خواص غیبت امام عصر (علیه السلام)(3)

فصل سوم
 

چرا غیبت؟
 

علت، فلسفه یا حکمت غیبت در منابع

غیبت از احکام تعبدی
 

پیش از آن که به مبحث بسیار مهم علت غیبت بپردازیم، گوشزد نمودن این نکته بسیار لازم است که، غیبت از احکام تعبدی است، و هر چند برای آن عللی را متذکر شده اند، اما این علت ها تنها می تواند به عنوان حکمت غیبت، و نه علت آن، مورد توجه قرار گیرد. خداوند متعال از آنرو که عالم و حکیم است در تمامی افعالش دو جنبه بارز مشهود است:
1) تمامی این اعمال بر اثر علم و نه جهل واقع می شود، و از این رو کاری که خلاف مقتضای علم باشد از او صادر نمی شود.
2) از آنجا که او حکیم است تمامی ا عمالش بر اساس حکمت است. منظور از حکمت در اینجا، قراردادن هر شیء در عالی ترین موضعی که شایسته آن است، می باشد. از این رو افعال خداوند هم عالمانه است و هم حکیمانه؛ یعنی هم به پشتوانه علم بی انتهای او واقع می شود، و هم به سبب استواری بر پایه رفیع حکومت او، به شایسته ترین گونه ممکن انجام می پذیرد. بدیهی است که علم و حکمت عالمان و حکیمان بشری نیز، تنها پرتوی از علم و حکمت اوست و به هیچ وجه نمی توان این دو را با هم مقایسه گرفت. از سوی دیگر، علم آدمیان به سبب محدود بودن وجود آنان، محدود است و نمی تواند علل تمامی افعال خداوند را، درک کند. از این روست که اعمال و اراده های خداوند را به دو گونه مهم تقسیم کرده اند:
1) اعمال و اراده هایی که در شمار احکام تعبدی قرار ندارد. ملاک این دسته از احکام بوسیله آدمی قابل درک و شناخت است و تعبد در آن راه ندارد. علت طلوع خورشید از سویی و غروب آن در سویی دیگر آسمان، علت کروی بودن زمین وگردش خاص آن در مدار خود، علت برخورداری انسان از قوای پنجگانه و ... در این شمار است. به تعبیری دیگر، بهره عمده ای از احکامی که خداوند بصورت سنن ثابت،‌ در طبیعت به ودیعت نهاده است، از اینگونه است. دانش بشری نیز به مقتضای تکامل و پیشرفت خود، هر لحظه به علت برخی از این احکام پی می برد.
2) اعمال و اراده هایی که علت آنها بر انسان پوشیده است. بر اساس آنچه گذشت، دیدیم که تمامی افعال خداوند بر دو پایه علم و حکمت استوار است؛ اما آیا بشر می تواند به تمامی علتهای اراده خداوند ـ که ناشی از علم و حکمت بی انتهای اوست ـ پی برد؟ بدون تردید محدود بودن دانش و ادراک بشری، او را از درک علت اراده های خداوندی باز می دارد، از این روست که بسیاری از احکام وضع شده از سوی خداوند در شمار تعبدیات قرار دارد. منظور از تعبدیات، همین دسته از احکامی است که علت آن برای انسان شناخته شده نیست. تقریباً تمامی احکام شرعی و بسیاری از احکامی که ارتباط با عالم غیب دارد،‌ در شمار همین دسته است. هرچند می دانیم که وجوب روزه در ماه رمضان بنا بر مصالح خاصی است، و کمیت رکعات نمازهای واجب پنجگانه، و احکام طهارت و نجاست و امثال آنها نیز بر اساس حکمت ها و مصلحت های ویژه ای صورت گرفته است، اما بدیهی است که از چیستی این مصالح آگاهی نداریم. بیفزاییم که هر چند شماری از عالمان مسلمان در کتاب هایی به توضیح شماری از علل احکام پرداخته اند و حتی علل الشرایع، نگاشته اند. اما این کتاب ها حداکثر می تواند حکمت احکام را آشکار سازند و نه علت های آن را، از این رو مناسبتر بود که این دسته از کتابها را حکم الشرایع نامند و نه علل الشرایع. مسأله غیبت حضرت حجت (ع) نیز، در شمار همین احکام تعبدی است، هر چند حکمت هایی برای این سنت قطعی الهی ـ که در کلمات انبیاء الهی (ع) و صاحبان عصمت تامه علیهم السلام به آن اشاره شده ـ ذکر شده است؛ اما این حکمت ها نمی تواند علت واقعی واقعه غیبت را برای ما آشکار سازد. چه اصولاً علم ما آنچنان ناقص است که نمی تواند به چرایی اراده های خداوند متعال پی برد. به عنوان نمونه، به تعبیر آفریدگار توانا: الله اعلم حیث یجعل رسالته(64) خداوند خود می داند که امانت رسالت را بر عهده چه کسی وانهد. اما آدمیان از علت آنکه در میان تمامی قوم بی اسرائیل، حضرت موسی و پس از ایشان حضرت عیسی (ع) به نبوت برگزیده می شوند، و یا پیامبر (ص) در میان سرزمین خشک حجاز و در میان آن قوم خشن به نبوت و رسالت مبعوث می شدند، آگاهی ندارند. از همین رو بود که مشرکان، متعجبانه باز می پرسیدند که: چرا خداوند با وجود افرادی که از ثروت و موقعیت برتری برخوردارند، فرزند بزرگوار حضرت عبدالله (ع) را به رسالت برگزیده است؟ این از آن رو بود، که علت بعثت ایشان بر تمامی افراد بشر پوشیده است،‌ و تنها خداوند از علت این تصمیم و اراده خود آگاه است. مسأله غیبت نیز از همین کیفیت برخوردار است. چه، چرایی آن به صورت واقعی بر تمامی افراد بشر پوشیده است و تنها صاحبان عصمت از آن آگاهند. اراده خداوند بر آغاز دوران غیبت، همانند اراده او بر پایان آن و آغاز دوران ظهور است. چه همانگونه که کسی از زمان وقوع ظهور و علت انجام آن در زمان خاص، آگاهی ندارد، علت وقوع آن و نیز زمان آغاز آن بر همگان پوشیده است. اکنون با ذکر این مقدمه به بررسی علت غیبت و یا به تعبیر صحیح تر، حکمت غیبت آن بزرگوار می پردازیم.

