ادامه کتاب: آیا ظهور نزدیک است؟

ایجاد قابلیّتی که بتوان در آن قوانین پروردگار عالم را ظهور داد:

اصلی ترین شرط ظهور امام زمان علیه السلام، ایجاد قابلیّتی است که بتوان در آن قوانین پروردگار عالم را ظهور داد مثلاً حضرت ابا عبد الله علیه السلام، قیس بن مسهّر صیداوی ومسلم بن عقیل را بعنوان نمایندگان خود به کوفه فرستاد تا قابلیّت ایجاد امر خداوندی را ایجاد نمایند ولی چون این قابلیّت نبود از حضور در آن سفر، منصرف شد وتا قابلیّت برای خاتم الاوصیاء وخاتم الاولیاء حضرت حجّة الله الاعظم وجود نداشته باشد ظهور ممکن نیست.

استاد علیرضا جاویدی:

وفای به عهدی که در عالم ذرّ با حضرت ولیّ عصر علیه السلام بسته شده است:

به فرموده حضرت ولیّ عصر علیه السلام در نامه ای به یکی از دوستانشان که اگر شیعیان ما به عهدی که با ما (در عالم ذرّ) بسته بودند وفا می کردند (امامشان را به دست فراموشی نمی سپردند وهمیشه به یاد او بودند ودستوراتش را سرلوحه زندگی خود قرار می دادند) خداوند متعال آنها را از نعمت دیدار همیشگی (ظهور) محروم نمی کرد.

بنابراین از کلمات گهربار حضرتش استفاده می شود که اگر همه مردم لا اقل ملّت ایران ویا شیعیانشان، عاشق ودلباخته حضرتش می بودند خدای متعال بر ما منّت می گذاشت ووجود نازنینش را می فرستاد. به اُمید آن روز.

حجّة الاسلام سیّد محمّد مهدی آل مجتبی (میهن خواه):

دوران امامت یا دوران بزرگتری امام عصر علیه السلام:

(وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَْرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ) (سوره قصص آیه 5). یعنی: (وما اراده کرده ایم که بر مستضعفین در روی زمین، منّت گذارده وآنها را پیشوایان خلق ووارثین بر روی زمین قرار دهیم).

در قاموس تبیین وروشنگرایی مطلب جای آن دارد که در ابتدای کلام خود موضوع مطرح وروشن گردد. به بیان دیگر بهتر است نخست موجود را تشریع نمود وتجزیه ساخت وشناخت وآنگاه شرایط وعلل وجود موجود را روشن ساخت.

جای آن دارد که در وهله اوّل خود ظهور را بشناسیم وابعاد آن را ترسیم کنیم وآنگاه با توجّه به تعریف ظهور شرایط را تعیین سازیم.

ظهور چیست؟ آیا ظهور به منزله ایجاد دوران امامت امام عصر علیه السلام است ویا به عنوان فصل بزرگتری امام معصوم بر جامعه ودنیا است ویا .....

اگر ظهور را در عناوین فوق الذّکر خلاصه کنیم آنگاه تجلّی این معانی را در قبل از دوران ظهور نفی کرده ایم چرا که ساحت مقدّس امام عصر علیه السلام، چه قبل وچه بعد از ظهور بنابر علل روشنی که نیاز به ذکر آنها نیست هم امام امّت هستند وهم بزرگتر دنیا...؛ لهذا نمی توان ظهور را تنها به منزله تجلّی این عناوین دانست اگر چه این عناوین نیز جزیی از ظهور هستند اما تمام ظهور این نیست. برای اینکه بدانیم ظهور چیست لازم است در ابتدا سه مقدّمه را بررّسی کنیم.

مقدّمه اوّل: وجه غیبت وغربت امام عصر علیه السلام:

مقدّمه اوّل؛ وجه غیبت وغربت امام عصر علیه السلام: در زمانی که دستیابی به امام عصر علیه السلام ممکن نیست دو وجه مطرح است، وجه اوّل غیبت حضرت است ووجه ثانی غُربت امام زمان علیه السلام.

یک معنای غیبت این است که حضرت حقّ، سیزده معصوم برای عوام وخواص قرار داد ومعصوم چهاردهم را فقط در اختیار خواص قرار داد.

معنای دوّم غیبت حجابی است که بر روی چشمهایی کشیده می شود که لیاقت دیدن خوبیها را ندارند اما غیبت متأسّفانه یک معنای دیگر هم دارد وآن غربت امام عصر علیه السلام است.

