شروع متن کتاب لولای سه قاره .............

لولای سه قاره2

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

 

 

فهرست‏

پیشگفتار 7

لولای سه قاره 13

گوشواره‏های لولا 17

نبض تاریخ 31

تقابل تاریخی 47

 

قرن نوزدهم 65

امپراطوری عثمانی در قرن نوزده 66

اروپای قرن نوزده 78

خاورمیانه و جنگ جهانی اول 87

تکه پاره‏ها 109

مصر 113

عربستان 115

اردن 119

عراق 121

سوریه 127

لبنان 128

صهیونیستها 131

اسرائیل 138

اسرائیل بزرگ 149

مبارزات فلسطینیان و آینده 156

 

پیشگفتار

اگر باطل با حق در نیامیزد،حقیقت جو آن را شناسد و داند؛و اگر حق به باطل پوشیده‏ نگردد،دشمنان را مجال طعنه زدن نماند. لیکن اندکی از این و آن گیرند،تا به هم‏ در آمیزد و شیطان فرصت یابد و حیلت‏ برانگیزد تا بر دوستان خود چیره شود-و از راهشان به در برد-امّا آن را که لطف حق دریافته‏ باشد،نجات یابد و راه حق را به سر برد.(1)  امروز روزگار فتنه است و حق و باطل سخت به هم‏ آمیخته.در سراسر این جهان پر آشوب،نسل جوان با تشنگی،شیدا و شیفته به دنبال حق است؛حقیقت را  (1).نهج البلاغه؛ترجمه سید جعفر شهیدی؛سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی؛تهران؛1368؛ص 43؛خطبه 50

می‏جوید؛حقایق را طلب می‏کند و خوب می‏داند که رنگ‏ حقایق چون شقایق،سرخ است و برای رسیدن به آن باید جان فدا نمود.  برای آلودن این عشق پرشور،صاحبان زر و زور و تزویر با تمام قدرت شیطانی‏شان به میدان آمده‏اند.اصلی‏ترین‏ حربه دشمن آمیختن حق و باطل به یکدیگر است و او برای‏ رسیدن به این منظور از هیچ سرمایه‏گذاری کلانی باک‏ ندارد،چرا که همه هستی او در گرو سرکوب این نسل است.  جهود(1)که منابع عمده قدرت اقتصادی را در سطح‏

جهان تحت سیطره خود در آورده است می‏کوشد تا با به کار گرفتن بازوان اختا پوسی‏اش با مواد افیونی،الکل،شهوات‏  (1).استاد فقید احمد آرام که در طول هفت دهه خدمات علمی بیش از 110 اثر را در نزدیک به 150 جلد در زمینه‏های گوناگون ریاضی،علوم‏ تجربی و طبیعی،کلام،تفسیر و عرفان،روانشناسی،تاریخ اسلام و...  به مشتاقان دانش و فرهنگ ارائه کرده است می‏گوید:

من به جای صهیونیست می‏گویم جهود.هر جا که‏ یهودی بد را می‏خواهم بگویم می‏گویم جهود.این‏پ هموطنان ما که کلیمی هستند اینها یهودی هستند، جهود یعنی صهیونیست.

استاد احمد آرام همچنین به"تعریف"لقب"حرام زادگی جهودی" داده‏اند.

[ر.ک.به میراث ماندگار مجموعه مصاحبه‏های سال اوّل و دوّم‏ کیهان فرهنگی،ج 1؛سازمان انتشارات کیهان؛تهران:پاییز 1369؛ صص 44 و 49(به نقل از چهارمین شماره کیهان فرهنگی در سال‏ 1363).]

جنسی،ترویج مادّه پرستی و حبّ و جاه و مال حقیقت جویی‏ نسل جوان را له کند.

جهود با تکیه بر توانمندی‏های اقتصادی‏اش،به‏ جریان سازی‏های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی روی آورده‏

است و می‏کوشد تا با تحریف حقایق،فکر و اندیشه و انگیزه جوانان را هدف قرار دهد.  این جا لطف حق سنگ محکمی قرار داده است تا:

"سیه روی شود هر که در او غشّ باشد."

سنگ محکمی که به خوبی کمک می‏کند تا شبه طلای‏ تقلّبی از طلای راستین در جریانات فرهنگی،هنری،

سیاسی و اقتصادی باز شناخته شود.  این سنگ آزمون طلایی چیزی نیست جز قدس، آزادسازی‏اش،مردمان مسلمان و انقلابی‏اش و سنگ‏های‏ انتفاضه‏اش.

قدس آزمون فتنه‏های روزگار ماست.

هر جریان داخلی و خارجی و محلّی یا بین المللی که‏ داعیه آزادی قدس شریف را نداشته باشد بدون شک‏ منحرف و وابسته است.  صهیونیست‏ها سالیانی دراز کوشیدند تا با تربیت‏ متفکرانی در صحنه فلسفه سیاسی سنگ محک قدس را بشکنند و تئوری‏های سیاسی و گفتگوهای دیپلماتیک را به‏ جای حرف حق بنشانند.

دنیای امروز صحنه نبرد دو جریان ریشه‏دار تاریخی‏ است:اوّل شیعیان راستین علی بن ابی طالب علیه السلام آن فاتح‏

خیبر؛و دیگر جهود خیبری.  دیروز اگر یهودیان اسلام ستیز در پس حصار قلعه‏های‏ مستحکم خود پنهان بودند،امروز در جلوه رنگ و نیرنگ و طنین هزار حرف و جمله مزوّرانه در صدها نشریه‏ بین‏المللی،شبکه‏های تلویزیونی و رادیویی،برنامه‏های‏ کامپیوتری و ماهواره‏های کمپانی‏های فیلمسازی،مراکز علمی و تحقیقاتی و مجموعه‏های عظیم اقتصادی؛از زبان‏ دانشمندان،سیاستمداران،نویسندگان و هنرمندان وابسته، خود را پنهان کرده‏اند.  و معیار شناخت همه این مجموعه‏ها،جریانات و افراد، "قدس"است.امروز هر که از آزاد سازی قدس نگوید و در این راه نکوشد،خائن به فرهنگ عدالت و انسانیّت،در چهار گوشه عالم است.  یهودیان صهیونیست بسیار کوشیده‏اند و می‏کوشند تا از زبان چهره‏های به ظاهر موجّه ماجرای قدس را تحریف‏ کنند و حق را با باطل بیامیزند.

