی ۷ برای شوراها طراحی شد که در دولت اصولگرا بتوانند شوراها را سکویی برای انتخابات مجلس و سپس انتخابات ریاست جمهوری بسازنند . در انتخابات شوراها علیرغم تمام تلاشی که انجام دادند دچار ۱ شکست اساسی شدند . در سراسر کشور تلاش شدیدی انجام دادند اما نتوانستند کرسیهای قابل توجهی را در اختیار بگیرند . در اینجا بود که اتاق فکر جریان اصلاحات احساس شکست کرد اما تمام هم و غمش را برای این گذاشت که بتواند در انتخابات مجلس به پیروزی برسد . در آن انتخابات لیستی به نام یاران خاتمی دادند و از اسم میرحسین استفاده کردند .

ماجرای سایت نوسازی

همچنین در آستانه ی انتخابات مجلس نیز اتفاقی در کشور افتاد و در جریان کارهای تبلیغاتی نامزدها ، ۱ سایت تحت عنوان نوسازی با مدیریت یکی از بچه ها حزب اللهیها مطلبی نوشت با این مضمون که آقای سید حسن لپ گلیه ، بی ام سواره و مطالبی از این دست برعلیه سید حسن . این آقای نوبختی که مسئول این سایت بود تو زیرزمین منزلش و به اتفاق یک ۲ تا از جوونای هم سن و سال خودش ، که دیپلم هم به زور گرفتن ، نه دوران انقلاب ، امام (ره) و نه دفاع مقدس رو درک کردند ، تحت تاثیر جوسازی ، این اقدام رو انجام دادند . راجع به این موضوع آقای توسلی در مجمع تشخیص مصلحت سخنرانی کرد ، اشک ریخت ، سکته کرد و فوت نمود . این اتفاق ۱ پیراهن عثمان اساسی برای اطلاح طلبان به وجود آمد رسانه های دشمن ، چه از خارج و چه از داخل ، دست به دست هم دادند و ۱ فضای سنگین روانی را در جامعه دامن زدند که ملت چه نشسته اید که به بیت امام (ره) هجمه شد ، به آرمانهای امام (ره) اهانت شد و ... و تمام این بار روی دوش اصولگراها گذاشتند .

ما مجبور شدیم آقای نوبختی را بازداشت کنیم و در بازجوییهایی ، که خود من انجام دادم ، به ایشان گفتم که شما با توجه به سن و سالت و سطح سوادت و با توجه به اینکه هیچکدام از شرایط حساس کشور رو درک نکردی ، چه جوری به این جمع بندی رسیدی که ۱ چنین اقداماتی را انجام بدهی ؟ ایشان جمع بندی اش این بود که ما به این نتیجه رسیدیم که سید حسن خیز برداشته است برای رهبری آینده ، از همین الآن خواستیم بزنیمش که دیگه برای بعد هوا و هوسی نکنه .

خوب به چه استدلالی تو به این نتیجه رسیدی ؟! بعد از بررسیها مشخص شد که این بچه ساده ، از چند ماه قبلش طی چند نوبت رفته خدمت تاج زاده ، و تاج زاده حرکتهای روانی سنگینی رو ایشون انجام داده و خوراک ذهنی رو تاج زاده برای این بنده خدا فراهم کرده و این ، برگفته از همون ذهنیت و تحلیل ضعیف این موضوع رو میاره روی سایت خودش قرار می ده . یعنی باز هم این اقدام از درون جریان اصلاحات شکل می گیره .

تاج زاده استاد جنگ روانی است و در حوزه ی جنگ روانی در مجموعه ی اصلاح طلبها ، تنها کسی که می تونه اقدامات روانی رو به صورت دقیق انجام بده ، چه سینه به سینه و چه به صورت عمومی در سطح جامعه ، همین تاج زاده است . این اقدامات ایشون باعث ۱ همچنین اقدام کثیفی شد که اصلاح طلبا بتونن با به دست گرفتن این پیراهن عثمان سوار افکار عمومی جامعه بشن تا بتونن برای انتخابات مجلس به پیروزی برسند .

نظام هم در سال ۸۰ برای اینها فرصت به وجود آورده بود ، در سراسر کشور ۱۸۰ نفر از اونها از فیلترهای نظارتی عبور کرده بودند و می توانستند در ۱ رقابت منطقی به مجلس راه پیدا کنند . علیرغم تمام اقداماتی ، که انجام دادند و من فقط به یکی ۲ مورد از آنها اشاره کردم ، ۱ حداقل ضعیف رو تو مجلس شکل دادند .

این اتاق فکر دچار شکست شد و بین احزاب اصلاح طلب درگیری ایجاد شد و هرکدام شکست رو بر گردن دیگری می انداختند . کار به جایی رسید که اصلاح طلبها گفتند این گروه جی ۷ دیگر صلاحیت پرچمداری اصلاحات رو نداره و باید فکر اساسی برای اون بکنیم و الا در انتخابات ریاست جمهوری قافیه رو خواهیم باخت .

