کتاب آیا ظهور نزدیک است؟

مقدّمه

هدف از تهیّه این کتاب:

در تابستان سال 1377 تصمیم گرفتیم برای آگاه نمودن مردم نسبت به وظیفه خویش در مورد امام زمان علیه السلام وزنده نگاه داشتن نام آن حضرت، خدمت علماء وبزرگان وشخصیّتهای برجسته جهان تشیّع نامه ای فرستاده وسؤالاتی را در مورد حضرت بقیّة الله الاعظم ارواحنا فداه مطرح نموده وپاسخ آن بزرگواران را در قالب کتابی در اختیار علاقمندان وشیعیان حضرتش قرار دهیم وبا این کار، گامی هر چند کوچک در شناخت وشناساندن حضرت وتبلیغ آن وجود همام برداریم وره توشه ای برای آخرت خود کسب نمائیم.

سؤالات مطرح شده:

در این نامه، پنج سؤال اساسی ومهمّ در رابطه با امام زمان علیه السلام وظهور ایشان مطرح کردیم. سؤال اوّل در مورد (شرایط ظهور)؛ سؤال دوّم در رابطه با (چگونگی کسب آمادگی برای ظهور)؛ سؤال سوّم در مورد (شرایط جهان وجهانیان در قبل وبعد از ظهور)؛ سؤال چهارم در مورد (چگونگی آگاه کردن دیگران در مورد حضرت وظهور ایشان) وسؤال پنجم در مورد (احتمال ظهور در عصر کنونی) بود.

برای آنکه این مکاتبه تحت نظر مرکزی بوده وعنوانی به خود بگیرد تا علماء وبزرگان، بهتر با ما همکاری کنند، تصمیم گرفتیم که از عنوان مؤسسّه (مکتب اهل بیت استفاده کنیم که با کسب اجازه از مسئول این مؤسّسه، نامه ها را ممهور به مُهر مؤسّسه (مکتب اهل بیت علیهم السلام) نمودیم. در اینجا متن کامل نامه ذکرمی گردد:

(بسم الله الرّحمن الرّحیم)

(با عرض سلام محضر ...........................................

امیدواریم حال مبارکتان خوب ودر ظلّ عنایات امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) ودر پناه آن بزرگوار در تمامی احوالات موفّق وپیروزباشید.

با توجّه به تحقیقات وبررسی هایی که به عمل آورده ایم، دریافته ایم که حضرتعالى تاکنون کمک های شایانی به اسلام ومسلمین وجهان تشیّع نموده اید وبا توجّه به اینکه دانشمند وعالمی بسیار آگاه در مورد اسلام واهل بیت علیهم السلام ومخصوصاً امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) می باشید می توانید مساعدت وراهنمایی فراوانی به ما بنمایید.

لذا از محضر حضرتعالى استدعا داریم که جواب سؤالات زیر را بطور خلاصه وواضح وروشن، در چند خطّ مرقوم بفرمایید تا نظرات شما با نقطه نظرات دیگر علماء ودانشمندانی که در این باره با آنها نیز مکاتبه گردیده است، تحت عنوان کتاب یا جزوه ای در اختیار علاقمندان وشیفتگانِ حضرت مهدی علیه السلام ومنتظران آن حضرت قرار گیرد.

البتّه در رابطه با سؤالات زیر کتابهای متعدّدی به طبع رسیده است، ولی جواب دادن به این سؤالات توسّط علماء ودانشمندانی همچون حضرتعالى تأثیر خاصّ وفوق العاده ای در اذهان می گذارد.

امیدواریم با راهنمایی ما وافراد جویای حقّ وحقیقت وهمینطور آحاد واقشار مختلف جامعه، گامی مهمّ واساسی در جهت بالا بردن بینش فکری مردم در جهت آمادگی برای ظهور امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) بردارید ومظهر صفت هدایتگری خداوند متعال باشید.

سؤالات: 1 - شرایط ظهور آقا امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) چیست؟

2 - چگونه برای ظهور آن حضرت، آمادگی پیدا کنیم؟

3 - از لحاظ وضعیّت جهان وجهانیان (چه از نظر اقتصادی ومادّی وچه از نظر معنوی وحکومتی و...) چه فرقی ما بین قبل از ظهور امام زمان علیه السلام وبعد از ظهور ایشان وجود دارد؟

4 - چگونه می توان دیگران را نسبت به امام زمان علیه السلام وظهور ایشان آگاه کرد؟

5 - با توجّه به ظلم وستم وفساد وتباهی که هر روز در جهان بیشتر وبیشتر می شود وهمینطور با توجّه به رشد فکری جهانیان نسبت به اسلام واقعی وبا به وقوع پیوستن اکثر علامات غیر حتمیّه که در مورد ظهور امام زمان علیه السلام آمده است، آیا احتمال ظهور در عصر کنونی می رود یا خیر؟

(لطفاً اگر جریانی در این رابطه داشته اید یا می دانید، برایمان ذکر بفرمایید).

عنایت مراجع وعلماء وتشویق وترغیبهای آن بزرگوران:

الحمد لله بسیاری از مراجع وعلماء ودانشمندان عزیز، ما را مورد عنایت خویش قرار دادند وپاسخ این سؤالات را بعضاً خلاصه وبعضاً مشروح، بصورت کتبی یا شفاهی (انجام مصاحبه) بیان فرمودند که تمام آنها در این کتاب ذکرشده است (وبعضی مطالب نیز از بعضی از کُتُب علماء نقل گردیده است).

در حین کار در بعضی از موارد با تشویق ها وترغیبهای بسیار جالبی از طرف بعضی از مراجع وعلمای بزرگ روبرو شدیم که بشدّت باعث دلگرمی وتقویت روحیّه ما گردید وباعث می شد که کارمان را با وجود موانعی که بر سر راهمان پیش می آمد با قاطعیّت بیشتری دنبال کنیم وخدا را شکر می کردیم که سعادت چنین کاری را به ما عنایت فرموده است.

دلایل بعضی از علماء برای جواب ندادن:

بسیاری از علماء وشخصیّتها نیز به دلایل گوناگونی (همچون مشغله زیاد ونداشتن وقت مناسب، میسّر نبودن پاسخ دادن اختصاری به سوألها، تواضع ومطرح نکردن خود در جامعه، احتیاط در این موارد و....) یا ما را به کتابهایی در مورد امام زمان علیه السلام ارجاع دادند ویا درخواستمان را ردّ کردند.