بازگرداندن مسجد القصی این قبله نخست مسلمین به‏

آغوش جهان اسلام حق است.آزادی فلسطین حق است.

تجلیل از فرهنگ شهادت طلبی مبارزان راه آزادی قدس‏

حق است.راه امام خمینی رحمة اللّه و ستیز بی‏امان با اسراییل تا

محو کامل آن حق است.

پذیرفتن موجودیت اسراییل غاصب به هر نحو از انحاء

باطل است؛سرپوش گذاشتن و به فراموشی سپردن‏

جنایات وحشیانه اسراییل در خاورمیانه و غیر آن باطل‏

است؛دفن چهره دخترکان هتک حرمت شده فلسطینی و

بوسنیایی و...شستن خون اطفال مظلوم و بی‏گناه مسلمان‏

که توسط سربازان صهیونیست به قتل رسیده‏اند از حافظه‏

جهانیان،باطل است؛ترویج این گمان که اسراییل را

می‏توان با زبانی به جز زور بر سر جای خود نشاند باطل است‏

و سخن حق اینکه اسراییل و حامیانش باید نابود شوند.

مجموعه حاضر با روش بدیعی که در تحقیق تاریخی‏

دارد،در پی آن است تا با بیان واقعیات نگذارد ماجرای‏

قدس در منظر چشم نسل جوان این آب و خاک تحریف‏

گردد.

خاورمیانه به آن دلیل که محل اتصال سه قاره بزرگ‏

آسیا،آفریقا و اروپاست لولای سه قاره نامیده شده و در

سراسر تاریخ بشر،چهار راه رفت و آمدها و تزاحمها و

برخوردها بوده است.

این منطقه همچنین مرکز ادیان الهی است که تمدن‏

امروز بشر در سراسر جهان،محصول این ادیان است.

بروز و ظهور بزرگترین فرهنگها و تمدنهای انسانی و

نیز قلب تپنده جریانات و حرکتهای سیاسی مهّم جهان در

این منطقه بوده است.

خاورمیانه در قرن اخیر،مخزن بیشترین نفت صادراتی‏

دنیا و محّل یکی از عجیبترین وقایع سیاسی تاریخ جهان-

یعنی بوجود آمدن اسرائیل-است.

طبعا درباره همه این مطالب سخن گفتن،امکان و

توانایی فوق العاده‏ای را می‏طلبد و بناچار باید بخشی را

گزینش کرده و باختصار بآن پرداخت.

این مجموعه اوّل بار بصورت مقالاتی در مجله رشد

جوان،سال 69-1368 چاپ و منتشر گردید و بار دیگر

بصورت کتاب"لولای سه قارّه"در سال 1371 در حوزه‏

هنری سازمان تبلیغات اسلامی چاپ شد.امّا این بار سعی‏

شده است که باز هم مختصرتر و با حوصله خواننده‏

منطبق‏تر باشد.ان شاء اللّه مقبول افتد.

والسلام‏

انتشارات تربیت‏

لولای سه قارّه‏

به نقشه جهان نگاه کنید.در میان آبهای اقیانوسها،دو

خشکی بزرگ وجود دارد.یکی مجموعه سه قاره آسیا و

آفریقا و اروپا و دیگری آمریکای شمالی و جنوبی.مجموعه‏

اولی،هم به دلیل وسعت خاک و هم به خاطر جمعیت زیاد

و هم به لحاظ قدمت تاریخی از ارزش و اعتبار بسیار

بالایی برخوردار است.

با یک نگاه دقیقتر معلوم می‏شود که سه قاره آسیا و

آفریقا و اروپا هر سه در یک جا بهم متصلند که آن را

خاورمیانه می‏گویند،جایی که"لولای سه قاره"جهان است.

خاورمیانه امروز مرکز تولید بیشترین خبر و بزرگترین‏

نقطه برخورد قدرتهای جهان سیاست است.اما اهمیت آن‏

محدود و منحصر به روزگار ما نیست.در تمام طول تاریخ‏

بشر،این سرزمین مهمترین منطقه عالم بوده است.ظهور

ادیان الهی،بروز و رشد مهمترین تمدنها،محل برخورد

شدیدترین جنگها و خلاصه جای ظهور و بروز

حساس‏ترین وقایع تاریخ در این نقطه از زمین بوده است و

چرا چنین است؟

یک یک شرایط لازم برای این اعتبار در مورد خاورمیانه‏

فراهم آمده است:از نظر اقلیمی،این منطقه از آب و هوای‏

بسیار ملایم و مناسبی برخوردار است.رطوبت هوا و میزان‏

بارندگی سالیانه و درجه حرارت در حد متعادل،گیاهان‏

منطقه،عموما شامل گیاهان مناطق معتدل و پستی و

بلندی زمینها نیز در حد متناسب و معتدل است.اساسا

کلمه مدیترانه و منطقه مدیترانه‏ای از ریشه(MEDIUM)

گرفته شده که به معنی وسط و معتدل است.لذا منطقه‏

خاورمیانه از نظر آب و خاک و هوا و زراعت و دامداری در

چنان وضعی است که به خوبی می‏تواند جمعیتهای فراوانی‏

را در شهرها و روستاهای خود جای بدهد.

اما آنچه در این منطقه در زمینه مسائل مادی از هر نظر

مهمتر و اصلی‏تر است آن است که خاورمیانه به دلیل این‏

که نقطه اتصال بین سه قاره است،از قدیمترین ایام،محل‏

عبور و مرور کاروانهای تجارتی بوده است.