غربت در اصطلاح به معنای دوری وبُعد مسافت ودر عُرف به معنای ناخشنودی ونارضایتی وعدم قرابت است. گاهی از اوقات، غربت در مکان است یعنی مورد پسند امام نیست وامام در آن مکان غریب است وگاهی از اوقات، غربت در زمان است یعنی زمانی در خور شأن بقیّة الله نیست وزمان، زمانِ تنهایی است وگاهی از اوقات، غربت در ارتباط با حضرت ودوستی ومرافقت ایشان است یعنی کسی پیدا نشود حضرتش را به عنوان دوست تلقّی کند واگر هم اظهار لطفی به حضرت می شود به خاطر برآورده شدن حاجتی یا رسیدن به یک خیر مادّی و... است. در عصر ما ساحت قدسی بقیّة الله الاعظم ارواحنا فداه از همه حیث غریب است هم از لحاظ مکان وهم از لحاظ زمان وهم از لحاظ دوستدار ومرید.

سنگین ترین روضه ای است که می توان برای امام زمان علیه السلام بیان نمود:

در روایت شریف از امام صادق علیه السلام وقتی صحبت از علّت غیبت به میان می آید حضرت امام صادق علیه السلام با دست مبارکش به شکم خود اشاره می فرماید که اگر مهدی ما غایب نمی شد دشمنان شکمش را می دریدند. این کلام نورانی سنگین ترین روضه ای است که می توان بیان نمود. چگونه می توان باور کرد که حضرت بقیة الله الاعظم حتى یاری جهت دفاع از خود وحفاظت ومراقبت ندارد وچون یاری در بر ندارد باید مظلومانه در غربت وتنهایی بماند.

عوامل غربت به طور اجمال وخلاصه بدین شرح است:

غربت امام عصر علیه السلام بوسیله خواصّ سوء (دوستانِ ناآگاه وعالمانِ بی عملِ ساهی):

1 _ اوّلین عامل غربت امام عصر علیه السلام، خواص سوء هستند یا به بیان دیگر دوستانِ ناآگاه که به آنها می توان عنوان عالمین بی عمل ساهی نام نهاد. این دسته از سر جهل مرکّب با آنکه می دانند ابتدایی ترین وظیفه مسلمانی هر مسلمان که شهادت به رسالت وولایت داده، دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام است به همه موضوعات دیگر می پردازند ودر قبال همه موضوعات پوچ وبی فایده، ارزش قائلند غیر از موضوع شکستن حصر غیبت امام معصوم، به عبارت دیگر برای این دسته وجماعت، غربت امام زمان علیه السلام در درجه اهمیّت نیست بلکه اگر خیلی زحمت بکشند آن را در درجه مُهمّیّت قرار می دهند، خلاصه کلام اینکه کسانی که خود مدّعی دفاع از ولایتند راه را برای ضربه زدن به ولایت از سر مسامحه وعدم توجّه ویا عدم ترجیح اهمّ به مهمّ ویا از سر جهل وبی خردی وبی شعوری باز کرده اند.

غربت امام زمان علیه السلام بوسیله مردمی که موالات بدون برائت دارند:

2 _ عامل دوّم غربت امام عصر علیه السلام مردمی هستند که در قلب آنها موالات بدون برائت وجود دارد یعنی در عین اینکه اهل بیت علیهم السلام را دوست دارند اما نسبت به دشمنان اهل بیت علیهم السلام (نظیر شیطان وجمیع اعوان وانصارش مثل کفّار ومنافقین) بُغضی ندارند واعمالی که به نشانه دشمنی آنها با دشمنان اهل بیت علیهم السلام باشد انجام نمی دهند.

غربت امام زمان علیه السلام بوسیله جوّ غیر امام زمانی ایجاد شده در جامعه:

3 _ سوّمین عامل غربت، جوّ غیر امام زمانی است که ایجاد شده است! دشمن ما در رابطه با تسلّط بر جامعه سایه ای را بر سر جامعه گسترانیده است که این سقف وسایه بوسیله ستونهایی برپا شده است. یکی از ستونها اقتصاد جامعه است، یکی ازستونها فرهنگ جامعه است، یکی از این ستونها سیاست جامعه است، یکی از ستونها...