بی توجّهی وبرخورد بد ونامناسب بعضی از علماء وتهمتهای ناروا:

بعضی ها هم ما را لایق جواب دادن ندانستند ومتأسّفانه بعضی ها هم نسبت به این موضوع بی توجّهی نشان دادند وحتى به ما گفتند: (صلاح نیست به مسائل مربوط به امام زمان علیه السلام وارد شوید!)، وبعضی ها هم صد متأسّفانه برخوردهای بسیار نامناسبی با ما داشتند، بطوری که انگار ما جنایت بزرگی مرتکب شده ایم وحتى شنیدیم که فردی در مورد دست اندرکاران این برنامه گفته بود که: (باید این افراد را - هر کسانی که باشند - مجازات نمود تا دیگر طرف این کارها! نروند!!) همچنین اشخاصی به یکی از علماء، نسبت به اینکه مبادا ما از اعضای انجمن حجّتیّه باشیم هشدار داده بودند و..... دهها تُهمت وسخن ناروا در مورد دست اندرکاران این طرح زده بودند، در حالی که آنها نه ما را می شناختند ونه کوچکترین تلاشی برای شناختن ما کرده بودند. تازه این در حالی بود که مطالب وسؤالات ما کوچکترین اشکالی نداشت. (حساب آنها را به خدا وامی گذاریم).

بوجود آمدن ضعف روحیّه وبدبینی در بعضی از همکاران:

در طیّ این مدّت، از یکی از دوستان بسیجی خود درخواست همکاری کردیم واو نیز موافقت نمود وبسیار خوشحال شد که می خواهد خدمت علماء وبزرگان برسد ودر مورد امام زمان علیه السلام از آنها کمک وراهنمایی بگیرد.

پس با ذوق وشوق فراوانی شروع به کار نمود. ولی پس از مدّتی بسیار کوتاه به علّت برخوردهای نامناسبی که دید، آنچنان ضعف روحیّه ای در او ایجاد شد که دیگر حاضر به ادامه همکاری نشد ومتأسّفانه نسبت به بعضی از علماء نیز بدبین گردید. وی گزارش کار خود را بصورت کتبی به ما ارائه داد که ماآن را با حذف بعضی از قسمتها (که شاید صلاح نباشد همه بدانند) در این قسمت می آوریم:

(بسمه تعالى. با یاری خدا وامام زمان علیه السلام کار رساندن سؤالات انجام شد. در طی این مدّت با اینجانب برخوردهای مختلفی شد که بعضی از برخوردها خوب وشایسته وبعضی هم پسندیده نبود (نه تنها از نظر بنده بلکه از نظر اخلاقی هم درست نبود). مسئول دفتر یکی از مراجع به نام .... از قبول آن خودداری کرد وگفت: (اصلاً به سؤالات اعتقادی پاسخ داده نمی شود) که به نظر بنده برای یک مرجع تقلید شیعه خیلی بد است که به چنین سؤالاتی پاسخ داده نشود. متأسّفانه اینگونه برخوردها این ذهنیّت را در مردم بوجود آورده است که تا اسم فلان آیت الله العُظمى برده می شود همه افکار، متمرکز احکام ورساله و... می گردد. حال آنکه آیا آیت ونشانه خدا در همین مسائل غسل ونماز وروزه و... خلاصه می شود؟! یقیناً خیر!

اگر اعتقادات مردم مخصوصاً جوانان ضعیف بشود، دیگر کسی سراغ رساله واحکام شرعی موجود در آن نمی رود. گذشته از آن با سُست شدن اعتقادات، فساد هم در جامعه بیشتر خواهد شد، همانگونه که دیده می شود.

ناگفته نماند که سؤالات ما در مورد امام زمان علیه السلام بود که توقّع می رفت حداقل کسانی که در سفره امام زمان علیه السلام نان می خورند به این سؤالات پاسخ دهند امّا متأسّفانه...

در مورد بسیاری از علمائی که به آنها مراجعه نمودم این مطالب صدق می کند. البتّه هنوز هم تا موقعی که بصورت کامل جواب سؤالات نیاید قضاوت قطعی نمی توان کرد که امیدوارم در پاسخ به سؤالات کم لطفی نشود. انشاء الله. بطور کلّی این کار حداقل برای بنده بسیار مفید بود تا بعضی از علمای شهر خودم را بهتر بشناسم).

قصد بیان مشروح تمام برخوردهای نامناسب وتوهین آمیز بعضی از علماء:

خلاصه ما که بیشتر متوجّه غُربت آقا امام زمان علیه السلام شده وفهمیده بودیم که بسیاری از کسانی که سربازان آن حضرت محسوب شده ونان ونمک آن حضرت را می خورند وطبعاً باید به فکر ایشان بوده ودر جهت تبلیغ ایشان کاری انجام دهند از آن حضرت روی گردان بوده وایشان را نمی خواهند، تصمیم گرفتیم با ذکر مشروح کاملی از برخوردهایی که با ما شده بود در بخش جداگانه ای از این کتاب تحت عنوان (جریانات واتّفاقات جمع آوری مطالب مربوط به امام زمان علیه السلام) تمامی مردم رإ؛ظظ نسب به این مسائل آگاه کرده ومتوجّه خیلی از واقعیّتهای پنهان بنمائیم.

پس مشروح تمام برخوردهای نامناسب وبعضاً توهین آمیزی که بعضی از علماء وشخصیّتها با ما داشتند را با ذکر اسامیشان گردآوری کرده ومی خواستیم در این کتاب بیاوریم وحتى آماده برخوردهای احتمالی وکشیده شدن به دادگاه نیز بوده ودفاعیّات ومستندات محکمه پسند کاملی را داشتیم وآمادگی خود را در این مورد نیز ذکر کرده بودیم.

حذف (جریانات واتّفاقات جمع آوری مطالب این کتاب):

بخاطر سفارش بعضی از علماء:

این بخش را به محضر چند تن از علماء وروحانیّون بزرگوار بردیم تا از نظرات وپیشنهادات آنها در تکمیل کردن این بخش استفاده کنیم. منتها عدّه ای از آن بزرگوران با مشاهده آن مطالب، ما را از چاپ آن نهی نمودند وذکر آنها را در کتاب باعث بدبینی مردم به قشر روحانیّت ودر نتیجه باعث تضعیف اعتقادات دانستند واصرار نمودند که آن مطالب حذف شود.

بعد از گفتگوها ومباحثات زیاد با این بزرگواران، قانع شدیم وبخاطر حفظ وحدت وبخاطر این که ما باعث بدبینی مردم نسبت به قشر روحانیّت وتضعیف آنها نشده باشیم، این بخش را حذف نمودیم. ولی در آینده اگر مفاسدی نداشت ولازم بود، آن جریانات را در کتابها یا مطبوعات ذکر خواهیم نمود. (یقین داریم که بعضی از علماء از ما گله خواهند کرد که چرا همین چند سطر را نیز نوشته ایم! ولی خدمت این عزیزان عرض می کنیم که با ذکر این مطالب به هیچ عنوان قصد تلافی کردن ویا بی احترامی به هیچ کس را نداشته ایم فقط خواسته ایم خوانندگان با گوشه ای از نمای دور واقعیّتها آشنا شده وبعضی از علماء وشخصیّتهای زمان خود را بهتر بشناسند واز غُربتِ امام زمان علیه السلام در بین شیعیان آگاه شوند).

