ادامه بخش اول از کتاب تبار انحراف

فلسفه تاریخ

ما در تاریخ در پی دو چیز هستیم:1.عبرت؛بنابراین، اینکه تعداد فرزندان آدم(علیه السلام) چقدر بوده یا فرزندان ایشان چند بار مریض شدند و قامت آنه چقدر بوده، همانند ما بودنه اند یا نه؛ چون از چیزهایی نیستند که عبرت پذیر باشند مورد نظر ما نیستند؛2. یافتن علل حوادث و شناخت کامل نر امروز؛ اگر به دنبال یافتن وضعیت موجود هستیم و اعتقاد داریم که مسائل در طول تاریخ شکل گرفته تا به امروز رسیده، باید در پی علل شکل گیری آن باشیم؛ بنابراین هر چیزی را که در این شکل گیری موثر بوده، بررسی می کنیم و به چیزهایی که در این شکل گیری موثر نبوده است، کاری نداریم.

رویارویی حق و باطل عبرت آموز است و خط را برای ما مشخص می کند. این رویارویی از نخست تا کنون یک جریان دنباله دار بوده است و فرماندهی هنوز در دو طرف باقی است:

الله ولی الذین آمنو یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیاوهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون؛

خدا یاور مومنان است. اشان را از تاریکی ها به روشنایی می برد؛ ولی آنان که کافر شده اند طاغوت یاور آنهاست، که آنها را از روشنی به تاریکی ها می کشد. اینان جهنمیان اند و همواره در آن خواهند بود(بقره آیه 257)

فرماندهی جبهه حق، خدا و فرماندهی جبهه باطل، طاغوت است. اصل طاغوت شیطان است. شیطان تجربه پیشین را به پیروان خویش منتقل کرده و مسیر را به آنان نشان داده است تا با بهره گیری از امکاناتی که در اختیار دارند، به پیش روند. خداوند متعال نیز چنین کرده است. در این صورت، می توان تاریخ را پیش بینی کرد؛ همان گونه که قران برای ما پیش بینی کرده است:

والعاقبه للمتقین

و فرجام نیک از آن پرهیزگاران است(اعراف، آیه 128)

بنابراین از اول تاریخ هر چچه پیش برویم، اوضاع حق بهتر می شود. اگر کلان تاریخ را نکاه کنید، همیشه حق را رو به پیشرفت می ینید.

رویارویی حق و باطل در تاریخ

رویارویی حق و باطل از آغاز تاریخ تاکنون آن همواره بوده و خواهد بود.آنگاه که پیامبران با آیات الاهی می آمدند، گروهی با آنکه می دانستند آنچه پیامبران آورده اند حق است، به مخالفت متعصبانه با آنها بر می خواستندک

کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذزین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه و ما اختلف فیه الا الذین اوتوه من بعد ما جاءتهم البینات بغیا بینهم فهدی الله الذین آمنوا لما اختلفوا فیه من الحق باذنه و الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم؛

مردم یک امت بودند، پس خداپیامبران بشارت دهنده و ترسننده را فرستاد و بر آنها کتاب بر حق نازل کرد، تا آن کتاب در آنچه مردم اختلاف دارند میانشان حکم کند، ولی جز کسانی که کتاب بر آنها نازل شده و حجت ها آشکار گشته بد، از روی حسدی که نسبت به هم می ورزیدند در آن اختلاف نکردند و خدا مومنان را به اراده خود در آن حققیقتی که اختلاف می کردند راه نمود که خدا هر کس را که بخواهد به راه راست هدایت می کند.(بقره،آیه213)

از آیات قران چنین بر می آید که این اختلاف و جدایی، قانون و قاعده اجتماع است و اگر نباشد، شگفت آور است؛

و لو شاء ربک لجعل الناس امه واحده و لا یزالون مختلفین؛

و گر پروردگار تو خواسته بود، همه مردم را یک امت کرده بود، ولی همواره گونه گون خواهند بود.(هود، آیه118)

 قرآن وجود دشمنان و مخالفان سرسخت برای هر پیامبر را، سنتی طبیعی و تغییرناپذیر می داند ومی فرماید:

و کذلک جعلنا لکل نبی عدوا من المجرمین و کفی بربک هادیا و نصیرا؛

این چنین هر پیامبری را از میان مجرمان دشمنی پدید آموردیم و پروردگار تو برای راهنمایی و یاری تو کافی است.(فرقان،آیه 31)

و در آیه ای دیگر:

و کذلک جعلنل لکل نبی عدوا شیاطین الانس و الجن یوحی بعضهم الی بعض زخرف القول القول غرورا و لو شائ ربک ما فعلوه فذرهم ما یفترون؛

و همچنین برای هر پیامبری دشمنانی از شیاطین انس و جن قرار دادیم، برای فریب یکدیگر، سخنان آراسته القا می کنند، اگر پروردگارت می خواست، چنین نمی کردند، پس با افترایی که می زنند رهایشان ساز.(انعام آیه 112)

ادامه د ارد............




:: برچسب‌ها: پیابران

نویسنده : علی
تاریخ : ۱۳٩٠/٥/٢