وقتی ستون اقتصاد جامعه از همه نظر وابسته به دشمن امام عصر علیه السلام باشد یعنی تمامی معادلات ومعاملات اقتصادی نشأت گرفته از دشمن باشد (مثل ربای در جامعه، مثل معاملات نامشروع قانونی، مثل عدم پرداخت زکات وخمس ومثل...). بدیهی است که جوّ مستقرّ بر این ستون بر خلاف میل امام عصر علیه السلام درست می شود.

وقتی ستون فرهنگ جامعه برای خشنودی دشمنان امام عصر علیه السلام برپاست (مثل سینمایی که در رابطه با جلب نظر کفّار، خودکشی می کند مثل رواج موسیقی مطرب وحرام به اسم فرهنگ، مثل نشستهای کذایی به اسم فرهنگ، مثل...). معلوم است جایی برای خشنودی امام عصر علیه السلام نیست.

وقتی ستون سیاست، متکّی بر حیله ونیرنگ است معلوم است که جایی برای سیاست گذاری امام عصر علیه السلام نیست.

وقتی سقف (جوّ جامعه) بر امثال این ستونها برپا می گردد بدیهی است که این جامعه، رنگ وبوی غیر امام زمانی می گیرد وبرای هر چه تلاش می کند غیر از خشنودی امام عصر علیه السلام.

غربت امام عصر علیه السلام بوسیله عدم تبلیغات برای شناساندن آن حضرت وشیوع تبلیغات وتهمتهای ناروا علیه امام زمان علیه السلام ومبلّغان ایشان.

4 _ عامل بعدی غربت امام عصر علیه السلام عدم تبلیغاتی است که باید برای شناساندن حضرت انجام می شد. متأسّفانه این تبلیغات انجام نشده است ودشمن، تبلیغات علیه حضرت کرد. در عصر معاصر ما، گروههای زیادی (گروههای راستین راه ودرست کردار) دست بلند کردند وبلند شدند (که گروههای زیادی هم بودند وچون متّهم به حرکت سیاسی اند لذا نامی از آنها برده نمی شود) امّا در موقع حرکت، سریع تهمت وبرچسب خوردند یا زمینه طوری فراهم شد که مردم از اطرافشان پراکنده شدند.

چرا باید هر کسی که امام زمانی باشد به نظر ما فرد مجرمی تلقّی شود:

چرا باید هر کسی که امام زمانی باشد به نظر ما فرد مجرمی تلقّی شود؟! چرا باید کسی که بگوید من آرزوی دیدن امام عصر علیه السلام را دارم محجوب شود وذهنیّت مردم نسبت به او تخریب شود؟! تا حالا تبلیغاتی بود که علیه امام زمان علیه السلام صورت می گرفت ومتأسّفانه تبلیغات له ایشان به صورت دقیق ومنسجم وپیگیر صورت نمی گرفت.

رابطه خوب بچّه های جبهه با اهل بیت علیهم السلام در زمان جنگ:

تنها در زمان جنگ بود که در محورهای مختلف، بچّه ها خالصانه، رابطه خوبی با ساحت قدس اهل بیت علیهم السلام برپا کرده بودند وخود را حول محور عشق به اهل بیت علیهم السلام قرار داده بودند. الان در بعضی مجالس روضه اگر خیلی همّت کنند در ابتدای مجلس نام مبارک آن حضرت را می برند وشکایت از ناراحتیهای خود وآخر مجلس، کاسه گدایی برای گرفتن حاجات والتماس به امام عصر علیه السلام.

غربت امام علیه السلام بوسیله دور بودن امکانات لازم از دسترس دوستداران حضرت:

5 _ عامل پنجم غربت امام عصر علیه السلام امکاناتی است که از دسترس دوستداران دوراست.

غربت امام علیه السلام بوسیله دشمنان امام زمان علیه السلام که دقیق، خوب وبد را می شناسند.

6 _ عامل ششم خود دشمنان هستند، دشمنان ما دشمنانی هستند که دقیق، خوب وبد رامی شناسند.

دشمنی که دشمنیش ظاهر است مثل آمریکای جنایتکار:

ما سه نوع دشمن داریم: یک نوع دشمن ما دشمنی است که دشمنیش ظاهر است. این نوع دشمن مثل سگهایی می مانند که معلوم هستند، نمونه بارز امثال این دشمنان، آمریکای جنایتکار است که اگر بخواهد مقابله سیاسی ویا هر نوع مقابله دیگر کند مقابله اش علنی است. دشمنی این دشمن، علنی است ومی توان به راحتى مواظب او بود ودر مقابل اعمالش، سدّ ایجاد نمود.