انتظار برخوردهای متفاوت وحتى شاید بسیار نامناسب در مورد این کتاب:

ما انتظار برخوردهای متفاوت وحتى شاید بسیار نامناسبی در مورد این کتاب خواهیم داشت که انشاء الله اگر صلاح بود وموفّق شدیم مشروح آنها را در کتابی جداگانه وشاید در بعضی از مطبوعات کشور، درج نموده ودیگران را از آنها آگاه خواهیم کرد.

این هم درد دلی بود بسیار اندک از کسانی که در جمع آوری مطالب این کتاب زحمت کشیدند. وما بیشتر از این در این مورد، چیزی ذکر نمی کنیم مبادا که بیش از این مورد تُهمت وافتراء واقع گردیم ویا باعث بدبینی مردم نسبت به قشرروحانیّت شویم.

دلایل تقدّم وتأخّر پاسخهای مراجع وبزرگان در این کتاب:

در این کتاب ما سعی کرده ایم نامهایی که (به نظرمان) در نظر عموم معروف تر می باشند را مقدّم قرار دهیم وکسانی که به لقب آیة الله معروف هستند را (آیة الله) ذکر کنیم واز آوردن لقب (آیة الله العُظمى) بنابر دلایلی (که صلاح نیست ذکر شود) خودداری نموده ایم.

(البتّه شاید این موضوع را بطور کامل ودقیق رعایت نکرده باشیم ولی یقین داشتیم وداریم که در بین کسانی که جوابهای آن ها در این کتاب ذکر شده است این مسائل مطرح نیست وحتى بعضی از آنها اصرار داشتند که اسمی از آنها ذکر نشود تا گمنام باقی بمانند. منتها از تمام بزرگان وعزیزانی که نتوانسته ایم احترامات لازم را در مورد آنها رعایت کنیم عذرخواهی می نمائیم وامیدواریم این بی ادبی ما را مورد عفو وبخشش خویش قراردهند).

تشکّر از همه بزرگان وعلماء وامیدواری های ما:

در پایان از همه علما وبزرگانی که ما را در این امر یاری وتشویق نمودند تشکرّ وقدردانی می کنیم، اجر آنها با خود امام زمان علیه السلام.

امیدواریم با مطالعه وتفکّر وعمل بر روی راهنمایی های گرانقدر این عالمان ودانشمندان، شرایط را برای ظهور حضرت بقیّة الله الاعظم ارواحنا فداه آماده کرده واز هر لحاظ آمادگی یاری آن عزیز را پیدا کنیم وبا شوق درک محضر آن حضرت ودنیای بهشتی بعد از ظهور، مبلّغان خوبی برای حضرت ولیّ عصر علیه السلام بوده ودیگران را نسبت به آن امام عزیز آگاه نماییم ودر هر چه نزدیک تر کردن ظهور ایشان تلاش وکوشش نماییم.

بخش یک: شرایط ظهورآقا امام زمان (عجّل الله تعال فرجه الشّریف) چیست؟

آیة الله صافی گلپایگانی:

مراجعه به منتهى الآمال:

به کتاب شریف منتهی الآمال مرحوم محدّث قمی رضوان الله علیه، اواخر جلد دّوم مراجعه نمائید. والله العالم.

آیة الله خزعلی:

آماده شدن جهان وآماده شدن مردمان جهان:

آماده شدن جهان وآماده شدن مردمان جهان از نظر ابراز ورسانه ومردم از نظر یأس وسرخوردگی از حکومت ها وعطش شدید یک حکومت عادله.

آیة الله نوری همدانی:

آمادگی جهانی جهت پذیرش دعوت آن حضرت:

شرایط ظهور آن حضرت متعدّد است که از همه مهمتر آمادگی جهانی جهت پذیرش دعوت آن حضرت می باشد. هر گاه جامعه انسانی به مرحله ای رسید که از تمام مکاتب مادّی جهت اصلاح بشر، مأیوس شد وزمینه پذیرش دعوت مصلح الهی ایجاد گردید با اراده ومشیّت الهی، آن حضرت ظهور می کند.

آیة الله سیّد محمّد شیرازی:

آمادگی مردم واذن پروردگار عالم:

شرط ظهور آن حضرت، آمادگی مردم است واذن پروردگار عالم در ظهور ودر دعاهای وارده، ارشاد به آن شده است.

آیة الله سیّد صادق روحانی:

آنگاه که اصلاح به نقطه صفر برسد:

آنگاه که اصلاح به نقطه صفر برسد. نخستین نشانه ای که از نزدیک شدن ظهورِ امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) حکایت می کند فراگیر شدن وتوسعه ظلم وجور وفساد در سرتاسر جهان است به اصطلاح آنگاه که اصلاح به نقطه صفر برسد، حقّ وحقیقت طرفدار نداشته باشد. این موضوع از روایات اسلامی که تحت عنوان (کما ملئت ظلماً وجوراً) ذکر شده است معلوم می شود.

آیة الله علوی گرگانی:

مشیّت حضرت حقّ تعالى:

شرایط ظهور بر دو قِسم است: یک قِسم مربوط به حضرت حقّ تعالى است که به حسب مفاد بعضی از اخبار هر گاه که مشیّت حضرت حقّ به ظهور امام تعلّق گرفت شمشیر ذو الفقار به قدرت الهی به سخن می آید وحضرت را دستور به قیام می دهد وچه هنگام این واقعه عظیم، اتّفاق می افتد کسی نمی داند جز ذات باری تعالى.

اعمال مربوط به ملّت:

نوع دیگر مربوط به ملّت است که باید زمینه ظهور از نظر تقوی وتهذیب وتزکیه اعمال وافعال فراهم گردد تا با آمدن آن بزرگوار همه، تحت فرمان صاحب الامر بوده ودر انتظار صدور فرمان باشیم.

آیة الله سیّد محسن خرّازی:

وقتی برخوردهای نامناسب بشری از بین رفت:

اجمالاً می توانیم بگوییم آنچه موجب غیبت آن حضرت شد می باید ادامه نیابد تا آن حضرت ظاهر شود. می دانیم که حکمت خدا ولطف بی پایان او ایجاب کرده ومی کند که ولیّ او در میان مردم باشد امّا جامعه بشری با برخوردهای نامناسب خود که ما درست هم نمی دانیم آنها چه چیزی است موجب شد آن حضرت در پس ستّار غیبت قرار گیرد گر چه همه از فیض وجود او همانند خورشید پشت ابر برخوردارند.

وقتی برخوردهای نامناسب بشری از بین رفت آن حضرت ظهور خواهد فرمود. اگر بگوییم اعراض عمومی مردم نسبت به امام عصر علیه السلام که می خواهد تشکیل حکومت جهانی بدهد علّت غیبت است موقعی شرایط ظهور فراهم می آید که اقبال عمومی ودرک حکومت دینی درجامعه بشری بوجود آید.