علت وقوع غیبت
 

سخن در این بخش را بر دو قسمت بنا می کنیم:
1) همانگونه که اشاره شد ظهور منجی آخر الزمان از سنن قطعی الهی بوده است. از این رو در سخنان انبیاء (ع) و حتی صلحای بشری، نیز به وجود و ظهور این منجی اشارات فراوانی شده است. از پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت ایشان (ع) نیز، بیش از 650 حدیث در دست است که در آن به گونه ای، از وجود مبارک آن حضرت و یا جنبه ای خاص از جنبه های وجودی ایشان سخن رفته است. این احادیث همواره در دسترس مردم بوده و خلفای اموی و عباسی نیز از آن به گونه ای روشن آگاهی داشتند. گذشته از آنان، دیگر قدرتهای غیرمشروعی که در تمامی زمان ها، گسترده ای از پهنه زمین را در اختیار خود داشتند نیز از ولادت و سرانجام، ظهور ایشان سخت مضطرب و خائف بودند. چه این ظهور مرادف و مساوی با پایان دوران سلطه تمامی حکومتهای غیر مشروع بود. تلاش عباسیان برای ممانعت از ولادت ایشان ـ که نخست با تحت نظر قراردادن حضرت امام حسن عسکری در لشکرگاه چند صدهزار نفری سامرا آغاز، و سپس با تحت نظر گرفتن خانواده آن حضرت و حتی به خدمت گرفتن قابله ای که پیاپی از وضعیت همسران آن حضرت، کسب اطلاع می کردند، پی گرفته شد ـ ، در همین راستا بود. از این رو بود که پس از ولادت آن حضرت، حتی عموی ایشان نیز از این واقعه آگاهی نداشت و تنها پس از شهادت حضرت عسکری (ع) به هنگام اقامه نماز بر جسد مطهر ایشان، نسبت به ولادت برادرزاده ارجمند خود اطلاع حاصل کرد. اما این فعالیت ها در این محدوده، محدود نشد، بنابر آنچه در تاریخ مذکور است، پس از آنکه معتضد خلیفه عباسی، از پس شهادت حضرت عسکری از ولادت آن حضرت مطلع شد، گروهی را از بغداد و برای قتل ایشان بسوی سامراء اعزام کرد و به آنان دستور داد که سر مبارک آن حضرت را به دربار او بازآورند. این گروه، شبانه از بغداد حرکت و صبحگاهان در سامرا به منزل حضرت مراجعه کردند و یکی از غلامان حضرت پرسیدند که: چه کسی در این خانه است؟ و غلام پاسخ گفت که: صاحبش در آن است! اما اینان بدون اعتنا به سخن غلام، به خانه وارد شدند و یک یک اتاقها را جستجو کردند تا خبری از آن فرزند عزیز بیابند. در مسیر همین جستجو یکی از اتاقها نوجوانی ده یازده ساله می نمود را، در حالتی که بر سجاده ای نماز می گذارد یافتند، با خود اندیشیدند که صاحب همین خانه همین نوجوان است و فرمود مورد نظر در مأموریت ما نیز اوست. سپس عزم قتل آن حضرت کردند و با سلاح های آماده خواستند که به سوی ایشان حمله ور شوند. دراین حال، ناگهان اتاق را مملو از آبی خروشان دیدند که حضرت را همچون نگینی ایستاده بر سجاده نماز، در میان خود گرفته بود. یکی از آنان که خود را شناگری قابل می دانست وارد آب شد، اما آب خروشان آنچنان او را در هم پیچید که یارانش به ناگزیر و به سختی او را از آب به سوی خود کشیدند؛ و سرنوشت دومین آنان که خود را در شنا ماهرتر از آن کوردل نخستین می دانست نیز، همین گونه شد. این گروه پس از آنکه از دست یافتن به وجود حضرت ناامید شدند، به بغداد بازگشتند وگزارش واقعه را از گوش عامه مردم مخفی دارند و درباره آن با کسی سخن نگویند(65) این واقعه، نشا ن از تصمیم جدی عباسیان برای قتل آن حضرت در همان آغازین روزهای اطلاع از ولادت ایشان دارد.
2) هر یک از اسماء علیای خداوند متعال، مظهری دارد که ظهور آن اسم به واسطه آن مظهر است. از سویی دیگر، تمامی اسماء الهی می باید به ظهور برسند و در یکی از نشآت وجود بصیرت کامل بروز یابند. بعنوان نمونه، اسم الهادی او، مظهری می طلبند که آن اسم را با تمامی مقتضاهایش به ظهور برساند و این مظهر وجود مبارک پیامبر (ص) است که مصداق کامل هدایتگری است. اسم القهار نیز مظهری می طلبد که بروز کامل آن را سبب شود و جهنم مظهر آن اسم است که در نشأه قیامت بروز خواهد کرد. بقیه اسماء الهی نیز به همین گونه هستند. حضرت حجت (ع) نیز مظهر تام دو اسم العدل و الحکیم هستند؛ بدین معنا که ظهور عدالت کامل و بروز حکمت تام در عالم هستی، وابسته به ظهور آن مظهر تام است و همانگونه که گفتیم تمامی اسماء الهی طالب مظاهر خود هستند تا به منصه ظهور برسند. حال اگر حکمت الهی اقتضاء کند که مظهر دو اسم العدل و الحکیم را به گونه ای حفظ کند که از خطر محفوظ بماند تا در زمان مقتضی به ایجاد حکومتی بپردازد که بتواند این دو اسم را ظاهر سازد، بدیهی است که از باب عدم جواز تعطیل در اسماء الله، می باید مظهر این دو اسم مختفی شود تا به گاه ظهور، مظهریت خود را اعمال کند. در مقدمه اول دیدیدکه اگر آن حضرت از دیده ظاهری مردم پنهان نمی بودند، بدون تردید پیش از آنکه وظیفه خود را به انجام برسانند، همچون نیاکان بزرگوارشان بدست حکام عباسی و دیگر طواغیف روزگار، به رتبه رفیع شهادت نائل می شدند. از این روست که می توان گفت حکمت مقتضی آن است که مظهر الحکیم از دیدگان پنهان باشد، و عدل الهی اقتضای آن را دارد که مظهر العدل مختفی بماند، تا آنگاه که شرایط برای انجام رسالت الهیش آماده شود، ظهور کند و این دو نام جلیل را ظاهر سازد. در توضیح این سخن می افزاییم که این روش در داستان رشد و بالندگی شماری از انبیاء الهی پیشین نیز، سابقه داشته است. بعنوان نمونه حضرت ابراهیم (ع) نیز پس از ولادت تا سالیانی چند در غاری از دیدگان پنهان بود و بعد از آنکه خطر قتل ایشان منتفی شد، به میان جامعه بازگشت، حضرت موسی (ع) نیز سالیانی دراز از قوم خود پنهان بود و ناشناس در میان فرعونیان می زیست، بدون آنکه آنان تاز کیستی او آگاه باشند. بنابراین روشن است که اگر وظیفه هدایتگری حضرت ابراهیم و موسی (ع) مقتضی آن است که این رو پیامبر الهی سالها در دوران غیبت بسر برند و از آن پس به انجام وظیفه خود بپردازند، همان وظیفه نیز می تواند سرنوشتی مشابه آنان برای حضرت حجت مقدر سازد(66).