دشمنان فرهنگی امام علیه السلام وشیعیان یعنی یهودیان صهیونیست ومنافقین داخلی

نوع دوّم دشمن، دشمنهای فرهنگی هستند که یهودیان صهیونیست ومنافقین داخلی هستند. یهود صهیونیست، دشمن فرهنگی است. بنای خود از مقابله را، بر جنگ وتهاجم فرهنگی می گذارد بطور مثال شبکه های تلویزیونی تمام دنیا را در اختیار می گیرد. (البتّه لازم به ذکر است شبکه تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران مستثنى است) هنگام نماز اوّل وقت، فیلم جالبی می گذارد که همه را از فریضه وفیض معنوی نگه دارد ویا بنای تبلیغاتی خود را حول محور مادّیّات وپوچی ووابستگی به غیر خدا قرار می دهد، خلاصه رشته هدایت سینما، تأتر، مطبوعات و... در دنیا در دست صهیونیستهاست.

خطرناکترین دشمنان امام زمان علیه السلام وشیعیان:

نوع سوّم دشمن، آن است که در تصمیم گیریها دخالت می کند. اگر یک ماشین را در نظر بگیرید یک نفر دشمن می آید در ماشین وعلناً بر ضدّ راننده ماشین فعّالیّت می کند یا نفر دیگری علیه راننده تبلیغ می کند ونفر سوّم می آید ودر پیش راننده می نشیند وطرح دوستی با وی می ریزد که بتواند در فرصت بدست آمده، سکّان هدایت وسیله را از دست راننده درآورد. این دشمن خطرناکترین نوع دشمن است واین کار عادّی نیست وحرکت شیطانی است.

خود شیطان هنگامی که قصد اغوای حضرت آدم وهمسرش را داشت ودر تصمیم آنها رخنه کرد در ابتدای امر، خود را دلسوز آنها نشان داد. همین حرکت را الآن در میان کشورهای دنیا، کشور انگلستان به عهده دارد. سیاست این کشور مبتنی بر این است که مهره های تصمیم گیری هر جامعه را شناسائی ودر کنار آن مهره ها، نفوذی های خود را جای دهد وسعی خود را معطوفِ گرفتن قوای تصمیم گیری هر جامعه می کند.

برنامه های 400 ساله انگلستان برای بوجود آوردن آشوب وبلوا در دنیا:

نکته جالب در مورد کشور انگلستان اینکه برنامه ریزی بشر عادّی تا زمانی است که اُمید زندگی دارد، نهایت اُمیدی که هر بشر به زندگی دارد صد سال است، مطمئنّاً برنامه ریزیهای 400 ساله از دایره فکری انسان خارج است ولی ما می بینیم که برنامه انگلیس برنامه 400 ساله است. بعید نیست که شخصی دیگر (شاید وقریب به یقین خود شیطان رجیم) پُشت چهره تصمیم گیری انگلستان باشد. جای تعجّب نیست که بدانیم در عرض این 400 سال هرچه آشوب وبلوا در دنیا برپا شده زیر سر انگلستان است.

مقدّمه دوّم: دوران طرح اسلام ودوران حکومت اسلام:

مقدّمه دوم؛ اسلام عزیز مبتنی بر دو بخش است:

بخش اوّل دوران طرح اسلام است. ما در این دوران که قریب به 1400 واندی سال طول کشیده است جزء به جزء احکام وشرایط اسلام با توجّه به شرایط مختلف زمانی ومکانی مطرح شده است.

بخش دوّم اسلام، دوران حکومت اسلام است که این دوران با حکومت امام عصر علیه السلام آغاز وبا رجعت ائمّه معصومین علیهم السلام استمرار می یابد.

مقدّمه سوّم: بخشهای حکومت اسلامی:

مقدّمه سوّم، حکومت اسلامی دو بخش است:

بخش اوّل حکومت، تحکیم احکام است توسط حکیم ویا امام معصوم وبخش دیگر که اجرای احکام است توسّط حُکّام (یا خواصّ امام عصر علیه السلام).

در یک حکومت، لازم است که بخش دوّم (حُکّام یا خواصّ) نسبت به بخش اوّل (حُکما یا اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام) ایمان مطلق داشته باشند. زمینه این ایمان را مجالست ومصاحبت مکفی در همه جوانب بخش دوّم از قبل با بخش اوّل را تشکیل می دهد.