آیة الله مکارم شیرازی:

آمادگی فکری وفرهنگی:

1 - آمادگی فکری وفرهنگی: یعنی سطح افکار مردم جهان آنچنان بالا رود که بدانند مثلاً مسأله (نژاد) یا (مناطق مختلف جغرافیائی) مسئله قابل توجّهی در زندگی بشر نیست، تفاوت رنگها وزبانها وسرزمین ها نمی توانند نوع بشر را از هم جدا سازند، تعصّبهای قبیله ای وگروهی باید برای همیشه بمیرد؛ فکر مسخره آمیز (نژاد برتر) را باید به دور افکند، مرزهای ساختگی با سیمهای خاردار ودیوارهائی همچون دیوار باستانی چین، نمی تواند انسانها را از هم دور سازد. بلکه همان گونه که نور آفتاب ونسیم های روح بخش، وابرهای باران زا وسایر مواهب ونیروهای جهان طبیعت به این مرزها ابداً توجّهی ندارند وهمه روی کره زمین را دور می زنند ودنیا را عملاً یک کشور می دانند، ما انسانها نیز به همین مرحله از رُشد فکری برسیم.

آمادگی های اجتماعی:

2 - آمادگی های اجتماعی: مردم جهان باید از ظلم وستم ونظامات موجود خسته شوند، وتلخی این زندگی مادّی ویک بُعدی را احساس کنند، وحتى از اینکه ادامه این راه یک بُعدی ممکن است در آینده، مشکلات کنونی را حل کند مأیوس گردند.

آمادگیهای تکنولوژی وارتباطی:

3 - آمادگیهای تکنولوژی وارتباطی: بر خلاف آنچه بعضی می پندارند که رسیدن به مرحله تکامل اجتماعی ورسیدن به جهانی آکنده از صلح وعدالت، حتماً همراه با نابودی تکنولوژی جدید امکان پذیر است، وجود این صنایع پیشرفته نه تنها مزاحم یک حکومت عادلانه جهانی نخواهد بود بلکه شاید بدون آن، وصول به چنین هدفی محال است.

برای ایجاد وسپس کنترل یک نظام جهانی یک سلسله وسایل مافوق مدرن لازم است که با آن بتوان جهان را در مدّت کوتاهی درنوردید وبه همه جا سرکشی کرد. از همه جا آگاه شد ودر صورت نیاز امکانات لازم را از یک سوی جهان به سوی دیگربرد، پیامها واطّلاعات وآگاهی های مورد نیاز را در کمترین مدّت به همه نقاط دنیا رسانید.

اگر زندگی صنعتی به وضع قدیم بازگردد، ومثلاً برای فرستادن یک پیام از یک سوی جهان به سوی دیگر، یکسال وقت لازم باشد چگونه می توان بر جهان حکومت کرد وعدالت را در همه جا گسترد؟!

اگر برای سرکوب کردن یک فرد یا یک گروه کوچک متجاوز - که مسلّماً حتى در چنان جهانی نیز امکان وجود دارد - مدّتها وقت برای مطلّع شدن حکومت وسپس مدّتها وقت برای فرستادن نیروی تأمین کننده عدالت لازم باشد، چگونه می توان حقّ وعدالت وصلح را در سراسر دنیا تأمین کرد؟!

آیة الله گرامی:

فساد شدید در آخر الزّمان:

یک سلسله علائمی در روایت آمده است که اینها درست است که علامت ظهورند ولی نمی شود علامت را با شرط از نظر مفهوم لغوی یکی دانست ولی بالأخره وقتی امام معصوم یا پیغمبر اکرم سلام الله علیهم اجمعین می فرماید اینها علامت ظهور است معنایش این است که ظهور، بعد از این است، شرط نیست.

شرط غیر از علامت است ولی همان خاصیّت را می دهد وخیلی چیزها در روایات آمده وجزو روایات معتبر روایتی است که در روضه کافی آمده وعلائم بسیار زیادی است ودر حدود چندین صفحه این روایت طول می کشد، در بحار هم همینطور علائمی ذکر شده است. یکی از علائمی که در روایت سلمان، مرحوم کلینی در کافی آورده اند این است که مردم دیگر امر به معروف ونهی از منکر نمی کنند بلکه بر عکس امر به منکر ونهی از معروف می کنند وبالاتر، منکر ومعروف را اصلاً نمی فهمند ومنکر معروف می شود ومعروف منکر.

علائم دیگر اینکه مثلاً زنها مصادر بعضی امور می شوند. بچّه ها، بالای منابر می روند. زن ها جلوه می کنند وبیرون می آیند وسوار مراکب می شوند که اشاره است به جلوه کردن زنها در سطح جامعه. زن ها به دنبال همجنس گرائی با زن ها می روند ومردها به دنبال همجنس گرائی با مردها. زنها به دنبال فحشاء می روند وشوهرانشان خبر دارند ولی نه تنها نهی از منکرشان نمی کنند بلکه آنها را تشویق هم می کنند واز همین راه، درآمد کسب می کنند که ظاهر روایت این است که بوفور این قضیّه پیش می آید.

علامت دیگر این است که افراد خیر ونیکان وپاکان، خانه نشین می شوند وافراد شرور ورذل، کارها را در دست می گیرند.

در روایت دیگری در روضه کافی هست که حضرت امیر علیه السلام، خطبه ای را در ذیقار که منطقه ای است بین کوفه وصفّین ایراد فرموده اند ودر آن خطبه یک سلسله علائمی را ذکر کرده اند راجع به آینده زمان که من اینجا قسمتهایی از آن را عرض می کنم. آمده است که: (بعد از من، زمانی می آید که هیچ چیزی پنهان تر از حقیقت وهیچ چیزی روشن تر از باطل نیست! هیچ چیزی بیشتر از دورغ بر خدا ورسول نیست! قرآن تحریف می شود ومعروف منکر می شود ومنکر معروف می شود! هدایت مثل یک فحشاء مورد انکار قرار می گیرد! کم فروشی جزء عادت آن زمان درمی آید! قرآن واهل قرآن در میان مردم هستند ولی با مردم نیستند! مردم متفرّق خواهند شد!

مسکرات، منکرات، رشوه، قتل، زیاد می شود! از حقیقت فقط اسمی می ماند! از قرآن فقط خطّ واعرابی می ماند! سلاطین عوض می شوند! رژیم ها تغییر پیدا می کنند ولی آرامشی نیست! مساجد در آن زمان از گمراهی پُر واز هدایت خالی است! حضورشان در مساجد، کُفر به خداست).

در یک روایتی در جلد 52 چاپ جدید بحار جابر، می گوید: با پیغمبر در (حجّة الوداع) بودم. وقتی حجّ تمام شد حضرت، حلقه درب خانه کعبه را گرفت وبا صدای بلند فریاد زدند: (أیّها النّاس) همه جمع شدند. بعد فرمودند: (بگویم که بعد از من چه خواهد شد؟). خود پیغمبر گریست. مردم هم گریستند.