مرد خاکستری اصلاحات:

در جلسات اساسی آنها ، آخرین جمع بندیشان به اینجا رسید که ما نیاز به ۱ پدر معنوی داریم . اصلاحات نیاز به ۱ پدر معنوی دارد . پس از بررسیها به این نتیجه رسیدند که موسوی خویینی ها مصداق خوبی برای این گزینه می باشد .

لذا مرکز تصمیمگیری اصلاحات برای انتخابات ریاست جمهوری دهم از گروهی جی ۷ به مجمع روحانیون منتقل شد . مجمع روحانیون مرکز راهبردسازی ، تولید فکر و اتخاذ استراتژیهای مهم اصلاحات شد و بقیه احزاب و جریانهای سیاسی باید تحت لوای موسوی خویینی ها به فعالیت خودشون ادامه می دادند .

خوب ، موسوی خویینی ها چه شخصیتی است ؟ در آن موقع خیلی از دوستان از این انتقال خوشحال شدند و می گفتند که الحمدالله مرکز فکر اصلاح طلبها به دست مجمع روحانیون افتاد ؛ چون مشارکتی ها و کارگزاران و ... آدمای رادیکال و تندی بودند اما مجمع روحانیون آدمای انقلابی هستند که با امام (ره) بودند و تو اینجا دیگر ما شاهد آن اقدامات ضدانقلابی و ضدامامی و رادیکالی نخواهیم بود .

همان موقع اولین هشدارها را خدمت برخی از دوستان و برخی از مسئولان اعلام کردیم که از این به بعد کشور درگیر یکسری اقدامات امنیتی خواهد شد ؛ به دلیل عقبه ای که ما از موسوی خویینی ها سراغ داشتیم .

موسوی خویینی ها در جریان انقلاب ، از ابتدا تاکنون ، تمام اقداماتش مشکوک می باشد . ایشان ، براساس اسناد و مدارکی که ما در اختیار داریم ، بی شک مرتبط با سرویسهای جاسوسی بیگانه می باشد . نقش موسوی خویینی ها در تسخیر لانه ی جاسوسی حایز اهمیت و بررسی می باشد .

وقتی به موسوی خویینی ها در جریان تسخیر لانه ی جاسوسی می گویند که چرا اینکار را کردید و آیا برای این اقدام با امام (ره) هماهنگ کردید ؟ موسوی خویینی ها پاسخ می دهد : خیر ؛ ما براساس بررسیهایی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که اگر با امام (ره) در میان بگذاریم ، ایشان براساس معذوریتهایی که دارد ، با این اقدام مخالفت خواهد کرد !

خیلی جالبه ، با علم به اینکه می دانند اگر به امام (ره) بگویند امام (ره) اجازه ی انجام آن را نمی دهند این کار را مرتکب می شوند و این تسخیر انجام می گیرد .

جالب اینجاست که امروز در دانشگاههای امنیتی آمریکا و غرب ، برای دانشجویان اینگونه تفسیر می کنند ، که یکی از شگردهای ما برای دولتهایی که برعلیه ما بر سر کار می آیند و برای اینکه مجددا دولتهای وابسته به خود را در آن کشور مستقر نماییم این است که به عوامل خود در آن کشور دستور می دهیم که به سفارتهای ما در آن کشور حمله بکنند و آن را تسخیر کنند ، ما سپس به بهانه ی اینکه سفارتخانه بخشی از خاک کشور ماست و اکنون مورد تجاوز قرار گرفته ، به آن کشور لشکرکشی می کنیم و با این کار ، آن نظام مورد نظر خود را در آن کشور مستقر خواهیم کرد .

این واقعه ی طبس و کودتای نوژه و ... در این سیر قرار می گیرند و نقش موسوی خویینی ها در ماجرا بسیار مساله است .

موسوی خویینی ها بدون هماهنگی با امام (ره) این کار انجام می دهد آن هم در شرایطی که کشور هنوز نظام به صورت کامل مستقر نشده ، نیروهای نظامی شکل رسمی به خود نگرفته و درگیر مسایل تسویه هستند و نیروهای مردمی دچار درگیریهای داخلی هستند . امام (ره) با مدیریت خودشان این ماجرا را جمع و جور کردند و اجازه ندادند دشمن به اهداف خودش برسد و بلافاصله اعلام کردند که ۱ انقلاب دوم شکل گرفته است و این حادثه را به سرعت در اختیار خودشان گرفتند .

جالب اینجاست که آرمین ، چند روز پیش گفت اگر امام (ره) در این ماجرا دخالت نمی کرد ما موضوع سفارت رو بهتر از این می توانستیم جمع بکنیم !؟! بهتر از این چه جوری می خواستید جمع کنید ؟!

ما که از پشت پرده خبر داریم و می دانیم که طراحی دشمن بود و در این ماجرا واسطه ها چه کردند . موسوی خویینی ها نزد یکی از مسئولان ، که بردیده های کاغذهای کشف در لانه ی جاسوسی را به هم می چسبانده ، می رود و می گوید : ۱ سندی راجه به شهید بهشتی می توانید پیدا کنید که ایشان با آمریکا ارتباط داشته ؟ آن مسئول می گوید : نه . بعد موسوی خویینی ها می گوید : آیا می توانید ۱ سند راجع به ارتباط بهشتی با آمریکا درست کنید و براش بسازید !!!