در واقع کسانی که مجری احکام امام هستند ویا کسانی که می خواهند باشند حتماً باید محضر امام معصوم را به قدر کافی درک نموده باشند که البتّه این مقوله با موضوع زیارت فرق می کند، زیارت تنها رؤیت وحظّ بصری است در حالی که درک محضر یعنی استفاده از علم امام معصوم وسپس پذیرش سیره امام معصوم به عنوان کاملترین سیره وآنگاه تطبیق فعلیّت مکانی وزمانی با نظر امام معصوم علیه السلام.

چنین اشخاصی لیاقت مجری بودن احکام امام را دارند وتا این چنین افرادی با این خصوصیّت آماده نشده باشند ظهور صورت نمی گیرد. در واقع ظهور امام عصر علیه السلام بخش دوّم اسلام است. اسلام در دوران اولی خود را به طور کلان ووسیع ومفصّل عرضه نموده است. زمان بخش حکومت اسلام که با حکومت امام عصر علیه السلام آغاز می شود فرا رسیده است. در واقع حکومت امام عصر علیه السلام حکومت خدا بر زمین است یعنی جلوه لاحُکم الاّ لله.

نکته قابل توجّه اینکه بزرگتری امام عصر علیه السلام هم بر عوام است وهم بر خواص لیکن حکومت فقط بر خواصّ ممکن است وبر عوام ممکن نیست. در واقع بزرگتری، نظارت وسرپرستی است امّا وقتی بحث حکومت می شود بحث راهبری وهدایت می شود. در جنبه بزرگتری اگر کسی خواستار هدایت نبود مشکل حادّی ایجاد نمی شود امّا در حکومت، همه باید هدایت شوند وهمه باید این را برای خودشان بپذیرند که غیر از هدایت شدن توسّط امام معصوم چاره دیگری ندارند.

شرایط ظهور امام زمان علیه السلام:

اگر ظهور را بخش دوّم اسلام یعنی دوران حکومت اسلام بگیریم وبنای حکومت را نیز مبتنی بر هدایت همگان بسوی حقّ بدانیم آنگاه شرایط ظهور به شرح زیر است:

شکستن حصار غیبت وغربت امام عصر علیه السلام:

1 _ شکستن حصار غیبت وغربت امام عصر علیه السلام یعنی مقابله ونابود کردن تمامی عواملی که اسباب غربت وغیبت امام عصر علیه السلام شده است.

پیدا شدن خواصّی که از محضر مبارک امام عصر علیه السلام استفاده نموده اند:

2 _ پیدا شدن خواصّ که در بخش دوّم حکومت نقش مؤثّری داشته باشند یعنی کسانی که عمر خود را وقف استفاده از محضر مبارک امام عصر علیه السلام نموده وبه این فیض عُظمى دست یافته باشند. روایات مؤکّد، تعداد این دسته از خواص ّرا حد اقل 313 نفر عنوان کرده اند امّا این نیست که این عدد به 313 ختم شود بلکه امید است وشاید حرف دل باشد که این عدد به میلیون ومیلیارد بدل شود که هر چه تعداد خواصّ امام ویا کسانی که خشنودی امام را فراهم می سازند بیشتر وبیشتر شود خوشحالی ورضایت امام معصوم بیشتر می شود.

به امید آنکه باعنایت وتوجّهات خاصّ اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام با هم در راه رضایت وخشنودی اهل بیت علیهم السلام، هستی خود را فنا کنیم.

اضطرار واحساس نیاز شدید مردم:

3 _ شرط دیگری هم وجود دارد که بد نیست از این به بعد به عنوان اضطرار نام برد، بطور مثال کودکی در آستانه یک بیماری است، هر چه به او بگویند برای درمان به نزد طبیب برویم تا درمانت کند قبول نمی کند ودلیل می آورد (از سر بیخودی) که خودم می توانم خود را درمان کنم. وقتی بیماری او به اوج می رسد واین کودک بی خرد را به نهایت اضطرار می رساند آنگاه مجبور می شود که به دنبال طبیب برود وبرای آنکه طبیب درمان او را به عهده گیرد مجبور می شود که خود را با شرایط طبیب وفق دهد.

عامّه، دربِ خانه بقیة الله علیه السلام نمی روند مگر زمانی که (ما ملئت ظلماً وجوراً) (یعنی ظلم وجور) آنها را تحت فشار قرا دهد ومجبورشان کند وبه دربِ خانه امام عصر علیه السلام بروند. به بیان دیگر باید تحت شرایطی قرار گیرند تا بفهمند غیر از امام عصر علیه السلام، منجی دیگری ندارند وکس دیگری هر چند به نظر آنها ذی صلاح، لایق حکومت بر آنها نیست.