سپس فرمود: (بعد از من، تیغ هست بدون برگ (تشبیهی کرده است به اینکه درختان تیغ می دهند وبرگ نمی دهند) سلطان جائر! ثروتمند بخیل! عالمی که رغبت به ثروت دارد (دنبال ظواهر است! انواع ماشین ها! انواع خانه ها!

)، فقیری که دروغ می گوید! پیرمردی که فاسق وفاجر است! بچّه هایی که وقیح هستند! زنهایی که خود را می آرایند).

بعد سلمان به حضرت عرض کرد: (یا رسول الله! کی اینطور می شود؟).

حضرت فرمود: (ای سلمان! وقتی که علماء کم ولی آوازه خوانها زیاد شوند! زکات ندهند! منکرات زیاد وعلنی شود! در مساجد صدا وتکبیر وشعار زیاد شود! دنیا را بالای سر قرار دهید! علم ودانش را زیر پا وگفتارتان دروغ شود! غیبت، میوه تان شود! (یعنی همانطوری که میوه می خورند با لذّت غیبت می کنند)، حرام را غنیمت شمارند! بزرگان به کوچکان رحم نمی کنند وکوچکان به بزرگان احترام نمی گذارند! در چنین شرایطی لعنت الهی بر اینها فرود می آید. میان شما دعوا ونزاع پیش می آید! دین فقط یک لفظی است در زبان! ووقتی چنین شرایطی پیش می آید منتظر بادهای سرخ، مسخ وبارش سنگ باشید).

عدّه ای از صحابه عرض کردند: (یا رسول الله! کِی چنین حوادثی پیش می آید؟)

حضرت فرمود: (آنگاه که نمازها را عقب می اندازند! اتباع شهوات می کنند! شرب قحوات می کنند! (که اشاره به مشروباتی است که فقط برای لذّت می باشد)، پدران ومادران یکدیگر را شتم می کنند! حرام را غنیمت می دانند! زکات را ضرر دانند! مرد، مطیع زنش می شود! مردم به همسایه شان جفا می کنند! قطع رحم می کنند! رحمت بزرگان از بین می رود! حیاء کوچکان کم می شود! ساختمانها را محکم می سازند! وبه بردگان وکنیزان ظلم می کنند! (که حالا مصداقش کارمندان وکارگران است).

با هوی وهوس، گواهی شهادت می دهند! حکّام وقضات، به ستم وجور حکم می کنند! شخص به پدر خودش دشنام می دهد وبه برادرش، حسد می ورزد! شرکا خیانت می کنند! وفا رسم می شود! زنا زیاد می شود! مردها لباس زن می پوشند وپرده حیاء از زنها دریده می شود! کبر در دلها ریشه می دواند همانطوریکه سم در بدن ریشه می گیرد! معروف کم می شود! جرم وجنایت پیدا وروشن وزیاد می شود! گناهان بزرگ سبک شمرده می شوند! مردم به دنبال مدّاحی روند وپول خرج می کنند تا دیگران از آنها تعریف بکنند! برای آوازه خوانی پول می دهند! به دنیا از آخرت مشغول وغافل می شوند! ورع وتقوی کم می شود وطمع زیاد می شود! هرج ومرج می شود! مؤمن، ذلیل می شود ومنافق ودورو، عزیز می شود! در مساجد اذان می گویند ولی دلها جایگاه ایمان نیست! قرآن را سبک می شمارند! مؤمن واقعاً ذلیل می شود! صورت، صورت انسان است ولی دل، دل شیطان است! کلام از عسل شیرین تر ولی دل از حنظل، تلختر است! گرگند ولی لباسی پوشیده اند! در هر روز آنها، خداوند می گوید: (مرا می خواهید گول بزنید؟ جرأت بر من پیدا می کنید؟ خیال می کنید ما شما را بیهوده آفریده ایم؟ به عزّت وجلالم قسم که اگر نبود بخاطر آن کسانی که در میان شما به اخلاص از من عبادت می کنند قطره ای باران به شما نمی دادم وبرگی از زمین نمی رویاندم).

سپس پیغمبر فرمود: (شگفت از گروهی که خدایشان پول است، آرزوهای دراز وعمرهای کوتاه دارند آن وقت طمع دارند که همنشین خدا شوند در حالی که جز با عمل وعقل به آن راه نخواهند رسید).

روایات خیلی زیاد است در این باب اگر من بخواهم وارد بشوم این دسته روایات که اشاره شد روایاتی است که علائم اخلاقی را می شمرد.

علائم برونی وعلائم تکوینی:

دسته زیادی از روایات علائم برونی را می گویند مثل: خروج سفیانی یا از بین رفتن بنی العبّاس یا بنا شدن شهری بین دجله وفرات که به آن زورا می گویند که اشاره است به همان بغداد که خیلی خوب آن را می سازند ولی معنویّت در آن نیست.

بعضی روایات، علامت تکوینی هستند نه برونی اجتماعی! مثل گرفته شدن خورشید یا طلوع خورشید از مغرب. اسبق بن نباته نقل می کند که حضرت امیرعلیه السلام می فرماید: (بپرسید از من قبل از اینکه مرا از دست بدهید.) بعد فرمودند: (وقتی فلک می چرخد (که اشاره ای است به گذر زمان) در آن موقع تأویل این آیه شریفه معلوم می شود که (ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَأَمْدَدْناکُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنِینَ وَجَعَلْناکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً).

وبعد می فرمایند: علائمی است برای آن موقع واوّلش این است که برای کوفه با (سوره اسراء آیه 6) یعنی: سپس شما را بر آنها چیره می کنیم وشما را بوسیله دارایی ها وفرزندانی کمک خواهیم کرد ونفرات شما را بیشتر از دشمن قرار می دهیم).

خندق ونگهبان ها، حصار می سازند ودیگر اینکه مساجد، چهل شب تعطیل می شوند. یک جسد باستانی کشف می شود که خیلی مهمّ است. پرچمها وعلامات جنگ به حرکت درمی آید که قاتل ومقتول هر دو در جهنّم هستند. (حالا این کدام جنگ است وکدام قاتل ومقتول است نمی دانیم!) نفس زکیّه در پشت کوفه کشته می شود. بین رکن ومقام کسی ذبح می شود. سفیانی با پرچمی قرمز که امیرش هم از بنی کلابه است با دوازده هزار نفر همراهش، متوجّه مکّه ومدینه می شود. وقتی دشمن به سرزمین بیابان سفید رسد خسف می شود وهمه شان از بین می روند. از کوفه، صد هزار نفر خروج می کنند تا به دمشق برسند.

در ماه رمضان از ناحیه مشرق فریادی بلند می شود که: (یا اهل الهدی! اجتمعوا) یعنی: ای اهل هدایت! همه جمع شوید. از طرف مغرب فریادی بلند می شود که: (یا اهل الباطل! اجتمعوا) یعنی: ای اهل باطل! همه جمع شوید.