نظری دیگر بر غیبت امام (ع)
 

همانطور که می دانیم غیبت بر اساس حکمت الهی صورت گرفته و ما به همه اسرار آن واقف نیستیم ولی ممکن است رمز اساسی غیبت، سرپیچی و طغیان جوامع در طول امامت یازده معصوم باشد . در مثالی از حجت الاسلام و المسلمین قرائتی: در کوچه ای، شهرداری شهر، هر بار لامپ نصب می کند و مردم آن لامپ را می شکستند. یک بار، دوبار تا یازده بار لامپ می بندند و مردم جاهل لامپ ها را می شکستند. شهرداری از دست مردم ناراحت می شود و می گوید تا خود را اصلاح نکنند لامپ دوازدهم بسته نخواهد شد. تخلف و حمایت نکردن مردم از امام زمان را می توانه به مردم این کوچه، وسعت داد. سرپیچی مردم از یازده امام در طول تاریخ کاملاً روشن شد و جای هیچ ابهامی باقی نماند که مردم نمی خواهند زیر بار حکومت عدل اسلامی بروند. در چنین وضعی، غیبت یک مسأله طبیعی است و ظهور و حضور او در جامعه محتاج سئوال است و باید گفت با این وضع جرا امام در جامعه ظاهر باشد. امام غائب خواهد بود و به وظایف خویش پنهانی عمل خواهد کرد تا زمینه ظهورش فرآهم آید آنگاه ظاهر می شود و خیل مشتاقان را به زیارت و حمایتش موفق می سازد: ان الله لا یغیر ما قوم حتی یغیر ما بانفسهم این رمز تا هنگام ظهور پنهان است و در آن وقت مردم جهان در می یابند علت غیبت در وجود خودشان نهفته بوده است و از آن غافل بوده اند و چنانچه بیشتر خود را آماده می ساختند امام بر آنان ظاهر می شد اما درصد اصلاح و آمادگی خود برنیامدند و به رژیم های گوناگون و فاسد دل بستند و گمان کردند رژیم های فاسد می توانند دردی را دوا کنند یا سازمانها و کنفرانس های پر زرق و برق می توانند کاری را از پیش ببرند. البته معنی اینکه می گوییم مردم موجب غیبت امام عصر (ع) شده اند آن نیست که همه به این گناه آلوده اند بلکه مراد حد نصابی است که برای ظهور آن حضرت لازم است. بدیهی است که بسیاری از شایستگان همیشه آماده ظهور بوده و هستند. اما جامعه در حد نصاب خود، این آمادگی را ندارند و اجتماعی که آمادگی نداشته باشد طبعاً با حکومت او معارض خواهد بود و لذا غیبت ادامه می یابد و خداوند بوسیله غیبت امام علیه السلام را از قتل حفظ کرده است. زیرا گر پیش از موعد ظاهر شود او را خواهند کشت و به انجام ماموریت الهی خود موفق نمی گردد و به هدف اجتماعی ظهور خویش نائل نمی شود(67)
نظری دیگر (علل سیاسی ـ اجتماعی غیبت) شکی نیست آمدن رهبران الهی برای رساندن مردم به سرمنزل کمال مطلوب است و این در صورتی است که مردم آمادگی بهره برداری از این هدایت الهی را داشته باشند و الا اگر زمینه مساعدی نداشته باشند حضور رهبران الهی در بین مردم ثمری نخواهد داشت. چون از زمان امام جواد به بعد تضییقها زیادتر شد. زمینه مساعد برای بهره برداری از هدایت های امامان در جامعه به حد نصاب نرسید و حکمت الهی، اقتضا کرد که امام دوازدهم غیبت اختیار نمایند. در روایات ما، در زمینه علل و اسباب غیبت، روی سه موضوع تکیه شده است:

1) آزمایش مردم
 

می دانیم که آزمایش بندگان و انتخاب صالحان و گزینش پاکان از سنت های ثابت الهی است. زندگی همواره صحنه آزمایش بوده تا بندگان در پرتو ایمان و صبر و تسیلم خویش در پیروی از اوامر الهی و تربیت یافته و به کمال برسند و استعدادهای نهفته شان، شکوفا شود. در این آزمایش گروهی از مردم که ایمان استورای ندارند، باطنشان ظاهر شده و دستخوش تردید می شوند و کسانیکه ایمان ریشه دار و عمیقی دارند بخاطر انتظار ظهور و ایستادگی در برابر شدائد، پخته تر می شوند و به درجات بلندی از اجر و پاداش الهی نائل می گردند. از سخنان پیشوایان اسلام بر می آید که آزمایش بوسیله غیبت حضرت مهدی، از سخت ترین آزمایش های الهی است و این سختی از دو جهت است:
1- از جهت اصل غیبت، که چون بسیار طولانی می شود بسیاری از مردم دستخوش شک و تردید می گردند. برخی در اصل تولد و برخی در طول عمر آن حضرت، شک می کنند و جزء افراد دارای شناخت عمیق، کسی بر عقیده به امامت آن حضرت باقی نمی ماند.
2- سختی ها فشارهای دوران غیبت، مردم را دگرگون می سازد،‌ بطوری که حفظ ایمان و استقامت در دین، سخت می شود و ایمان در معرض مخاطرات شدید قرار می گیرد(68)

2) حفظ جان امام
 

همانطورکه در نظرات قبل گذشت: خداوند، بوسیله غیبت، امام دوازدهم را از قتل حفظ کرده است و الا اگر در بین مردم ظاهر می شدند به قتل می رسیدند. زراره، یکی از یاران امام صادق (ع) می گوید: امام صادق (ع) فرمودند: امام منتظر، پیش از قیام خویش مدتی از چشم ها غایب خواهد شد. عرض کردم چرا؟ فرمود: بر جان خویش بیمناک خواهد بود.

3) آزادی از یوغ بیعت با طاغوت های زمان
 

پیشوای دوازدهم، هیچ رژیمی را، حتی از روی تقیه، به رسمیت نشناخته و نمی شناسد. او مأمور به تقیه از هیچ حاکم و سلطانی نیست و تحت حکومت و سلطنت هیچ ستمگری درنیامده و در نخواهد آمدف چرا که مطابق وظیفه خود عمل می کند و دین خدا را به طور کامل و بی پرده پوشی و بیم و ملاحظه ای اجرا می کند. بنابراین جای هیچ عهد و میثاقی و بیعت با کسی و مراعات و ملاحظه نسبت به دیگران باقی نمی ماند. حسن بن فضال می گوید: امام هشتم فرمودند: گویی شیعیانم را می بینم که هنگام مرگ سومین فرزندم (امام حسن عسکری) در جستجوی امام خود، همه جا را می گردند اما او را در نمی یابند. عرض کردم چرا غایب می شود؟ فرمودند: برای اینکه وقتی با شمشیر قیام می کند، بیعت کسی در گردن وی نباشد.(69) و(70) یک نتیجه تربیتی با طرح یک سئوال:

علت طولانی شدن غیبت؟
 

از آنچه که گفتیم، پاسخ روشن است، گفتیم خدای متعال، فیاض علی الاطلاق است. فیاض صیغه مبالغه است و دلالت بر فیض مادام و بدون انقطاع او دارد؛ بنابراین، او در افاضه فیض بخیل نیست و تنها اگر مقتضای آن افاضه موجود شود، او بنابه رحمت کامل خود به بسط فیض خواهد پرداخت. از همین باب است که خدای متعال، پیش از آن که آدمیان را بیافریند، بر اساس استعداد آنان حوائجشان را برآورده است و عالم مادی را آنچنان خلق فرموده که مناسب زندگی آنان باشد. لطف پدر و مهر مادر، آماده بودن غذایی که طفل در دوران نخستین زندگی به آن نیازمند است، انواع و اقسام غذاها، آشامیدنی ها پوشاک و جز آن ـ که زندگی مادی انسان بر پایه استفاده از آن استوار است ـ ، ارسال انبیاء، انزال کتب آسمانی، وجود اوصیای پیامبران (ع) و نیز صالحانی که در هر دوران، کمال انسان در زندگی معنوی او بوجود آنان وابسته است، در شمار همین الطاف اوست. حال در می یابیم که تنها علت طولانی شدن غیبت ولیعصر (ع) نبود، تقاضا است؛ ورنه اگر تقاضا بود سنت دائم فیاض علی الاطلاق بر آن است که در فیض کوتاهی نکند، و آنچه مورد تقاضا است را عرضه نماید. از این روست که چون ظلم جهان را فراگیرد و تقاضای عدالت از بن جان و بیخ دندان آدمیان صورت پذیرد، خداوند بدون لحظه ای درنگ، ولی خود را ظاهر می سازد تا به بسط عدل بپردازند و تقاضای جامعه بشری را پاسخ گوید. پس نتیجه می گیریم که تنها علت طولانی شدن غیبت، نبودن تقاضای واقعی ظهور از جانب انسانهاست(71)

فصل چهارم
 

آثار تربیتی فرهنگ انتظار در زمان غیبت
 

یکی از آثار اخلاقی و تربیتی در زمان غیبت انتظار کشیدن از برای آمدن و ظهور حضرت ولیعصر (ع) می باشد.