یادم است زمانی به بزرگواری گفتم شرط ظهور برای عامّه چیست؟ فرمود: دعای عهد را خوانده اید؟ گفتم: بله. فرمود: آخر دعای عهد که انسان بایست با دست راست سه مرتبه بر زانو بزند ومولایش را صدا زد را دقّت نموده اید؟ گفتم: بله. فرمود: هرگاه مردم آنقدر مضطرّ شدند که از شدّت اضطرار وشدّت تنگنا، دستها را بر روی پا زدند وظهور را طلب نمودند موقع فرج محمّد وآل محمّد علیهم السلام است.

چگونه برای ظهور امام زمان علیه السلام آمادگی پیدا کنیم؟

آیة الله صافی گلپایگانی:

بی اعتنائی به علائق دنیوی:

کسی که به تمام علائق دنیوی بی اعتناء باشد انشاء الله آمادگی پیدا می کند. والله العالم.

آیة الله خزعلی:

اطّلاع از حوادث منتظر وساختن خود:

باید به آن حوادث منتظر، وقوف بیشتر واطّلاع عمیق پیدا کنیم وخود را در تمام جهات بسازیم.

آیة الله نوری همدانی:

تسلّط بر هواهای نفسانی وفداکاری وگذشت فراوان:

با خود سازی وتزکیه نفس واجتناب از محرّمات وتلاش وکوشش جهت از بین بردن فساد وانجام امر به معروف ونهی از منکر وتوجّه به ذات اقدس آن حضرت می توانیم خود را برای ظهور ویاری آن حضرت آماده نمائیم که البتّه این، کار آسانی نیست بلکه نیاز به تسلّط بر هواهای نفسانی وفداکاری وگذشت فراوان دارد.

آیة الله سیّد محمّد شیرازی:

عمل به وظائف دینی وتقوا:

آمادگی عبارتست از: عمل به وظائف دینی وتقوا.

آیة الله سیّد صادق روحانی:

دعا کردن وخواستن از خدا:

ما مأمور هستیم برای تعجیل فرج آن حضرت دعا کنیم زیرا فراهم نمودن وسائل فرجش از قدرت همه جز خداوند خارج است وانجام آن به دعا کردن وخواستن از خداست.

آیة الله علوی گرگانی:

تقوی وتهذیب وتزکیه اعمال وافعال:

پاسخ این سؤال از قسمت دوّم جواب اوّل روشن می شود. (یعنی باید زمینه ظهور از نظر تقوى وتهذیب وتزکیه اعمال وافعال فراهم گردد تا با آمدن آن بزرگوار همه تحت فرمان صاحب الامر بوده ودر انتظار صدور فرمان باشیم).

آیة الله سیّد محسن خرّازی:

التزام عملی به دین وپذیرش مسئولیّتهای دینی.

وبه یاد آن حضرت بودن وبه یاد آوردن دیگران.

التزام عملی به دین وپذیرش مسئولیّتهای دینی وبه یاد آن حضرت بودن وبه یاد آوردن دیگران می تواند انسانها را آماده ظهور نماید.

نظر شما را به این روایت جلب می کنم:

کسی که دوست دارد از اصحاب (حضرت) قائم باشد باید منتظر آمدن او بوده واز محرّمات ومشتبهات پرهیز کند وخود را به اخلاقهای خوب با حفظ حالت انتظار بیاراید. اگر آن حضرت را درک نکرد وعمرش سر آمد وامام قائم بعد از او قیام کرد برای او مانند اجر کسانی است که آن حضرت را درک کردند.

پس در عمل به احکام وتحصیل اخلاق وانجام وظایف دینی، جدّیّت وکوشش کنید ودر حالت انتظار باشید. گوارا باد بر شما ای جماعت شیعه! که مورد رحمت الهی قرار گرفته اید. فجدّوا وانتظروا هنیئاً لکم أیّتها العصابة المرحومة.

آیة الله مکارم شیرازی:

خودسازی وآماده باش کامل فکری واخلاقی مادّی ومعنوی:

چگونگی انتظار، همواره متناسب با هدفی است که در انتظار آن هستیم. انتظار آمدن یک مسافر عادّی از سفر! انتظار بازگشت یک دوست بسیار عزیز! انتظار فرا رسیدن فصل چیدن میوه از درخت ودرو کردن محصول! انتظار فرا رسیدن فصل تحصیلی مدارس! و...