به هر حال روایات زیاد است ومن هرچه می خواهم خلاصه کنم نمی توانم. شما را حواله می دهم به بحار! البتّه بعضی از این روایات از لحاظ سند درست نیست. اجمالاً روی این علائم ما تقریباً مطئمن هستیم.

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه قم: (مسئول واحد پاسخ به سؤالات: محمّد باقر شریعتی سبزواری):

تقاضای یک رهبری معصوم برای نجات جامعه بشری در عموم مردم دنیا:

اگر منظور از شرایط، علّت ظهور امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) باشد پاسخ این است که شرایط عمومی از نظر اجتماعی باید فراهم شود وتقاضای یک رهبری معصوم برای نجات جامعه بشری در عموم مردم دنیا فراهم شود وهمه دریابند که جز امام معصوم وانسان هدایت شده وکامل، کسی نمی تواند عدل کلّی را در جامعه پیاده کند وظلم را ریشه کن سازد. در این صورت وقتی ندای (ألا یا أهل العالم قد ظهر مهدی آل محمّد فاتّبعوه ...) از کنار خانه کعبه سر داده شد، مردم به فریادهای تبلیغاتی جهان خواران مستکبر پُشت کرده وبه این ندای دلنشین رو می کنند.

علائم ونشانه های حتمی وغیر حتمی ظهور:

واگر منظور از سؤال، شرایطی است که پیش از ظهور حضرت پیدا می شود به تعبیر ساده تر (نشانه های ظهور) در روایات به آن اشاره شده است. علایم ونشانه های ظهور حضرت بقیّة الله (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) بر دو نوع است: یک سلسله علائم قطعی است که می توان وقت ظهور را مشخّص کرد مانند قیام سفیانی از شامات، صیحه آسمانی در نیمه ماه مبارک رمضان، نهضت سیّد حسنی از خراسان وبعضی خروج دجّال را نیز از نشانه های قطعی تلقّی کرده اند. دوّم یک رشته علائم عمومی است که در روایات آمده است مانند: ساختن شهر تهران، پیدا شدن زنهای پوشیده برهنه، پیدایش هواپیمای بمب افکن وحمل آهن بر آهن وهرج ومرج فراگیر جهانی و...

در روایتی امام صادق علیه السلام بیش از یکصد مورد را بر شمرده وبه یکی از یارانش فرمود: (هر گاه دیدی حقّ بمیرد واهلش نابود شوند وظلم همه جا را فرا گیرد وقرآن فرسوده شود ودر معنای آن تغییر داده شود...).

آیة الله سیّد حسن ابطحی خراسانی:

آنچه ازروایات استفاده می شود ظهور حضرت ولیّ عصر علیه السلام دو شرط دارد:

روشن شدن افکار مردم دنیا:

(اوّل آنکه مردم دنیا از نظر افکار بقدری روشن شوند که جز حکومت جهانی عادلانه حضرت ولیّ عصر علیه السلام را نخواهند ووقتی آن حضرت ظاهر شد با آغوش باز از او استقبال کنند.

احساس ظلم وستم وبه تنگ آمدن از ناراحتى:

دوّم آنکه ظلم وستم را احساس کنند واز ناراحتى به تنگ آیند ووقتی آن حضرت قیام کرد به استقبالش بروند.

تا این دو شرط تحقّق پیدا نکند آن حضرت ظهور نخواهد کرد. ولذا اگر مردم ظلم را احساس بکنند ولی رشد فکری برای از بین بردن ظلم نداشته باشند مثلاً مانند زمان خلفاء عبّاسی که با تلقین فلسفه یونان، مردم را به جبر معتقد کرده بودند، ظلم را می دیدند ولی در اثر نداشتن رشد فکری ویونان زدگی می گفتند خدا برای قدرتمندان قدرت را مقدّر کرده وسرنوشت ما هم ضعف وبیچارگی بوده است.

ویا رشد فکری داشته باشند وظلم را احساس نکنند وارزش حکومت جهانی را درک ننمایند حضرت ولیّ عصر علیه السلام ظاهر نمی شود زیرا در این صورت مردم از آن حضرت ومکتب سازنده او استقبال نمی کنند وتا مردم استقبال نکنند امام عصر علیه السلام قیام نخواهد کرد چون اگر ظاهر شود یا باید همه را بکشد که آن حضرت برای قتل عام نیامده ویا باید به همان وضع با مردم بسازد که این هم خلاف مقصود از ظهور او است.

در اصول کافی از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود: (زمانی که قائم ما قیام می کند پروردگار به لطف خود، دست بر سر بندگان گذاشته وبه این وسیله آنها عقلشان را جمع می کنند ورشد فکری پیدا می نمایند ودر خود احساس احتیاج به ولیّ عصر علیه السلام می نمایند).

برداشت صحیح از روایاتی که عجله کردن در ظهور را نهی کرده اند:

در روایات زیادی وارد شده که باید برای فرج حضرت بقیّة الله ارواحنا فداه، زیاد دعا بکنیم واز طرفی در روایات دیگری نهی شده است که عجله کردن در درخواست ظهور، خلاف تسلیم است وصحیح نیست بنابراین جمع بین این دو دسته از روایات چگونه است؟

پاسخ ما: دعا برای تعجیل فرج، از محبّت وعشق وعلاقه به آن حضرت وروحیّه نوع دوستی وعلاقه به برقراری عدل وداد بر می خیزد وباید یک فرد مسلمان همیشه از این روحیّه برخوردار باشد.

اگر مسلمانی دعا برای حکومت واحد جهانی نکند ونجات مردم مستضعف جهان را از زیر ستم ابرقدرتها نخواسته باشد وخلاصه به فکر رفاه وآسایش همنوعان خود نباشد مسلمان نیست. زیرا پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله فرمود: (کسی که صبح از خواب برخیزد وهمّتش، رفاه وخدمت به مردم مسلمان نباشد مسلمان نیست).

بنابراین دعا برای تعجیل فرج علاوه بر روایاتی که این موضوع در آنها دستور داده شده یک عمل کاملاً انسانی ووجدانی است که باید همه افراد مسلمان به آن اهتمام کامل داشته باشند. واز طرفی نمی توان از این حقیقت صرف نظر کرد که روایات زیادی از ائمّه اطهار علیهم السلام نقل شده که خلاصه اش: هلاکت کسانی است که در امر ظهور عجله می کنند. در کتاب کافی از عبد الرّحمن بن کثیر نقل شده که گفت: (من خدمت امام صادق علیه السلام بودم که بر او شخصی به نام مهزم وارد شد وگفت: (قربانت گردم به من خبر بده از موضوعی که ما انتظارش را داریم! پس چه وقت خواهد بود؟!).