تقریبا عموم راههای خشکی و دریایی از هر یک از سه‏

قاره به دو قاره دیگر لزوما باید از این منطقه بگذرد.علت‏

این امر آن است که دور تا دور آفریقا دریاست و فقط از راه‏

صحرای سینا این قاره به خاورمیانه متصل است.دو قاره

آسیا و اروپا نیز اگر چه در یک مرز طولانی از دریای سیاه تا

قطب شمال به یکدیگر وصل هستند اما درست در همین‏

منطقه کوههای"اورال"واقع شده که دنباله کوههای قفقاز

است و لذا رفت و آمد بین آسیا و اروپا از بالای دریای‏

مازندران،باید از فراز کوههای اورال باشد که هم سخت و

وقتگیر است و هم در فصول سرد سال اساسا غیر قابل‏

عبور است.در واقع از آسیا هر کاروانی که می‏خواهد به‏

خاورمیانه و اروپا و آفریقا برود در اغلب موارد باید از ایران‏

رد شود.و محل اتصال اروپا به خاورمیانه ترکیه فعلی است‏

که در گذشته به آن آسیای صغیر می‏گفته‏اند.و خلاصه‏

محل عبور کاروانهای بسیاری که بین سه قاره بزرگ و

پر جمعیت رفت و آمد می‏کرده‏اند،منطقه محدودی است که‏

شامل خوزستان،شمال عربستان،عراق،سوریه،اردن،

لبنان،و فلسطین می‏شود یعنی همین منطقه خاورمیانه،

سرزمینی که از یک طرف به خلیج فارس و صحرای نجد

محدود است و از یک طرف دیگر با کوههای کردستان و

آذربایجان،و از سمت سوم،با دریای مدیترانه.این منطقه،

معبر اصلی و پر رفت و آمد سراسر تاریخ است و حتی‏

راههای دریایی اصلی تجارتی هم باز هر کدام به نقطه‏ای‏

در این منطقه وصل بوده‏اند.همه قدرتهای جهانی‏

می‏خواسته‏اند بر این منطقه مسلط شوند و هر قدرتی که بر

آن سیطره پیدا می‏کرد از دست بالا و قدرت و نفوذ

گوشواره‏های لولا

گفتیم که منطقه خاورمیانه،همچون لولایی،سه قاره‏

آسیا و آفریقا و اروپا را بهم متصل کرده است و بخاطر رفت‏

و آمد فراوان و مداومی که در سراسر تاریخ در بین سه قاره‏

بزرگ در این منطقه در جریان بوده است،شهرها و تمدنها

و فرهنگهای عظیمی در اینجا شکل گرفته و رشد یافته‏

است.

با یک نگاه بر روی نقشه،به روشنی معلوم می‏شود که‏

این لولا،سه گوشواره هم در محل اتصال به هر یک از سه‏

قاره دارد:

-حد فاصل خاورمیانه و آسیا،سرزمین ایران است؛

-نقطه اتصال خاورمیانه با آفریقا،مصر است؛

-و گوشواره سوم که منطقه را به اروپا وصل می‏کند

بنام آسیای صغیر و یونان معروف است.روم هم بهمین‏

بخش متصل است.

دارد و یا در تمدن اروپایی که این خود حاصل رنسانس‏

است و رنسانس هم نتیجه برخورد دو فرهنگ اسلامی و

مسیحی است.در واقع آنچه در خاورمیانه شکل گرفته و

قوام یافته است،چنان قدرت و تنوع و انعطافی دارد که‏

توانسته بر همه تمدنهای دیگر چیره شده و سیطره و

حضور خود را در همه اقطار عالم مسجل و مسلم سازد.

و اما همین تمدن خاورمیانه،دارای دو وجهه متفاوت و

بلکه متضاد است:

اول،آن فرهنگ الهی که برای هدایت انسان به صراط

مستقیم از جانب خداوند به وسیله رسولان پاک او تنظیم و

ترسیم و تبلیغ شده؛و دوم آن فرهنگ دنیا پرستانه مال‏

اندوزانه تجارت پیشه‏ای که همه چیز را از دریچه سود و

بهره و استفاده و پول می‏بیند.

اولی بطور مداوم انسان را از وساوس نفس و حیله‏های‏

شیطان و تحریکات شهوات و غرایز پرهیز می‏دهد و

می‏ترساند،و دومی بطور مستمر با استفاده از نیروهای‏

غریزی انسان او را به سوی جلب و منفعت-از هر راه ممکن‏

-می‏خواند.

اولی برای شرافت و بزرگواری و انسانیت و محبت و

غیرت و احترام و ادب ارزش قائل است.و دومی فقط به‏

فکر شهوت پرستی و لذت جویی و ارضاء و اقناع شهوات و

غرایز است.

اولی انسان را موجودی الهی می‏داند که اگر آگاهانه،

سختی‏های زندگی و تنگناهای حیات مادی را تحمل کند و

سخت کوش و فداکار باشد،حتما موفق و پیروز خواهد بود.

دومی انسان را حیوانی می‏داند غریزی که تنها فرقش با

سایر حیوانات در هوش بیشتر اوست و لذا سختی کشیدن و

فداکاری کردن و تحمل مشکلات را بی‏معنی می‏داند.

اولی توفیق و پیروزی را در انسان بودن و تقیّد به‏

معنویات می‏داند،اگر چه ظاهرا با شکست مادی همراه‏

باشد.و دومی موفقیت و پیروزی را در امکان رسیدن آدمی‏

به اهداف مادیش می‏شناسد.

اولی سخت کوشی و قناعت را در راه زندگی معرفی‏

می‏کند و"حق"را ملاک سنجش همه کارها قرار می‏دهد،و

دومی رفاه و آسودگی و تنعم را هدف زندگی می‏خواند و

"منافع شخصی"را محک ارزش قرار می‏دهد.