هر یک از این انتظارها آمیخته با یک نوع آمادگی است. در یکی، باید خانه را آماده کرده ووسایل پذیرائی فراهم ساخت در دیگری ابزار لازم وداس وکمباین و... در دیگری کتاب ودفتر وقلم ولباس مدرسه ومانند آن.

اکنون فکر کنید آنها که انتظار قیام یک مصلح بزرگ جهانی را می کشند در واقع انتظار انقلاب ودگرگونی وتحوّلی را دارند که وسیعترین واساسی ترین انقلاب های انسانی در طول تاریخ بشر است. انقلابی که بر خلاف انقلابهای اصلاحی پیشین جنبه منطقه ای نداشته ونه اختصاص به یک جنبه از جنبه های مختلف زندگی دارد بلکه علاوه بر اینکه عمومی وهمگانی است، تمام شئون وجوانب زندگی انسانها را شامل می شود. انقلابی است سیاسی وفرهنگی واقتصادی واخلاقی.

ارتشی که در انتظار جهاد آزادی بخش بسر می برد، حتماً به حالت آماده باش کامل در می آید! سلاحی که برای چنین میدان نبردی شایسته است بدست می آورد! سلاحهای موجود را اصلاح می کند! سنگرهای لازم را می سازد! آمادگی رزمی نفرات خود را بالا می برد! روحیّه افراد خود را تقویت می کند وشعله عشق وشوق برای چنان مبارزه ای را در دل فرد فرد سربازانش زنده نگه می دارد!

ارتشی که دارای چنین آمادگی نیست هرگز در انتظار بسر نمی برد واگر بگوید دروغ می گوید.

انتظار یک مصلح جهانی به معنی آماده باش کامل فکری واخلاقی ومادّی ومعنوی برای اصلاح همه جهان است! فکر کنید چنین آماده باشی چقدر سازنده است!! اصلاح تمام روی زمین وپایان دادن به همه مظالم ونابسامانیها شوخی نیست! کار ساده ای نمی تواند باشد! آماده باش برای چنین هدف بزرگی باید متناسب با آن باشد یعنی باید به وسعت وعمق آن باشد.

برای تحقّق بخشیدن به چنین انقلابی، مردانی بسیار بزرگ ومصمّم وبسیار نیرومند وشکست ناپذیر، فوق العاده پاک وبلند نظر، کاملاً آماده ودارای بینش عمیق لازم است وخودسازی برای چنین هدفی مستلزم بکار بستن عمیق ترین برنامه های اخلاقی وفکری واجتماعی است. این است معنی انتظار واقعی! آیا هیچکس می تواند بگوید چنین انتظاری سازنده نیست؟!

منتظران راستین در عین حال، وظیفه دارند تنها به خویش نپردازند بلکه مراقب حال یکدیگر باشند وعلاوه بر اصلاح خویش در اصلاح دیگران نیز بکوشند.

آیة الله گرامی:

انتظار فرج وحفظ اُمید خود ودیگران - عمل به وظائف دینی وعبادات:

در مردم شایع است، منبری ها هم می گویند، زیاد هم در مقالات نوشته شده که باید خود را آماده جنگیدن در رکاب امام زمان علیه السلام بکنیم یعنی سلحشوری ومانند اینها داشته باشیم وحتى می گویند که انتظار فرج هم به همین معناست.

در گذشته هم رسم بوده که بعضی ها اسب وشمشیر در خانه هایشان نگه می داشتند وجمعه ها سوار بر مرکب به بیرون شهر می رفتند واشعاری به انتظار می خواندند. این اعمال برای اینکه به یاد امام زمان باشند اشکالی ندارد ولی به معنی انتظار واقعی نیست.

در روایات هم بیشتر این را دارد که عبادت در سرّ با امام مستتر (یعنی امامی که غایب است) یعنی در زمان غیبت هم شما مشغول عبادت باشید. در بعضی روایات داریم که در خانه بنشینید وهمانجا به عبادت بپردازید. یک دسته از روایات هم شبیه به این روایت است در جلد 52 بحار آمده است که: عبادت با امام مستتر در سرّ، افضل است همانطوری که صدقه سرّ، افضل است.

در بعضی روایات این طور دارد که (أفضل أعمال أمّتی انتظار الفرج) که امام هشتم علیه السلام از پدرانش تا رسول الله صلى الله علیه وآله نقل کرده اند.