آقایان ! نقش موسوی خویینی ها بسیار عجیب و غریبه . بگذارید ۱ کلام از شهید بهشتی نقل کنم . ایشان می فرماید : موسوی خویینی ها افکار چپگرایانه دارد . منبرهای ایشان گروه فرقان را پروش می داد و پای منبر ایشان کسانی مثل اکبر گودرزی ( رییس گروه فرقان ) و محمد کشانی ( عامل ترور شهید مفتح ) می نشستند .

یکی از متهمین در زندان ( فتنه ۸۸ ) می گوید : آن روز مطرح بود اگر انقلاب شود اکبر گودرزی و محمد کشانی ، بهشتی و باهنر و مفتح و مطهری را خواهند کشت ! چون موسوی خویینی ها این افراد در سخنرانی خود پرورش داده بود .

این نگاه موسوی خویینی ها به این شکل سوار موضوع ۱۳ آبان می شود . حالا بماند که چه اسراری را اینها از لانه ی جاسوسی بیرون بردند و بارها ایشان مورد سوال واقع شد و پاسخ نداد و امروز هم مرتب در حال فرار می باشد و پاسخ نمی دهد که آن اسناد چه شد و کجا رفت و به چه دلیل بیرون رفت ؟!؟

آن روز ۱ حادثه ی امنیتی در کشور رخ داد . حالا اگر جلوتر بیاییم در ماجرای ۱۸ تیر ۷۸ می بینیم که باز نقش موسوی خویینی ها را می بینیم و آن حادثه از روزنامه ی سلام ایشان رخ داد و باز هم ۱ اتفاق امینتی دیگر برای کشور ایجاد شد که همان روز نوعی براندازی در کشور به راه افتاد در دولت خاتمی و به پشتوانه ی دستگاههای رسمی کشور .

ابطحی در اعترافات خود می گوید : حادثه ی ۱۸ تیر سال ۷۸ محصول طراحیهای تاج زاده بود . که اون اتاق فکر ، ایشان بسیار موثر و اثرگذار بود .

جالب اینجاست وقتی جمعیت روز ۱۸ تیر به سمت بیت مقام معظم  رهبری راه افتادند ، وقتی سردار جعفری اعلام می کند که خیابان جمهوری به پایین خط قرمز ماست و اگر پاشون رو پایین بذارند دستور تیر می دهیم ، تاج زاده شخصا سوار موتور می شه و می آد جمعیت رو از خیابان جمهوری و نزدیک بیت رهبری جمع می کند و به سمت دیگری هدایت می کند تا مدریتشون از بین نرود و بتوانند این اقدام رو به سر منزل مقصود و به مراد مد نظرشون برسانند و در شرایط سخت در نطفه خفه نشود !

این فکر جریانی است که موسوی خویینی ها استارت اولیه اش رو زد .

این حادثه ای ، که در انتخابات ریاست جمهوری دهم پیش آمد ، باز هم نقش موسوی خویینی ها برجسته می باشد . تا زمانی که فکر در اتاق جی ۷ بود اینها آمال و آرزوشون این بود که به قدرت برگردند اما نه اینکه تکلیفشون رو با نظام روشن بکنند . اگر هم دوست داشتند ولی جرات بروزش رو نداشتند اما از زمانی که فکر منتقل شد به مجمع روحانیون ، در اولین جلسه موسوی خویینی ها گفت : برگشتن به قدرت شرط اول ماست . ما برگشت به قدرت رو باید سکویی بکنیم برای به زیر کشاندن نظام ! باید تکلیفمون رو برای اولین و آخرین بار با نظام روشن بکنیم !؟!ما این دفعه مانند دوره ی قبل نیست که بگذاریم آخر ۸ ال دولت خاتمی ، مجلس را به تحصن بکشانیم ، این بار از همان روز اول پاشنه ها رو می کشیم و تکلیفمون رو با نظام روشن می کنیم !؟!

ببینید پدر معنوی جریان اصلاحات چه نگاهی رو به افکار تزریق می کنه . از ۲ سال قبل از انتخابات این فکر مسموم در جریان اصلاحات پمپاژ شد .

موسوی خویینی ها در جلسات راهبردی می گوید : تجربیات ما و اصلاح طلبان زیاد شده است و ما باید بیاییم و توان بگذاریم و به هر قیمتی که شده ، ... را از تخت پایین بکشیم به معنی اینکه ایشان بفهمد که اینگونه نیست که این مملکت باشد و ایشان هم باشند و بخواهند مملکت را به هر سمتی که می خواهند بکشند !!! خاتمی و یارانش کلی تجربه کسب کرده اند .

اقدامات موسوی خویینی ها کاملا رادیکالی ، برعلیه نظام و برای به زیرکشاندن نظام می باشد.     

ادامه دارد...................




:: برچسب‌ها: فتنه و فرمانده هان آن, حلقه های پشت پرده, مرد خکستری اصلاحات

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۱٠