امام صادق علیه السلام فرمود: (ای مهزم! دروغ می گویند آنهایی که وقت تعیین می کنند وهلاک می شوند کسانی که در این موضوع عجله می کنند ولی آنهایی که تسلیمند نجات پیدا می کنند).

به مضمون این حدیث روایاتی در کتاب کافی ائمّه اطهار علیهم السلام مکرّر نقل شده که اگر کسی اهل تحقیق باشد به وضوح بدست می آورد که چون شیعیان در آن زمان در اثر فشار دستگاه بنی امیّه وبنی العبّاس وحکّام جور، جانشان به لب آمده بود وتنها مسئله اُمید بخشی که آنها انتظارش را داشتند حکومت حقّه اسلام بود واز طرفی هر روز یکی از بنی هاشم از جهل مردم سوء استفاده می کرد وادّعاء مهدویّت می نمود وخود را مهدی موعود معرّفی می کرد لذا ائمّه اطهار علیهم السلام که می دانستند هنوز زمان زیادی لازم است که آن وجود مقدّس متولّد شود وپس از غیبت صغرى وکبرى ظاهر گردد واین عجله سبب به دام افتادن آنها می شود ویا مبتلا به یأس ونااُمیدی در امر ظهور شده ویا خدای نکرده منکر وجود مقدّس آن حضرت می شوند.

ائمّه اطهار علیه السلام دستور فرموده وتوصیه کرده اند که به شما نیامده در امر ظهور عجله کنید ویا برایش وقت تعیین نمائید زیرا عجله کنندگان هلاک می شوند وخطرهای فوق، آنها را تهدید می کند بنابراین احادیث نهی از عجله بیشتر متوجّه کسانی بوده که در زمان ائمّه اطهارعلیه السلامزندگی می کرده اند. ولی پس از آن که آن حضرت متولّد شده ودر غیبت بسر می بَرد وصددرصد آماده ظهور است باز هم انسان با همه علاقه ای که به آن حضرت یا به حکومت واحد جهانی ویا رفع ظلم وجور باید داشته باشد درخواست ظهور، آن هم از خدای تعالى ویا انتظار شدید فرج را نمی توان نامش را عجله مذمومه گذاشت.

علاوه بر همه اینها معنی عجله درخواست چیزی است که هنوز وقتش نرسیده است. ولی اگر چیزی وقتش دیر هم شده وتنها علّت وصولش به انسان بی کفایتی وعدم لیاقت خود انسان است آیا باز هم درخواستش ویا ایجاد لیاقت در خود، نامش عجله است؟!

ممکن است کسی بگوید اساساً عجله کار صحیحی نیست زیرا همان گونه که در بالا گفتیم معنی عجله انجام ویا درخواست کاری است که هنوز وقتش نرسیده است وعلاوه طبق احادیثی، عجله از شیطان است که فرموده اند: (العجلة من الشّیطان).

در جواب می گوئیم: (درخواست ویا انجام کاری که هنوز وقتش نرسیده، از افراد بشر که نمی توانند مفاسدش را از بین ببرند صحیح نیست، ولی از خدا که قادر مطلق است ومی تواند مفاسدش را از بین ببرد درخواست چیزی که هنوز وقتش نرسیده مانعی ندارد بخصوص که قرآن وپیشوایان اسلام آن را تأیید کرده باشند. بنابراین اگر می گویند عجله از شیطان است منظور عجله ای است که بشر در کارهای خود می کند والّا درخواست عجله در کاری که به عهده خدا است مانعی ندارد واکثر دعاها بر همین منوال است.

یکی از وظائف انسان در زمان غیبت، درخواست ودعا از خدا برای هرچه زودتر وتعجیل فرج امام زمان علیه السلام است. لذا روایات متواتره ای در این زمینه وارد شده ودر دعاها مکرّر درخواست تعجیل در فرج آن حضرت ذکر شده است. وما هر زمان صلوات بر محمّد وآلش می فرستیم از خدای تعالى تقاضای فرج برای خاندان عصمت علیهم السلام می کنیم که مستحبّ است پس از صلوات بگوئیم: (وعجّل فرجهم).

حجّة الاسلام فرحزاد:

اذن خدا - پُر شدن ظلم وستم - آمادگی مردم:

الف - شرط مهمّ، اذن ومشیّت حق تعالى می باشد.

ب - جهان را جهل وظلم وستم فرامی گیرد که جنبه نوعی وعمومی دارد ومنافات با خوب بودن عدّه ای یا گوشه ای از جهان ظلم نباشد ندارد، چون طبق روایات زیاد خبر غیبی چنین است که وضع آن زمان (قرب ظهور) چنین است.

ت - آمادگی وپذیرش در مردم نسبت به حضرت وبه ستوه آمدن از وضع جهان وطالب مصلح کلّی که بتواند جهان را اداره کند.

حجّة الاسلام علیرضا نعمتی:

(مؤلّف کتاب راهی بسوی نور).

تقاضای مردم از پروردگار:

مهمترین شرایط برای ظهور امام عصر ارواحنا فداه، تقاضای مردم از پروردگار است که ظهور آن حضرت را بخواهند واگر چنین نکنند خداوند متعال به یکباره ودر زمانی کاملاً نامعلوم که احتمال دارد هر روز وهر ساعت باشد ظهور انجام خواهد داد وریشه همه تباهی ها را خواهد کَند.

با توجّه به آنکه اگر شیعیان، امام عصر ارواحنا فداه را پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام یاری می نمودند ظهور مقدّس آن حضرت انجام می شد. مهمترین شرط ظهور آن حضرت (البتّه شرطی که در مردم باید وجود داشته باشد) خواسته شیعیان وتقاضای آنان از پروردگار جهت ظهور وفرجِ آل محمّدعلیه السلاممی باشد به عبارت روشن تر اگر شیعیان همّتی کنند وهمانند یکپارچگی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی برای ظهور امام عصر ارواحنا فداه یکپارچه شوند ویک صدا ویک دل فرج آن حضرت را خواسته خود (چه در دعاهایشان، چه در مقالات روزنامه ای، چه در نشریات، چه در کنفرانسها، چه در سطح بین المللی وسیاسی و...). قرار دهند بی گمان وبطور قطعی موجب ظهور آن حضرت خواهند شد.

به عنوان نمونه، حضرت صادق علیه السلام در روایتی می فرمایند: چون عذاب بر بنی اسرائیل طولانی شد تا چهل روز در پیشگاه الهی ضجّه زده وگریه کردند سپس خدای تعالى به حضرت موسى وهارون وحی فرمود که بنی اسرائیل را از دست فرعون نجات دهند که در نتیجه (در اثر دعاهای آنان) از صد وهفتاد سالی که به فرج (حضرت موسى علیه السلام) مانده بود صرف نظر شد.