انتظار در لغت:
 

کیفیتی درونی و برانگیزاننده است که انسان را مهیای استقبال از امر منتظرالیه می نماید. یعنی مطالبه و پی جویی برای ادراک چیزی که در آینده واقع می گردد، به شکلی که گویا هر لحظه چشم به راه وقوع آن چیز می باشد. یعنی چشم به راهی برای انجام کاری که مورد نظر و مطابق میل انسان است(72)

1) دلیل عقلی لزوم انتظار:
 

از دیدگاه عقل و بر اساس نظرات فلسفی و تحلیل عقلانی، نظام حاکم بر هستی، نظامی حکیمانه و احسن می باشد و تاریک و ابتر دیدن آن، منافات با این دیدگاه عقلی و فلسفی دارد. به همین دلیل بر اساس ادله و براهین عقلی و فلسفی انتظار با همه گستردگی و عمق معنوی خود، عاقبت اندیشی مثبت وعاقلانه نسبت به آینده تاریخ است و به نوعی الزامی است عقلی، که خردورزی بر آن صحه می گذارد، چرا که فقدان این دیدگاه (انتظار) مساوی با بازیچه دیدن خلقت هستی و انسان می باشد. استاد مطهری (ره): آرمان قیام و انقلاب مهدی (ع) یک فلسفه بزرگ اجتماعی اسلامی است، این آرمان بزرگ گذشته از این که الهام بخش ایده و راه گشای به سوی آینده است، آیینه بسیار مناسبی است برای شناخت آرمان های اسلامی. این نوید، ارکان و عناصر مختلفی دارد که برخی فلسفی و جهانی است و جزئی از جهان بینی اسلامی است، برخی فرهنگی و تربیتی است، برخی سیاسی است، برخی اقتصادی است، برخی اجتماعی است، برخی انسانی، یا انسانی ـ طبیعی است(73)

2) دلیل نقلی لزوم انتظار:
 

از بین آیات بسیار به دو آیه اکتفا می شود. وارتقبوا انی معکم رقیب(74) «چشم به راه باشید که من با شما چشم به راهم» فانتظروا انی معکم من المنتظرین(75) «پس منتظر باشید، من نیز همراه شما از منتظرانم» در بین روایات زیاد در موضوع انتظار به 3 مورد اکتفا می شود: قال الباقر (ع): توقعوا هذا الامر صباحاً و مساءً(76) «صبح و شام متوقع و منتظر این امر (فرج) باشید» قال محمد بن علی الجواد (ع): ان القائم منا هوا المهدی الذی یجب ان ینتظر فی غیبته(77) به درستی که قائم ما همان مهدی (ع) است کسی که در زمان غیبتش باید انتظار او را بکشند.
قال المهدی (ع): علیکم بالدعاء و انتظار الفرح فانه سیبدولکم علم بر شما باد به دعا کردن و انتظار فرج و گشایش چراکه به زودی برای شما علم (به فوائد آن) آشکار می شود. بسیاری از روایاتی که در موضوع انتظار و فضیلت آن آمده هر چند ظاهراً جملات خبریه است اما به تعبیر آیت الله جوادی آملی (دام ظله) جملات خبریه به داعی انشاء می باشد و صیغه دستوری دارد(78) به عبارت دیگر توصیف انتظار و پاداش آن و آثار آن نیست، بلکه توصیه و دستور به انتظار و تحصیل این حالت در خود می باشد. پس ایجاد فرهنگ انتظار در خود و محیط پیرامون خود از واجبات عقلی و شرعی است(79)

عناصر اخلاقی تشکیل دهنده انتظار
 

انتظار فضیلتی اخلاقی ـ عرفانی است که روح را تعالی می بخشد و تحول آفرین و تربیت کننده انسان است. به عبارتی انتظار فضیلتی است مرکب از فضائل دیگر که تحصیل آن کاری بس دشوار و البته پرپاداش و پرنتیجه و به همین دلیل در روایات اهل بیت (ع) از این حالت اخلاقی عرفانی با تعابیری چون: افضل العباده، افضل اعمال امتی، احب الاعمال الی الله عز و جل و ... یاد شده است.

1) امید :

چرا که در صورت یأس مطلق و عدم امیدواری، حالت انتظار در انسان شکل نمی گیرد و تحقق خارجی پیدا نمی کند. قال علی (ع): انتظروا الفرج و لا تیاسوا من روح الله « در انتظار فرج و گشایش باشید و از رحمت خدا نا امید نشوید»

2) معرفت و اطمینان :

یعنی شناخت امر منتظر و اطمینان به وقوع آن می باشد، چرا که در صورت عدم یقین و عدم اطمینان به امری حالت انتظار در انسان منعقد نخواهد شد.

3) نزدیک دیدن :

یعنی نزدیک دیدن امر مورد توقع و اعتقاد به قرب زمانی آن می باشد، چرا که دور دیدن و استبعاد زمانی نسبت به آن امر با حالت انتظار سازگاری نخواهد داشت.

4) محبوبیت موضوع :

اگر حادثه ای و امری محبوب انسان باشد، مطلوب او نیز قرار خواهد گرفت و اگر چیزی مطلوب او شد، تمامی تلاش ها فعالیت های وی در راستای رسیدن به آن مطلوب صورت خواهد گرفت، لذا محبوبیت امر فرج و انتظار، انسان را به یک منتظر واقعی و یک مصلح دلسوز و یک عاشق بی قرار تبدیل می کند.

5) منفور بودن شرایط موجود و مأیوس شدن از آن :

اگر فردی، شرایط موجود را بهترین شرایط بداند انتظار امری جدید برای او تحقق نخواهد یافت. اما اگر با تحقیق در حوادث ایام و انواع ظلمها و فسادها به مطلوب نبودن شرایط موجود اذعان نمود، حالت انتظار برای ایجاد شرایطی جدید و نو برای او فراهم می آید. قال الرضا (ع): انما یجیء الفرج علی الیاس همانا فرج و گشایش پس از ناامیدی می آید.