امام صادق علیه السلام باز می فرمایند: (انتظار الفرج بالصّبر) در یک روایتی که مرحوم مجلسی نقل کرده اند وسند روایت هم بد نیست از ابی بصیر از امام صادق علیه السلام نقل کرده که حضرت می فرمایند: سلمان وقتی وارد کوفه شد بلاهایی را که در زمان بنی امیّه در کوفه اتّفاق خواهد افتاد همه را گفت وبعد گفت: در خانه ها بنشینید تا طاهر بن طاهر همانی که فراری است از دست مردم، ظهور کند.

به هر حال آن چیزی که از روایات بیشتر به دست می آید وظیفه ما است که مأیوس نشویم. هر قدر جامعه فاسد وخراب شود وهر چقدر مشکلات مؤمنین زیاد شود نااُمید ومأیوس نشویم. بدانیم که بالأخره فرج خواهد رسید. یعنی اوّلین مسئله انتظار فرج، حفظ اُمید مردم است. حالا به هر مقداری که می توانند اصل دین وایمان وعبادت خود را حفظ کنند. این روایات بیشتر توجّه دارد به اُمید دادن که مبادا شیعه مأیوس شود. روایات (انتظار الفرج عباده) همین را می خواهند بگویند.

روایات زیاد است! مثلاً محمد بن فضیل می گوید از امام هشتم علیه السلام راجع به فرج پرسیدم. فرمودند: خود انتظار فرج هم فرج است، وبعد حضرت این آیه کریمه (فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ) (این آیه در سوره های اعراف: 71، ویونس: 20، 102 می باشد). را بر این مورد تطبیق کرد. در روایت  دیگر (وَارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکُمْ رَقِیبٌ) (سوره هود آیه 93)، یعنی: (شما انتظار بکشید من هم با شما در انتظار هستم)، را بر این مورد تطبیق کرد.

در روایت دیگری 

داریم کسی که منتظر فرج امام زمان علیه السلام است مثل کسی است که شمشیر کشیده است ودر جلوی پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله می جنگد. این ها بیشتر برای حفظ اُمید است که مبادا شیعه در برابر مشکلات مأیوس بشود ودست از عقیده خودش بردارد. همه این ها اُمید می دهد که مبادا اشخاص اُمید خود را از دست بدهند. اجمالاً معنای این روایات اوّلاً حفظ اُمید است ودیگر این که دین خودمان را حفظ کنیم تا فرج برسد. وظاهرش این است که چه بسا موفّق به کارهای اجتماعی نمی شوید ولی دین فردی خود را حفظ کنید. البتّه کارهای اجتماعی را نفی نمی کند ولی می خواهد بگوید مواظب قدرت خوتان باشید که چه مقدار قدرت دارید وبه اندازه قدرتتان کار کنید.

بنابراین آنچه که وظیفه ما است در درجه اوّل حفظ اُمید که هم خودمان اُمیدوار باشیم وهم به دیگران اُمید بدهیم ودر درجه بعد اینکه هر مقدار که می توانیم وظایف دینی واعمال عبادی خودمان را انجام بدهیم که لازمه آن اُمید است. بیشتر هم در این روایات، نظر به وظایف فردی است البتّه بدیهی است که اگر امکانات وظایف اجتماعی فراهم باشد انسان باید انجام بدهد.

در روایتی داریم که امام صادق علیه السلام می فرماید که: نزدیکترین زمانی که بنده به خدا نزدیک است وخدا از او راضی است زمانی است که حجّت الهی در میانشان ظاهر نباشد وجایش را هم ندانند ولی در عین حال می دانند که حجّت الهی هست. که اشاره است به امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) در چنین زمانی در هر صبح وشام، منتظرِ فرج باشید.

به هر حال این هم از روایات که بیشتر اصرار دارند بر حفظ اُمید وانجام وظایف به مقدار امکان. بیشتر هم اصرارش به وظایف فردی است انگار که کسی می خواهد بگوید وظایف اجتماعی را موفّق نمی شوید که انجام بدهید وبیخودی نیروهایتان را تلف نکنید. البتّه منظور از وظایف اجتماعی یک امر به معروف ونهی از منکر جزئی نیست بلکه منظور جنگیدن با دشمن ها وگرفتن حکومت ها است.

   ادامه دارد.......




:: برچسب‌ها:

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩۱/٥/۱