این دو راه و دو روحیه بطور مداوم در سراسر تاریخ بشر

وجود داشته است و همیشه گروهی آن و گروهی این را

پسندیده‏اند.حتی در میان پیروان ادیان هم همین دو شعبه‏

وجود داشته است یعنی مثلا معتقدین به دین اسلام هم‏

گروهی پیرو اسلام اصیل الهی و ناب محمدی بوده و برخی‏

دنباله رو اسلام رفاه طلب و اسلام آمریکایی.آن چنانکه در

بین یهودیان و مسیحیان هم همین دسته بندی وجود داشته‏

و دارد.

 

در منطقه اصلی خاورمیانه که شامل سرزمینهای‏

فلسطین و لبنان و عراق و سوریه و اردن امروزی است به‏

آن دلیل که آب و هوای معتدل و ملایم و زندگی مرفه و

آسوده و ثروت فراوانی فراهم بوده است و محل رفت و آمد

کاروانهای تجاری هم بوده،عموما یک طبقه از مردمان‏

تاجر پیشه سود پرست مال اندوز شهوت رانی زندگی کرده‏اند

که غیر از منافع شخصی و مادی خویش به هیچ چیز دیگر

نمی‏اندیشیده‏اند و برای رسیدن به مطامع و اهداف خود از

هیچ عملی رویگردان نبوده‏اند.

در حالیکه مردم دیگری هم بوده‏اند که می‏خواسته‏اند

پیرو حق و بنده و فرمانبر خدا باشند و بین دو گروه،همیشه‏

جنگ و درگیری سختی موجود بوده است.آن دسته به‏

سرکردگی سامریها و بلعم باعوراها و شدادها و نمرودها و

این گروه به رهبری انبیاء و اولیاء و صلحا.

یکی از خصوصیات فوق العاده شگفت آور تاریخ ادیان‏

این است که به غیر از اسلام،محل ظهور و نمو و گسترش‏

ادیان الهی درست و مرکز خاورمیانه یعنی منطقه کنعان‏

قدیم و فلسطین امروزی است و طی چندین هزار سال از

زمان حضرت نوح و در میان مردمانی تاجر پیشه و اهل دنیا

و شهوت پرست و مال اندوز و ستمگر،مکرر در مکرر

پیامبران الهی ظهور کرده و مردمان زمان خویش را انذار

داده و به راه راست و درست دعوت کرده‏اند و عموما نیز

به دست همان مردم دنیا پرست یا کشته شده‏اند یا نفی بلد

گشته‏اند و یا شکنجه شده و یا مورد تمسخر و استهزا و

اهانت قرار گرفته‏اند و خلاصه غیر از عده‏ای پیرو و رهرو که‏

از میان مستضعفان و مظلومان و واقع بینان داشته‏اند،

همیشه مورد برخورد و تزاحم با اهل زر و زور بوده‏اند.اما

حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله در نقطه‏ای که کمی با مرکز خاورمیانه‏

فاصله دارد رشد یافت و ظهور کرد.

شهر مکه در سر راه کاروانهایی است که از جنوب-از

یمن و طائف-به طرف شمال و مدینه و شام حرکت‏

می‏کردند.پدران حضرت رسول صلّی اللّه علیه و اله که طی نسلهای‏

متمادی تا حضرت اسماعیل همگی در شهر مکه زندگی‏

کرده‏اند و حضرت اسماعیل خود از کودکی در آن نقطه که‏

مرکز عالم خلقت است،ساکن شده و رشد و نمود یافته است.

در تاریخ آمده است که وقتی حضرت ابراهیم علیه السّلام‏

فرزندش اسماعیل علیه السّلام را به همراه مادر او-هاجر-در میان‏

کوههای گرم و سوزان مکه-به امر خداوند-تنها گذاشت،

با اعجاز الهی چشمه زمزم ظاهر شد و آن نقطه محل رفت‏

و آمد کاروانیان گردید.چند بار حضرت ابراهیم-به زن و

فرزند خود سر می‏زد و در یکی از این دفعات که اسماعیل‏

جوان برومند و نیرومندی شده بود به فرمان خدا و با کمک‏

پسر،خانه کعبه را در محل فعلی بنا کرده و سپس به"کوه‏

عرفات"رفته و به جانب شام نظر کرد.بعد از آن به اطراف‏

مکه ملاحظه فرمود و خاطر مبارکش نگران اسماعیل و

اولاد امجاد او بود که به نور نبوت می‏دانست که پیدا خواهد

شد،چه آن ناحیه بغایت خشک و پر سنگ و ریگ بود و

کوههای آن موضع بی‏آب و گیاه به نظر کیمیا اثرش در آمد؛

به خلاف بلاد شام که زمین آن به لطایف اشجار و ظرایف‏

اثمار و طبیعت هوا و عذوبت آب و کثرت اصناف بنی آدم‏

مملو و مشحون بود.پس حضرت ابراهیم از مشاهده این‏

حلاوت رقت تمام فرموده دست نیاز به درگاه بی‏نیاز

برداشته رفاهیت حال اسماعیل و ذریه او را مسئلت فرمود

و خداوند به او لطف فرموده به وحی الهی وی را مأمور کرد

که"اهل عالم را به طواف این خانه دعوت کن تا چنانچه‏

بنای این خانه توراست،شرف دعوت جهانیان نیز تو را

باشد"(1)گویی پاداش سختی و بی آبی و تحمل مشکلات‏

آن محیط سوزان،نعمت ساختن مکه و دعوت به دین حق‏

و عالمگیر شدن راه و روش ابراهیمی است که الحق نیکو

پاداشی نیز هست.

در این میان به روشنی تفاوت منطقه خشک و بی آب و

علف و سخت و گرم مکه در مقایسه با منطقه خوش آب و

هوا و معتدل و سبز و خرم شام و فلسطین معلوم می‏گردد

که اگر در آن منطقه سبز و خرم،مردمان عیاش و مال اندوز

(1).تاریخ روضه الصّفا؛میر محمد بن سید برهان الدین خواوند شاه‏

شهیر به میر خواند؛انتشارات مرکزی،سال 1338؛ج 1؛ص 135.