6) آمادگی و تلاش علمی و زمینه سازی :

انتظار آن هنگام واقعی و صادق است که انسان را به حرکت و تلاش در مسیر تحقق امر منتظرآن وادار نماید، و گرنه صرف حالت انتظار بدون آمادگی و تلاش عملی، آرزویی بی نتیجه و یا انتظاری سطحی است. به همین دلیل پیامبر اکرم (ص) انتظار را به عنوان یک حالت بسیار ارزشمند و یا یک جهاد آن هم برترین جهاد است خود معرفی می کنند. قال رسول الله (ص): افضل جهاد امتی انتظار الفرج ، قال رسول ا لله (ص): یخرج ناس من المشرق فیطئون المهدی « از مشرق زمین مردمی قیام می کنند و زمینه را برای ظهور مهدی آماده می سازند.

7) صبر وپایداری :

انتظار نتیجه بخش و معنی دار، انتظاری است توأم با صبر و مقاومت و گرنه تبدیل به یک تمنی زودگذر و افتادن به دام های انحرافی و فریبنده و محبوب سازی جاهلانه می شود. اینکه در روایات، صبر در کنار انتظار فرج قرار داده شده وگاهی تصریح به انتظار توأم با صبر شده دلالت بر حیاتی بودن صبر در شکل گیری حالت انتظار دارد. پیامبر اکرم (ص): صبورانه در انتظار فرج بودن، عبادت است.

8) عزت طلبی:

یکی از فطریات در انسان، کمال جویی و عزت طلبی و پرهیز از همه عوامل ضعف و ذلت است. در طول تاریخ، عزت خوبان و مومنین توسط ستمگران و نابخردان (به ظاهر) خدشتهدار گشته و به همین دلیل آنان همیشه به دنبال فرصتی بوده اند تا عزت و مکانت از دست رفته خود را احیاء نمایند. آنان نه تنها خود بلکه پیشوا و کتاب قانون خود را از سوی ظالمین تحقیر شده می بینند و در صدد برگرداندن عزت تمامی این امور هستند.در دعاهای مربوط به انتظار و ظهور، بر واژه عزت و معز، تأکید بسیاری شده است که به ذکر یک مورد اکتفا می شود.
این معزّ الاولیاء و مذلّ الاعداء(80) کجاست آن عزت دهنده اولیاء و ذلیل کننده دشمنان (دین خدا) است.

9) تقوا محوری:

یکی از قوانین وسنن جاری در هستی، موفقیت و پیروزی قانون گرایی و قانون محوری و تقواگرایی است. اگر کاری بر اساس صحیح و بنیانی واقعی و راستین بنا شده باشد، ماندگار است. قرآن در مورد پرهیزکاران می فرماید: والعاقبه للمتقین(81)امام باقر (ع): مارا سلطنتی در آینده خواهدبود و بعد از حکومت ما، حکومتی نباشد؛ زیرا ما اهل تقوا هستیم و خداوند فرموده است: عاقبت کار، از آن متقین است.

10) جدیت و پشتکار:

در جوهره انتظار صادق و در روح منتظر خالص،‌ جدیت و پشتکار و پیگیری و تداوم بخشی وجود دارد. امام صادق(ع): هر که دوست دارد از یاران قائم باشد پس باید انتظار بکشد و در حالیکه منتظر است، پارسایی و اخلاق نیک را در پیش گیرد. اگر (با چنین حالتی) از دنخیا برود و بعد از مرگ او، قائم قیام کند، اجرش همانند اجر کسی است که قائم را درک کند، پس (در کار و عمل) بکوشید و منتظر باشید؛ گوارایتان باد ای جماعت مشمول رحمت!

11) احساس یتیمی :
 

یکی از مفاهیمی که در شکل گیری و شدت بخشی حالت انتظار در ما مؤثر است، درک شرایط موجود در زمان غیبت و احساس یتیمی معنوی در زمان غیبت است. اگر این احساس در ما بوجود آید و خسارت های معنوی و مادی عدم حضور امام را درک کنیم چشم به راهی ما نسبت به ظهور حضرت شدت خواهد یافت در جستجوی یافتن راهی برای شناخت پدر و حضور و احضار او خواهیم بود.
پیامبر اکرم 0ص): از یتیمی کسی که پدرش را از دست داده سخت تر، یتیمی کسی است که از امام خود بریده شده و توان دسترسی به او ندارد.

12) اندیشه حسینی
 

یکی از مقدمات اندیشه انتظار، وجود اندیشه حسینی و آرمان کربلائیشان و آرزوی انتقام خون به ناحق ریخته امام حسین (ع) است؛ همچنانکه شعار یاران حضرت ولیعصر (ع) یا لثارات الحسین (ع) است، انتظار نیز بر همین مبنا شکل می گیرد. به عبارتی دیگر هر چه با آرمان ها و مصائب امام حسین (ع) آشنا شویم، حس ومیل انتقال از ظالم در ما نمایان تر خواهد شد و حالت انتظار در روح ما مواج تر خواهد گشت.در زیارت امام حسین (ع) به این عنصر اخلاقی ـ روانی انتظار اشاره شده است. پس مسألت می کنم از خداوند ... که خونخواهی تو را با امام منصور از اهل بیت محمد (یعنی حضرت مهدی) روزی فرماید(82)

مراتب انتظار فرج
 

برای حالت انتظار فرج و گشایش در امور، سلسله مراتبی وجود دارد که با توجه به نوع مشکلی که چشم به راه حل آن هستیم، تنظیم می گردد.

1) انتظار در جهت گشایش امور شخصی :

اولین و ضعیف ترین مراتب انتظار، انتظار به جهت گشایش در امور شخصی خود و ناگواری های فردی می باشد. البته همین امور شخصی گاهی غصه های زندگی مادی و امور عادی خود است و گاهی دردهای معنوی که انسان در دل دارد و خواستار گشایش آن با فرج امام زمان (ع) است.

2) انتظار جهت گشایش در ا مور مؤمنین:

اعم از مشکلات مادی و معنوی، دینی و دنیایی که مؤمنین را محاصره نموده و آنان را در نوعی سرگردانی و بی سامانی قرار داده است. امام سجاد (ع): زمانی که قائم ما قیام کند آفت را از شیعیان ما بزداید و هر مرد آنان را قدرت چهل مرد دهد، آنان فرمانروا و سالار جهان خواهند بود.