سپس حضرت صادق علیه السلام فرمودند: شما (شیعیان) هم همینطور. اگر چنین کنید (یکصدا ویکدل وبا تضرّع به پیشگاه پروردگار بطور عمومی همه با هم، فرج امام زمان علیه السلام را بخواهید) خداوند فرج ما را می رساند ولی اگر دست روی دست بگذارید واینگونه دعا نکنید وقتی کار به نهایت خود رسید (که خدای تعالى تأخیر بیشتر را جایز ندانست) فرج می رسد.

(بحار الانوار 52: 131؛ مکیال المکارم 1: 381).

علائم ظهور انجام شده وفقط پنج علامت حتمی باقی مانده:

که آنها هم مقارن وهمزمان با ظهور آن حضرت است:

تذکّر این نکته هم بد نیست که در بعضی از قضایا حضرت ولیّ عصر روحی فداه در عالم رؤیا فرموده اند: علائم ظهور انجام شده وفقط پنج علامت حتمی (که آنها مقارن وهمزمان با ظهور آن حضرت است) باقی مانده که چه بسا آنها هم در مدّت کوتاهی انجام می شود پس بر شما باد که برای فرج دعا کنید.

ناقل این قضیّه جناب آقای قاضی زاهدی در کتاب شیفتگان است. ج 1 ص 184 به نقل از حجّة الاسلام والمسلمین آقای ملبوبی وایشان از مرحوم آیت الله سیّد محمّد هاشمی گلپایگانی رحمه الله که این خواب را دیده اند نقل کرده است وخلاصه فرمایش حضرت ولیّ عصرروحی فداه که در بالا ترجمه شد به زبان عربی است که آن حضرت در جواب ایشان که پرسیده بود آیا وقت ظهور رسیده است یا نه، فرمودند: (لم تبقَ من العلامات إلاَّ المحتومات وربَّما أوقعت فی مدة قلیلة فعلیکم بدعاء الفرج).

بنابراین مهمترین شرط برای ظهور آن حضرت یکپارچگی در تقاضا برای ظهور وفرج است همانطوری که این یکپارچگی را در پیروزی انقلاب اسلامی می دیدیم وشاهد بودیم چگونه موجب پیروزی گردید. البتّه تأکید ما بر یکپارچگی همان نکته ای است که حضرت ولیّ عصر ارواحنا فداه در نامه معروف ومعتبر خود به شیخ مفید اعلى الله مقامه فرموده اند که: (ولو أنَّ أشیاعنا وفَّقهم الله لطاعته على اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لمَا تأخَّر عنهم الیمن بلقائنا..). یعنی اگر شیعیان ما که خداوند آنان را به اطاعت خویش موفّق بدارد در وفاداری به پیمانی که با ما بسته اند یکپارچه ویکدل شوند هرگز میمنت دیدار ما از آنان به تأخیر نمی افتد ویقیناً سعادت مشاهده ما را به سرعت بدست خواهند آورد..).

حجّة الاسلام سیّد علی رضوی:

اصلاح نفوس - توبه - ایجاد شناخت و...

الف - اصلاح نفوس.

ب - توبه وتقوا وایجاد شناخت در توده مردم وجوامع وطلب وانتظار.

حجّة الاسلام احمد قاضی زاهدی:

(مؤلّف کتاب شیفتگان حضرت مهدی علیه السلام).

نشانه ها وعلامات ظهور حضرتش را می توان بر سه قِسم تقسیم نمود:

علائم مخصوصه:

1 - علامات خاصّه وشرائط مخصوص برای خود آن سرور مثل بیرون آمدن شمشیر از غلاف وندا کردن شمشیر که: (ای ولیّ خدا! خارج شو ودست به قبضه من بر، که وقت آن رسیده که دشمنان خدا را بکُشی) وباز شدن پرچم ونظائر آن.

علائم حتمیّه:

2 - علامات حتمیّه ای است که تا ظاهر نشود حضرت مهدی ظهور ننماید همچون خروج سفیانی وصیحه آسمانی وخسف بیداء وقتل نفس زکیّه وخروج یمانی ونحو اینها.

علائم غیر حتمیّه:

3 - علامات غیر حتمیّه که وقوع آنها منوط به شرایطی است که بعضی از آنها تا این زمان واقع شده وبرخی دیگر ممکن است که نزدیک ظهور آن حضرت واقع شود. که علما در این باره کتابها نوشته وشرائط وعلامات ظهور حضرتش را به تفصیل نگاشته اند وما نیز در جلد اوّل (شیفتگان حضرت مهدی علیه السلام) به بعضی از آنها اشاره کرده ایم. طالبین می توانند مراجعه کنند چون اینجا بنا بر اختصار است. مسلّم است که حضرت برای از بین بردن ظلم واجرای سعادت می آید.

آیة الله سیّد محمّد مهدی مرتضوی لنگرودی:

اعتقاد وتوجّه جهانیان به مصلح کلّ:

یک شرط بیشتر نیست وآن اینکه اعتقاد جهانیان به یک مصلح کلّ وهادی سُبُل وتوجّه آنان به مصلح کلّ است وقطع اُمید از دیگران، هر چند آن مصلح را نشناسند ودر تطبیق اشتباه کنند! از باب مثال زیدیّه اعتقاد کنند که مصلح کلّ، زیدبن علی یعنی زید بن امام سجّاد علیه السلام است هر چند اشتباه است ویقین کنند غیر از او این نابسامانی ها را سامان نمی بخشد.

اگر در همه جهانیان این اعتقاد بود ظهور باهر النّور ولیّ زمان وقطب عالم امکان حضرت حجّة بن الحسن علیه السلام به وقوع خواهد پیوست. چنانچه در روایات آمده است که ظهور ولیّ عصر (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) وقتی است که داد وفریاد همه دسته ها وفرقه ها وعشیره ها وحزبها ومجتمع ها به (وا مصلحا!) بلند شود.

آیة الله خاتم یزدی:

از مجموعه اخبار واحادیث استفاده می شود وقتی آن حضرت ظهورمی کند که:

مأیوس شدن جهانیان از رسیدن صلح:

1 - همه تدابیر مدّعیان صلح بشری ناکام مانده واز به نتیجه کامل رسیدن طرح های اصلاحی خود مأیوس شوند.

آمادگی اصحاب امام زمان علیه السلام:

2 - افراد از نظر ایمان وعقل به تکامل لازم برسند تا از لحاظ یاری وهمکاری ونیز پذیرش خواستها وهدفهای متعال آن امام، ظرفیّت لازم را داشته باشند. امام باقر علیه السلام درباره آمادگی فکری وعقلانی یاران آن حضرت به هنگام ظهور فرمود: (وضع یده على رؤس العباد فجمع به عقولهم وأکمل أخلاقهم) (یعنی: آن حضرت، دستش را بر سرهای بندگان قرار می دهد پس عقول آنها واخلاق آنها کامل می شود).

(بحار الانوار ج 52 ص 336 ح 71 از خرایج وجرایح راوندی).

 
ادامه دارد.....




:: برچسب‌ها: کتاب آیا ظهور نزدیک است؟

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/٥/۱