قدر وجود پیامبران الهی را ندانستند،خداوند ذخیره‏ای را

برای آینده بشریت تدارک دیده است؛منتهی در سرزمینی‏

که همیشه همچون بوته آزمایشی سخت و سنگین با انواع‏

سختیهای طبیعی و اجتماعی همراه است.اولین لحظه‏

حضور حضرت اسماعیل در مکه با آن صحنه جانگداز

جستجوی آب بوسیله هاجر همراه است و بعدها این‏

مهمترین ماده حیاتی یکی از مهمترین عوامل نزاع در

میان طوایف و قبائل بوده و ظهور اسلام هم در میان‏

همین خشکی و تشنگی و سختی و گرما بوده است و اوج‏

عظمت ظهور و بروز صحنه شگفت آور ایثار و فداکاری برای‏

دین و اعتقاد هم آمیخته با تشنگی و سوزندگی در صحرای‏

کربلاست.

جالب اینکه خداوند برای ذخیره کردن شاخه‏ای از

فرزندان حضرت ابراهیم علیه السلام برای آینده بشریت،نقطه‏ای از

خاورمیانه را هم انتخاب کرده است که همچو ذخیره‏ای‏

جغرافیایی برای حفظ آن ذریه باید نقش خود را ایفاء کند.

به طرح دو صفحه قبل توجه کنید و شباهت آن را ببینید:

در تمام مدّتی که فرزندان حضرت اسحق،نسل اندر

نسل با مردمان بنی اسرائیل در فلسطین در گیرودار مسائل‏

متنوع مذکور در تاریخ انبیاء بودند،فرزندان حضرت‏

اسماعیل در مکه زندگی آرام و محدودی را می‏گذراندند،تا

شاخه‏ای که بعدها باید بهترین مخلوق خداوند را هدیه‏

بشریّت کند سالم و بی‏آسیب محفوظ بماند.(1)برای انجام‏

این مقصود،جغرافیا به کمک آمده است.خلقت سرزمین‏

خاورمیانه،درست در میان چهار راه پر رفت و آمد سراسر

تاریخ واقع شده است که لاجرم آفات بسیار و خطرناک‏

فراوان آنجا را تهدید می‏کند.اما کمی آن سوتر در جنوب،

در سرزمینی که نه چندان دور که رفت و آمد در آن بسیار کمتر

است،مردمانی محدود اما سخت کوش و سختی کشیده‏

زندگی می‏کنند.گویی خداوند هم زمین را و هم زمان را به‏

گونه‏ای تدارک دیده است که آن وجود مقدسی که باید به‏

قدومش همه عالم منور گردد در اینجا ذخیره گردد.

مقارنه این دو نوع ذخیره سازی به قدر کافی‏

شگفت آفرین هست اما هنوز یک ذخیره دیگر هم برای‏

انجام این مقصود مهم تدارک دیده شده است.

در حالیکه معجزه پیامبران دیگر،انواع خوارق عادات و

نشانه‏ها و علاماتی است که هر کدام برای عصر و زمان‏

خود متناسب بوده و لذا از تکرار آن در ایام دیگر خودداری‏

می‏شده است،معجزه حضرت رسول صلّی اللّه علیه و اله قرآن کریم بوده‏

است که می‏بایست برای ابد برای بشریت باقی بماند و به‏

(1).حضرت ابراهیم بیش از پانزده قرن قبل از میلاد می‏زیسته و

دوران حیات حضرت رسول بیش از شش قرن بعد از میلاد است.پس‏

فاصله حضرت ابراهیم تا حضرت رسول بیش از بیست و یک قرن‏

می‏شود.03QA

عنوان یک معجزه دائمی،همیشه در برابر دیدگان و در

دسترس مسلمانان و غیر آنان باشد تا مداوما یادآور الهی‏

بودن این دین حنیف باشد.معجزه‏ای که خاص یک زمان‏

معین و ویژه یک قوم مشخص نیست،بلکه برای همه‏

اعصار تاریخ و برای تمامی اقوام عالم نشانه و آیه الهی‏

است و همگان را به مبارزه و مقابله طلبیده است که"اگر

می‏توانید یک آیه مانند این بیاورید"و هزار و چهار صد سال‏

است که حتی یک نفر نتوانسته حتی یک عبارت شبیه آن‏

بیاورد و انصافا معجزه‏ای این قدر ماندنی و همیشگی و

همه جایی،خود اعجازی دیگر است.اما اساس اعجاز قرآن‏

بر زبان عربی است.زبانی که قبلا در همان منطقه حجاز

وجود داشته است.برای اینکه زبانی بار سنگینی چون قرآن‏

کریم با آن خصیصه معجزه بودن را بتواند تحمل کند واقعا

باید شایستگی و توان فوق العاده داشته باشد و زبان شناسان‏

هم معتقدند که این زبان،به لحاظ کلمات و ترکیبات و

امکانات فنی یک زبان،آن شایستگی را در حد اعلای خود

دارد،چنانکه هیچ زبانی در جهان قابل مقایسه با زبان‏

عربی نیست.