3) انتظار در جهت گشایش امور آحاد انسانی :

انتظار برای گشایش در امور جامعه جهانی و همه آحاد و ساکنین زمین است، چرا که ظهور امامع عصر (ع) نوید بخش امنیت و عدالت جهانی است و از برکات و آثار آن، همه اهل زمین برخوردار خواهندشد . در دعای عهد با امام زمان می خوانیم: خداوندا او را پناهگاه بندگان مظلومت قرار بده(83)...

4) انتظار جهت گشایش امور جامدات، گیاهان و حیوانات :

چرا که با امر فرج در زمین و زمان و عالم نباتات و حیوانات نیز تحولات مثبت ایجاد خواهد شد. پیامبر اکرم (ص): او زمین را، همچنان که آکنده از ستم و بیداد شده، از عدل و داد پر می کند. آسمان از ریختن نزولاتش هیچ دریغ نمی ورزد و زمین از رویاندن گیاهانش(84) در دعای عهد با امام زمان (ع) می خوانیم: خداوندا، بوسیله او سرزمین هایت را آباد کن و بندگانه را زندگانی (حقیقی) بخش.

5) انتظار جهت گشایش امر انبیاء و اولیاء :

انتظار جهت گشایش غصه ها و دردهای اولیاء و انبیاء در گذشته تاریخ و شادمانی و فرج برای آنان است. در دعای ندبه: کجاست آن کسی که انتقام خون پیامبران و فرزندان آنها را می گیرد.

6) انتظار جهت گشایش در امور آل محمد (ص) :

چون آل محمد، مستضعفین واقعی هستند. چرا که با ظهور امام عصر (ع) دولت کریمه اهلبیت تشکیل خواهد شد و بازگشت مجدد آنان به دنیا با رجعت شروع خواهد گشت. بعبارتی فرج امام عصر (ع) فرج آل محمد است و موجب شادمانی رسول الله و اهلبیت او خواهد شد. در دعای عهد می خوانیم: خداوندا پیامبرت و پیروان او را به دیدارش شادمان کن و پس از او به بیچارگی ما رحم کن، خداوندا با حضورش این گرفتاری را از این ملت برطرف کن...

7) انتظار جهت گشایش امور ملکوتیان :

چون که مصائب اولیاء الهی و به ویژه مصیبت حضرت سید الشهداء آنان را غمزده و رنجور ساخته و آنان را در انتظار گشایش امر هستند. امام باقر (ع) در جواب ابوحمزه ثمالی که از علت نامگذری آن حضرت به قائم پرسید، فرمودند: چون جدم حسین (ع) کشته شد فرشتگان با گریه و فغان به درگاه خدا فریاد برآورد که: ای خدا و سرور ما! آیا از کسیکه برگزیده تو و فرزند تو وبهترین آفریده تو را می کشد چشم می پوشی؟ خداوند به آنان فرمود که: فرشتگان من آرام گیرید، به عزت و جلالم سوگند که از آنان انتقام خواهم گرفت، گرچه زمانش به طول انجامد. آنگاه خداوند امامان نسل حسین (ع) را به فرشتگان نشان داد و فرشتگان بدان شادمان گشتند. در میان آنان یکی ایستاده بود و نماز می خواند، خدا فرمود: با این قائم از آنان انتقام می گیرم(85)

8) انتظار جهت گشایش در امور امام زمان(ع):

چونکه قلب امام عصر در دوران غیبت، نقطه مرکزی برزگترین مصائب و دردهاست بطوریکه:
1- در دورانع غیبت حق ولایت و حکومت به دست شرورترین انسانها غصب شده است.
2- تعطیلی احکام الهی و حدود و قوانین شرعی را شاهد است.و ...

آثار و برکات انتظار در زمان غیبت
 

1) ارتباط و مقام معیت :
 

از خواسته های اخلاقی مومن خالص، میل به مولاست و میل به همه فضایل انسانی، فرایند این دو خواسته، حس انتظار نسبت به امام زمان را در دوران غیبت در فرد بیدار می کند و سائقی می شود که انسان به تکاپو بیفتد تا رابطه ای بین مومن و امام برقرار خواهد شد. هر چه انتظار، سوزان تر، واقعی تر باشد زمینه ارتباط عمیق تر خواهدذ شد. تشرفات دوران غیبت شاهدیست بر این مطلب که ارتباط با حضرت مراتبی دارد: گاهی در خواب، گاهی بیداری، گاهی از دور، گاهی از نزدیک،‌گاهی دارای اثری زودگذر و ... امام صادق (ع): کسی که در حال انتظار این امر (ظهور قائم) از دنیا برود همانند کسی است که با قائم در خیمه او باشد.

2) عبودیت :
 

به معنای اینکه همواره با یاد خدا بودن و پیوسته در راه خدا حرکت نمودن، راه و راهنما را شناختن و در مسیر الی الله با سرعت در حرکت بودن است. امام علی (ع): محبوبترین کارها نزد خدا، انتظار فرج است.

3) درک ثواب مجاهدت در رکاب رسول الله (ص) و دفاع از شخص ایشان :
 

از ملاک های برتری مومنین نسبت به یکدیگر و عامل تفاضل مومنین، جهاد فی سبیل الله است. حال اگر این جهاد در رکاب رسول الله و در پیشگاه آن بزرگوار باشد فضیلتی صد چندان می یابد. با انتظار خالصانه و صادقانه به پاداش جهاد حکمی در رکاب رسول الله نائل خواهیم شد هرچند فاصله ای دورتر از نظر زمانی باحضرت داشته باشیم. امام صادق (ع): هر کس در حال انتظار این امر (ظهور قائم (ع)) بمیرد همچون کسی است که با قائم در خیمه او باشد نه بلکه بمانند کسی است که در کنار پیامبر شمشیر زند.