زبان عربی به دلیل همین شایستگی و توان و به دلیل‏

حضور قرآن،دیر پاترین زبان زنده دنیاست یعنی همه‏

زبانها پس از چندی به تدریج تغییر می‏کند و مثلا مردم‏

انگلیسی زبان آثار 500 سال قبل از ادبیات خود را امروز

نمی‏توانند بخوانند و بفهمند.زبان فارسی به دلیل وجود آثار

ارزشمند ادبی از هزار سال قبل به این طرف زبانی یک‏

دست و تقریبا یکسان و قابل فهم باقی مانده است-که‏

خود به علت اتصال این فرهنگ و زبان با زبان قرآن و

اسلام است-اما از همه ماندگارتر،زبان عربی است که از

هزار و چهار صد،پانصد سال پیش تا امروز بدون تغییرات‏

فراوان باقی مانده است و لذا نه فقط قرآن بلکه مثلا

معلقات سبع که مجموعه هفت شعر از آثار قبل از اسلام‏

است همچنان باقیمانده و برای عرب زبانان،قابل فهم و

درک است.انصافا اگر زبانی قدرت و شایستگی نداشته باشد

نمی‏تواند این همه سال باقی و پایدار بماند و و اقعا زبان‏

عربی این ظرفیت و ارزش را دارد.اما چرا قبل از اسلام،

تنها در جزیرة العرب این زبان،محاوره مردم شده‏

است؟

اگر اقوال و نظریات زبان شناسان را قبول کنیم،برای‏

این ماندگاری و ظرفیت فوق العاده زبان عربی در قبل از

نزول قرآن،چه توجیهی می‏توان کرد؟مگر اینکه بپذیریم‏

درست مانند ذخیره جغرافیایی منطقه مکه مکرمه و کعبه‏

معظمه و دقیقا همچون ذخیره ذریه حضرت اسماعیل علیه السلام،

زبان عربی هم ذخیره سازی خداوند در میان مردم دوران‏

جاهلیت است‏(1)تا وقتی آن ذخیره الهی در این نقطه‏

جغرافیایی و در میان این مردم ظهور می‏کند با زبان همین‏

مردم اما با بهترین زبان تاریخ سخن بگوید و کلام خداوند

هم از دهان مبارک او با همین زبان ابلاغ شود.

درست به همین دلیل نیز هست که یکی از دقیق‏ترین‏

نقاط دشمنی جهان کفر و استکبار با زبان عربی است که‏

زبان قرآن و زبان اسلام است و کوششهای فراوان و کم‏

نظیر آن جانیان استعمارگر و خبیثان ملحد و آل و تبار

همان تاجر پیشگان دنیادار ضد دین و بشریت،صرف‏

ریشه کن کردن زبان عربی شده است و آنگاه که‏

نتوانسته‏اند،کوشیده‏اند در بین عرب زبانان لهجه‏ها و

گویش‏های متفاوت درست کنند و در میان مسلمانان غیر

عرب زبان نیز به تمامی سعی کرده‏اند که تا هر مقدار ممکن‏

آنان را از زبان و ادبیات قرآن و اسلام و عرب دور نگهدارند.

چنانچه ملاحظه می‏شود،اهمیت خاورمیانه تنها به‏

نفت یا موقعیت سوق الجیشی منطقه محدود نمی‏شود بلکه‏

(1).در تاریخ حبیب السّیر خواند میر می‏نویسد:کنیت اسماعیل علیه السلام‏

ابو العرب بود و نخستین کسی از موطنان(ساکنان)مکه که بدان لغت‏

(عربی)سخن گفت اسماعیل بود.ج 1؛ص 55،چاپ سال 1333،

انتشارات خیام.یهودیها همین معنی را منتهی با عناد و دشمنی دارند.

در زبان عبری برای واژه‏های عرب و مسلمان تنها یک کلمه هست و

آن هم ایشماعیلی‏ اسماعیلی است.تاریخ یهود،مذهب‏

یهود نوشته اسرائیل شاهاک:ترجمه دکتر مجید شریف؛انتشارات‏

چاپخش چاپ اوّل؛1376؛ص 76

در عمق فرهنگ و زبان منطقه ریشه دارد.همچنین معلوم‏

می‏شود که ارزش و اعتبار این منطقه،خاص امروز نیست،

بلکه در سراسر تاریخ بشر و در تمامی جنبه‏ها،آن اعتبار و

ارزش مورد توجه و عنایت بوده است.

طبعا وقتی ابعاد و زاویه‏های ارزش و اهمیت چیزی به‏

یک بعد و زاویه محدود نباشد،باید بیشتر درباره آن دقت‏

کرد.اگر امروز خاورمیانه در مرکز همه وقایع و رویدادهای‏

عالم سیاست واقع شده است،به خاطر اهمیت فوق العاده‏ای‏

است که این منطقه در همه ابعاد گوناگون فرهنگی،

تاریخی،سیاسی،دینی،اجتماعی،بشری،اعتقادی،و الهی‏

دارد و شناختن ابعاد و اجزاء این مسائل از وظایف یک ملت‏

زنده و بیدار و درگیر در مسائل روز دنیاست.

نبض تاریخ‏

اکنون ببینیم در طول تاریخ بر منطقه خاورمیانه به‏

عنوان لولای سه قاره و سه گوشواره‏اش ایران،مصر و

یونان چه حوادثی رفته است.

طبعا بررسی کامل چند منطقه بسیار مهم جهان،در

یک تاریخ چند هزار ساله،در این مختصر امکان ندارد لذا

در حد یک فهرست مختصر،مهمترین وقایع رخداده در این‏

کشورها را ارائه می‏کنیم.امّا همین مقدار هم گویای وقایع‏

مهم و حقایق با ارزشی است.جالبتر اینکه اگر فهرست وقایع‏

تاریخی در کشورهای مختلف را در کنار هم قرار دهیم،

همزمانی وقایع،ارتباطهای قابل تأملی را نشان می‏دهد.

سال 3110 ق.م.شروع سلسله‏های فرمانروایان قدیم‏

مصر.

3000 ق.م.شروع تمدن مینویی در یونان،ورود فنیقی‏ها

به فنیقیه(لبنان و سوریه و فلسطین امروز)و ورود سومریها

به قسمت جنوب بین النهرین-که از هند و ایران آمده‏

بودند.

قرن 25 ق.م.پایان تمدن مینویی در یونان.

2300 ق.م.شروع دوران آشوریها در دو طرف دجله یا

عراق کنونی.

2050 ق.م.پایان سلسله یازده فرمانروایان مصر قدیم و

شروع سلسله پادشاهان مصر.

قرن 20 ق.م.دوره حمورابی و اختراع خط.

قرن 19 ق.م.پایان دوره برنز.

1700 ق.م.پایان دوره سومریها در خاورمیانه و شروع‏

دوران کرتیان در یونان.

قرن 12 ق.م.سلطه فنیقی‏ها بر دریای مدیترانه.

1100 ق.م.پایان دوره کرتی‏ها در یونان و شروع‏

مهاجرتهای اقوام گوناگون به آن سرزمین که تا قرن پنجم‏

ق.م.ادامه داشت.

1090 ق.م.پایان سلسله بیستم پادشاهان مصر و شروع‏

دوره امپراطوری.

حدود 1000 ق.م.سلطنت حضرت داود و سپس حضرت‏

سلیمان در اورشلیم.

945 ق.م.پایان امپراطوری مصر و شروع دوران سلطه‏

قدرتهایی که تا قرن اول قبل از میلاد بعد از لیدیایی‏ها به‏

ترتیب کلدانی‏ها،آشوریها،ایرانی‏ها،یونانیها،و رومیها بر

 

مصر مسلط شدند.

836 ق.م.اولین ذکر نام سلسله ماد در تاریخ ایران.

753 ق.م.حکومت سلطنتی و آمیخته به افسانه در روم.

606 ق.م.بر افتادن حکومت آشوریها بدست دولت ماد.

586 ق.م.تصرف اورشلیم بدست بابلیها.

550 ق.م.انقراض دولت ماد بدست کورش هخامنشی.

500 ق.م.پایان مهاجرت اقوام به یونان و پایان دوران‏

حکومت سلطنتی در روم و شروع جمهوری در آن.

461 تا 431 ق.م.دوران طلایی هنر یونان.

431 تا 434 ق.م.فتح یونان بدست اسپارتها.

قرن چهارم ق.م.مستحیل شدن فنیقی‏ها در تمدن یونان‏

و رونق گرفتن اکد یا قسمت شمالی بابل و تحت سلطه‏

در آمدن خاورمیانه بوسیله رومیان.

320 ق.م.انقراض هخامنشی‏ها بوسیله اسکندر و سپس‏

مرگ او و شروع دوره هلنی در یونان و دوره سلوکیها در

ایران و خاورمیانه.

197 ق.م.فتح یونان بدست رومیان.سلطه رومیان بر

یونان تا قرن پانزدهم میلادی ادامه یافت.

64 ق.م.انقراض سلوکیها بدست اشکانیان.

30 ق.م.پایان سلطه یونانیها بر مصر و شروع سلطه‏

رومیها.

27 ق.م.پایان دوران جمهوری در روم و شروع‏

امپراطوری روم.

0 تولد حضرت عیسی مسیح علیه السلام.

70 م.تیتوس رومی معبد یهودیها را در اورشلیم خراب‏

کرد و آنها را قتل عام و نفی بلد نمود و ادامه سلطه رومیان‏

بر خاورمیانه.

226 م.انقراض اشکانیان بوسیله اردشیر بابکان و شروع‏

سلسله ساسانیان.

حدود 300 م.رشد و گسترش مسیحیت در مصر که تا

500 ادامه یافت.

395 م.پایان امپراطوری روم و دو پاره شدن آن و تبدیل‏

آن به روم شرقی و غربی.

476 م.پایان روم غربی و شروع قرون وسطی که تا قرن‏

پانزدهم ادامه یافت.

569 م.تولّد حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله‏

609 م.بعثت حضرت رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله‏

622 م.هجرت حضرت رسول صلّی اللّه عیله و آله از مدینه به مکه و

شروع تاریخ هجری.

632 م. 10 ه.ق.وفات رسول گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله‏

635 م 14 ه.ق.پایان سلطه رومیها بر مصر و شروع‏

سلطه مسلمانان بر آن که تا 642 کامل شد و برقرار ماند.

637 م  15 ه.ق.فتح کامل خاورمیانه بدست مسلمانان.

641 م  21 ه.ق.انقراض ساسانیان و فتح ایران بدست‏

مسلمانان(اسلام آوردن ایرانیان).

661 تا 749 م. 41 تا 132 ه.ق.دوره بنی امیه.

749 تا 945 م. 132 تا 334 ه.ق دوره اقتدار بنی عباس.

945 تا 1258 م. 334 تا 656 ه ق دوره ضعف بنی عباس.

969 م. 359 ه ق سلطه فاطمیان بر مصر.

1077 م. 470 ه ق شروع خوارزمشاهیان در ایران.

1099 م. 493 ه ق شروع جنگ‏های صلیبی در

خاورمیانه و فتح بیت المقدس(اورشلیم)بدست صلیبی‏ها.

1171 م.  567 ه ق سلطه فاطمیان در مصر پایان گرفت و

دوره ایوبیان شروع شد.

1187 م. 583 ه ق صلاح الدین ایوبی بیت المقدس را باز

پس گرفت.

1221 م. 615 ه ق شروع حمله مغول به ایران.

1230 م. 628 ه ق پایان دوره خوارزمشاهیان.

1250 م. 648 ه ق پایان دوره ایوبیان در مصر و شروع‏

دوران مملوکان.

1258 م. 656 ه ق حمله هولاکو به بغداد و انقراض‏

بنی عباس.

1270 م. 669 ه ق پایان جنگهای صلیبی.

1299 م. 699 ه ق تأسیس و توسعه امپراطوری عثمانی.

1380 م. 782 ه ق حمله تیمور لنگ به ایران.

1402 م. 804 ه ق امیر تیمور،سلطان عثمانی ایلدرم‏

بایزید را دستگیر کرد.

1453 م. 857 ه ق فتح کنستانتینو پول قسطنطنیه

استلامبول بدست سلطان محمد فاتح امپراطور عثمانی و

پایان سلطه رومیان بر یونان و پایان امپراطوری روم شرقی‏

و پایان قرون وسطی.

1499 م. 905 ه ق شروع صفویه.

1517 م. 339 ه ق فتح مصر و انقراض مملوکان بدست‏

عثمانیان.

1566 م. 974 ه ق اوج قدرت عثمانی.