4) آرامش :
 

امید به آینده و صاحب نفس مطمئنه بودن و دستیابی به آرامش از اهم آرزوهای همه انسانها و از آرمانهای اولیاء خداست.امام سجاد (ع): انتظار فرج، از بزرگترین گشایش هاست.

5) اقتدا به روش پیشوایانه و ورود در خیل منتظران :
 

تأسی به پیشوایان در همه خوبی ها و صفات، رشد سریع انسان را به همراه دارد و تکامل شخصیتی انسان را تضمین می کند و انسان را به مراتب عالیه می رساند.

6) تقویت مثبت اندیشی و مثبت رفتاری :
 

یکی از (بیماریها) و ابتلائات روحی روانی بشریت، منفی اندیشی، بدبینی نسبت به خود، دیگران و تاریخ است. انسانی که چنین اخلاق رذیله ای داشته باشد،‌ به فردی بی ثمر، منفی گرا و نامطلوب تبدیل خواهد شد. اما در صورت مثبت اندیشی و البته پرهیز از سراب اندیشی و تخیل گرایی، به یک خوش بینی واقعی معقول دست پیدا می کند و این حاصل نمی شود مگر با اندیشه و اعتقاد به منجی و مهدویت و تقویت فرهنگ انتظار.

7) رجعت و حضور در رکاب حضرت مهدی (ع):
 

از ثمرات انتظار و اقدام به امور اصلاحی در زمان حیات، احیاء مجدد و امکان رجعت در دوره طلایی حکومت حضرت بقیه الله است. بازگشت اصحاب کهف، یوشع بن نون،‌سلمان، مقداد، ‌مالک اشتر از همین نمونه هاست.و ...

8) درک پاداش شهادت :
 

در فرهنگ دین و اهبت (ع) شهادت دارای دو قسم است:
1- شهادت عینی: که فرد در میدان نبرد و جهاد اسلامی شرکت کند و جانش را در راه خدا، فدا نماید.
2- شهادت حکمی: اینکه فرد در میدان جهاد شرکت ننموده و لکن در میدان فرهنگی و معنوی جهاد کرده و به ثواب شهادت فی سبیل الله نائل آمده است. امیرالمومنین (ع): کسیکه منتظر امر ما (فرج و ظهور) باشد مانند کسی است که در راه خدا به خون خویش بغلطد).

9) بردباری و تحمل بالا:
 

تقویت ضریب بردباری و تحمل پذیری انسان نسبت به ناگواریها و مشکلات در مسیر حق و حقیقت است و از آنجایی که همه ناگواریها را در مسیری با آینده ای روشن و ظهوری سبز می بیند، آنها را بر خود هموار کرده و چون شهدی شیرین به جان می خرد.

10) دین محوری و تلاشی ارزشی مداوم:
 

انسان منتظر چون حرکت تاریخ را به سمت استقرار دیانت و اجرای قوانین انسانی و اسلامی می بیند، از مسیر صحیح خارج نگشته و در انجام وظایف و مسئولیت های دینی و اصولی کوتاهی نخواهد نمود.هم در جنبه فردی، انگیزه کافی برای انجام خیرات و تحصیل فضیلت ها خواهد داشت و هم از نظر اجتماعی زحمات و اصلاحات امروز خود را هدر رفته و بی نتیجه نمی پندارد.

11) فعالیت در مسیر خدا و اجر مضاعف
 

فعال شدن روح در مسیر خدا و غنی سازی معنوی لحظه های شب و روز و اجر مضاعف و چندین برابر و تضاعف شخصی و یکی به ازای چندین نفر شدن است.امام باقر (ع): بدانید که منتظر این امر (ظهور امام) پاداشی همانند شخص روزه دار و شب زنده دار دارد.

12) هم جواری با اهل بیت (ع) در بهشت
 

فضیلت انتظار نه تنها فوائد و برکات دنیایی دارد،‌ بلکه در آخرت نیز انسان را به هم جواری و همزیستی با پیامبر (ص) نائل می سازد.
امام صادق (ع): هر کس منتظر امر (حکومت و دولت) ما باشد و بر آزارها و رعب و وحشتی که به او می رسد، شکیبایی کند فردا در زمره ما باشد.

13) رشد عقلانی و فهم رشد یافته
 

امام سجاد (ع) ای ابوخالد به درستی که اهل زمان غیبت او که امامتش را باورع دارند و منتظر ظهور اویند از مردم همه مکانها بهترند، زیرا که خداوند آنچنان عقل هخا و فهم ها و شناختی به آنها عنایت کرده که غیبت نزد آنان مثل دیدن باشد و آنها را در آن زمان به منزله کسانی قرار داده است که در پیشگاه رسول خدا (ص) با شمشیر جهاد نکرده اند، آنان به حق مخلصانند و راستی که شیعیان ما هستند و دعوت کنندگان به دین خدا (عز و جل) در پنهان و آشکار می باشند(86)

آثار تربیتی انتظار بر شخص منتظر
 

1) ورع و رعایت محاسن اخلاقی
 

امام صادق (ع): هر که دوست دارد از یاران قائم باشد، پس باید انتظار کشد و در حالیکه منتظر است، پارسایی و اخلاق نیک را در پیش گیرد. اگر با چنین حالتی از دنیا برود و بعد از مرگ اوف قائم قیام کند همانند اجر کسی را دارد که قائم ما را درک کند پس (در کار و عمل) بکوشید و منتظر باشید.

2) پرهیز از شکاکیت و پیروی از راه ائمه پیشین
 

امام صادق (ع): اگر در زمانی قرار گرفتی که به امامی از آل محمد (ص) دست نیافتی، هر که را قبلاً دوست داشتی (از ائمه گذشته) دوسته بدار و هر که را از دشمنانشان دشمن داشتی دشمن
/ 0 نظر / 28 بازدید