1600 م. 1009 ه ق جلوس شاه عباس اول.

1699 م. 1111 ه ق شروع دوران ضعف عثمانیها.

1722 م. 1135 ه ق پایان صفویه و شروع افاغنه.

1735 م. 1148 ه ق پایان افاغنه جلوس نادر شاه.

1749 م. 1163 ه ق شروع زندیه.

1780 م. 1195 ه ق پایان سه دوره رنسانس در اروپا.

1795 م. 1210 ه ق شروع قاجاریه.

1821 م. 1237 ه ق شروع جنگهای استقلال یونان که تا

1829 م 1245 ه ق ادامه یافت.

1825 م. 1241 ه ق پایان سلطه عثمانی بر مصر.

1830 م. 1246 ه ق برسمیت شناخته شدن دولت یونان.

1839 م. 1255 ه ق ضعف کامل عثمانی و نفوذ اروپائیها

در آن کشور.

1882 م. 1300 ه ق حمله انگلستان به مصر و سلطه‏

کامل بر آن.

1905 م. 1323 ه ق انقلاب در روسیه که سرکوب شد.

1906 م. 1324 ه ق انقلاب مشروطه در ایران و صدور

حکم مشروطیت بوسیله مظفر الدین شاه.

1907 م. 1325 ه ق انقلاب مشروطه در عثمانی.

1909 م. 1327 ه ق سلطه نظامیان بر یونان.

1914 م. 1333 ه ق شروع جنگ جهانی اول و اشغال‏

نظامی کامل بر مصر بوسیله انگلستان.

1917 م. 1336 ه ق انقلاب مارکسیستی شوروی و ورود

یونان به جنگ اول و صدور اعلامیه بالفور.

1918 م. 1337 ه ق پایان جنگ جهانی اول.

1920 م. 1339 ه ق 1300 ه ش شروع سلطنت رضا شاه‏

پس از انقراض سلسله قاجار

1922 م. 1341 ه ق استقلال مصر،پاره پاره شدن دولت‏

عثمانی.

یک نکته بسیار جالب که در این فهرست به خوبی‏

پیداست،آنست که مقارن بروز و ظهور دو دین الهی‏

مسیحیت و اسلام،وقایع شگرفی در کل جهان آن روز

ایجاد شده است.

درسال 64 قبل از میلاد،سلوکیها و بقایای اسکندر

مقدونی در ایران به دست اشکانیان منقرض و رانده شده‏اند.

 

در سال 30 ق.م دوران سلطه یونانیها بر مصر خاتمه‏

یافته و تسلط رومیان بر آن شروع می‏شود.

در سال 27 ق.م.دوران جمهوریهای روم تمام شده و

دوره امپراطوری روم آغاز می‏گردد.در سال 70 بعد از میلاد

حضرت مسیح،تیتوس رومی به بیت المقدس حمله کرده،

معبد یهودیها را خراب و بسیاری از آنها را قتل عام می‏کند و

بقیه را نیز از آنجا رانده و در سراسر جهان پراکنده می‏نماید.

در همین ایام صدر مسیحیت،غیر از ایران،تمامی‏

خاورمیانه و مصر و یونان برای قرنها تحت سلطه رومیها

واقع می‏شود.

اما با ظهور اسلام،وقایع بسیار سریعتر و تعیین کننده‏تر

از اینها حادث می‏شود.

در عین حال در دو طرف این صحنه وقوع جریانات‏

مهم تاریخی،یعنی در خاورمیانه و اطراف آن،در قرون‏

متمادی دو امپراطوری عظیم واقع بوده است:در یک‏

سمت ایران و در سمت دیگر دولت روم.ایران هیچگاه‏

تحت تأثیر مسیحت قرار نمی‏گیرد اما به سرعت تسلیم‏

اعتقاد اسلامی می‏گردد.برعکس روم که از بیشتر از 6 قرن‏

قبل از میلاد به عنوان یک دولت نیرومند اثر خود را بر

تاریخ بر جای می‏گذارد به مدت دو هزار سال و همچنان تا

قرن پانزده میلادی به حیات خود ادامه داده و از سالهای‏

حدود تولد حضرت مسیح علیه السلام تا ظهور اسلام،بزرگترین‏04QA

قدرت تمامی آن روز-یعنی تمام کشورهای ساحل‏

مدیترانه و یونان و مصر و خاورمیانه بوده است.با ظهور

اسلام دست امپراطوری روم از خاورمیانه و مصر کوتاه شد

ولی این دولت بر یونان و بخش بزرگی از کشورهای شمال‏

مدیترانه و اروپا همچنان مسلط ماند و این سلطه تا پایان‏

قرون وسطی ادامه یافت.

و اما رشد اسلام در همان سالهای اولیه ظهور آن،چنان‏

ناگهانی و انفجار آمیز است که در هیچ زمانی از تاریخ و در

هیچ جایی از کره زمین هرگز مثل و مانندی ندارد.یعنی‏

تنها در عرض 25 سال اول تاریخ اسلام،ایران و خاورمیانه‏

و مصر و در نیم قرن اول از هند تا خاورمیانه و شمال‏

آفریقا،همه تحت لوای حکومت اسلامی واقع و در سالهای‏

بعد حتی نیمی از اروپا هم به این سرزمین متصل می‏شود.

نکته مهم اینکه بر خلاف بسیاری از فتوحات تاریخی،

سلطه اسلام برای قرنها باقی ماند و هند و ایران و

خاورمیانه و شمال آفریقا و مناطق اطراف آنها دیگر هرگز

دست از اسلام بر نداشت و این بدان دلیل بود که مردم این‏

مناطق به این اعتقاد جدید ایمان آوردند و هم آنها بودند که‏

آن را حفظ کردند نه اینکه تحت سلطه و فشار نیروی‏

مهاجم باشند.




:: برچسب‌ها: لولای سه قاره, برنامه یهود برای جهان, سلطه بر دنیا به هر قیمتی

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱٩